احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۱۸ مطلب در شهریور ۱۳۹۹ ثبت شده است

۳۱
شهریور
۹۹

 

استحباب شرکت در نماز جماعت

  • 1. مستحب است انسان نمازهای یومیه را با جماعت بخواند و در نماز صبح و مغرب و عشا، خصوصاً برای همسایه مسجد و کسی که صدای اذان مسجد را می‏شنود، بیشتر سفارش شده است و در روایات معتبره وارد شده است که نماز با جماعت بیست و پنج درجه أفضل از نماز فراداست.
  • 2. مستحب است انسان صبر کند که نماز را با جماعت بخواند و نماز جماعتی را که مختصر بخوانند از نماز فرادا که آن را طول بدهند، بهتر می‏باشد و نیز نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادا خوانده شود بهتر است، ولی بهتر بودن نماز جماعت در غیر وقت فضیلت نماز از نماز فرادا در وقت فضیلت آن، معلوم نیست.

حکم حاضر نشدن در نماز جماعت از روی بی اعتنایی

  • 3. حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بی­اعتنایی و سبک شمردن آن، جایز نیست و سزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند.

حکم شرکت در نماز جماعت برای خلاصی از وسواس

  • 4. کسی که در نماز به حدّی وسواس دارد که موجب بطلان نمازش می‏شود و فقط در صورتی­که نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت می‏شود، باید نماز را با جماعت بخواند[1].

حکم امر والدین به شرکت فرزند در نماز جماعت

  • 5. اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را با جماعت بخواند، احتیاط مستحب آن است که فرزند نماز را به جماعت بخواند، البتّه اگر امر و نهی پدر یا مادر از روی شفقت و دلسوزی نسبت به فرزند باشد و مخالفتش موجب اذیت آنان شود، مخالفت نمودن فرزند حرام می­باشد.

موارد استحباب اعاده نماز به جماعت

  • 6. وقتی‌که‌جماعت بر پا می‏شود، مستحب است کسی که نمازش را فرادا خوانده دوباره با جماعت بخواند و اگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده، نماز دوم او کافی است.
  • 7. اگر امام یا مأموم بخواهد نمازی را که با جماعت خوانده­ است دوباره با جماعت بخواند، اعاده آن، رجائاً مانعی ندارد هر چند استحبابش ثابت نیست و اقتدای مأمومی که نماز واجبش را نخوانده به امام جماعتی که برای بار دوم نمازش را اعاده می­کند، رجائاً مانعی ندارد ولی بنابر احتیاط واجب، مأموم نمی­تواند به این نماز اکتفاء نماید. همچنین امام جماعتی که می­خواهد نمازش را در دو مکان بخواند مثلاً اول نماز ظهر و عصر را در مسجد بخواند سپس آن را در مدرسه دوباره بخواند، اگر نماز ظهر و عصر را به نیّت فرادا در مسجد بخواند و مأمومین به او به قصد نماز جماعت اقتدا نمایند، سپس نماز ظهر و عصر را در مدرسه به نیّت جماعت بخواند، مشروعیّت آن ثابت نیست و حکم صورت قبل را دارد.

بعضی از وظایف امام و مأموم در نماز جماعت و مستحبّات نماز جماعت

  • 1. اگر مأموم یک مرد باشد، مستحب است طرف راست امام بایستد و اگر یک زن باشد، باز هم مستحب است که در طرف راست امام بایستد، ولی بنابر احتیاط لازم،  حداقل به مقداری که مکان سجده زن مساوی جای دو زانوی امام در حال سجده باشد، از او عقب‏تر بایستد و احتیاط مستحب است که زن به گونه­ای عقب­تر باشد که موضع سجده او پشت جای ایستادن امام باشد.  
  • 2. اگر مأموم یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند، مستحب است مرد طرف راست امام بایستد و یک زن یا چند زن پشت سر امام بایستند. البتّه بنابر احتیاط، لازم است مأمومین زن، حداقل به مقداری که در مسأله قبل گفته شد، از امام جماعت عقب­تر بایستند.   
  • 3. اگر مأمومین چند مرد و یک یا چند زن باشند، مستحب است مردان پشت سر امام جماعت و زنان پشت سر مردان بایستند و حداقل مقداری که بنابر احتیاط، باید زن یا زنان از امام عقب­تر بایستند در مسأله (2110) گفته شد. همچنین بنابر احتیاط، لازم است مأمومین مرد کمی عقب­تر از امام بایستند

شایان ذکر است که اتّصال مأمومین مرد به امام جماعت به وسیله مأموم یا مأمومین زن کافی نیست و واسطه اتّصال نمازگزار مرد در صفوف جماعت نمی­تواند نمازگزار زن باشد.

  • 4. مستحب است امام جماعت در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوا در صف اول بایستند.
  • 5. مستحب است صف­های جماعت منظّم باشد و بین کسانی که در یک صف ایستاده‏اند فاصله نباشد و شانه آنان در یک ردیف باشد.
  • 6. مستحب است هنگام گفتن «قَدْ قامَتِ الصَّلاةُ» مأمومین برخیزند و آماده نماز جماعت شوند.
  • 7. مستحب است امام جماعت حال مأمومی را که از دیگران ضعیف‏تر است رعایت کند و قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد، مگر بداند همه کسانی که به او اقتدا کرده‏اند، مایل به این امر هستند.
  • 8. مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می‏خواند، صدای خود را به قدری بلند کند که دیگران بشنوند، ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند.
  • 9. اگر امام در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده و می‏خواهد اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد بایستد، هر چند بفهمد فرد دیگری هم برای اقتدا وارد شده است.

 مواردی که در نماز جماعت، مکروه است

  • 10. اگر در صف­های جماعت جا باشد، مکروه است انسان تنها بایستد.
  • 11. مکروه است مأموم ذکرهای نماز را طوری بگوید که امام جماعت بشنود.
  • 12. مسافری که نماز ظهر و عصر و عشا را دو رکعت می‏خواند، مکروه است در این نمازها به کسی که مسافر نیست اقتدا کند و کسی که مسافر نیست مکروه است در این نمازها به مسافر اقتدا نماید.

استفتائات نماز جماعت

  • 1. رعایت نکردن متابعت در نماز جماعت توسّط مأموم به خاطر ندانستن مسأله و جهل به حکم، قصوراً یا تقصیراً چه حکمی دارد؟ مثل اینکه مأموم زودتر از امام رکوع و سجود را به جا می­آورده است.

جواب: اگر قصوراً باشد یعنی در یادگیری مسأله کوتاهی نکرده باشد با صدق عرفی اقتدا اشکال ندارد امّا در صورت جهل تقصیری، صحّت جماعت محلّ اشکال است.

  • 2. در مواردی که مأموم در نماز جماعت، بنابر احتیاط واجب، باید تجافی بنشیند، اگر تجافی نشستن را عمداً یا به خاطر ندانستن مسأله و جهل به حکم ترک کند، آیا جماعتش باطل می­شود؟

جواب: اگر عمداً ترک شود صحّت جماعتش محلّ اشکال است ولی اصل نماز صحیح است مگر آنکه به وظیفه فرادا عمل نکرده باشد اما ترک تجافی جهلاً یا سهواً مضرّ به صحّت جماعت نیست.

  • 3. در مواردی که مأموم یک رکعت یا دو رکعت از نماز جماعت عقب مانده و باید خودش حمد و سوره را بخواند، آیا مجاز است حمد را با ترتیل و آهسته بخواند که دیگر فرصت برای خواندن سوره باقی نماند یا باید حمد را سریع بخواند تا در نتیجه فرصت برای خواندن سوره باقی بماند؟

جواب: بنابر احتیاط لازم، باید حمد را به نحوی بخواند که فرصت خواندن سوره را داشته باشد.

  • 4. آیا نمازگزار می­تواند به رکعات باقیمانده از نماز فردی که مأموم امام دیگر بوده و خود حمد و سوره را نخوانده اقتدا نماید؟

جواب: بله می­تواند اقتدا کند.

  • 5. امام جماعتی که کمرش خمیده و عبارت قائماً صُلْبُه در موردش صادق نیست امّا این خمیدگی به حدّ رکوع نمی­رسد و برای رکوع مقدار بیشتری خم می­شود که صدق رکوع می­کند، آیا اقتدا به چنین امام جماعتی صحیح است؟

جواب: صحیح است.

  • 6. آیا اقتدا کردن به امام جماعتی که به علّت عذر شرعی بین دو سجده نیم‌ خیز می‌نشیند، صحیح است؟

جواب: صحیح است.

  • 7. آیا برای امام راتب مسجد (امام جماعت ثابت مسجد) حق اولویّتی ثابت است؟

جواب: احتیاط واجب، در ترک مزاحمت با او است.

نمازهای مستحبّی

نمازهای مستحبّی زیاد است و آنها را نافله گویند و بین نمازهای مستحبّی، به خواندن نافله‏های شبانه روزی بیشتر سفارش شده است و احکام مربوط به آنها در مسائل ذیل خواهد آمد.

نافله ­های شبانه روزی

  • 1. نافله‌های شبانه روزی در غیر روز جمعه، (34) رکعت ­هستند که عبارتند از:   

‌‌1. هشت رکعت نافله ظهر که مشتمل بر چهار نماز دو رکعتی است که قبل از نماز ظهر خوانده می‌شود.

2. هشت رکعت، نافله عصر که مشتمل بر چهار نماز دو رکعتی است که قبل از نماز عصر خوانده می‌شود.

3. چهار رکعت نافله مغرب که مشتمل بر دو نماز دو رکعتی است که بعد از نماز مغرب خوانده می‌شود. 

 4. دو رکعت نافله عشا که بعد از نماز عشاء خوانده می‌شود.

5. یازده رکعت، نافله شب که آن را نماز شب می‌نامند که مشتمل بر چهار دو رکعتی و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر است.

 6. دو رکعت، نافله صبح که قبل از نماز صبح خوانده می‌شود.

 و چون دو رکعت نافله عشا، بنابر احتیاط واجب، باید نشسته خوانده شود، یک رکعت حساب می‏شود لذا مجموع رکعات نوافل مذکور (34) رکعت می‌باشد.

شایان ذکر است در روز جمعه بر شانزده رکعت نافله ظهر و عصر، چهار رکعت اضافه می‏شود و مجموعاً بیست رکعت می‌شود.

  • 2. انسان می‌تواند بعضی از نوافل شبانه روزی را بخواند و بعضی را نخواند و در نماز شب می‌تواند اکتفاء به خواندن سه رکعت آخر یعنی نماز شفع و وتر نماید بلکه اکتفاء به خواندن وتر کند و در نافله عصر نیز می‌تواند اکتفاء به خواندن چهار رکعت بلکه دو رکعت آن نماید و امّا در مورد نافله ظهر و نافله مغرب همچنین هشت رکعت اول نماز شب چنانچه بخواهد بعضی از آنها را بخواند، آن را به قصد رجاء و قربت مطلقه به جا آورد.
  • 3. فردی که مسافر است، نباید نافله ظهر و عصر را در سفر بخواند لکن نافله عشا چنانچه به قصد رجاء خوانده شود، مانعی ندارد و امّا انجام سایر نوافل مثل نافله شب یا نافله مغرب یا نافله صبح در سفر ساقط نمی‌شود.

وقت نافله ­های شبانه روزی

نافله‌های‌شبانه روزی‌که آنها را نافله‌های یومیّه نیز می‌نامند دارای اوقات خاصّی می‌باشند که در مسائل ذیل به آنها اشاره می‌شود.

1.وقت نافله­ ظهر

  • 4. نافله نماز ظهر پیش از نماز ظهر خوانده می‏شود و وقت آن از اول ظهر است و تا موقعی که ممکن باشد آن را پیش از نماز ظهر خواند، وقت آن ادامه دارد ولی اگر شخص نافله ظهر را به تأخیر بیندازد و این تأخیر تا موقعی باشد که آن مقدار از طول سایه شاخص که بعد از ظهر شرعی پیدا می‏شود، به اندازه دو هفتم طول خود شاخص گردد[2]در این موقع بهتر است که نماز ظهر را قبل از نافله بخواند، مگر این که یک رکعت از نافله را قبل از آن خوانده باشد که در این صورت، بهتر تمام کردن نافله قبل از فریضه است. 

2.وقت نافله­ عصر

  • 5. نافله عصر پیش از نماز عصر خوانده می‏شود و وقت آن تا موقعی که ممکن باشد پیش از نماز عصر خوانده شود، ادامه دارد ولی چنانچه شخص نافله عصر را به تأخیر بیندازد و این تأخیر تا موقعی باشد که آن مقدار از طول سایه شاخص که بعد از ظهر شرعی پیدا می‏شود، به اندازه چهار هفتم طول خود شاخص گردد[3]در این موقع بهتر است که نماز عصر را قبل از نافله بخواند مگر این که یک رکعت از نافله را قبل از آن خوانده باشد که در این صورت، بهتر تمام کردن نافله قبل از فریضه است.  

حکم خواندن نافله ظهر و عصر قبل از اذان ظهر

  • 6. خواندن نافله ظهر و نافله عصر قبل از اذان ظهر در غیر روز جمعه جایز نیست مگر بداند که بعد از اذان ظهر توانایی و تمکّن انجام آنها  را ندارد هر چند توانایی نداشتن به خاطر عذر عرفی باشد و در مورد روز جمعه که مجموع نوافل ظهر و عصر بیست رکعت است، بهتر آن است که تمام بیست رکعت پیش از زوال (ظهر شرعی) به جا آورده شود به جز دو رکعت آن که بهتر است به هنگام ظهر شرعی خوانده شود و نسبت به هیجده رکعت قبل از زوال، بهتر آن است که شش رکعت آن، اول روز هنگام گسترده شدن نور خورشید و شش رکعت آن، هنگام بالا آمدن خورشید و شش رکعت دیگر، قبل از اذان ظهر خوانده شود.  

3. وقت نافله­ مغرب

  • 7. وقت نافله مغرب بعد از تمام شدن نماز مغرب است و تا زمانی که ممکن باشد آن را پس از نماز مغرب، در وقت به جا آورد، ادامه دارد ولی اگر شخص نافله مغرب را تا وقتی که سرخی طرف مغرب که بعد از غروب کردن آفتاب در آسمان پیدا می‏شود، از بین برود، به تأخیر بیندازد، بهتر است در آن موقع ابتدائاً نماز عشا را بخواند.

4. وقت نافله­ عشاء

  • 8. وقت نافله عشا بعد از تمام شدن نماز عشا تا نصف شب است و بهتر است بعد از نماز عشا بلافاصله خوانده شود.

5.وقت نافله شب یا نماز شب

  • 9. اول وقت نافله شب، بنابر مشهور، نصف شب است و این نظر هر چند مطابق با احتیاط مستحب و بهتر است ولی بعید نیست که نصفِ شب، اول وقت فضیلت نماز شب باشد و امّا اول وقت ادای آن از اول شب آغاز می­شود، به این معنا که اگر بعد از نماز عشا، نافله شب را انجام دهد در وقت واقع شده است و تا اذان صبح (طلوع فجر) وقتش ادامه دارد  هر‌چند بهتر آن است نزدیک اذان صبح خوانده شود. 
  • 10. اگر فرد چهار رکعت یا بیشتر از نماز شب را بخواند سپس وقت اذان صبح فرا‌رسد می‌تواند رکعات باقیمانده نماز شب را بدون نیّت اداء و قضاء بخواند لکن در این فرض أفضلیت مقدّم نمودن رکعات باقیمانده از نماز شب بر نماز صبح محلّ اشکال است.
  • 11. اگر فرد هنگام طلوع فجر (اذان صبح) از خواب بیدار شود، می­تواند تمام نماز شب را بدون قصد اداء و قضاء قبل از به جا آوردن نماز صبح بخواند.

6.وقت نافله­ صبح

  • 12. نافله صبح پیش از نماز صبح خوانده می‏شود و وقت آن، بعد از گذشتن از وقت نماز شب به مقدار انجام آن می‏باشد و تا زمانی که ممکن است آن را پیش از نماز صبح به جا آورد، وقت آن ادامه دارد ولی اگر شخص خواندن نافله صبح را به تأخیر بیندازد تا وقت فضیلت نماز صبح ضیق گردد، بهتر است در این موقع ابتدائاً نماز صبح را بخواند.

 

 

نماز شب

در بین نوافل شبانه روزی نماز شب از اهمیت خاص و ویژه‌ای بر خوردار است لذا در این مقام به توضیح در مورد آن می‌پردازیم:

فضلیت نماز شب و سحرخیزی

 وقت سحر، وقت بسیار مبارکی است، وقت تهجّد و عبادت خداوند متعال و راز و نیاز با او در خلوت شب است، زمانی است که معصومین سلام الله علیهم مؤمنین را به بیداری و تهجّد در آن ترغیب و تشویق کرده­اند. خداوند متعال در دو آیه قرآن، یکی در آیه (‌18‌) سوره الذّاریات ͑$ptôžF{$$Î/ur öLèe tbrãÏÿøótGó¡o„ ÇÊÑÈو دیگری در آیه (‌17‌)سوره آل عمران ....šúï̍ÏÿøótGó¡ßJø9$#ur  Í‘$ysó™F{$$Î/ ÇÊÐÈ  مؤمنانی را که در سحرگاهان به استغفار می­پردازند و از خداوندِ غفور، آمرزش گناهان خود را می‌خواهند، مورد تمجید و ستایش قرار داده است.

خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله و سلّم چنین می‌فرماید: z`ÏBur È@ø‹©9$# ô‰¤fygtFsù ¾ÏmÎ/ \'s#Ïù$tR y7©9 #Ó|¤tã br& y7sWyèö7tƒ y7•/u‘ $YB$s)tB #YŠqßJøt¤C [4]ÇÐÒÈ و پاسى از شب را بیدار باش و به تهجّد و عبادت بپرداز، و این وظیفه‏اى افزون براى توست، باشد که پروردگارت تو را به مقامى محمود و پسندیده برانگیزد.

 شایان ذکر است وقت سحر، یک سوم آخر شب می­باشد و تا طلوع فجر ادامه پیدا می‌کند و هر چه خواندن نماز شب به طلوع فجر و اذان صبح نزدیک­تر باشد، ثواب بیشتری دارد.

نماز شب از نمازهاى بسیار با فضیلت است و برای آن فضلیت­های بسیاری در احادیث معصومین علیهم السلام ذکر گردیده است که تنها به چند مورد آن در ذیل اشاره می‌شود:

در حدیث نقل شده است که امام رضا علیه السلام فرمودند: نماز  شب را اهمیّت بدهید پس هر بنده­ای‌ که‌ آخر شب ‌برخیزد و هشت رکعت ‌نماز شب و‌ دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخواند و در قنوت وتر (‌70) مرتبه استغفار کند، از عذاب قبر و از عذاب آتش نجات می­یابد و پناه داده می­شود و عمرش در دنیا طولانی می­شود و در زندگی و معاشش به او وسعت و گشایش داده می­شود. سپس در ادامه فرمودند:  هر خانه­ای که در آن نماز شب خوانده شود آن خانه برای اهل آسمان روشنایی می­دهد، همان طور که ستارگان آسمان برای مردم روی زمین روشنایی می‌بخشند[5].

و روایت شده است که رسول اکرم صلّی الله علیه وآله و سلم در ضمن سفارش­های خود به حضرت امیر‌المؤمنین علیه السلام فرمودند: «عَلیْکَ بِصَلاةِ اللَّیْلِ، بِصَلاةِ اللَّیْلِ، بِصَلاةِ اللَّیْلِ» یعنی نماز شب را اهمیّت بده، نماز شب را اهمیّت بده، نماز شب را اهمیّت بده[6]

و در روایت نقل شده است که پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر گاه مرد نیمه شب همسرش را از خواب بیدار کند و هر دو وضو بگیرند و نماز بخوانند، در شمار مردان و زنانی قلمداد می­شوند که بسیار به یاد خدا هستند[7].

و در حدیث دیگر نقل شده که رسول اکرم صلّی الله علیه وآله و سلّم فرمودند: نماز شب چراغ است برای صاحبش در تاریکی قبر[8].

کوتاه سخن اینکه نافله شب کیمیای سعادت و اکسیر اعظم است و بسیاری از کسانی که به مقامات عالیه رسیده­اند در پرتو نماز شب و مناجات سحر بوده است.

علّت محرومیت از نماز شب

در روایات علّت­هایی برای محروم شدن از نماز شب بیان شده است، از جمله در روایتی از امیر‌المؤمنین علیه السلام در جواب کسی که از علّت بی‌توفیقی خود نسبت به نماز شب را پرسیده بود، چنین نقل شده که حضرتش علیه السلام فرمودند: «أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَیَّدَتْکَ ذُنُوبُکَ» تو

مردی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده است[9]

 و در حدیث دیگر نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمودند: آدمی گناه می­کند و بدان سبب از نماز شب محروم می­شود، همانا تأثیر کار بد در صاحبش سریع­تر از تأثیر کارد در گوشت است[10].

همچنین نقل شده است که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: طمع مکن در سه چیز با انجام سه چیز، در بیداری شب با پرخوری، در نورانیّت چهره با خوابیدن در تمامی شب، در ایمنی از دنیا همراه همنشینی و رفاقت با فاسقان[11].

کیفیت خواندن نماز شب

  • 13. نماز شب (نافله شب) یازده رکعت می­باشد که هشت رکعت آن، به نیّت نافله شب و دو رکعت آن، به نیّت نماز شفع و یک رکعت آن، به نیّت نماز وتر خوانده می­شود و تفصیل کیفیت آن به ترتیب ذیل است:

فرد ابتدا هشت رکعت به قصد نماز نافله شب می­خواند و آن، شامل چهار نماز دو رکعتی است که در هر دو رکعت، سلام می­دهد و خواندن قنوت در قبل از رکوع رکعت دوم در آنها مستحب است و بعد از آن، دو رکعت نماز به قصد نماز شفع می­خواند ولی استحباب قنوت در آن ثابت نیست، لذا قنوت نماز شفع را رجائاً انجام دهد و پس از آن یک رکعت به نیّت نماز وتر به جا می­آورد[12]و خواندن قنوت در نماز وتر، مستحب است شایان ذکر است می‌شود نماز شفع و وتر را متّصل به هم انجام دهد به این کیفیت که آن را همانند نماز مغرب به جا آورد و در رکعت دوم آن پس از خواندن تشهّد سلام ندهد و برای خواندن رکعت سوم برخیزد و بدون گفتن تکبیرة الاحرام، رکعت سوم را مانند نماز وتر به جا آورد و در این حال، خواندن قنوت در رکعت دوم رجائاً انجام می­شود و خواندن قنوت در رکعت سوم مستحب است و بهتر این است که در قنوت نماز وتر (چه آن را متّصل به نماز شفع نماید و چه جداگانه به جای آورد) موارد ذیل را رجائاً بخواند: 

1. ثنای پروردگار متعال را به جا آورد و می­شود در مقام ثناء، دعای فرج معروف را بخواند که عبارت از این دعا است: «لا اِلٰهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلیٖمُ الْکَریٖمُ، لا اِلٰهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیٖمُ، سُبْحانَ اللهِ‏ِ رَبِّ السَّمٰواتِ السَّبْعِ و رَبِّ الاَرَضِیٖنَ السَّبْعِ وَ مَا فِیْهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیٖمِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِیٖنَ».

2. صلوات و درود بر محمد و آل محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم بفرستد.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ اهْدِنَا فِیمَنْ هَدَیْتَ وَ عَافِنَا فِیمَنْ عَافَیْتَ وَ تَوَلَّنَا فِیمَنْ تَوَلَّیْتَ وَ بَارِکْ لَنَا فِیمَا أَعْطَیْتَ وَ قِنَا شَرَّ مَا قَضَیْتَ فَإِنَّکَ تَقْضِی وَ لَا یُقْضَىٰ عَلَیْکَ إِنَّهُ لَا‌یَذِلُّ مَنْ وَالَیْتَ وَ لَا یَعِزُّ مَنْ عَادَیْتَ تَبَارَکْتَ رَبَّنَا وَ تَعَالَیْتَ».

3. استغفار نماید که در روایات تأکید فراوان بر آن شده است و بهتر است هفتاد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوْبُ إِلَیْهِ»

4. بهتر است هفت مرتبه بگوید: أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِی‏ لا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّوْمُ‏ لِجَمِیعِ‏ ظُلْمِی‏ وَ جُرْمِی وَ إِسْرَافِی عَلَى نَفْسِی وَ أَتُوْبُ إِلَیْهِ

5. و نیز بگوید: رَبِّ أَسَأْتُ وَ ظَلَمْتُ نَفْسِی وَ بِئْسَ مَا صَنَعْتُ وَ هَذِهِ یَدَایَ یَا رَبِّ جَزَاءً بِمَا‌ کَسَبَتْ وَ هَذِهٖ رَقَبَتِی خَاضِعَةٌ لِمَا أَتَیْتُ وَ هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ فَخُذْ لِنَفْسِکَ مِنْ نَفْسِیَ الرِّضَا حَتّىٰ تَرْضَىٰ لَکَ الْعُتْبَىٰ لَا أَعُوْدُ .

6. (300) مرتبه بگوید: الْعَفْوَ. 

7. رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ تُبْ عَلَیَّ‏ إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ‏.

8. هفت مرتبه بگوید: «هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ ».

9. برای چهل مؤمن دعا کند و به زبان غیرعربی هم اشکال ندارد مثلاً بگوید: خداوندا فلانی را بیامرز و ... 

 آنچه گفته شد جمله‌ای از مستحبّات قنوت نماز وتر است و پس از خواندن قنوت به رکوع رفته و بعد از سر برداشتن از رکوع مستحب است این دعاء را بخواند:

 هَذَا مَقَامُ مَنْ حَسَنَاتُهُ نِعْمَةٌ مِنْکَ وَ شُکْرُهُ ضَعِیفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظِیمٌ وَ لَیْسَ لِذٰلِکَ إِلَّا رِفْقُکَ وَ رَحْمَتُکَ فَإِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتَابِکَ الْمُنْزَلِ عَلَىٰ نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ صلّی الله علیه و آله‏ کانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ ما‌ یَهْجَعُونَ وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ‏ طَالَ‏ هُجُوعِی‏ وَ قَلَّ قِیَامِی وَ هَذَا السَّحَرُ وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُکَ لِذُنُوبِی اسْتِغْفَارَ مَنْ لَا یَجِدُ لِنَفْسِهِ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً وَ لَا مَوْتاً وَ لَا حَیَاةً وَ لَا نُشُوراً.[13]

شایان ذکر است اگر  نمازگزار در نماز شب اکتفاء به خواندن حمد نماید و سوره نخواند یا قنوت را کوتاه انجام داده یا اصلاً قنوت نخواند، نماز شبش صحیح است لذا می­توان نماز شب را به طور ساده و در زمان کم با خواندن واجبات آن و اکتفاء به خواندن یک قنوت مختصر هم انجام داد بلکه اکتفاء به خواندن سه رکعت آخر (شفع و وتر) یا به یک رکعت آخر (وتر تنها) نیز جایز است.

احکام مربوط به نمازهای مستحبّی

نمازهای مستحبّی دارای احکام متنوّعی است که در مسائل ذیل به بعضی از آنها اشاره می­شود.

حکم ایستاده، نشسته و خوابیده خواندن نمازهای مستحبّی

  • 13. نمازهای مستحبّی چه نوافل شبانه روزی و چه غیر آن را می‏شود نشسته خواند، هر چند در حال اختیار و لازم نیست در این حال، هر دو رکعت را یک رکعت حساب کند و اگر خواست هر دو رکعت را یک رکعت حساب کند، بنابر احتیاط واجب، بار دوّم را به نیّت رجاء انجام دهد مثلاً نافله مغرب را که چهار رکعت با دو سلام است رجائاً چهار رکعت دیگر با دو سلام هم، به آن اضافه کند که مجموعاً هشت رکعت می‌شود و یا نماز وتر را که یک رکعت است، یک بار دیگر هم رجائاً بخواند.
  • 14. بهتر است فرد نمازهای مستحبّی چه نوافل شبانه روزی و چه غیر آن را ایستاده بخواند به جز نافله عشا (وتیره) که بنابر احتیاط واجب، باید نشسته خوانده شود.
  • 15. نمازهای مستحبّی را در حال اضطرار و عدم تمکّن می‌توان خوابیده به پهلوی راست یا چپ یا خوابیده به پشت (بر حسب وظیفه) به جا آورد و در این حال رکوع و سجده با اشاره سر انجام می‌شود و امّا در حال اختیار جواز آن محلّ اشکال است لکن انجام آن به عنوان رجاء نه به قصد ورود اشکال ندارد.
  • 16. در نماز مستحبّی (غیر از وتیره) جایز است یک رکعت آن را ایستاده و رکعت دیگر را نشسته به جا آورد بلکه جایز است بعض رکعت را ایستاده و بعض آن را نشسته انجام دهد.
  • 17. هر گاه نماز مستحبّی را نشسته بخواند و مقداری از آخر سوره مثلاً یک آیه یا دو آیه را باقى بگذارد سپس برخیزد و باقیمانده سوره را بخواند و از حال ایستاده به رکوع رود و نماز را ادامه دهد، در حکم نماز ایستاده محسوب شده و ثواب نماز ایستاده را دارد.

حکم خواندن نماز مستحبّی در حال راه رفتن یا در حال سواری با وسیله نقلیه

  • 18. نماز مستحبّی را می‌توان در حال راه رفتن خواند همچنین می‌شود نماز مستحبّی را در حال سواری در ماشین، قطار، هواپیما، کشتی و مانند آن به جا آورد و در این دو صورت استقرار بدن در حال نماز لازم نیست و نمازگزار برای انجام رکوع و سجده با سر اشاره می نماید.

حکم رعایت قبله در نمازهای مستحبّی

  • 19. اگر انسان در در حال راه رفتن یا سواری نماز مستحبّی بخواند، لازم نیست قبله را رعایت نماید و امّا در حال استقرار بنابر احتیاط واجب باید آن را رو به قبله بخواند و مراد از رو به قبله بودن در نماز ایستاده، نشسته و خوابیده در فصل احکام قبله گذشت.
  • 20. نمازهایی را که در زمان حضور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف واجب است مثل نماز عید فطر و عید قربان، رعایت قبله در آن لازم است هر چند در زمان حاضر مستحب محسوب شوند و امّا آنچه از نمازهای مستحبّی که به واسطه نذر و مانند آن بر فرد واجب شده است، چنانچه آن را در حال راه رفتن یا سواری بخوانند رعایت قبله در مورد آن لازم نیست.
  • 21. خواندن نماز مستحبّی در خانه کعبه و بر بام آن، اشکال ندارد، بلکه مستحب است در داخل خانه مقابل هر رکنی دو رکعت نماز بخوانند.

حکم خواندن نمازهای مستحبّی با تیمّم

  • 22. کسی که نمی‏تواند وضو بگیرد یا غسل کند، جایز است نمازهای مستحبّی را که وقت معیّن دارد مثل نافله‏های شبانه روزی و از برطرف شدن عذرش تا آخر وقت آن مأیوس است با تیمّم بخواند، ولی اگر مأیوس نباشد و احتمال عقلایی دهد که تا آخر وقت آنها عذر او بر طرف می‏شود، احتیاط لازم آن است که آنها را در اول وقتشان به جا نیاورد و امّا نمازهای مستحبّی که وقت معیّن ندارد مثل نماز جعفر طیّار، مطلقاً می‏تواند با تیمّم بخواند.

عدم مشروعیّت اذان و اقامه در نمازهای مستحبّی

  • 23. گفتن اذان و اقامه برای نمازهای مستحب، مشروع نیست ولی پیش از نماز عید فطر و قربان در صورتی که با جماعت بخوانند، مستحب است سه مرتبه بگویند: الصَّلاةَ.

حکم خواندن سوره در نمازهای مستحبّی

  • 24. در بعضی از نمازهای مستحبّی مثل نماز وحشت (لیلة الدفن) که بعد از حمد، سوره مخصوصی دارد، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد، باید همان سوره را بخواند و امّا در نمازهای مستحبّی که بعد از حمد سوره خاصّی برای آن وارد نشده است، نمازگزار می‌تواند خواندن سوره را ترک نماید یا در اثناء خواندن سوره، آن را رها نموده و بقیه سوره را نخواند و به رکوع برود، هر چند آن نماز به واسطه نذر کردن بر فرد واجب شده باشد، همچنین خواندن دو یا چند سوره بعد از حمد در نمازهای مستحبّی جایز است ولی چنانچه بخواهد در نماز مستحبّی در اثناء خواندن یک سوره به سوره دیگری عدول نماید، حکم آن در مسأله بعد بیان خواهد شد.

حکم عدول از یک سوره به سوره دیگر در نماز مستحبّی

  • 25. بنابر احتیاط واجب، در نمازهای مستحبّی مثل نوافل یومیه، عدول از یک سوره به سوره دیگر پس از رسیدن به نصف سوره، ترک شود بلکه اگر مشغول خواندن سوره­  «قُلْ هُوَ اللهُ‏ أَحَد» یا «قُلْ یا أَیُّها الْکافِرُوْنَ» در نماز مستحبّی شده باشد، احتیاط واجب آن است که از این دو سوره به سوره دیگری عدول نکند هر چند به نصف سوره نرسیده باشد.

حکم خواندن سوره­ های سجده­ دار در نماز مستحبّی

  • 26. خواندن سوره‌های سجده دار در نماز مستحبّی جایز است و نمازگزار بعد از خواندن آیه سجده، سجده تلاوت را در اثناء نماز انجام می­دهد و سپس نماز را ادامه می‌دهد و نماز مستحبّی صحیح است.

در نماز مستحبّی، بنابر احتیاط واجب، زن جلوتر از مرد یا مساوی مرد نماز نخواند بلکه عقب ­تر بایستد

  • 27. اگر زن و مرد ­بخواهند در یک مکان نماز مستحبّی بخوانند، بنابر احتیاط لازم، باید زن عقب­تر از مرد بایستد و این عقب ایستادن، حداقل به مقداری باشد که جای سجده او برابر جای دو زانوی مرد در حال سجده باشد.

 بنابراین چنانچه مرد و زن می‌خواهند در یک مکان نماز بخوانند، زن در نماز بنابر احتیاط لازم نباید مساوی مرد یا جلوتر از او بایستد مگر آنکه بین مرد و زن نمازگزار دیوار یا پرده یا چیز دیگری باشد که عرفاً حائل و مانع محسوب شود یا بین آنها بیش از ده ذِراع‌ فاصله باشد و توضیح کامل این حکم در فصل مکان نمازگزار شرط ششم بیان شد.

حکم خواندن نماز مستحبّی در مسجد و أفضلیّت إخفاء آن

  • 28. بعید نیست خواندن نمازهای مستحبّی برای مردان در مساجد أفضل از خواندن آنها در منزل و مانند آن باشد لکن مخفیانه انجام دادن نمازهای مستحبّی أفضل از انجام آشکار آنها است و حکم خواندن نماز در مسجد برای بانوان در مسأله (1173) گذشت.

حکم خواندن نماز مستحبّی برای کسی که نماز قضا دارد

  • 29. کسی که نماز قضاء دارد، می­تواند نماز مستحبّی بخواند. لکن تأخیر در خواندن نماز قضای واجب به مقداری که عرفاً کوتاهی و سهل انگاری و تسامح در فارغ نمودن ذمّه محسوب گردد جایز نیست.

حکم خواندن قضای نوافل شبانه روزی

  • 30. اگر فرد نوافل شبانه روزی (نافله‌های یومیه) را در وقت مقرّر شده برای آن نخواند مستحب است قضای آن را به جا آورد البتّه قضای نمازهای مستحبّی که در حال بیماری از انسان فوت شده تأکید نشده است و اگر فرد از خواندن قضای نوافل شبانه روزی عاجز و ناتوان باشد مستحب است به ازای هر دو رکعت یک مدّ صدقه به فقیر بدهد و اگر این مقدار را هم تمکّن ندارد مستحب است یک مدّ برای نوافل شبانه و یک مدّ برای نوافل روزانه به فقیر صدقه بدهد.
  • 31. مستحب است تعجیل در قضاء نوافل شبانه‌روزی و أفضل آن است که قضاء نوافل شب را در شب و قضاء نوافل روز را در روز به جا آورند.

حکم خواندن نماز مستحبّی به جماعت

  • 32. فرد نمی­تواند نماز مستحبّی را که از ابتدا مستحب بوده است با جماعت بخواند هر چند اطلاق این حکم در بعضی از موارد، بنابر احتیاط واجب می­باشد ولی نماز استسقاء‌ که برای آمدن باران خوانده‌ می­شود،‌می‏توان آن را با جماعت خواند و همچنین می‏توان نمازی را که واجب بوده و به جهتی مستحب شده است با جماعت خواند مانند نماز عید فطر و قربان که در زمان حضور امام علیه‏السلام واجب بوده و به واسطه غایب شدن ایشان، مستحب می‏باشد.

حکم شکستن نماز مستحبّی

  • 33. شکستن نماز مستحبّی جایز است هر چند احتیاط مستحب آن است که نمازگزار آن را در حال اختیار نشکند.

حکم آشامیدن آب در اثنای نماز مستحبّی برای کسی که می­ خواهد روزه بگیرد

  • 34. کسی که می‏خواهد روزه بگیرد، اگر پیش از اذان صبح، نماز مستحبّی بخواند و تشنه باشد، چنانچه بترسد که اگر نماز را تمام کند صبح شود، در صورتی که آب روبروی او در دو سه قدمی باشد می­تواند در بین نماز آب بیاشامد امّا باید کاری که نماز را باطل می‏کند مثل رو گرداندن از قبله انجام ندهد. 

حکم ترک سهوی رکن در نماز مستحبّی

  • 35. اگر نمازگزار در نماز مستحبّی رکنی را سهواً ترک نماید و تدارک آن ممکن نباشد به اینکه محلّ تدارک آن فوت شود نمازش باطل می‌شود، به عنوان مثال اگر در نافله مغرب در هنگام خواندن تشهّد یا بعد از سلام نماز متوجّه شود که دو سجده رکعت اول را انجام نداده است، نمازش باطل است.

حکم زیاد کردن سهوی رکن در نماز مستحبّی

  • 36. اگر در نماز مستحبّی سهواً رکن را زیاد نماید نمازش باطل نمی‌شود به عنوان مثال اگر در نافله ظهر  در یک رکعت سهواً دو رکوع انجام دهد، نماز نافله باطل نمی‌شود.

حکم فراموشی یکی از  أعمال نماز مستحبّی

  • 37. اگر نمازگزار یکی از کارهای نافله را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که مشغول رکن بعد از آن شده، باید کار فراموش شده را انجام دهد و دوباره آن رکن را به جا آورد و در این حال زیادی رکن، نماز مستحبّی را باطل نمی­کند مثلاً اگر نمازگزار در نافله صبح در رکوع یادش بیاید که قرائت (حمد و سوره) را نخوانده، باید برگردد و آن را بخواند و دوباره به رکوع برود و در این حال زیادی رکوع نافله را باطل نمی‌کند. همچنین اگر در نافله صبح رکوع را فراموش کند و در سجده دوم یادش بیاید باید برگردد و رکوع را بجا آورد و دوباره دو سجده را انجام دهد و زیادی دو سجده نافله را باطل نمی‌کند، شایان ذکر است اگر برگشتن و به جا آوردن جزء فراموش شده مستلزم زیادی رکعت باشد مشمول حکم مذکور نخواهد بود مثلاً اگر در رکعت دوم یادش بیاید که قرائت در رکعت اول را فراموش کرده است، محلّ تدارک آن فوت شده است زیرا در این صورت، انجام قرائت و آنچه بعد از آن است موجب زیادی رکعت در نماز می‌شود.

حکم شک در خواندن نماز مستحبّی

  • 38. اگر شک کند که نماز مستحبّی را خوانده یا نه، چنانچه آن نماز مثل نماز جعفر طیّار وقت معیّن نداشته باشد، بنا بگذارد که نخوانده است و همچنین است اگر مثل نافله یومیه وقت معیّن داشته باشد و پیش از گذشتن وقت شک کند که آن را به جا آورده یا نه، ولی اگر بعد از گذشتن وقت آن شک کند که نماز را خوانده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

حکم شک در تعداد رکعات نماز مستحبّی

  • 39. اگر در شماره رکعت­های نماز مستحبّی شک کند، چنانچه طرف بیشتر شک نماز را باطل می‏کند، بنا را بر کمتر بگذارد مثلاً اگر نمازگزار در نافله صبح شک کند که دو رکعت خوانده یا سه رکعت، بنا بگذارد که دو رکعت خوانده است و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمی‏کند، مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت، به هر طرف شک عمل کند، نمازش صحیح است ولی اگر در نماز وتر در تعداد رکعات شک کند احتیاط آن است که آن را اعاده نماید.

حکم گمان در تعداد رکعات نماز مستحبّی

  • 40. بنابر احتیاط واجب، حکم گمان در نمازهای مستحبّی نسبت به رکعات مثل حکم یقین است، به این معنا که نمازگزار مخیّر نیست بنا را بر کمتر یا بیشتر بگذارد بلکه بنابر احتیاط واجب باید به گمان خویش عمل کند مگر آنکه عمل نمودن بر طبق گمان باطل کننده نماز باشد، به عنوان مثال اگر نمازگزار در نافله صبح گمان دارد که یک رکعت خوانده باید بنابر احتیاط واجب یک رکعت دیگر نیز بخواند و چنانچه گمان دارد دو رکعت خوانده، بنا را بر همان دو رکعت می‌گذارد و بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند بنا را بر یک رکعت گذاشته و  یک رکعت دیگر هم بخواند.
  • 41. اگر در نماز مستحبّی دو رکعتی گمانش به سه رکعت یا بیشتر برود، به گمان خویش اعتنا نکند و نمازش صحیح است. مثلاً اگر نمازگزار در نماز غفیله گمان دارد که سه رکعت خوانده، لکن احتمال عقلایی هم می‌دهد که دو رکعت خوانده باشد بنا می‌گذارد که دو رکعت خوانده است.

حکم شک در انجام افعال یا اذکار نماز مستحبّی

  • 42. اگر در یکی از کارهای نافله شک کند، خواه رکن باشد یا غیر رکن، چنانچه محلّ آن نگذشته باید به جا آورد و اگر محلّ آن گذشته به شک خود اعتنا نکند و معنای گذشتن محلّ، در فصل شک‌هایی که نباید به آنها اعتناء کرد، مورد اولِ آن بیان شد.

حکم گمان در افعال نماز مستحبّی

  • 43. گمان در افعال نماز مستحبّی حکم شک در افعال نماز مستحبّی را دارد و توضیح آن در مسأله ‌(1701) بیان شد.

حکم سجده سهو یا سجده فراموش شده در نماز مستحبّی

  • 44. اگر در نماز نافله کاری کند که برای آن در نماز واجب، سجده سهو واجب می‏شود، یا یک سجده را فراموش نماید و محلّ تدارک آن فوت شود، لازم نیست بعد از نماز سجده سهو یا قضای سجده را به جا آورد.

استفتائات مربوط به احکام نماز مستحبّی

  • 8. اگر فرد در نماز مستحبّی ذکر واجب رکوع یا سجده را فراموش کند و بعد از سر برداشتن از رکوع یا سجده یادش بیاید آیا محلّ تدارک آن گذشته است یا محلّ تدارک باقی است و لازم است برگشته و دوباره رکوع یا سجده را با رعایت شرایط آن انجام دهد؟

 جواب: محلّ تدارک آن گذشته است و نماز را ادامه دهد و لازم نیست برای نقصان مذکور

سجده سهو انجام دهد[14].

  • 9. آیا در نماز مستحبّی نشسته (جلوسی) ذکر بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَ أَقْعُدُ و ذکر سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ وارد شده است؟ در مورد نمازمستحبّی که در حال راه رفتن یا سواره خوانده می‌شود حکم چیست؟

        جواب: رجائاً مانعی ندارد.

  • 10. در مورد نماز مستحبّی‌ای که در حال راه رفتن یا سواره خوانده می‌شود فرموده‌اید: برای انجام رکوع و سجود با سر اشاره نماید، آیا اشاره با چشم (بدون اشاره با سر) هم کافی است؟

         جواب: با امکان اشاره با سر، اشاره با چشم کافی نیست.

حکم مسائل مستحدثه نماز

  • 45. اگر مکلّف در شهر خود نماز صبح را بخواند و سپس با هواپیما یا وسیله نقلیه دیگر به سمت غرب مسافرت کند و به جایی برسد که هنوز فجر ندمیده است و در آنجا بماند تا فجر صادق فرا رسد، یا آنکه نماز ظهر را در شهر خود بخواند و سپس مسافرت کند و به شهرى برسد که هنوز ظهر نشده است و بماند تا وقت داخل شود، یا آنکه نماز مغرب را در شهر خود بخواند سپس مسافرت کند و به شهرى برسد که هنوز خورشید غروب نکرده است و در آنجا بماند تا آفتاب غروب کند و وقت نماز مغرب در آن شهر فرا رسد، در همه این فرض‌ها ، اعاده نماز واجب نیست هر چند احتیاط مستحب اعاده آن است.
  • 46. اگر شخصی نماز نخواند تا وقت آن گذشته و با هواپیما به جایی برود که هنوز وقت باقی باشد ـ بنابر احتیاط واجب ـ باید نماز را به قصد مافی الذّمّه، یعنی بدون قصد ادا و قضا انجام دهد.
  • 47. اگر شخص سوار هواپیما یا وسیله دیگری شود که سرعت آن برابر سرعت حرکت زمین باشد و از شرق به غرب حرکت کند و مدّتی به گردِ زمین بچرخد، احتیاط واجب آن است که در هر بیست و چهار ساعت، نمازهاى پنج گانه را به نیّت قربت مطلق به جا آورد لکن روزه ماه مبارک رمضان را باید قضا کند.

و اگر سرعت هواپیما دو برابر سرعت حرکت زمین باشد، طبیعتاً هر دوازده ساعت یک بار به گرد زمین خواهد چرخید و در بیست و چهار ساعت دوبار فجر و زوال و غروب خواهد داشت. و احتیاط واجب آن است که با هر فجر نماز صبح و پس از هر زوال نمازهاى ظهر و عصر و پس از هر مغرب، نمازهاى مغرب و عشا را، به جا آورد.

و اگر با سرعت بالایی به گرد زمین بچرخد و مثلاً هر سه ساعت ـ یا کمتر ـ یک بار زمین را دور بزند، به هنگام هر فجر و زوال و غروب، نماز واجب نیست و ـ احتیاط واجب ـ آن است که در هر بیست و چهار ساعت، به نیّت قربت مطلق، نمازهاى پنج گانه را به جا آورد، با این ملاحظه که نماز صبح را میان طلوع فجر و آفتاب و نمازهاى ظهر و عصر را میان زوال و غروب و نمازهاى مغرب و عشا را میان مغرب و نیمه شب به جا آورد.

از این مسأله، روشن می‏شود که اگر با هواپیما یا وسیله دیگر از مغرب به مشرق می­رود و سرعت آن برابر سرعت حرکت زمین است، باید نمازهاى پنج گانه را در اوقات خود به جا آورد و همچنین اگر سرعت آن کمتر از سرعت حرکت زمین باشد، امّا اگر سرعت آن بسیار بیشتر از سرعت حرکت زمین باشد، به صورتی که مثلاً هر سه ساعت ـ یا کمتر ـ یک بار زمین را دور بزند، حکم مسأله از آنچه گذشت، روشن می‏شود.

  • 48. اگر مکلّف با هواپیما سفر کند و بخواهد در آن نماز بخواند، در صورتی که بتواند به هنگام نماز رو به قبله بودن و استقرار داشتن و سایر شرایط را رعایت کند، نمازش صحیح است و گرنه در صورتی که وقت داشته باشد و بتواند پس از خروج از هواپیما نماز واجد شرایط را به جا آورد، ـ بنابر احتیاط واجب ـ نمازش در هواپیما صحیح نیست. لکن اگر وقت تنگ باشد، واجب است نماز را درون هواپیما بخواند و در این حال اگر جهت قبله را بداند، باید بدان جهت نماز بخواند و نمازش بدون رعایت قبله ـ جز در حال ضرورت ـ صحیح نیست و در این مورد باید هرگاه هواپیما از سمت قبله منحرف شد، به سمت قبله رو کند و در هنگام انحراف از قبله، از خواندن قراءت نماز و اذکار واجب نماز پرهیز نماید و اگر نتواند به عین قبله توجّه کند، باید سعی کند کمتر از (90) درجه از قبله منحرف شود.

و اگر جهت قبله را نداند، باید سعی نماید تا آن را مشخّص کند و در صورتی که نتواند به یقین یا اطمینان یا حجّت شرعی معتبر دیگری در زمینه جهت قبله دست پیدا کند می‌تواند طبق گمان خود عمل نماید  و اگر نتواند گمان بدست آورد کافی است نماز را به هر جهتی که احتمال می‏دهد قبله در آن باشد، به جا آورد. هر چند احتیاط مستحب آن است که نماز را در وسعت وقت به چهار جهت بخواند.

شایان ذکر است آنچه بیان شد در موردی است که بتواند در صورت  شناخت قبله رو به قبله باشد و در مواردی که تمکّن از رعایت قبله تا آخر وقت نماز ندارد جز در تکبیرة الاحرام، باید تکبیرة الاحرام را رو به قبله بگوید و اگر اصلاً نتواند قبله را رعایت نماید، شرط استقبال ساقط می‏شود.

  • 49. جایز است انسان قبل از وقت نماز، اختیاراً با هواپیما مسافرت کند، هر چند بداند در هواپیما ناچار به نماز فاقد شرط استقبال و استقرار خواهد شد.
  • 50. اگر مکلّف در جایی باشد که روز آن شش ماه و شب آن شش ماه باشد، در مورد نماز ـ بنابر احتیاط واجب ـ باید ملاحظه نزدیکترین مکانی کند که هر بیست و چهار ساعت یک شبانه روز دارد و به نیّت قربت مطلق نمازهاى پنج گانه را طبق اوقات آنجا به جا آورد.

و اگر مکلّف در شهر یا مکانی باشد که در هر بیست و چهار ساعت، شبانه روزى دارد هر‌چند روزش بیست و سه ساعت و شبش یک ساعت و یا بر عکس باشد، حکم نماز تابع اوقات خاصّ آن مکان است.

 

[1]. و در خواندن نماز به جماعت، نکته‌ای را که در مسأله (2049) خواهد آمد مراعات نماید.

[2]. به عنوان مثال، اگر طول شاخصی که در زمین نصب شده است، (‌70) سانتیمتر باشد و طول سایه شاخص در هنگام ظهر شرعی، (‌10) سانتیمتر باشد و فرد تا زمانی که به اندازه دو هفتم طول شاخص (20‌)‌سانتیمتر به سایه شاخص در هنگام ظهر اضافه شود (یعنی طول سایه شاخص به 30 سانتیمتر می­رسد)، خواندن نافله ظهر را به تأخیر اندازد، بهتر است ابتدا نماز ظهر را بخواند مگر استثنایی که در متن مسأله ذکر شده است.

[3]. به عنوان مثال، اگر طول شاخصی که در زمین نصب شده است،(‌70) سانتیمتر باشد و طول سایه شاخص در هنگام ظهر شرعی،(‌10) سانتیمتر باشد و فرد تا زمانی که به اندازه چهار هفتم طول شاخص (40‌)سانتیمتر به سایه شاخص در هنگام ظهر اضافه شود (یعنی طول سایه شاخص به 50 سانتیمتر می­رسد)، خواندن نافله عصر را به تأخیر اندازد، بهتر است ابتدا نماز عصر را بخواند مگر استثنایی که در متن مسأله ذکر شده است.

[4] . سوره اسراء آیه 79

[5]. بحار ج87ص161ح53 باب75

 [6]. وسائل الشیعه ج4ص91ح5 باب25 اسْتِحْبَابِ الْمُدَاوَمَةِ عَلَیٰ صَلَاةِ اللَّیْلِ

[7]. نور الثقلین ج4ص279ح120

[8]. بحار ج87ص160و161ح52باب75

[9]. فروع کافی ج3ص450ح34 باب صلاة النوافل

[10]. اصول کافی ج2ص292و293ح16 باب الذنوب

[11]. مستدرک الوسائل ج6ص340ح3 باب34 کراهة ترک صلاة اللیل

[12] . بهتر است در نماز وتر بعد از حمد، سه بار سوره توحید و یک بار سوره فلق و یک بار سوره ناس خوانده شود.   

                                                         مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد ج‏1 ص152   مفتاح الفلاح ص 326   

[13] . دعای بعد از رکوع در نماز وتر بر اساس نسخه تهذیب نقل شده است.

[14] . شایان ذکر است در خصوص نماز جعفر طیّار علیه السلام فراموشی تسبیحات حکم خاصّی دارد که در مسأله (2241) بیان شد.

  • M.M.HKH
۳۱
شهریور
۹۹

مستحبّات تکبیرة الاحرام

  • 1. مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز و تکبیرهای بین نماز، دست­ها را تا مقابل گوش­ها یا صورت بالا ببرد و أفضل آن است که با گفتن همزه «اللهُ أَکْبَر» دست­ها از ران پا جا شود و با گفتن راء «اللهُ أَکْبَر» دست­ها به مقابل گوش­ها یا صورت برسد، سپس دست­ها را بدون فاصله بیندازد.
  • 2. برای افتتاح نماز گفتن یک «اَللهُ أَکْبَر» کافی است لکن گفتن هفت تکبیر مستحب است که آنها را تکبیرات افتتاحیه می‌نامند و نمازگزار به مجموع آنها نیّت إحرامِ نماز و ورود به نماز را می نماید هر احتیاط مستحب آن است که ابتدا رجائاً شش تکبیر بدون نیّت إحرامِ نماز و ورود به نماز بگوید سپس تکبیر هفتم را تکبیرة الاحرام قرار دهد. و حکم مذکور اختصاص به نمازهای شبانه روزی ندارد و شامل نمازهای واجب دیگر و نمازهای مستحبّی هم می­شود.
  • 3. جایز است نمازگزار هفت تکبیر افتتاحیه را بدون ادعیه مأثوره پشت سر هم به جا آورد لکن بهتر آن است که نمازگزار ابتدا سه تکبیر اول از تکبیرات افتتاحیه را بگوید و بعد از آن این دعا را بخواند: اللّٰهُمَّ أَنْتَ الْمَلِکُ الْحَقُّ لٰا إِلٰهَ إِلّٰا أَنْتَ سُبْحٰانَکَ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ‌لِی ذَنْبیٖ إِنَّهُ لٰا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلّٰا أَنْتَ.

سپس دو تکبیر یعدی تکبیرات افتتاحیه را بگوید و این دعا را بخواند:

 لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ وَ الْخَیْرُ فِی یَدَیْکَ وَ الشَّرُ لَیْسَ إِلَیْکَ وَ الْمَهْدِىُّ مَنْ هَدَیْتَ لٰا مَلْجأَ مِنْکَ إِلّٰا إِلَیْکَ سُبْحٰانَکَ وَ حَنانَیْکَ تَبارَکْتَ وَ تَعالَیْتَ سُبْحٰانَکَ رَبَّ الْبَیْتِ.

سپس دو تکبیر آخر تکبیرات افتتاحیه را بگوید و این دعا بخواند: وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمٰواتِ وَ الْأَرْضَ عٰالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ حَنِیفاً مُسْلِماً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ، إِنَّ صَلٰاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ وَ مَمٰاتِی لِلهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ لٰا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذٰلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمیٖنَ.

سپس بعد از آن أعُوْذُ باللهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیْم بگوید و خواندن سوره‌ حمد را شروع کند.

  • 4. خوب است نمازگزار قبل از تکبیرة الاحرام به قصد رجاء بگوید: «یا مُحْسِنُ قَدْ اَتاکَ الْمُسِیْ‏ءُ، وَ قَدْ اَمَرْتَ الُمُحْسِنَ اَنْ یتَجَاوَزَ عَنِ الْمُسِیْ‏ءِ، اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ اَنَا المُسِیْ‏ءُ، فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجَاوَزْ عَنْ قَبِیْحِ ما تَعْلَمُ مِنّی» یعنی «ای خدایی که به بندگان احسان می‏کنی، بنده گنهکار به درِ خانه تو آمده و تو امر کرده‏ای که نیکوکار از گناهکار بگذرد، تو نیکو کاری و من گناهکار، بحق محمّد و آل محمّد، رحمت خود را بر محمّد و آل محمّد بفرست و از بدی­هایی که می‏دانی از من سر زده بگذر.»

مستحبّات قیام

  • 1. فقهاء عظام رضوان الله تعالی علیهم اموری را در حال ایستادن و قیام نماز مستحب شمرده­اند که از جمله آنها موارد ذیل است:

1. نمازگزار پشت[1] و گردنش را کاملاً راست نگهدارد  2. شانه‏ها را پایین بیندازد .

3.دست­ها را روی ران­ها در مقابل زانو بگذارد به طوری که کف دست راست بر ران پای راست و کف دست چپ بر ران پای چپ گذاشته شود و پشت کف هر دو دست رو به قبله باشد.

4. انگشت­ها ی دست را به هم بچسباند.  5. در حال قیام به محلّ سجده نگاه کند.

6. سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد  7. با خضوع و خشوع باشد.

8. پاها را پس و پیش نگذارد  بلکه صاف و رو به قبله بگذارد.

9. اگر نمازگزار مرد است، پاها را از سه انگشتِ باز تا یک وجب فاصله دهد و اگر نمازگزار زن است، پاها را به هم بچسباند.

مستحبّات قرائت نماز

  • 1. فقهاء عظام رضوان الله تعالی علیهم اموری را در قرائت نماز مستحب شمرده­اند که از جمله آنها موارد ذیل است:

1. نمازگزار در رکعت اول، پیش از خواندن حمد بگوید: «اَعُوْذُ بِاللهِ‏ِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیٖمِ» و بهتر آن است که آن را آهسته بگوید.

2. در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ‏» را بلند بگوید.

3. حمد و سوره را شمرده بخواند.

4. در آخر هر آیه وقف کند یعنی آن را به آیه بعد نچسباند.

5. در حال خواندن حمد و سوره به معنای آیه توجّه داشته باشد.

6. اگر نماز را به جماعت می‏خواند، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادا می‏خواند، بعد از آنکه حمد خودش تمام شد، بگوید «الحَمْدُلِلهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمِیٖنَ» .

7. بعد از خواندن سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد»، یک یا دو یا سه مرتبه «کَذٰلِکَ اللهُ رَبِّی» یا «کَذٰلِکَ اللهُ رَبُّنا» بگوید.

8. بعد از خواندن سوره، کمی صبر کند، بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید یا قنوت را بخواند.

9. کسی که حمد و سوره و سایر اذکار نماز را می‌خواند در مکانی نماز بخواند که صدای خویش را بشنود و از نماز خواندن در اماکن پر سر و صدا یا محلّ وزش باد پرهیز نماید.

  • 2. مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول، سوره «إِنّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةِ الْقَدْرِ» و در رکعت دوم، سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد»  خوانده شود.
  • 3. قرائت سوره‌های ذیل در نمازها سفارش شده است:

1. قرائت سوره‌ «نبأ» یا «انسان» یا «غاشیه» یا «قیامت» و امثال آنها در نماز صبح.

2. قرائت سوره‌ «أعلیٰ» یا «شمس» و امثال آنها در نماز ظهر و نماز عشاء.

3. قرائت سوره «نصر» یا «تکاثر» در نماز عصر و نماز مغرب.

4. قرائت سوره‌ جمعه در رکعت اول و منافقین در رکعت دوم نمازهای صبح و ظهر و عصر روز جمعه و نماز عشای شب جمعه.

5. قرائت سوره‌ جمعه در رکعت اول و سوره «توحید» در رکعت دوم نماز مغرب شب جمعه.

6. قرائت سوره‌ «انسان» در رکعت اول و سوره‌ «غاشیه» در رکعت دوم نماز صبح دوشنبه و صبح پنج شنبه.

مکروهات قرائت نماز

  • 4. مکروه است انسان در هیچ یک از نمازهای یک شبانه روز، سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد» را نخواند.
  • 5. خواندن سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد» به یک نفَس، مکروه است.
  • 6. سوره‏ای (به جز سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد») را که نمازگزار در رکعت اول خوانده، مکروه است در رکعت دوم بخواند لکن اگر این‌ گونه عمل نماید، نماز وی صحیح است و چنانچه نمازگزار سوره «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد» را در هر دو رکعت بخواند، مکروه نمی‌باشد.

5.ذکر

یکی از واجبات نماز ذکر می‌باشد، در بین اذکار نماز، ذکر تکبیرة الاحرام رکن محسوب می‌شود و سایر اذکار نماز غیر رکن هستند و از آنجا که نماز اذکار متنوّعی دارد، هر ذکری در فصل مربوط به آن بیان می‌شود[2].

مستحبّات و مکروهات رکوع

  • 1. فقهاء رضوان الله تعالی علیهم برای رکوع مستحبّات زیادی را بیان کرده­اند و در اینجا به ذکر چند مورد آن اکتفا می­کنیم:

1. پیش از رفتن به رکوع در حالی که راست ایستاده، تکبیر بگوید و هنگام گفتن تکبیر، دست­ها را بالا آورد همانند آنچه در تکبیرة الاحرام گفته شد.

2. در رکوع، مرد زانوها را به عقب بدهد به گونه­ای که پاها صاف شود و پشتش را صاف نگهدارد و کف دست خود را روی زانوها بگذارد، کف دست راست را بر زانوی راست و کف دست چپ را بر زانوی چپ قرار دهد و انگشتان دست را باز کند به نحوی که کاسه زانو را در برگیرد و مستحب است در رکوع، زن­ دست‌ها را بالای زانو بگذارد، دست راست را بر ران راست و دست چپ را بر ران چپ بگذارد و زانوها را به عقب ندهد و پشتِ خود را خیلی خم نکند و کمانی نسازد که نشیمنگاهش ظاهر شود.

3. گردن را بکشد و مساوی پشت نگهدارد.

4. بین دو قدم را نگاه کند.

5. ذکر رکوع را تکرار کند و آن را به عدد فرد ختم نماید.

6. پیش از ذکر یا بعد از آن، صلوات بفرستد.

7. پیش از گفتن ذکر رکوع بگوید: اللّٰهُمَّ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ أَسْلَمْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّی خَشَعَ لَکَ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِى وَ دَمِی وَ مُخِّی وَ عَصَبِى وَ عِظٰامِى وَ مٰا أَقَلَّتْ قَدَمٰای غَیْرَ مُسْتَنْکِفٍ وَ لٰا مُسْتَکْبِرٍ وَ لٰا مُسْتَحْسِرٍ.

8. بعد از آنکه از رکوع برخاست و راست ایستاد، در حال آرامی بدن بگوید: «سَمِعَ اللهُ‏ُ لِمَنْ حَمِدَهُ» همچنین اضافه کند«الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِیٖنَ» یا آنکه بگوید: «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعٰالَمِیْنَ، أَهْلَ الْجَبَرُوتِ وَ الْکِبْرِیٰاءِ وَ الْعَظَمَةِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِیٖنَ».

  • 2. در رکوع سر را به زیر انداختن یا بلند کردن به نحوى که مساوى پشت نباشد و همچنین خواندن قرآن مکروه شمرده شده است.

مستحبّات سجده

  • 1. در سجده چند مورد مستحب شمرده شده است:

1. کسی که ایستاده نماز می‏خواند بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کاملاً ایستاد و همچنین، کسی که نشسته نماز می‏خواند بعد از آنکه کاملاً نشست، برای رفتن به سجده تکبیر بگوید.

2. موقعی که می‏خواهد به سجده برود، مرد، اول دست­ها را و زن، اول زانوها را به زمین بگذارد.

3.  بینی را بر مهر یا چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد.

4. در حال سجده، انگشتان دست را به هم بچسباند و برابر گوش بگذارد به طوری که سر آنها رو به قبله باشد.

5. ذکر سجده را تکرار نماید

6.  ذکر سجده را به عدد فرد مثل سه یا پنج یا هفت مرتبه ختم کند.

7. پیش از شروع در ذکر سجده این دعا را بخواند: اللّٰهُمَّ لَکَ سَجَدْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ وَ لَکَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّی سَجَدَ وَجْهِیَ لِلَّذِیٖ خَلَقَهُ و شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعٰالَمِیٖنَ  تَبٰارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخٰالِقِیٖنَ.

8. در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و این دعا را بخواند: «یا خَیْرَ المَسْؤُوْلِیْنَ وَ یا خَیْرَ الْمُعْطِیٖنَ، ارْزُقْنِی وَ ارْزُقْ عِیالِی مِنْ فَضْلِکَ[3]، فَاِنَّکَ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیٖمِ» یعنی «ای بهترین کسی که از او درخواست می‏کنند و ای بهترین عطا کنندگان، از فضل خودت به من و خانواده من روزی بده، پس به درستی که تو دارای فضل بزرگی هستی.»

9. سجده را طولانى کند و تسبیح و ذکر را زیاد بگوید.

10. بعد از سجده، بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد که این نوع نشستن را تَورُّک می­نامند.

11. بعد از هر سجده، وقتی نشست و بدنش آرام گرفت تکبیر بگوید.

12. بعد از سجده اول، بدنش که آرام گرفت «اَسْتَغْفِرُ اللهَ‏َ رَبِّی وَ أَتُوْبُ اِلَیْهِ» بگوید.

بین دو سجده بگوید: اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِى وَ أَجِرْنِى وَ ادْفَعْ عَنِّی فَإِنِّی لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیْرٌ تَبٰارَکَ اللهُ رَبُّ الْعٰالَمِیٖنَ.

13. در موقع نشستن، دست­ها را روی ران­ها بگذارد.

14. برای رفتن به سجده دوم، در حال آرامی بدن «اللهُ أَکْبَر» بگوید.

15. مستحب است موقع گفتن تکبیرها دست­ها را بلند کند همچنان که در تکبیرة الاحرام گذشت.

16. در سجده‏ها صلوات بفرستد.

17. مردان آرنج­ها و شکم را به زمین نچسبانند و بازوها را از پهلو جدا نگاه دارند و زنان آرنج­ها و شکم را بر زمین بگذارند و اعضای بدن را به یکدیگر بچسبانند.

18. در وقت برخاستن برای قیام رکعت بعد، انگشتان را مشت نکرده بلکه باز کرده بر زمین پهن کند.

19. در موقع بلند شدن برای قیام رکعت بعد، دست­ها را بعد از زانوها از زمین بر دارد.

20. در هنگام برخاستن برای قیام رکعت بعد، بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَ أَقْعُدُ یا بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَ أَقْعُدُ وَ أَرْکَعُ وَ أَسْجُدُ.

21. زنان هنگامی که برای قیام بلند می­شوند از حال نشسته به طور مستقیم و راست، بلند شوند بدون آنکه خود را خم کنند و کمانی بسازند.

مکروهات سجده

  • 2. چند مورد در سجده مکروه شمرده شده است:

1. در سجده قرآن بخواند.

2. در نشستن بین دو سجده یا  بعد از سجده‌ دوم به حالت «إقعاء» بنشیند یعنی سینه‌ دو قدم پا را بر زمین گذاشته و به آن تکیه کند و بر روی دو پاشنه‌ پا بنشیند‌.

3. بین دو سجده دست ها را بر زمین باقی گذاشته و بر ندارد و با همان حال به سجده دوم برود. البتّه این در صورتی است که با نشستن بین دو سجده به گونه‌ای که در مسأله (1399) گذشت منافات نداشته باشد.

 4. برای برطرف کردن گرد و غبار، جای سجده را فوت کند البتّه اگر در اثر فوت کردن، دو حرف از دهان عمداً بیرون آید، بنابر احتیاط لازم، نماز باطل است.

اقسام سجده ­های واجب

  • 3. سجده‌های واجب دارای اقسامی است که در ذیل به مهمّترین آنها اشاره می‌شود:

1. سجده واجب نماز که احکام آن بیان شد.

2. سجده سهو  که احکام آن خواهد آمد.

3. سجده قضاء مربوط به سجده ای که در نماز  فراموش شده و محلّ تدارک آن گذشته

است که احکام پیرامون آن در فصل مربوط به آن خواهد آمد.

 4. سجده واجب قرآن که فصل آینده اختصاص به بیان احکام آن دارد.

 

 

 

سجده ‏های واجب قرآن

در هر یک از چهار سوره «وَالنَّجْمِ» و «اقْرَأْ» و «الم تَنْزِیل» و «حٰم سَجْده»‌[4]یک آیه سجده­دار است که اگر انسان آن را به طور کامل بخواند یا گوش دهد، بعد از تمام شدن آن آیه، واجب است فوراً سجده کند که آن را سجده تلاوت می­گویند و اگر فراموش کرد هر وقت یادش آمد باید سجده نماید و در شنیدن بدون اختیار، سجده واجب نیست هر چند بهتر سجده نمودن است.

تمام احکام سجده واجب تقریبا بنا بر فتوا یا احتیاط واجب

هر گاه در سجده واجب قرآن، پیشانی را به قصد سجده بر زمین بگذارد هر‌چند ذکر نگوید، کافی است و گفتن ذکر واجب در سجود نماز، در سجده تلاوت مستحب است و بهتر این است که بگوید: «لا إلٰهَ إلاَّ اللهُ‏ُ حَقّاً حَقّاً، لا إلٰهَ إلاَّ اللهُ‏ُ إیماناً و تَصْدِیٖقاً، لا إلٰهَ إلاَّ اللهُ‏ُ ‏ُعُبُوْدِیَّةً وَ رِقّاً، سَجَدْتُ لَکَ یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لا مُسْتَنْکِفاً وَ لا مُسْتَکْبِراً، بَلْ اَنْا عَبْدٌ ذَلِیلٌ ضَعِیفٌ خائِفٌ مُسْتَجِیٖرٌ»

مستحبّات و مکروهات تشهّد

  • 1. چند مورد در حال تشهّد مستحب شمرده شده است:

1. بر ران چپ بنشیند و روی قدم پای راست را بر کف قدم پای چپ بگذارد که آن را تَوَرُّک می‌نامند.

 2. دست­ها را بر ران­ها بگذارد و انگشت­ها را به یکدیگر بچسباند.

3. به دامان خود نگاه کند. (مراد قسمت دو ران پا  واقع در بالای زانو می‌باشد)

 4. پیش از تشهّد بگوید: «الْحَمْدُ لِلهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللهِ‏ِ وَ بِاللهِ ‏ِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ ‏ِ وَ خَیْرُ الْأَسْماءِ لِلهِ» یا بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الأَسْمٰاءُ الحُسْنىٰ کُلُّها لِلهِ».

5. بعد از صلوات در تشهّد اول بگوید: «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ[5]».

6. بعد از‌ تشهّد اول، هفت مرتبه «سُبْحَانَ اللهِ» بگوید سپس برخیزد.

7. در هنگام برخاستن برای قیام رکعت بعد، بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَ أَقْعُدُ یا بگوید: بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُوْمُ وَ أَقْعُدُ وَ أَرْکَعُ وَ أَسْجُدُ.

8. در تشهّد بعد از شهادت و گواهی به رسالت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم با گفتن  جمله

 وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اضافه نموده و بگوید:

 أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشیٖراً وَ نَذیراً بَیْنَ یَدَىِ السّٰاعَةِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ رَبِّی نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ. و بعد از آن صلوات تشهّد را بگوید.

9. تشهّد اول و دوم را مطابق آنچه نقل شده است بگوید، بدین گونه که در تشهّد رکعت دوم بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ خَیْرُ الأَسْمٰاءِ لِلهِ، أَشْهَدُ أَنْ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیْراً بَیْنَ یَدَىِ السّٰاعَةِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُوْلُ، اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ شَفٰاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ» و بعد از آن دو مرتبه یا سه مرتبه «الْحَمْدُ لِلهِ» بگوید.

سپس براى رکعت سوم برخیزد و در تشهّد رکعت آخر بگوید:

«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ لِلهِ وَ خَیْرُ الأَسْمٰاءِ لِلهِ، أَشْهَدُ أَنْ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِیْکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً بَیْنَ یَدَىِ السّٰاعَةِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ، التَّحِیّٰاتُ لِلهِ وَ الصَّلَوٰاتُ الطٰاهِراتُ الطَیِّبٰاتُ الزّٰاکِیٰاتُ الغٰادِیٰاتُ الرّٰائِحٰاتُ السّٰابِغٰاتُ النّٰاعِمٰاتُ مٰا طٰابَ وَ زَکَیٰ وَ طَهُرَ وَ خَلُصَ وَ صَفِیَ فَلِلّٰهِ، أَشْهَدُ أَنْ لٰا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لٰا شَرِیکَ‌لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشِیْراً وَ نَذِیراً بَیْنَ یَدَىِ السّٰاعَةِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ نِعْمَ الرَّبُّ وَ أَنَّ مُحَمَّداً نِعْمَ الرَّسُولُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ لٰا رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی‌الْقُبُورِ، الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی هَدٰانَا لِهٰذا وَ مٰا کُنّٰا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لٰا أَنْ هَدٰانَا اللهُ، الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعٰالَمِیٖنَ، اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بٰارِکْ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلِّمْ عَلَیٰ ‌مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَحَّمْ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمٰا صَلَّیْتَ وَ بٰارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَىٰ إِبْرٰاهِیمَ وَ آلِ إِبْرٰاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجیٖدٌ، اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لَنٰا وَ لإِخْوٰانِنَا الَّذیٖنَ سَبَقُوْنٰا بِالإِیمٰانِ وَ لٰا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلًّا لِلَّذِیْنَ آمَنُوا رَبَّنٰا إِنَّکَ رَؤُوْفٌ رَحیٖمٌ اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِالْجَنَّةِ وَ عٰافِنٖی مِنَ النّٰارِ، اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنیٖنَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ وَ لٰا تَزِدِ الظّٰالِمیٖنَ إِلّٰا تَبٰاراً .

 سپس بعد از آن بگوید: «السّلٰامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکٰاتُهُ، السَّلٰامُ عَلَیٰ أَنْبِیاءِ اللهِ وَ رُسُلِهِ، السَّلٰامُ عَلَیٰ جَبْرِیٖلَ وَ مِیْکٰائیٖلَ وَ الْمَلٰائِکَةِ الْمُقَرَّبِیٖنَ، السَّلٰامُ عَلَیٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ خٰاتَمِ النَّبِیِّیٖنَ لٰانَبِیَّ بَعْدَهُ وَ السَّلٰامُ عَلَیْنٰا وَ عَلَیٰ عِبٰادِ اللهِ الصّٰالِحیٖنَ» و بعد از آن سلام آخر نماز یعنی السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ‏ِ وَ بَرَکاتُهُ را بگوید.

  • 2. مستحب است زنان در وقت خواندن تشهّد، ران­های دو پا را به هم بچسبانند.
  • 3. مکروه است نمازگزار در تشهّد به حالت «إقعاء» بنشیند یعنی سینه‌ دو قدم پا را بر زمین گذاشته و به آن تکیه کند و بر روی دو پاشنه‌ پا بنشیند‌.

مستحبّات و مکروهات سلام نماز

  • 1. چند مورد در حال سلام مستحب شمرده شده است:

1. بر ران چپ بنشیند و روی قدم پای راست را بر کف قدم پای چپ بگذارد که آن را تَوَرُّک می­نامند همان طور که در تشهّد گذشت.

2. دست­ها را بر ران­ها بگذارد و انگشت­ها را به یکدیگر بچسباند.

3. کسی که فرادا نماز می‌خواند و همچنین امام جماعت در سلام سوم، با گوشه‌ چشم یا با بینى یا غیر آنها، به طرف راست خویش اشاره کند به گونه‌ای که منافى با استقبال نباشد و چهره‌اش از قبله برنگردد.

4. مأموم در نماز جماعت در صورتى که در جانب چپ او کسى نباشد، در سلام سوم، با گوشه‌ چشم یا با بینى یا غیر آنها، به طرف راست خود اشاره کند به طورى که منافى با استقبال نباشد و چهره‌اش از قبله برنگردد و اگر در طرف چپ او مأمومی باشد، سلام سوم را یک بار دیگر بگوید و در همان حال با گوشه‌ چشم یا با بینى یا غیر آنها اشاره به طرف چپ خویش کند به طورى که منافی با استقبال نباشد.

  • 2. مکروه است نماز گزار در سلام نماز به حالت «إقعاء» بنشیند یعنی سینه‌ دو قدم پا را بر زمین گذاشته و به آن تکیه کند و بر روی دو پاشنه‌ پا بنشیند‌.

 

تعقیبات نماز

  • 1. مستحب است انسان بعد از نماز مقداری مشغول تعقیب، یعنی خواندن ذکر و دعا و قرآن شود و خواندن تعقیبات اختصاص به نمازهای واجب ندارد و بعد از نمازهای مستحبّی و نوافل نیز مستحب است، هر چنداستحباب آن بعد از نمازهای واجب خصوصاً نماز صبح مؤکّدتر است.
  • 2. مستحب است نمازگزار بعد از نماز صبح در جاى نماز خود تا طلوع آفتاب بنشیند و مشغول به ذکر خداوند متعال باشد.
  • 3. در تعقیب نماز معتبر است که متّصل به آخر نماز باشد و مشغول به کار دیگرى که صورت تعقیب را به هم زده و منافی با صدق آن  است، نشده باشد و در این مورد مقامات و حالات از جهت سفر و حضر و حالت اختیار و اضطرار و سلامتی و مرض مختلف است و ملاک صدق اشتغال به تعقیب نماز و بقای عنوان مذکور در نظر عرف متشرّع است. و قدر متیقّن آن در وطن و غیر حال سفر و ضرورت، حالت نشسته است که فرد به دعا و مانند آن مشغول باشد و ظاهر آن است که تعقیب به مجرّد نشستن بعد از نماز بدون اشتغال به دعا و ذکر و مانند آن صدق نمی­کند.
  • 4. بهتر است نمازگزار در همان جایی که نماز خوانده، رو به قبله و پیش از آنکه وضو و غسل و تیمّم او باطل شود، تعقیبات را بخواند.
  • 5.  لازم نیست تعقیبات به عربی خوانده شود ولی بهتر است مواردی که در کتاب­های معتبر دعا[6]نقل شده است خوانده شود.
  • 6. از جمله تعقیبات نقل شده موارد ذیل می‌باشد:

1. گفتن سه مرتبه «اللهُ أَکْبَر» بعد از سلام نماز به این گونه که مثل سایر تکبیرات نماز، در حال گفتن هر تکبیر دست ها را بلند کند و تا مقابل صورت بالا بیاورد، آنگاه آن را پایین بیاندازد.

2. خواندن دعاى لَا إِلٰهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ‏ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ‏ وَ غَلَبَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْکُ‏وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیٖتُ‏  وَ هُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ[7].

3. از تعقیب­هایی که خیلی به آن سفارش شده است، تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها است که باید به این ترتیب گفته شود: (34) مرتبه «اللهُ أَکْبَرُ»، بعد از آن (33) مرتبه «الْحَمْدُ لِلهِ»، بعد از آن (33) مرتبه «سُبْحانَ اللهِ‏» و می‏شود «سُبْحانَ اللهِ‏» را پیش از «الْحَمْدُ لِلهِ»‏ گفت ولی بهتر است بعد از «الْحَمْدُ لِلهِ ‏» گفته شود.

4. در تعقیب هر نماز واجب سی مرتبه «سُبْحانَ اللهِ‏ِ وَ الْحَمْدُ اللهِ‏ِ‏ِ وَ لا اِلٰهَ اِلاَّ اللهُ‏ُ وَ اللهُ‏ِ اَکْبَرُ» بگوید.

  • 7. استحباب خواندن تسبیحات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اختصاص به نمازهای واجب ندارد و شامل نمازهای مستحبّی هم می­شود بلکه خواندن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها در غیر حال تعقیبات نیز مستحب است.
  • 8. بهتر است با تسبیحی که از تربت حضرت سیّد الشهداء امام حسین علیه‌السلام است، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها گفته شود. همچنین بهتر است بعد از اتمام تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها یک بار لا إلٰهَ إِلّا اللهُ گفته شود.
  • 9. اگر فرد در تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها در تعداد تکبیر یا تحمید یا تسبیح، بین کمتر و بیشتر شک کند، در صورتی که از محلّ آن تجاوز نکرده بنا بر کمتر می‌گذارد و اگر از محلّ آن گذشته، بنا می‌گذارد که آن را انجام داده است و اگر فرد سهواً تعداد اذکار را زیادتر از عدد مقرّر شده در شرع گفته باشد، بنا را بر عدد مقرّر گذاشته و از زیاده صرف نظر می‌کند.

سجده شکر

  • 10. مستحب است نمازگزار بعد از نماز،چه نماز واجب و چه نماز مستحب، سجده شکر نماید و همین قدر که پیشانی را به قصد شکر بر زمین بگذارد، کافی است ولی بهتر است صد مرتبه یا سه مرتبه یا یک مرتبه «شُکْراً لِلهِ یا «شُکْراً» یا «عَفْواً» بگوید. همچنین بهتر است دو سجده شکر انجام دهد به این نحو که پیشانی را به قصد سجده اول بر زمین بگذارد، سپس طرف راست پیشانی یا گونه راست یا هر دو را بر خاک بگذارد و بعد از آن طرف چپ پیشانی یا گونه چپ یا هر دو  را بر خاک قرار دهد سپس مجدّداً به قصد سجده دوم پیشانی را بر زمین بگذارد و نیز مستحب است هر وقت نعمتی به انسان می‏رسد یا بلایی از او دور می‏شود، سجده شکر به جا آورد.
  • 11. در سجده شکر مستحب است دو ذِراع دست (از آرنج تا نوک انگشتان دست) و سینه و شکم را به زمین بچسباند و بعد از سربرداشتن از سجده، جای سجده خود را با دستش مسح نماید، سپس دستش را به صورت و جلوی بدنش بکشد.
  • 12. احتیاط واجب آن است که در سجده شکر، پیشانی را بر مهر یا شیء دیگری که سجده بر آن صحیح است، گذاشته و بنابر احتیاط مستحب، جاهای دیگر بدن را به دستوری که در سجده نماز گفته شد، بر زمین بگذارد.
  • 13. اگر سبب و علّتی برای انجام سجده شکر پیش آمد و فرد نمی­توانست بر زمین سجده نماید، برای سجده با سرش اشاره می­کند و گونه­اش را بر ظاهر یا باطن کف دستش[8] قرار می­دهد و شکر خداوند متعال را انجام می­دهد.

