متن منبر قرآنی
قرآن کریم ناظر به
- بینش و فکر انسان
- گرایش انسان (پذیرش یک مطلب حق غیر از گرویدن به آن است و برخی حق رو می دانند اما به آن گرایش نمی یابند)
- رفتار های انسان
گرایش هایی که قرآن بیان می کند
- پند دادن
- مادیات و دنیا گاهی سد راه فطرت انسان می شموند انسان سنگدل می شه و گرایش شبه حقایق کم می شود
- راه چار ه قرآن = پند دادن و موعظه کردن
- «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُم ای مردم، شما را از سوی خداوندگارتان پندی آمد».
# پذیرش یک مطلب حق غیر از گرویدن به آن است و برخی حق رو می دانند اما به آن گرایش نمی یابند
- رتریطلبی و ستمگری آنان سبب شده است که حاضر به پذیرش حقایق نشوند:
قرآن می فرمایند : «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا؛ آیات الاهی را در عین آنکه بدانها یقین داشتند، به دلیل ستمگری و برتریطلبی انکار کردند»
# موعظه =زمینه را برای پذیرش دل و تسلیم شدن در برابر حقایق فراهم سازد.
- روش موعظه گری قرآن:
- مشهورات صرف نیست بلکه از مشهورات همراه با برهان و دلیل استفاده از برهان عقلی و فطری استفاده می کند
- مثل: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ؛ بگو همانا شما را یک موعظه میکنم؛ برای خدا به پا خیزید و به تنهایی و یا با هماندیشی درباره نبوّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) بیندیشید و ببینید که او جنزده نیست».
- انذار و تبشیر
- انگیزه سازی برای انسان مختار
- مثال قرآنی ابشار و تنذیر قرآن کریم در باب تأثیر بیم و امید در عبادت شبانه شبزندهداران، چنین میفرماید: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ؛(سجده، 16)؛ پهلوهاشان از بسترها (برای نماز شب) دور میشود، پروردگار خویش را با بیم و امید میخوانند و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند».
- معمول انسان ها به شوق بهشت و جهنم عبادت می کنند ( غیر از اوتاد = علی علی علی[1] )
- هشتار های قرآن منحرفان را از مسیر انحراف باز می دارد
- قرآن مجید یکی از اهداف خود را انذار و تبشیر معرفی میکند و میفرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ ... لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ؛(کهف، 1 و 2)؛ ستایشها ویژه خداوندی است که بر بندهٔ خویش کتاب را فرو فرستاد... تا از عذاب سخت پروردگار بیم دهد و مؤمنان را بشارت گوید».
- شفا بخشی
- قرآن 1. هم دل رو پاک می کند و2. هم عامل تکامل انسان می شود
- قرآن کریم یکی از اهداف خود را شفابخشی اعلام کرده و میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم ... شِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ؛ (یونس، 57)؛ ای مردم، از سوی خدا برایتان... بهبودبخش بیماریهای روحی آمد».
- تعبیر «شِفَاءٌ لِمَا فِى الصُّدُور» عام است هر گونه بیماری روحی و روانی که مانع رشد است را شامل می شود
- تا ظرف دل از زنگار بیماری گناهان و کارهای ناشایست پاک نشود، بهترین معارف هم اگر در آن جای گیرد، آلوده به شرک و نفاق میشود و نه تنها ثمربخشی خود را از دست میدهد، بلکه زیانبار میگردد. قرآن درصدد است که ظرف دل را پاک سازد و بیماریهای آن را بهبود بخشد. تلاوت قرآن و دل سپردن به آن چنین اثری دارد که در روایات آمده است: «دلها همچون فلزات زنگار دارند. زنگار آنها را با استغفار و تلاوت قرآن بزدایید».(1[2])
- هدایت هدایت و پندپذیری
# . اگر عقل سیراب شود، دل رام گردد و ظرف دل از زنگارها و بیماریها پالوده شود، آمادهٔ پذیرش هدایت قرآن و تسلیم در برابر موعظه آن میشود.
- این هدف دیگری است که در آیات مطرح شده است. قرآن میفرماید
- أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ ... بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ ... لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ؛ یا آنکه میگویند: قرآن را به دروغ به خدا نسبت میدهد...، بلکه قرآن حق و از سوی خداوندگار تو است... تا شاید هدایت پذیرند».
- در آیه دیگری میفرماید: «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ ... لِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَاب؛(ص، 29)؛ کتابی به سوی تو فرو فرستادیم... برای آنکه خردمندان از آن پند گیرند».
- تقوا
- یکی از اهداف قرآن ایجاد تقوا در انسانهاست.
- «قُرآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ؛(زمر، 28)؛ قرآن عربی را که در آن هیچ کژی نیست، فرو فرستادیم تا شاید تقوا پیشه کنند
- «تقوا» یکی از عناصر مهم در بینش قرآنی و در اصل، به معنای «خودپایی» است.
# مهم از رو خوانده شود : انسان همواره در برابر خطرها، خود را میپاید و مراقب خویش است. این خودپایی میتواند در برابر عذاب جهنم، خشم خدا و از دست دادن کمالاتی باشد که انسان میتواند به آنها برسد. به همین دلیل، به نحوی بر «ترس» هم دلالت دارد. و اینکه گاهی تقوای الاهی یا تقوای از جهنّم را به ترس از خدا یا جهنّم معنا میکنند، بر همین اساس است؛ وگرنه معنای اصلی آن «ترس» نیست.
