احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۶۱ مطلب با موضوع «فیش منبر :: اهل البیت» ثبت شده است

۱۱
دی
۹۹

حضرت زهرا سلام الله علیها

السّلامُ علیکِ ایتها المَظلومَة المَغصُوبة ، السَّلام علیکِ ایَّتها المُضطَهَدة المَقهورة ، السّلام علیکِ یا فاطمة بنت رسول الله1

 

منم که در ره دین ، دِین خود ادا کردم 

چنانکه خالق خود را زخود رضا کردم

 

زبس به شوق شهادت، علی علی گفتم

به پای عشق علی جان خود فداکردم

 

در آستانه­ی در راه بر عدو بستم 

حمایت از حرم وحی کبریا کردم

 

عدو شکست در و در شکست پهلویم                    به جرم آنکه حمایت ز مرتضی کردم2

 

مقدمه

(گریز)

آن ملعونی که در خانه ی امیر المومنین (علیه السلام) را آتش زد  در نامه ای به معاویه می نویسد:

وقتی در خانه ی علی (علیه السلام) رفتم و فاطمه (سلام الله علیها) آمد و گفت چه می خواهید؟ گفتم باید علی برای بیعت به مسجد بیاید. اگر علی از خانه بیرون نیاید دستور می دهم هیزم بیاورند و خانه و اهلش را می سوزانم و وارد خانه می شوم. همین کار را کردم وقتی می خواستیم وارد خانه بشیم فاطمه نمی گذاشت، با تازیانه بر دستهایش زدم تا در را رها کند چنان ناله ای زد و گریه اش چنان جانسوز بود که نزدیک بود ترحم کنم؛ اما یادم آمد چقدر شجاعان عرب را علی کشته ، آن کینه ای که نسبت به علی داشتم نگذاشت دلم نرم بشه، اینجا بود که با پای خود چنان لگد به در زدم.

 

اجازه بِدید اینجا را از زبان فاطمه (سلام الله علیها) بگم:

 

چنان به سینه به میخ در اصابت کردم

که زیر لب طلب مرگ از خدا کردم

 

چنان زسقط جنین طاقتم برفت از کف

که از برای کمک فضه را صدا کردم

 

فاطمه­ی زهرا (سلام الله علیها) دو تا ناله زد.

تو ناله اول صدا زد:

یَا ابَتاه یَا رَسولَ الله هکَذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک

باباجان ببین با دخترت چه کردند؟!

 

اما یه ناله ی دیگری زد که این ناله جانسوزتر بود فریاد زد:

 آه یا فضه فخذینی فقد والله قتل ما فی أحشائی من حمل

فضه مرا دریاب، به خدا محسنم را کشتند 3-4یازهرا یا زهرا ...

 اما بگذارید یک جمله ای هم به بی بی بگیم.

 

بی بی جان! اینجا بین در و دیوار پهلوی شما را شکستند اما کربلا،

 ده نفر نعل تازه به اسبهایشان زدند ، لجام به دهنهای اسبهایشان ، آنقدر بر بدن حسینت تاختند که دیگر جای سالمی به بدنش نماند.  هر کجا نشسته ای سه مرتبه صدا بزن یا حسین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم                                                             

پایان(فرود)

1 - مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

2 دلا بسوز... ژولیده ص223.

3 - بیت الاحزان محدث قمی ص96.

4 - رنجها و فریادهای فاطمه(سلام الله علیها) محمدی اشتهاردی ص 148

 

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

حضرت زهرا سلام الله علیها

السَّلامُ علیکِ یا مُمتحنة امتحنکِ الّذی خلقکِ قَبل اَن یَخلُقکِ ..

سلام ای ذکر خاص حق ثنایت             

درود ای گفته احمد من فدایت

 

تو فرقانی تو یاسینی تو طاها                

تو زهرائی تو زهرائی تو زهرا

 

زهرا جان(3)

بی بی جانم:

 

آتش عشق را زبانه توئی                     

نخل توحید را جوانه توئی

 

خانه کوچکت مطاف ملک            

همه پروانه ، شمع خانه توئی

 

بر سر سجده در دل محراب           

با مناجات عارفانه توئی

 

زهرا جان(3)

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

قربان مظلومیتت بی بی جانم! بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یک لحظه آرامش نداشت. گریه کنندگان عالم رو چند نفر گفتن یکی از اونها فاطمه (سلام الله علیها) است. هر کجا یادگاری از پیغمبر می دید بی تاب می شد، اشکش جاری می شد (آخی ) دلهای مدینه ای! شما هم با بی بی زیر گنبد خضرای نبوی هم ناله بشید ؛ مریضها رو فراموش نکنید ، اونهائی که به شما التماس دعا گفتن ، اونهائی که سالهای قبل بین شما بودن الان اسیر خاکند معمولا وقتی کسی از دنیا می ره هر چی ایام می گذره، گریه بازماندگان کمتر می شه؛ اما بمیرم برای اون خانمی که هر چی از رحلت پدر می گذشت گریه اش بیشتر می شد.

 

به جانم ریخته چندان غم و درد و مصیبتها

که گر بر روزها ریزند، گردد تیره چون شبها

 

محدث قمی در بیت الاحزان می فرماید: روزی بی بی دو عالم فرمودند خیلی دوست دارم صدای اذان بلال رو بشنوم. موذن پیغمبر بود. بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای اینکه تایید غاصبین نشه، دیگه اذان نگفت ، اما وقتی از خواسته بی بی با خبر شد به مأذنه رفت  صدای خود رو به اذان بلند کرد.

 

الله اکبر الله اکبر (4) اشهد ان لا اله الا الله (2)

با بلند شدن صدای اذان بلال، بی بی آنچنان بی تاب شدند که نتونستند از گریه خود داری کنند ، هر چی اذان ادامه پیدا می کرد گریه هم بیشتر می شد تا اینکه بلال صداش به این جمله بلند شد:

 

اشهد انّ محمداً رسول الله (صلی الله علیه و آله)

اطرافیان دیدند بی بی ضجه ای زد که دل عالم رو سوزوند. بی هوش رو زمین افتاد، بچه ها دویدند طرف مأذنه ، بلال! ادامه نده ، مادر ما از دنیا رفت.

 

نام گل بردی و بلبل گشت خاموش ای بلال

مادر مظلومه ی ما رفت از هوش ای بلال

 

دیر اگر خاموش گردی زودتر گردد زتو

 مادر ما را چراغ عمر ، خاموش ای بلال

 

با اذان تو اگر پایان بگیرد عمر او

 بعد از این ما را که می گیرد در آغوش ای بلال

 

بلال اذانش را نا تمام گذاشت ، بی بی به هوش آمد، فرمود بلال اذان رو تمام کن. عرض کرد بی بی می ترسم به شما آسیبی برسد .

عرض کنیم بلال شما از صحابه پیغمبر بودی، نتونستی ببینی زهرا (سلام الله علیها) آزرده بشه؛ اما نمی دونم بعضی از صحابه چطور تونستند ببینند فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار ... صدای ناله اش بلند شد:

 یا ابتاه یا رسول الله هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک ، آه یا فضَّة فَخُذینی فَقد والله قُتِلَ ما فی احشائی مِن حملٍ

 

پدر جان یا رسول الله! ببین با حبیبه و دختر تو چه می کنند آه ای فضه مرا دریاب به خدا محسنم رو کشتند ... یا زهرا ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

          الَا لعنَه الله عَلی القومِ الظّالمین

پایان(فرود)

1 - بیت الاحزان محدث قمی ( ترجمه محمدی اشتهاردی ) ص 226 و 227

2 اشعار از نخل میثم ج 2 و شعله های سوزان محسن حافظی

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

مرثیه حضرت زهرا سلام الله علیها

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: در آخرین روزهای عمر پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) ، دخترشان زهرا (سلام الله علیها) کنار بستر پدر آمد. وقتی لحظات احتضار پدر را دید

فَانکَبَّت علیه تبکی

خودش را روی بدن پدر انداخت و گریه می کرد. پیغمبر چشمانشون را باز کردند و فرمودند:

یا بنیّه انت المظلومه بعدی

دخترم بعد از من به تو ظلم می شود هر که تو را اذیت کند مرا اذیت کرده ، هر که تو را ناراحت کند مرا ناراحت کرده، هر که تو را خوشحال کند مرا خوشحال کرده می دانی چرا؟

لانّک منّی و انا منک

چون تو از منی و من از تو هستم پاره تن منی ، تو روح منی که در میان دو پهلوی من است.1

 

 

مقدمه

(گریز)

اللهم صل علی البتول الطاهره المغصوبه حقها ، الممنوعه ارثها ، المکسوره ضلعها ، المظلوم بعلها ، المقتول ولدها2

سینه اش بوئید پیغمبر که مینوی من است

          فاطمه هم فکر و هم سیما وهم خوی من است

یاد از بشکستن پهلوی او چون کرد گفت:

          بضعه من ، روح مابین دو پهلوی من است.3

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به مسجد رفته ، با دلیل سند فدک را گرفته ، داره به خانه اش برمی گردد. ناگهان خلیفه دوم حضرت را تو کوچه دید ،  فهمید حضرت داره از مسجد بر می گردد. وقتی سؤال کرد: برای چه مسجد بودی؟ گویا فرمود: سند فدکم را گرفتم. به حضرت گفت سند را به من برگردان. اما بی بی دو عالم امتناع کرد ، به زور سند را از دست دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) گرفت ، آب دهان به آن انداخت و سند را پاره پاره کرد.4

اما یک کار دیگری هم کرد ، یا صاحب الزمان! آقا جان معذرت می خواهم. ای عاشقان مدینه! ای شیفتگان فاطمیه! آیا طاقت دارید براتون بگم؟

برای آنکه بگیرد قباله فدکم         

میان کوچه به من خصمِ خیره راه گرفت     

 چنان به گوشه چشمم زکینه زد سیلی  

که بعد از آن به علی هم ره نگاه گرفت

چو دید صورت ماه مرا منادی گفت:       

نماز خوف بخوان یا علی که ماه گرفت.5

بعد از آنکه سند را  پاره کرد،

فَرَفَسَها بِرِجلِه

چنان با لگد به سینه ی مبارک دختر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) زد. یا الله! اما بمیرم به این هم بسنده نکرد، نوشته اند:

ثُمَّ لَطَمَها

یعنی چنان سیلی به صورت شفیعه محشر زد ، که امام صادق (علیه السلام) فرموده: گوئی گوشواره ی شکسته شده را در گوش فاطمه (سلام الله علیها) می بینم.6

یا زهرا..

اما می خواهم بگم بی بی جان! آیا این صحنه برای شما سخت تر بود یا صحنه ای که عصر عاشورا دیدید و شنیدید ،

فاطمه بنت الحسین (علیهما السلام) می گوید: عصر عاشورا یکی از دشمنان را دیدم ، به طرف من می آمد، چنان با کعب نیزه به دو کتفم زد بر زمین افتادم ، گوشواره از گوشم کشید، غرقه به خون، خودم را به عمه ام رساندم چشمم افتاد دیدم بدن عمه ام آثار تازیانه دارد.7 حسین! حسین!...

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

اهکذا یصنع بابنة النبی              

حرصاً علی الملک فیا للعجب8

پایان(فرود)

1 - مقتل معصومین(علیهم السلام) ج1 ص 304 تا 307 به نقل از کشف الغمه ج1 ص497.

2 مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

3 ای اشکها بریزید ص924

4 مقتل وفات فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) مقرم ص785

5– دلا بسوز... ژولیده ص2226

6 الاختصاص شیخ مفید ص 1837

7– بحارالانوار ج45ص608

8 الانوار القدسیه اصفهانی ص37

 

منبع

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

 

مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

السَّلامُ علیکِ یا بنتَ رسولِ الله یا فاطمه الزهرا ء یا بنتَ محمّد یا قُرَّه عین الرّسول یا سیِّدتَنا و مَولاتنا انّا توجَّهنا واستشفَعنا و توسَّلنا بکِ الی الله و قدَّمناکِ بین یدی حاجاتنا یا وجیهَه عند اله اشفَعی لنا عند الله ...

              نسیم روحبخش بوی زهرا                   سحرگاهان وزید از کوی زهرا

              نسیمی چون دم عیسی روانبخش          روان را تازه کرد از بوی زهرا

             خوشا آنکو که شد از روی اخلاص        زجان و دل مدیحت گوی زهرا

   به دامانش بزن دست توسل                 که چشم خلق باشد سوی زهرا

زمزمه : یا فاطمه الزهرا ...

خدایا ممنونتیم چنین ایامی روزیمون کردی تو مجلس فاطمه (سلام الله علیها) بیاییم و با امیرالمومنین (علیه السلام) و بچه های فاطمه (سلام الله علیها) هم ناله بشیم. شاید زبان حال همه ما  اینه: بی بی جان اگر نبودیم تو مدینه، علی (علیه السلام) رو یاری کنیم، اگر نبودیم برای شما مجلس عزا بپا کنیم، این ایام با امام زمان(عج) هم ناله ایم و سیه پوش.

 دلهای مدینه ای! امشب کجای این مجلس نشسته اید. زبان حال امیرالمومنین (علیه السلام) تو این شبها اینه:

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

قد چون سروم از بار غمت یا فاطمه خم شد                ز اشک دیده ام دامان صحرا غرق شبنم شد

نه تنها شد مدینه غم فزا از داغ جانسوز شما           که  قلب عالم  امکان  سرا پا  غرق ماتمه 

محدث قمی می فرماید : همین که شب به نیمه رسید، مولا جنازه بی بی را غسل داد. اسماء می گه من آب می ریختم و امیرالمومنین (علیه السلام) هم از زیر لباس، بدن بی بی را غسل می داد، آزردگی های بدن بی بی پیدا نبود.

مدینه ، روز محشر پیش پیغمبر گواهی ده           

     علی شب در کفن پیچید جسم همسر خود را

بعد از غسل و کفن 1آقا به امام مجتبی (علیه السلام) فرمودند ابوذر را خبر کن بیاید ، ابوذر آمد جنازه رو تا محل نماز حمل کردند حسن وحسین(علیهما السلام)  همراه پدر بر جنازه مادر نماز خواندند.

عرض کنیم یا امیر المومنین! شما جنازه زهرا (سلام الله علیها) را غسل دادید کفن کردید نماز خواندید به خاک سپردید اگر چه غریبانه ولی محترمانه. اما آقاجان! جای شما خالی بود کربلا. آیا جنازه حسینت رو غسل دادند؟ نه والله آیا کفن کردند؟ نه به خدا ؛ چه کردند؟ دستور داد اسبها رو نعل تازه زدند آنقدر بر جنازه ها تاختند ... حالا از سویدای دلت صدا بزن حسین ...

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه اوج مرثیه

          الَا لَعنه الله عَلی القَومِ الظّالمین  

               بِدَمِ المَظلومِ یَا الله...

پایان(فرود)

1 مقتل فلسفی ص41 روضه های مرحوم فلسفی- بیت الاحزان ص 252 253

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

 

مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

السَّلامُ علیکِ اَیَّتُها الصِّدِّیقَه الشَّهِیدَه ، السَّلامُ علیکِ ایّتها المَظلُومَه المَغصُوبَه ، السّلامُ علیکِ یَا فَاطِمَه(سلام الله علیها)1

زلطف پدید آور ممکنات

هدایت شدم سوی باب النجات

 

به یک خانه اما به چشم سلیم 

به اندازه ی ما سوی الله، عظیم

 

به درگاه آن خانه سر می زنم 

سر خود چو سنگی به در می زنم

 

در اینجا فتد عقل در واهمه

که اینجا بود خانه ی فاطمه

 

ورای درآمد بتول از سرا 

 که دشمن کند از حضورش حیا 2

 

امشب شب گریه وناله است، مبادا  امشب ساکت باشی، می خواهیم روضه مادر رو بخونیم  

 

 

 

 

 

 

مقدمه (گریز)

عده ای اراذل و اوباش مدینه ریختند پشت در خانه ی امیرالمومنین (علیه السلام) ، مگه چه خبر شده؟ آمده اند  علی (علیه السلام) را به مسجد ببرند ، می خواهند بیعت بگیرند . همینکه در زدند ،

فاطمه (سلام الله علیها) پشت در آمد صدا زد:

آی مردم! بدتر از شما سراغ ندارم جنازه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را رها کردید، خلافت را غصب کردید، حالا هم آمده اید از علی (علیه السلام) بیعت بگیرید؟!

 اجازه بِدید یک سوال را جواب بِدم، غیرت دارها می دانند ، وقتی یک مرد نامحرمی در خانه کسی میاد، تا وقتی مردی در خانه باشد هیچ موقع زن جوان پشت در نمی ره، آنهم خانه ای مثل خانه امیرالمومنین (علیه السلام) آنهم زنی مثل فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) اما سؤال این است ، وقتی ریختند در خانه امیرالمومنین (علیه السلام) ، با اینکه علی (علیه السلام)  داخل خانه نشسته ، حسن و حسین (علیهما السلام) در خانه هستند ، چرا فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) پشت در می ره؟

 

ورای درآمد بتول ازسرا

که دشمن کند از حضورش حیا 2

 

گفتند شاید صدای فاطمه (سلام الله علیها)  را بشنوند و حیا کنند و برگردند.

آیا حیا کردند؟ آیا شرم کردند؟ آیا برگشتند؟

 نه والله!

نه تنها برنگشتند؛

 بلکه حرمت فاطمه (سلام الله علیها) را شکستند.

 دَعیَ بالنّارِ فَاضرَمَها فی الباب فَاَحرَقَ الباب3

گفت آتش بیاورید، درِ خانه را آتش زد ، آتش شعله کشید، آقاجان یا صاحب الزمان معذرت می خوام. چه کرد؟

 

لگد زد چنان بر در آن بت پرست  

 کز آن ضربه پهلوی زهرا شکست     

     

فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار صدا زد بابا جان! ببین با دخترت چگونه رفتار می کنند؟! ....

 یا زهرا ...

اما آی شیفتگان اهل بیت!

اگر در مدینه در خانه دختر پیغمبر خدا را آتش نمی زدند، کی جرات می کردند کربلا خیمه ها را آتش بزنند؟ اگر در مدینه به فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)بی حرمتی نمی کردند چگونه جرات می کردند در کربلا حرمت زینب کبری (سلام الله علیها) را بشکنند؟

 هر کجا نشسته ای سه مرتبه صدا بزن یا حسین (علیه السلام) ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ، اوج مرثیه ،

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

و سیعلمُ الّذین ظَلموا ایَّ مُنقلَبٍ یَنقلبُون.

 

پایان (فرود)

1 - مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا( سلام الله علیها )

2 سفینه عشق صادق خوش بین ص 73

3 - رنجها و فریادهای فاطمه(سلام الله علیها) محمدی اشتهاردی ص 136 - بیت الاحزان ص 90 - 91

 

منبع

 

  • M.M.HKH
۳۱
شهریور
۹۹

إِنِ اسْتَصْعَبَتْ‏ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فِیمَا تَکْرَهُ

لَمْ یُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِیمَا تُحِب‏[1]

 

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ (أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ )

ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ ؟

إِنَ‏ الِاسْتِغْفَارَ دَرَجَةُ الْعِلِّیِّینَ

وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ:

أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى

وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً

وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ

وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا

وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى یَلْصَقَ الْجِلْدُ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ

وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.[2]

 

[1] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح) - قم، چاپ: اول، 1414 ق.

[2] فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1375 ش.

  • M.M.HKH
۳۱
شهریور
۹۹

 

آموزش نماز در نگاه حضرت علی علیه السلام

 

این روایت شریف بیان کننده و تاویل کننده هر کدام از افعال نماز می باشد که امیر المومنین به یکی از اصحاب آموزش داده اند ، توجه به این معنا از نماز لذت این عبادت را بسیار بیشتر می کند.

اگر کسی از شما سوال کند نماز یعنی چه ، چگونه آن را معرفی می کنید؟

نماز در فقه و رساله های عملیه : عمل عبادی که با تکبیر شروع می شود و با سلام به اتمام می رسد،

مقدماتی دارد

مقارناتی

و مبطلاتی

در مدارس ما و برای دانش آموزان ، نماز به عنوان یک عمل واحد آموزش داده می شود و نسبت به بیان تک تک حرکات معولا بی توجه هستیم

 

حال آنکه حضرت امیر ع توجه به تک تک ارکان نماز  می دهند و

تایل زیبا از اجزای نماز بیان می دارند.

حضرت سوال می کنند که آیا می دانی تاویل آنچه هر روز انجا می دهی چیست؟

در آخر هم می فرمایند اگر بدون توجه به این معانی نماز خواندی ، بدان نمازت ناقص است.

 

 

نکته مهم این روایت در تغییر نگاه به نماز هست:

شاید بهتر است گاهی نماز را به تفکیک اجزایش هم معرفی کنیم.

تجربه شخصی بنده در چندین سال کار دانش آموزی این نکته را برایم به اثبات رسانده که بیان تک تک اجزای نماز برای دانش آموزان و آموزش نماز بسیار بسیار جذابتر و موثرتر خواهد بود.

 

وَ وَجَدْتُ بِخَطِّ، الشَّیْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجُبَعِیِّ نَقْلًا مِنْ خَطِّ الشَّیْخِ الشَّهِیدِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُمَا

قَالَ رَوَى جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ قَالَ:

 کُنْتُ مَعَ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَرَأَى رَجُلًا قَائِماً یُصَلِّی فَقَالَ لَهُ یَا هَذَا أَ تَعْرِفُ تَأْوِیلَ‏ الصَّلَاةِ ?

فَقَالَ یَا مَوْلَایَ وَ هَلْ‏ لِلصَّلَاةِ تَأْوِیلٌ غَیْرُ الْعِبَادَةِ

فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ بِأَمْرٍ مِنَ الْأُمُورِ إِلَّا وَ لَهُ تَشَابُهٌ وَ تَأْوِیلٌ وَ تَنْزِیلٌ وَ کُلُّ ذَلِکَ یَدُلُّ عَلَى التَّعَبُّدِ

فَقَالَ لَهُ عَلِّمْنِی مَا هُوَ یَا مَوْلَایَ

بحار الأنوار ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ : من با امیر المؤمنین علیه السلام بودم که دیدم حضرت به مردى که نماز مى خواند فرمود:

اى مرد ! آیا تأویل (معناى) نماز را مى دانى؟

عرض کرد : سَرورم! آیا نماز تأویلى جز عبادت دارد؟

حضرت فرمود : سوگند به آن که محمّد را به پیامبرى فرستاد، آرى [تأویل ]دارد···

 

 

 

تاویل تکبیر:

فَقَالَ ع تَأْوِیلُ تَکْبِیرَتِکَ الْأُولَى إِلَى إِحْرَامِکَ أَنْ تُخْطِرَ فِی نَفْسِکَ

إِذَا قُلْتَ اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفَ بِقِیَامٍ أَوْ قُعُودٍ

وَ فِی الثَّانِیَةِ أَنْ یُوصَفَ بِحَرَکَةٍ أَوْ جُمُودٍ

وَ فِی الثَّالِثَةِ أَنْ یُوصَفَ بِجِسْمٍ أَوْ یُشَبَّهَ بِشِبْهٍ أَوْ یُقَاسَ بِقِیَاسٍ وَ تُخْطِرَ

فِی الرَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْأَعْرَاضُ أَوْ تُولِمَهُ الْأَمْرَاضُ وَ تُخْطِرَ

 فِی الْخَامِسَةِ أَنْ یُوصَفَ بِجَوْهَرٍ أَوْ بِعَرَضٍ أَوْ یَحُلَّ شَیْئاً أَوْ یُحَلَّ فِیهِ شَیْ‏ءٌ وَ تُخْطِرَ

 فِی السَّادِسَةِ أَنْ یَجُوزَ عَلَیْهِ مَا یَجُوزُ عَلَى الْمُحْدَثِینَ مِنَ الزَّوَالِ وَ الِانْتِقَالِ وَ التَّغَیُّرِ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ وَ تُخْطِرَ

 فِی السَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْحَوَاسُّ الْخَمْسُ

 

تأویل نخستین تکبیر [از شش تکبیر پیش از تکبیرة الاحرام] .

[بنا بر روایات معصومان علیهم السلام ، مستحبّ است آدمى پیش از تکبیرة الاحرام، شش بار اللّه اکبر بگوید بعد تکبیرة الاحرام نماز را بر زبان آورد ـم .]

تا تکبیرة الاحرام چنین است که وقتى گفتى : اللّه اکبر ، در قلب و جان خود بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به قیام یا قعودى وصف شود

و در تکبیر دوم در قلبت چنین بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به حرکت یا سکونى وصف شود

و در تکبیر سوم او را بزرگتر از آن بدانى که به جسمیّت وصف شود، یا به چیزى مانند باشد، یا به چیزى قیاس شود

و در تکبیر چهارم او را بزرگتر از آن بدانى که به عارضه اى دچار شود، یا بیماریها دردمندش کند

و در تکبیر پنجم او را بزرگتر از آن بدانى که به جوهرى یا عرضى وصف شود، یا در چیزى حلول کند و یا چیزى در او حلول کند

و در تکبیر ششم چنین از دلت بگذرانى که او بالاتر از آن است که زوال و جا به جایى و دگرگونى حالات ، که در موجودات حادث رواست ، در او جایز باشد

و در تکبیر هفتم او را برتر از آن بدانى که محلّ حواس پنجگانه باشد.

 

 

 

 

تاویل رکوع:

ثُمَّ تَأْوِیلُ مَدِّ عُنُقِکَ فِی الرُّکُوعِ تُخْطِرُ فِی نَفْسِکَ آمَنْتُ بِکَ وَ لَوْ ضُرِبَتْ عُنُقِی

تأویل کشیدن گردنت در رکوع نیز این است که با خود گویى : اگر گردنم را بزنى باز به تو ایمان دارم.

 

 

سمع الله:

ثُمَّ تَأْوِیلُ رَفْعِ رَأْسِکَ مِنَ الرُّکُوعِ إِذَا قُلْتَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏

تَأْوِیلُهُ الَّذِی أَخْرَجَنِی مِنَ الْعَدَمِ إِلَى الْوُجُودِ

سر برداشتنت از رکوع و گفتن جمله «سمع اللّه لمن حمده» تأویلش این است : کسى که مرا از نیستى به صحنه هستى آورد.

 

تاویل سجده:

وَ تَأْوِیلُ السَّجْدَةِ الْأُولَى أَنْ تُخْطِرَ فِی نَفْسِکَ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ مِنْهَا خَلَقْتَنِی

وَ رَفْعُ رَأْسِکَ تَأْوِیلُهُ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِی

وَ السَّجْدَةُ الثَّانِیَةُ وَ فِیهَا تُعِیدُنِی

وَ رَفْعُ رَأْسِکَ تُخْطِرُ بِقَلْبِکَ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِی تَارَةً أُخْرَى

تأویل سجده اول این است که در حال سجده از ذهن و دلت بگذرانى که : مرا از این [خاک ]آفریدى

سر برداشتنت از سجده اول، تأویلش این است : مرا از خاک بیرون آوردى

و سجده دوم به معناى این است که : مرا به خاک برمى گردانى

و در سر برداشتنت از سجده دوم از قلبت بگذرانى : بار دیگر مرا از خاک بیرون مى آورى.

 

 

وَ تَأْوِیلُ قُعُودِکَ عَلَى جَانِبِکَ الْأَیْسَرِ وَ رَفْعُ رِجْلِکَ الْیُمْنَى وَ طَرْحُکَ عَلَى الْیُسْرَى تُخْطِرُ بِقَلْبِکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَقَمْتُ الْحَقَّ وَ أَمَتُّ الْبَاطِلَ

نشستن [در تشهّد] به طرف چپ و گذاشتن پاى راستت روى پاى چپ تأویلش این است که در دلت بگذرانى : خدایا! من حق را بر پاى داشتم و باطل را میراندم.

 

تاویل تشهد:

وَ تَأْوِیلُ تَشَهُّدِکَ تَجْدِیدُ الْإِیمَانِ وَ مُعَاوَدَةُ الْإِسْلَامِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ

تأویل تشهّدت عبارت است از : تجدید ایمان و تکرار اسلام و اقرار به برانگیخته شدنِ پس از مرگ.

 

تاویل تسبیحات اربعه:

وَ تَأْوِیلُ قِرَاءَةِ التَّحِیَّاتِ تَمْجِیدُ الرَّبِّ سُبْحَانَهُ وَ تَعْظِیمُهُ عَمَّا قَالَ الظَّالِمُونَ وَ نَعَتَهُ الْمُلْحِدُونَ

 

تاویل سلام نماز:

وَ تَأْوِیلُ قَوْلِکَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ تَرَحُّمٌ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَمَعْنَاهَا هَذِهِ أَمَانٌ لَکُمْ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ

تأویل سلام دادنها عبارت است از : تمجید پروردگار سبحان و برتر دانستن او از آنچه ستمگران در حقّش گفته اند و ملحدان وصفش کرده اند

تأویل جمله «السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» طلب رحمت و مِهر خداى سبحان است و این به معناى در امان ماندن شما از عذاب روز قیامت است

 

 ثُمَّ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَنْ لَمْ یَعْلَمْ تَأْوِیلَ صَلَاتِهِ هَکَذَا فَهِیَ خِدَاجٌ أَیْ نَاقِصَةٌ.

امیر المؤمنین علیه السلام سپس فرمود : کسى که تأویل نماز خود را بدین صورت نداند ، نمازش خِداج است، یعنى ناقص است.

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏81، ص: 255

 

برای مطالعه بیشتر این لینک را مطالعه کنید
 

  • M.M.HKH
۱۰
شهریور
۹۹
  • معنای «کریم» از منظر حاج آقامجتبی تهرانی

جوانمرد و بخشنده کسى است که وقتى قدرت یابد، درگذرد و ببخشاید و چون توانمند و مالک شود، عطا کند و ببخشد و آنگاه که چیزى از او خواسته شود، نیاز را برآورد.

«الکریم من بدأ باِحسانه»؛

فرد کریم قبل از درخواست، احسان می‌کند

«الکریم من جازی الاسائات بالاحسان»؛

کریم بدی را با نیکی پاداش می‌دهد

«من الکرم اتمام النعم»؛

کریم بی نقص و بی‌کاستی می‌بخشد

«الکریم یری مکارم افعاله دین عبیه یقضیه»؛

نیکوکارى‌هاى خود را بدهى به گردن خود مى‌داند که باید بپردازد

«لذة الکرام فی الاطعام»؛

کریم از اطعام دیگران لذت می‌برد

«الکریم اذا قدر صفح و اذا ملک سمح و اذا سئل انجح‏»؛

جوانمرد و بخشنده کسى است که:

- وقتى قدرت یابد، درگذرد و ببخشاید و چون توانمند و مالک شود، عطا کند و ببخشد و آنگاه که چیزى از او خواسته شود، نیاز را برآورد.

«الکریم یلین اذا استعطف واللئیم یقسوا إذا ألطف»؛ 

کریم هرگاه به او مهر و محبت می‌شود، نرم می‌شود.

«الکریم اذا وعد وفى»؛

کریم به وعده‌هایش پایبند است.

«الکریم یإبى العار»؛

کریم ذلت نمی‌پذیرد.

  • با چنین مولای کریمی امروز روبه‌رو هستیم.
  • این وصف مولای ماست.
  • خدای ما هم اکرم الاکرمین است.
  • داستان موسی

«حضرت موسی(ع) در راه طور سینا بود، در بین راه کسی به حضرت التماس کرد و گفت من گناه بدی کرده‌ام، از خدا بخواه که از من بگذرد؛ سپس گناهی که مرتکب شده بود را به حضرت موسی(ع) گفت. 

حضرت به خداوند گفت: این بنده از تو پوزش می‌طلبد، او را مشمول رحمت و مغفرتت قرار بده! از جانب خداوند خطاب رسید که من او را بخشیدم، ولی به او بگو که من از او یک گلایه دارم، چرا این مطلب را به تو گفت که تو مطلع شوی و هر وقت تو را ببیند، از تو خجالت بکشد؟! من نمی‌خواهم بنده من از کسی خجالت بکشد...

 

  • هیچ‌کس نتوانسته است «غافرالذنب» و «رحمةللعالمین» بودنِ خداوند را درک کند؛

 

  • وقتی می‌گویی «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه» و استغفار می‌کنی، به مقام «غفاریّتِ» خداوند پناه می‌بری، حتّی نیازی نیست که بگوییم «أَسْتَغْفِرُ اللَّه»؛ همین که خدا ببیند ما در دلمان پشیمان و خجالت زده هستیم، رحمت و غفران خود را شامل حال ما می‌کند.

 

  • امام صادق(ع) می فرماید: هیچ بنده‌ای نیست که گناهی کرده باشد و پشیمان شده باشد، مگر اینکه خدا او را قبل از آنکه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه» می‌آمرزد.

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ * بسم الله الرحمن الرحیم* لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ 92 عمران

  1. امام حسین مظهر دست گیری و کمک به دیگران.
  2. شخص انصاری برای حل مشکل خود نزد امام حسین. هنوز سخن نگفته بود، امام از چهره نا آرام او، درد و رنجور بودن او را دریافت و فرمود:

یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله

ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»

او نیز در نامه ای چنین نوشت:

«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»

امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:

«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»  

  • و در ادامه افزود...
  1. [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی]

مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:

«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک 

1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .

  • دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند]
  • جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند]
  • فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .
  • تحف العقول، ص 247
  1. از دیگر درس های امام حسین برای ما درس خدمتگزاری به مردم است
  2. روایت از امام حسین کم است / خفقان معاویه.
  3. قبل از واقعه کربلا خصوصیت سخاوت و مردم داری متجلی.
  4. خدمت گزاری راه میانبر کمال.
  5. حضرت محمد ص: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله
  6. نامه امام خمینی به آقا سید احمد آقا (از رو خوانده شود ): پسرم!... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَل (آویزان) بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار... پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست . صحیفه امام، ج 18، ص 511 26 تیر 1363
  7. آیت الله فاضل : من 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم واجباتت را انجام بده به جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس و کار مردم را راه بیانداز اگر قیامت کسی از تو سؤال کرد بگو فاضل گفته بود.
  8. مصادیق خدمت گزاری را در مسائلی همچون انفاق، احسان، امداد، حمایت از محرومان و مظلومان و قضای حاجت مردم ، قرض الحسنه و ...
  9. امام علی ع : السید من تحمل اثقال اخوانه

( آقا کسی است که بار مشکلات سنگین برادران دینی خود را به دوش کشد)

  1. امیرمؤمنان علی(ع) نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد
  2. خدمت گزاری در سیره حسین بن علی علیه السلام
  3. اندیشه سازی ( خدمات فرهنگی)
  • ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد، نگران نباشید. زیرا جزای او با خداوند است و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است .» بحارالانوار، ج 78، ص 121
  • آنگاه فرمودند: « اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم؛. بدانید نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتهای پروردگار برای شما است، پس نعمتها را [پس نزنید و] از دست ندهید که دچار عذاب الهی می شوید .»
  1.  باید بدانیم امام بیش از کار نظامی کار فرهنگی کرده.

کل حرکت امام حسین نهایت 5-6 روز جنگ و قتال امام حد اقل چندین یک سال مبارزه فرهنگی.

  1. امام حسین ع: مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَه
  2. خمتگزاری در عمل ( مرد میدان عمل)
  • یاد می گیریم فقط حرف زدن نباشه ... اهل عمل هم باشیم
  1. داستان ... عیادت از اسامه(خود عیادت، ادای دین مومن)[WU1] 
  2. عیادت بریم ... بعه فکر هم باشیم.
  3. نریم شیرینی که خودمون آوردیم رو بخوریم
  4. بریم اگه در توان داریم سختی بیماری رو کم کنیم
  5. قوت قلب باشیم برای هم.
  6. تاکید دین بر رسیدگی به نزدیکان
  7.  ( جامعه ای که محتاج کمیته امداده (نهادهای اجتماعی حمایتی ) باشد، مردمش کم تر به فکر هم هستند و کم اهل خیر هستند،
  8. جامعه حسینی کمیته امداد باید بیکار باشه یا کم کار باشه... همسایه، ارحام و...)

 

  1. داستان بخشش باغ به غلام.[WU2] 
  2. باید بسوی خدمات اجتماعی و توانمند سازی بریم...
  3. سیره معصومین گدا پروری نیستند، آقا پروری هست...
  4. خرده نمیده کلان میده ... یقین بر میگرده.
  5. هم سنت اقتصادی در دنیایی و هم سنت حقه اللهی.
  6. اشاره به داستان فقیر و سخاوت حسینی.[WU3] 

باسخاوت ترین مدینه، حسین ع، امام مسجد،شعری کمک خواست،قنبر از مال حجاز مانده،4000 دینار،این فقیر نیازمندتر، در عبا پیچید ، از لای درب، هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ...

 ورود به روضه ... به این فقیر بگیم تو کجا بودی آقای غریب ما رو در کربلا ...

انگشتر به ساربان...


 [WU1]روزی امام حسین علیه السلام برای عیادت «اسامة بن زید» به خانه او رفت که سخت بیمار بود، وقتی نگاه او به امام افتاد آهی کشید و از اندوه خود یاد کرد . حضرت فرمودند: «وما غمک یا اخی؟ ای برادر! چه اندوهی داری؟»
اسامه عرض کرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهکارم . حضرت فرمودند: «ادای دین تو بر عهده من است . » اسامه گفت: می ترسم از دنیا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: «لن تموت حتی اقضیها عنک; پیش از آنکه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را می پردازم .»

) بحارالانوار، ج 44، ص 189، حدیث 2 .
 

 [WU2]روزی امام حسین علیه السلام با جمعی از دوستان وارد باغ خود در مدینه شد . غلام آن حضرت به نام «صافی » نگهبان آن بود . امام به گونه ای وارد شد که غلام متوجه او نشد، حضرت دید او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب کرد; زیرا او هر قرص نانی که برمی داشت نصف آن را به سوی سگی که در پیش روی او بود می انداخت .
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسیدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانی که برمی داشتی نصف آن را به سگ باغ می دادی؟ غلام عرض کرد: من غلام شما و نگهبان این باغم و این سگ نیز نگهبان این باغ است . وقتی سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه می کرد . من حیا کردم که او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از این رو هر قرص نان را مساوی تقسیم کردم .
حضرت از پاسخ غلام به گریه افتاد و فرمود: «ان کان کذلک فانت عتیق لله تعالی ووهبت لک الفی دینار; اگر چنین است تو را در راه خدا آزاد کردم و دو هزار دینار نیز به تو بخشیدم .»
غلام گفت: اگر مرا آزاد کنی من دست از تو برنمی دارم و باغبان تو در این باغ باقی میمانم . وقتی امام وفاداری او را دید، همه باغ را به او بخشید و فرمود: «انسان بزرگوار باید عمل او گفتارش را تایید کند ... این باغ را با آنچه در آن است بتو بخشیدم، پس دوستان مرا میهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قیامت کرامت ببخشد، و اخلاق نیکو و ادب تو را مبارک گرداند .»

 بحارالانوار، ج 44، ص 194، حدیث 4 .

 [WU3] [WU3]روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد .

به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود:

لم یخب الان من رجاک و من

حرک من دون بابک الحلقة 

تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است

انت جواد وانت معتمد

ابوک قد کان قاتل الفسقة 

تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود

امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:

آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است

سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:

خذها فانی الیک معتذر

واعلم بانی علیک ذوشفقة 

اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم

لو کان فی سیرنا الغداة عصا

امست سمانا علیک مندفعظ

اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد

لکن ریب الزمان ذوغیر

والکف منی قلیلة النفقة 

ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .

مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد 

بحارالانوار، ج 44، ص 190 .

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ﴿۲۸ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿۲۹ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿۳۰صدق الله العلی العظیم*

امام حسین و معنویت

قَالَ الصَّادِقُ ع:‏ الْعَارِفُ‏ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ عارف شخصیتش همراه خلق اما قلبش بسوی خداست.

  1. زمانی که از امام حسین و واقعه کربلا سخن گفته می شود... پرده از حکایتی عارفانه و عاشقانه برداشته میگردد.
  2. کربلا عرصه عشق بازی پاکبازانِ عارف و مومنان راستینی است که در راه وصال به معبود رقص در برابر شمشیر های بران را بر عافیت دنیای فانی برگزیدند.
  3. در بین تمامی اوصافی که در قرآن کریم ذکر گردیده، خداوند متعال تاج بندگی و (النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ) را بر حسین ابن علی ابن ابی طالب بر می گزیند.
  • قال أبو عبد الله (ع): «اقرءوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم، فإنها سورة الحسین بن علی، و ارغبوا فیها رحمکم الله، فقال له أبو أسامة و کان حاضر المجلس: کیف صارت هذه السورة للحسین (علیه السلام) خاصة؟

فقال: «ألا تسمع إلى قوله تعالى: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی؟ إنما یعنی الحسین بن علی (علیهما السلام)، فهو ذو النفس المطمئنة الراضیة المرضیة و أصحابه من آل محمد (صلوات الله علیهم) الراضون عن الله یوم القیامة و هو راض عنهم، و هذه السورة [نزلت‏] فی الحسین بن علی (علیهما السلام) و شیعته، و شیعة آل محمد خاصة، من أدمن قراءة الفجر کان مع الحسین (علیه السلام) فی درجته فی الجنة، إن الله عزیز حکیم».            البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 657

 

