احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن فیش منبر» ثبت شده است

۰۹
مهر
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

داستان : درخواست عرب بیابان‌نشین از امام حسین(ع) برای پرداخت دیه (اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه)

  1. روزی عربی بیابان نشین به حضور حضرت اباعبدالله الحسین(ع) رسید و عرض کرد:

«ای فرزند رسول خدا! من باید یک دیه کامل بپردازم و از پرداخت آن درمانده‌ام. پیش خود گفتم از بخشنده ترین مردم درخواست کمک کنم و کریم‌تر از اهل بیت رسول خدا(ص) نیافتم»؛ لذا اکنون به نزد شما آمده‌ام.

  1. امام حسین(ع) به او فرمود:

«ای برادر عرب، از تو سه سوال می‌پرسم. اگر یکی را پاسخ گفتی یک سوم از دیه را به تو می‌بخشم، اگر دو سوال را جواب دادی دو سوم و اگر همه را پاسخ دادی تمام دیه را به تو می‌بخشم».

 

  1. مرد عرب گفت:« ای فرزند رسول خدا، آیا کسی مثل شما از کسی مثل من می‌پرسد؛ در حالی که شما خود اهل علم و شرف هستید؟!»

 

  1. امام(ع) فرمود:« آری! از جدم رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: «اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه» نیکی و احسان به اندازه معرفت است» و به نقل دیگر آن حضرت فرمود: «یا اَعرابی نَحنُ قَومٌ لانُعطیِ المَعرُوفُ اِلّا عَلی قَدرِ المَعرِفَه»[1] ای اعرابی! ما خاندانی هستیم که بخشش نمی‌کنیم مگر به اندازه معرفت اشخاص.
  2. اعرابی گفت:«هر چه می‌خواهید بپرسید؛ اگر دانستم، پاسخ خواهم داد و اگر ندانستم، از شما فرا خواهم گرفت و در همه‌ی احوال، نیرو و توان از جانب خداوند بزرگ است»

 

  • امام(ع) پرسید: «کدام یک از اعمال، بالاتر و برتر است؟»
  • اعرابی گفت:«ایمان به خدا»
  1. یک «باور قلبی» است.
  2. باوری که به زندگی انسان «جهت» می‌دهد و در «چگونه زیستن» او نقشی مهمّ دارد و محور ارزش‌گذاری برای اندیشه‌ها و عملکردهای مردم است.
  3. پس گام اولِ ورود به مسیر بندگی و مسلمانی، «ایمان» است و کسی که این باور مقدّس را داشته باشد، «مؤمن» نامیده می‌شود.
  4. ایمان متعلقاتی دارد. خدا ، قیامت ، نبوت ، امامت و...

 

  • حضرت فرمود:«چه راهی برای نجات از هلاکت وجود دارد؟»
    • اعرابی پاسخ گفت:«اعتماد به خدا.»

 

  1. بالاترین مرتبه توکل این است که انسان همه امور خود را به خدا واگذار کند و در برابر خدا اراده‌ای برای خود قائل نباشد و چیزی را بپسندد که خدا برای او رقم می‌زند. درجه توکل هر فردی به درجه ایمان و توحیدباوری او بستگی دارد.

 

  1. به گفته علمای اخلاق، در دین اسلام، توکل با کار و تلاش و توحید افعالی منافاتی ندارد؛ زیرا اسباب و علل ظاهری، تأثیر مستقل ندارند و تأثیر آنها بسته به مشیت الهی و در طول قدرت خدا است. برای توکل آثاری همچون کفایت رزق، آسان‌شدن کارها و عزت در برابر غیرخدا بیان شده است.[1]

 

  • امام(ع) سوال کرد:«زینت مرد در چیست؟»
    • اعرابی گفت:«علمِ همراه با حلم.»
  1. امام علی : یمزج الحلم بالعلم و القول بالعمل» پرهیزگار و متقى بردبارى و دانش را به هم آمیخته و گفتار را با کردار هماهنگ ساخته است.
  2. امام صادق (علیه السلام) در روایتى در کافى فرمودند:

«اُطلبُوا العِلْم وَ تَزَیَّنُوا مَعَه بِالحِلم و الوَقار و تواضَعوا لِمَنْ تُعَلّمُونَه العلم و تواضَعُوا لِمنْ طلبتمُ منه العلم و لا تَکُونُوا عُلَماء جبّارین فَیَذْهبَ باطلُکم بِحِقِّکم» : «علم را طلب کنید و خود را با توجه به علمتان به حلم و وقار زینت دهید و براى کسانى که به آنها علم مى‌آموزید، متواضع باشید، و نیز براى کسانى که از آنها علم مى‌گیرید، خاضع باشید، و همچون دانشمندان جبار و اشراف‌منش نباشید که باطل شما حق شما از میان مى‌برد»

  1. و در روایتى دیگر «معاویة بن وهب» از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‌کند که فرمودند: «کانَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) یقول یا طالب العلم انّ للعالم ثلاث علامات: العلم و الحلم والصمت و للمتکلّفِ ثلاث علامات: یُنازع مَنْ فَوقَه بالمعصیة و یظلم مَن دونَه بالغلبة و یُظاهِرُ الظلّمة»
    امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: دانشمند (واقعى) داراى سه علامت است: دانش و بینش، حلم و بردبارى، سکوت و آرامش و وقار، و براى عالم‌نماها و دانشمندانى که با تکلف، جامه علم را بر قامت نارساى خود پوشاندند، سه نشانه وجود دارد: با دانشمندانِ برتر و والاتر از خویش با کردارهاى آلوده به گناه، درگیر شوند و با آنان بستیزند و نسبت به دانشمندان فرومایه‌تر از طریق قهر و غلبهف ستمگرانه عمل کنند و دیگر آنکه از ستمگران و جفاپیشگان، حمایت و پشتیبانى نمایند» .
  • حضرت پرسید:«اگر شخص این را نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«مالِ همراه با جوانمردی.»
  1. حضرت علی : مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه
  • جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
  • *جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
  • * جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
  • * نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
  • * آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
  • *جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»

 

  • امام(ع) سوال کرد:«اگر شخص این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«فقرِ همراه با صبر.»
  1. حضرت فرمودند: « در بهشت ساختمانی است از یاقوت سرخ که اهل بهشت همه آن را نگاه می کنند، همانطور که ما ستاره های درخشان را نگاه می کنیم. در این ساختمان کسی داخل نمی شود مگر پیغمبر فقیر یا شهید فقیر یا مؤمن فقیر. »
  2. خداوند متعال «اصحاب صُفّة» را به این خصلت مدح کرده است: «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً»(2)؛ (از فرط عفاف چنان احوالشان بر مردم مشتبه شود که هر کس از حال آنها آگاه نباشد آنها را غنى و بى نیاز مى پندارد؛ اما آنها را از سیمایشان مى شناسى، هرگز با اصرار چیزى از مردم نمى خواهند).
  3. این هم توصیه هست و هم آموزش

 

  • حضرت فرمود:«اگر این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«صاعقه‌ای از آسمان فرود آید و او را به آتش بکشد که حقیقتا سزاوار آن است.»
  1. ولقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلاً» (إسراء، 70)
  2. انسان موجودی نیست که دارای جایگاه ثابتی در خلقت باشد و می‌تواند از مرتبه‌ی وجود خود حرکت کرده، بالا یا پایین برود. انسان می‌تواند از حیوان پایین‌تر باشد: «أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل» و نیز می‌تواند از ملک پران شود: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‏ِ أَوْ أَدْنى».

امام(ع) تبسمی فرمود و کیسه‌ای که در آن هزار دینار بود به او داد و انگشتر خود را نیز که نگینش ارزشی معادل دو هزار درهم داشت، به او بخشید و فرمود:

  • «ای اعرابی، طلا را به طلبکارانت بده و انگشتر را برای زندگی خودت مصرف کن.»

اعرابی آن را گرفت و گفت: « اللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه»؛ به راستی که خداوند بهتر می‌داند رسالت خود را در کجا قرار دهد[2].

موسوعه کلمات الامام الحسین،شریفی. محمود، ص۷۶۵

جامع الاخبار،شعیری، ص 138؛ بحار الانوار، ج 44، ص 96

 

 

[1] درجه نخست: در این درجه فرد به‌گونه‌ای به خدا اعتماد دارد که به یک وکیل اعتماد می‌کند.[۲۶] ملا محمدمهدی نراقی این مرتبه را ضعیف‌ترین درجه توکل دانسته است.[۲۷]

درجه دوم: در این درجه حال متوکل نسبت به خدا مانند حال کودک نسبت به مادرش است که جز او را نمی‌شناسد و به غیر او پناه نمی‌برد و جز او به کسی اعتماد نمی‌کند. تفاوت این مرحله از توکل با مرحله اول این است که اینجا متوکل فقط به کسی که بر او توکل کرده، توجه می‌کند و حتی به خودِ توکل نیز توجه ندارد.[۲۸] علمای اخلاق دست‌یابی به این مرتبه از توکل را مخصوص خواص می‌دانند.[۲۹]

درجه سوم: به گفته علمای اخلاق در این درجه، متوکل خود را مرده‌ای در دست‌های مرده‌شوی می‌بیند که از خود اختیاری ندارد و تنها به اختیار او حرکت می‌کند.[۳۰] تفاوت این مرحله با مرحله دوم توکل در این است که در آن مرحله متوکل، دعا و تضرع را ترک نمی‌کند؛ اما در اینجا ممکن است متوکل به سبب اعتماد به عنایت پروردگار، دعا و تضرع به درگاه او را نیز ترک نماید.[۳۱] نراقی این درجه از توکل را بالاترین درجه آن شمرده و دست‌یابی به آن را بسیار نادر دانسته است. به باور وی توکل حضرت ابراهیم در ماجرای پرتاب او به سوی آتش از این نوع بوده است.[۳۲][یادداشت ۱]

به گفته نراقی در جامع السعادات، توکل انسان‌ها با هم تفاوت دارد و به مرتبه یقین و توحید آنها وابسته است. هراندازه ایمان قوی‌تر باشد، درجه توکل انسان هم بالاتر است.[۳۳]

  • M.M.HKH
۲۰
مرداد
۰۰

لینک دریافت فایل

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.

 جامعه بحران زده هدایت امام عادل را پس میزند.

  • امام حسین علیه السلام:

وصیت‌نامه آن حضرت به برادرش محمد حنفیه آمده است:
«وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح فی أمَّةِ جَدِّی، أرِیدُ أَن آمُرَ بالمعروفِ و أنهی عن المنکر

من فقط برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم، می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.

 

بحران ترک امر به معرو و نهی از منکر

بی تفاوتی اجتماعی

 

ـ بی تفاوتی؛ یعنی نوعی بی قیدی در افراد نسبت به قوانین، هنجارها، حوادث و اتفاقات اجتماعی، سیاسی و غیره در جامعه است.

ـ بی تفاوتی اجتماعی یعنی اینکه برای ما مهم نیست چه بر سر دیگران می­ آید.

 

  • روایت عجیب :

حضرت علی: وَ ما اَعْمالُ الْبِرِّ کُلُّه وَ الْجِهادُ فی سَبیلِ اللّه عِنْدَ الاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ اِلاّ کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ

تمام کارهای نیک و (حتی) جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، جز به قطره ای در برابر دریای بی کران نمی مانند.

  1. امر به معروف یعنی به من چه! گفته نشود

 

  1. فواید امر به معروف:
  2. امام باقر (ع) می فرماید:
  • انَّ الاْمْرَ بِالْمَعرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبیل الاَْنْبِیاءِ وَ مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ، فَریضَةٌ عَظیمَةٌ، بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ وَ تَرُدُّ الْمَظالِمُ و تُعمَرُ الاْرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الاْعْداءِ وَ یَسْتَقیمُ الاَْمْرُ...
  • همانا امر به معروف و نهی از منکر،
  • راه پیامبران و شیوه صالحان است فریضه بزرگی است که در پرتو آن واجبات دیگر، اقامه می شود،
  • راهها ایمن،
  • درآمدها حلال،
  • مظالم به صاحبان اصلی مسترد،
  •  زمین آباد،
  •  حق از دشمنان باز پس گرفته می شود
  • امر (حکومت) تحکیم می یابد.

1 ـ انجام واجبات: امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان است؛ واجب بزرگی است که به وسیله آن دیگر واجبات (الهی) بر پا می شود.

2 ـ عدالت اجتماعی: (امر به معروف و نهی از منکر) با برگرداندن مظالم و ستیز با ستمگر همراه است.

3 ـ سازندگی: به وسیله امر به معروف و نهی از منکر زمین (کشور) آباد می شود.

4 ـ استواری نظام: به وسیله امر به معروف و نهی از منکر، حکومت، استوار می گردد.

5 ـ امنیت: به وسیله آن، راهها امن می گردد... و از دشمنان، انتقام گرفته می شود.

اولین قدم :

  •  انزجار قلبی
  • نه چون مال من نیست ؛ بقیه هم نداشته باشن
  • امام حسین وداع با قبر پیامبر:

اللّهُمَ وَ انّی اُحِبُّ المعروفَ و اکرهُ المنکَر»

خدایا من معروف را دوست می دارم و منکر را بد می دانم.

 

مصادیق آخر الزمانی :

  • براساس روایات آخر زمانی : سیاتی علی الناس زمان ...
  • حکومت جهانی حضرت مهدی، آیت الله العظمى ناصر مکارم
  • در روایتى از امام صادق(علیه السلام) اشاره به ده ها نوع از این مفاسد که قسمتى از آن جنبه اجتماعى و سیاسى و قسمتى جنبه اخلاقى دارد؛ شده است که مطالعه آن انسان را عمیقاً در فکر فرو مى برد.
  •  اگر کسى اقدام به امر به معروف و نهى از منکر کند به او توصیه مى کنند که این کار وظیفه تو نیست؛

اولا باید به همه یاد داد که وظیفه همه هست

  •  هنگامى که ببینى ظلم و ستم، همه جا فراگیر شده؛

هر جا ظلمی بوقوع پیوست محل نهی از منکر هست

  •  قرآن فرسوده و بدعت هایى از روى هوا و هوس در مفاهیم آن آمده؛

هر جا قرآن زیر پا گذاشته شد و اشتباه معنی شد

  •  آئین خدا(عملا) بى محتوا شده هماننـد ظرفى کـه آن را واژگون سازند؛

هر جا دین خدا را غلط آموزش دادن و قواعدا هنجاری دین را کم رنگ کردن

  • هنگامى که ببینى اهل باطل بر اهل حق پیشى گرفته اند؛

اهل گناه دستشون باز شده و اهل طاعت دست بسته شدن

  • افراد با ایمان سکوت اختیار کرده اند؛

عذاب سکوت کنندگان کم تر از فاسدان نیست

یهودیان در ماجرای ماهیگیری روز شنبه، سه گونه واکنش نشان دادند:

گروهی متوسل به حیله ای شرعی شدند.

 برخی دیگر به موعظه گروه نخست و نهی آنها از این کار پرداختند.

گروه سوم نیز کسانی بودند که اهل مسامحه و سکوت بودند و می گفتند: «آنها را رها کنید، تا خداوند خود آنها را عذاب کند».

 درباره سرانجام این سه گروه باید گفت که تنها گروه دوم نجات یافت و مجرمان و سکوت کنندگان به عذاب الهی گرفتار شدند

  • پیوند خویشاوندى بریده شده؛

هر جا که دیدید قطع رحم شده محل امر به معروف

  • آشکارا شراب نوشیده شود؛
  • راه هاى خیر منقطع و راه هاى شر مورد توجّه قرار گرفته؛
  • حلال تحریم شود؛ و حرام مجاز شمرده شود؛

در قرآن کریم دربارة قوم شعیب

به حضرت شعیب(ع) خطاب شد،

 ای شعیب! صدهزار نفر از قوم تو باید هلاک شوند:«چهل هزار نفر از گناهکاران و شصت هزار نفر از نیکوکاران.» حضرت شعیب(ع) عرض کرد:«پروردگارا! انسانهای بدکار به سبب گناهشان باید هلاک شوند و مستوجب عذاب هم هستند، اما نیکوکارن به چه سبب باید نابود شوند؟»

 خطاب شد:«ای شعیب! به این سبب که آنان شاهد ارتکاب گناه بودند و سکوت کردند؛ یعنی به وظیفة امر به معروف و نهی از منکر عمل نکردند.

  • از افـراد بـا ایمان چنـان سلب آزادى شـود که جـز با دل نتوانند ابراز تنفّر کنند؛
  • سرمایه هاى عظیم در راه خشم خـدا (و فساد و ابتـذال و ویرانى) صرف گردد؛

برای کنسرت مختلط و فیلم های کثافت زده پول هست

برای سیاه پوشی و اقامه عذا نیست

  • رشوه خوارى در میان کارکنان دولت رایج گردد؛

در مقابل فساد اداری نباید سکوت کرد

  • M.M.HKH
۲۸
تیر
۰۰

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلیّ العظیم، حسبنا الله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر.

 ربّ اشرح لی صدری و یسّر لی أمری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

  1. مقتضای حال بزرگان کربلا
  2. عبرت ما در شب ها با در نظر گرفتن اون مقتضیات
  • حر : حر بودن ، محبت اهل بیت
  • حضرت عباس : وفا داری ، ادب
  1. مقتضای حال مسلم ابن عقیل چند محور داره:

الف : امین و نائب خاص و سفیر امام زمان:

وَ انّی باعِثٌ الیکُم بِاخی وَ ابْنِ عَمّی وَ ثِقَتی مِنْ اهْلی «مُسْلِمِ بن عَقیل» لِیُعْلِمَ لی کُنْهَ امْرِکُمْ وَ یَکْتُبَ الَیَّ به ما یَتَبَیَّنَ لَهُ مِنْ اجْتماعِکُمْ.

  • بعد شهادتش امام : لا خَیْرَ فِی الْحَیاةِ بَعْدَکُمْ
  • حال اینکه چطور میشه امین امام زمان شد بماند !!!

ب: مرد میدان بوده

  • تنها هم بشود مرد میدان هست و نمی هراسد
  • عامل به سیره نبوی در سختترین شرایط

پیشنهاد ترور عبید الله ابن زیاد در منزل هانی بن عروة را نمی پذیرد

 

ج: یاران مسلم:

  • چه کسانی پشت مسلم رو خالی می کنند؟
  • چرا یک نفر پای مسلم می ماند مثل هانی و خیلی دعوت کردن و نماندن؟

برخی از شیعیان بودند (روایت خبر شهادت مسلم به امام حسین)

  • آیا ممکنه ما هم یه روزی...؟ چه کنیم نشویم؟
  1. روایت جوانان مسیحی زودتر از مسلمانان لبیک امام زمان
  2. هیچ کس از اول بد نیست
  3. فطرت خدا جو و کمال طلب (حب نفس)
  • آتش رو دوست نداره ، بهشت رو دوست داره
  1. گاهی منحرف می شود و معمولا نمی فهمد
  • مثال انحراف مسیر مشهد و رفتن به افغانستان
  1. انحرافات اولیه و جزئی اولیه = عاقبت انحراف بزرگ
  2. آیا یاران مسلم همه موقع بیعت خوب بودن و یک دفعه همه بعد نماز بد شدن؟
  • تو 60 سالگی گندش درمیاد.
  • مثال شکستن خط کش و قوس شدید.

«باید طوری زندگی کنیم تا اونجا خم نشیم»

  1. عوامل انحراف انسان
  • درونی
  • بیرونی
  1. موضوع بحثم عوامل انحراف انسان نیست!

موضوع بحثم خرده انحرافاتی هست که به چشم نمیاد ولی اثرات بزرگ در ادامه زندگی داره

  1. کاملا مصداقی:
  • شرمنده نازت نمیدم ، بچه هیتی سوسول شده

تهش امام حسین می بخشه

 

  1. منطبق بر زندگی من و شما:
  1. شب قبل خواب گوشی کار نکن ، نماز صبحت قضا میشه

نماز خط مقدمه

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ1الَّذینَ هُمْ فی‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ2وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ3

  1. اعراض از لغو ( کارفرعی روی کار اصلی )

 

  1. شما باید با سواد باشی اهل مطالعه باشی و الا در فتنه کم میاری ( داستان چمران)
  • انصافا : رساله ؛ مفاتیح الحیات ؛ انسان 250 ساله
  • سرمایه محبت زهراست دین من ...
  • چرا حضرت علی موند حضرت زهرا رفت دم درب؟
  • چرا پیامبر میدونست کلک عمر رو نکند؟
  • یعنی تمام جهان جهنم ما فقط بهشت؟

 

  1. با اهل ولش کن نگردیم ، اهل غفلت

کسانی که ولش کن گفتن براشون راحته

 وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا

ولاتکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم أولئک هم الفاسقون     .      

پیامبر اکرم : المرء علی دین خلیله و قرینه؛ انسان بر دین دوست و رفیق خود است

 

  1. اهل درد باشیم ؛ با اهل درد دور دور کنیم
  • شهادت را نه در جنگ و نه در مبارزه نمی دهند
  • ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم
  • غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند.

(چرا از بی حجابی میسوزی ، چون مال من نیست)

  • گاهی باید برای خدا سکوت کرد
  • گاهی باید شیفت دلیلت کرد
  • گاهی باید بلاک کرد ( جنس مخالف)
  • گاهی باید جنگید

 

  1. مراقب خورده انحرافات باشیم

شاید فردا امام زمان ظهور کرد و ما اماده نبودیم

جمعه آمدنت بهانه است ما آدم میبودیم سه شنبه هم میامدی

  1. خصوصیات یاران امام زمان:

فقط چند روایت تند تند میخونم با خودمون تطبیق کنیم ، تا ببینیم یاران مسلم هستیم یا نه؟

  • بینش عمیق نسبت به حق تعالی

امام علی : آنها مردانی هستند که خدا را آن‌چنان که شایسته است می‌شناسند. (خدا چی هست؟ هر جا هست حضرت عباس نگهدارش)

  • اهل عبادت

امام صادق : شب‌ها را با عبادت به صبح می‌رسانند و روزها را با روزه به پایان می‌برند ( نمازهایشان را دم اذان می خوانند)

پیامبر : آنان در مسیر عبودیت، اهل جدیّت و تلاشند

  • امام شناس

امام سجاد : آنان قائل به امامت امام مهدی هستند

اللهم عرفنی حجتک ...

  • اخلاص:

امام سجاد: و هنگامی‌ که برای او این ۳۱۳ نفر از اهل اخلاص جمع شد، خداوند امر او را ظاهر خواهد کرد

(یا من بازی یا هییت بی هییت)

  • نترس و خدا ترس:

 امام صادق : گویا من نظر می‌کنم به قائم و اصحاب او در کوفه... سجده‌ها به پیشانی‌های آنها اثر گذارده است، شیران در روز و راهبان درشب‌اند

(نکنه بگم امر به معروف کنم ، ضایع بشم ، کتک بخورم)

یاران نائب امام زمان همون یاران امام زمان هستند مثل شهید قاسم سلمانی

رفته سردار نفس تازه کند برگردد

  • وقتی لحظات آخر مسلم کار رو تمام شده دید
  • همه دیدن اشک میریزه
  • ترسیدی؟
  • «اِنّالله وَانّا اِلًیْهِ راجِعُونَ».

