احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «منبر اربعین کوتاه» ثبت شده است

۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  • امشب با یک چالش
  • وقتی اسم نهج البلاغه رو میشنویم؟
  • قرآن؟
  • اصول کافی؟
  • حالا وقتی مفاتیح؟
  • هدف از ادعیه چیه؟ چرا برای ادعیه ثواب نوشتند؟
  • مثال : والدین به فرزند : اگه مودب باشی برات فلان جایزه رو میخریم... هدف بچه از رعایت ادب کسب منافع جایزه ... هدف والدین مودب شدن و هادینه کردن اداب.
  • ذکر ثواب برای ادعیه و زیارات همینه ... هدف معارف ادعیه و چاشنی ثواب است.
  • ما باید به دنبال این افق ها در ادعیه باشیم ... بخوانیم تا بشویم. تکلف.

 

  • یکی از زیباترین تحلیل ها از قیام عاشورا را در فرازی زیارت اربعین که در مفاتیح الجنان هم آمده است.

 

  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  2. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  3.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  4. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  5. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  6.  

جاهلیت جدید بعد از پامبر

  1. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  2.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  3. طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )
  2. این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  3.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  4. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ
  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  •  صدها اندیشمند به تحلیل قیام کربلا پرداختند
  • هر کدام هم از یک منظری این جریان را مورد بررسی قرار دادند
  • سیاسیون غالباً هدف امام حسین را تشکیل حکومت دانستند
  • عرفا هدف اباعبدالله را جنبه های عرفانی و شهادت دانستند
  • عده ای تکلیف عده ای امر به معروف
  • هر کسی از یه منظری این قیام را تحلیل کردند
  • البته گاهی هم تو این تحلیل ها البته گیر کردند(البته اینجا جای بحث های علمیش نیست)
  • زیباترین تحلیل از قیام عاشورا را در این فراز زیارت اربعین
  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  2. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  3. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  4. اما جهل:  ما دو جور جهل داریم
  • یک جهل کهن، یک جهل نوین،
  •  یک جاهلیت اولی یک جاهلیت جدید

 

  1. جاهلیت اولی
  2. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  3. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  4.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. اما جاهلیت جدید بعد از پامبر
  4. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  5.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  6.  طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم
  1.  این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  2.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  3. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

 

  1. یه مطلبی هم + ارتباط این بحث باشه با زندگی امروز ما

            ... بیشتر مال جوون تر ها می گم ...

  1. این دستگاه های برق کنار خیابون هست نوشته خطر برق گرفتگی + مال کی نوشته؟ + رییس اداره برق؟

 

  • خودمون رو در معرض کتب ظاله قرار ندیم + اگه بلد نیستیم
  1. روایت پیامبر : جوان ها به عالمی که پنج ویژگی داره برین
  • لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ عَالِمٍ یَدْعُوکُمْ
  • إِلَّا عَالِمٌ یَدْعُوکُمْ مِنَ الْخَمْسِ إِلَى الْخَمْسِ

 

  1. مِنَ الشَّکِّ إِلَى الْیَقِینِ
  • شبه انداز بی سواده اگه مردشه حرف تازه بیاره
  • داستان هشام و داییش که آوردش خدت امام صادق (خدا رحمت کنه افرادی که دست جوونارو میگیرند)

 

  1. وَ مِنَ الْکِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ
  • هفت آبان روز کوروش کبر قومتیتی (نژاد برتر)

 

  1. وَ مِنَ الرِّیَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ

 

  1. وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِیحَةِ
  • دشمنی رو از بین ببره (توکانال ها عرب و عجم ، عراقی ایرانی )
  • یه سخنرانی کنه فتنه ای به پا کنه

 

  1. وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ»
  • مطلبی می خوندم از آثار و برکات فلان گناه سخن عالمانه می گفت
  • مسابقه در گناه می کشونه
  • برند بازی و لاکچری گری.

 

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

حرکت حسین هنوز ادامه داره

 

  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است
  3. مقایسه بین دیان بودا و هندو

 

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH