احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن روضه» ثبت شده است

۱۱
دی
۹۹

حضرت زهرا سلام الله علیها

السَّلامُ علیکِ یا مُمتحنة امتحنکِ الّذی خلقکِ قَبل اَن یَخلُقکِ ..

سلام ای ذکر خاص حق ثنایت             

درود ای گفته احمد من فدایت

 

تو فرقانی تو یاسینی تو طاها                

تو زهرائی تو زهرائی تو زهرا

 

زهرا جان(3)

بی بی جانم:

 

آتش عشق را زبانه توئی                     

نخل توحید را جوانه توئی

 

خانه کوچکت مطاف ملک            

همه پروانه ، شمع خانه توئی

 

بر سر سجده در دل محراب           

با مناجات عارفانه توئی

 

زهرا جان(3)

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

قربان مظلومیتت بی بی جانم! بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یک لحظه آرامش نداشت. گریه کنندگان عالم رو چند نفر گفتن یکی از اونها فاطمه (سلام الله علیها) است. هر کجا یادگاری از پیغمبر می دید بی تاب می شد، اشکش جاری می شد (آخی ) دلهای مدینه ای! شما هم با بی بی زیر گنبد خضرای نبوی هم ناله بشید ؛ مریضها رو فراموش نکنید ، اونهائی که به شما التماس دعا گفتن ، اونهائی که سالهای قبل بین شما بودن الان اسیر خاکند معمولا وقتی کسی از دنیا می ره هر چی ایام می گذره، گریه بازماندگان کمتر می شه؛ اما بمیرم برای اون خانمی که هر چی از رحلت پدر می گذشت گریه اش بیشتر می شد.

 

به جانم ریخته چندان غم و درد و مصیبتها

که گر بر روزها ریزند، گردد تیره چون شبها

 

محدث قمی در بیت الاحزان می فرماید: روزی بی بی دو عالم فرمودند خیلی دوست دارم صدای اذان بلال رو بشنوم. موذن پیغمبر بود. بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای اینکه تایید غاصبین نشه، دیگه اذان نگفت ، اما وقتی از خواسته بی بی با خبر شد به مأذنه رفت  صدای خود رو به اذان بلند کرد.

 

الله اکبر الله اکبر (4) اشهد ان لا اله الا الله (2)

با بلند شدن صدای اذان بلال، بی بی آنچنان بی تاب شدند که نتونستند از گریه خود داری کنند ، هر چی اذان ادامه پیدا می کرد گریه هم بیشتر می شد تا اینکه بلال صداش به این جمله بلند شد:

 

اشهد انّ محمداً رسول الله (صلی الله علیه و آله)

اطرافیان دیدند بی بی ضجه ای زد که دل عالم رو سوزوند. بی هوش رو زمین افتاد، بچه ها دویدند طرف مأذنه ، بلال! ادامه نده ، مادر ما از دنیا رفت.

 

نام گل بردی و بلبل گشت خاموش ای بلال

مادر مظلومه ی ما رفت از هوش ای بلال

 

دیر اگر خاموش گردی زودتر گردد زتو

 مادر ما را چراغ عمر ، خاموش ای بلال

 

با اذان تو اگر پایان بگیرد عمر او

 بعد از این ما را که می گیرد در آغوش ای بلال

 

بلال اذانش را نا تمام گذاشت ، بی بی به هوش آمد، فرمود بلال اذان رو تمام کن. عرض کرد بی بی می ترسم به شما آسیبی برسد .

عرض کنیم بلال شما از صحابه پیغمبر بودی، نتونستی ببینی زهرا (سلام الله علیها) آزرده بشه؛ اما نمی دونم بعضی از صحابه چطور تونستند ببینند فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار ... صدای ناله اش بلند شد:

 یا ابتاه یا رسول الله هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک ، آه یا فضَّة فَخُذینی فَقد والله قُتِلَ ما فی احشائی مِن حملٍ

 

پدر جان یا رسول الله! ببین با حبیبه و دختر تو چه می کنند آه ای فضه مرا دریاب به خدا محسنم رو کشتند ... یا زهرا ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

          الَا لعنَه الله عَلی القومِ الظّالمین

پایان(فرود)

1 - بیت الاحزان محدث قمی ( ترجمه محمدی اشتهاردی ) ص 226 و 227

2 اشعار از نخل میثم ج 2 و شعله های سوزان محسن حافظی

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۰
شهریور
۹۹

من‌ از غم‌ تو خاطره دارم

با پرچم تو خاطره دارم

من بیشتراز تمام عمرم با

محرم تو خاطره دارم ..

 

حسیییییییین حسیییییییین

 

غرقه آهم یارفیق من لارفیق له

بی پناهم یا شفیق من لاشفیق له

 

اشکِ روضه نمکِ زندگیِ سینه زناست

تو سر دادی که الان آقا سر ما بالاست

 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برایِ باغبان ما باقی نمانده

 

ساقی غریبُ میکده میسوزد امشب

یک غنچه یاسِ گمشده میسوزد امشب

 

گل بویِ زهرا میرسد از سوی مقتل

سوی بهشتم میبرد گل بوی مقتل

 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برای باغبان باقی نمانده

 

آتش گرفته دامنِ طفلی سه ساله

سویِ شهیدان میرود با آه و ناله

 

در دست دژ خیمی افتاده گشواره

 

 آهُ واویلا

 

خون میچکد ازگوش هایِ پاره پاره

 

 آهُ واویلا

 

امشب شب بیقراریِ زینبِ .. اجازه بدید همه با هم شریک بشم ، همه بلدید :

 

طفلِ یتیمی زِحسین گمشده

واویلا واویلا

 

قامت زینب زِعلم خمشده

واویلا واویلا

 

یوقت زینب کبری رسید محضر زین العابدین : عزیزبرادرم چه کنیم ریختن خیمه هارو غارت کنن ..خیلی برای امام سجاد سخت بود اینو بگه ولی مجبور بود ناموسش توخطربود .. چه کنه فرمود عمه جان به بچه هابگو فرارکنن ..

 

زن وبچه تو این بیابون میدوییدن یا الله .. میگه دیدم یه دختری دامنش آتش گرفته داره میدوه .. تو تاریکی صحرا معلومه از دور آتش و مسیر دختر . میگه اسبم رو هی کردم دلم سوخت گفتم برم آتش دامنش و خاموش کنم تا رسیدم از اسب پیاده شدم دیدم دستاشو گذاشت رو سرش ، منو نزن من یتیمم ..

 

فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ

 

پیاده شدم آتش دامنش و خاموش کردم فهمید باهاش کاری ندارم دخترم آرام باش ، یه وقت یه نگاهی به من کرد صدا زد شیخ آب آزاد شده یا نه ؟! گفتم آری آب آزاد شده . طبیعیه سه روزه آب نخورده تشنه است یه ظرف آب براش آوردم گفتم الان آبُ ببینه آب و میخوره اما دیدم هی آبُ نگاه میکنه هی گریه میکنه …یه وقت صدا زد شیخ راه گودالِ کدوم سمته ؟!.. گودال چیکار داری ! آب نوش جان کن ، گفت وقتی بابام میدان میرفت لباش از تشنگی ترک خورده بود .. میخوام برای بابای غریبم آب ببرم

 

مظلوم حسین ...

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

السّلام علیک یااوَّل قتیلٍ من نسل خیرسلیل

السّلام علی عَلِیٍّ الکبیر

 ای خداجلوه و نبی مرآت            مرتضی خصلت و حسین صفات نه

انبیاءدرجلال توشده محو             اولیاءبرجمال توهمه مات

خاتم الانبیاءزسرتاپا                     سیدالاوصیاءزپاتاسر

 ماه کنعان سیدالشهداء              یوسف کربلا علی اکبر

  1. ازامام صادق(ع)سوال شد بالاترین لذتهاچیست؟ فرمودند ... فرزندی رشید جلوی چشم پدرراه برودپدر به قدوبالای خیره نگاه کنه.دوباره سوال شدسخت ترین مصیبتهاچیست؟فرمودند همان جوان درمقابل دیدگان پدرازدست برود
  • امشب شب جوان ازدست داده هاست
  • باباهای شهداءکجانشسته اید
  • شماامشب برای حاجتمندادعاکنید
  • جانم حسین(2)  ای جان جانانم حسین
  • آقاجان چه گذشت به شما ...
  • آن موقعی که علی اکبرآمد ... اذن میدان خواست
  • نوشتند : فأذِنَ له،  ثم نَظَرالیهِ نظرآیِسٍ منه واَرخَی عینَهُ وبَکَی  ابی عبدالله ...
  • فورا اجازه داد
  • یک نگاه مأیوسانه ای به قد بالای جوونش
  • بی اختیار اشک ازچشمشان جاری شد
  • خدا تو شاهد باشد: اَشبَهُ الناسِ خَلقًا وخُلقًاومنطِقًابرسولک

گمان مدارکه گفتم برو،دل ازتوبریدم 

نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم

دلم به پیش تو ،دیده به قامتت

خدای داند ودل شاهداست... من چه کشیدم ... مظلوم حسین...

