احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن روضه مکتوب» ثبت شده است

۲۱
بهمن
۰۲

 

  • خطیب بغدادی عالم اهل سنت می گوید:
  • هر زمان که گرفتاری داشتم می رفتم کنار ضریح موسی بن جعفر(ع) کمک می خواستم و نتیجه می گرفتم.[۱]
  • امام کاظم باب المراد و باب الحوائج است.
  • بزارین امروز پدر حضرت معصومه(علیها سلام) را واسطه بین خودمان و خدا قرار می دهیم.
  • دلها را روانۀ کاظمین کنیم:
  • السَّلامُ عَلَی الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ 
  • سلام ما بر اون آقایی که در زندان نههه
  • در سیاه چال محبوس و زندانی بود

ندارد یوسف صدّیق زندانی که من دارم

ندارد هیچ زندانی نگهبانی که من دارم

  • سِنْدی بْن شاهِکْ یهودی معتمدین هارون الرشید ملعونه
  • تو تاریخ در مورد خشونت و سفاکی هارون زیاد مطلب اومده
  • اما باید بهتون بگم تو دستگاه خود هارون این ملعون سندی یکی از خشن ترین ها بوده
  • حالا این هارون الرشید به این یهودی سفاک دستور هم داده تا می تونی برآقای ما سخت بگیره
  • تا اونجایی که امام کاظم در زندان دعا میکنه اللهی عجّل وفاتی

من جوان بودم و زنجیر گران پیرم کرد
گشته زنجور  تن و مانده به جا تصویرم
یا ز زندان برسان مرگ مرا یا الله!
یا خلاصم بکن از زیر غل و زنجیرم

  • تو تاریخ داریم تن حضرت در اثر این شنکنجه ها و سختی ها بسیار نحیف لاغر شده بود
  • آی اهل روضه ...
  • بزار این روضه رو از یه مقتل دیگه برات بخونم
  • لزمت الفراش و نَحَلَ جسمُها و زاب لَحْمُها و صارت کَالْخیال
  • انگار تو ای خاندان همه مادرین

آی مادر ...

چه قدر مثل مادرت شده ای
آنکه رخساره ی کبودی داشت

یاد پهلو شکسته افتادی
در نمازِ نشسته ی آخر

حرف تو بین هق هق ات این بود:
السلام و علیک یا مادر ...

آی مادر

آی مادر

آی مادر

  • عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ 
  • وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ
  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

بنازم آنکه دائم گفتگوی کربلا دارد                            دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

بیاد کاروان اربعین با گریه می گوید                           به هر جا هست زینب رو بسوی کربلا دارد

بیاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته                   به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد

اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش              همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد

اگر خاک رهش بنشست بر روی گنه کاری                 گرامی می شود چون آبروی کربلا دارد


آن قافله دل شکسته ای که روز اربعین آمد کربلا ،

شما دیدید اربعین شهدا ،
با چه عظمتی ، پدر و مادر و خانواده شهدا را کنار مزار می برند

مراقب شان بودند ، دلداری می داند  

اما
دلها بسوزد برای این قافله ،

تا چشم این زن و بچه به قبرها افتاد خودشان را
از بالای شترها به زمین انداختند

هر کسی قبری را بغل گرفت ،

عمه سادات هم آمد کنار برادر ،

 

باز آمدم ای همسفر ، ای تشنه کامم       من زینبم پیروز بر گشته ز شامم

با کودکان خسته ات باز آمدم من             با یک دل پر غصه و زار آمدم من

خواهم عزای روز عاشورا بگیرم                شاید خدا لطفی کند اینجا بمیرم

اینجا تنت را استخوان بشکسته دیدم        بر سینه ات شمر لعین بنشسته دیدم

دیدم نهاده خنجرش زیر گلویت                 آن لحظه دیدی من آمدم روبرویت

یادش میاد خاطرات روز عاشورا ،

یادش میاد آن روزی که وارد کربلا شد

با چه عزت و احترامی علی اکبر ، قاسم ، عباس زینب را پیاده کردند

، حالا هر چه نگاه می کند نه قاسمی دارد  ، نه عباس ، نه علی اکبری دارد

حسین جان من زینبم ، برادر یادتِ آن روزی که آمدم گودی قتلگاه

خیره خیره ، به بدنت نگاه می کردم و نمی شناختم

از روی تعجب گفتم آیا تو حسین منی ؟

حسین جان امروز تو زینب را نمی شناسی ،

برادر اگر این جا نا محرم نبود اثر تازیانه را روی بدنم نشانت می دادم .

برادر
همه عزیزانت را آوردم اما سراغ رقیه ات را از خواهر نگیر ،

که در خرابه شام جان داد .

 

منبع : https://rozekhani.ir/?p=1039

  • M.M.HKH
۲۲
دی
۹۹

فیش مرثیه

 

  فرات بن ابراهیم در تفسیر خود از جابر روایت میکند که گفت: به حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام گفتم: فدایت شوم، یا ابن رسول اللَّه! یک حدیثى راجع بفضیلت جده‏ات فاطمه براى من بگو که هر گاه من آن را براى شیعیانت نقل کنم خوشحال شوند.امام محمّد باقر فرمود: پیامبر  اسلام صلى اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامى که روز قیامت فرا میرسد منبرهائى از نور براى پیمبران نصب خواهد شد، در آن روز منبر من از منبر همه بالاتر خواهد بود، ........در همین موقع است که جبرئیل ناقه‏اى از بهشت براى آن بانو مى‏آورد که دو پهلوى آن را بدیباى بهشتى زینت کرده باشند، مهار آن از مروارید خواهد بود، جهاز آن از مرجان است، آن ناقه را میخواباند و فاطمه سوار بر آن خواهد شد.آنگاه خداى رؤف تعداد صد هزار ملک میفرستد تا طرف راست آن بانو باشند و صد هزار ملک دیگر میفرستد که طرف چپ وى قرار بگیرند و صد هزار ملک دیگر خواهد فرستاد که فاطمه را بر فراز پر و بال خود بسوى بهشت حرکت دهند.موقعى که بدر بهشت رسیدند فاطمه زهرا متوجه عقب خویشتن خواهد شد، خطاب میرسد اى دختر حبیب من! براى چه متوجه عقب خود میشوى، در صورتى که من دستور داده‏ام: داخل بهشت شوى؟ فاطمه میگوید: پروردگارا! دوست داشتم در یک چنین روزى قدر و قابلیت من شناخته شود.خدا میفرماید: اى دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر کسى که محبت تو یا یکى از فرزندان ترا در قلب دارد دست او را بگیر و داخل بهشت نما.امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: اى جابر بخدا قسم که فاطمه در آن روز شیعیان خود را بنحوى از میان اهل محشر جدا میکند و نجات میدهد که پرنده دانه‏هاى‏نیکو را از میان دانه‏هاى بى‏ارزش بر مى‏چیند.موقعى که او با شیعیانش بر در بهشت میرسند خدا بدل شیعیان فاطمه مى‏اندازد که متوجه عقب سر خویشتن شوند، وقتى متوجه عقب سر شدند خداى رؤف میفرماید:اى دوستان من! براى چه متوجه عقب سر خود میشوید، در صورتى که من شفاعت فاطمه دختر حبیب خود را در باره شما پذیرفتم؟

میگویند: پروردگارا ما دوست داریم در یک چنین روزى قدر و اهمیت ما شناخته شود، خدا میفرماید: اى دوستان من برگردید و هر کسى که شما را براى دوستى فاطمه دوست داشته هر کسى که براى محبت فاطمه بشما غذا داده، هر کسى که بدن شما را براى دوستى فاطمه پوشانیده، هر کسى که یک جرعه آب براى محبت فاطمه بشما داده، هر کسى که براى دوستى فاطمه در غیاب از شما دفاع کرده، دست آنان را بگیرید و داخل بهشت نمائید.حضرت باقر علیه السّلام میفرماید: بخدا قسم که از آن مردم غیر از افراد شکاک و کافر و منافق کسى باقى نخواهد ماند.

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

السلام علیک یافاطمه الزهرا یابنت رسول الله یاقره عین الرسول ورحمه الله وبرکاته

 

زهرا که نخل شرم حیا را جوانه بود

مجموعه صفات خدای یگانه بود

 

امّ ابش رسول خدا خواند زانکه او

 در یتیم را به حقیقت خزانه بود

 

اگر او نبود عالمی به پا نبود

 هستی برای خلقت زهرا بهانه بود

 

اما دوست داران اهل بیت ، محبان فاطمه زهرا سلام الله علیها یک زمانی از تاریخ یک مردمی آمدند که قدراین بانو را نمی دانستند نه تنها قدرش نمی فهمیدند بلکه آزارش هم دادند نوشته‏اند:

 «ما زالَتْ بَعْدَ ابیها مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ، ناحِلَةَ الْجِسْمِ، باکِیَةَ الْعَیْنِ، مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ».

زهرا سلام الله علیها را بعد از پدر ندیدند که هیچ وقت عصابه‏اى را که به سر بسته بود از سر باز کند.

روز به روز زهرا سلام الله علیها لاغرتر و ناتوانتر مى‏شد. بعد از پدر همیشه زهرا را  با چشمى گریان دیدند.

 «مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ» این جمله معنى عجیبى دارد.

«رکن» یعنى پایه، مثل یک ساختمان که پایه‏هایى دارد و روى آن پایه‏ها ایستاده است.

از نظر جسمانى، پا و ستون فقرات رکن انسان است، یعنى انسان که مى‏ایستد روى این بناى استخوانى مى‏ایستد. گاهى از نظر جسمى، این رکن خراب مى‏شود، مثل کسى که فرض کنید پاهایش را بریده باشند یا ستون فقراتش درهم شکسته باشد. ولى گاهى انسان از نظر روحى آنچنان درهم کوبیده مى‏شود که گویى آن پایه‏هاى روحى که روى آن ایستاده است خراب شده است. زهرا را بعد از پدر اینچنین توصیف کرده‏اند.

زهرا سلام الله علیها و  پیغمبر صلی الله علیه واله  عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند به فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهما السلام که نگاه مى‏کرد، بى اختیار اشک ازچشمان خانم سرازیر می شد می فرمود:  فرزندان من! کجا رفت آن پدر مهربان شما که شما را به دوش مى‏گرفت، شما را به دامن مى‏گذاشت و دست نوازش به سر شما مى‏کشید آن قدر در فراق پدرگریه می کرد که عده ایی از اهل مدینه آمدند خدمت امیرالمومنین (ع)؛ علی جان به فاطمت بگو  یا شب گریه کنه یا روز امیر المومنین علی(ع) پیغام اینها را به حضرت فاطمه(س) رساند ( به زودی از دنیا خواهم رفت) اما به خدا سوگند نه روز از گریه آرام         می گیرم و نه شب تا آنکه به پدرم ملحق شوم امیرالمونین علیه السلام بیرون ازمدینه آنگاه حضرت علی(ع) در بقیع در مکانی دور از مدینه مکانی بنام بیت الاحزان برای حضرت ساخت.  فاطمه (س) صبحگاهان در حالی که حسن و حسین(ع) پیشاپیش او حرکت می کردند گریه کنان به بقیع می آمد و همواره تا شب کنار قبرها گریه می کرد و چون شب می شد امیر المومنین(ع) به نزد آن حضرت می آمد و با هم به خانه بر می گشتند.

اما به همین هم راضی نشدند یک روز امیرالمومنین  دیدند حسن و حسین علیهما السلام صورتشان از شدت نور آفتاب سوخته علت را پرسیدند ، بچه ها گفتند بابا جان یک عده نامرد اومدند بیت الاحزان خراب کردند برای این که صورت مادر نسوزه  ما در مقابل آفتاب ایستادیم.3

  همه صدابزنید یازهرا سلام الله علیها......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

ولا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرین‏

 

 

پایان

(فرود)

 

2 .    مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏16    58     -1.بحارالانوارج 43ص65

3.بحارالانوار ج43 ص175 - عوالم محدث بحرانی ج11ص 257 تا 260

 

منبع

 

 

  • M.M.HKH