گریه ام برای حسین زهراست که با زن بچه بسوی شما جماعت غدار براه افتاده

 

  • خبر شهادت به امام رسید :

رَحِمَ اللهُ مُسْلِماً فَلَقَدْ صارَ إِلى رَوْحِ اللهِ وَ رَیْحانِهِ وَ جَنَّتِهِ وَ رِضْوانِهِ، أَلاَ إِنَّهُ قَدْ قَضَى ما عَلَیْهِ وَ بَقِىَ ما عَلَیْنا»؛ (خداوند مسلم را رحمت کند، او به سوى رَوْح و ریحان و بهشت و رضوان خداوند رهسپار شد، بدانید او به تکلیف خویش عمل کرد و هنوز تکلیف ما باقى مانده است

 اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ 

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ

وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ

 وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد
کوفی بی مروّت شرم و حیا ندارد


میون شهر کینه غصه زده شکوفه
خیری تو این سفر نیست حسین میا به کوفه


حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد
کوفی بی مروّت شرم و حیا ندارد


ز اوج بی وفایی دلم گرفته امشب
شور می زنه دل من برای قلب زینب


زبی کسی و غربت سر میذارم رو دیوار
بگو که مشکاتون و خوب پر کنه علمدار

 

حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد

کوفی بی مروّت شرم و حیا ندارد


تا که سه شعبه دیدم غمین و مضطرتو
 وَ إن یکاد می خوندم برای اصغر تو


دارم نصیحتی من برات با قلب محزون

سپیدی گلوی اصغرت را بپوشون


قول داده مرد کوفی به دخترش بیاره
ز کربلا به سوغات براش یک گوشواره


حسین میا به کوفه، کوفه وفا ندارد
کوفی بی مروّت شرم و حیا ندارد

 

  • M.M.HKH
۲۶
تیر
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا رسولَ الله، و علی آلِ بیتِک، المَظلومینَ المَعصُومینَ الهُداةِ المَهدِیّینَ، الحُجَجِ المَیامِینَ، و لعنةُ اللهِ علی أعدائِهِم أبدَ الآبدینَ، و دَهْرَ الداهِرینَ.

  1. امامت در خردسالی ( اولین 7 سالگی)
  2. سوال آیا می شود کودک اما مو رهبر باشد؟
  • حکمت خدا
  • حضرت عیسی کودکی دفاع از مادر : فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلاَّتَحْزَنِی

قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا

  • روایت امام رضا ع :  اگر برای شما اتفاق، چه کسی امام: پسرم ابوجعفر مرد تعجب - اى مرد! خداى سبحان عیسى بن مریم (ع) را به عنوان پیامبر و فرستاده خود برگزید و او را صاحب شریعت معرفى کرد، در حالى که خیلى کوچکتر از فرزندم ابوجعفر بود.
  • امتحان امت
  • آمادگی برای امامان بعدی
  • دشمن حریص تر و دشمنی علنی
  1. فضیلت علمی امام جواد
  • داماد مامون چون آگاه و عالم و البت جایگاه سیلسی و اجتماعی
  1. توهم : برخی می گویند این سبک شدن امامت شیعه شد
  • هرگز ؛ بلکه آوازه جوان عالم بیشتر پیچید
  • داستان مکه و پاسخ به سوالات

عمویش عبدلله بن موسی سوال شد مجازات فلان گناه کبیره دست راست قطع و اجرای حد امام عمو جان از خدا بترس اون مجازات زانی نبش قبر میت بود نه این

 

  • در تمام کتب نقل شده امام ده عالم برتر زمان خود
  • مامون هم ترسید هم کسب اعتبار کرد
  • دخترش ملعونش ام فضل همسر امام
  1. بعد از مامون برادر زاده اش معتصم ذلیل شد
  2. اسباب شهادت امام همین آوازه و جایگاه علمی در سن کم
  • داستان قطع دست در مجلس علما حکم قطع دست از معتصم علما دو گروه فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَاَیْدِیْکُمْ؛ صورت و دستهایتان را مسح کنید» تا مچ دست است فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَاَیْدِیَکُمْ اًّلىَ الْمَرافِقِ؛ صورتها و دستهایتان را تا آرنج بشویید» تا آرنج است
  • معتصم امام ضایع کند - امام امتنا بعد - وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا؛‌ سجده گاه‌ها از آن خداست، پس هیچ کس را همراه با خدا مخوانید » و آنچه براى خداست، قطع نمى‌شود.
  • همه اعتراف خلیفه ضایع
  • بعد از این سبب شهادت حضرت شد
  1. سم داد تا نور خدا رو خاموش کند . امام هادی نور علم
  2. جایگاه علم در نظر امام جواد علیه السلام :
  • عَلَیْکُمْ بِطَلَبِ اَلْعِلْمِ فَإِنَّ طَلَبَهُ فَرِیضَةٌ وَ هُوَ صِلَةٌ بَیْنَ اَلْإِخْوَانِ وَ دَالٌّ عَلَى اَلْمُرُوءَةِ وَ تُحْفَةٌ فِی اَلْمَجَالِسِ وَ صَاحِبٌ فِی اَلسَّفَرِ وَ أُنْسٌ فِی اَلْغُرْبَةِ وَ مَنْ عَرَفَ اَلْحِکَمَ لَمْ یَصْبِرْ عَلَى اَلاِزْدِیَادِ مِنْهَا.
  • بر شما باد که دانش آموزید زیرا آموختن آن بایست است و پیوند میان برادرانست و دلیل بر مردانگى است و تحفه در هر مجلس و انجمن است و رفیق است در سفر و همدم در غربت است هر که حکمت را شناخت براى فزون ساختن آن شکیبائى ندارد و بدنبال آن شتابد،

 

  • وَ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: أَرْبَعُ خِصَالٍ تُعِینُ اَلْمَرْءَ عَلَى اَلْعَمَلِ اَلصِّحَّةُ وَ اَلْغِنَى وَ اَلْعِلْمُ وَ اَلتَّوْفِیقُ.
  • 57-و فرمود چهار چیز انسان را در کارها کمک میکند صحت و ثروت و علم و توفیق.

 

  • قالَ علیه‌السلام: الْعِلْمُ عِلْمَانِ مَطْبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ وَ لَا یَنْفَعُ مَسْمُوعٌ إِذَا لَمْ یَکُ مَطْبُوعٌ. (بحارالانوار، ج75، ص80)
    فرمود: علم دوگونه است: علمی که شنیده شود و علمی که [علاوه بر شنیده شدن]تبعیت شود. علم شنیده شده تا زمانی که بدان عمل نشود، فایده‌ای ندارد.
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. مطلع : اعوذ و بسم ... الحمد لله الذی ...

قال الله الحکیم فی محکم کتابه:

رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏

  1. داستان مرد تاجر و شیخ محل
  • جنس اصلیت نشانش ضمانت و کاتالوگش هست
  • سیره عقلای عالم اینه چیزی که کاراییش رو بلد نیستن می پرسن...اگه عاقل باشن
  • شبهه ما انسان ها بلدیم ؟  ... غرب 150 سال تمدنشه ... قدرت روح ... مرتاض هندی؟ کمال اجتماعی ... راهپیمایی عفاف 1970 در آمریکا.
  1. کتاب هدایت و برنامه هدایتی انسان بسوی دنیا و آخرتی خوب در قرآن اومده.
  2. برنامه دنیایی و هم آخرتی...
  3. برخی فکر می کنن دین فقط واسه مردن برنامه داره... قرآن فقط مال مراسم عذاست ... صوت عبد الباسط یاد مرگ .
  4. دنیایی؟؟؟ چطور در دنیا خوب زندگی کنیم در قرآن است مثلا
  5. لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضا: آی مردم برخی غیبت برخی دیگر رو نکنید
  6. أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزان‏: گران فروشی و کم فروشی نکنید
  7. أَوْفُوا بالعقود: عهد شکنی نکنید
  8. کلو من طیبات: غذای پاک و حلال بخورید
  9. انکحوا ایاما و الصالحین ...
  10. قد افلح المومنون الذن هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن الغو معرضون ... غفلت
  11. کار بد ... کار فرعی مانع اصلی ... کر درجه پنج ... اولین گام در سیر و سلک اعراض از لغو...
  12. سبک زندگی قرآنی ...اگه کمال در دنیا رو میخوای...
  13. شبهه ... افسوس در زمانه ای که جهان در حال قدم گذاردن بر ماه است وفضا را فتح می کنن ما هنوز این مانده ایم که با پای راست به دستشویی برویم یا پای چپ! ... هر حرف قشنگی درست نیست. فرق فلسفه غرب و اسلامی در تبیین عوامانه ... همه با   هم باید باشه.
  14. شبهه ... نگاه حرام لذتش بیشتره ... مال دزدی راحت تره ... زندگی بدون تعهد آسونتره (ازدواج سفید) ... جواب فقط نگاه حرام رو بگم ... جامعه ای که زیبا ترین مال من باشه چن تهنا ترین چیزی که دیده همینه.
  15. شکست کمونیست برای اینکه تک بعدی انسان رو می بینه...لیبرالیسم جای خود.اراده آزاد انسان.
  16. انقراض فرهنگی
  17. در برنامه دین همه ابعاد دیده شده . آخرت هم ختم به خیر می شه زندگی شما...
  18. شبهه چرا تا الان ما نتونستیم؟... کی گفته تمدن 1000 ساله اسلامی داشتیم ... بعد هر چقدر پول بدی آش میخوری ... سنت خدا ابا الله ان یجری الامور الا باسباب ها ...
  19. بچه خوبای مدرسه خدا.
  20. داستان دانش آموزی که به تکالیفش درست عمل کرده نتیجش چی میشه؟؟؟
  21. هم علمش میره بالا و هم سر کلاس نمراتش خوبه و آدم بدرد بخوری میشه و دانش اموز رستگاری میشه.
  22. اما قرآن معلمانی داره
  23. معلم اول نبی مکرم اسلام حضرت محمد ابن عبدالله (صلوات)  ... لتبین لناس ما نزل به
  24. معلم و هدایت گری برای اولیائ خداست
  25. اولیای خدا کیانند؟......ائمه ما
  26. حالا ما مستقیم به امام دسترسی نداریم ... باید بریم سبک و سیاقی که برا ما گفتن رو بینیم...
  27. بحثمون رو عملیاتی کنیم همین الان... نهج البلاغه ... صحیفه ... اینا عمیقن ... شناگری ، فقیهی غیر مصطلح ... بسم الله ... و الا در حد ما مفاتیح الحیاه ... حلیه المتقین ...
  28. دغدغه تربیت فرزند داریم همه مون ... استاد ما دکتری تربیت فرزند ... حرف مشهور همه شنیدیم بچه های ما اونچه ما هستیم میشن ، نع اونچه ما دوست داریم ...این مال سن پایین در سن بالا تر  بچه ما در بستری که براشون فراهم میشه رشد می کنن.
  29. مثل برخی بچه های یاران که در گروه دوستان رشد کردن.
  30. جمع بندی کنم.
  31. دین برای زندگیه نع برای مردن.
  32. مثال بچه مدرسه ای زرنگ.
  33. ائمه معلمند ... ما باید بریم سر کلاس درسشون ... کنار مطالب اخلاقی سیره رو هم ببینیم... مفاتیح الحیاه.
  34.  
  35. وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَ‏ مُنْقَلَبٍ‏ یَنْقَلِبُون‏
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا رسول الله، و علی آل بیتک، المظلومین المعصومین الهداه المهدیین، الحجج المیامین، و لعنه الله علی أعدائهم ابد الآبدین، و دهر الداهرین.

 

  1. داستان عبیدالله بن حر جعفی، در یک منزلگاه ، امام حجاج بن مسروق را فرستاد ، وی بهانه آورد ، خود حضرت همراه عده ای نزد او رفت ، دعوت را رد کرد ، و از روی خیرخواهی ! گفت : اسب زین شده جنگی و شمشیر برانی دارم آن را به شما هدیه می کنم.

(عبیدالله بن حر جُعفیکسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .)

  • یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک...
  1. خدا علاوه بر قرآن معلمانی هم برای هدایت ما فرستاده تا الگو های عملی و علمی در راه هدایت ما باشند.
  2. وظیفه ما:  اقتدا و همراهی با امام است ...
  3. گریه و حزن در مظلومیت آنها خوب است اگر عامل وصل علمی و عملی به راه و منش و روش آنها بشود.[WU2] 
  4. داستان گریه حین غارت خیمه ها.
  5. دستان خیر خواهی محمد حنفیه و داستان بالا.
  6. امام نوچه پرور نیست ، نخبه پرور است.
  7. امام به دنبال همراهی عملی ما است ، گاهی خود به نزد ما میاید (جعفی) ، گاهی سفیر امام ( مسلم ) ، گاهی پیام امام (ایامی همچون غدیر و محرم و اربعین و ...)
  8. وظیفه ما؟
  9. خود امام در نامه به سلیمان صرد خزائی
  • فَلَکُمْ فِىَّ اُسْوَةٌ؛
  1. امام صادق:«یَکُونُ لِى بِالْحُسَینِ اُسْوَةٌ.[WU3] 
  2. پیامبر و همه اهل بیت اسوه هستند : ولکم فی رسول الله اسوة حسنة...
  3. این ایام ، زمان یاد گرفتنه
  4.  باید از اسوه یاد گرفت و عمل گرفت.
  5. انس با امام حسین یعنی مثل حسین ع زندگی کردن.
  6. این ایام زمان حسینی شدن است
  7. حسینی شدن یعنی مثل حسین و عباس و زینب علیهم السلام ، فکر کردن ، دیدن عالم (ما رایت الا جمیلا ) و عمل کردن.
  8. در این دهه ان شا الله قصد داریم ده شخصه از زندگی حضرت امام حسین ع رو درس بگیریم.
  1. و حسینی شویم.

 

  1. اولین شاخصه که امروز با توجه به بیان مقدمه اجمالا ، بیان خواهیم کرد.
    • اخلاص و خدامحوری
  2. اخلاص یعنی چه؟
  • واژه اخلاص، مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص به معنای پاک شدن و سالم گشتن از خلیط است.
  1. مثال برنج : اگر برنج هاشمی و خزر رور به شما نشان بدهند، شما چی می گویید؟................ برنج قاطی داره ، خالص نیست. اضافات داره.
  2. عمل خالص ... عملی است که فقط برای خدا باشد.
  3. مثال : در مسجد برای خدا نماز می خواند ، احساس کرد کسی پشت سرش داره نگاش می کنه... دیوان ای بود.
  4. فقط برای خدا ، سعی کنیم همه اعمال برای خدا باشد.
  5. این درس قرآن است:
  • جهاد: «والذین جاهدوا فی سبیل الله »
  • شهادت «الذین قتلوا فی سبیل الله »
  • انفاق: «والذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله »

 

  1. اسوه ها و معلمان که قرآن داستانشان را می گوید همه عملن با صفت اخلاص و خدا محوری ذکر شده:
  • حضرت ابراهیم: «قل ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین لا شریک له وبذالک امرت وانا اول المسلمین »انعام162
  • اهل بیت علیهم السلام در قرآن: [WU4] «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا»

 

  1. در روایات :
  • همه چیز برای خدا:

علی علیه السلام فرمودند: «طوبی لمن اخلص لله عمله وعلمه وحبه وبغضه واخذه وترکه وکلامه وصمته; (9) خوشا به حال کسی که

 * عمل و

* علم و

* دوستی و

* دشمنی و

*گرفتن و

* ترک کردن و

* سخن گفتن و

* سکوتش رابرای خداوند خالص کرده است .»

 

  1. پیامبر اکرم ص به اباذر فرمود: [WU5] «یا اباذر لیکن لک فی کل شی ء نیة صالحة حتی فی النوم والاکل.

 

  1. رجب علی خیاط ، تشییع آیت الله بروجردی ، جمعیت کثیر ،عالم معنا، فقط برای خدا درس دادم.

 

  1. رضایت خدا یا مردم؟[WU6] 
  • امام حسین علیه السلام فرمود: «من طلب رضا الله بسخط الناس کفاه الله امور الناس ومن طلب رضا الناس بسخط الله وکله الله الی الناس;

 

  1. بارزترین خصوصیت امام حسین و یاران ایشان اخلاص

و عمل برای خداست.

 

  1. هرچه خدا بخواهد:

 پس از آنکه امام حسین ع از مدینه به سوی مکه حرکت کرد...

در یکی از آنها فرمود: «الحمد لله وما شاء الله ولا قوة الا بالله ... رضی الله رضانا اهل البیت نصبر علی بلائه؛

  •  سپاس برای خداست، آنچه خدا بخواهد [همان خواهد بود] و قوتی جز برای خدا نیست ... ، خشنودی خدا، خشنودی ما اهل بیت است و در مقابل بلای او صبر می کنیم .»

 

  1. فقط برای خدا:

 هنگامی که تیر به سینه حضرت اصابت کرد و به زمین افتاد فرمود: «بسم الله وبالله و فی سبیل الله وعلی ملة رسول الله; (19) به نام خدا و به یاد خدا و در راه خدا و بر دین رسول خدا [شهید می شوم] .»

 

دعای آخر مجلس دعا از زبان امام حسین

  1. دعای منسوب به امام حسین علیه السلام که صبحگاهان و شامگاهان آن حضرت بزبان داشتند:[WU7] 

«بسم الله وبالله ومن الله و الی الله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله، و توکلت علی الله، ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم . اللهم انی اسلمت نفسی الیک، ووجهت وجهی الیک وفوضت امری الیک، ایاک اسال العافیة من کل سوء فی الدنیا والآخرة.


 [WU1]عبیدالله بن حر جُعفی

کسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .

 [WU2]علی علیزاده:

حتما انواع اشک رو اجمالا اشاره کن

این عنوان عام هست و در ذهن برخی برداشتهای دیگه ای هم ایجاد می کنه.

 [WU3]وسائل الشیعه، حرّ عاملى، دار احیاء التراث، ج3، ص 265

 [WU4]«غذا [ی خود] را با اینکه به آن علاقه دارند، به «مسکین » و «یتیم » و «اسیر» می دهند [و می گویند:] ما شما را بخاطر خدا اطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم .» انسان 76

  •  [WU5](11) ای ابوذر! باید در هر کاری نیتی پاک داشته باشی، حتی در خوردن و خوابیدن » .

 

  •  [WU6]هرکس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود; خداوند او را از امور مردم کفایت می کند، و هر کس که دنبال رضایت مردم باشد با به خشم آوردن خداوند، خداوند او را به مردم وامی گذارد .»

 

 [WU7]به نام خدا و به یاد خدا، از خداوند و به سوی او، و در راه او، بر آیین پیامبر او، و بر خداوند توکل کردم و نیرو و قدرتی جز به [اراده] خداوند بزرگ نیست . پروردگارا! جانم را به تو تسلیم کرده و چهره ام را به سوی تو گردانده و کارم را به تو واگذار نموده و از تو سلامتی از هر بدی در دنیا و آخرت را خواهانم .»

 

  • M.M.HKH
۲۶
مهر
۹۷

فیش منبر هفتم صفر 

فیش  اماده برای منبر  که مجموعه ی از روایات از امام کاظم ع و امام حسن ع جمع اوری شده است.

مبنای منبر روایتی زیبا از امام کاظم ع میباشد:

 امام موسی کاظم علیه‌‏السلام فرمودند:
کسى که دو روزش با هم برابر باشد، زیان کار است. کسى که امروزش بدتر از دیروزش باشد، از رحمت خدا به دور است.
 کسى که رشد و بالندگى در خود نیابد، به سوى کاستى‏‌ها مى‏‌رود و آن که در راه کاستى و نقصان گام بر مى‏‌دارد مرگ برایش بهتر از زندگى است.

متن حدیث:

مَن استَوى یَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ و مَن کانَ آخِرُ یَومَیهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلعونٌ و مَن لَم یَعرِفِ الزِّیادَةَ فی نَفسِهِ فَهُوَ فی نُقصانٍ و مَن کانَ إلَى النُّقصانِ فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاةِ؛ ‏

 تحف العقول عن آل الرسول علیهم السلام , ج 1 , ص 409

 

 

* لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسِبْ نَفسَهُ فی کُلِّ یَومٍ فَإنْ عَمِلَ حَسَناً استَزادَ اللهَ و إنْ عَمِلَ سییاً اسْتَغفَرَ اللهَ مِنهُ و تابَ اِلَیهِ

از مانیست کسی که هر روز حساب خود رانکند ،پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را بخواهد،واگر بدی کرده،از خدا آمرزش طلب نموده و به سوی او توبه نماید.

اصول کافی ج ۴ ص۱

 

 

امام کاظم : قَالَ عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ : 

اِجْتَهِدُوا فِی أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اَللَّهِ وَ سَاعَةً لِأَمْرِ اَلْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ اَلْإِخْوَانِ وَ اَلثِّقَاتِ اَلَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی اَلْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ اَلسَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى اَلثَّلاَثِ سَاعَاتٍ لاَ تُحَدِّثُوا أَنْفُسَکُمْ بِفَقْرٍ وَ لاَ بِطُولِ عُمُرٍ فَإِنَّهُ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالْفَقْرِ بَخِلَ وَ مَنْ حَدَّثَهَا بِطُولِ اَلْعُمُرِ یَحْرِصُ اِجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ حَظّاً مِنَ اَلدُّنْیَا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِی مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ مَا لاَ یَثْلِمُ اَلْمُرُوَّةَ وَ مَا لاَ سَرَفَ فِیهِ وَ اِسْتَعِینُوا بِذَلِکَ عَلَى أُمُورِ اَلدِّینِ فَإِنَّهُ رُوِیَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ أَوْ تَرَکَ دِینَهُ لِدُنْیَاهُ.

 

  1. سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اَللَّهِ ...

 

  • أفضَل مَا یَتَقَرَّبُ بِه العَبدِ إلَی الله بَعدَ المَعرِفَهُ بِه الصَّلاه وَ بِرُّ الوالِدَینِ و تَرکُ الحَسَد و العُجبُ و الفَخر

 

بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.

تحف العقول  ، ص  ۴۱۲

 

  • علم دین بهترین عبادت.

 تَفَقَّهوا فی دینِ الله فإنَّ الفقه مفتاحُ البَصیرة،وتَمامُ العِبادة و السّببُ إلی المنازل الرفیعة و الرُّتبِ الجَلیلة فی الدین و الدنیا،و فَضلُ الفَقیه علی العابد کَفَضلِ الشمسِ علی الکواکب و مَن لَم یَتَفَقَّه فی دینهِ لَم یَرضَ اللهُ لهُ عملاً.

در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید؛ زیرا فهم عمیق در دین، کلید بصیرت و کمال عبادت و سبب تحصیل مقام های والا و مراتب شکوهمند در امور دین ودنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند آفتاب است بر کواکب، و کسی که در دینش فهم ِعمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نیست

 تحف العقول ص۴۱۰

 

  1. وَ سَاعَةً لِأَمْرِ اَلْمَعَاشِ

وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ اَلْإِخْوَانِ وَ اَلثِّقَاتِ اَلَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِی اَلْبَاطِنِ

 

  •  مُجَالِسَه أَهلِ الدِّینِ شَرَفُ الدَّنیَا وَ الاخِرَه

همنشینی با اهل دین، شرف دنیا و آخرت است.

