حضرت زهرا سلام الله علیها | |
السَّلامُ علیکِ یا مُمتحنة امتحنکِ الّذی خلقکِ قَبل اَن یَخلُقکِ .. سلام ای ذکر خاص حق ثنایت درود ای گفته احمد من فدایت
تو فرقانی تو یاسینی تو طاها تو زهرائی تو زهرائی تو زهرا
زهرا جان(3) بی بی جانم:
آتش عشق را زبانه توئی نخل توحید را جوانه توئی
خانه کوچکت مطاف ملک همه پروانه ، شمع خانه توئی
بر سر سجده در دل محراب با مناجات عارفانه توئی
زهرا جان(3) |
مقدمه (گریز) |
قربان مظلومیتت بی بی جانم! بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یک لحظه آرامش نداشت. گریه کنندگان عالم رو چند نفر گفتن یکی از اونها فاطمه (سلام الله علیها) است. هر کجا یادگاری از پیغمبر می دید بی تاب می شد، اشکش جاری می شد (آخی ) دلهای مدینه ای! شما هم با بی بی زیر گنبد خضرای نبوی هم ناله بشید ؛ مریضها رو فراموش نکنید ، اونهائی که به شما التماس دعا گفتن ، اونهائی که سالهای قبل بین شما بودن الان اسیر خاکند معمولا وقتی کسی از دنیا می ره هر چی ایام می گذره، گریه بازماندگان کمتر می شه؛ اما بمیرم برای اون خانمی که هر چی از رحلت پدر می گذشت گریه اش بیشتر می شد.
به جانم ریخته چندان غم و درد و مصیبتها که گر بر روزها ریزند، گردد تیره چون شبها
محدث قمی در بیت الاحزان می فرماید: روزی بی بی دو عالم فرمودند خیلی دوست دارم صدای اذان بلال رو بشنوم. موذن پیغمبر بود. بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای اینکه تایید غاصبین نشه، دیگه اذان نگفت ، اما وقتی از خواسته بی بی با خبر شد به مأذنه رفت صدای خود رو به اذان بلند کرد.
الله اکبر الله اکبر (4) اشهد ان لا اله الا الله (2) با بلند شدن صدای اذان بلال، بی بی آنچنان بی تاب شدند که نتونستند از گریه خود داری کنند ، هر چی اذان ادامه پیدا می کرد گریه هم بیشتر می شد تا اینکه بلال صداش به این جمله بلند شد:
اشهد انّ محمداً رسول الله (صلی الله علیه و آله) اطرافیان دیدند بی بی ضجه ای زد که دل عالم رو سوزوند. بی هوش رو زمین افتاد، بچه ها دویدند طرف مأذنه ، بلال! ادامه نده ، مادر ما از دنیا رفت.
نام گل بردی و بلبل گشت خاموش ای بلال مادر مظلومه ی ما رفت از هوش ای بلال
دیر اگر خاموش گردی زودتر گردد زتو مادر ما را چراغ عمر ، خاموش ای بلال
با اذان تو اگر پایان بگیرد عمر او بعد از این ما را که می گیرد در آغوش ای بلال
بلال اذانش را نا تمام گذاشت ، بی بی به هوش آمد، فرمود بلال اذان رو تمام کن. عرض کرد بی بی می ترسم به شما آسیبی برسد . عرض کنیم بلال شما از صحابه پیغمبر بودی، نتونستی ببینی زهرا (سلام الله علیها) آزرده بشه؛ اما نمی دونم بعضی از صحابه چطور تونستند ببینند فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار ... صدای ناله اش بلند شد: یا ابتاه یا رسول الله هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک ، آه یا فضَّة فَخُذینی فَقد والله قُتِلَ ما فی احشائی مِن حملٍ
پدر جان یا رسول الله! ببین با حبیبه و دختر تو چه می کنند آه ای فضه مرا دریاب به خدا محسنم رو کشتند ... یا زهرا .... |
پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ، |
سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود الَا لعنَه الله عَلی القومِ الظّالمین |
پایان(فرود) |
1 - بیت الاحزان محدث قمی ( ترجمه محمدی اشتهاردی ) ص 226 و 227 2 – اشعار از نخل میثم ج 2 و شعله های سوزان محسن حافظی |
منبع |
- ۰ نظر
- ۱۱ دی ۹۹ ، ۲۱:۴۰