  1. دعای عرفه تجلی معنویت حسینی:
  • ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ؟ وَ مَا الَّذى فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟ لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَکَ بَدَلاً وَلَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى عَنْکَ مُتَحَوِّلاً
  • پروردگارا! چه یافت آنکه تو را گم کرد؟ و آنکه تو را یافت دیگر چه گم کرده است؟ مطمئنا آن کسی که به دیگری به جای تو راضی شد زیانکار است و آنکه از تو روی گرداند در خسران خواهد بود.
  1. مهلت برای عبادت:
  • عصر تاسوعا عمرسعد فرمان حمله، امام حسین به عباس ع مهلت بگیر ، چرا؟
  • اِرْجِعْ اِلَیْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنّا الْعَشِیَّةَ لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنَا الْلَّیْلَةَ وَ نَدْعُوَهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّی قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ.
  • به طرف آنها برو، اگر توانستی آنرا تا فردا تأخیر بینداز و حمله آنها را امشب از ما دفع کن تا امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و دعا کنیم و استغفار کنیم، زیرا خـدا می داند که نماز برای او و تـلاوت قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم.
  1. حسینی ها : عابدان شب و شیرهای میدان نبرد
  • حدیث شریف علی ع اوصاف شیعیان راستین : رُهبانٌ باللَّیلِ اُسْدٌ بالنَّهارِ
  1. اگر کسی ادعای امام حسینی بودن دارد باید اهل ارتباط با خدا باشد.
  2. رنگ خدا در زندگی ما پر رنگ ترین رنگ باشد.
  • صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً
  •  رسول خدا بهترین همنشین: مَنْ ذَکَّرَکُمْ بِاللَّهِ رُۆیَتُهُ...
  1. درس کربلایی های واقعی این است.
  2. یارانی به رنگ خدا:
  3. حضرت عباس:
  • با تمام فضایلی که دارد ، قد و رشادت ، زیبایی و جمال ، نسب و همه خصوصیات...
  • در مقتل آمده یکی از قاتلین حضرت عباس می گفت:

وَ قَالَ أَبُو الْفَرَجِ فِی الْمَقَاتِلِ ...عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ أَصْبَغَ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ: رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ بَنِی أَبَانِ بْنِ دَارِمٍ أَسْوَدَ الْوَجْهِ وَ کُنْتُ أَعْرِفُهُ جَمِیلًا شَدِیدَ الْبَیَاضِ،  فَقُلْتُ لَهُ مَا کِدْتُ أَعْرِفُکَ، قَالَ إِنِّی قَتَلْتُ شَابّاً أَبیض مَعَ الْحُسَیْنِ بَیْنَ عَیْنَیْهِ أَثَرُ السُّجُودِ فَمَا نِمْتُ لَیْلَهً مُنْذُ قَتَلْتُهُ إِلَّا أَتَانِی فَیَأْخُذُ بِتَلَابِیبِی حَتَّی یَأْتِیَ جَهَنَّمَ فَیَدْفَعَنِی فِیهَا فَأَصِیحَ فَمَا یَبْقَی أَحَدٌ فِی الْحَیِّ إِلَّا سَمِعَ صِیَاحِی قَالَ وَ الْمَقْتُولُ الْعَبَّاسُ بْنُ عَلِیٍّ  (بحارالانوار)

  1. حضرت زینب کبری (س)
  • امام حسین، معصوم، امام...
  1. از خواهر می خواهد: یا اُختاهُ! لا تَنْسینِی فِی نافِلَهِ الْلَّیلِ.
  2. امام سجاد ع می فرمودند : عمه ام زینب بعد از حادثه عاشورا از کوفه تا شام و در اوج بحران روحی، نمازهای واجب و مستحب خود را به نحو زیبائی انجام می داد، اما در برخی موارد نمازهایش را نشسته ادا می کرد; چرا که غذای خود را به بچه های یتیم می داد و گاهی خود گرسنه می خوابید.
  3. امروزه ما ها تا تقی به توقی می خوره اول از نماز و خدا می زنیم.
  4. تا شب عید ، مهمون ، عروسی ، عزا ، بجای رفتن درب خونه خدا ، اول از ارتباط با منبع خیر بی نهایت خودشان را قطع می کنن.
  • «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (الرعد 28)
  1. حبیب بن مظاهر
  • اونها معصوم بودن یا معصوم زاده ... اینها چی ؟
  • امام حسین بر بالین حبیب :

للهِ دَرُّکَ یا حَبِیب لَقَدْ کُنْتَ فاضِلاً تَخْتِمُ الْقُرآنَ فِی لَیلَةِ واحِدَة».

ای حبیب! خدا به تو پاداش نیک عنایت کند، تو انسان باکمالی بودی و در یک شب قرآن را ختم می کردی.

  1. زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش شنوندگان می رسید.
  • قَالَ الرَّاوِی: بَاتَ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِیٌّ کَدَوِیِّ النَّحْلِ مَا بَیْنَ رَاکِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ فَعَبَرَ إِلَیْهِمْ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنْ عَسْکَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلاثُونَ رَجُلا.[اللهوف، ص91].

امام باقر ع:

إنَّ أَصْحَابَ جَدِّی الْحُسَینْ لَمْ یجِدُوا ألَمَ مَسِّ الْحَدِیدِ

یاران فداکار جدم امام حسین ع در زیر ضربات شمشیر و نیزه دشمن احساس درد نمی کردند!

  • نه اینکه تیرها، شمشیرها و نیزه ها را نمی دیدند بلکه درد و رنج جسمی آنها در مقابل شوق شهادت و لقاء و رضایت پروردگار متعال رنگ باخته بود و خود را فراموش کرده و به دنیای دیگری می اندیشیدند .
  1. ظهر عاشورا و نماز عشق ...
  • ظهر عاشورا ابوثمامه صیداوی در اوج جنگ عرضه داشت: یااباعبدالله! فدایت شوم، گرچه این مردم با حملات و هجومهای پی درپی خود به تو نزدیک شده و می خواهند تو را به شهادت برسانند، اما به خدا سوگند! تا مرا نکشته اند نمی توانند به تو آسیبی برسانند . دوست دارم در حالی به ملاقات پروردگارم بشتابم که این آخرین نمازم را هم به امامت شما خوانده باشم .
  •  با شنیدن سخنان ابوثمامه، امام به آسمان نگاه کرده و فرمود: «ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین الذاکرین . نعم هذا اول وقتها;

 نماز را یاد کردی، خداوند متعال تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند قرار دهد . بلی الان اول وقت نماز است.

  • سپس امام فرمود: لحظاتی از دشمن آتش بس بخواهید!

ولی هنگامی که دشمن آتش بس موقتی را نپذیرفت سالار شهیدان در مقابل باران تیر دشمن به نماز ایستاد .

  • دو نفر از یاران امام حسین علیه السلام به نامهای زهیربن قین و سعیدبن عبدالله حنفی برای محافظت امام علیه السلام پیشاپیش ایستاده و سینه هایشان را در مقابل تیرهای دشمن سپر قرار دادند و حضرت به همراه یاران باقی مانده خود، نماز ظهر عاشورا را به پا داشت .
  • سعید که در مرکز خطر ایستاده بود، تیرهای دشمن را با دست و صورت و سینه اش دفع می کرد . هنگامی که نماز به پایان رسید، او با بدنی خونین به زمین افتاد. و در حالی که نفسهای آخر را می کشید چشمانش را گشوده و با تبسمی ملیح به سیمای امام حسین علیه السلام نگریست و در همان لحظه به امام عرض کرد: «اوفیت یابن رسول الله!

امام با لحنی رضایت آمیز فرمود: «نعم انت امامی فی الجنة;  بلی تو در بهشت پیشاپیش من خواهی بود.
سید بن طاووس نوشته است: هنگامی که تیرهای بدنش را شمردند، به غیر از جراحات نیزه و شمشیر، 13 تیر به دست و صورت و سینه سعید بن عبدالله حنفی اصابت کرده بود.