 

  •  إیّاکَ و مُخَالِطَهُ النّاس و الإنس بِهِم إلا أن تَجِدَ مِنهُم عَاقِلاً و مَأمُوناً فَآنَسَ بِه و أهرَبَ مِن سایِرهِم کَهَربُکَ مِن السِّباعِ الضّارِیه

بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان، مگر این که خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی که (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شکاری.

تحف العقول ، ص  ۴۲۰

 

 

 

 

 

رفیق شناسى

«قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ

 

  • امام حسن(علیه السلام) به یکى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مکن تا بدانى کجاها مى رود و کجاها مى آید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى کن به شرط این که معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.

 

 

  1. وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ اَلسَّاعَةِ تَقْدِرُونَ عَلَى اَلثَّلاَثِ سَاعَاتٍ

 

  • لاَ تُحَدِّثُوا أَنْفُسَکُمْ بِفَقْرٍ وَ لاَ بِطُولِ عُمُرٍ فَإِنَّهُ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالْفَقْرِ بَخِلَ وَ مَنْ حَدَّثَهَا بِطُولِ اَلْعُمُرِ یَحْرِصُ

 

  • اِجْعَلُوا لِأَنْفُسِکُمْ حَظّاً مِنَ اَلدُّنْیَا بِإِعْطَائِهَا مَا تَشْتَهِی مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ مَا لاَ یَثْلِمُ اَلْمُرُوَّةَ وَ مَا لاَ سَرَفَ فِیهِ

 

 حقیقت و ماهیت مروّت و جوانمردی

 

با توجه به تعاریف علمای علم اخلاق از فضیلت اخلاقی مروّت و جوانمردی، به این نتیجه می‌رسیم که مروّت در واقع ملکه‌ای نفسانی در وجود شخص است که او را در انجام واجبات و افعال نیک مصرّ و از انجام قبائح أعم از حرام و مکروه باز می‌دارد.

مروّت موجب می‌شود تا صفتى را که در میان مردم، جامعه و خانواده، انسان شرم مى‏کند آن را انجام دهد آن را در خلوت و در غیاب مردم نیز انجام ندهد. با این توصیف صفت اخلاقی مروت دایرۀ وسیعی داشته و هر امری را که در شکل‌گیری این فضیلت اخلاقی نقش داشته باشد، در بر می‌گیرد.

  • چنانچه امام مجتبی”علیه السلام” در پاسخ به سؤال معاویه نسبت به حقیقت مروت به سه معیار اشاره کرده و می‌فرماید: «مروت آن است که [اولاً] مرد بر حفظ دینش حریص باشد و [ثانیاً] مال خود را اصلاح و نیکو سازد و [ثالثاً] حقوق دیگران را رعایت نماید».[8]
  • همچنین از مولای متقیان امام على”علیه السلام” از معناى مروّت سؤال شد، ایشان در پاسخ فرمود: «از علائم‏ و نشانه‏هاى مروّت این است که متعهّد باشى عملى را که حیا مى‏کنى آن را آشکارا در میان مردم انجام دهى، در خلوت و جلوت و ظاهر و باطن یکسان بوده و آن را انجام ندهی».[9]
  • بنابراین مروّت، فضیلتی جامع بین تمامی آداب حسنه و فارغ از قبائح و مکروهات می‌باشد که در گفتار ائمۀ معصومین”علیهم السلام” این مطلب به وضوح قابل استفاده است.

 

 

  • امام حسن ع :  وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّةِ؟ فَقالَ علیه السلام : شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دینِهِ، وَإ صْلاحُهُ مالَهُ، وَقِیامُهُ بِالْحُقُوقِ.(2)

ترجمه :

از حضرت سلام اللّه علیه پیرامون مُروّت و جوانمردى سؤ ال شد، فرمود:

جوانمرد کسى است که در نگهدارى دین و عمل به آن تلاش نماید، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعایت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.

 

  • قالَ علیه السلام : اءلْمِزاحُ یَاءْکُلُ الْهَیْبَةَ، وَقَدْ اءکْثَرَ مِنَ الْهَیْبَةِ الصّامِت (

ترجمه :

فرمود: مزاح و شوخى هاى زیاد و بی جا - شخصیّت و وقار انسان را از بین مى برد، و چه بسا افراد ساکت داراى شخصیّت و وقار عظیمى مى باشند.

 

  1. وَ اِسْتَعِینُوا بِذَلِکَ عَلَى أُمُورِ اَلدِّینِ فَإِنَّهُ رُوِیَ لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ أَوْ تَرَکَ دِینَهُ لِدُنْیَاهُ.
  • بکوشید که وقت شما چهار ساعت باشد،یک ساعت براى مناجات با خدا،یک ساعت براى کار زندگانى و معاش،و یک ساعت هم براى آمیزش با برادران و مردمان مورد اعتماد که عیوب شما را بشما میفهمانند و از دل بشما اخلاص دارند،و یک ساعت هم خلوت کنید براى درک لذتهاى حلال،و بوسیله این ساعت بر انجام وظائف آن سه ساعت دیگر توانا میشوید،بخود فقر و طول عمر تلقین نکنید،زیرا هر که بخود تلقین فقر کند بخیل مى‌شود و هر که طول عمر در نظر گیرد حریص مى‌شود،براى خود بهره‌اى از دنیا بگیرید و آنچه خواهش حلال باشد و بمردانگى رخنه نکند و اسراف نباشد منظور دارید و باین وسیله براى انجام امور دین یارى جوئید.زیرا روایتست که از ما نیست کسى که دنیایش را براى دینش وانهد یا دینش را براى دنیا از دست بدهد.

با توجه به مطالب و احادیث و نقل چند نمونه، به این نتیجه می رسیم که مروّت، عبارت است از: انسانیت و تخلّق به جمیع صفات پسندیده و دوری از تمامی صفات زشت.

  • این مطلب را می توان به صورت یک فرمول، بیان نمود که:
  • ارکان مروت، سه چیز است:
  • 1 . زندگی کردن با خود به عقل
  • 2 . ارتباط با خلق به صبر
  •  3 . ارتباط با حق به نیاز (مناجات).

 

نشانه ارتباط و زندگی با خود بر مدار عقل سه چیز است: 1 . قدرت خود دانستن؛ 2 . اندازه کار خود دیدن؛ 3 . در خیر خویش کوشیدن.

 

و نشانه ارتباط و زندگی کردن با خلق به صبر، سه چیز است: 1 . به اندازه قدرتشان از ایشان انتظار داشتن؛ 2 . عذرهای ایشان را پذیرفتن؛ 3 . از قدرت خویش به ایشان دادن.

 

و نشانه زندگانی با حق به نیاز نیز سه چیز است: 1 . بر هرچه به تو رسد، شکر کنی؛ 2 . هر کاری که برای حق کنی، عذرخواهی؛ 3 . کار حق بر کار خود، ارجح بدانی.

 

  • داستان هایی از امام حسن ع
  1. محدّثین و مورّخین آورده اند:

چون امام حسن مجتبى صلوات اللّه و سلامه علیه روزهاى آخر عمر خویش را سپرى مى نمود و زهر، تمام وجودش را فرا گرفته بود و چهره مبارکش به رنگ سبز متمایل گشته بود.

و در این هنگام برادرش حسین سلام اللّه علیه کنار او حضور داشت ؛ که ناگاه امام حسن علیه السلام گریان شد، حسین اظهار داشت : چرا رنگ صورتت دگرگون و سبز شده است ؛ و چرا گریان هستى ؟

فرمود: اى برادر! هم اکنون به یاد سخنى از جدّم رسول خدا افتادم ؛ و ناگهان دست در گردن هم انداخته و مدّتى گریستند. پس از آن امام حسین سلام اللّه علیه پرسید جدّم چه فرموده است ؟

پاسخ داد: در ضمن سخنانى فرمود: آن هنگامى که به معراج رفتم و در بهشت وارد شدم و جایگاه مؤ منین را مشاهده کردم ، دو قصر بسیار زیبا و عظیم مرا جلب توجّه ساخت که یکى از آن ها زبرجدِ سبز رنگ و دیگرى از یاقوتِ قرمز بود.

