أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ * بسم الله الرحمن الرحیم* لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ 92 عمران
- امام حسین مظهر دست گیری و کمک به دیگران.
- شخص انصاری برای حل مشکل خود نزد امام حسین. هنوز سخن نگفته بود، امام از چهره نا آرام او، درد و رنجور بودن او را دریافت و فرمود:
یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله
ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»
او نیز در نامه ای چنین نوشت:
«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»
امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:
«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»
- و در ادامه افزود...
- [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی]
مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:
«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک
1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .
- دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند]
- جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند]
- فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .
- تحف العقول، ص 247
- از دیگر درس های امام حسین برای ما درس خدمتگزاری به مردم است
- روایت از امام حسین کم است / خفقان معاویه.
- قبل از واقعه کربلا خصوصیت سخاوت و مردم داری متجلی.
- خدمت گزاری راه میانبر کمال.
- حضرت محمد ص: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله
- نامه امام خمینی به آقا سید احمد آقا (از رو خوانده شود ): پسرم!... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَل (آویزان) بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار... پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست . صحیفه امام، ج 18، ص 511 26 تیر 1363
- آیت الله فاضل : من 50 سال است دارم اسلام میخوانم بگذار خلاصهاش را برایت بگویم واجباتت را انجام بده به جای مستحبات تا میتوانی به کار مردم برس و کار مردم را راه بیانداز اگر قیامت کسی از تو سؤال کرد بگو فاضل گفته بود.
- مصادیق خدمت گزاری را در مسائلی همچون انفاق، احسان، امداد، حمایت از محرومان و مظلومان و قضای حاجت مردم ، قرض الحسنه و ...
- امام علی ع : السید من تحمل اثقال اخوانه
( آقا کسی است که بار مشکلات سنگین برادران دینی خود را به دوش کشد)
- امیرمؤمنان علی(ع) نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد
- خدمت گزاری در سیره حسین بن علی علیه السلام
- اندیشه سازی ( خدمات فرهنگی)
- ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد، نگران نباشید. زیرا جزای او با خداوند است و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است .» بحارالانوار، ج 78، ص 121
- آنگاه فرمودند: « اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم؛. بدانید نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتهای پروردگار برای شما است، پس نعمتها را [پس نزنید و] از دست ندهید که دچار عذاب الهی می شوید .»
- باید بدانیم امام بیش از کار نظامی کار فرهنگی کرده.
کل حرکت امام حسین نهایت 5-6 روز جنگ و قتال امام حد اقل چندین یک سال مبارزه فرهنگی.
- امام حسین ع: مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَه
- خمتگزاری در عمل ( مرد میدان عمل)
- یاد می گیریم فقط حرف زدن نباشه ... اهل عمل هم باشیم
- داستان ... عیادت از اسامه(خود عیادت، ادای دین مومن)[WU1]
- عیادت بریم ... بعه فکر هم باشیم.
- نریم شیرینی که خودمون آوردیم رو بخوریم
- بریم اگه در توان داریم سختی بیماری رو کم کنیم
- قوت قلب باشیم برای هم.
- تاکید دین بر رسیدگی به نزدیکان
- ( جامعه ای که محتاج کمیته امداده (نهادهای اجتماعی حمایتی ) باشد، مردمش کم تر به فکر هم هستند و کم اهل خیر هستند،
- جامعه حسینی کمیته امداد باید بیکار باشه یا کم کار باشه... همسایه، ارحام و...)
- داستان بخشش باغ به غلام.[WU2]
- باید بسوی خدمات اجتماعی و توانمند سازی بریم...
- سیره معصومین گدا پروری نیستند، آقا پروری هست...
- خرده نمیده کلان میده ... یقین بر میگرده.
- هم سنت اقتصادی در دنیایی و هم سنت حقه اللهی.
- اشاره به داستان فقیر و سخاوت حسینی.[WU3]
باسخاوت ترین مدینه، حسین ع، امام مسجد،شعری کمک خواست،قنبر از مال حجاز مانده،4000 دینار،این فقیر نیازمندتر، در عبا پیچید ، از لای درب، هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ...
ورود به روضه ... به این فقیر بگیم تو کجا بودی آقای غریب ما رو در کربلا ...
انگشتر به ساربان...
[WU1]روزی امام حسین علیه السلام برای عیادت «اسامة بن زید» به خانه او رفت که سخت بیمار بود، وقتی نگاه او به امام افتاد آهی کشید و از اندوه خود یاد کرد . حضرت فرمودند: «وما غمک یا اخی؟ ای برادر! چه اندوهی داری؟»
اسامه عرض کرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهکارم . حضرت فرمودند: «ادای دین تو بر عهده من است . » اسامه گفت: می ترسم از دنیا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: «لن تموت حتی اقضیها عنک; پیش از آنکه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را می پردازم .»
) بحارالانوار، ج 44، ص 189، حدیث 2 .
[WU2]روزی امام حسین علیه السلام با جمعی از دوستان وارد باغ خود در مدینه شد . غلام آن حضرت به نام «صافی » نگهبان آن بود . امام به گونه ای وارد شد که غلام متوجه او نشد، حضرت دید او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب کرد; زیرا او هر قرص نانی که برمی داشت نصف آن را به سوی سگی که در پیش روی او بود می انداخت .
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسیدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانی که برمی داشتی نصف آن را به سگ باغ می دادی؟ غلام عرض کرد: من غلام شما و نگهبان این باغم و این سگ نیز نگهبان این باغ است . وقتی سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه می کرد . من حیا کردم که او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از این رو هر قرص نان را مساوی تقسیم کردم .
حضرت از پاسخ غلام به گریه افتاد و فرمود: «ان کان کذلک فانت عتیق لله تعالی ووهبت لک الفی دینار; اگر چنین است تو را در راه خدا آزاد کردم و دو هزار دینار نیز به تو بخشیدم .»
غلام گفت: اگر مرا آزاد کنی من دست از تو برنمی دارم و باغبان تو در این باغ باقی میمانم . وقتی امام وفاداری او را دید، همه باغ را به او بخشید و فرمود: «انسان بزرگوار باید عمل او گفتارش را تایید کند ... این باغ را با آنچه در آن است بتو بخشیدم، پس دوستان مرا میهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قیامت کرامت ببخشد، و اخلاق نیکو و ادب تو را مبارک گرداند .»
بحارالانوار، ج 44، ص 194، حدیث 4 .
[WU3] [WU3]روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد .
به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود:
لم یخب الان من رجاک و من
تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است
انت جواد وانت معتمد
تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود
امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:
آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است
سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:
خذها فانی الیک معتذر
اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم
امست سمانا علیک مندفعظ
اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد
لکن ریب الزمان ذوغیر
ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .
مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد
بحارالانوار، ج 44، ص 190 .
- ۰ نظر
- ۰۴ شهریور ۹۹ ، ۱۰:۱۶