احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «صبر کربلا» ثبت شده است

۰۴
شهریور
۹۹

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ * بسم الله الرحمن الرحیم* لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ 92 عمران

  1. امام حسین مظهر دست گیری و کمک به دیگران.
  2. شخص انصاری برای حل مشکل خود نزد امام حسین. هنوز سخن نگفته بود، امام از چهره نا آرام او، درد و رنجور بودن او را دریافت و فرمود:

یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله

ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»

او نیز در نامه ای چنین نوشت:

«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»

امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:

«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»  

  • و در ادامه افزود...
  1. [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی]

مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:

«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک 

1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .

  • دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند]
  • جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند]
  • فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .
  • تحف العقول، ص 247
  1. از دیگر درس های امام حسین برای ما درس خدمتگزاری به مردم است
  2. روایت از امام حسین کم است / خفقان معاویه.
  3. قبل از واقعه کربلا خصوصیت سخاوت و مردم داری متجلی.
  4. خدمت گزاری راه میانبر کمال.
  5. حضرت محمد ص: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله
  6. نامه امام خمینی به آقا سید احمد آقا (از رو خوانده شود ): پسرم!... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَل (آویزان) بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار... پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست . صحیفه امام، ج 18، ص 511 26 تیر 1363
  7. آیت الله فاضل : من 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم واجباتت را انجام بده به جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس و کار مردم را راه بیانداز اگر قیامت کسی از تو سؤال کرد بگو فاضل گفته بود.
  8. مصادیق خدمت گزاری را در مسائلی همچون انفاق، احسان، امداد، حمایت از محرومان و مظلومان و قضای حاجت مردم ، قرض الحسنه و ...
  9. امام علی ع : السید من تحمل اثقال اخوانه

( آقا کسی است که بار مشکلات سنگین برادران دینی خود را به دوش کشد)

  1. امیرمؤمنان علی(ع) نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد
  2. خدمت گزاری در سیره حسین بن علی علیه السلام
  3. اندیشه سازی ( خدمات فرهنگی)
  • ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد، نگران نباشید. زیرا جزای او با خداوند است و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است .» بحارالانوار، ج 78، ص 121
  • آنگاه فرمودند: « اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم؛. بدانید نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتهای پروردگار برای شما است، پس نعمتها را [پس نزنید و] از دست ندهید که دچار عذاب الهی می شوید .»
  1.  باید بدانیم امام بیش از کار نظامی کار فرهنگی کرده.

کل حرکت امام حسین نهایت 5-6 روز جنگ و قتال امام حد اقل چندین یک سال مبارزه فرهنگی.

  1. امام حسین ع: مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَه
  2. خمتگزاری در عمل ( مرد میدان عمل)
  • یاد می گیریم فقط حرف زدن نباشه ... اهل عمل هم باشیم
  1. داستان ... عیادت از اسامه(خود عیادت، ادای دین مومن)[WU1] 
  2. عیادت بریم ... بعه فکر هم باشیم.
  3. نریم شیرینی که خودمون آوردیم رو بخوریم
  4. بریم اگه در توان داریم سختی بیماری رو کم کنیم
  5. قوت قلب باشیم برای هم.
  6. تاکید دین بر رسیدگی به نزدیکان
  7.  ( جامعه ای که محتاج کمیته امداده (نهادهای اجتماعی حمایتی ) باشد، مردمش کم تر به فکر هم هستند و کم اهل خیر هستند،
  8. جامعه حسینی کمیته امداد باید بیکار باشه یا کم کار باشه... همسایه، ارحام و...)

 

  1. داستان بخشش باغ به غلام.[WU2] 
  2. باید بسوی خدمات اجتماعی و توانمند سازی بریم...
  3. سیره معصومین گدا پروری نیستند، آقا پروری هست...
  4. خرده نمیده کلان میده ... یقین بر میگرده.
  5. هم سنت اقتصادی در دنیایی و هم سنت حقه اللهی.
  6. اشاره به داستان فقیر و سخاوت حسینی.[WU3] 

باسخاوت ترین مدینه، حسین ع، امام مسجد،شعری کمک خواست،قنبر از مال حجاز مانده،4000 دینار،این فقیر نیازمندتر، در عبا پیچید ، از لای درب، هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ...

 ورود به روضه ... به این فقیر بگیم تو کجا بودی آقای غریب ما رو در کربلا ...

انگشتر به ساربان...


 [WU1]روزی امام حسین علیه السلام برای عیادت «اسامة بن زید» به خانه او رفت که سخت بیمار بود، وقتی نگاه او به امام افتاد آهی کشید و از اندوه خود یاد کرد . حضرت فرمودند: «وما غمک یا اخی؟ ای برادر! چه اندوهی داری؟»
اسامه عرض کرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهکارم . حضرت فرمودند: «ادای دین تو بر عهده من است . » اسامه گفت: می ترسم از دنیا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: «لن تموت حتی اقضیها عنک; پیش از آنکه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را می پردازم .»

) بحارالانوار، ج 44، ص 189، حدیث 2 .
 

 [WU2]روزی امام حسین علیه السلام با جمعی از دوستان وارد باغ خود در مدینه شد . غلام آن حضرت به نام «صافی » نگهبان آن بود . امام به گونه ای وارد شد که غلام متوجه او نشد، حضرت دید او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب کرد; زیرا او هر قرص نانی که برمی داشت نصف آن را به سوی سگی که در پیش روی او بود می انداخت .
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسیدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانی که برمی داشتی نصف آن را به سگ باغ می دادی؟ غلام عرض کرد: من غلام شما و نگهبان این باغم و این سگ نیز نگهبان این باغ است . وقتی سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه می کرد . من حیا کردم که او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از این رو هر قرص نان را مساوی تقسیم کردم .
حضرت از پاسخ غلام به گریه افتاد و فرمود: «ان کان کذلک فانت عتیق لله تعالی ووهبت لک الفی دینار; اگر چنین است تو را در راه خدا آزاد کردم و دو هزار دینار نیز به تو بخشیدم .»
غلام گفت: اگر مرا آزاد کنی من دست از تو برنمی دارم و باغبان تو در این باغ باقی میمانم . وقتی امام وفاداری او را دید، همه باغ را به او بخشید و فرمود: «انسان بزرگوار باید عمل او گفتارش را تایید کند ... این باغ را با آنچه در آن است بتو بخشیدم، پس دوستان مرا میهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قیامت کرامت ببخشد، و اخلاق نیکو و ادب تو را مبارک گرداند .»

 بحارالانوار، ج 44، ص 194، حدیث 4 .

 [WU3] [WU3]روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد .

به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود:

لم یخب الان من رجاک و من

حرک من دون بابک الحلقة 

تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است

انت جواد وانت معتمد

ابوک قد کان قاتل الفسقة 

تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود

امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:

آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است

سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:

خذها فانی الیک معتذر

واعلم بانی علیک ذوشفقة 

اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم

لو کان فی سیرنا الغداة عصا

امست سمانا علیک مندفعظ

اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد

لکن ریب الزمان ذوغیر

والکف منی قلیلة النفقة 

ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .

مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد 

بحارالانوار، ج 44، ص 190 .

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. همه خسران می کنن مگر کسانی که
  •  عمل صالح انجام می دهند
  • تواصی به حق دارند
  • تواصی به صبر دارند
  1. حرکت امام حسین تجلی عینی سوره عصر است.
  2. ای اهل عالم ... حسین زهرا عبد صالح خداوند ...
  3. در راه اعتلای حق قیام نمود
  4. و در این مسیر جام صبر را پیاله پیاله نوشید و بر مشقت این مسیر استواری ورزید.

 

  1. امروز درس صبر را از کتاب کرب و بلا مرور می کنیم ان شا الله.
  2. اما معنی صبر[WU1] 
  • صبر در لغت : حبس و بازداشتن.
  • هر گاه کسى خود را از فعلى اختیاراً باز دارد صبر کرده است.
  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع.

 

  1. در قرآن برای هر سه قسم صبر مصادیقی بیان شده:
  • یَا ایُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطوا وَ اتَّقُواللّهَ لَعَلَّکُم تُفْلِحُونَ
  • سَلامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
  • وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوفِ وَالجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ
  • اِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ اِنَّهُ اَوَّابٌ (صبر ایوب)
  •  وَ اِسْمَاعِیلَ وَ اِدْریسَ وَ ذَاالکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ (سوره انبیاء، آیه85) 
  • و ...
  1. یکی از قصص قرآنی که در رابطه با صبر بیان شده داستان

موسی و خضر است.[WU2] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • در ‏کافی ‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏ ای‏از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 

 


 [WU1]صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230)

 [WU2]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU3]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU4]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

(

فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67) **

***

 

صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230) 

 

***

 

گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

****

 

صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند . )

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا رسول الله، و علی آل بیتک، المظلومین المعصومین الهداه المهدیین، الحجج المیامین، و لعنه الله علی أعدائهم ابد الآبدین، و دهر الداهرین.

 

  1. داستان عبیدالله بن حر جعفی، در یک منزلگاه ، امام حجاج بن مسروق را فرستاد ، وی بهانه آورد ، خود حضرت همراه عده ای نزد او رفت ، دعوت را رد کرد ، و از روی خیرخواهی ! گفت : اسب زین شده جنگی و شمشیر برانی دارم آن را به شما هدیه می کنم.

(عبیدالله بن حر جُعفیکسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .)

  • یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک...
  1. خدا علاوه بر قرآن معلمانی هم برای هدایت ما فرستاده تا الگو های عملی و علمی در راه هدایت ما باشند.
  2. وظیفه ما:  اقتدا و همراهی با امام است ...
  3. گریه و حزن در مظلومیت آنها خوب است اگر عامل وصل علمی و عملی به راه و منش و روش آنها بشود.[WU2] 
  4. داستان گریه حین غارت خیمه ها.
  5. دستان خیر خواهی محمد حنفیه و داستان بالا.
  6. امام نوچه پرور نیست ، نخبه پرور است.
  7. امام به دنبال همراهی عملی ما است ، گاهی خود به نزد ما میاید (جعفی) ، گاهی سفیر امام ( مسلم ) ، گاهی پیام امام (ایامی همچون غدیر و محرم و اربعین و ...)
  8. وظیفه ما؟
  9. خود امام در نامه به سلیمان صرد خزائی
  • فَلَکُمْ فِىَّ اُسْوَةٌ؛
  1. امام صادق:«یَکُونُ لِى بِالْحُسَینِ اُسْوَةٌ.[WU3] 
  2. پیامبر و همه اهل بیت اسوه هستند : ولکم فی رسول الله اسوة حسنة...
  3. این ایام ، زمان یاد گرفتنه
  4.  باید از اسوه یاد گرفت و عمل گرفت.
  5. انس با امام حسین یعنی مثل حسین ع زندگی کردن.
  6. این ایام زمان حسینی شدن است
  7. حسینی شدن یعنی مثل حسین و عباس و زینب علیهم السلام ، فکر کردن ، دیدن عالم (ما رایت الا جمیلا ) و عمل کردن.
  8. در این دهه ان شا الله قصد داریم ده شخصه از زندگی حضرت امام حسین ع رو درس بگیریم.
  1. و حسینی شویم.

 

  1. اولین شاخصه که امروز با توجه به بیان مقدمه اجمالا ، بیان خواهیم کرد.
    • اخلاص و خدامحوری
  2. اخلاص یعنی چه؟
  • واژه اخلاص، مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص به معنای پاک شدن و سالم گشتن از خلیط است.
  1. مثال برنج : اگر برنج هاشمی و خزر رور به شما نشان بدهند، شما چی می گویید؟................ برنج قاطی داره ، خالص نیست. اضافات داره.
  2. عمل خالص ... عملی است که فقط برای خدا باشد.
  3. مثال : در مسجد برای خدا نماز می خواند ، احساس کرد کسی پشت سرش داره نگاش می کنه... دیوان ای بود.
  4. فقط برای خدا ، سعی کنیم همه اعمال برای خدا باشد.
  5. این درس قرآن است:
  • جهاد: «والذین جاهدوا فی سبیل الله »
  • شهادت «الذین قتلوا فی سبیل الله »
  • انفاق: «والذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله »

 