از جبرئیل پرسیدم : این دو قصر زیبا براى چه کسانى است ؟

جبرئیل اظهار داشت : یکى از آن ها براى حسن و آن دیگرى از براى حسین مى باشد.

گفتم : اى برادر، جبرئیل ! پس چرا هر دو یک رنگ نیستند؟

ساکت ماند و جوابى نگفت ، پرسیدم : چرا حرف نمى زنى و جواب مرا نمى دهى ؟

گفت : شرم دارم از این که سخنى بر زبان آورم .

پس او را به خداوند متعال سوگند دادم که علّت آن را بیان نماید.

پاسخ داد: آن ساختمانى که سبز رنگ است براى حسن ساخته شده ، چون او را به وسیله زهر مسموم مى کنند و هنگام رحلت رنگ بدن مبارکش سبز خواهد شد.

و آن دیگرى که قرمز مى باشد براى حسین تهیّه شده ، چون او را به قتل مى رسانند و سر و صورت و بدن مقدّسش آغشته به خون خواهد شد.

و در این لحظه امام حسن مجتبى و برادرش حسین سلام اللّه علیهما و تمام کسانى که در آن مجلس حضور داشتند سخت گریستند.(1)

1-مدینة المعاجز: ج 3، ص 331، ح 913، منتخب طُریحى : ص 180.

 

  1. شفاعت دو کودک:

عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، حسن و حسین (علیه السلام) کودک بودند شخصی گناهی کرد و از شرم آن گناه ، مدتی مخفی شد و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی آمد تا اینکه آن شخص ، حسن و حسین (علیه السلام) را دید، آن دو را بر دوش ‍ خود سوار کرد و با همان حال به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: من گنهکارم ، در پناه خدا، و این دو آقازاده به حضور شما آمده ام تا مرا ببخشید رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی که آن منظره را دید، آنچنان خندید که دستش را بر دهانش گذاشت ، سپس به آن مرد گنهکار فرمود: برو جانم تو آزاد هستی آنگاه به حسن و حسین فرمود: آن شخص در مورد عفو گناه خود، شما را شفیع قرار داد، در این هنگام آیه 64 سوره نساء نازل شد: ... ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوک فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما: و اگر گنهکاران که بر اثر گناه به خود ستم کردند، به نزد تو (ای پیامبر) می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آن ها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

 

 

  1. خوش برخوردی

امام حسن علیه السلام دوستی شوخ طبع داشت . روزی به خدمت او رسید. امام علیه السلام فرمود: شب را چگونه صبح کردی ؟ او در جواب گفت : یابن رسول اللّه ! شب را بر خلاف رضای خود و خدا و شیطان به صبح آوردم . امام علیه السلام خندید و فرمود چگونه ؟ عرض کرد: خدای عزوجل دوست دارد که او را اطاعت کنم و مرتکب معصیت او نشوم و من چنین نیستم و شیطان دوست دارد معصیت خدا کنم و او را اطاعت نکنم و این چنین هم نیستم و خودم دوست دارم هرگز نمیرم و این گونه نمی باشم . از این داستان استفاده می شود که امام علیه السلام با همه ابهت و بزرگی که داشتند به گونه ای با دیگران برخورد می کردند که آنها براحتی در محضر او بلکه با خود او شوخی می کردند و حضرت گوش می دادند و می خندیدند.

 

  1. جود و بخشش

روزی مردی در برابر امام حسن علیه السلام ایستاد و گفت : ای پسر امیر المؤ منین ! به خدائی که به تو نعمت بخشیده است قسم می دهم که حق مرا از دشمنم بگیری که بسیار مستبد و ظالم است ، نه به پیر مرد احترام می گذارد و نه به کودک رحم می کند. امام علیه السلام که تکیه داده بود با شنیدن سخنان او از جا حرکت کرد و گفت : دشمن تو کیست تا حقت را از او بگیرم ؟ آن مرد گفت : فقر. امام علیه السلام مدتی سر به زیر انداخت ، آنگاه سرش را بسوی خادم خود بلند کرد و به او فرمود: آنچه پول نقد هست بیاور. خادم پنجاه هزار درهم آماده کرد. امام علیه السلام فرمود: همه را به آن مرد بده ، سپس به او فرمود: به همان قسمهائی که به من دادی قسمت می دهم که هرگاه دشمن ظالم تو دوباره آمد به نزد من آیی .

 

  • معنای «کریم» از منظر حاج آقامجتبی تهرانی

جوانمرد و بخشنده کسى است که وقتى قدرت یابد، درگذرد و ببخشاید و چون توانمند و مالک شود، عطا کند و ببخشد و آنگاه که چیزى از او خواسته شود، نیاز را برآورد.

«الکریم من بدأ باِحسانه»؛

فرد کریم قبل از درخواست، احسان می‌کند

«الکریم من جازی الاسائات بالاحسان»؛

کریم بدی را با نیکی پاداش می‌دهد

«من الکرم اتمام النعم»؛

کریم بی نقص و بی‌کاستی می‌بخشد

«الکریم یری مکارم افعاله دین عبیه یقضیه»؛

نیکوکارى‌هاى خود را بدهى به گردن خود مى‌داند که باید بپردازد

«لذة الکرام فی الاطعام»؛

کریم از اطعام دیگران لذت می‌برد

«الکریم اذا قدر صفح و اذا ملک سمح و اذا سئل انجح‏»؛

جوانمرد و بخشنده کسى است که:

- وقتى قدرت یابد، درگذرد و ببخشاید و چون توانمند و مالک شود، عطا کند و ببخشد و آنگاه که چیزى از او خواسته شود، نیاز را برآورد.

«الکریم یلین اذا استعطف واللئیم یقسوا إذا ألطف»؛ 

کریم هرگاه به او مهر و محبت می‌شود، نرم می‌شود.

«الکریم اذا وعد وفى»؛

کریم به وعده‌هایش پایبند است.

«الکریم یإبى العار»؛

کریم ذلت نمی‌پذیرد.

  • با چنین مولای کریمی امروز روبه‌رو هستیم.
  • این وصف مولای ماست.
  • خدای ما هم اکرم الاکرمین است.
  • داستان موسی

«حضرت موسی(ع) در راه طور سینا بود، در بین راه کسی به حضرت التماس کرد و گفت من گناه بدی کرده‌ام، از خدا بخواه که از من بگذرد؛ سپس گناهی که مرتکب شده بود را به حضرت موسی(ع) گفت. 

حضرت به خداوند گفت: این بنده از تو پوزش می‌طلبد، او را مشمول رحمت و مغفرتت قرار بده! از جانب خداوند خطاب رسید که من او را بخشیدم، ولی به او بگو که من از او یک گلایه دارم، چرا این مطلب را به تو گفت که تو مطلع شوی و هر وقت تو را ببیند، از تو خجالت بکشد؟! من نمی‌خواهم بنده من از کسی خجالت بکشد...

 

  • هیچ‌کس نتوانسته است «غافرالذنب» و «رحمةللعالمین» بودنِ خداوند را درک کند؛

 

  • وقتی می‌گویی «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه» و استغفار می‌کنی، به مقام «غفاریّتِ» خداوند پناه می‌بری، حتّی نیازی نیست که بگوییم «أَسْتَغْفِرُ اللَّه»؛ همین که خدا ببیند ما در دلمان پشیمان و خجالت زده هستیم، رحمت و غفران خود را شامل حال ما می‌کند.

 

  • امام صادق(ع) می فرماید: هیچ بنده‌ای نیست که گناهی کرده باشد و پشیمان شده باشد، مگر اینکه خدا او را قبل از آنکه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه» می‌آمرزد.

 

  • ​​ما پروردگارمان را نشناخته ایم... .

 

  • M.M.HKH