متن روضه شام غریبان
من از غم تو خاطره دارم
با پرچم تو خاطره دارم
من بیشتراز تمام عمرم با
محرم تو خاطره دارم ..
حسیییییییین حسیییییییین
غرقه آهم یارفیق من لارفیق له
بی پناهم یا شفیق من لاشفیق له
اشکِ روضه نمکِ زندگیِ سینه زناست
تو سر دادی که الان آقا سر ما بالاست
مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برایِ باغبان ما باقی نمانده
ساقی غریبُ میکده میسوزد امشب
یک غنچه یاسِ گمشده میسوزد امشب
گل بویِ زهرا میرسد از سوی مقتل
سوی بهشتم میبرد گل بوی مقتل
مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده
آتش گرفته دامنِ طفلی سه ساله
سویِ شهیدان میرود با آه و ناله
در دست دژ خیمی افتاده گشواره
آهُ واویلا
خون میچکد ازگوش هایِ پاره پاره
آهُ واویلا
امشب شب بیقراریِ زینبِ .. اجازه بدید همه با هم شریک بشم ، همه بلدید :
طفلِ یتیمی زِحسین گمشده
واویلا واویلا
قامت زینب زِعلم خمشده
واویلا واویلا
یوقت زینب کبری رسید محضر زین العابدین : عزیزبرادرم چه کنیم ریختن خیمه هارو غارت کنن ..خیلی برای امام سجاد سخت بود اینو بگه ولی مجبور بود ناموسش توخطربود .. چه کنه فرمود عمه جان به بچه هابگو فرارکنن ..
زن وبچه تو این بیابون میدوییدن یا الله .. میگه دیدم یه دختری دامنش آتش گرفته داره میدوه .. تو تاریکی صحرا معلومه از دور آتش و مسیر دختر . میگه اسبم رو هی کردم دلم سوخت گفتم برم آتش دامنش و خاموش کنم تا رسیدم از اسب پیاده شدم دیدم دستاشو گذاشت رو سرش ، منو نزن من یتیمم ..
فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ …
پیاده شدم آتش دامنش و خاموش کردم فهمید باهاش کاری ندارم دخترم آرام باش ، یه وقت یه نگاهی به من کرد صدا زد شیخ آب آزاد شده یا نه ؟! گفتم آری آب آزاد شده . طبیعیه سه روزه آب نخورده تشنه است یه ظرف آب براش آوردم گفتم الان آبُ ببینه آب و میخوره اما دیدم هی آبُ نگاه میکنه هی گریه میکنه …یه وقت صدا زد شیخ راه گودالِ کدوم سمته ؟!.. گودال چیکار داری ! آب نوش جان کن ، گفت وقتی بابام میدان میرفت لباش از تشنگی ترک خورده بود .. میخوام برای بابای غریبم آب ببرم …
مظلوم حسین ...