احکام صلوات بر پیامبر صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله و سلّم

  • 14. هر وقت انسان اسم مبارک حضرت رسول اکرم صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم مانند محمّد و احمد یا لقب و کنیه آن جناب مثل مصطفی و ابو القاسم را بگوید یا بشنود، هر چند در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد. همچنین است حکم اگر کلماتی مانند رسول الله، پیامبر اکرم، پیغمبر خدا و مانند آن، که مراد از آن حضرتش باشد یا ضمیری که به حضرتش برگشت می‌کند، را بگوید یا بشنود.
  • 15. موقع نوشتن اسم یا لقب یا کنیه مبارک حضرت رسول صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم مستحب است فرد صلوات را هم به طور کامل بنویسد و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم را یاد می‏کند، صلوات بفرستد.
  • 16. هر گاه اسم مبارک حضرت رسول صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم مکرّر ذکر شود، مستحب است صلوات را مکرّر کند.
  • 17. هر گاه در اثناء تشهّد اسم مبارک حضرتش صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم را بشنود، می‌تواند به صلواتى که در تشهّد واجب است اکتفاء کند.
  • 18. احتیاط آن است است که براى درک فضیلت صلوات و امتثال امر مستحبّی در این مورد، بین ذکر اسم مبارک حضرت رسول صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم و صلوات، فاصله زیاد نیندازد، پس اگر در اثناء قرائتِ نماز اسم مبارک حضرت رسول صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم را بگوید یا بشنود، صلوات را تا آخر سوره تأخیر نیندازد مگر آن که در اواخر آن باشد و فصل طویل محسوب نگردد.
  • 19. در هنگام گفتن یا نوشتن صلوات بر پیامبر صلّی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلّم سزاوار نیست صلوات بر آلِ آن حضرت ترک شود بنابراین بهتر است به جای گفتن یا نوشتن «صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ» یا «صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهِ» یا «اللهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّد» گفته شود یا نوشته شود «صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ» یا «صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ » یا «اللهُمَّ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

 

مکروهات نماز

  • 1. موارد ذیل در نماز مکروه شمرده شده است:

1. نمازگزار در نماز صورت را کمی به طرف راست یا چپ بگرداند به طوری که نگویند روی خود را از قبله برگردانده است.

2. نمازگزار در یک رکعت از نماز واجب بعد از حمد، دو سوره بخواند مگر مورد استثنایی که در مسأله‌ (1296) گذشت.

3. در نماز چشم­ها را بر هم بگذارد یا به طرف راست و چپ بگرداند.

4. با ریش و دست خود بازی کند.

5. ناخن خویش را بجود.

6. موی محاسن خویش را به دندان گرفته و بجود.

7. انگشت­ها را داخل هم نماید یا انگشت‌ها را بشکند.

8. آب دهان را بیرون بیندازد  9. آب بینی را بگیرد (دماغ پاک کردن).

10. خمیازه بکشد البتّه در صورتی که موجب تولید حرف نگردد.

11. مرد دو قدم پا را در حال قیام متّصل و چسبیده به یکدیگر بگذارد.

12. به نقش انگشتر یا به قرآن یا کتابی که در مقابل اوست یا هر شیء دیگری که او را به خود مشغول نماید نگاه کند.

13. موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر، برای شنیدن حرف کسی ساکت شود.

14. حدیث نفس کند و در ذهن خویش ترتیب امور دنیویّه دهد.

15. و نیز هر کاری که خضوع و خشوع را از بین ببرد، مکروه می‏باشد.

  • 2. موقعی که انسان خوابش می‏آید و نیز موقعی که نیاز به دفع بول وغائط دارد، مکروه است نماز بخواند و غیر از اینها مکروهات دیگری هم در سایر کتب به طور مفصّل گفته شده است.

نماز جماعت

 در حدیث نقل شده است که زراره از امام صادق علیه السلام می­پرسد: «اینکه می­گویند یک نماز با جماعت، از (‌25)نمازی که فرادا خوانده شود با فضیلت­تر است، درست است؟ حضرتش فرمودند: بلی، درست گفته­اند.»

زراره در ادامه از حضرت ‌‌صادق علیه السلام پرسید: «آیا دو نفر که یکی از آنان امام و دیگری مأموم باشد نیز جماعت است؟ امام‌‌صادق علیه السلام فرمودند: بلی و‌ مأموم در این صورت،‌ در طرف راست امام می‌ایستد[9].» 

و روایت شده که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «هر کس چهل روز نمازش را به

 جماعت بخواند در حالی که تکبیرة الاحرام را درک کند (یعنی از اول نماز با جماعت باشد) از دو مورد رهایی می­یابد، یکی از آتش جهنم و دیگری از نفاق[10]

و در حدیث نقل شده است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «آیا می­خواهید شما را به عملی راهنمایی کنم که خداوند متعال به واسطه آن گناهان را از بین می­برد و به حسنات و نیکی­های فرد می­افزاید، گفته شد: بلی، ای رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم، حضرت فرمودند: وضوی کامل گرفتن در سختی­ها (مثل هوای سرد)، زیاد گام برداشتن به سوی مساجد، پس از هر نماز انتظار نماز بعد را کشیدن (که علامت اشتیاق انسان به عبادت پروردگار است) و هیچ یک از شما نیست که از منزل خویش با وضو (طهارت) بیرون آید و نماز را با مسلمانان به جماعت بخواند،سپس نشسته و انتظار نماز بعد را بکشد مگر اینکه فرشتگان می‌گویند: خداوندا او را بیامرز، بار الها،او را رحمت کن، پس زمانی که برای نماز برخاستید صف­های خود را صاف و مرتّب کنید و فاصله­ها را پر نمایید ...[11]

و روایت شده است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «هر کس وضو بگیرد و وضویش را کامل و خوب انجام دهد و سپس به سوی نماز جماعت رهسپار شود، برای هر قدمی که بر می­دارد خداوند یک حسنه برایش بنویسد و یک گناه از او محو نماید[12]

احکام نماز جماعت

 

[1]. این حکم در موردی است که انتصاب معتبر در قیام که معنای آن در مسأله (1276) گذشت رعایت شده باشد مثل فردی که راست ایستاده است و بدنش به سمتی خمیده نیست در این حال مستحب است ستون فقرات و گردنش را نیز صاف و راست نگه دارد.

[2] . شایان ذکر است از آنجا که بعضی از احکام این فصل بین اذکار نماز و قرائت نماز (حمد و سوره) مشترک می‌باشد لذا از بیان مستقلّ آن در فصل قرائت نماز صرف نظر شده و در این مبحث مطرح می‌گردد.

[3]. در نسخه کافی عبارت به صورت (مِنْ فَضْلِکَ الْواسِع) آمده است.

[4]. سوره النجم آیه 62 ، اقرأ  آیه 19 ، الم تنزیل (سجده) آیه 15 ، حٰم سجده (فصلت) آیه 37

[5]. در نسخه تهذیب عبارت چنین آمده است: «وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ فِی أُمَّتِهِ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ».

[6]. خوانندگان محترم می­توانند در این زمینه به کتاب مفاتیح الجنان محدّث قمی رضوان الله تعالی علیه مراجعه فرمایند.

[7] . وسائل الشیعة  ج‏6 ص 452 و 453 باب14 ح6 شایان ذکر است تهلیل مذکور در نسخه­های مختلف با اندکی تفاوت ذکر شده است.

[8]. کف دست شامل انگشتان دست هم می­شود.

[9]. تهذیب‏الأحکام ج 3 ص 24 ح1 باب2 فضل الجماعة

[10] . مستدرک الوسائل ج6ص447ح11 باب1  ذکریٰ الشیعة فی احکام الشریعة ج4 فصل سوم ص372

[11] . امالی شیخ صدوق مجلس52ص322ح9

[12] . مستدرک الوسائل ج6ص448ح18 باب1

  • M.M.HKH
۳۱
شهریور
۹۹

إِنِ اسْتَصْعَبَتْ‏ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فِیمَا تَکْرَهُ

لَمْ یُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِیمَا تُحِب‏[1]

 

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ (أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ )

ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ ؟

إِنَ‏ الِاسْتِغْفَارَ دَرَجَةُ الْعِلِّیِّینَ

وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ:

أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى

وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً

وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ

وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا

وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى یَلْصَقَ الْجِلْدُ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ

وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.[2]

 

[1] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح) - قم، چاپ: اول، 1414 ق.

[2] فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1375 ش.

  • M.M.HKH
۳۱
شهریور
۹۹

 

آموزش نماز در نگاه حضرت علی علیه السلام

 

این روایت شریف بیان کننده و تاویل کننده هر کدام از افعال نماز می باشد که امیر المومنین به یکی از اصحاب آموزش داده اند ، توجه به این معنا از نماز لذت این عبادت را بسیار بیشتر می کند.

اگر کسی از شما سوال کند نماز یعنی چه ، چگونه آن را معرفی می کنید؟

نماز در فقه و رساله های عملیه : عمل عبادی که با تکبیر شروع می شود و با سلام به اتمام می رسد،

مقدماتی دارد

مقارناتی

و مبطلاتی

در مدارس ما و برای دانش آموزان ، نماز به عنوان یک عمل واحد آموزش داده می شود و نسبت به بیان تک تک حرکات معولا بی توجه هستیم

 

حال آنکه حضرت امیر ع توجه به تک تک ارکان نماز  می دهند و

تایل زیبا از اجزای نماز بیان می دارند.

حضرت سوال می کنند که آیا می دانی تاویل آنچه هر روز انجا می دهی چیست؟

در آخر هم می فرمایند اگر بدون توجه به این معانی نماز خواندی ، بدان نمازت ناقص است.

 

 

نکته مهم این روایت در تغییر نگاه به نماز هست:

شاید بهتر است گاهی نماز را به تفکیک اجزایش هم معرفی کنیم.

تجربه شخصی بنده در چندین سال کار دانش آموزی این نکته را برایم به اثبات رسانده که بیان تک تک اجزای نماز برای دانش آموزان و آموزش نماز بسیار بسیار جذابتر و موثرتر خواهد بود.

 

وَ وَجَدْتُ بِخَطِّ، الشَّیْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجُبَعِیِّ نَقْلًا مِنْ خَطِّ الشَّیْخِ الشَّهِیدِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُمَا

قَالَ رَوَى جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ قَالَ:

 کُنْتُ مَعَ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَرَأَى رَجُلًا قَائِماً یُصَلِّی فَقَالَ لَهُ یَا هَذَا أَ تَعْرِفُ تَأْوِیلَ‏ الصَّلَاةِ ?

فَقَالَ یَا مَوْلَایَ وَ هَلْ‏ لِلصَّلَاةِ تَأْوِیلٌ غَیْرُ الْعِبَادَةِ

فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ بِأَمْرٍ مِنَ الْأُمُورِ إِلَّا وَ لَهُ تَشَابُهٌ وَ تَأْوِیلٌ وَ تَنْزِیلٌ وَ کُلُّ ذَلِکَ یَدُلُّ عَلَى التَّعَبُّدِ

فَقَالَ لَهُ عَلِّمْنِی مَا هُوَ یَا مَوْلَایَ

بحار الأنوار ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ : من با امیر المؤمنین علیه السلام بودم که دیدم حضرت به مردى که نماز مى خواند فرمود:

اى مرد ! آیا تأویل (معناى) نماز را مى دانى؟

عرض کرد : سَرورم! آیا نماز تأویلى جز عبادت دارد؟

حضرت فرمود : سوگند به آن که محمّد را به پیامبرى فرستاد، آرى [تأویل ]دارد···

 

 

 

تاویل تکبیر:

فَقَالَ ع تَأْوِیلُ تَکْبِیرَتِکَ الْأُولَى إِلَى إِحْرَامِکَ أَنْ تُخْطِرَ فِی نَفْسِکَ

إِذَا قُلْتَ اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفَ بِقِیَامٍ أَوْ قُعُودٍ

وَ فِی الثَّانِیَةِ أَنْ یُوصَفَ بِحَرَکَةٍ أَوْ جُمُودٍ

وَ فِی الثَّالِثَةِ أَنْ یُوصَفَ بِجِسْمٍ أَوْ یُشَبَّهَ بِشِبْهٍ أَوْ یُقَاسَ بِقِیَاسٍ وَ تُخْطِرَ

فِی الرَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْأَعْرَاضُ أَوْ تُولِمَهُ الْأَمْرَاضُ وَ تُخْطِرَ

 فِی الْخَامِسَةِ أَنْ یُوصَفَ بِجَوْهَرٍ أَوْ بِعَرَضٍ أَوْ یَحُلَّ شَیْئاً أَوْ یُحَلَّ فِیهِ شَیْ‏ءٌ وَ تُخْطِرَ

 فِی السَّادِسَةِ أَنْ یَجُوزَ عَلَیْهِ مَا یَجُوزُ عَلَى الْمُحْدَثِینَ مِنَ الزَّوَالِ وَ الِانْتِقَالِ وَ التَّغَیُّرِ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ وَ تُخْطِرَ

 فِی السَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْحَوَاسُّ الْخَمْسُ

 

تأویل نخستین تکبیر [از شش تکبیر پیش از تکبیرة الاحرام] .

[بنا بر روایات معصومان علیهم السلام ، مستحبّ است آدمى پیش از تکبیرة الاحرام، شش بار اللّه اکبر بگوید بعد تکبیرة الاحرام نماز را بر زبان آورد ـم .]

تا تکبیرة الاحرام چنین است که وقتى گفتى : اللّه اکبر ، در قلب و جان خود بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به قیام یا قعودى وصف شود

و در تکبیر دوم در قلبت چنین بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به حرکت یا سکونى وصف شود

و در تکبیر سوم او را بزرگتر از آن بدانى که به جسمیّت وصف شود، یا به چیزى مانند باشد، یا به چیزى قیاس شود

و در تکبیر چهارم او را بزرگتر از آن بدانى که به عارضه اى دچار شود، یا بیماریها دردمندش کند

و در تکبیر پنجم او را بزرگتر از آن بدانى که به جوهرى یا عرضى وصف شود، یا در چیزى حلول کند و یا چیزى در او حلول کند

و در تکبیر ششم چنین از دلت بگذرانى که او بالاتر از آن است که زوال و جا به جایى و دگرگونى حالات ، که در موجودات حادث رواست ، در او جایز باشد

و در تکبیر هفتم او را برتر از آن بدانى که محلّ حواس پنجگانه باشد.

 

 

 

 

تاویل رکوع:

ثُمَّ تَأْوِیلُ مَدِّ عُنُقِکَ فِی الرُّکُوعِ تُخْطِرُ فِی نَفْسِکَ آمَنْتُ بِکَ وَ لَوْ ضُرِبَتْ عُنُقِی

تأویل کشیدن گردنت در رکوع نیز این است که با خود گویى : اگر گردنم را بزنى باز به تو ایمان دارم.

 

 

سمع الله:

ثُمَّ تَأْوِیلُ رَفْعِ رَأْسِکَ مِنَ الرُّکُوعِ إِذَا قُلْتَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ‏

تَأْوِیلُهُ الَّذِی أَخْرَجَنِی مِنَ الْعَدَمِ إِلَى الْوُجُودِ

سر برداشتنت از رکوع و گفتن جمله «سمع اللّه لمن حمده» تأویلش این است : کسى که مرا از نیستى به صحنه هستى آورد.

 

تاویل سجده:

وَ تَأْوِیلُ السَّجْدَةِ الْأُولَى أَنْ تُخْطِرَ فِی نَفْسِکَ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ مِنْهَا خَلَقْتَنِی

وَ رَفْعُ رَأْسِکَ تَأْوِیلُهُ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِی

وَ السَّجْدَةُ الثَّانِیَةُ وَ فِیهَا تُعِیدُنِی

وَ رَفْعُ رَأْسِکَ تُخْطِرُ بِقَلْبِکَ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِی تَارَةً أُخْرَى

تأویل سجده اول این است که در حال سجده از ذهن و دلت بگذرانى که : مرا از این [خاک ]آفریدى

سر برداشتنت از سجده اول، تأویلش این است : مرا از خاک بیرون آوردى

و سجده دوم به معناى این است که : مرا به خاک برمى گردانى

و در سر برداشتنت از سجده دوم از قلبت بگذرانى : بار دیگر مرا از خاک بیرون مى آورى.

 

 

وَ تَأْوِیلُ قُعُودِکَ عَلَى جَانِبِکَ الْأَیْسَرِ وَ رَفْعُ رِجْلِکَ الْیُمْنَى وَ طَرْحُکَ عَلَى الْیُسْرَى تُخْطِرُ بِقَلْبِکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَقَمْتُ الْحَقَّ وَ أَمَتُّ الْبَاطِلَ

نشستن [در تشهّد] به طرف چپ و گذاشتن پاى راستت روى پاى چپ تأویلش این است که در دلت بگذرانى : خدایا! من حق را بر پاى داشتم و باطل را میراندم.

 

تاویل تشهد:

وَ تَأْوِیلُ تَشَهُّدِکَ تَجْدِیدُ الْإِیمَانِ وَ مُعَاوَدَةُ الْإِسْلَامِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ

تأویل تشهّدت عبارت است از : تجدید ایمان و تکرار اسلام و اقرار به برانگیخته شدنِ پس از مرگ.

 

تاویل تسبیحات اربعه:

وَ تَأْوِیلُ قِرَاءَةِ التَّحِیَّاتِ تَمْجِیدُ الرَّبِّ سُبْحَانَهُ وَ تَعْظِیمُهُ عَمَّا قَالَ الظَّالِمُونَ وَ نَعَتَهُ الْمُلْحِدُونَ

 

تاویل سلام نماز:

وَ تَأْوِیلُ قَوْلِکَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ تَرَحُّمٌ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَمَعْنَاهَا هَذِهِ أَمَانٌ لَکُمْ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ

تأویل سلام دادنها عبارت است از : تمجید پروردگار سبحان و برتر دانستن او از آنچه ستمگران در حقّش گفته اند و ملحدان وصفش کرده اند

تأویل جمله «السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» طلب رحمت و مِهر خداى سبحان است و این به معناى در امان ماندن شما از عذاب روز قیامت است

 

 ثُمَّ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَنْ لَمْ یَعْلَمْ تَأْوِیلَ صَلَاتِهِ هَکَذَا فَهِیَ خِدَاجٌ أَیْ نَاقِصَةٌ.

امیر المؤمنین علیه السلام سپس فرمود : کسى که تأویل نماز خود را بدین صورت نداند ، نمازش خِداج است، یعنى ناقص است.

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏81، ص: 255

 

برای مطالعه بیشتر این لینک را مطالعه کنید
 

  • M.M.HKH
۱۰
شهریور
۹۹
  • معنای «کریم» از منظر حاج آقامجتبی تهرانی

جوانمرد و بخشنده کسى است که وقتى قدرت یابد، درگذرد و ببخشاید و چون توانمند و مالک شود، عطا کند و ببخشد و آنگاه که چیزى از او خواسته شود، نیاز را برآورد.

«الکریم من بدأ باِحسانه»؛

فرد کریم قبل از درخواست، احسان می‌کند

«الکریم من جازی الاسائات بالاحسان»؛

کریم بدی را با نیکی پاداش می‌دهد

«من الکرم اتمام النعم»؛

کریم بی نقص و بی‌کاستی می‌بخشد

«الکریم یری مکارم افعاله دین عبیه یقضیه»؛

نیکوکارى‌هاى خود را بدهى به گردن خود مى‌داند که باید بپردازد

«لذة الکرام فی الاطعام»؛

کریم از اطعام دیگران لذت می‌برد

«الکریم اذا قدر صفح و اذا ملک سمح و اذا سئل انجح‏»؛

جوانمرد و بخشنده کسى است که:

- وقتى قدرت یابد، درگذرد و ببخشاید و چون توانمند و مالک شود، عطا کند و ببخشد و آنگاه که چیزى از او خواسته شود، نیاز را برآورد.

«الکریم یلین اذا استعطف واللئیم یقسوا إذا ألطف»؛ 

کریم هرگاه به او مهر و محبت می‌شود، نرم می‌شود.

«الکریم اذا وعد وفى»؛

کریم به وعده‌هایش پایبند است.

«الکریم یإبى العار»؛

کریم ذلت نمی‌پذیرد.

  • با چنین مولای کریمی امروز روبه‌رو هستیم.
  • این وصف مولای ماست.
  • خدای ما هم اکرم الاکرمین است.
  • داستان موسی

«حضرت موسی(ع) در راه طور سینا بود، در بین راه کسی به حضرت التماس کرد و گفت من گناه بدی کرده‌ام، از خدا بخواه که از من بگذرد؛ سپس گناهی که مرتکب شده بود را به حضرت موسی(ع) گفت. 

حضرت به خداوند گفت: این بنده از تو پوزش می‌طلبد، او را مشمول رحمت و مغفرتت قرار بده! از جانب خداوند خطاب رسید که من او را بخشیدم، ولی به او بگو که من از او یک گلایه دارم، چرا این مطلب را به تو گفت که تو مطلع شوی و هر وقت تو را ببیند، از تو خجالت بکشد؟! من نمی‌خواهم بنده من از کسی خجالت بکشد...

 

  • هیچ‌کس نتوانسته است «غافرالذنب» و «رحمةللعالمین» بودنِ خداوند را درک کند؛

 

  • وقتی می‌گویی «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه» و استغفار می‌کنی، به مقام «غفاریّتِ» خداوند پناه می‌بری، حتّی نیازی نیست که بگوییم «أَسْتَغْفِرُ اللَّه»؛ همین که خدا ببیند ما در دلمان پشیمان و خجالت زده هستیم، رحمت و غفران خود را شامل حال ما می‌کند.

 

  • امام صادق(ع) می فرماید: هیچ بنده‌ای نیست که گناهی کرده باشد و پشیمان شده باشد، مگر اینکه خدا او را قبل از آنکه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیْه» می‌آمرزد.

 

  • M.M.HKH
۱۰
شهریور
۹۹

من‌ از غم‌ تو خاطره دارم

با پرچم تو خاطره دارم

من بیشتراز تمام عمرم با

محرم تو خاطره دارم ..

 

حسیییییییین حسیییییییین

 

غرقه آهم یارفیق من لارفیق له

بی پناهم یا شفیق من لاشفیق له

 

اشکِ روضه نمکِ زندگیِ سینه زناست

تو سر دادی که الان آقا سر ما بالاست

 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برایِ باغبان ما باقی نمانده

 

ساقی غریبُ میکده میسوزد امشب

یک غنچه یاسِ گمشده میسوزد امشب

 

گل بویِ زهرا میرسد از سوی مقتل

سوی بهشتم میبرد گل بوی مقتل

 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برای باغبان باقی نمانده

 

آتش گرفته دامنِ طفلی سه ساله

سویِ شهیدان میرود با آه و ناله

 

در دست دژ خیمی افتاده گشواره

 

 آهُ واویلا

 

خون میچکد ازگوش هایِ پاره پاره

 

 آهُ واویلا

 

امشب شب بیقراریِ زینبِ .. اجازه بدید همه با هم شریک بشم ، همه بلدید :

 

طفلِ یتیمی زِحسین گمشده

واویلا واویلا

 

قامت زینب زِعلم خمشده

واویلا واویلا

 

یوقت زینب کبری رسید محضر زین العابدین : عزیزبرادرم چه کنیم ریختن خیمه هارو غارت کنن ..خیلی برای امام سجاد سخت بود اینو بگه ولی مجبور بود ناموسش توخطربود .. چه کنه فرمود عمه جان به بچه هابگو فرارکنن ..

 

زن وبچه تو این بیابون میدوییدن یا الله .. میگه دیدم یه دختری دامنش آتش گرفته داره میدوه .. تو تاریکی صحرا معلومه از دور آتش و مسیر دختر . میگه اسبم رو هی کردم دلم سوخت گفتم برم آتش دامنش و خاموش کنم تا رسیدم از اسب پیاده شدم دیدم دستاشو گذاشت رو سرش ، منو نزن من یتیمم ..

 

فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ

 

پیاده شدم آتش دامنش و خاموش کردم فهمید باهاش کاری ندارم دخترم آرام باش ، یه وقت یه نگاهی به من کرد صدا زد شیخ آب آزاد شده یا نه ؟! گفتم آری آب آزاد شده . طبیعیه سه روزه آب نخورده تشنه است یه ظرف آب براش آوردم گفتم الان آبُ ببینه آب و میخوره اما دیدم هی آبُ نگاه میکنه هی گریه میکنه …یه وقت صدا زد شیخ راه گودالِ کدوم سمته ؟!.. گودال چیکار داری ! آب نوش جان کن ، گفت وقتی بابام میدان میرفت لباش از تشنگی ترک خورده بود .. میخوام برای بابای غریبم آب ببرم

 

مظلوم حسین ...

  • M.M.HKH
۰۸
شهریور
۹۹

گودال سرخ

"باب الحرم"

 14 مجلس کامل برای  مداحان اهلبیت علیهم السلام در دهه ی اول ماه محرم

شامل:متن  روضه  اجرا شده توسط مداحان  مشهور کشور

با در دست داشتن این مجموعه می توانید مجالس عزاداری  و سوگواری اباعبدالله الحسین را پرشور برگزار نمایید. 
http://babolharam.net/
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان 

دانلود 

  • M.M.HKH
۰۸
شهریور
۹۹

السّلام علیک ایهاالعبدُالصّالح

،السّلام علیک یاابالفضلِ العباسَ ابنَ امیرِالمومنین

السلام علیک یابن سیدالوصیین

 

مه کاسه بگیرِ حُسن رویت

خورشید خجل ز ماهِ رویت

 

روزی که گِل مرا سرشتند

نامت به کتاب دل نوشتند

 

ای عطر گل یاس، یا حضرت عباس

ای معدن احساس، یا حضرت عباس

 

خورشید مدینه یا اباالفضل

امید سکینه یا اباالفضل

  1. امشب شب عباس
  2. شب سقای تشنگان حرمه
  3. امشب شب سردار سپاه حسینه
  4. شب ماه حسینه
  5. نمی دونم امشب برات از کجای روضه عباس بخونم.
  6. فقط برات بگم امام زمان فرمودند هر جا روضه عموجانم عباس باشه ... من مهدی فاطمه همونجا هستم

 

 آب از چه نگردیدی از خجالت آب

تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراست

 

قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم

که در تو عکس لب خشک سیدالشهداست

 

ز خون دیده ی من، روی موج خود بنویس

که از تمامی اطفال تشنه تر سقاست

 

  1. این دو دست مبارک رو زیر آب برد
  2. آب رو آورد مقابل صورتش
  3. فذکر عطش الحسین (یاد تشنگی حسین افتاد)
  4. نه نه بزار یطور دیگه بگم
  5. فذکر عطش علی الاصغر ... یاد لبای تشنه شیرخواره حسین...
  6. آب بر آب ریخت...
  7. مگه میشه عباس آب بخوره و بچه های حسین تو خیمه ها تشنه باشند.
  8. این مشک پر آب کرد.
  9. یگوشه چشمی به خیمه ها
  10. عباس دلاور پا به میدان گذاشت
  11. این نانجیبا پشت نخلستان کمین کردن
  12. کسی جرات چشم در چشم شدن با عباس بن علی رو نداره
  13. یوقت از پشت نامرد دست راست عباس رو قطع کرد
  14. وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا یَمینی، اِنّی اُحامی اَبَداً عَنْ دینی
  15. مشک به دست چپ گرفت
  16. دست از حسین بر نمیداره عبااس
  17. دست چپش رو هم زدن
  18. مشک به دندان گرفت
  19. اما هنوز عباس نا امید نشده
  20. کسی نمی تونه عباس متوقف کنه
  21. یوقت یه نانجیبی فریاد زد...
  22. من میدونم چطور عباس رو زمین گیر کنم
  23. یه تیر کمان
  24. تیر به مشک عباس
  25. تو مقاتل نوشتن
  26. یوقت دیدن عباس متحیر شد ( فوقف العباس متحیرا)
  27. یه نگاه به مشک
  28. یه نگاهی به خیمه ها
  29. صدای نازدانه های حسین
  30. تشنگی اصغر
  31. دیگه امید عباس ناامید شد.
  32. آب ریخت .. آبرو ریخت ..

امان که مشک تهی آبروی من را ریخت

من از خجالتِ لبهای تشنه آب شدم

  1. همین که مشک زدن سرعت عباس کم شد
  2. دیگه عباس تاب خیمه رفتن نداره
  3. در همین حین یه تیری به چشمش زدن
  4. عمو آهنین

 

 

یوقت همه دیدن قمر منیر بینی هاشم

علمدار حسین

سقای تشنگان حرم

از بالای اسب

بدون دست

تیر در چشم

از اسب بر زمین افتاااااااااد.

 

حسییییییییییین حسیییییییییییین

 


سقای دشت کربلا، اباالفضل

دستش شده از تن جدا، اباالفضل

 

پشت حسین بن علی تا شده واویلا

پای عدو به خیمه ها  وا شده واویلا

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

قرآن کریم ناظر به 

  1. بینش و فکر انسان
  2. گرایش انسان (پذیرش یک مطلب حق غیر از گرویدن به آن است و برخی حق رو می دانند اما به آن گرایش نمی یابند)
  3. رفتار های انسان

 

گرایش هایی که قرآن بیان می کند

  1. پند دادن
  • مادیات و دنیا گاهی سد راه فطرت انسان می شموند انسان سنگدل می شه و گرایش شبه حقایق کم می شود
  • راه چار ه قرآن = پند دادن و موعظه کردن
  • «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُم ای مردم، شما را از سوی خداوندگارتان پندی آمد».

# پذیرش یک مطلب حق غیر از گرویدن به آن است و برخی حق رو می دانند اما به آن گرایش نمی یابند

  • رتری‌طلبی و ستمگری آنان سبب شده است که حاضر به پذیرش حقایق نشوند:

قرآن می فرمایند :  «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا؛ آیات الاهی را در عین آنکه بدان‌ها یقین داشتند، به دلیل ستمگری و برتری‌طلبی انکار کردند»

# موعظه =زمینه را برای پذیرش دل و تسلیم شدن در برابر حقایق فراهم سازد.

    1. روش موعظه گری قرآن:
  • مشهورات صرف نیست بلکه از مشهورات همراه با برهان و دلیل استفاده  از برهان عقلی و فطری استفاده می کند
  • مثل: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ؛ بگو همانا شما را یک موعظه می‌کنم؛ برای خدا به‌ پا‌ خیزید و به تنهایی و یا با هم‌اندیشی درباره نبوّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) بیندیشید و ببینید که او جن‌زده نیست».
  1. انذار و تبشیر
  • انگیزه سازی برای انسان مختار
  • مثال قرآنی ابشار و تنذیر قرآن کریم در باب تأثیر بیم و امید در عبادت شبانه شب‌زنده‌داران، چنین می‌فرماید: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ؛(سجده، 16)؛ پهلوهاشان از بسترها (برای نماز شب) دور می‌شود، پروردگار خویش را با بیم و امید می‌خوانند و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم انفاق می‌کنند».
  • معمول انسان ها به شوق بهشت و جهنم عبادت می کنند ( غیر از اوتاد = علی علی علی[1] )
  • هشتار های قرآن منحرفان را از مسیر انحراف باز می دارد
  • قرآن مجید یکی از اهداف خود را انذار و تبشیر معرفی می‌کند و می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ ... لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ؛(کهف، 1 و 2)؛ ستایش‌ها ویژه خداوندی است که بر بندهٔ خویش کتاب را فرو فرستاد... تا از عذاب سخت پروردگار بیم دهد و مؤمنان را بشارت گوید».
  1. شفا بخشی
  • قرآن 1. هم دل رو پاک می کند و2. هم عامل تکامل انسان می شود
  • قرآن کریم یکی از اهداف خود را شفابخشی اعلام کرده و می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم ... شِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ؛ (یونس، 57)؛ ای مردم، از سوی خدا برایتان... بهبودبخش بیماری‌های روحی آمد».
  •  تعبیر «شِفَاءٌ لِمَا فِى الصُّدُور» عام است هر گونه بیماری روحی و روانی که مانع رشد است را شامل می شود
  •  تا ظرف دل از زنگار بیماری گناهان و کارهای ناشایست پاک نشود، بهترین معارف هم اگر در آن جای گیرد، آلوده به شرک و نفاق می‌شود و نه‌ تنها ثمربخشی خود را از دست می‌دهد، بلکه زیانبار می‌گردد. قرآن درصدد است که ظرف دل را پاک سازد و بیماری‌های آن را بهبود بخشد. تلاوت قرآن و دل سپردن به آن چنین اثری دارد که در روایات آمده است: «دل‌ها هم‌چون فلزات زنگار دارند. زنگار آنها را با استغفار و تلاوت قرآن بزدایید».(1[2])
  1. هدایت هدایت و پندپذیری

# . اگر عقل سیراب شود، دل رام گردد و ظرف دل از زنگارها و بیماری‌ها پالوده شود، آمادهٔ پذیرش هدایت قرآن و تسلیم در برابر موعظه آن می‌شود.

  • این هدف دیگری است که در آیات مطرح شده است. قرآن می‌فرماید
  • أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ ... بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ ... لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ؛ یا آنکه می‌گویند: قرآن را به دروغ به خدا نسبت می‌دهد...، بلکه قرآن حق و از سوی خداوندگار تو است... تا شاید هدایت پذیرند».
  •  در آیه دیگری می‌فرماید: «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ ... لِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَاب؛(ص، 29)؛ کتابی به سوی تو فرو فرستادیم... برای آنکه خردمندان از آن پند گیرند».  
  1. تقوا
  • یکی از اهداف قرآن ایجاد تقوا در انسان‌هاست
  • «قُرآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ؛(زمر، 28)؛ قرآن عربی را که در آن هیچ کژی نیست، فرو فرستادیم تا شاید تقوا پیشه کنند
  • «تقوا» یکی از عناصر مهم در بینش قرآنی و در اصل، به معنای «خودپایی» است.

#  مهم از رو خوانده شود : انسان همواره در برابر خطرها، خود را می‌پاید و مراقب خویش است. این خودپایی می‌تواند در برابر عذاب جهنم، خشم خدا و از دست دادن کمالاتی باشد که انسان می‌تواند به آنها برسد. به همین دلیل، به نحوی بر «ترس» هم دلالت دارد. و اینکه گاهی تقوای الاهی یا تقوای از جهنّم را به ترس از خدا یا جهنّم معنا می‌کنند، بر همین اساس است؛ وگرنه معنای اصلی آن «ترس» نیست.

  • در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که «ترس از خدا» به چه معناست؟
  • ترس از خدا» می‌تواند به دو صورت مطرح شود:
  1. نخست آنکه از معصیت خدا برحذر باشد؛ زیرا معصیت خدا منشأ همه عذاب‌های اخروی و عقوبت‌های دنیوی است؛
  2. دوم آنکه خطر، همواره جسمانی نیست، محرومیت از رحمت و دوری از محبوب برای انسان‌های برجسته، بالاترین رنج است. انسان‌هایی که مراحلی از کمال را طی کرده‌اند، بدین دلیل از معصیت خدا دوری می‌کنند که نگران دور ماندن از محبوب خود هستند. برجستگان از بندگان خدا اصولاً از توجه به غیر خدا بیمناکند و تقوا، آنان را همیشه در محضر خدا و خدا را حاضر و ناظر اعمالشان قرار می‌دهد و از غفلت از خدا ترسانند.
  • تقوا 1. هم در مرحله فکر و نظر مطرح است 2. و هم در مرحله عمل و رفتار
  • نخستین مرحله تقوا در بُعد نظری، «حقیقت‌طلبی» است تا انسان گرفتار باطل نشود. انسان حقیقت‌طلب هنگامی که با قرآن روبه رو گردد، بدان هدایت می‌شود و در مرحله بعد تسلیم می گردد و ایمان میاورد
  • حضرت سلمانرضی الله عنه؛ با آنکه در محیط کفر و شرک متولد شد و در آنجا رشد کرد، حقیقت‌طلبی و تقوایش سبب شد که در پی یافتن آیین حق برآید و سرانجام به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآلهبرسد و ایمان آورد. قبلاً گفتیم که قرآن می‌خواهد حقیقت‌طلبی را در انسان تقویت کرده و شکوفا سازد.
  • بالاترین مراحل تقوا، با برترین درجات کمال همراه است که انسان را شایسته آرامش‌یافتن در جوار رحمت حق می‌سازد: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَر *ٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِر؛(قمر، 54 و 55)؛ اهل بهشت در باغ‌ها و کنار نهرهای بهشت‌اند، در منزلگاه صدق و حقیقت، نزد خداوندگاری قدرتمند».
  • نخستین مرحله تقوا در بُعد عمل نیز ، آن است که متقی از آنچه که طبق فطرت خویش زشت می‌یابد، پرهیز می‌کند.
  • این نوع تقوا را می‌توان «تقوای فطری» نامید؛
  •  زیرا فطرت آن را به انسان الهام می‌کند؛ ولی این اولین مرحله تقو، در مقام عمل است. پس از اسلام آوردن نیز، تقوا مطرح است؛ اما کسانی از مراحل بالاتر هدایت قرآن برخوردار می‌شوند که مراتب دیگر تقوا را داشته باشند.
  • قرآن مجید، در موارد متعددی متعلق تقوا را بیان کرده است که از آن جمله تقوای از خداوند متعال، معاد، آتش دوزخ، فتنه‌ای که فقط ظالمان را در بر نمی‌گیرد و... است.
  • به هر روی، تقوا درجاتی دارد و همه موارد آن مد نظر قرآن است؛ ولی گویا در آنجا که تقوا هدف نزول قرآن است، مرحله اولیهٔ تقوا نباشد؛ زیرا اگر چنان خصلتی (حقیقت‌طلبی) در انسان نباشد، از ابتدا به قرآن گوش فرانمی‌دهد.
  •  
 

[1] گروهی خدای را به خاطر میل (به پاداش) پرستیدند که این عبادت تاجران است و گروهی خدای را به خاطر ترس (از عذاب) پرستیدند که این عبادت بردگان است و گروهی خدای را به خاطر سپاسگزاری از او پرستیدند که این عبادت آزادگان است». مجلسی، همان، ج41، ص14.

1. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در وصف قرآن خواندن پرهیزکاران در عبادت شبانه خویش می‌فرمایند: فَاِذَا مَرُّوا بِآیه فِیها تَشْوِیقٌ رَکَنُوا اِلَیْها طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهمْ اِلَیْها شَوْقاً وَ ظَنُّوا اَنَّها نُصْبَ اَعْیُنِهمْ وَ اِذَا مَرُّوا بِآیه فِیها تَخْوِیفٌ اَصْغَوْا اِلَیْها مَسَامِعَ قُلُوبِهمْ وَ ظَنُّوا اَنَّ زَفِیرَ جَهنَّمَ وَ شَهیقَها فِی اُصُولِ آذَانِهمْ؛ وقتی به آیه‌ای بگذرند که تشویقی در آن است، با چشمداشت و آرزو به آن اعتماد کنند و جان‌هاشان با شوق در آن خیره ‌شود و گمان ‌برند که (نعمت‌های بهشت) برابر دیدگانشان قرار دارد و هرگاه به آیه‌ای بگذرند که تهدیدی در آن باشد، گوش دل به آن ‌سپارند و پندارند که نهیب (شعله‌های آتش) جهنم در بن گوششان طنین‌افکن است. نهج البلاغه، خطبه 193.

 

[2] 1. قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): « اِنَّ لِلْقُلُوبِ صَدَأً کَصَدَأِ النُّحَاسِ فَاجْلُوها باِلاِسْتِغْفَارِ وَتِلاوَةِ اْلْقُرْآنِ؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 77، ص 174.

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

منبر وفات:

  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم.

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی...وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی... وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی هارُونَ أَخِی اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی... وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً... وَ نَذْکُرَکَ کَثِیراً ...إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیرا...

الحمدلله رب العالمین.

حسبنا الله و نعم الوکیل

 نعم المولی و نعم النصیر

 و افوّض امری الی الله

ان الله بصیر بالعباد

  • تقدیم به محضر مقدس و نورانی قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان(ع) صلواتی ختم بفرمایید
  • این جلسه گرانقدر برای تمجید و پاس داشت یاد مرحوم.............، تشکیل شده است.

امیدوارم که خدای متعال روح را ...،

  • و به بازماندگانش عزت و صبر عنایت نماید. صلوات دوم رو به همین نیت بلند تر عنایت بفرمایید.
  • در آستانه سال جدید و عید نوروز هستیم... چه بسا جاداشته باشه کمی از عید بگیم

 

  • عید یعنی بازگشت ... یعنی طبیعت به تراوت و شادابی و باز می گردد
  • معنای بازگشت طبیعت... تازه شدن ... نه تکرار شدن
  • در هر بهار درخت تکامل پیدا می کند ... رویش های جدید.
  • تکاپوی طبیعت برای نو شدن ... برگهای قدیمی و کهنه رو دور می ریزد و شروعی تازه...
  • از بهار درس بگیریم ما هم نو بشیم : به تعبیر علی (ع ) : کسی که امروزش مانند دیروز باشد ، براستی زیانکار است .
  • آیه متناسب با عید در قرآن: انا لله و انا الیه راجعون
  • این آیه پایان کار نیست.
  • داستان نهج البلاغه:

امیرالمومنین امام علی علیه السلام هنگام بازگشت از صفین و در حین نزدیک شدن به گورستان کوفه فرمودند...

اى ‏خفتگان خانه‏ هاى تنهایى، و جاهاى خشک و خالى، و گورهاى ظلمانى! اى خاک ‏نشینان، اى ساکنان دیار غربت، اى تنهاشدگان، اى بى همدمان! شما پیش از ما رفتید و ما نیز در پى شما آمده به شما خواهیم پیوست . اما خانه‏ هایتان! دیگران در آن سکونت گزیدند؛ اما زنانتان! با دیگران ازدواج کردند و اما اموال شما! در میان دیگران تقسیم شد! این خبرى است که ما داریم؛ حال شما چه خبر دارید؟ امام سپس رو به یاران خود کرد و فرمود : بدانید که اینان اگر اجازه سخن گفتن داشتند، به شما خبر مى‏ دادند که : بهترین ره توشه، تقوا است .

متن حدیث:

امام علی علیه ‏السلام ـ عند رُجُوعِهِ مِن صِفِّینَ و إشرافِهِ على القُبُورِ بظاهِرِ الکُوفَةِ ـ : یا أهلَ الدِّیارِ المُوحِشَةِ ، و المَحالِّ المُقفِرَةِ ، و القُبورِ المُظلِمَةِ ، یا أهلَ التُّربَةِ ، یا أهلَ الغُربَةِ ، یا أهلَ الوَحدَةِ ، یا أهلَ الوَحشَةِ ، أنتُم لَنا فَرَطٌ سابِقٌ ، و نَحنُ لَکُم تَبَعٌ لاحِقٌ ، أمّا الدُّورُ فَقَد سُکِنَتْ ، و أمّا الأزواجُ فَقَد نُکِحَتْ ، و أمّا الأموالُ فَقَد قُسِمَتْ . هذا خَبَرُ ما عِندَنا فَما خَبَرُ ما عِندَکُم ؟ ـ ثُمَّ التَفَتَ إلى أصحابِهِ ـ فقال : أما لَو اُذِنَ لَهُم فی الکَلامِ لأَخبَرُوکُم أنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوى ./

" نهج البلاغه حکمت 130 "

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. مطلع : اعوذ و بسم ... الحمد لله الذی ...

قال الله الحکیم فی محکم کتابه:

رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏

  1. داستان مرد تاجر و شیخ محل
  • جنس اصلیت نشانش ضمانت و کاتالوگش هست
  • سیره عقلای عالم اینه چیزی که کاراییش رو بلد نیستن می پرسن...اگه عاقل باشن
  • شبهه ما انسان ها بلدیم ؟  ... غرب 150 سال تمدنشه ... قدرت روح ... مرتاض هندی؟ کمال اجتماعی ... راهپیمایی عفاف 1970 در آمریکا.
  1. کتاب هدایت و برنامه هدایتی انسان بسوی دنیا و آخرتی خوب در قرآن اومده.
  2. برنامه دنیایی و هم آخرتی...
  3. برخی فکر می کنن دین فقط واسه مردن برنامه داره... قرآن فقط مال مراسم عذاست ... صوت عبد الباسط یاد مرگ .
  4. دنیایی؟؟؟ چطور در دنیا خوب زندگی کنیم در قرآن است مثلا
  5. لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضا: آی مردم برخی غیبت برخی دیگر رو نکنید
  6. أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزان‏: گران فروشی و کم فروشی نکنید
  7. أَوْفُوا بالعقود: عهد شکنی نکنید
  8. کلو من طیبات: غذای پاک و حلال بخورید
  9. انکحوا ایاما و الصالحین ...
  10. قد افلح المومنون الذن هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن الغو معرضون ... غفلت
  11. کار بد ... کار فرعی مانع اصلی ... کر درجه پنج ... اولین گام در سیر و سلک اعراض از لغو...
  12. سبک زندگی قرآنی ...اگه کمال در دنیا رو میخوای...
  13. شبهه ... افسوس در زمانه ای که جهان در حال قدم گذاردن بر ماه است وفضا را فتح می کنن ما هنوز این مانده ایم که با پای راست به دستشویی برویم یا پای چپ! ... هر حرف قشنگی درست نیست. فرق فلسفه غرب و اسلامی در تبیین عوامانه ... همه با   هم باید باشه.
  14. شبهه ... نگاه حرام لذتش بیشتره ... مال دزدی راحت تره ... زندگی بدون تعهد آسونتره (ازدواج سفید) ... جواب فقط نگاه حرام رو بگم ... جامعه ای که زیبا ترین مال من باشه چن تهنا ترین چیزی که دیده همینه.
  15. شکست کمونیست برای اینکه تک بعدی انسان رو می بینه...لیبرالیسم جای خود.اراده آزاد انسان.
  16. انقراض فرهنگی
  17. در برنامه دین همه ابعاد دیده شده . آخرت هم ختم به خیر می شه زندگی شما...
  18. شبهه چرا تا الان ما نتونستیم؟... کی گفته تمدن 1000 ساله اسلامی داشتیم ... بعد هر چقدر پول بدی آش میخوری ... سنت خدا ابا الله ان یجری الامور الا باسباب ها ...
  19. بچه خوبای مدرسه خدا.
  20. داستان دانش آموزی که به تکالیفش درست عمل کرده نتیجش چی میشه؟؟؟
  21. هم علمش میره بالا و هم سر کلاس نمراتش خوبه و آدم بدرد بخوری میشه و دانش اموز رستگاری میشه.
  22. اما قرآن معلمانی داره
  23. معلم اول نبی مکرم اسلام حضرت محمد ابن عبدالله (صلوات)  ... لتبین لناس ما نزل به
  24. معلم و هدایت گری برای اولیائ خداست
  25. اولیای خدا کیانند؟......ائمه ما
  26. حالا ما مستقیم به امام دسترسی نداریم ... باید بریم سبک و سیاقی که برا ما گفتن رو بینیم...
  27. بحثمون رو عملیاتی کنیم همین الان... نهج البلاغه ... صحیفه ... اینا عمیقن ... شناگری ، فقیهی غیر مصطلح ... بسم الله ... و الا در حد ما مفاتیح الحیاه ... حلیه المتقین ...
  28. دغدغه تربیت فرزند داریم همه مون ... استاد ما دکتری تربیت فرزند ... حرف مشهور همه شنیدیم بچه های ما اونچه ما هستیم میشن ، نع اونچه ما دوست داریم ...این مال سن پایین در سن بالا تر  بچه ما در بستری که براشون فراهم میشه رشد می کنن.
  29. مثل برخی بچه های یاران که در گروه دوستان رشد کردن.
  30. جمع بندی کنم.
  31. دین برای زندگیه نع برای مردن.
  32. مثال بچه مدرسه ای زرنگ.
  33. ائمه معلمند ... ما باید بریم سر کلاس درسشون ... کنار مطالب اخلاقی سیره رو هم ببینیم... مفاتیح الحیاه.
  34.  
  35. وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَ‏ مُنْقَلَبٍ‏ یَنْقَلِبُون‏
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

السّلام علیک یااوَّل قتیلٍ من نسل خیرسلیل

السّلام علی عَلِیٍّ الکبیر

 ای خداجلوه و نبی مرآت            مرتضی خصلت و حسین صفات نه

انبیاءدرجلال توشده محو             اولیاءبرجمال توهمه مات

خاتم الانبیاءزسرتاپا                     سیدالاوصیاءزپاتاسر

 ماه کنعان سیدالشهداء              یوسف کربلا علی اکبر

  1. ازامام صادق(ع)سوال شد بالاترین لذتهاچیست؟ فرمودند ... فرزندی رشید جلوی چشم پدرراه برودپدر به قدوبالای خیره نگاه کنه.دوباره سوال شدسخت ترین مصیبتهاچیست؟فرمودند همان جوان درمقابل دیدگان پدرازدست برود
  • امشب شب جوان ازدست داده هاست
  • باباهای شهداءکجانشسته اید
  • شماامشب برای حاجتمندادعاکنید
  • جانم حسین(2)  ای جان جانانم حسین
  • آقاجان چه گذشت به شما ...
  • آن موقعی که علی اکبرآمد ... اذن میدان خواست
  • نوشتند : فأذِنَ له،  ثم نَظَرالیهِ نظرآیِسٍ منه واَرخَی عینَهُ وبَکَی  ابی عبدالله ...
  • فورا اجازه داد
  • یک نگاه مأیوسانه ای به قد بالای جوونش
  • بی اختیار اشک ازچشمشان جاری شد
  • خدا تو شاهد باشد: اَشبَهُ الناسِ خَلقًا وخُلقًاومنطِقًابرسولک

گمان مدارکه گفتم برو،دل ازتوبریدم 

نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم

دلم به پیش تو ،دیده به قامتت

خدای داند ودل شاهداست... من چه کشیدم ... مظلوم حسین...

  • علی به میدان رفت
  • جنگ نمایانی کرد
  • گرمای هوا و سنگینی زره و عطش امان علی رو بریده
  • اومد از باباش طلب آب کرد...
  • بابا جانم آیا جرعه آبی هست...
  • ... عزیزدلم برو که بزودی از دست رسول خدا سیراب میشی...
  • دوباره میدان رفت
  • یوقت ناله علی بلند شد
  • پدرجان علی تو دریاب
  • حسین خودشو به علی رسون
  • نوشتند از بالای اسب بر زمین افتاد
  • اومد جنازه اربا اربای علی رو بغل گرفت
  • دید دلش آرام نمیگیره
  • یوقت دیدند و وَضَعَ خَدَّهُ علی خَدِّهِ
  •  صورت به صورت جوانش گذاشت
  •  یا بُنیّ قَتَلَ اللهُ قومًا قتلُوک
  •  
  • علَی جانم... علی الدُّنیا بعدَکَ العَفا.
  • حالا حسین میخواد علشو به خیمه ببره
  • دیگه رمقی برا حسین نمونده
  • ناله دل حسین....

آی

جوانان بنی هاشم بیاید
علی را بر در خیمه رسانید

خدا وندا که من طاقت ندارم
علی را بر در خیمه رسانم

----
مدینه مادرش چشم انتظار است
به خیمه عمه اش دل بی قرار است

کجا رفتند و آن رعنا جوانان
کجا رفتند و آن پاکیزه جانان

----
نباشد مادرش لیلا بیاید
تماشای قد اکبر نماید

بگویید عمه اش زینب بیاید
علی بر در خیمه رساند

  • الا  لعنه الله علی القوم الظالمین
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ"

امشب ما رو سوا کن،ما رو به کشتی نجات خودت برسون... حسین...

 کشتی نوح نشد منتظر هیچ کسی ۲

این حسین است که با خود همه را خواهد برد

حسین ...

*السلام علیک یا اباعبدالله*

شب عاشورا قرار بود حمله بشه،اصحاب اومدند اعلام وفاداری کردند،بیاید ماهم امشب کنار خیمه آقا یه جوری بهش سلام بدیم که دل زینب قرص بشه

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

لبها معطر است سلام علی الحسین

ساعات آخر است سلام علی الحسین)۲

این خاک، رستخیز تمام مصایب است

صحرای محشر است سلام علی الحسین

ظهر دهم رسیده و چشمان خواهری

سوی برادر است، سلام علی الحسین

*حسین ... آی ...*

ظهر دهم رسیده و از سیب سرخ عشق

عالم معطر است سلام علی الحسین

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب۲

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

*آخه اهل حرم  یه وقت دیدند آقا رفت پشت خیمه شروع کرد با غلاف شمشیر خاک رو کندن،علی اصغرم"*

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

هم دست ها بریده و هم آب ریخته است

عباس، مضطر است سلام علی الحسین

*اون لحظه که آب روی زمین ریخت عباس مضطر شد،قربونت برم سقای حسین،علمدار عشق من یه مضطر دیگه هم میشناسم که روز یازدهم وقتی همه رو سوار کرد،کاروانش رو مرتب کرد،نمیدونم زینب با دختر بچه هایی که مرده بودند چه کرد؟! همه به دست و پا غل و زنجیر جامعه دارند،همه رو سوار ناقه های بی جهاز کرد،زین العابدین رو سوار کرد،سی هزار نامرد دارند نگاه میکنند"یا مجیب المضطر اَجب المضطر"زینب به داد برس،الان زین العابدین قالب تهی میکنه،صدا زد"یا حجة الباقین و یا ثمال الماضین" ای یادگار گذشتگان و ای امید آیندگان "مالی اراک تجود بنفسک؟! "چرا داری با جون خودت بازی میکنی؟  تو حجت خدایی! عمه مگر این بدن حجت خدا نیست؟

کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است

حسین ....

امشب شهادتنامه عشاق امضا میشود

فردا زخون عاشقان این دشت دریامیشود

امشب باید خودمونو برسونیم وگرنه جا میمونیم...

امشب شبشه...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

مکن ای صبح طلوع...

عصر فردا....

همون لحظه ای که آسمون تیره و تار شد،همون لحظه ای که صدای بانویی قدشکسته بلند شد...

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است...

زینب بچه ها رو جمع کن...

حسین حسین حسین...*

بر آن گلو که بوسه برآن زد پیامبر

امروز خنجر است،سلام علی الحسین

 

والعصر، عصر اگر برسد چشم زینبش

حیران یک سر است،سلام علی الحسین

*سری به نیزه بلند است...

 

حسین جان قراره سرت رو وارد کوفه کنند؛زینب معلم قرآن دختران اینا بوده، من بهشون یاد دادم اگر کسی قرآن خواند ماشاء الله بگید،بارک الله بگید ولی اینا سنگ میزنند،من بهشون یاد ندادم وقتی کسی قرآن میخونه هلهله کنند و کف بزنند...

حسین جان...*

این بوی سوختن ز خیامش رسیده است؟

یا بوی معجر است سلام علی الحسین

*بوی معجر سوخته میاد"صداتو برسون کربلا،اربعین همدیگه رو کربلا ببینیم،حسین جان ...*

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ * بسم الله الرحمن الرحیم* لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ 92 عمران

  1. امام حسین مظهر دست گیری و کمک به دیگران.
  2. شخص انصاری برای حل مشکل خود نزد امام حسین. هنوز سخن نگفته بود، امام از چهره نا آرام او، درد و رنجور بودن او را دریافت و فرمود:

یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله

ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»

او نیز در نامه ای چنین نوشت:

«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»

امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:

«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»  

  • و در ادامه افزود...
  1. [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی]

مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:

«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک 

1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .

  • دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند]
  • جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند]
  • فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .
  • تحف العقول، ص 247
  1. از دیگر درس های امام حسین برای ما درس خدمتگزاری به مردم است
  2. روایت از امام حسین کم است / خفقان معاویه.
  3. قبل از واقعه کربلا خصوصیت سخاوت و مردم داری متجلی.
  4. خدمت گزاری راه میانبر کمال.
  5. حضرت محمد ص: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله
  6. نامه امام خمینی به آقا سید احمد آقا (از رو خوانده شود ): پسرم!... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَل (آویزان) بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار... پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست . صحیفه امام، ج 18، ص 511 26 تیر 1363
  7. آیت الله فاضل : من 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم واجباتت را انجام بده به جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس و کار مردم را راه بیانداز اگر قیامت کسی از تو سؤال کرد بگو فاضل گفته بود.
  8. مصادیق خدمت گزاری را در مسائلی همچون انفاق، احسان، امداد، حمایت از محرومان و مظلومان و قضای حاجت مردم ، قرض الحسنه و ...
  9. امام علی ع : السید من تحمل اثقال اخوانه

( آقا کسی است که بار مشکلات سنگین برادران دینی خود را به دوش کشد)

  1. امیرمؤمنان علی(ع) نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد
  2. خدمت گزاری در سیره حسین بن علی علیه السلام
  3. اندیشه سازی ( خدمات فرهنگی)
  • ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد، نگران نباشید. زیرا جزای او با خداوند است و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است .» بحارالانوار، ج 78، ص 121
  • آنگاه فرمودند: « اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم؛. بدانید نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتهای پروردگار برای شما است، پس نعمتها را [پس نزنید و] از دست ندهید که دچار عذاب الهی می شوید .»
  1.  باید بدانیم امام بیش از کار نظامی کار فرهنگی کرده.

کل حرکت امام حسین نهایت 5-6 روز جنگ و قتال امام حد اقل چندین یک سال مبارزه فرهنگی.

  1. امام حسین ع: مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَه
  2. خمتگزاری در عمل ( مرد میدان عمل)
  • یاد می گیریم فقط حرف زدن نباشه ... اهل عمل هم باشیم
  1. داستان ... عیادت از اسامه(خود عیادت، ادای دین مومن)[WU1] 
  2. عیادت بریم ... بعه فکر هم باشیم.
  3. نریم شیرینی که خودمون آوردیم رو بخوریم
  4. بریم اگه در توان داریم سختی بیماری رو کم کنیم
  5. قوت قلب باشیم برای هم.
  6. تاکید دین بر رسیدگی به نزدیکان
  7.  ( جامعه ای که محتاج کمیته امداده (نهادهای اجتماعی حمایتی ) باشد، مردمش کم تر به فکر هم هستند و کم اهل خیر هستند،
  8. جامعه حسینی کمیته امداد باید بیکار باشه یا کم کار باشه... همسایه، ارحام و...)

 

  1. داستان بخشش باغ به غلام.[WU2] 
  2. باید بسوی خدمات اجتماعی و توانمند سازی بریم...
  3. سیره معصومین گدا پروری نیستند، آقا پروری هست...
  4. خرده نمیده کلان میده ... یقین بر میگرده.
  5. هم سنت اقتصادی در دنیایی و هم سنت حقه اللهی.
  6. اشاره به داستان فقیر و سخاوت حسینی.[WU3] 

باسخاوت ترین مدینه، حسین ع، امام مسجد،شعری کمک خواست،قنبر از مال حجاز مانده،4000 دینار،این فقیر نیازمندتر، در عبا پیچید ، از لای درب، هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ...

 ورود به روضه ... به این فقیر بگیم تو کجا بودی آقای غریب ما رو در کربلا ...

انگشتر به ساربان...


 [WU1]روزی امام حسین علیه السلام برای عیادت «اسامة بن زید» به خانه او رفت که سخت بیمار بود، وقتی نگاه او به امام افتاد آهی کشید و از اندوه خود یاد کرد . حضرت فرمودند: «وما غمک یا اخی؟ ای برادر! چه اندوهی داری؟»
اسامه عرض کرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهکارم . حضرت فرمودند: «ادای دین تو بر عهده من است . » اسامه گفت: می ترسم از دنیا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: «لن تموت حتی اقضیها عنک; پیش از آنکه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را می پردازم .»

) بحارالانوار، ج 44، ص 189، حدیث 2 .
 

 [WU2]روزی امام حسین علیه السلام با جمعی از دوستان وارد باغ خود در مدینه شد . غلام آن حضرت به نام «صافی » نگهبان آن بود . امام به گونه ای وارد شد که غلام متوجه او نشد، حضرت دید او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب کرد; زیرا او هر قرص نانی که برمی داشت نصف آن را به سوی سگی که در پیش روی او بود می انداخت .
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسیدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانی که برمی داشتی نصف آن را به سگ باغ می دادی؟ غلام عرض کرد: من غلام شما و نگهبان این باغم و این سگ نیز نگهبان این باغ است . وقتی سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه می کرد . من حیا کردم که او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از این رو هر قرص نان را مساوی تقسیم کردم .
حضرت از پاسخ غلام به گریه افتاد و فرمود: «ان کان کذلک فانت عتیق لله تعالی ووهبت لک الفی دینار; اگر چنین است تو را در راه خدا آزاد کردم و دو هزار دینار نیز به تو بخشیدم .»
غلام گفت: اگر مرا آزاد کنی من دست از تو برنمی دارم و باغبان تو در این باغ باقی میمانم . وقتی امام وفاداری او را دید، همه باغ را به او بخشید و فرمود: «انسان بزرگوار باید عمل او گفتارش را تایید کند ... این باغ را با آنچه در آن است بتو بخشیدم، پس دوستان مرا میهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قیامت کرامت ببخشد، و اخلاق نیکو و ادب تو را مبارک گرداند .»

 بحارالانوار، ج 44، ص 194، حدیث 4 .

 [WU3] [WU3]روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد .

به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود:

لم یخب الان من رجاک و من

حرک من دون بابک الحلقة 

تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است

انت جواد وانت معتمد

ابوک قد کان قاتل الفسقة 

تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود

امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:

آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است

سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:

خذها فانی الیک معتذر

واعلم بانی علیک ذوشفقة 

اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم

لو کان فی سیرنا الغداة عصا

امست سمانا علیک مندفعظ

اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد

لکن ریب الزمان ذوغیر

والکف منی قلیلة النفقة 

ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .

مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد 

بحارالانوار، ج 44، ص 190 .

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ﴿۲۸ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿۲۹ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿۳۰صدق الله العلی العظیم*

امام حسین و معنویت

قَالَ الصَّادِقُ ع:‏ الْعَارِفُ‏ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ عارف شخصیتش همراه خلق اما قلبش بسوی خداست.