  1. اسوه ها و معلمان که قرآن داستانشان را می گوید همه عملن با صفت اخلاص و خدا محوری ذکر شده:
  • حضرت ابراهیم: «قل ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین لا شریک له وبذالک امرت وانا اول المسلمین »انعام162
  • اهل بیت علیهم السلام در قرآن: [WU4] «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا»

 

  1. در روایات :
  • همه چیز برای خدا:

علی علیه السلام فرمودند: «طوبی لمن اخلص لله عمله وعلمه وحبه وبغضه واخذه وترکه وکلامه وصمته; (9) خوشا به حال کسی که

 * عمل و

* علم و

* دوستی و

* دشمنی و

*گرفتن و

* ترک کردن و

* سخن گفتن و

* سکوتش رابرای خداوند خالص کرده است .»

 

  1. پیامبر اکرم ص به اباذر فرمود: [WU5] «یا اباذر لیکن لک فی کل شی ء نیة صالحة حتی فی النوم والاکل.

 

  1. رجب علی خیاط ، تشییع آیت الله بروجردی ، جمعیت کثیر ،عالم معنا، فقط برای خدا درس دادم.

 

  1. رضایت خدا یا مردم؟[WU6] 
  • امام حسین علیه السلام فرمود: «من طلب رضا الله بسخط الناس کفاه الله امور الناس ومن طلب رضا الناس بسخط الله وکله الله الی الناس;

 

  1. بارزترین خصوصیت امام حسین و یاران ایشان اخلاص

و عمل برای خداست.

 

  1. هرچه خدا بخواهد:

 پس از آنکه امام حسین ع از مدینه به سوی مکه حرکت کرد...

در یکی از آنها فرمود: «الحمد لله وما شاء الله ولا قوة الا بالله ... رضی الله رضانا اهل البیت نصبر علی بلائه؛

  •  سپاس برای خداست، آنچه خدا بخواهد [همان خواهد بود] و قوتی جز برای خدا نیست ... ، خشنودی خدا، خشنودی ما اهل بیت است و در مقابل بلای او صبر می کنیم .»

 

  1. فقط برای خدا:

 هنگامی که تیر به سینه حضرت اصابت کرد و به زمین افتاد فرمود: «بسم الله وبالله و فی سبیل الله وعلی ملة رسول الله; (19) به نام خدا و به یاد خدا و در راه خدا و بر دین رسول خدا [شهید می شوم] .»

 

دعای آخر مجلس دعا از زبان امام حسین

  1. دعای منسوب به امام حسین علیه السلام که صبحگاهان و شامگاهان آن حضرت بزبان داشتند:[WU7] 

«بسم الله وبالله ومن الله و الی الله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله، و توکلت علی الله، ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم . اللهم انی اسلمت نفسی الیک، ووجهت وجهی الیک وفوضت امری الیک، ایاک اسال العافیة من کل سوء فی الدنیا والآخرة.


 [WU1]عبیدالله بن حر جُعفی

کسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .

 [WU2]علی علیزاده:

حتما انواع اشک رو اجمالا اشاره کن

این عنوان عام هست و در ذهن برخی برداشتهای دیگه ای هم ایجاد می کنه.

 [WU3]وسائل الشیعه، حرّ عاملى، دار احیاء التراث، ج3، ص 265

 [WU4]«غذا [ی خود] را با اینکه به آن علاقه دارند، به «مسکین » و «یتیم » و «اسیر» می دهند [و می گویند:] ما شما را بخاطر خدا اطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم .» انسان 76

  •  [WU5](11) ای ابوذر! باید در هر کاری نیتی پاک داشته باشی، حتی در خوردن و خوابیدن » .

 

  •  [WU6]هرکس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود; خداوند او را از امور مردم کفایت می کند، و هر کس که دنبال رضایت مردم باشد با به خشم آوردن خداوند، خداوند او را به مردم وامی گذارد .»

 

 [WU7]به نام خدا و به یاد خدا، از خداوند و به سوی او، و در راه او، بر آیین پیامبر او، و بر خداوند توکل کردم و نیرو و قدرتی جز به [اراده] خداوند بزرگ نیست . پروردگارا! جانم را به تو تسلیم کرده و چهره ام را به سوی تو گردانده و کارم را به تو واگذار نموده و از تو سلامتی از هر بدی در دنیا و آخرت را خواهانم .»

 

  • M.M.HKH