- در اینجا این پرسش مطرح میشود که «ترس از خدا» به چه معناست؟
- ترس از خدا» میتواند به دو صورت مطرح شود:
- نخست آنکه از معصیت خدا برحذر باشد؛ زیرا معصیت خدا منشأ همه عذابهای اخروی و عقوبتهای دنیوی است؛
- دوم آنکه خطر، همواره جسمانی نیست، محرومیت از رحمت و دوری از محبوب برای انسانهای برجسته، بالاترین رنج است. انسانهایی که مراحلی از کمال را طی کردهاند، بدین دلیل از معصیت خدا دوری میکنند که نگران دور ماندن از محبوب خود هستند. برجستگان از بندگان خدا اصولاً از توجه به غیر خدا بیمناکند و تقوا، آنان را همیشه در محضر خدا و خدا را حاضر و ناظر اعمالشان قرار میدهد و از غفلت از خدا ترسانند.
- تقوا 1. هم در مرحله فکر و نظر مطرح است 2. و هم در مرحله عمل و رفتار.
- نخستین مرحله تقوا در بُعد نظری، «حقیقتطلبی» است تا انسان گرفتار باطل نشود. انسان حقیقتطلب هنگامی که با قرآن روبه رو گردد، بدان هدایت میشود و در مرحله بعد تسلیم می گردد و ایمان میاورد
- حضرت سلمانرضی الله عنه؛ با آنکه در محیط کفر و شرک متولد شد و در آنجا رشد کرد، حقیقتطلبی و تقوایش سبب شد که در پی یافتن آیین حق برآید و سرانجام به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) برسد و ایمان آورد. قبلاً گفتیم که قرآن میخواهد حقیقتطلبی را در انسان تقویت کرده و شکوفا سازد.
- بالاترین مراحل تقوا، با برترین درجات کمال همراه است که انسان را شایسته آرامشیافتن در جوار رحمت حق میسازد: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَر *ٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِر؛(قمر، 54 و 55)؛ اهل بهشت در باغها و کنار نهرهای بهشتاند، در منزلگاه صدق و حقیقت، نزد خداوندگاری قدرتمند».
- نخستین مرحله تقوا در بُعد عمل نیز ، آن است که متقی از آنچه که طبق فطرت خویش زشت مییابد، پرهیز میکند.
- این نوع تقوا را میتوان «تقوای فطری» نامید؛
- زیرا فطرت آن را به انسان الهام میکند؛ ولی این اولین مرحله تقو، در مقام عمل است. پس از اسلام آوردن نیز، تقوا مطرح است؛ اما کسانی از مراحل بالاتر هدایت قرآن برخوردار میشوند که مراتب دیگر تقوا را داشته باشند.
- قرآن مجید، در موارد متعددی متعلق تقوا را بیان کرده است که از آن جمله تقوای از خداوند متعال، معاد، آتش دوزخ، فتنهای که فقط ظالمان را در بر نمیگیرد و... است.
- به هر روی، تقوا درجاتی دارد و همه موارد آن مد نظر قرآن است؛ ولی گویا در آنجا که تقوا هدف نزول قرآن است، مرحله اولیهٔ تقوا نباشد؛ زیرا اگر چنان خصلتی (حقیقتطلبی) در انسان نباشد، از ابتدا به قرآن گوش فرانمیدهد.
[1] گروهی خدای را به خاطر میل (به پاداش) پرستیدند که این عبادت تاجران است و گروهی خدای را به خاطر ترس (از عذاب) پرستیدند که این عبادت بردگان است و گروهی خدای را به خاطر سپاسگزاری از او پرستیدند که این عبادت آزادگان است». مجلسی، همان، ج41، ص14.
1. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در وصف قرآن خواندن پرهیزکاران در عبادت شبانه خویش میفرمایند: فَاِذَا مَرُّوا بِآیه فِیها تَشْوِیقٌ رَکَنُوا اِلَیْها طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهمْ اِلَیْها شَوْقاً وَ ظَنُّوا اَنَّها نُصْبَ اَعْیُنِهمْ وَ اِذَا مَرُّوا بِآیه فِیها تَخْوِیفٌ اَصْغَوْا اِلَیْها مَسَامِعَ قُلُوبِهمْ وَ ظَنُّوا اَنَّ زَفِیرَ جَهنَّمَ وَ شَهیقَها فِی اُصُولِ آذَانِهمْ؛ وقتی به آیهای بگذرند که تشویقی در آن است، با چشمداشت و آرزو به آن اعتماد کنند و جانهاشان با شوق در آن خیره شود و گمان برند که (نعمتهای بهشت) برابر دیدگانشان قرار دارد و هرگاه به آیهای بگذرند که تهدیدی در آن باشد، گوش دل به آن سپارند و پندارند که نهیب (شعلههای آتش) جهنم در بن گوششان طنینافکن است. نهج البلاغه، خطبه 193.
[2] 1. قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): « اِنَّ لِلْقُلُوبِ صَدَأً کَصَدَأِ النُّحَاسِ فَاجْلُوها باِلاِسْتِغْفَارِ وَتِلاوَةِ اْلْقُرْآنِ؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 77، ص 174.