  1. تعداد یاران امام کم بود... چرا دو نفر را فدای نماز کرد؟
  2. اینجا کلاس درس کربلاست و معلم امام حسین ... شاگردان مکتب امام حسین درس بگیرید! در کربلا نماز اول از همچیز است.
  3. آخرین مناجات عارفانه و عاشقانه ... ته گودال خون
  • «اللهم متعالی المکان ... صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک یا غیاث المستغیثین مالی رب سواک ولا معبود غیرک صبرا علی حکمک یا غیاث من لا غیاث له ...
  •  ای خدایی که مقامت بس بلند است ... در مقابل قضای تو شکیبا هستم . ای پروردگاری که بجز تو خدایی نیست! ای فریادرس دادخواهان! مرا جز تو پروردگاری و معبودی نیست . بر حکم تو صابر و شکیبا هستم . ای فریادرس آنکه فریاد رسی ندارد
  • سجده آخر: آنگاه که صورت خونین به خاک گذاشت و آخرین سجده اش را بجا آورد، فرمود: «بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. همه خسران می کنن مگر کسانی که
  •  عمل صالح انجام می دهند
  • تواصی به حق دارند
  • تواصی به صبر دارند
  1. حرکت امام حسین تجلی عینی سوره عصر است.
  2. ای اهل عالم ... حسین زهرا عبد صالح خداوند ...
  3. در راه اعتلای حق قیام نمود
  4. و در این مسیر جام صبر را پیاله پیاله نوشید و بر مشقت این مسیر استواری ورزید.

 

  1. امروز درس صبر را از کتاب کرب و بلا مرور می کنیم ان شا الله.
  2. اما معنی صبر[WU1] 
  • صبر در لغت : حبس و بازداشتن.
  • هر گاه کسى خود را از فعلى اختیاراً باز دارد صبر کرده است.
  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع.

 

  1. در قرآن برای هر سه قسم صبر مصادیقی بیان شده:
  • یَا ایُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطوا وَ اتَّقُواللّهَ لَعَلَّکُم تُفْلِحُونَ
  • سَلامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
  • وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوفِ وَالجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ
  • اِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ اِنَّهُ اَوَّابٌ (صبر ایوب)
  •  وَ اِسْمَاعِیلَ وَ اِدْریسَ وَ ذَاالکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ (سوره انبیاء، آیه85) 
  • و ...
  1. یکی از قصص قرآنی که در رابطه با صبر بیان شده داستان

موسی و خضر است.[WU2] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • در ‏کافی ‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏ ای‏از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 

 


 [WU1]صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230)

 [WU2]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU3]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU4]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

(

فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67) **

***

 

صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230) 

 

***

 

گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

****

 

صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند . )

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا رسول الله، و علی آل بیتک، المظلومین المعصومین الهداه المهدیین، الحجج المیامین، و لعنه الله علی أعدائهم ابد الآبدین، و دهر الداهرین.

 

  1. داستان عبیدالله بن حر جعفی، در یک منزلگاه ، امام حجاج بن مسروق را فرستاد ، وی بهانه آورد ، خود حضرت همراه عده ای نزد او رفت ، دعوت را رد کرد ، و از روی خیرخواهی ! گفت : اسب زین شده جنگی و شمشیر برانی دارم آن را به شما هدیه می کنم.

(عبیدالله بن حر جُعفیکسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .)

  • یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک...
  1. خدا علاوه بر قرآن معلمانی هم برای هدایت ما فرستاده تا الگو های عملی و علمی در راه هدایت ما باشند.
  2. وظیفه ما:  اقتدا و همراهی با امام است ...
  3. گریه و حزن در مظلومیت آنها خوب است اگر عامل وصل علمی و عملی به راه و منش و روش آنها بشود.[WU2] 
  4. داستان گریه حین غارت خیمه ها.
  5. دستان خیر خواهی محمد حنفیه و داستان بالا.
  6. امام نوچه پرور نیست ، نخبه پرور است.
  7. امام به دنبال همراهی عملی ما است ، گاهی خود به نزد ما میاید (جعفی) ، گاهی سفیر امام ( مسلم ) ، گاهی پیام امام (ایامی همچون غدیر و محرم و اربعین و ...)
  8. وظیفه ما؟
  9. خود امام در نامه به سلیمان صرد خزائی
  • فَلَکُمْ فِىَّ اُسْوَةٌ؛
  1. امام صادق:«یَکُونُ لِى بِالْحُسَینِ اُسْوَةٌ.[WU3] 
  2. پیامبر و همه اهل بیت اسوه هستند : ولکم فی رسول الله اسوة حسنة...
  3. این ایام ، زمان یاد گرفتنه
  4.  باید از اسوه یاد گرفت و عمل گرفت.
  5. انس با امام حسین یعنی مثل حسین ع زندگی کردن.
  6. این ایام زمان حسینی شدن است
  7. حسینی شدن یعنی مثل حسین و عباس و زینب علیهم السلام ، فکر کردن ، دیدن عالم (ما رایت الا جمیلا ) و عمل کردن.
  8. در این دهه ان شا الله قصد داریم ده شخصه از زندگی حضرت امام حسین ع رو درس بگیریم.
  1. و حسینی شویم.

 

  1. اولین شاخصه که امروز با توجه به بیان مقدمه اجمالا ، بیان خواهیم کرد.
    • اخلاص و خدامحوری
  2. اخلاص یعنی چه؟
  • واژه اخلاص، مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص به معنای پاک شدن و سالم گشتن از خلیط است.
  1. مثال برنج : اگر برنج هاشمی و خزر رور به شما نشان بدهند، شما چی می گویید؟................ برنج قاطی داره ، خالص نیست. اضافات داره.
  2. عمل خالص ... عملی است که فقط برای خدا باشد.
  3. مثال : در مسجد برای خدا نماز می خواند ، احساس کرد کسی پشت سرش داره نگاش می کنه... دیوان ای بود.
  4. فقط برای خدا ، سعی کنیم همه اعمال برای خدا باشد.
  5. این درس قرآن است:
  • جهاد: «والذین جاهدوا فی سبیل الله »
  • شهادت «الذین قتلوا فی سبیل الله »
  • انفاق: «والذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله »

 

  1. اسوه ها و معلمان که قرآن داستانشان را می گوید همه عملن با صفت اخلاص و خدا محوری ذکر شده:
  • حضرت ابراهیم: «قل ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین لا شریک له وبذالک امرت وانا اول المسلمین »انعام162
  • اهل بیت علیهم السلام در قرآن: [WU4] «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا»

 

  1. در روایات :
  • همه چیز برای خدا:

علی علیه السلام فرمودند: «طوبی لمن اخلص لله عمله وعلمه وحبه وبغضه واخذه وترکه وکلامه وصمته; (9) خوشا به حال کسی که

 * عمل و

* علم و

* دوستی و

* دشمنی و

*گرفتن و

* ترک کردن و

* سخن گفتن و

* سکوتش رابرای خداوند خالص کرده است .»

 

  1. پیامبر اکرم ص به اباذر فرمود: [WU5] «یا اباذر لیکن لک فی کل شی ء نیة صالحة حتی فی النوم والاکل.

 

  1. رجب علی خیاط ، تشییع آیت الله بروجردی ، جمعیت کثیر ،عالم معنا، فقط برای خدا درس دادم.

 

  1. رضایت خدا یا مردم؟[WU6] 
  • امام حسین علیه السلام فرمود: «من طلب رضا الله بسخط الناس کفاه الله امور الناس ومن طلب رضا الناس بسخط الله وکله الله الی الناس;

 

  1. بارزترین خصوصیت امام حسین و یاران ایشان اخلاص

و عمل برای خداست.

 

  1. هرچه خدا بخواهد:

 پس از آنکه امام حسین ع از مدینه به سوی مکه حرکت کرد...

در یکی از آنها فرمود: «الحمد لله وما شاء الله ولا قوة الا بالله ... رضی الله رضانا اهل البیت نصبر علی بلائه؛

  •  سپاس برای خداست، آنچه خدا بخواهد [همان خواهد بود] و قوتی جز برای خدا نیست ... ، خشنودی خدا، خشنودی ما اهل بیت است و در مقابل بلای او صبر می کنیم .»

 

  1. فقط برای خدا:

 هنگامی که تیر به سینه حضرت اصابت کرد و به زمین افتاد فرمود: «بسم الله وبالله و فی سبیل الله وعلی ملة رسول الله; (19) به نام خدا و به یاد خدا و در راه خدا و بر دین رسول خدا [شهید می شوم] .»

 

دعای آخر مجلس دعا از زبان امام حسین

  1. دعای منسوب به امام حسین علیه السلام که صبحگاهان و شامگاهان آن حضرت بزبان داشتند:[WU7] 

«بسم الله وبالله ومن الله و الی الله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله، و توکلت علی الله، ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم . اللهم انی اسلمت نفسی الیک، ووجهت وجهی الیک وفوضت امری الیک، ایاک اسال العافیة من کل سوء فی الدنیا والآخرة.


 [WU1]عبیدالله بن حر جُعفی

کسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .

 [WU2]علی علیزاده:

حتما انواع اشک رو اجمالا اشاره کن

این عنوان عام هست و در ذهن برخی برداشتهای دیگه ای هم ایجاد می کنه.

 [WU3]وسائل الشیعه، حرّ عاملى، دار احیاء التراث، ج3، ص 265

 [WU4]«غذا [ی خود] را با اینکه به آن علاقه دارند، به «مسکین » و «یتیم » و «اسیر» می دهند [و می گویند:] ما شما را بخاطر خدا اطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم .» انسان 76

  •  [WU5](11) ای ابوذر! باید در هر کاری نیتی پاک داشته باشی، حتی در خوردن و خوابیدن » .

 

  •  [WU6]هرکس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود; خداوند او را از امور مردم کفایت می کند، و هر کس که دنبال رضایت مردم باشد با به خشم آوردن خداوند، خداوند او را به مردم وامی گذارد .»

 

 [WU7]به نام خدا و به یاد خدا، از خداوند و به سوی او، و در راه او، بر آیین پیامبر او، و بر خداوند توکل کردم و نیرو و قدرتی جز به [اراده] خداوند بزرگ نیست . پروردگارا! جانم را به تو تسلیم کرده و چهره ام را به سوی تو گردانده و کارم را به تو واگذار نموده و از تو سلامتی از هر بدی در دنیا و آخرت را خواهانم .»

 

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

 

روز بیستم ماه صفر، روز اربعین  و به قول شیخین( شیخ مفید و شیخ طوسی) روز رجوع ِ اهل حرم امام حسین علیه السلام از شام به مدینه، و روز ورود جابربن عبدالله انصاری است به کربلا به جهت زیارت امام حسین علیه السلام و او اولین زائر آن حضرت است و زیارت آن حضرت دراین روز مستحب است. که به فرموده ی امام حسن عسکری علیه السلام از نشانه های مؤمن است.

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

 

الگوهای رفتاری حضرت زهرا(س) در خانواده

 

 

 

 

 

از مهم ترین شیوه های تعلیم و تربیت، روش الگوگیری است. اسلام هم برای تربیت و تعالی انسان ها، بر این اصل مهم تأکید نمود؛ زیرا شخصیت الگو، به عنوان یک نقطه ی کانونی در محور رشد و هدایت های اخلاقی تربیتی قرار می گیرد و در شکل گیری رفتار تربیت شونده، آثار زیادی بر جای می گذارد. به همیت دلیل قرآن کریم الگوهای صحیحی را تعیین نموده و بر پیروی از ایشان سفارش کرده است. از سوی دیگر نیاز به الگو، از نیازهای طبیعی بشر است و انسان را وا می دارد تا با در نظر داشتن الگوی مورد نظر، تلاشی هدف دار و آگاهانه برای رسیدن به ویژگی های رفتاری و اخلاقی الگو در پیش گیرد.

 

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

متن مقتل حضرت زهرا س از کتاب بحار الانوار ج 43

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

 

بسم الله الرحمن الرحیم.

 

 

احمدلله رب العالمین

 

 

و صلی الله علی اشرف الانبیای و مرسلین

 

 

و علی آله آل الله سیما بقیه الله فی الارضین

 

 

·       قال الله الحکیم فی محکم کتابه:

 

 

اعوذ بالله ... وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ

 

 

وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ.

 

 

 أَ فَلا تَعْقِلُونَ (انعام32)

 

 

و زندگى دنیا جز لهو و لعب چیزى نیست و هر آینه خانه آخرت بهتر است براى کسانى که تقوا را پیشه خود مى‏سازند آیا باز هم تعقل نمى‏کنید؟ (32)

 

 

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

فاطمه زهرا(ع) الگوی رفتارهای خانوادگی

چگونه زیستن و معاشرت کردن با همسر و فرزندان و سامان بخشی به امور خانه و زندگی که در حیات طیبه حضرت زهرا(س) بود، به عنوان «الگوی خانواده ها» خانه و خانواده او را به عنوان یک «خانواده الگو» مطرح ساخته است.

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

وصیت امام حسن مجتبی ع هنگام شهادت

جنادة بن ابی امیه می‌گوید: وارد شدم بر حسن بن على علیه‌السّلام در آن مرضى که به آن ارتحال فرمود، و در پیش روى او طشتى بود که در آن خون ریخته بود، و جگر حضرت در اثر زهرى که معاویة بن أبى سفیان - خدایش‏ لعنت کند - به آن حضرت خورانده بود قطعه قطعه بیرون مى‌‏آمد. عرض کردم: اى مولاى من! چرا خود را معالجه نمى‏‌کنى؟ فرمود: اى ابا عبد اللَّه مرگ را به چه چیز علاج کنم. گفتم: انّا للَّه و انّا الیه راجعون. سپس حضرت به جانب من توجه کرده فرمود: به خدا سوگند این پیمانى است که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله با من فرموده که این امر (امامت) را 12 نفر پیشوا و امام از فرزندان على و فاطمه مالک شوند و هیچ یک از ما نیست جز این که یا به زهر و یا به شمشیر کشته شود (و به مرگ عادى از دنیا نخواهیم رفت). سپس طشت را از نزد حضرت برداشتم و حضرت تکیه فرمود.

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

موعظه امام حسن (ع)

تحف العقول ؛ النص ؛ ص232

موعظة

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثاً وَ لَیْسَ بِتَارِکِکُمْ سُدًى کَتَبَ آجَالَکُمْ وَ قَسَمَ بَیْنَکُمْ مَعَایِشَکُمْ لِیَعْرِفَ کُلُّ ذِی لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ وَ أَنَّ مَا قُدِّرَ لَهُ أَصَابَهُ وَ مَا صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ یُصِیبَهُ قَدْ کَفَاکُمْ مَئُونَةَ الدُّنْیَا وَ فَرَغَکُمْ لِعِبَادَتِهِ وَ حَثَّکُمْ عَلَى الشُّکْرِ وَ افْتَرَضَ عَلَیْکُمُ الذِّکْرَ وَ أَوْصَاکُمْ بِالتَّقْوَى وَ جَعَلَ التَّقْوَى مُنْتَهَى رِضَاهُ وَ التَّقْوَى بَابُ کُلِّ تَوْبَةٍ وَ رَأْسُ کُلِّ حِکْمَةٍ وَ شَرَفُ کُلِّ عَمَلٍ بِالتَّقْوَى فَازَ مَنْ فَازَ مِنَ الْمُتَّقِینَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى- إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفازاً[1] وَ قَالَ‏ وَ یُنَجِّی اللَّهُ الَّذِینَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ‏[2] فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ‏ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ یُسَدِّدْهُ فِی أَمْرِهِ وَ یُهَیِّئْ لَهُ رُشْدَهُ وَ یُفْلِجْهُ بِحُجَّتِهِ وَ یُبَیِّضْ وَجْهَهُ وَ یُعْطِهِ رَغْبَتَهُ- مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقا[3]

تحف العقول / ترجمه جنتى ؛ متن ؛ ص363

موعظه‏

بدانید که خدا شما را بیهوده نیافریده، 

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

 دلایل صلح امام حسن (ع) را تحلیل می کنیم.

1 - تکلیف گرایی

شماری بر این باورند که علت اصلی صلح امام حسن (ع) انجام وظیفه بود، زیرا امامان معصوم هر کدام وظیفه خاصّی داشته اند که از سوی خداوند تعیین شده است. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «به راستی که وصیّت به صورت کتابی از آسمان بر محمد (ص) نازل گردید و نامه مُهر شده ای جز وصیّت بر آن حضرت نازل نشد. جبرئیل عرض کرد: ای محمد! این است وصیّت تو در امت خویش که نزد خاندانت خواهد بود. رسول خدا (ص) فرمود: ای جبرئیل! کدام خاندانم؟ عرض کرد: بندگان برگزیده خدا از آنها و دودمانشان، تا علم نبوت را از تو ارث برند... به راستی وصیّت، مُهرهایی بود، پس علی (ع) مهر اول را گشود و هر چه در آن بود بر طبق آن عمل کرد؛ سپس حسن (ع) مهر دوم را گشود و هر چه در آن بود به آن عمل کرد و چون حسن (ع) از دنیا رفت، حسین (ع) مهر سوم را گشود و دید دستور خروج و کشتن و کشته شدن در آن بود... .»  (1

  • M.M.HKH