  • علی به میدان رفت
  • جنگ نمایانی کرد
  • گرمای هوا و سنگینی زره و عطش امان علی رو بریده
  • اومد از باباش طلب آب کرد...
  • بابا جانم آیا جرعه آبی هست...
  • ... عزیزدلم برو که بزودی از دست رسول خدا سیراب میشی...
  • دوباره میدان رفت
  • یوقت ناله علی بلند شد
  • پدرجان علی تو دریاب
  • حسین خودشو به علی رسون
  • نوشتند از بالای اسب بر زمین افتاد
  • اومد جنازه اربا اربای علی رو بغل گرفت
  • دید دلش آرام نمیگیره
  • یوقت دیدند و وَضَعَ خَدَّهُ علی خَدِّهِ
  •  صورت به صورت جوانش گذاشت
  •  یا بُنیّ قَتَلَ اللهُ قومًا قتلُوک
  •  
  • علَی جانم... علی الدُّنیا بعدَکَ العَفا.
  • حالا حسین میخواد علشو به خیمه ببره
  • دیگه رمقی برا حسین نمونده
  • ناله دل حسین....

آی

جوانان بنی هاشم بیاید
علی را بر در خیمه رسانید

خدا وندا که من طاقت ندارم
علی را بر در خیمه رسانم

----
مدینه مادرش چشم انتظار است
به خیمه عمه اش دل بی قرار است

کجا رفتند و آن رعنا جوانان
کجا رفتند و آن پاکیزه جانان

----
نباشد مادرش لیلا بیاید
تماشای قد اکبر نماید

بگویید عمه اش زینب بیاید
علی بر در خیمه رساند

  • الا  لعنه الله علی القوم الظالمین
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ"

امشب ما رو سوا کن،ما رو به کشتی نجات خودت برسون... حسین...

 کشتی نوح نشد منتظر هیچ کسی ۲

این حسین است که با خود همه را خواهد برد

حسین ...

*السلام علیک یا اباعبدالله*

شب عاشورا قرار بود حمله بشه،اصحاب اومدند اعلام وفاداری کردند،بیاید ماهم امشب کنار خیمه آقا یه جوری بهش سلام بدیم که دل زینب قرص بشه

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

لبها معطر است سلام علی الحسین

ساعات آخر است سلام علی الحسین)۲

این خاک، رستخیز تمام مصایب است

صحرای محشر است سلام علی الحسین

ظهر دهم رسیده و چشمان خواهری

سوی برادر است، سلام علی الحسین

*حسین ... آی ...*

ظهر دهم رسیده و از سیب سرخ عشق

عالم معطر است سلام علی الحسین

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب۲

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

*آخه اهل حرم  یه وقت دیدند آقا رفت پشت خیمه شروع کرد با غلاف شمشیر خاک رو کندن،علی اصغرم"*

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

هم دست ها بریده و هم آب ریخته است

عباس، مضطر است سلام علی الحسین

*اون لحظه که آب روی زمین ریخت عباس مضطر شد،قربونت برم سقای حسین،علمدار عشق من یه مضطر دیگه هم میشناسم که روز یازدهم وقتی همه رو سوار کرد،کاروانش رو مرتب کرد،نمیدونم زینب با دختر بچه هایی که مرده بودند چه کرد؟! همه به دست و پا غل و زنجیر جامعه دارند،همه رو سوار ناقه های بی جهاز کرد،زین العابدین رو سوار کرد،سی هزار نامرد دارند نگاه میکنند"یا مجیب المضطر اَجب المضطر"زینب به داد برس،الان زین العابدین قالب تهی میکنه،صدا زد"یا حجة الباقین و یا ثمال الماضین" ای یادگار گذشتگان و ای امید آیندگان "مالی اراک تجود بنفسک؟! "چرا داری با جون خودت بازی میکنی؟  تو حجت خدایی! عمه مگر این بدن حجت خدا نیست؟

کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است

حسین ....

امشب شهادتنامه عشاق امضا میشود

فردا زخون عاشقان این دشت دریامیشود

امشب باید خودمونو برسونیم وگرنه جا میمونیم...

امشب شبشه...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

مکن ای صبح طلوع...

عصر فردا....

همون لحظه ای که آسمون تیره و تار شد،همون لحظه ای که صدای بانویی قدشکسته بلند شد...

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است...

زینب بچه ها رو جمع کن...

حسین حسین حسین...*

بر آن گلو که بوسه برآن زد پیامبر

امروز خنجر است،سلام علی الحسین

 

والعصر، عصر اگر برسد چشم زینبش

حیران یک سر است،سلام علی الحسین

*سری به نیزه بلند است...

 

حسین جان قراره سرت رو وارد کوفه کنند؛زینب معلم قرآن دختران اینا بوده، من بهشون یاد دادم اگر کسی قرآن خواند ماشاء الله بگید،بارک الله بگید ولی اینا سنگ میزنند،من بهشون یاد ندادم وقتی کسی قرآن میخونه هلهله کنند و کف بزنند...

حسین جان...*

این بوی سوختن ز خیامش رسیده است؟

یا بوی معجر است سلام علی الحسین

*بوی معجر سوخته میاد"صداتو برسون کربلا،اربعین همدیگه رو کربلا ببینیم،حسین جان ...*

  • M.M.HKH