  1. زمانی که از امام حسین و واقعه کربلا سخن گفته می شود... پرده از حکایتی عارفانه و عاشقانه برداشته میگردد.
  2. کربلا عرصه عشق بازی پاکبازانِ عارف و مومنان راستینی است که در راه وصال به معبود رقص در برابر شمشیر های بران را بر عافیت دنیای فانی برگزیدند.
  3. در بین تمامی اوصافی که در قرآن کریم ذکر گردیده، خداوند متعال تاج بندگی و (النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ) را بر حسین ابن علی ابن ابی طالب بر می گزیند.
  • قال أبو عبد الله (ع): «اقرءوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم، فإنها سورة الحسین بن علی، و ارغبوا فیها رحمکم الله، فقال له أبو أسامة و کان حاضر المجلس: کیف صارت هذه السورة للحسین (علیه السلام) خاصة؟

فقال: «ألا تسمع إلى قوله تعالى: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی؟ إنما یعنی الحسین بن علی (علیهما السلام)، فهو ذو النفس المطمئنة الراضیة المرضیة و أصحابه من آل محمد (صلوات الله علیهم) الراضون عن الله یوم القیامة و هو راض عنهم، و هذه السورة [نزلت‏] فی الحسین بن علی (علیهما السلام) و شیعته، و شیعة آل محمد خاصة، من أدمن قراءة الفجر کان مع الحسین (علیه السلام) فی درجته فی الجنة، إن الله عزیز حکیم».            البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 657

 

  1. دعای عرفه تجلی معنویت حسینی:
  • ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ؟ وَ مَا الَّذى فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟ لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَکَ بَدَلاً وَلَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى عَنْکَ مُتَحَوِّلاً
  • پروردگارا! چه یافت آنکه تو را گم کرد؟ و آنکه تو را یافت دیگر چه گم کرده است؟ مطمئنا آن کسی که به دیگری به جای تو راضی شد زیانکار است و آنکه از تو روی گرداند در خسران خواهد بود.
  1. مهلت برای عبادت:
  • عصر تاسوعا عمرسعد فرمان حمله، امام حسین به عباس ع مهلت بگیر ، چرا؟
  • اِرْجِعْ اِلَیْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنّا الْعَشِیَّةَ لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنَا الْلَّیْلَةَ وَ نَدْعُوَهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّی قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ.
  • به طرف آنها برو، اگر توانستی آنرا تا فردا تأخیر بینداز و حمله آنها را امشب از ما دفع کن تا امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و دعا کنیم و استغفار کنیم، زیرا خـدا می داند که نماز برای او و تـلاوت قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم.
  1. حسینی ها : عابدان شب و شیرهای میدان نبرد
  • حدیث شریف علی ع اوصاف شیعیان راستین : رُهبانٌ باللَّیلِ اُسْدٌ بالنَّهارِ
  1. اگر کسی ادعای امام حسینی بودن دارد باید اهل ارتباط با خدا باشد.
  2. رنگ خدا در زندگی ما پر رنگ ترین رنگ باشد.
  • صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً
  •  رسول خدا بهترین همنشین: مَنْ ذَکَّرَکُمْ بِاللَّهِ رُۆیَتُهُ...
  1. درس کربلایی های واقعی این است.
  2. یارانی به رنگ خدا:
  3. حضرت عباس:
  • با تمام فضایلی که دارد ، قد و رشادت ، زیبایی و جمال ، نسب و همه خصوصیات...
  • در مقتل آمده یکی از قاتلین حضرت عباس می گفت:

وَ قَالَ أَبُو الْفَرَجِ فِی الْمَقَاتِلِ ...عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ أَصْبَغَ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ: رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ بَنِی أَبَانِ بْنِ دَارِمٍ أَسْوَدَ الْوَجْهِ وَ کُنْتُ أَعْرِفُهُ جَمِیلًا شَدِیدَ الْبَیَاضِ،  فَقُلْتُ لَهُ مَا کِدْتُ أَعْرِفُکَ، قَالَ إِنِّی قَتَلْتُ شَابّاً أَبیض مَعَ الْحُسَیْنِ بَیْنَ عَیْنَیْهِ أَثَرُ السُّجُودِ فَمَا نِمْتُ لَیْلَهً مُنْذُ قَتَلْتُهُ إِلَّا أَتَانِی فَیَأْخُذُ بِتَلَابِیبِی حَتَّی یَأْتِیَ جَهَنَّمَ فَیَدْفَعَنِی فِیهَا فَأَصِیحَ فَمَا یَبْقَی أَحَدٌ فِی الْحَیِّ إِلَّا سَمِعَ صِیَاحِی قَالَ وَ الْمَقْتُولُ الْعَبَّاسُ بْنُ عَلِیٍّ  (بحارالانوار)

  1. حضرت زینب کبری (س)
  • امام حسین، معصوم، امام...
  1. از خواهر می خواهد: یا اُختاهُ! لا تَنْسینِی فِی نافِلَهِ الْلَّیلِ.
  2. امام سجاد ع می فرمودند : عمه ام زینب بعد از حادثه عاشورا از کوفه تا شام و در اوج بحران روحی، نمازهای واجب و مستحب خود را به نحو زیبائی انجام می داد، اما در برخی موارد نمازهایش را نشسته ادا می کرد; چرا که غذای خود را به بچه های یتیم می داد و گاهی خود گرسنه می خوابید.
  3. امروزه ما ها تا تقی به توقی می خوره اول از نماز و خدا می زنیم.
  4. تا شب عید ، مهمون ، عروسی ، عزا ، بجای رفتن درب خونه خدا ، اول از ارتباط با منبع خیر بی نهایت خودشان را قطع می کنن.
  • «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (الرعد 28)
  1. حبیب بن مظاهر
  • اونها معصوم بودن یا معصوم زاده ... اینها چی ؟
  • امام حسین بر بالین حبیب :

للهِ دَرُّکَ یا حَبِیب لَقَدْ کُنْتَ فاضِلاً تَخْتِمُ الْقُرآنَ فِی لَیلَةِ واحِدَة».

ای حبیب! خدا به تو پاداش نیک عنایت کند، تو انسان باکمالی بودی و در یک شب قرآن را ختم می کردی.

  1. زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش شنوندگان می رسید.
  • قَالَ الرَّاوِی: بَاتَ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِیٌّ کَدَوِیِّ النَّحْلِ مَا بَیْنَ رَاکِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ فَعَبَرَ إِلَیْهِمْ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنْ عَسْکَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلاثُونَ رَجُلا.[اللهوف، ص91].

امام باقر ع:

إنَّ أَصْحَابَ جَدِّی الْحُسَینْ لَمْ یجِدُوا ألَمَ مَسِّ الْحَدِیدِ

یاران فداکار جدم امام حسین ع در زیر ضربات شمشیر و نیزه دشمن احساس درد نمی کردند!

  • نه اینکه تیرها، شمشیرها و نیزه ها را نمی دیدند بلکه درد و رنج جسمی آنها در مقابل شوق شهادت و لقاء و رضایت پروردگار متعال رنگ باخته بود و خود را فراموش کرده و به دنیای دیگری می اندیشیدند .
  1. ظهر عاشورا و نماز عشق ...
  • ظهر عاشورا ابوثمامه صیداوی در اوج جنگ عرضه داشت: یااباعبدالله! فدایت شوم، گرچه این مردم با حملات و هجومهای پی درپی خود به تو نزدیک شده و می خواهند تو را به شهادت برسانند، اما به خدا سوگند! تا مرا نکشته اند نمی توانند به تو آسیبی برسانند . دوست دارم در حالی به ملاقات پروردگارم بشتابم که این آخرین نمازم را هم به امامت شما خوانده باشم .
  •  با شنیدن سخنان ابوثمامه، امام به آسمان نگاه کرده و فرمود: «ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین الذاکرین . نعم هذا اول وقتها;

 نماز را یاد کردی، خداوند متعال تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند قرار دهد . بلی الان اول وقت نماز است.

  • سپس امام فرمود: لحظاتی از دشمن آتش بس بخواهید!

ولی هنگامی که دشمن آتش بس موقتی را نپذیرفت سالار شهیدان در مقابل باران تیر دشمن به نماز ایستاد .

  • دو نفر از یاران امام حسین علیه السلام به نامهای زهیربن قین و سعیدبن عبدالله حنفی برای محافظت امام علیه السلام پیشاپیش ایستاده و سینه هایشان را در مقابل تیرهای دشمن سپر قرار دادند و حضرت به همراه یاران باقی مانده خود، نماز ظهر عاشورا را به پا داشت .
  • سعید که در مرکز خطر ایستاده بود، تیرهای دشمن را با دست و صورت و سینه اش دفع می کرد . هنگامی که نماز به پایان رسید، او با بدنی خونین به زمین افتاد. و در حالی که نفسهای آخر را می کشید چشمانش را گشوده و با تبسمی ملیح به سیمای امام حسین علیه السلام نگریست و در همان لحظه به امام عرض کرد: «اوفیت یابن رسول الله!

امام با لحنی رضایت آمیز فرمود: «نعم انت امامی فی الجنة;  بلی تو در بهشت پیشاپیش من خواهی بود.
سید بن طاووس نوشته است: هنگامی که تیرهای بدنش را شمردند، به غیر از جراحات نیزه و شمشیر، 13 تیر به دست و صورت و سینه سعید بن عبدالله حنفی اصابت کرده بود.

  1. تعداد یاران امام کم بود... چرا دو نفر را فدای نماز کرد؟
  2. اینجا کلاس درس کربلاست و معلم امام حسین ... شاگردان مکتب امام حسین درس بگیرید! در کربلا نماز اول از همچیز است.
  3. آخرین مناجات عارفانه و عاشقانه ... ته گودال خون
  • «اللهم متعالی المکان ... صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک یا غیاث المستغیثین مالی رب سواک ولا معبود غیرک صبرا علی حکمک یا غیاث من لا غیاث له ...
  •  ای خدایی که مقامت بس بلند است ... در مقابل قضای تو شکیبا هستم . ای پروردگاری که بجز تو خدایی نیست! ای فریادرس دادخواهان! مرا جز تو پروردگاری و معبودی نیست . بر حکم تو صابر و شکیبا هستم . ای فریادرس آنکه فریاد رسی ندارد
  • سجده آخر: آنگاه که صورت خونین به خاک گذاشت و آخرین سجده اش را بجا آورد، فرمود: «بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. همه خسران می کنن مگر کسانی که
  •  عمل صالح انجام می دهند
  • تواصی به حق دارند
  • تواصی به صبر دارند
  1. حرکت امام حسین تجلی عینی سوره عصر است.
  2. ای اهل عالم ... حسین زهرا عبد صالح خداوند ...
  3. در راه اعتلای حق قیام نمود
  4. و در این مسیر جام صبر را پیاله پیاله نوشید و بر مشقت این مسیر استواری ورزید.

 

  1. امروز درس صبر را از کتاب کرب و بلا مرور می کنیم ان شا الله.
  2. اما معنی صبر[WU1] 
  • صبر در لغت : حبس و بازداشتن.
  • هر گاه کسى خود را از فعلى اختیاراً باز دارد صبر کرده است.
  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع.

 

  1. در قرآن برای هر سه قسم صبر مصادیقی بیان شده:
  • یَا ایُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطوا وَ اتَّقُواللّهَ لَعَلَّکُم تُفْلِحُونَ
  • سَلامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
  • وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوفِ وَالجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ
  • اِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ اِنَّهُ اَوَّابٌ (صبر ایوب)
  •  وَ اِسْمَاعِیلَ وَ اِدْریسَ وَ ذَاالکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ (سوره انبیاء، آیه85) 
  • و ...
  1. یکی از قصص قرآنی که در رابطه با صبر بیان شده داستان

موسی و خضر است.[WU2] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • در ‏کافی ‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏ ای‏از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 

 


 [WU1]صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230)

 [WU2]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU3]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU4]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

(

فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67) **

***

 

صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230) 

 

***

 

گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

****

 

صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند . )

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم

صلی الله علیک یا رسول الله، و علی آل بیتک، المظلومین المعصومین الهداه المهدیین، الحجج المیامین، و لعنه الله علی أعدائهم ابد الآبدین، و دهر الداهرین.

 

  1. داستان عبیدالله بن حر جعفی، در یک منزلگاه ، امام حجاج بن مسروق را فرستاد ، وی بهانه آورد ، خود حضرت همراه عده ای نزد او رفت ، دعوت را رد کرد ، و از روی خیرخواهی ! گفت : اسب زین شده جنگی و شمشیر برانی دارم آن را به شما هدیه می کنم.

(عبیدالله بن حر جُعفیکسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .)

  • یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک...
  1. خدا علاوه بر قرآن معلمانی هم برای هدایت ما فرستاده تا الگو های عملی و علمی در راه هدایت ما باشند.
  2. وظیفه ما:  اقتدا و همراهی با امام است ...
  3. گریه و حزن در مظلومیت آنها خوب است اگر عامل وصل علمی و عملی به راه و منش و روش آنها بشود.[WU2] 
  4. داستان گریه حین غارت خیمه ها.
  5. دستان خیر خواهی محمد حنفیه و داستان بالا.
  6. امام نوچه پرور نیست ، نخبه پرور است.
  7. امام به دنبال همراهی عملی ما است ، گاهی خود به نزد ما میاید (جعفی) ، گاهی سفیر امام ( مسلم ) ، گاهی پیام امام (ایامی همچون غدیر و محرم و اربعین و ...)
  8. وظیفه ما؟
  9. خود امام در نامه به سلیمان صرد خزائی
  • فَلَکُمْ فِىَّ اُسْوَةٌ؛
  1. امام صادق:«یَکُونُ لِى بِالْحُسَینِ اُسْوَةٌ.[WU3] 
  2. پیامبر و همه اهل بیت اسوه هستند : ولکم فی رسول الله اسوة حسنة...
  3. این ایام ، زمان یاد گرفتنه
  4.  باید از اسوه یاد گرفت و عمل گرفت.
  5. انس با امام حسین یعنی مثل حسین ع زندگی کردن.
  6. این ایام زمان حسینی شدن است
  7. حسینی شدن یعنی مثل حسین و عباس و زینب علیهم السلام ، فکر کردن ، دیدن عالم (ما رایت الا جمیلا ) و عمل کردن.
  8. در این دهه ان شا الله قصد داریم ده شخصه از زندگی حضرت امام حسین ع رو درس بگیریم.
  1. و حسینی شویم.

 

  1. اولین شاخصه که امروز با توجه به بیان مقدمه اجمالا ، بیان خواهیم کرد.
    • اخلاص و خدامحوری
  2. اخلاص یعنی چه؟
  • واژه اخلاص، مصدر باب افعال از ریشه خلوص و خلاص به معنای پاک شدن و سالم گشتن از خلیط است.
  1. مثال برنج : اگر برنج هاشمی و خزر رور به شما نشان بدهند، شما چی می گویید؟................ برنج قاطی داره ، خالص نیست. اضافات داره.
  2. عمل خالص ... عملی است که فقط برای خدا باشد.
  3. مثال : در مسجد برای خدا نماز می خواند ، احساس کرد کسی پشت سرش داره نگاش می کنه... دیوان ای بود.
  4. فقط برای خدا ، سعی کنیم همه اعمال برای خدا باشد.
  5. این درس قرآن است:
  • جهاد: «والذین جاهدوا فی سبیل الله »
  • شهادت «الذین قتلوا فی سبیل الله »
  • انفاق: «والذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله »

 

  1. اسوه ها و معلمان که قرآن داستانشان را می گوید همه عملن با صفت اخلاص و خدا محوری ذکر شده:
  • حضرت ابراهیم: «قل ان صلاتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین لا شریک له وبذالک امرت وانا اول المسلمین »انعام162
  • اهل بیت علیهم السلام در قرآن: [WU4] «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا»

 

  1. در روایات :
  • همه چیز برای خدا:

علی علیه السلام فرمودند: «طوبی لمن اخلص لله عمله وعلمه وحبه وبغضه واخذه وترکه وکلامه وصمته; (9) خوشا به حال کسی که

 * عمل و

* علم و

* دوستی و

* دشمنی و

*گرفتن و

* ترک کردن و

* سخن گفتن و

* سکوتش رابرای خداوند خالص کرده است .»

 

  1. پیامبر اکرم ص به اباذر فرمود: [WU5] «یا اباذر لیکن لک فی کل شی ء نیة صالحة حتی فی النوم والاکل.

 

  1. رجب علی خیاط ، تشییع آیت الله بروجردی ، جمعیت کثیر ،عالم معنا، فقط برای خدا درس دادم.

 

  1. رضایت خدا یا مردم؟[WU6] 
  • امام حسین علیه السلام فرمود: «من طلب رضا الله بسخط الناس کفاه الله امور الناس ومن طلب رضا الناس بسخط الله وکله الله الی الناس;

 

  1. بارزترین خصوصیت امام حسین و یاران ایشان اخلاص

و عمل برای خداست.

 

  1. هرچه خدا بخواهد:

 پس از آنکه امام حسین ع از مدینه به سوی مکه حرکت کرد...

در یکی از آنها فرمود: «الحمد لله وما شاء الله ولا قوة الا بالله ... رضی الله رضانا اهل البیت نصبر علی بلائه؛

  •  سپاس برای خداست، آنچه خدا بخواهد [همان خواهد بود] و قوتی جز برای خدا نیست ... ، خشنودی خدا، خشنودی ما اهل بیت است و در مقابل بلای او صبر می کنیم .»

 

  1. فقط برای خدا:

 هنگامی که تیر به سینه حضرت اصابت کرد و به زمین افتاد فرمود: «بسم الله وبالله و فی سبیل الله وعلی ملة رسول الله; (19) به نام خدا و به یاد خدا و در راه خدا و بر دین رسول خدا [شهید می شوم] .»

 

دعای آخر مجلس دعا از زبان امام حسین

  1. دعای منسوب به امام حسین علیه السلام که صبحگاهان و شامگاهان آن حضرت بزبان داشتند:[WU7] 

«بسم الله وبالله ومن الله و الی الله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله، و توکلت علی الله، ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم . اللهم انی اسلمت نفسی الیک، ووجهت وجهی الیک وفوضت امری الیک، ایاک اسال العافیة من کل سوء فی الدنیا والآخرة.


 [WU1]عبیدالله بن حر جُعفی

کسی که سیدالشهداء (ع) از او یاری خواست ،امام حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند ، وی بهانه آورد که از کوفه به این خاطر بیرون آمدم که با حسین نباشم ، چون در کوفه یاوری برای او نیست . پاسخ او را که به امام گفتند ، حضرت همراه عده ای نزد او رفت و پس از گفتگوهایی پیرامون اوضاع کوفه ، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهای گذشته اش را بشویدو به نصرت اهل بیت بشتابد . عبیدالله باز هم نپذیرفت و از روی خیرخواهی ! حاضر شد که اسب زین شده و شمشیر بران خویش را به امام دهد . امام  فرمود : اسب و شمشیرت از آن خودت ، ما از خودت یاری و فداکاری می خواستیم . اگر حاضر به جانبازی نیستی ، ما را نیازی به مال تو نیست : « یابنَ الحُر ! ماجِئناک لِفَرَسِک وَسَیفِک ، اِنما اَتَیناک لِنَسْألَک النصرَةَ ، فَاِن کنتَ بَخِلْتَ عَلَینا بِنَفْسِک فَلا حاجَةَ لَنا فی شی ءٍ مِنْ مالِک وَ لَمْ اَکنْ بِالذی اَتخِذُ المُضِلینَ عَضُدا ، لاِنی قَد سَمِعتُ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ یقُولُ : مَن سَمِعَ داعِیةَ اَهلِ بَیتی وَ لَمْ ینْصُرْهُم عَلی حَقهِم اِلا اَکبهُ اللهُ عَلی وَجهِهِ فِی النارِ » . (874) آنگاه امام از پیش او به خیمه خویش برگشت ! ... وی پس از حادثه کربلا ، بشدت از آن کوتاهی در یاری کردن امام پشیمان شده بود و خود را ملامت می کرد و با شعری که با مَطلع « فَیالَک حَسرَةً مادُمْتَ حَیا ... » شروع می شود ، این اندوه و ندامت را بیان کرده است .

 [WU2]علی علیزاده:

حتما انواع اشک رو اجمالا اشاره کن

این عنوان عام هست و در ذهن برخی برداشتهای دیگه ای هم ایجاد می کنه.

 [WU3]وسائل الشیعه، حرّ عاملى، دار احیاء التراث، ج3، ص 265

 [WU4]«غذا [ی خود] را با اینکه به آن علاقه دارند، به «مسکین » و «یتیم » و «اسیر» می دهند [و می گویند:] ما شما را بخاطر خدا اطعام می کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم .» انسان 76

  •  [WU5](11) ای ابوذر! باید در هر کاری نیتی پاک داشته باشی، حتی در خوردن و خوابیدن » .

 

  •  [WU6]هرکس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود; خداوند او را از امور مردم کفایت می کند، و هر کس که دنبال رضایت مردم باشد با به خشم آوردن خداوند، خداوند او را به مردم وامی گذارد .»

 

 [WU7]به نام خدا و به یاد خدا، از خداوند و به سوی او، و در راه او، بر آیین پیامبر او، و بر خداوند توکل کردم و نیرو و قدرتی جز به [اراده] خداوند بزرگ نیست . پروردگارا! جانم را به تو تسلیم کرده و چهره ام را به سوی تو گردانده و کارم را به تو واگذار نموده و از تو سلامتی از هر بدی در دنیا و آخرت را خواهانم .»

 

  • M.M.HKH