احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

روضه مکتوب فاطمیه شب هفت

دوشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۹، ۰۴:۴۶ ب.ظ

فیش مرثیه

 

السلام علیک یابنت رسول الله یاقره عین الرسول یاحجه الله علی خلقه انّاتوجهنا...

آنکه که از روز ازل حق زصفاتش دم زد

مهره مِهر تجلی به دل آدم زد

 

کوثرش خوانده خداوند به قران کریم

 رشته مهر علی را گره ای محکم زد

 

آنکه شرمنده شد از بخشش او بخشش بود

بوسه بر دست گدای در او حاتم زد

 

چه بگویم که چه ها دید ز شیطان صفتان

گویم آنقدر که آتش به همه عالم زد

 

رفته بود از پی احقاق حق از خانه برون

سیلی از کینه به رویش طمع آدم زد

 

پهلویش از اثر ضربت در بشکستند

 ناله ای زد که شرر به دل ابن عم زد

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

فاطمه(سلام الله علیها) پس از رحلت پیامبر(صلوات الله علیه واله ) هفت روز در خانه نشست و روز هشتم برای زیارت قبر پدربزرگوارشان از خانه بیرون آمد و ندبه کنان در حالی که چادرش تمام روی پای آن بزرگوار را فرا گرفته بود به سوی قبر پیامبر(صلی الله علیه واله) آمد و از شدت گریه و اشک پیاپی ، چیزی را نمی دید . هنگامی که به قبر شریف پیامبر(صلی الله علیه واله ) نزدیک شد بیهوش به زمین افتاد پس زنها آمدند و آب به رخسار او پاشیدند تا آنکه به هوش آمد پس از به هوش آمدن فرمود:

 

رُفِعَت قُوَّتی و خَانَنِی جَلدِی و شَمِتَ بِی عَدُوِّی و الکَمَدُ قَاتِلی!  یا اَبتاه! بَقیِتُ وَالِهَه وَحیِدَه و حَیرَانَه فَریرَه ...

توانائی ام رفت ، بی تاب و توان گشته و طاقتم طاق شده است ، دشمن سر زنشم می کند و غم و اندوه شدید قاتلم شده است . پدر جان سر گشته و تنها و بی یاور ماندم و صدایم آرام و خاموش شد ، روزگارم کدر و تیره شد و ...

سپس فریاد برآورد :

یا اَبتَاه! انَّ حُزنِی عَلیکَ حُزنٌ جَدیدٌ و فُؤَادی وَاللهِ صَبٌّ عَنید همانا غم و اندوهم بر مصیبت تو ، پیوسته تازه است دلم عاشق و شیفته توست و پیوسته به یادت می باشد.

پیوسته با پدر درد دلها کرد  سپس آه جانسوزی کشید و ناله ای زد چنانکه نزدیک بود روح از بدن مبارکش بیرون رود آنگاه باز چند جمله ای فرمود:

قَلَّ صَبری و بَانَ عَنِّی عَزائِی

بَعدَ فَقدِی لِخاتَم الانبیاء

 

.... تا اینجا که فرمود:

یَا اِلهی عَجِّل وَفاتِی سَریعاً

قَد نَفَصَتِ الحَیاه یا مولاتِی1

 

ای خدای من به زودی مرگم را برسان ، ای مولای من زندگی دنیا بر من تیره و تار شده است

این جابی بی فاطمه زهرا فراغ پدرگران قدرشون خیلی براشون مشکل بود نتونست طاقت بیاره ازخدامرگش خواست اما یک خانمی رو من میشناسم که دوست داشت باباشوببینه  یک دخترسه ساله گوشه خرابه بعدازرنج مصیبتی که دیده دلش یادهوای باباروکرده

 

دختری که زداغ باباچشم گوهربارداشت

     همچونی ازدوری اوناله های زارداشت

 

دربهارکودکی همچوگل پژمرده بود

برگ برگ اونشان ازسوزنیش خارداشت

 

 اون قدربی تابی کردکه دشمن لعین نتونست طاقت بیاره سرباباشو توی طبقی برای دختراوردند عاشقان بی بی رقیه آماده اید بگم مگه یک دختر سه ساله چه قدرطاقت داره روحش خیلی لطیف اگه یک خاری بره توی پای بابا دق میکنه طاقت نمیاره حالا باچه صحنه ایی مواجه شده فقط این بگم که دیدند رقیه چند ناله جانسوز زد

 یاابتاه من ذالَّذی قَطَعَ وَرِیدَک؟

کی سرتوروازبدن جداکرده ؟

یاابتاه من ذالَّذی خَضَبَکَ بدِمائک؟

چه کسی محاسنت رابه خونت رنگین کرد؟2همین صحنه ها بس بود که رقیه جان بده

 

شده وقت هجران حلالم کنید

یتیمان یتیمان حلالم کنید

 

زویرانه باچشم ترمی روم

سحرمثل مرغ سحرمی روم

 

من امشب دگر با پدرمی روم

دراین شام ویران حلالم کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

نسئلک اللهم وندعوک باسمک العظیم الاعظم

بدم المظلوم یاالله ....

 

پایان

(فرود)

1. احقاق حق ج19ص160 عوالم محدث بحرانی ج11ص487

2. منتخب طُریحی ،مطابق نظر معالی السبطین،ج2،ص170،نفس المهموم .

 

منبع

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی