احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۲۶ مطلب با موضوع «روضه مکتوب» ثبت شده است

۱۵
ارديبهشت
۰۳

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ

خَازِنِ الْعِلْمِ الدَّاعِی إِلَیْکَ بِالْحَقِّ النُّورِ الْمُبِینِ

اللَّهُمَّ وَ کَمَا جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ کَلامِکَ وَ وَحْیِکَ وَ خَازِنَ عِلْمِکَ

وَ لِسَانَ تَوْحِیدِکَ وَ وَلِیَّ أَمْرِکَ وَ مُسْتَحْفَظَ [مُسْتَحْفِظَ] دِینِکَ

فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیَائِکَ وَ حُجَجِکَ

إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.

کوچه کوچه مدینه لبریز از
عطر و بوی محمّدی شده است
به تن شهر باز گشته حیات
غرق در رفت و آمدی شده است
دم به دم با دم مسیحائیت
منتشر می کنی حقایق را
به دیار مدینه می بخشد
چشم های تو صبح صادق را
مثل جدّت مدینة العلمی
ششمین آفتاب اندیشه
با بیان پیمبرانه‌ی تو
شد به پا انقلاب اندیشه
با شکوه تو تا هزاران سال
سرفراز است رایت الشیعه
که به «قال الامام صادق» ها
زنده مانده هویّت شیعه

 

مدرسه ومکتبی امام صادق راه اداخت ، بعضی از منابع نوشتند: تا چهار هزار شاگرد

اما یه جمله ای رو مرحوم کلینی در کافی نقل کرده:

روایت از خود امام صادقه : " شْکو إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَحْدَتِی وَ تَقَلْقُلِی بَینَ أَهْلِ الْمَدِینَةِ  "من بین مردم مدینه غریبم...ای غریب مدینه...

 

آقا جان ... مولی ! اصلا همه ائمه در مدینه غریب بودند...

مگه جدت امیرالمومنین در این مدینه غریب نبود
مگه مادرت زهرا توی کوچه های مدینه غزیب و نها نموند.


نیمه‌ی شب قنوت دستانت
درس عشق و بندگی دارد
آن شبی که در آتش کینه
باغ یاس و شقایقت می سوخت

اره این مدینه عجب شهریه ... چند بار درب نیم سوخته دیده...
آتیش آوردند در خونه امام صادق... "فَأَلْقَى اَلنَّارَ فِی دَارِ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ‏ فَأَخَذَتِ اَلنَّارُ فِی اَلْبَابِ وَ اَلدِّهْلِیزِ بیته...
والی مدینه دستور داد درب خونه ی آقا رو به آتش کشیدن آتش  به آستانه منزل امام رسید...
یوقت امام صادق ببینند اهل خانه با دیدن آتش سراسیمه شدن...
دلت کجا رفت؟!

اره مثل مادرت که در خونشو آتیش زدند...

امام زمان منو ببخش؛ عرضه بدریم یا امام صادق آقا جان : وقتی در خونتونو آتیش زدن آیا جلو چشمت ناموستو زدند؟


آن شبی که در آتش کینه
باغ یاس و شقایقت می سوخت
هیزم و تازیانه آوردند
چقدر قلب عاشقت می سوخت

شاید اون لحظه امام صادق پریشان حالی اهل و عیالش رو دیده زیر لب گفته مظلوم حسیییییییییین

ای محاسن سپید آل الله!
دست بسته تو را کجا بردند

تن تو در مدینه بود اما
دلتان را به کربلا بردند

چه کربلایی ...

همن کربلا که یوقت عمه جانت زینب رسید محضر امام سجاد ... پسر برادرم دارن به خیمه ها حمله می کنند ... آقا جانم چه کنیم ...
عمه جان : علیکن بالفرار ...

با چشم اشک بار علیکنّ بالفرار
با قلب داغ دار علیکنّ بالفرار

 

حتما به دختران حرم گوشزد کنید
تا هست گوشوار علیکنّ بالفرار

 

راه عبور، معبر غارت گران شده
از گوشه و کنار علیکنّ بالفرار

 

دیدید مثل ابر بهار اشک ریختیم
آتش نشد مهار علیکنّ بالفرار

 

از من به لاله‌های حرم عمه جان بگو
حتی به روی خار... علیکنّ بالفرار

 

در ساحل فرات علمدار کربلا
شد چون علم ندار، علیکنّ بالفرار

 

وقتی کمان حرمله شلاق دست شد
پنهان و آشکار علیکنّ بالفرار

 

 

 

 

مجلست روضه خوان نمی خواهد
در حضورت اشاره ای کافی است

مرثیه میخوانم با دیدگان تر

شد کشته از کینه فرزند پیغمبر

یا حضرت صادق...

ازین غمِ عظمی شوری به پا گشته

یثرب ازین ماتم دارُالعزا گشته

با کوله باری از، رنج و غم و غربت

امام صادق شد راهی سوی جنّت


یا حضرت صادق...


ازین مصیبت ها، دارد نوا مولا

پاره جگر گشته ز زهر غم مولا

شیخ الائمه شد، فداییِ قرآن

با نوحه و نُدبه دارد بقیع مهمان

یا حضرت صادق...

 

امام صادق چون دلخون و خسته شد

مهمان بانویی پهلو شکسته شد

با دیدنِ مادر در دل شرر افتاد

به یاد غمهای دیوار و در افتاد

 

یا حضرت زهرا ...

 

اُمید روز محشرم/نام تو را من می برم

یا زهرا یازهرا

 

ای دست لطفت بر سرم/من بر کویت زایرم

یا زهرا یازهرا

 

همیشه غمخوار علی/یار وفا دار علی

یا زهرا یازهرا

 

تویی علمدار علی/یار وفادار علی

یا زهرا یازهرا

 

ای کوکب هدایت/شهیده ی ولایت

یا زهرا یازهرا

 

جانم شود فدایت/فدای غصه هایت

یا زهرا یازهرا

 

شنیده ام کشیده ای/در مدّتِ عُمر کمَت

رنج فراوان دیده ای

یا زهرا یازهرا

 

میان آتش پشت در

یا زهرا یازهرا

نام علی را برده ای

 

چو لاله ای پرپر شدی

یا زهرا یازهرا

فداییه حیدر شدی

یا زهرا یازهرا

 

یا حجت ابن الحسن ... عجل علی ظهورک

یَا أَبا عَبْدِ اللّهِ، یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَیُّهَا الصَّادِقُ، یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ، یَا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، یَا سَیِّدَنا وَمَوْلانَا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ إِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللّهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛

  • M.M.HKH
۲۱
بهمن
۰۲

 

  • خطیب بغدادی عالم اهل سنت می گوید:
  • هر زمان که گرفتاری داشتم می رفتم کنار ضریح موسی بن جعفر(ع) کمک می خواستم و نتیجه می گرفتم.[۱]
  • امام کاظم باب المراد و باب الحوائج است.
  • بزارین امروز پدر حضرت معصومه(علیها سلام) را واسطه بین خودمان و خدا قرار می دهیم.
  • دلها را روانۀ کاظمین کنیم:
  • السَّلامُ عَلَی الْمُعَذَّبِ فِی قَعْرِ السُّجُونِ 
  • سلام ما بر اون آقایی که در زندان نههه
  • در سیاه چال محبوس و زندانی بود

ندارد یوسف صدّیق زندانی که من دارم

ندارد هیچ زندانی نگهبانی که من دارم

  • سِنْدی بْن شاهِکْ یهودی معتمدین هارون الرشید ملعونه
  • تو تاریخ در مورد خشونت و سفاکی هارون زیاد مطلب اومده
  • اما باید بهتون بگم تو دستگاه خود هارون این ملعون سندی یکی از خشن ترین ها بوده
  • حالا این هارون الرشید به این یهودی سفاک دستور هم داده تا می تونی برآقای ما سخت بگیره
  • تا اونجایی که امام کاظم در زندان دعا میکنه اللهی عجّل وفاتی

من جوان بودم و زنجیر گران پیرم کرد
گشته زنجور  تن و مانده به جا تصویرم
یا ز زندان برسان مرگ مرا یا الله!
یا خلاصم بکن از زیر غل و زنجیرم

  • تو تاریخ داریم تن حضرت در اثر این شنکنجه ها و سختی ها بسیار نحیف لاغر شده بود
  • آی اهل روضه ...
  • بزار این روضه رو از یه مقتل دیگه برات بخونم
  • لزمت الفراش و نَحَلَ جسمُها و زاب لَحْمُها و صارت کَالْخیال
  • انگار تو ای خاندان همه مادرین

آی مادر ...

چه قدر مثل مادرت شده ای
آنکه رخساره ی کبودی داشت

یاد پهلو شکسته افتادی
در نمازِ نشسته ی آخر

حرف تو بین هق هق ات این بود:
السلام و علیک یا مادر ...

آی مادر

آی مادر

آی مادر

  • عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ 
  • وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ
  • M.M.HKH
۲۵
شهریور
۰۲

اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى

الْإِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرَى

الصِّدِیقِ الشَّهِیدِ صَلاةً کَثِیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً

کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ.

 

  1. وقتی خواست از مدینه حرکت کنه،
  2. زن و بچه اهل و عیال، همه رو جمع کرد،
  3. فرمود: من دارم میرم،
  4. همتون پشت سر من گریه کنید،
  5. وقتی گفتند: آقا جان خوب نیست آدم پشت سر مسافر گریه کنه،
  6. آقا سر انداخت پایین،
  7. فرمود: آره، اما مسافری که امید برگشت داره، من که یقین دارم که دیگه از این سفر برنمی گردم،
  8. می خوام عرض کنم آقاجان یه سوال دارم از شما
  9. چرا کربلا جریان برعکس شد،
  10. حسین داشت می رفت میدان، دید زینب داره گریه می کنه،
  11. گفت: زینب جان گریه نکن، خواهرم
  12. چرا گریه نکنم،
  13. گریه ها رو نگه دار، برا وقتی که تو رو به اسارت می برند،
  14. می بینم دستای تو رو بستند،
  15. کوچه به کوچه، شهر به شهر، گذر به گذر، با دست بسته تو رو می برند،
  16. گریه ها رو نگه دار برا ایام اسارت

شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب
دگر نمی بینی مرا خواهر ای زینب

آماده کن بهر اسارت یتیمانم

 بعد از حسین، جان تو و جان طفلانم
بر غربت و تنهایت دیده گریانم

 شو با اسیری آشنا خواهر ای زینب

 

بزار حال خوبی داری ؛ سفره ماه صفر هم داره جمع میشه یه چند بند دیگه هم براتون روضه بخونم.

  1. امام حسن رو با زهری نام هلاهل یا هلائل، یعنی سمُ قَتّال، مسموم کردن
  2. نوشته شده این سمیه که درون بدن حضرت رو تکه تکه کرد
  3. "اِنَّ السَّمَّ قد قَطَعَه اَمعائَهُ"
  4. ولی تا زمان شهادت امام حسن چند روز طول کشید
  5. نمیدونم این نانجیب مامون چه زهری به امام رضا ع داد ؟!
  6. هنوز ساعتی نگذشت اباصلت میگه امام رضا آمد حال پریشانی داره
  7. چند قدم برمیداره هی رو زمین میشینه بلند میشه؛
  8. به من فرموده بود اباصلت اگر دیدی عبا به سر کشیدم
  9. دیگه با من حرف نزن و بدون دیگه کار تمامه
  10. فرشهای حجره رو کنار زدن
  11. یوقت دید امام رضا صورت به خاک، میکشه
  12. "یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیم "
  13. مثل مارگزیده به خودش میپیچه
  14. هی جوادش رو صدا میزنه
  15. اباصلت میگه یک وقت دیدم درب حجره باز شد جواد الائمه علیه السلام بر بالین پدر حاضر شد.
  16. یا امام رضا
  17. خودتون فرمودید" یابن شبیب ان کنت باکیا لشیئ فابک للحسین"
  18. اگر خواستی برای چیزی گریه کنی برای حسین گریه کن؛
  19. اما کربلا کار برعکس شد،
  20. پدری آمد بالای سر پسرش
  21. چه پسری ، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله
  22. اول نگاه کرد"یا علی ، علی الدنیا بعدک العفا"
  23. دلش راضی نشد
  24. یوقت دیدن ابی عبد الله
  25. "و وضع خده علی خده"صورت به صورت جوانش گذاشت
  26. زمزمه سپاه بگوش می رسید ... ببینید حسین کنار پسرش جان داده.
  27. شاید خواهرش اومده کار برادر
  28. پاشو حسینم ببین نامردا دارن بهت می خندن داداشم
  29. اما دیگه پاهای حسین طاقت نداره ، علی رو برگردونه خیمه

جوانان بنی هاشم بیایید *** علی را بر در خیمه رسانید

خدا داند که من طاقت ندارم *** علی را بر در خیمه رسانم

علی جان چراغ شام تارم *** فراقت برده آرام و قرارم

منو یاد قد شمشادی تو *** منو ناکامی و ناشادی تو

منو یاد لب خشکیده ی تو***منو سوز دل تپدیده ی تو

منو اون زخمهای بی حسابت *** منو اون پیکر در خون خضابت

 

  • M.M.HKH
۲۸
خرداد
۰۲

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَىٰ عَلَمِ التُّقىٰ،

وَنُورِ الْهُدَىٰ، وَمَعْدِنِ الْوَفاءِ، وَفَرْعِ الْأَزْکِیاءِ،

وَخَلِیفَةِ الْأَوْصِیاءِ، وَأَمِینِکَ عَلَىٰ وَحْیِکَ .

اللّٰهُمَّ فَکَما هَدَیْتَ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ،

وَاسْتَنْقَذْتَ بِهِ مِنَ الْحَیْرَةِ،

وَأَرْشَدْتَ بِهِ مَنِ اهْتَدىٰ، وَزَکَّیْتَ بِهِ مَنْ تَزَکَّىٰ،

فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیائِکَ،

وَبَقِیَّةِ أَوْصِیائِکَ، إِنَّکَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.

  1. ام الفضل همسر معلونه آن حضرت پس از مسموم کردن امام درب حجره را بست
  2. بخاطر اینکه صدای ناله‌ی حضرت را نشنود کنیزکان را جمع کرد
  3. گفت کف بزنند و پایکوبی کنند
  4. امام جواد(ع) با لب عطشان در حجره در بسته به شهادت رسید

 

  • هر چه در حجره زدم داد به من آب نداد
    لبم از زمزمه افتاد به من آب نداد
  • هر چه گفتم جگرم سوخت به من رحم نکرد
    پاسخ این همه فریاد به من آب نداد
  • دست و پا بس که زدم خسته و بی حال شدم
    رفت هستم همه بر باد به من آب نداد
  • آب آبم جگر فاطمه را آتش زد
    تا شود مادر من شاد به من آب نداد
  • لب خشکیده من دید و به حالم خندید
    کف زنان در برم ایستاد به من اب نداد
  • نوحه آخر من واعطشا وای حسین
    کردم از روضه او یاد به من آب نداد

 

  1. پس از شهادت به دستور ام‌الفضل بدن مطهر امام را به بالای بام بردند
  2. بدن سه روز بر روی زمین ماند
  3. پس از سه روز همسایگان دیدند کبوتران بالهای خود را باز کرده گویی که برچیزی سایبان قرار دادند
  4. دیدند بر بدن مطهر امام جواد پرندگان سایبان شده‌اند
  5. شیعیان محبین با احترام بدن را برداشتند
  6. امام هادی بدن را تجهیز کردند و سپس بر پیکر پدر نماز گزارد

لایوم کیومک یااباعبدالله

  • به کربلا کفن مگر به غیر بوریا نبود

مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود

  • مگر کسی که کشته شد تنش برهنه میکنند

مگر که پاره پیرهن به پیکرش روا نبود

  • سرش به نوک نیزه ها تنش به خاک کربلا

کفن برای او بجز شکست نیزه ها نبود

  • تشنه جگر شهید شد ز ظلم دشمنان مگر؟
    فرات مهر مادرش سیده النساء نبود
  • گر از بدن بریده شد سر عزیز مصطفی
    دگر به نوک نیزه ها نهادنش سزا نبود

     

با حسین امدیم ؛ یه دو بیت هم هم نوا با سوز دل زینب کبر ی بشیم

 

  • به سوی شام و کوفه ات چه ظالمانه می برن
    نمی روم ولی مرا به تازیانه می برن
  • سر تو را به روی نی زدند این ستمگران
    نمی روم ولی مرا به این بهانه می برن

حسین من حسین من حسین من

 

  • خیره بر حنجر طفل و گله از حرمله داشت
    نشود خانه اش آباد به من آب نداد
  • دید نامرد سر کوچک طفلم زعطش
    بر روی شانه ام افتاد به من آب نداد
  • بی حیا آخر عمری به چه روزم انداخت
    رو زدم بهر تو نوزاد به من آب نداد
  • ماندم آخر به چه رویی به حرم برگردم
    کاش آبی به تو می داد به من آب نداد




 

  • M.M.HKH
۰۹
فروردين
۰۲
  1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
  2. بسم الله الرحمن الرحیم
  3. اَستَغفُرِاللهَ ربی وَ اَتوبُ اِلَیهِ( 70 مرتبه استغفار  )
  1. من کیم؟ عبد گنه کار الهی العفو

من کیم؟ بنده ی سربار  الهی العفو

منم آن کس که نمک خورد و نمکدان بشکست

نه که یک مرتبه، بسیار الهی العفو

با گناهی که ز من سر زده، بین من و تو

چیده شد این همه دیوار الهی العفو

من زمین خورده ام و آمده ام توبه کنم

با چنین وضع اسفبار الهی العفو

بزنی یا نزنی مال تواَم جان علی
پس بیا رحم کن این بار الهی العفو

چیزی از سوختن من که نصیبت نشود
پس نجاتم بده از نار الهی العفو

مهربانی کن و این بار مرا نیز ببخش
ذوالکرم! حضرت غفّار! الهی العفو

زیر چتر کرمت آمده ام ربّ کریم
با علی ـ حیدر کرّار ـ الهی العفو

ای خدای علی و فاطمه! ای رحمت محض!
می زنم در همه جا جار الهی العفو

ذکر من بعد سلامی به حسین بن علی
می شود لحظه ی افطار: الهی العفو

 

***********

روضه اول

السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَوَّل مَظْلُومٍ

وَ یا أَوَّل مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ

سلام ما به اول مظلوم عالم

سلام ما به آقایی که حقش رو غصب کردند ....

 

  1. سلام ما به علی و نماز آخر او ...

به حال راز و نیاز و به دیده ی تر او ...

سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد

سلام ما به رخ غرق خون و اطهر او

سلام ما به پریشانی حسین و حسن

سلام ما به دل پر ز آه دختر او

*  یه وقت دخترش زینب ببیند ، یه مَلَک و هاتفی داره در اسمان ندا می ده و ناله می زنه ... زمین داره با این ناله میلرزه، حسنین هم که مسجد هستند ؛ دقت کرد ببینه هاتف چی می گه ؛ شنید داره میگه :

" تهدمت و الله ارکان الهدی قًتل علی المرتضی ..."

اما یوقت اینجا دلش خیلی به لرزه افتاد ...

یوقت دیگه ...

***********

روضه دوم

* * بیست و یک سال بعد تو خیمه نشسته بود ، دید هوا تیره و تار شد .... زمین شروع کرد لرزیدن،

* * یادش افتاد

* * پا برهنه به سمت خیمه ی امام چهارم دوید ، عزیز برادرم چه خبره؟!!

* * کربلا داره میلرزه ؟!!

* * امام سجاد فرمود :

* * عمه جان کار بابامو یکسره کردن ...

ببین سر بابام حسین رو بالای نیزه زدن ...  * * همه بگید حسیییییین

  1. دیدم به روی نیزه ها بال و پرت را 

دیدم به صحرا اربا اربا پیکرت را 

دیدم به سرعت آمدند و دوره کردند 

دیدم گرفتند اشقیا دور و برت را 

دیدم نشسته شمر روی سینه ی تو 

دیدم تمام لحظه های آخرت را 

بالا سرت بودم گریبان می دریدم 

وقتی که با پا بر زمین میزد سرت را 

آقای من هرکار می کردم نمی شد

بیرون کشم از بین مقتل مادرت را 

 

***********

روضه سوم

 

گفتم حسین دلم آتش گرفت ... همه بگید مظلوم حسین جاااااان

همنوا با زینب ....

  1. دیدم به روی نیزه ها بال و پرت را 

دیدم به صحرا اربا اربا پیکرت را 
- دیدم به سرعت آمدند و دوره کردند 

دیدم گرفتند اشقیا دور و برت را 
- دیدم نشسته شمر روی سینه ی تو 

دیدم تمام لحظه های آخرت را 
- بالا سرت بودم - گریبان می دریدم 

وقتی که با پا بر زمین میزد سرت را 
- آقای من هرکار می کردم نمی شد بیرون کشم از بین مقتل مادرت را.

 

***********

روضه چهار

* بدنشو گذاشتن تو گلیمی ، آوردن نزدیک خونه ...

* این بدن سالمه ، فقط فرق سرش ضربه خورده .... هنوز حیات در این بدن باقیه ...

* امیرالمومنین تا سه روز همش از حال میره و بهوش میاد ...

* اما ؛ اما ، دلها بسوزد ... کربلا

* گلیم کجا ؟ و بوریا کجا ؟

* این بدن هنوز زیر سم اسب نرفته ....

***********

روضه پنجم

  1. ای تیغ مرا لَبا لَب از یارب کُن 
    ای تیغ بیا و راحتم امشب کُن 
    بشتاب و سرِ مرا شکاف اما باز
    رحمی به دلِ سوخته ی زینب کُن 
  • وقتی بعد از ضربت خوردن امام حسن و حسین حضرت رو به خونه می آوردن...
  • نزدیک خونه حضرت فرمودند زیر بغل های من رو رها کنید
  • خودم میخوام با پاهای خودم به خونه برم
  • چرا : آخه نمی خوام زینبم پدرشو تو این حال ببینه
  • اما دلها بسوزه ... کربلا کربلا کربلا

 

یوقت یه خواهری ببینه یه گوشه میدان شلوغه ...

نیزه ها و شمشیر هاست که فرود میاد ... گرد غباری پرباست ...

یوقت خواهر ببینه این حسینشه ...

  1. این کشته فتاده به هامون حسین توست 
    وین صید دست و پا زده در خون حسین توست 
    این رفته سر به نیزه اعدا حسین توست 
    این مانده بر زمین تن تنها حسین توست 
    این آهوی حرم که تن پاره پاره اش 
    در خون کشیده دامن صحرا حسین توست 

این بنده خدا و عاشق بی چون حسین توست 
قلبش دریده و غرقه دریا خون حسین توست 

*********************************************

  1. قرآن را روبروی صورت بگشاید
  • اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ وَفِیهِ اسْمُکَ الْأَکْبَرُ وَأَسْماؤُکَ الْحُسْنى وَمَا یُخافُ وَیُرْجى أَنْ تَجْعَلَنِى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ؛

خدایا؛ از تو درخواست می‌کنم به حق کتاب نازل‌شده‌ات و آنچه در آن است و در آن است نام بزرگ‌ترت و نام‌های نیکوترت و آنچه بیم‌انگیز است و امیدبخش، این که مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهی.

  1. الهی گواهی که شرمنده ام  

به پیش تویا رب سر افکنده ام

ولی هر چه هستم ترا بنده ام 

گدایم ، گدا یم تو بخشنده ای

به حق شهیدان پناهم بده 

به اشک یتیمان جوابم بده

من از سوز دل شب صدا می کنم  

چو مرغ شباهنگ نوا می کنم

ترا این دل شب صدا می کنم 

تو خواهی اگر جان فدا می کنم

 

  • اللهم عجل لولیک الفرج
  • ای خدا گذشتگان ما رو ببخش بیامرز
  • خدایا رهبر عزیزمون و این انقلاب مقدس را حفظ فرما
  • ای خدا امام و شهدا با شهدای کربلا محشور فرما
  • مریض های مد نظر شفای عاجل عنایت فرما
  • ما رو با قرآن و عترت مانوس تر فرما
  • شر دشمنان انقلاب و اسلام به خودشون برگردان

 

  • حالا هر کسی هر حاجتی داره من چند لحظه ساکت میشم از خدا بخواین...

... هرچی دوست داری از خدا بخواه

... خدا خیلی کریمه

... جوونا از خدا عاقبت بخیری بخواین

... مادرا برا جوونا دعاکنین

... فرج آقا یادتون نره

 

 

**********************************

    1. قرآن را بر سر بگذارید:
    • اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ، وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ...

    خدایا به حق این قرآن و به حق آنکس که او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى که در این قرآن مدحش کرده اى (علی علی علی ، آیه آیه قرآن مدح علیه)

     و به حقى که تو بر ایشان دارى زیرا کسى نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد...

    *********************************************

      ​​​​​​​

      • بِکَ یا اَللَّهُ

      بِمُحَمَّدٍ     (صلی الله علیه و آله)

      قرآن به سر گرفتم و گفتم : سلام عشق!

      یعنی به جز حریم تو بر من حرام عشق

       

      1. بِعَلىٍّ        (علیه السلام)

       

      1. نورُ و کوثر نمی فهمیم ما
        قدر را آخر نمی فهمیم ما

      قدرِ زهرا را فقط حیدر شناخت
      یاس پرپر را فقط حیدر شناخت

      1. بِفاطِمَةَ
      2.  بِالْحَسَنِ
      1. حالا که من، از حرم دورم

      درمونم صبر ِ، آخه مجبورم

      یه سلام میدم با حسرت، طرف کربلا

      آرزو اینه بمیرم محرم کربلا

      غم کربلا،من و میکشه

      دلم من فقط، تو حرم خوشه

      لبیک یا حسین...

      هر کی یک بار ،کربلا رفته

      بطلب مارو، آقا هر هفته

      مگه ما نوکر نبودیم،رزقمون رو بده

      مگه ما گریه نکردیم،مادرت شاهده

      گریه میکنم،بیا و ببین

      مادرت میگه،به ما آفرین

      لبیک یا حسین...

      (ساقی دل رو ،بی قرارش کن

      به حسین مارو،یه سفارش کن)3

      سرو کار سینه زنها با ابوفاضل ِ

      حتی ذکر ارمنی ها،یا ابوفاضل ِ

      دستای قلم،دستم و بگیر

      صاحب علم،دستم و بگیر

      لبیک یا حسین.....

      1. بِالْحُسَیْنِ
      2.  بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَیْنِ 
      3. بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ 
      4. بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ 
      5. بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ 

       

      1. دلم جز به مهر تو سامان ندارد

      دمی زندگی بی تو امکان ندارد

      نباشد فقیر آن که بی مال و پول است

      فقیر آن که مثل تو سلطان ندارد

      السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

       

      1.  بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى  (آهای امام رضائیا)
      2.  بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ 
      3.  بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ 
      4. بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ 

       

      1. سلام من به قرآن بر سر تو

      سلام من به قبر مادر تو
      اگر زائر شدی صحن نجف را
      سلام من به بابا حیدر تو
      اگر زائر شدی بین الحرم را
      سلام من به جدّ اطهر تو
      بگو از جانب من با حسینت
      سلام من به خون پیکر تو
      اگر رفتی کنار قبر عبّاس
      سلام من به آن آب آور تو
      شب احیا کند ناله سه ساله
      پدر جان،کی بریده آن سر تو
      اگر رفتی کنار قبر زینب
      سلام من به آن چشم تر تو
      به مشهد هم که رفتی یابن زهرا
      بگو من هم بیایم در بر تو
      خلاصه گویمت در بین سرداب
      سلام من به سوز سحر تو

      1. بِالْحُجَّةِ

      اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن...

      1. سفره دار خدا امام زمان
        دگر امشب بیا امام زمان
        شب قدر است هر کجا هستی
        التماسِ دعا امام زمان
        منکه امشب به یادِ تو هستم
        یاد کن پس مرا امام زمان
        دست بر دامنت اگر نرنم
        بروم پس کجا؟ امام زمان
        آمدم آشتی دهی من را
        باخودت، با خدا امام زمان
        کاش قرآن به سر بگیرم من
        یک شبِ قدر با امام زمان
        جای دوری نمی رود که کنی
        گوشه چشمی به ما امام زمان
        خوب شد در شبِ عزای علی
        با تو هم هم صدا امام زمان
        شبِ تقدیرِ من بیا بنویس
        دیدار روی ماهت را  امام زمان

       

       

      • M.M.HKH
      ۰۴
      مهر
      ۰۰

      بنازم آنکه دائم گفتگوی کربلا دارد                            دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

      بیاد کاروان اربعین با گریه می گوید                           به هر جا هست زینب رو بسوی کربلا دارد

      بیاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته                   به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد

      اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش              همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد

      اگر خاک رهش بنشست بر روی گنه کاری                 گرامی می شود چون آبروی کربلا دارد


      آن قافله دل شکسته ای که روز اربعین آمد کربلا ،

      شما دیدید اربعین شهدا ،
      با چه عظمتی ، پدر و مادر و خانواده شهدا را کنار مزار می برند

      مراقب شان بودند ، دلداری می داند  

      اما
      دلها بسوزد برای این قافله ،

      تا چشم این زن و بچه به قبرها افتاد خودشان را
      از بالای شترها به زمین انداختند

      هر کسی قبری را بغل گرفت ،

      عمه سادات هم آمد کنار برادر ،

       

      باز آمدم ای همسفر ، ای تشنه کامم       من زینبم پیروز بر گشته ز شامم

      با کودکان خسته ات باز آمدم من             با یک دل پر غصه و زار آمدم من

      خواهم عزای روز عاشورا بگیرم                شاید خدا لطفی کند اینجا بمیرم

      اینجا تنت را استخوان بشکسته دیدم        بر سینه ات شمر لعین بنشسته دیدم

      دیدم نهاده خنجرش زیر گلویت                 آن لحظه دیدی من آمدم روبرویت

      یادش میاد خاطرات روز عاشورا ،

      یادش میاد آن روزی که وارد کربلا شد

      با چه عزت و احترامی علی اکبر ، قاسم ، عباس زینب را پیاده کردند

      ، حالا هر چه نگاه می کند نه قاسمی دارد  ، نه عباس ، نه علی اکبری دارد

      حسین جان من زینبم ، برادر یادتِ آن روزی که آمدم گودی قتلگاه

      خیره خیره ، به بدنت نگاه می کردم و نمی شناختم

      از روی تعجب گفتم آیا تو حسین منی ؟

      حسین جان امروز تو زینب را نمی شناسی ،

      برادر اگر این جا نا محرم نبود اثر تازیانه را روی بدنم نشانت می دادم .

      برادر
      همه عزیزانت را آوردم اما سراغ رقیه ات را از خواهر نگیر ،

      که در خرابه شام جان داد .

       

      منبع : https://rozekhani.ir/?p=1039

      • M.M.HKH
      ۰۴
      مهر
      ۰۰

      باز آمدم ای همسفر ، ای تشنه کامم من زینبم پیروز بر گشته ز شامم

      با کودکان خسته ات باز آمدم من          با یک دل پر غصه و زار آمدم من

      خواهم عزای روز عاشورا بگیرم             شاید خدا لطفی کند اینجا بمیرم

      اینجا تنت را استخوان بشکسته دیدم       بر سینه ات شمر لعین بنشسته دیدم

      دیدم نهاده خنجرش زیر گلویت             آن لحظه دیدی من آمدم روبرویت

       

      وقتی اهل بیت وارد کربلا شدند ، مثل برگ خزان زده ، از بالای شترها روی
      زمین افتادند ، یکی می گوید: حسینم ، یکی می گوید: برادرم ، یکی می گوید :
      پسرم ، عمه سادات زینب روضه می خواند گفت :

       

      هُنا ذُ بِحَ الحسینَ بِسَیفِ شمرٍ           هُنا قَد تَرَّبُوا مِنُهُ الجَبینا

      گفت : اینجا همان جائی است که شمر سر حسینم را جدا کرد ، اینجا همان جایی بود که پیشانی او را بر خاک زمین نهادند .

      هُنا العَباسُ فی یومٍ عَبوسٍ         حِیالَ الماءِ قَد اَمسی رَهِینا ً

      (آمد کنار نهر علقمه ، زنها بیایید ، بنی اسد بیایید ، اینجا همان جایی است که
      روز عاشورا عباسم را جدا کردند )اینجا همان جایی است که روز عاشورا عباس را
      کنار فرات نگه داشته شد نگذاشتند به خیمه بیاید .

       

      هُنا ذَبَحوا لرَّضِیعَ بِسَهمٍ حِقد     فَما رَحِمُوا الصّغارَ المُرضَعِینا

      همین جا بود با تیر کینه ، سر علی اصغر شیر خوار را بریدند ، حتی به کودکان شیر خوار رحم نکردند .

      گوش کنین از یه گوشه میدان داره صدای یه مادری میاد ؛ زیر لب داره با علی اضغرش صحبت می کنه : 

      تو خواب دیدم تو رو علی ، که داری راه میری ...

      میخندیدی دیدم دو سِ ، تا دندون شیری ...

      نه نه بزار یه شعر دیگه برات بخونم ::::

      مثلا تو رو تاب میدم؛ مثلا به تو آب میدم!
      مثلا تو صدام کردی؛ من با خنده جواب میدم
      مثلا عمو برگشته؛ شدم آره خیالاتی
      مثلا همه جمعیم و توی آغوش باباتی!
      یه مادر وقتی لالایی نخونه!

      میمیره گوشه ی خونه درد منو کی میدونه؟
      یه مادر که زیر سایه نمیره؛ همش بهونه میگیره
      لالایی گلم؛ تشنه ی یه جرعه آب علی
      لالایی گلم؛ بیا بغلم بخواب علی!

       

      هُنا مَزَقوا الخِیامَ و حَرِّ قُوها    و َ قُسِّمَ فَیثُنا فِی الخائِنِینا

      همین جا بود که خیمه ها را آتش زدند ،اموال ما را به غارت بردند۱

       

      ۱. مقتل الحسین ابو مخنف ، ص ۲۰۱ ، سوگنامه آل محمد ، ص ۵۰۰ .

       

      بر گرفته از : https://rozekhani.ir/?p=1038

      • M.M.HKH
      ۲۰
      مرداد
      ۰۰

      برپا شده است در دل من خیمۀ غمی

      جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

      عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان

      غیر از غمت نداشته ام یار و همدمی

      بر سیلِ اشک خانه بنا کرده ام ولی

      این بیتِ سُست را نفروشم به عالمی

      آقا دلم میخواد برات گریه کنم ... اگر نمیتونم گریه کنم تقصیر خودمه ... انقدر با این چشمام گناه کردم چشمام خشک شده ...

      این اشک ها تمامی دارو ندار ماست

      آقا به حق حضرت زهرا قبول کن ...

       آقا به خاطر مادرت که لحظه های آخر صدا میزد:بُنَیَّ.......‌ بُنَیَّ....

       بر سیلِ اشک خانه بناکرده ام ولی

      این بیتِ سُست را نفروشم به عالمی

      اگه خدا بخواد تا آخر عمرم هیچ کسی رو بر شما ترجیح نمیدم ... برای هیچ کس دیگه گریه نمیکنم ... آخه امام رضای من فرمود :

      "یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ..."

      ای ریان بن ابی شبیب ، یادت باشه فقط برای حسین گریه کن ...

       به یاد  کلام  امام  خراسان

      بیا نوحه  سر کن  تو هم  مثلِ ریان

      بخوان و بسوزان  حسین جان ...

      حسین جان ... حسین جان...

      بر سیلِ اشک خانه بناکرده ام ولی

      این بیتِ سُست را نفروشم به عالمی

      گفتی شکارِ آتش دوزخ نمی شود

      می خوانی ام به حُکم روایات روشنی

      می خواهمت مطابق آیات محکمی

      ذی الحجّه اش درست به پایان نمی رسد

      تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی ...

      بریم کربلا ،بریم باب القبله ، روبرویِ ضریح بیفت روی خاک، با تربت کربلا تیمم کن ، سلام بده بگو :

      آقا سلام میدهم و دلخوشم که فرمودی

      هر آنکه در دل خود یاد ما کند زائر ماست...

      بیا بریم بهش سلام بدیم :

      السلام علی مَن جَعَلَه الشفاء فی تربته ...

      السلام عَلی مَنِ الاجابَة تَحت قُبَّتِه ...

       

      دست ادب به سینه بذار ،شاید امشب ما رو زائر خودش حساب کنه :

      "السلام علی غریبِ الغربا"

      "السلام علی شهیدِ الشهداء"

      امام زمان خودتون فرمودید ...

      "السلام علی قتیلِ الاَدعیاء ..."

      سلام بر اون آقایی که حرومزاده ها کشتنش...غریب گیر آوردنت ... یادت نره صداش کنی ... حسییین جان ...

      "السلام علی ساکنِ کربلا..."

       

      آقا ما رو بردی کربلا ...

      همین ایام قافله به کربلا می رسه ...

      فریاد یا محمدا ،حسین رسید به کربلا ...

      طبرانی در معجم الکبیر نوشته :

      "فَلَمّا احیطَ بِحُسَینٍ علیه السلام حینَ قُتِلَ" وقتی محاصره کردند دیگه نگذاشتند که پیش بره

      "قالَ: مَا اسمُ هذِهِ الأَرضِ؟! "آقا پرسید اسم اینجا چیه؟

      "قالوا: کَربَلاءُ..." اینجا کربلاست.

      خوارزمی میگه تا آقا شنید فرمود:

       "انزِلوا، هذا مَوضِعُ کَربٍ وبَلاءٍ " به اصحابش فرمود: همه پیاده بشید؛ اینجاست محل کرب و بلا ..."

      هاهُنا مُناخُ رِکابِنا ومَحَطُّ رِحالِنا "همینجا بار و بنه به زمین میگذاریم

      "وَ مَقتَلُ رِجالِنا" اینجا مردایِ ما رو میکشن

       "وسَفکُ دِمائِنا..." اینجا خون های ما رو بر زمین میریزند ...

       بمیرم زینب داره این حرفا رو میشنوه ،چه حالی داره زینب ...

      کاروان آل الله، رسیده از راه ۳

      زیر لب مولا گوید، أعوذ بالله ۳

      هُنا ،

      مُناخُ رِکابِنا ... مَحَطُّ رِحالِنا

      مَقْتَلُ رِجالِنا ....

      رکابِ ناقه می‌گیرد ، علم به دستِ آب آور

      مؤذن حرم باشد ، علی اکبر ....

      حالا زینب چی میگه؟

      حسین ، عزیزِ مادر حسین ...

      می‌شود خوابم تعبیر، بیا برگردیم ۳

      می‌شوم از غصه پیر، بیا برگردیم ۳

      حسین ،

      به جان مادر قسم، من اینجا دلواپسم

      بدون تو بی کسم

      حسین ،

      دلم غرقِ اضطرار، ببینم بر جسمِ یار

      جراحاتِ بی شمار

      قرار قلبِ من حالا، سرت به شانۀ خواهر

      خدا نیارَد آن دم که ، شوی بی سر ...

      حسین ، عزیزِ مادر حسین ...

       روضه من تمامِ ...دیگه خیلی از حرفا رو نمیزنم

       

       

      وقتی به کربلا رسیدن

       ...فَنَزَلَ القَومُ..."با چه عزت و احترامی...

      "وضُرِبَت خَیمَةُ الحُسَینِ علیه السلام لِأَهلِهِ وبَنیهِ" اول ، اصحاب آمدند خیمۀ حضرت و فرزندانش رو برپا کردند

      بعد آخه میگه:

      "وضَرَبَ عَشیرَتُهُ خِیامَهُم مِن حَولِ خَیمَتِه" بقیه اومدن خیمه شون رو گرداگرد خیمۀ آقا زدن

      کربلا رفتی؟خیمه گاه؟ اون سر در خیمه گاه نوشته:

      السلام علی خیامِ الخالیَه مِن الحسین و اصحابِه..."سلام بر خیمه های خالی از امام حسین و اصحابشاصحاب همه دور تا دور اینا رو گرفته بودن

      زینب با یه احترام و شکوهی پیاده شد

      اما گذشت ... گذشت ... گذشت ... پاسدار خیمه ها ، بی دست ، علقمه افتاد ..‌.خودِ امام حسین از چپ و راست حمله به خیام رو دفع میکرد،

      تا اینکه کار به جایی رسید که ناحیۀ مقدسه فرمود : از چپ و راست به خودش میپیچید ... دیگه دشمن به خیمه ها طمع کرد ...

      آه دمی که لشکر اعدا نکرد شرم

      کردند رو به خیمۀ سلطانِ کربلا ...

       زینب مواظب باش...

      "أقبَلَ الأَعداءُ حَتّى أحدَقوا بِالخَیمَةِ..." همون حرومزاده ها اومدن ...

       دور تا دور خیمه ها رو گرفتن ...

      اینجا به ظاهر خیمه هست ولی حرم رسول اللهِ...

      امام حسین فرمود:"هل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عن حرمِ رسول الله؟! " ...

      در حریم وحی دشمن تاخته

      دخت زهرا رنگ خود رو باخته...

      شمر صدا زد

      اُدخُلوا ..."برید داخل ...

      "فَاسلُبوا بِزَّتَهُنَّ ..." برید هر چی دارن غارت کنید ...

      روایت داره: "فَدَخَلَ القَومُ فَأَخَذوا کُلَّ ما کانَ بِالخَیمَة ..." اومدن داخل ... همه چی رو بردن ... زینب ... زینب ...

      بیرق عشقت بالا ،اباعبدالله ... ۳

      کل یوم عاشورا ،اباعبدالله... ۳

      حسین ،

      سلام ای بالانشین ،سلام ای خونین جبین

      بخر ما را اربعین ...

       من الغریب تو اوج ، تمام روضه هایِ تو

      خدا چه روضه ای خوانده برای تو ...

       حسین ، قتیل العَطشان ، حسین ...

      حسین ، عزیزِ مادر حسین

      • M.M.HKH
      ۱۳
      ارديبهشت
      ۰۰

      ای تیغ مرا لَبا لَب از یارب کُن 
      ای تیغ بیا و راحتم امشب کُن 
      بشتاب و سرِ مرا شکاف اما باز
      رحمی به دلِ سوخته ی زینب کُن 

      • وقتی بعد از ضربت خوردن امام حسن و حسین حضرت رو به خونه می آوردن...
      • نزدیک خونه حضرت فرمودند زیر بغل های من رو رها کنید
      • خودم میخوام با پاهای خودم به خونه برم
      • چرا : آخه نمی خوام زینبم پدرشو تو این حال ببینه
      • اما دلها بسوزه ... کربلا کربلا کربلا

      امام حسینا می دونین میخوام چه روه ای بخونم.

      یوقت یه خواهری ببنیه یه گوشه میدان شلوغه ...

      نیزه ها و شمشیر هاست که فرود میاد ... گرد غباری پرباست ...

      یوقت خواهر ببینه این حسینشه ...

      آییییی...

      • این کشته فتاده به هامون حسین توست 
        وین صید دست و پا زده در خون حسین توست 

        این رفته سر به نیزه اعدا حسین توست 
        این مانده بر زمین تن تنها حسین توست 

        این آهوی حرم که تن پاره پاره اش 
        در خون کشیده دامن صحرا حسین توست 

       

      این بنده خدا و عاشق بی چون حسین توست 
      قلبش دریده و غرقه دریا خون حسین توست 

       

       

      • M.M.HKH
      ۱۳
      ارديبهشت
      ۰۰

       

      1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
      2. بسم الله الرحمن الرحیم
      3. اَستَغفُرِاللهَ ربی وَ اَتوبُ اِلَیهِ( 70 مرتبه استغفار  )

      من کیم؟ عبد گنه کار الهی العفو
      من کیم؟ بنده ی سربار الهی العفو
      منم آن کس که نمک خورد و نمکدان بشکست
      نه که یک مرتبه، بسیار الهی العفو
      نفس من ول کُنِ من نیست! خدایا چه کنم؟
      خسته ام زین همه آزار الهی العفو
      با گناهی که ز من سر زده، بین من و تو
      ... چیده شد این همه دیوار الهی العفو
      من زمین خورده ام و آمده ام توبه کنم
      ... با چنین وضع اسفبار الهی العفو
      بزنی یا نزنی مال تواَم جان علی
      پس بیا رحم کن این بار الهی العفو
      چیزی از سوختن من که نصیبت نشود
      پس نجاتم بده از نار الهی العفو
      مهربانی کن و این بار مرا نیز ببخش
      ذوالکرم! حضرت غفّار! الهی العفو
      زیر چتر کرمت آمده ام ربّ کریم
      با علی ـ حیدر کرّار ـ الهی العفو
      ای خدای علی و فاطمه! ای رحمت محض!
      می زنم در همه جا جار الهی العفو
      ذکر من بعد سلامی به حسین بن علی
      می شود لحظه ی افطار: الهی العفو

      - دیدم به روی نیزه ها بال و پرت را 

      دیدم به صحرا اربا اربا پیکرت را 
      - دیدم به سرعت آمدند و دوره کردند 

      دیدم گرفتند اشقیا دور و برت را 
      - دیدم نشسته شمر روی سینه ی تو 

      دیدم تمام لحظه های آخرت را 
      - بالا سرت بودم - گریبان می دریدم 

      وقتی که با پا بر زمین میزد سرت را 
      - آقای من هرکار می کردم نمی شد

      بیرون کشم از بین مقتل مادرت را 
       

      1. قرآن روبروی صورتت بگشا

      اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتَابِکَ اَلْمُنْزَلِ وَ مَا فِیهِ وَ فِیهِ اِسْمُکَ اَلْأَکْبَرُ

      وَ أَسْمَاؤُکَ اَلْحُسْنَى وَ مَا یُخَافُ وَ یُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقَائِکَ مِنَ اَلنَّار

      • اللهم عجل لولیک الفرج
      • ای خدا گذشتگان ما رو ببخش بیامرز
      • ای خدا رهبر عزیزمون و این انقلاب مقدس را حفظ فرما
      • ای خدا امام و شهدا با شهدای کربلا محشور فرما
      • مریض های مد نظر شفای عاجل عنایت فرما
      • ما رو با قرآن و عترت مانوس تر فرما
      • شر دشمنان انقلاب و اسلام به خودشون برگردان
      • *** حالا هر کسی هر حاجتی داره من چند لحظه ساکت میشم از خدا بخواین...

      ... هرچی دوست داری از خدا بخواه

      ... خدا خیلی کریمه

      ... جوونا از خدا عاقبت بخیری بخواین

      ... مادرا برا جوونا دعاکنین

      ... فرج آقا یادتون نره

       

      1. قرآن رو روسرتون بگیرین

       

      • اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ
      • کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ، وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ...

      خدایا به حق این قرآن و به حق آنکس که او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى که در این قرآن مدحش کرده اى (علی علی علی ، آیه آیه قرآن مدح علیه)

       و به حقى که تو بر ایشان دارى زیرا کسى نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد...

      • بِکَ یا اَللَّهُ
      1. بِمُحَمَّدٍ           صلی الله علیه و آله

      ***

      سلام ما به علی و نماز آخر او ...

      به حال راز و نیاز و به دیده ی تر او ...

      سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد

      سلام ما به رخ غرق خون و اطهر او

      سلام ما به پریشانی حسین و حسن

      سلام ما به دل پر ز آه دختر او

      *** عجب شبیه امشب:

      ** یه بستر غرق خون

      **همه خونه علی عزا دارند

      حسن عزا داره *** حسین عزاداره *** زینب غصه داره *** عباس ***

      ** اما هر چی باشه همه محرمند

      *اما به کسی دیگه به اینا جسارت نکرده

      ** کسی سیلی نزده

      ** کسی ناسزا نگفت

      ** کسی گوشواره هارو نکشید

      ** کسی خونشون رو به آتش نکشید

      ***آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ ه دلها بسوزه کربلا

      اینجا خونه علی همه جمعند

       اما اما بگم دلها بسوزه

      غروب بود و زنی بی قرار ، تنها بود

      زنی ز داغ برادر فکار ، تنها بود

        

      غروب بود و علمدار خفته و زینب

      کنار خیمه ی بی پاسدار ، تنها بود

       

      غروب بود و غم خیمه ای بدون عمود

      و زینبی که در آن گیر و دار ، تنها بود

       

      غروب بود و برادر به مقتل و زینب

      کنار آن بَدنِ بی مزار ، تنها بود

       

      غروب بود و رُباب و صدای لالایی

      کنار تربت یک شیرخوار ، تنها بود

       

      خلاصه این همه غم بود و زینب کبری

      میان لشکری از نیزه دار ، تنها بود...

       

      1. بِعَلىٍّ             علیه السلام
      2. بِفاطِمَةَ
      3.  بِالْحَسَنِ

       

      حالا که من، از حرم دورم

      درمونم صبر ِ، آخه مجبورم

      یه سلام میدم با حسرت، طرف کربلا

      آرزو اینه بمیرم محرم کربلا

      غم کربلا،من و میکشه

      دلم من فقط، تو حرم خوشه

      لبیک یا حسین...

      هر کی یک بار ،کربلا رفته

      بطلب مارو، آقا هر هفته

      مگه ما نوکر نبودیم،رزقمون رو بده

      مگه ما گریه نکردیم،مادرت شاهده

      گریه میکنم،بیا و ببین

      مادرت میگه،به ما آفرین

      لبیک یا حسین...

      (ساقی دل رو ،بی قرارش کن

      به حسین مارو،یه سفارش کن)3

      سرو کار سینه زنها با ابوفاضل ِ

      حتی ذکر ارمنی ها،یا ابوفاضل ِ

      دستای قلم،دستم و بگیر

      صاحب علم،دستم و بگیر

      لبیک یا حسین.....

      1. بِالْحُسَیْنِ
      2.  بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَیْنِ 
      3. بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ 
      4. بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ 
      5. بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ 

       

      دلم جز به مهر تو سامان ندارد

      دمی زندگی بی تو امکان ندارد

      نباشد فقیر آن که بی مال و پول است

      فقیر آن که مثل تو سلطان ندارد

      السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

      1.  بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى 
      2.  بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ 
      3.  بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ 
      4. بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ 

       

      سلام من به قرآن بر سر تو
      سلام من به قبر مادر تو
      اگر زائر شدی صحن نجف را
      سلام من به بابا حیدر تو
      اگر زائر شدی بین الحرم را
      سلام من به جدّ اطهر تو
      بگو از جانب من با حسینت
      سلام من به خون پیکر تو
      اگر رفتی کنار قبر عبّاس
      سلام من به آن آب آور تو
      شب احیا کند ناله سه ساله
      پدر جان،کی بریده آن سر تو
      اگر رفتی کنار قبر زینب
      سلام من به آن چشم تر تو
      به مشهد هم که رفتی یابن زهرا
      بگو من هم بیایم در بر تو
      خلاصه گویمت در بین سرداب
      سلام من به سوز سحر تو

      1. بِالْحُجَّةِ

      اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن.

      • M.M.HKH
      ۱۳
      ارديبهشت
      ۰۰

      فیش مراسم احیا شب 21 رمضان

      1. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
      2. بسم الله الرحمن الرحیم
      3. اَستَغفُرِاللهَ ربی وَ اَتوبُ اِلَیهِ( 70 مرتبه استغفار  )

      السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَوَّل مَظْلُومٍ

      وَ یا أَوَّل مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ

      سلام ما به اول مظلوم علم

      سلام ما به آقایی که حقش رو غصب کردند..........

      • امشب چه شبیه
      • شب آقای مظلومه
      • شب اقاییه که تو محراب عبادت

      سلام ما به علی و نماز آخر او ...

      به حال راز و نیاز و به دیده ی تر او ...

      سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد

      سلام ما به رخ غرق خون و اطهر او

      سلام ما به پریشانی حسین و حسن

      سلام ما به دل پر ز آه دختر او

      ************

      بدنشو گذاشتن تو گلیمی ، آوردن نزدیک خونه ...

      * این بدن سالمه ، فقط فرقش ضربه خورده .... هنوز حیات در این بدن باقی ...

      آقا تا سه روز هی از حال میره هی بهوش میاد

      *** اما *** اما *** اما ***

      *** گلیم کجا ؟ بوریا کجا ؟

      *** این بدن هنوز زیر سم اسب نرفته ....

      ***  آخ یه وقت زینب دید یه ملک داره صدا می زنه ... زمین داره با این ناله میلرزه، حسنین هم که مسجدن ؛ دقت کرد ببینه هاتف چی می گه شنید داره میگه :

       "تهدمت و الله ارکان الهدی قًتل علی المرتضی ..." 

      یه جا اینجا دلش خیلی به لرزه افتاد ...

      *** بیست و یک سال بعد تو خیمه نشسته بود ، دید هوا تیره و تار شد .... زمین شروع کرد لرزیدن،

      ***یادش افتاد،

      *** پا برهنه به سمت خیمه ی امام چهارم دوید ، عزیز برادرم چه خبره؟!!

      *** کربلا داره میلرزه ؟!! فرمود :

      ***عمه جان کار بابامو یکسره کردن ....

       آخ نگاه کن سرشو بالا نیزه زدن ....حسین ....

      - دیدم به روی نیزه ها بال و پرت را 

      دیدم به صحرا اربا اربا پیکرت را 
      - دیدم به سرعت آمدند و دوره کردند 

      دیدم گرفتند اشقیا دور و برت را 
      - دیدم نشسته شمر روی سینه ی تو 

      دیدم تمام لحظه های آخرت را 
      - بالا سرت بودم - گریبان می دریدم 

      وقتی که با پا بر زمین میزد سرت را 
      - آقای من هرکار می کردم نمی شد

      بیرون کشم از بین مقتل مادرت را 
       

      1. قرآن روبروی صورتت بگشا

      اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ وَفِیهِ اسْمُکَ الْأَکْبَرُ

      وَأَسْماؤُکَ الْحُسْنىٰ وَمَا یُخافُ وَیُرْجىٰ أَنْ تَجْعَلَنِى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ؛

      خدایا؛ از تو درخواست می‌کنم به حق کتاب نازل‌شده‌ات و آنچه در آن است و

      در آن است نام بزرگ‌ترت و نام‌های نیکوترت و آنچه بیم‌انگیز است و امیدبخش، این که مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهی.

      الهی گواهی که شرمنده ام  

       به پیش تویا رب سر افکنده ام

      ولی هر چه هستم ترا بنده ام 

      گدایم ، گدا یم تو بخشنده ای

      به حق شهیدان پناهم بده 

       به اشک یتیمان جوابم بده

      من از سوز دل شب صدا می کنم  

      چو مرغ شباهنگ نوا می کنم

      ترا این دل شب صدا می کنم 

       تو خواهی اگر جان فدا می کنم

      • اللهم عجل لولیک الفرج
      • ای خدا گذشتگان ما رو ببخش بیامرز
      • ای خدا رهبر عزیزمون و این انقلاب مقدس را حفظ فرما
      • ای خدا امام و شهدا با شهدای کربلا محشور فرما
      • مریض های مد نظر شفای عاجل عنایت فرما
      • ما رو با قرآن و عترت مانوس تر فرما
      • شر دشمنان انقلاب و اسلام به خودشون برگردان
      • *** حالا هر کسی هر حاجتی داره من چند لحظه ساکت میشم از خدا بخواین...

      ... هرچی دوست داری از خدا بخواه

      ... خدا خیلی کریمه

      ... جوونا از خدا عاقبت بخیری بخواین

      ... مادرا برا جوونا دعاکنین

      ... فرج آقا یادتون نره

       

      1. قرآن رو روسرتون بگیرین

       

      • اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ،
      • وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ...

      خدایا به حق این قرآن و به حق آنکس که او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى که در این قرآن مدحش کرده اى (علی علی علی ، آیه آیه قرآن مدح علیه)

       و به حقى که تو بر ایشان دارى زیرا کسى نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد...

      • بِکَ یا اَللَّهُ
      1. بِمُحَمَّدٍ           صلی الله علیه و آله
      2. بِعَلىٍّ             علیه السلام
      3. بِفاطِمَةَ
      4.  بِالْحَسَنِ

       

      حالا که من، از حرم دورم

      درمونم صبر ِ، آخه مجبورم

      یه سلام میدم با حسرت، طرف کربلا

      آرزو اینه بمیرم محرم کربلا

      غم کربلا،من و میکشه

      دلم من فقط، تو حرم خوشه

      لبیک یا حسین...

      هر کی یک بار ،کربلا رفته

      بطلب مارو، آقا هر هفته

      مگه ما نوکر نبودیم،رزقمون رو بده

      مگه ما گریه نکردیم،مادرت شاهده

      گریه میکنم،بیا و ببین

      مادرت میگه،به ما آفرین

      لبیک یا حسین...

      (ساقی دل رو ،بی قرارش کن

      به حسین مارو،یه سفارش کن)3

      سرو کار سینه زنها با ابوفاضل ِ

      حتی ذکر ارمنی ها،یا ابوفاضل ِ

      دستای قلم،دستم و بگیر

      صاحب علم،دستم و بگیر

      لبیک یا حسین.....

      1. بِالْحُسَیْنِ
      2.  بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَیْنِ 
      3. بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ 
      4. بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ 
      5. بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ 

       

      دلم جز به مهر تو سامان ندارد

      دمی زندگی بی تو امکان ندارد

      نباشد فقیر آن که بی مال و پول است

      فقیر آن که مثل تو سلطان ندارد

      السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

      1.  بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى 
      2.  بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ 
      3.  بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ 
      4. بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ 

       

      سلام من به قرآن بر سر تو
      سلام من به قبر مادر تو
      اگر زائر شدی صحن نجف را
      سلام من به بابا حیدر تو
      اگر زائر شدی بین الحرم را
      سلام من به جدّ اطهر تو
      بگو از جانب من با حسینت
      سلام من به خون پیکر تو
      اگر رفتی کنار قبر عبّاس
      سلام من به آن آب آور تو
      شب احیا کند ناله سه ساله
      پدر جان،کی بریده آن سر تو
      اگر رفتی کنار قبر زینب
      سلام من به آن چشم تر تو
      به مشهد هم که رفتی یابن زهرا
      بگو من هم بیایم در بر تو
      خلاصه گویمت در بین سرداب
      سلام من به سوز سحر تو

      1. بِالْحُجَّةِ

      اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن.

      • M.M.HKH
      ۲۲
      دی
      ۹۹

      فیش مرثیه

       

      قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی‏حَقِّهَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی یَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِهَا وَ هِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِین.

      فاطمه پاره تن من است هرکس اورابیازارد مراآزرده است وخدامتعال بارضای اوراضی می شود واوسرورزنان عالم است 1

      امشب بیایید ارادت خودمون به خانم نشون بدیم بگیم یازهرا ما یک عمردرخانه شماداریم نوکری میکنیم بیاامشب توازماراضی شو اگه شماراضی بشید خدا هم راضی می شود دست هاتون بالا بیارید خدایا به حق فاطمه الزهرا الهی العف.....

       

       

       

       

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      السلام علیک یاسیده النساء العالمین من الاولین والاخرین  السلام علیک یابنت رسول الله

      ماگوشه نشینان غم فاطمه ایم

      محتاج عطاوکرم فاطمه ایم

      یک عمرچوشمع گربسوزیم کم است

      دلسوخته عمرکم فاطمه ایم

      بمیرم خانه امیرالمونین این روزها چه خبره  بی بی فاطمه زهراسلام الله علیها زهراقبل  از وفاتشون  مخصوصاً لباس پاکیزه‏اى پوشید که احتضارش در آن حالت باشد.

      اسماء بنت عمیس مى‏گوید: یک روز دیدم مثل اینکه حال بى‏بى بهتر است، از جا حرکت کرد و نشست، سپس حرکت کرد و غسل نمود و بعد فرمود:

       اسماء! آن لباسهاى پاکیزه مرا بیاور من خیلى خوشحال شدم که الحمد للَّه مثل اینکه حال بى‏بى بهتر است. ولى بى‏بى جمله‏اى گفت که تمام امیدهاى اسماء به باد رفت. فرمود: اسماء! من الآن رو به قبله‏ مى‏خوابم، تو لحظه‏اى، لحظاتى با من حرف نزن، همینکه مدتى گذشت مرا صدا کن، اگر دیدى جواب ندادم بدان که لحظه مرگ من است.

       اینجا بود که تمام امیدهاى اسماء به باد رفت.

      طولى نکشید که اسماء فریاد کشید و به سراغ على رفت و على را از مسجد صدا کرد و حسنین آمدند نمی دونم اون موقعی که اسماء آمدسراغ مولاامیرالمومنین چه به سر علی آمد

      فقط این بگم درتاریخ نوشته اند درفاصله ازمسجدتاخانه چندین بار عبای مبارکشان به پایشان پیچید به زمین می افتادند چی شده علی خیبرشکن  نمی تونه به روی پاهاش بایستد 2

      من علیم که خداقبله نماساخت مرا

      غیر زهرا ونبی هیچ کسی نشناخت مرا

      من که یکباره دراز قلعه خیبر کندم

      داغ زهرای جوان ازنفس انداخت مرا

      اومدبالای سرحبیبه اش زهراجان بلند شو بلندشو جواب بچه هاتو بده بچه هات دارند از غصه دق می کنند

      عرضه بداریم این جا امیرالمومنین تاخبر در گذشت زهراسلام الله علیها رابهش دادند نتونست روی پاهاش بایستد

      تو کربلا هم وقتی ابی عبدالله می خواست بیاد بالای سرجوونش علی اکبر چند بار تو مسیر به زمین افتاد صدازد علی جان پاشو قوت زانوان من ،بابات دیگه نمی تونه بعدتوسرپاهاش بایسته  به خاطر همینم بودصدا زد

       جوانان بنی هاشم بیایید    علی رابردرخیمه رسانید 

      خداداند که من طاقت ندارم     علی رابردرخیمه رسانم

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      ولا حول و لا قوة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على‏ محمّد و آله الطّاهرین. باسمک العظیم الاعظم الاجلّ الاکرم یا اللَّه‏

       

       

      پایان

      (فرود)

      1. إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 232.   

      2.روضه های شهید مطهری ( مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏16، ص: 95

       

       

      منبع

       

       

      • M.M.HKH
      ۲۲
      دی
      ۹۹

      فیش مرثیه

       

      قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله فِی‏حَقِّهَا

       فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی یَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِهَا وَ هِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ‏

      وَ قَالَ‏ إِنَّمَا سُمِّیَتْ ابْنَتِی فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّار

      ......دختر من فاطمه نامیده شد، زیرا که خداى عزّ و جل او و دوستانش را از آتش جهنم جدا سازد.

       

      فاطمه ای باغبان باغ عشق

      ای به داغستان هستی داغ عشق

       

      فاطمه ای نورهستی افرین

       ای زتوحق گفته برخودآفرین

       

      فاطمه ای حرف اول درنخست

       ازتوگشته نادرستی هادرست

       

      فاطمه ای معنی الله ونور

       خاتمیت راتویی عین طهور   2

       

       

       

       

       

       

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      السلام علیک یابنت رسو ل الله یاقره عین الرسول 

      ایام ایام فاطمیه است

       ان شالله یک روزی بیاد که مادهه فاطمیه تومدینه عرض ارادت کنیم  ذکر مصیبت کنیم  مصیبت همان خانمی که وصیت کرده بود:

       «على جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن کن. شب مرا دفن کن، نمى‏خواهم کسانى که به من ظلم کرده‏اند در تشییع جنازه من شرکت کنند».

           

      على زهرا سلام الله علیها را را دفن کرد.

      خانم فاطمه زهراسلام الله علیهاهمچنین وصیت کرده بود:

      على جان! بعد که مرا به خاک سپردى و قبر مرا پوشانیدى، لحظه‏اى روى قبر من بایست و دور نشو که این، لحظه‏اى است که من به تو نیاز دارم. على در آن شب تاریک تمام وصایاى زهرا سلام الله علیهارا مو به مو اجرا کرد.

       حالا بر على چه مى‏گذرد، من نمى‏توانم توصیف کنم: زهراى خود را با دست خود دفن کند و با دست خود قبر او را بپوشاند؛ ولى این قدر مى‏دانم

      که تاریخ مى‏گوید:

      «فَلَمّا نَفَضَ یَدَهُ مِنْ تُرابِ الْقَبْرِ هاجَ بِهِ الْحُزْنُ»

       على قبر زهرا را پوشاند و گرد و خاک لباسهایش را تکان داد.

       تا آن لحظه مشغول کار بود زیاد متوجه تنهایی خود نمی شد حالا مى‏خواهد وصیت زهرا را اجرا کند، یعنى بماند.

      تا به این مرحله رسید، غمهاى دنیا بر دل على روآورد؛

      روزسختی بود آن روزی که زهراجان سپرد

      من نمی دانم چه سان آن روز برمولا گذشت

      شرح سوز سینه اش را سینه سینا شد 

      آه عالم سوز او از قاب او دانا شد

      بعدازشهادت بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها امیرالمومنین آن قدر دردل داشت که گاهى درد دل‏هاى خودش را با چاه مى‏گفت، سرش را در چاه فرو مى‏برد. ولى براى درد دلى که در زمینه زهرا دارد، فکر مى‏کند هیچ کس بهتر از پیغمبر نیست. رو مى‏کند به قبر مقدس پیغمبر اکرم:

      السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسولَ اللَّهِ عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِکَ النّازِلَةِ فى جِوارِکَ وَ السَّریعَةِ اللِّحاقِ بِکَ، قَلَّ یا رَسولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرى ی

      ا رسول اللَّه! هم از طرف خودم و هم از طرف دخترت زهرا به شما سلام عرض مى‏کنم، حال على را اگر مى‏پرسید صبر على بسیار اندک شده است. بعد جمله‏اى مى‏گوید:

      به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکارى بر او اجتماع کردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

       

      ابْنَتُکَ بِتَضافُرِ امَّتِکَ عَلى‏

       یا رسول اللَّه! عن قریب دخترت به تو خواهد گفت که امت تو بعد از تو با او چه رفتارى کردند.3

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظیم و صلّى الله على محمّد و آله الطاهرین‏

       

       

      پایان

      (فرود)

      1.  إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 232    

      2.ژولیده نیشابوری  ای چشم هابگرییدص238   3.روضه های استاد مطهری ( . مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏24    277  یانهج البلاغه خطبه 202  )

       

       

      منبع

       

       

      • M.M.HKH
      ۲۲
      دی
      ۹۹

      فیش مرثیه

       

      السلام علیک یااهل البیت النبوه وموضع الرساله

       

      شده زخم دل هرشیعه تازه

       بیا مهدی به تشییع جنازه

       

      بیاحیدرتک وتنهاست امشب

       امیرعشق بی زهراست امشب

       

      شب است دختری مادرندارد

      غریبی درجهان یاورندارد

       

      آقابیاماروهم امشب ببربه تشیع جنازه مادرتون زهرا سلام الله علیهااین جمع دل سوخته اند این جمع آمده اندبرای مادرت گریه کنند.آی آرزو مندان شرکت درمراسم چشم سرتون روببندیدچشم دل تون واکنید بریم درخونه امیرالمونیین علیه السلام آقامون کمک کنیم آقاغریبه کسی نداره .. 

       

       

       

       

       

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      وقتی زهرا سلام الله علیها از دنیا رفت‏  خبر در گذشت ایشان در مدینه پیچید. مردم ریختند جلو خانه على علیه السلام  و زهراسلام الله علیها ،

      آماده تشییع شدند یکى از اصحاب (ابوذر یا مقداد) بیرون آمد و گفت: ایهاالناس متفرق شوید، امروز زهرا  سلام الله دفن علیها  نمى‏شود. مردم متفرق شدند به خیال این که زهرا فردا دفن خواهد شد و فردا در تشییع جنازه زهرا شرکت خواهند کرد.. ولى همین که هوا تاریک شد و همه در خانه‏ها رفتند و خوابیدند على مقدمات غسل و کَفَن و دفن کردن زهرا را فراهم کرد. به دست خودش زهرا را غسل داد.مطابق روایتى که در بحارالانوار هست اولاد زهرا (حسن، حسین، زینب و امّ‏کلثوم) و خادمه خانه فضّه همه در آن دل شب بیدار بودند.

      على وقتى که جنازه زهرا را در اتاق برد، خودش به تنهایى زهرا را کفن کرد. بعد از کفن، فریاد على بلند شد، اطفال کوچک زهرا از هشت ساله تا سه چهار ساله و فضّه را صدا زد: یا حسن، یا حسین، یا زینب، یا امّ کلثوم، یافضّه!

      هَلُمّوا تَزَوَّدوا مِنْ امِّکُمْ‏

      بیایید با مادر خودتان وداع کنید. آنها از ناحیه على اجازه یافتند. حسنین آمدند خود را به روى سینه زهراسلا م الله علیها انداختند. فریاد

      یا امّا یا امّا

      به آسمان بلند شد. زینب و ام کلثوم که کوچکتر از آنها بودند خودشان را روى پاهاى زهرا انداختند. على در کنارى ایستاده است، مثل ابر بهار اشک مى‏ریزد و این منظره دلسوز را تماشا مى‏کند. على ولىّ خدا آنجا ایستاده است. بچه‏هاى زهرا، حسنین، دو سبط پیغمبر، سَیِّدَىْ شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة هستند. روح زهرا در این اتاق است. بنابراین اگر حادثه معجزه‏آمیز رخ مى‏دهد هیچ جاى تعجب نیست. على در اینجا شهادت مى‏دهد و قسم مى‏خورد که در آن حال وضع عجیبى را به چشم خود مشاهده کردم و به گوش خود شنیدم:

       اشْهِدُ اللَّهَ انَّها حَنَّتْ وَ انَّتْ وَ مَدَّتْ یَدَیْها.

      مى‏گوید من خدا را گواه مى‏گیرم که در همان حال صداى ناله زهرا را شنیدم، زهرا دستها را از کفن بیرون آورد و فرزندان خود را در بغل گرفت.

       صدایى آسمانى شنیدم که به من گفت: على! اولاد زهرا را از روى بدن زهرا بردار که ملکوتیان به فغان آمده‏اند.همه صدابزنید یازهرا ....

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      ولا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرین‏

       

       

      پایان

      (فرود)

      1.کتاب اصول مداحی 2ص 73

      2. کتاب روضه های شهید مطهری ( مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏27 ص   274    )

       

      منبع

       

       

      • M.M.HKH
      ۲۲
      دی
      ۹۹

      فیش مرثیه

       

      السلام علیک یابنت رسول الله یاقره عین الرسول یاحجه الله علی خلقه انّاتوجهنا...

      آنکه که از روز ازل حق زصفاتش دم زد

      مهره مِهر تجلی به دل آدم زد

       

      کوثرش خوانده خداوند به قران کریم

       رشته مهر علی را گره ای محکم زد

       

      آنکه شرمنده شد از بخشش او بخشش بود

      بوسه بر دست گدای در او حاتم زد

       

      چه بگویم که چه ها دید ز شیطان صفتان

      گویم آنقدر که آتش به همه عالم زد

       

      رفته بود از پی احقاق حق از خانه برون

      سیلی از کینه به رویش طمع آدم زد

       

      پهلویش از اثر ضربت در بشکستند

       ناله ای زد که شرر به دل ابن عم زد

       

       

       

       

       

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      فاطمه(سلام الله علیها) پس از رحلت پیامبر(صلوات الله علیه واله ) هفت روز در خانه نشست و روز هشتم برای زیارت قبر پدربزرگوارشان از خانه بیرون آمد و ندبه کنان در حالی که چادرش تمام روی پای آن بزرگوار را فرا گرفته بود به سوی قبر پیامبر(صلی الله علیه واله) آمد و از شدت گریه و اشک پیاپی ، چیزی را نمی دید . هنگامی که به قبر شریف پیامبر(صلی الله علیه واله ) نزدیک شد بیهوش به زمین افتاد پس زنها آمدند و آب به رخسار او پاشیدند تا آنکه به هوش آمد پس از به هوش آمدن فرمود:

       

      رُفِعَت قُوَّتی و خَانَنِی جَلدِی و شَمِتَ بِی عَدُوِّی و الکَمَدُ قَاتِلی!  یا اَبتاه! بَقیِتُ وَالِهَه وَحیِدَه و حَیرَانَه فَریرَه ...

      توانائی ام رفت ، بی تاب و توان گشته و طاقتم طاق شده است ، دشمن سر زنشم می کند و غم و اندوه شدید قاتلم شده است . پدر جان سر گشته و تنها و بی یاور ماندم و صدایم آرام و خاموش شد ، روزگارم کدر و تیره شد و ...

      سپس فریاد برآورد :

      یا اَبتَاه! انَّ حُزنِی عَلیکَ حُزنٌ جَدیدٌ و فُؤَادی وَاللهِ صَبٌّ عَنید همانا غم و اندوهم بر مصیبت تو ، پیوسته تازه است دلم عاشق و شیفته توست و پیوسته به یادت می باشد.

      پیوسته با پدر درد دلها کرد  سپس آه جانسوزی کشید و ناله ای زد چنانکه نزدیک بود روح از بدن مبارکش بیرون رود آنگاه باز چند جمله ای فرمود:

      قَلَّ صَبری و بَانَ عَنِّی عَزائِی

      بَعدَ فَقدِی لِخاتَم الانبیاء

       

      .... تا اینجا که فرمود:

      یَا اِلهی عَجِّل وَفاتِی سَریعاً

      قَد نَفَصَتِ الحَیاه یا مولاتِی1

       

      ای خدای من به زودی مرگم را برسان ، ای مولای من زندگی دنیا بر من تیره و تار شده است

      این جابی بی فاطمه زهرا فراغ پدرگران قدرشون خیلی براشون مشکل بود نتونست طاقت بیاره ازخدامرگش خواست اما یک خانمی رو من میشناسم که دوست داشت باباشوببینه  یک دخترسه ساله گوشه خرابه بعدازرنج مصیبتی که دیده دلش یادهوای باباروکرده

       

      دختری که زداغ باباچشم گوهربارداشت

           همچونی ازدوری اوناله های زارداشت

       

      دربهارکودکی همچوگل پژمرده بود

      برگ برگ اونشان ازسوزنیش خارداشت

       

       اون قدربی تابی کردکه دشمن لعین نتونست طاقت بیاره سرباباشو توی طبقی برای دختراوردند عاشقان بی بی رقیه آماده اید بگم مگه یک دختر سه ساله چه قدرطاقت داره روحش خیلی لطیف اگه یک خاری بره توی پای بابا دق میکنه طاقت نمیاره حالا باچه صحنه ایی مواجه شده فقط این بگم که دیدند رقیه چند ناله جانسوز زد

       یاابتاه من ذالَّذی قَطَعَ وَرِیدَک؟

      کی سرتوروازبدن جداکرده ؟

      یاابتاه من ذالَّذی خَضَبَکَ بدِمائک؟

      چه کسی محاسنت رابه خونت رنگین کرد؟2همین صحنه ها بس بود که رقیه جان بده

       

      شده وقت هجران حلالم کنید

      یتیمان یتیمان حلالم کنید

       

      زویرانه باچشم ترمی روم

      سحرمثل مرغ سحرمی روم

       

      من امشب دگر با پدرمی روم

      دراین شام ویران حلالم کنید

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      نسئلک اللهم وندعوک باسمک العظیم الاعظم

      بدم المظلوم یاالله ....

       

      پایان

      (فرود)

      1. احقاق حق ج19ص160 عوالم محدث بحرانی ج11ص487

      2. منتخب طُریحی ،مطابق نظر معالی السبطین،ج2،ص170،نفس المهموم .

       

      منبع

      • M.M.HKH
      ۲۲
      دی
      ۹۹

      فیش مرثیه

       

        فرات بن ابراهیم در تفسیر خود از جابر روایت میکند که گفت: به حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام گفتم: فدایت شوم، یا ابن رسول اللَّه! یک حدیثى راجع بفضیلت جده‏ات فاطمه براى من بگو که هر گاه من آن را براى شیعیانت نقل کنم خوشحال شوند.امام محمّد باقر فرمود: پیامبر  اسلام صلى اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامى که روز قیامت فرا میرسد منبرهائى از نور براى پیمبران نصب خواهد شد، در آن روز منبر من از منبر همه بالاتر خواهد بود، ........در همین موقع است که جبرئیل ناقه‏اى از بهشت براى آن بانو مى‏آورد که دو پهلوى آن را بدیباى بهشتى زینت کرده باشند، مهار آن از مروارید خواهد بود، جهاز آن از مرجان است، آن ناقه را میخواباند و فاطمه سوار بر آن خواهد شد.آنگاه خداى رؤف تعداد صد هزار ملک میفرستد تا طرف راست آن بانو باشند و صد هزار ملک دیگر میفرستد که طرف چپ وى قرار بگیرند و صد هزار ملک دیگر خواهد فرستاد که فاطمه را بر فراز پر و بال خود بسوى بهشت حرکت دهند.موقعى که بدر بهشت رسیدند فاطمه زهرا متوجه عقب خویشتن خواهد شد، خطاب میرسد اى دختر حبیب من! براى چه متوجه عقب خود میشوى، در صورتى که من دستور داده‏ام: داخل بهشت شوى؟ فاطمه میگوید: پروردگارا! دوست داشتم در یک چنین روزى قدر و قابلیت من شناخته شود.خدا میفرماید: اى دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر کسى که محبت تو یا یکى از فرزندان ترا در قلب دارد دست او را بگیر و داخل بهشت نما.امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: اى جابر بخدا قسم که فاطمه در آن روز شیعیان خود را بنحوى از میان اهل محشر جدا میکند و نجات میدهد که پرنده دانه‏هاى‏نیکو را از میان دانه‏هاى بى‏ارزش بر مى‏چیند.موقعى که او با شیعیانش بر در بهشت میرسند خدا بدل شیعیان فاطمه مى‏اندازد که متوجه عقب سر خویشتن شوند، وقتى متوجه عقب سر شدند خداى رؤف میفرماید:اى دوستان من! براى چه متوجه عقب سر خود میشوید، در صورتى که من شفاعت فاطمه دختر حبیب خود را در باره شما پذیرفتم؟

      میگویند: پروردگارا ما دوست داریم در یک چنین روزى قدر و اهمیت ما شناخته شود، خدا میفرماید: اى دوستان من برگردید و هر کسى که شما را براى دوستى فاطمه دوست داشته هر کسى که براى محبت فاطمه بشما غذا داده، هر کسى که بدن شما را براى دوستى فاطمه پوشانیده، هر کسى که یک جرعه آب براى محبت فاطمه بشما داده، هر کسى که براى دوستى فاطمه در غیاب از شما دفاع کرده، دست آنان را بگیرید و داخل بهشت نمائید.حضرت باقر علیه السّلام میفرماید: بخدا قسم که از آن مردم غیر از افراد شکاک و کافر و منافق کسى باقى نخواهد ماند.

       

       

       

       

       

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      السلام علیک یافاطمه الزهرا یابنت رسول الله یاقره عین الرسول ورحمه الله وبرکاته

       

      زهرا که نخل شرم حیا را جوانه بود

      مجموعه صفات خدای یگانه بود

       

      امّ ابش رسول خدا خواند زانکه او

       در یتیم را به حقیقت خزانه بود

       

      اگر او نبود عالمی به پا نبود

       هستی برای خلقت زهرا بهانه بود

       

      اما دوست داران اهل بیت ، محبان فاطمه زهرا سلام الله علیها یک زمانی از تاریخ یک مردمی آمدند که قدراین بانو را نمی دانستند نه تنها قدرش نمی فهمیدند بلکه آزارش هم دادند نوشته‏اند:

       «ما زالَتْ بَعْدَ ابیها مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ، ناحِلَةَ الْجِسْمِ، باکِیَةَ الْعَیْنِ، مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ».

      زهرا سلام الله علیها را بعد از پدر ندیدند که هیچ وقت عصابه‏اى را که به سر بسته بود از سر باز کند.

      روز به روز زهرا سلام الله علیها لاغرتر و ناتوانتر مى‏شد. بعد از پدر همیشه زهرا را  با چشمى گریان دیدند.

       «مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ» این جمله معنى عجیبى دارد.

      «رکن» یعنى پایه، مثل یک ساختمان که پایه‏هایى دارد و روى آن پایه‏ها ایستاده است.

      از نظر جسمانى، پا و ستون فقرات رکن انسان است، یعنى انسان که مى‏ایستد روى این بناى استخوانى مى‏ایستد. گاهى از نظر جسمى، این رکن خراب مى‏شود، مثل کسى که فرض کنید پاهایش را بریده باشند یا ستون فقراتش درهم شکسته باشد. ولى گاهى انسان از نظر روحى آنچنان درهم کوبیده مى‏شود که گویى آن پایه‏هاى روحى که روى آن ایستاده است خراب شده است. زهرا را بعد از پدر اینچنین توصیف کرده‏اند.

      زهرا سلام الله علیها و  پیغمبر صلی الله علیه واله  عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند به فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهما السلام که نگاه مى‏کرد، بى اختیار اشک ازچشمان خانم سرازیر می شد می فرمود:  فرزندان من! کجا رفت آن پدر مهربان شما که شما را به دوش مى‏گرفت، شما را به دامن مى‏گذاشت و دست نوازش به سر شما مى‏کشید آن قدر در فراق پدرگریه می کرد که عده ایی از اهل مدینه آمدند خدمت امیرالمومنین (ع)؛ علی جان به فاطمت بگو  یا شب گریه کنه یا روز امیر المومنین علی(ع) پیغام اینها را به حضرت فاطمه(س) رساند ( به زودی از دنیا خواهم رفت) اما به خدا سوگند نه روز از گریه آرام         می گیرم و نه شب تا آنکه به پدرم ملحق شوم امیرالمونین علیه السلام بیرون ازمدینه آنگاه حضرت علی(ع) در بقیع در مکانی دور از مدینه مکانی بنام بیت الاحزان برای حضرت ساخت.  فاطمه (س) صبحگاهان در حالی که حسن و حسین(ع) پیشاپیش او حرکت می کردند گریه کنان به بقیع می آمد و همواره تا شب کنار قبرها گریه می کرد و چون شب می شد امیر المومنین(ع) به نزد آن حضرت می آمد و با هم به خانه بر می گشتند.

      اما به همین هم راضی نشدند یک روز امیرالمومنین  دیدند حسن و حسین علیهما السلام صورتشان از شدت نور آفتاب سوخته علت را پرسیدند ، بچه ها گفتند بابا جان یک عده نامرد اومدند بیت الاحزان خراب کردند برای این که صورت مادر نسوزه  ما در مقابل آفتاب ایستادیم.3

        همه صدابزنید یازهرا سلام الله علیها......

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      ولا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرین‏

       

       

      پایان

      (فرود)

       

      2 .    مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏16    58     -1.بحارالانوارج 43ص65

      3.بحارالانوار ج43 ص175 - عوالم محدث بحرانی ج11ص 257 تا 260

       

      منبع

       

       

      • M.M.HKH
      ۱۱
      دی
      ۹۹

      حضرت زهرا سلام الله علیها

      السّلامُ علیکِ ایتها المَظلومَة المَغصُوبة ، السَّلام علیکِ ایَّتها المُضطَهَدة المَقهورة ، السّلام علیکِ یا فاطمة بنت رسول الله1

       

      منم که در ره دین ، دِین خود ادا کردم 

      چنانکه خالق خود را زخود رضا کردم

       

      زبس به شوق شهادت، علی علی گفتم

      به پای عشق علی جان خود فداکردم

       

      در آستانه­ی در راه بر عدو بستم 

      حمایت از حرم وحی کبریا کردم

       

      عدو شکست در و در شکست پهلویم                    به جرم آنکه حمایت ز مرتضی کردم2

       

      مقدمه

      (گریز)

      آن ملعونی که در خانه ی امیر المومنین (علیه السلام) را آتش زد  در نامه ای به معاویه می نویسد:

      وقتی در خانه ی علی (علیه السلام) رفتم و فاطمه (سلام الله علیها) آمد و گفت چه می خواهید؟ گفتم باید علی برای بیعت به مسجد بیاید. اگر علی از خانه بیرون نیاید دستور می دهم هیزم بیاورند و خانه و اهلش را می سوزانم و وارد خانه می شوم. همین کار را کردم وقتی می خواستیم وارد خانه بشیم فاطمه نمی گذاشت، با تازیانه بر دستهایش زدم تا در را رها کند چنان ناله ای زد و گریه اش چنان جانسوز بود که نزدیک بود ترحم کنم؛ اما یادم آمد چقدر شجاعان عرب را علی کشته ، آن کینه ای که نسبت به علی داشتم نگذاشت دلم نرم بشه، اینجا بود که با پای خود چنان لگد به در زدم.

       

      اجازه بِدید اینجا را از زبان فاطمه (سلام الله علیها) بگم:

       

      چنان به سینه به میخ در اصابت کردم

      که زیر لب طلب مرگ از خدا کردم

       

      چنان زسقط جنین طاقتم برفت از کف

      که از برای کمک فضه را صدا کردم

       

      فاطمه­ی زهرا (سلام الله علیها) دو تا ناله زد.

      تو ناله اول صدا زد:

      یَا ابَتاه یَا رَسولَ الله هکَذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک

      باباجان ببین با دخترت چه کردند؟!

       

      اما یه ناله ی دیگری زد که این ناله جانسوزتر بود فریاد زد:

       آه یا فضه فخذینی فقد والله قتل ما فی أحشائی من حمل

      فضه مرا دریاب، به خدا محسنم را کشتند 3-4یازهرا یا زهرا ...

       اما بگذارید یک جمله ای هم به بی بی بگیم.

       

      بی بی جان! اینجا بین در و دیوار پهلوی شما را شکستند اما کربلا،

       ده نفر نعل تازه به اسبهایشان زدند ، لجام به دهنهای اسبهایشان ، آنقدر بر بدن حسینت تاختند که دیگر جای سالمی به بدنش نماند.  هر کجا نشسته ای سه مرتبه صدا بزن یا حسین...

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      الا لعنة الله علی القوم الظالمین

      لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم                                                             

      پایان(فرود)

      1 - مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

      2 دلا بسوز... ژولیده ص223.

      3 - بیت الاحزان محدث قمی ص96.

      4 - رنجها و فریادهای فاطمه(سلام الله علیها) محمدی اشتهاردی ص 148

       

      منبع

       

      • M.M.HKH
      ۱۱
      دی
      ۹۹

      حضرت زهرا سلام الله علیها

      السَّلامُ علیکِ یا مُمتحنة امتحنکِ الّذی خلقکِ قَبل اَن یَخلُقکِ ..

      سلام ای ذکر خاص حق ثنایت             

      درود ای گفته احمد من فدایت

       

      تو فرقانی تو یاسینی تو طاها                

      تو زهرائی تو زهرائی تو زهرا

       

      زهرا جان(3)

      بی بی جانم:

       

      آتش عشق را زبانه توئی                     

      نخل توحید را جوانه توئی

       

      خانه کوچکت مطاف ملک            

      همه پروانه ، شمع خانه توئی

       

      بر سر سجده در دل محراب           

      با مناجات عارفانه توئی

       

      زهرا جان(3)

       

       

       

       

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      قربان مظلومیتت بی بی جانم! بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یک لحظه آرامش نداشت. گریه کنندگان عالم رو چند نفر گفتن یکی از اونها فاطمه (سلام الله علیها) است. هر کجا یادگاری از پیغمبر می دید بی تاب می شد، اشکش جاری می شد (آخی ) دلهای مدینه ای! شما هم با بی بی زیر گنبد خضرای نبوی هم ناله بشید ؛ مریضها رو فراموش نکنید ، اونهائی که به شما التماس دعا گفتن ، اونهائی که سالهای قبل بین شما بودن الان اسیر خاکند معمولا وقتی کسی از دنیا می ره هر چی ایام می گذره، گریه بازماندگان کمتر می شه؛ اما بمیرم برای اون خانمی که هر چی از رحلت پدر می گذشت گریه اش بیشتر می شد.

       

      به جانم ریخته چندان غم و درد و مصیبتها

      که گر بر روزها ریزند، گردد تیره چون شبها

       

      محدث قمی در بیت الاحزان می فرماید: روزی بی بی دو عالم فرمودند خیلی دوست دارم صدای اذان بلال رو بشنوم. موذن پیغمبر بود. بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای اینکه تایید غاصبین نشه، دیگه اذان نگفت ، اما وقتی از خواسته بی بی با خبر شد به مأذنه رفت  صدای خود رو به اذان بلند کرد.

       

      الله اکبر الله اکبر (4) اشهد ان لا اله الا الله (2)

      با بلند شدن صدای اذان بلال، بی بی آنچنان بی تاب شدند که نتونستند از گریه خود داری کنند ، هر چی اذان ادامه پیدا می کرد گریه هم بیشتر می شد تا اینکه بلال صداش به این جمله بلند شد:

       

      اشهد انّ محمداً رسول الله (صلی الله علیه و آله)

      اطرافیان دیدند بی بی ضجه ای زد که دل عالم رو سوزوند. بی هوش رو زمین افتاد، بچه ها دویدند طرف مأذنه ، بلال! ادامه نده ، مادر ما از دنیا رفت.

       

      نام گل بردی و بلبل گشت خاموش ای بلال

      مادر مظلومه ی ما رفت از هوش ای بلال

       

      دیر اگر خاموش گردی زودتر گردد زتو

       مادر ما را چراغ عمر ، خاموش ای بلال

       

      با اذان تو اگر پایان بگیرد عمر او

       بعد از این ما را که می گیرد در آغوش ای بلال

       

      بلال اذانش را نا تمام گذاشت ، بی بی به هوش آمد، فرمود بلال اذان رو تمام کن. عرض کرد بی بی می ترسم به شما آسیبی برسد .

      عرض کنیم بلال شما از صحابه پیغمبر بودی، نتونستی ببینی زهرا (سلام الله علیها) آزرده بشه؛ اما نمی دونم بعضی از صحابه چطور تونستند ببینند فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار ... صدای ناله اش بلند شد:

       یا ابتاه یا رسول الله هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک ، آه یا فضَّة فَخُذینی فَقد والله قُتِلَ ما فی احشائی مِن حملٍ

       

      پدر جان یا رسول الله! ببین با حبیبه و دختر تو چه می کنند آه ای فضه مرا دریاب به خدا محسنم رو کشتند ... یا زهرا ....

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود

      کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

                الَا لعنَه الله عَلی القومِ الظّالمین

      پایان(فرود)

      1 - بیت الاحزان محدث قمی ( ترجمه محمدی اشتهاردی ) ص 226 و 227

      2 اشعار از نخل میثم ج 2 و شعله های سوزان محسن حافظی

      منبع

       

      • M.M.HKH
      ۱۱
      دی
      ۹۹

      مرثیه حضرت زهرا سلام الله علیها

      جابر بن عبدالله انصاری می گوید: در آخرین روزهای عمر پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) ، دخترشان زهرا (سلام الله علیها) کنار بستر پدر آمد. وقتی لحظات احتضار پدر را دید

      فَانکَبَّت علیه تبکی

      خودش را روی بدن پدر انداخت و گریه می کرد. پیغمبر چشمانشون را باز کردند و فرمودند:

      یا بنیّه انت المظلومه بعدی

      دخترم بعد از من به تو ظلم می شود هر که تو را اذیت کند مرا اذیت کرده ، هر که تو را ناراحت کند مرا ناراحت کرده، هر که تو را خوشحال کند مرا خوشحال کرده می دانی چرا؟

      لانّک منّی و انا منک

      چون تو از منی و من از تو هستم پاره تن منی ، تو روح منی که در میان دو پهلوی من است.1

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      اللهم صل علی البتول الطاهره المغصوبه حقها ، الممنوعه ارثها ، المکسوره ضلعها ، المظلوم بعلها ، المقتول ولدها2

      سینه اش بوئید پیغمبر که مینوی من است

                فاطمه هم فکر و هم سیما وهم خوی من است

      یاد از بشکستن پهلوی او چون کرد گفت:

                بضعه من ، روح مابین دو پهلوی من است.3

      فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به مسجد رفته ، با دلیل سند فدک را گرفته ، داره به خانه اش برمی گردد. ناگهان خلیفه دوم حضرت را تو کوچه دید ،  فهمید حضرت داره از مسجد بر می گردد. وقتی سؤال کرد: برای چه مسجد بودی؟ گویا فرمود: سند فدکم را گرفتم. به حضرت گفت سند را به من برگردان. اما بی بی دو عالم امتناع کرد ، به زور سند را از دست دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) گرفت ، آب دهان به آن انداخت و سند را پاره پاره کرد.4

      اما یک کار دیگری هم کرد ، یا صاحب الزمان! آقا جان معذرت می خواهم. ای عاشقان مدینه! ای شیفتگان فاطمیه! آیا طاقت دارید براتون بگم؟

      برای آنکه بگیرد قباله فدکم         

      میان کوچه به من خصمِ خیره راه گرفت     

       چنان به گوشه چشمم زکینه زد سیلی  

      که بعد از آن به علی هم ره نگاه گرفت

      چو دید صورت ماه مرا منادی گفت:       

      نماز خوف بخوان یا علی که ماه گرفت.5

      بعد از آنکه سند را  پاره کرد،

      فَرَفَسَها بِرِجلِه

      چنان با لگد به سینه ی مبارک دختر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) زد. یا الله! اما بمیرم به این هم بسنده نکرد، نوشته اند:

      ثُمَّ لَطَمَها

      یعنی چنان سیلی به صورت شفیعه محشر زد ، که امام صادق (علیه السلام) فرموده: گوئی گوشواره ی شکسته شده را در گوش فاطمه (سلام الله علیها) می بینم.6

      یا زهرا..

      اما می خواهم بگم بی بی جان! آیا این صحنه برای شما سخت تر بود یا صحنه ای که عصر عاشورا دیدید و شنیدید ،

      فاطمه بنت الحسین (علیهما السلام) می گوید: عصر عاشورا یکی از دشمنان را دیدم ، به طرف من می آمد، چنان با کعب نیزه به دو کتفم زد بر زمین افتادم ، گوشواره از گوشم کشید، غرقه به خون، خودم را به عمه ام رساندم چشمم افتاد دیدم بدن عمه ام آثار تازیانه دارد.7 حسین! حسین!...

       

       

       

       

      پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

      اهکذا یصنع بابنة النبی              

      حرصاً علی الملک فیا للعجب8

      پایان(فرود)

      1 - مقتل معصومین(علیهم السلام) ج1 ص 304 تا 307 به نقل از کشف الغمه ج1 ص497.

      2 مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

      3 ای اشکها بریزید ص924

      4 مقتل وفات فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) مقرم ص785

      5– دلا بسوز... ژولیده ص2226

      6 الاختصاص شیخ مفید ص 1837

      7– بحارالانوار ج45ص608

      8 الانوار القدسیه اصفهانی ص37

       

      منبع

      • M.M.HKH
      ۱۱
      دی
      ۹۹

       

      مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

      السَّلامُ علیکِ یا بنتَ رسولِ الله یا فاطمه الزهرا ء یا بنتَ محمّد یا قُرَّه عین الرّسول یا سیِّدتَنا و مَولاتنا انّا توجَّهنا واستشفَعنا و توسَّلنا بکِ الی الله و قدَّمناکِ بین یدی حاجاتنا یا وجیهَه عند اله اشفَعی لنا عند الله ...

                    نسیم روحبخش بوی زهرا                   سحرگاهان وزید از کوی زهرا

                    نسیمی چون دم عیسی روانبخش          روان را تازه کرد از بوی زهرا

                   خوشا آنکو که شد از روی اخلاص        زجان و دل مدیحت گوی زهرا

         به دامانش بزن دست توسل                 که چشم خلق باشد سوی زهرا

      زمزمه : یا فاطمه الزهرا ...

      خدایا ممنونتیم چنین ایامی روزیمون کردی تو مجلس فاطمه (سلام الله علیها) بیاییم و با امیرالمومنین (علیه السلام) و بچه های فاطمه (سلام الله علیها) هم ناله بشیم. شاید زبان حال همه ما  اینه: بی بی جان اگر نبودیم تو مدینه، علی (علیه السلام) رو یاری کنیم، اگر نبودیم برای شما مجلس عزا بپا کنیم، این ایام با امام زمان(عج) هم ناله ایم و سیه پوش.

       دلهای مدینه ای! امشب کجای این مجلس نشسته اید. زبان حال امیرالمومنین (علیه السلام) تو این شبها اینه:

       

       

       

       

       

       

      مقدمه

      (گریز)

      قد چون سروم از بار غمت یا فاطمه خم شد                ز اشک دیده ام دامان صحرا غرق شبنم شد

      نه تنها شد مدینه غم فزا از داغ جانسوز شما           که  قلب عالم  امکان  سرا پا  غرق ماتمه 

      محدث قمی می فرماید : همین که شب به نیمه رسید، مولا جنازه بی بی را غسل داد. اسماء می گه من آب می ریختم و امیرالمومنین (علیه السلام) هم از زیر لباس، بدن بی بی را غسل می داد، آزردگی های بدن بی بی پیدا نبود.

      مدینه ، روز محشر پیش پیغمبر گواهی ده           

           علی شب در کفن پیچید جسم همسر خود را

      بعد از غسل و کفن 1آقا به امام مجتبی (علیه السلام) فرمودند ابوذر را خبر کن بیاید ، ابوذر آمد جنازه رو تا محل نماز حمل کردند حسن وحسین(علیهما السلام)  همراه پدر بر جنازه مادر نماز خواندند.

      عرض کنیم یا امیر المومنین! شما جنازه زهرا (سلام الله علیها) را غسل دادید کفن کردید نماز خواندید به خاک سپردید اگر چه غریبانه ولی محترمانه. اما آقاجان! جای شما خالی بود کربلا. آیا جنازه حسینت رو غسل دادند؟ نه والله آیا کفن کردند؟ نه به خدا ؛ چه کردند؟ دستور داد اسبها رو نعل تازه زدند آنقدر بر جنازه ها تاختند ... حالا از سویدای دلت صدا بزن حسین ...

       

       

       

       

       

      پرورش مرثیه اوج مرثیه

                الَا لَعنه الله عَلی القَومِ الظّالمین  

                     بِدَمِ المَظلومِ یَا الله...

      پایان(فرود)

      1 مقتل فلسفی ص41 روضه های مرحوم فلسفی- بیت الاحزان ص 252 253

      منبع

       

      • M.M.HKH