احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۱۰ مطلب در دی ۱۳۹۹ ثبت شده است

۲۲
دی
۹۹

فیش مرثیه

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی‏حَقِّهَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی یَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِهَا وَ هِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِین.

فاطمه پاره تن من است هرکس اورابیازارد مراآزرده است وخدامتعال بارضای اوراضی می شود واوسرورزنان عالم است 1

امشب بیایید ارادت خودمون به خانم نشون بدیم بگیم یازهرا ما یک عمردرخانه شماداریم نوکری میکنیم بیاامشب توازماراضی شو اگه شماراضی بشید خدا هم راضی می شود دست هاتون بالا بیارید خدایا به حق فاطمه الزهرا الهی العف.....

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

السلام علیک یاسیده النساء العالمین من الاولین والاخرین  السلام علیک یابنت رسول الله

ماگوشه نشینان غم فاطمه ایم

محتاج عطاوکرم فاطمه ایم

یک عمرچوشمع گربسوزیم کم است

دلسوخته عمرکم فاطمه ایم

بمیرم خانه امیرالمونین این روزها چه خبره  بی بی فاطمه زهراسلام الله علیها زهراقبل  از وفاتشون  مخصوصاً لباس پاکیزه‏اى پوشید که احتضارش در آن حالت باشد.

اسماء بنت عمیس مى‏گوید: یک روز دیدم مثل اینکه حال بى‏بى بهتر است، از جا حرکت کرد و نشست، سپس حرکت کرد و غسل نمود و بعد فرمود:

 اسماء! آن لباسهاى پاکیزه مرا بیاور من خیلى خوشحال شدم که الحمد للَّه مثل اینکه حال بى‏بى بهتر است. ولى بى‏بى جمله‏اى گفت که تمام امیدهاى اسماء به باد رفت. فرمود: اسماء! من الآن رو به قبله‏ مى‏خوابم، تو لحظه‏اى، لحظاتى با من حرف نزن، همینکه مدتى گذشت مرا صدا کن، اگر دیدى جواب ندادم بدان که لحظه مرگ من است.

 اینجا بود که تمام امیدهاى اسماء به باد رفت.

طولى نکشید که اسماء فریاد کشید و به سراغ على رفت و على را از مسجد صدا کرد و حسنین آمدند نمی دونم اون موقعی که اسماء آمدسراغ مولاامیرالمومنین چه به سر علی آمد

فقط این بگم درتاریخ نوشته اند درفاصله ازمسجدتاخانه چندین بار عبای مبارکشان به پایشان پیچید به زمین می افتادند چی شده علی خیبرشکن  نمی تونه به روی پاهاش بایستد 2

من علیم که خداقبله نماساخت مرا

غیر زهرا ونبی هیچ کسی نشناخت مرا

من که یکباره دراز قلعه خیبر کندم

داغ زهرای جوان ازنفس انداخت مرا

اومدبالای سرحبیبه اش زهراجان بلند شو بلندشو جواب بچه هاتو بده بچه هات دارند از غصه دق می کنند

عرضه بداریم این جا امیرالمومنین تاخبر در گذشت زهراسلام الله علیها رابهش دادند نتونست روی پاهاش بایستد

تو کربلا هم وقتی ابی عبدالله می خواست بیاد بالای سرجوونش علی اکبر چند بار تو مسیر به زمین افتاد صدازد علی جان پاشو قوت زانوان من ،بابات دیگه نمی تونه بعدتوسرپاهاش بایسته  به خاطر همینم بودصدا زد

 جوانان بنی هاشم بیایید    علی رابردرخیمه رسانید 

خداداند که من طاقت ندارم     علی رابردرخیمه رسانم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

ولا حول و لا قوة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على‏ محمّد و آله الطّاهرین. باسمک العظیم الاعظم الاجلّ الاکرم یا اللَّه‏

 

 

پایان

(فرود)

1. إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 232.   

2.روضه های شهید مطهری ( مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏16، ص: 95

 

 

منبع

 

 

  • M.M.HKH
۲۲
دی
۹۹

فیش مرثیه

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله فِی‏حَقِّهَا

 فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی یَرْضَى اللَّهُ لِرِضَاهَا وَ یَغْضَبُ لِغَضَبِهَا وَ هِیَ سَیِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ‏

وَ قَالَ‏ إِنَّمَا سُمِّیَتْ ابْنَتِی فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّار

......دختر من فاطمه نامیده شد، زیرا که خداى عزّ و جل او و دوستانش را از آتش جهنم جدا سازد.

 

فاطمه ای باغبان باغ عشق

ای به داغستان هستی داغ عشق

 

فاطمه ای نورهستی افرین

 ای زتوحق گفته برخودآفرین

 

فاطمه ای حرف اول درنخست

 ازتوگشته نادرستی هادرست

 

فاطمه ای معنی الله ونور

 خاتمیت راتویی عین طهور   2

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

السلام علیک یابنت رسو ل الله یاقره عین الرسول 

ایام ایام فاطمیه است

 ان شالله یک روزی بیاد که مادهه فاطمیه تومدینه عرض ارادت کنیم  ذکر مصیبت کنیم  مصیبت همان خانمی که وصیت کرده بود:

 «على جان! خودت مرا غسل بده و تجهیز و دفن کن. شب مرا دفن کن، نمى‏خواهم کسانى که به من ظلم کرده‏اند در تشییع جنازه من شرکت کنند».

     

على زهرا سلام الله علیها را را دفن کرد.

خانم فاطمه زهراسلام الله علیهاهمچنین وصیت کرده بود:

على جان! بعد که مرا به خاک سپردى و قبر مرا پوشانیدى، لحظه‏اى روى قبر من بایست و دور نشو که این، لحظه‏اى است که من به تو نیاز دارم. على در آن شب تاریک تمام وصایاى زهرا سلام الله علیهارا مو به مو اجرا کرد.

 حالا بر على چه مى‏گذرد، من نمى‏توانم توصیف کنم: زهراى خود را با دست خود دفن کند و با دست خود قبر او را بپوشاند؛ ولى این قدر مى‏دانم

که تاریخ مى‏گوید:

«فَلَمّا نَفَضَ یَدَهُ مِنْ تُرابِ الْقَبْرِ هاجَ بِهِ الْحُزْنُ»

 على قبر زهرا را پوشاند و گرد و خاک لباسهایش را تکان داد.

 تا آن لحظه مشغول کار بود زیاد متوجه تنهایی خود نمی شد حالا مى‏خواهد وصیت زهرا را اجرا کند، یعنى بماند.

تا به این مرحله رسید، غمهاى دنیا بر دل على روآورد؛

روزسختی بود آن روزی که زهراجان سپرد

من نمی دانم چه سان آن روز برمولا گذشت

شرح سوز سینه اش را سینه سینا شد 

آه عالم سوز او از قاب او دانا شد

بعدازشهادت بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها امیرالمومنین آن قدر دردل داشت که گاهى درد دل‏هاى خودش را با چاه مى‏گفت، سرش را در چاه فرو مى‏برد. ولى براى درد دلى که در زمینه زهرا دارد، فکر مى‏کند هیچ کس بهتر از پیغمبر نیست. رو مى‏کند به قبر مقدس پیغمبر اکرم:

السَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسولَ اللَّهِ عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِکَ النّازِلَةِ فى جِوارِکَ وَ السَّریعَةِ اللِّحاقِ بِکَ، قَلَّ یا رَسولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرى ی

ا رسول اللَّه! هم از طرف خودم و هم از طرف دخترت زهرا به شما سلام عرض مى‏کنم، حال على را اگر مى‏پرسید صبر على بسیار اندک شده است. بعد جمله‏اى مى‏گوید:

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکارى بر او اجتماع کردند، از فاطمه علیها السّلام بپرس، و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر، که هنوز روزگارى سپرى نشده، و یاد تو فراموش نگشته است.

 

ابْنَتُکَ بِتَضافُرِ امَّتِکَ عَلى‏

 یا رسول اللَّه! عن قریب دخترت به تو خواهد گفت که امت تو بعد از تو با او چه رفتارى کردند.3

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظیم و صلّى الله على محمّد و آله الطاهرین‏

 

 

پایان

(فرود)

1.  إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 232    

2.ژولیده نیشابوری  ای چشم هابگرییدص238   3.روضه های استاد مطهری ( . مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏24    277  یانهج البلاغه خطبه 202  )

 

 

منبع

 

 

  • M.M.HKH
۲۲
دی
۹۹

فیش مرثیه

 

السلام علیک یااهل البیت النبوه وموضع الرساله

 

شده زخم دل هرشیعه تازه

 بیا مهدی به تشییع جنازه

 

بیاحیدرتک وتنهاست امشب

 امیرعشق بی زهراست امشب

 

شب است دختری مادرندارد

غریبی درجهان یاورندارد

 

آقابیاماروهم امشب ببربه تشیع جنازه مادرتون زهرا سلام الله علیهااین جمع دل سوخته اند این جمع آمده اندبرای مادرت گریه کنند.آی آرزو مندان شرکت درمراسم چشم سرتون روببندیدچشم دل تون واکنید بریم درخونه امیرالمونیین علیه السلام آقامون کمک کنیم آقاغریبه کسی نداره .. 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

وقتی زهرا سلام الله علیها از دنیا رفت‏  خبر در گذشت ایشان در مدینه پیچید. مردم ریختند جلو خانه على علیه السلام  و زهراسلام الله علیها ،

آماده تشییع شدند یکى از اصحاب (ابوذر یا مقداد) بیرون آمد و گفت: ایهاالناس متفرق شوید، امروز زهرا  سلام الله دفن علیها  نمى‏شود. مردم متفرق شدند به خیال این که زهرا فردا دفن خواهد شد و فردا در تشییع جنازه زهرا شرکت خواهند کرد.. ولى همین که هوا تاریک شد و همه در خانه‏ها رفتند و خوابیدند على مقدمات غسل و کَفَن و دفن کردن زهرا را فراهم کرد. به دست خودش زهرا را غسل داد.مطابق روایتى که در بحارالانوار هست اولاد زهرا (حسن، حسین، زینب و امّ‏کلثوم) و خادمه خانه فضّه همه در آن دل شب بیدار بودند.

على وقتى که جنازه زهرا را در اتاق برد، خودش به تنهایى زهرا را کفن کرد. بعد از کفن، فریاد على بلند شد، اطفال کوچک زهرا از هشت ساله تا سه چهار ساله و فضّه را صدا زد: یا حسن، یا حسین، یا زینب، یا امّ کلثوم، یافضّه!

هَلُمّوا تَزَوَّدوا مِنْ امِّکُمْ‏

بیایید با مادر خودتان وداع کنید. آنها از ناحیه على اجازه یافتند. حسنین آمدند خود را به روى سینه زهراسلا م الله علیها انداختند. فریاد

یا امّا یا امّا

به آسمان بلند شد. زینب و ام کلثوم که کوچکتر از آنها بودند خودشان را روى پاهاى زهرا انداختند. على در کنارى ایستاده است، مثل ابر بهار اشک مى‏ریزد و این منظره دلسوز را تماشا مى‏کند. على ولىّ خدا آنجا ایستاده است. بچه‏هاى زهرا، حسنین، دو سبط پیغمبر، سَیِّدَىْ شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة هستند. روح زهرا در این اتاق است. بنابراین اگر حادثه معجزه‏آمیز رخ مى‏دهد هیچ جاى تعجب نیست. على در اینجا شهادت مى‏دهد و قسم مى‏خورد که در آن حال وضع عجیبى را به چشم خود مشاهده کردم و به گوش خود شنیدم:

 اشْهِدُ اللَّهَ انَّها حَنَّتْ وَ انَّتْ وَ مَدَّتْ یَدَیْها.

مى‏گوید من خدا را گواه مى‏گیرم که در همان حال صداى ناله زهرا را شنیدم، زهرا دستها را از کفن بیرون آورد و فرزندان خود را در بغل گرفت.

 صدایى آسمانى شنیدم که به من گفت: على! اولاد زهرا را از روى بدن زهرا بردار که ملکوتیان به فغان آمده‏اند.همه صدابزنید یازهرا ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

ولا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرین‏

 

 

پایان

(فرود)

1.کتاب اصول مداحی 2ص 73

2. کتاب روضه های شهید مطهری ( مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏27 ص   274    )

 

منبع

 

 

  • M.M.HKH
۲۲
دی
۹۹

فیش مرثیه

 

السلام علیک یابنت رسول الله یاقره عین الرسول یاحجه الله علی خلقه انّاتوجهنا...

آنکه که از روز ازل حق زصفاتش دم زد

مهره مِهر تجلی به دل آدم زد

 

کوثرش خوانده خداوند به قران کریم

 رشته مهر علی را گره ای محکم زد

 

آنکه شرمنده شد از بخشش او بخشش بود

بوسه بر دست گدای در او حاتم زد

 

چه بگویم که چه ها دید ز شیطان صفتان

گویم آنقدر که آتش به همه عالم زد

 

رفته بود از پی احقاق حق از خانه برون

سیلی از کینه به رویش طمع آدم زد

 

پهلویش از اثر ضربت در بشکستند

 ناله ای زد که شرر به دل ابن عم زد

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

فاطمه(سلام الله علیها) پس از رحلت پیامبر(صلوات الله علیه واله ) هفت روز در خانه نشست و روز هشتم برای زیارت قبر پدربزرگوارشان از خانه بیرون آمد و ندبه کنان در حالی که چادرش تمام روی پای آن بزرگوار را فرا گرفته بود به سوی قبر پیامبر(صلی الله علیه واله) آمد و از شدت گریه و اشک پیاپی ، چیزی را نمی دید . هنگامی که به قبر شریف پیامبر(صلی الله علیه واله ) نزدیک شد بیهوش به زمین افتاد پس زنها آمدند و آب به رخسار او پاشیدند تا آنکه به هوش آمد پس از به هوش آمدن فرمود:

 

رُفِعَت قُوَّتی و خَانَنِی جَلدِی و شَمِتَ بِی عَدُوِّی و الکَمَدُ قَاتِلی!  یا اَبتاه! بَقیِتُ وَالِهَه وَحیِدَه و حَیرَانَه فَریرَه ...

توانائی ام رفت ، بی تاب و توان گشته و طاقتم طاق شده است ، دشمن سر زنشم می کند و غم و اندوه شدید قاتلم شده است . پدر جان سر گشته و تنها و بی یاور ماندم و صدایم آرام و خاموش شد ، روزگارم کدر و تیره شد و ...

سپس فریاد برآورد :

یا اَبتَاه! انَّ حُزنِی عَلیکَ حُزنٌ جَدیدٌ و فُؤَادی وَاللهِ صَبٌّ عَنید همانا غم و اندوهم بر مصیبت تو ، پیوسته تازه است دلم عاشق و شیفته توست و پیوسته به یادت می باشد.

پیوسته با پدر درد دلها کرد  سپس آه جانسوزی کشید و ناله ای زد چنانکه نزدیک بود روح از بدن مبارکش بیرون رود آنگاه باز چند جمله ای فرمود:

قَلَّ صَبری و بَانَ عَنِّی عَزائِی

بَعدَ فَقدِی لِخاتَم الانبیاء

 

.... تا اینجا که فرمود:

یَا اِلهی عَجِّل وَفاتِی سَریعاً

قَد نَفَصَتِ الحَیاه یا مولاتِی1

 

ای خدای من به زودی مرگم را برسان ، ای مولای من زندگی دنیا بر من تیره و تار شده است

این جابی بی فاطمه زهرا فراغ پدرگران قدرشون خیلی براشون مشکل بود نتونست طاقت بیاره ازخدامرگش خواست اما یک خانمی رو من میشناسم که دوست داشت باباشوببینه  یک دخترسه ساله گوشه خرابه بعدازرنج مصیبتی که دیده دلش یادهوای باباروکرده

 

دختری که زداغ باباچشم گوهربارداشت

     همچونی ازدوری اوناله های زارداشت

 

دربهارکودکی همچوگل پژمرده بود

برگ برگ اونشان ازسوزنیش خارداشت

 

 اون قدربی تابی کردکه دشمن لعین نتونست طاقت بیاره سرباباشو توی طبقی برای دختراوردند عاشقان بی بی رقیه آماده اید بگم مگه یک دختر سه ساله چه قدرطاقت داره روحش خیلی لطیف اگه یک خاری بره توی پای بابا دق میکنه طاقت نمیاره حالا باچه صحنه ایی مواجه شده فقط این بگم که دیدند رقیه چند ناله جانسوز زد

 یاابتاه من ذالَّذی قَطَعَ وَرِیدَک؟

کی سرتوروازبدن جداکرده ؟

یاابتاه من ذالَّذی خَضَبَکَ بدِمائک؟

چه کسی محاسنت رابه خونت رنگین کرد؟2همین صحنه ها بس بود که رقیه جان بده

 

شده وقت هجران حلالم کنید

یتیمان یتیمان حلالم کنید

 

زویرانه باچشم ترمی روم

سحرمثل مرغ سحرمی روم

 

من امشب دگر با پدرمی روم

دراین شام ویران حلالم کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

نسئلک اللهم وندعوک باسمک العظیم الاعظم

بدم المظلوم یاالله ....

 

پایان

(فرود)

1. احقاق حق ج19ص160 عوالم محدث بحرانی ج11ص487

2. منتخب طُریحی ،مطابق نظر معالی السبطین،ج2،ص170،نفس المهموم .

 

منبع

  • M.M.HKH
۲۲
دی
۹۹

فیش مرثیه

 

  فرات بن ابراهیم در تفسیر خود از جابر روایت میکند که گفت: به حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام گفتم: فدایت شوم، یا ابن رسول اللَّه! یک حدیثى راجع بفضیلت جده‏ات فاطمه براى من بگو که هر گاه من آن را براى شیعیانت نقل کنم خوشحال شوند.امام محمّد باقر فرمود: پیامبر  اسلام صلى اللَّه علیه و آله فرمود: هنگامى که روز قیامت فرا میرسد منبرهائى از نور براى پیمبران نصب خواهد شد، در آن روز منبر من از منبر همه بالاتر خواهد بود، ........در همین موقع است که جبرئیل ناقه‏اى از بهشت براى آن بانو مى‏آورد که دو پهلوى آن را بدیباى بهشتى زینت کرده باشند، مهار آن از مروارید خواهد بود، جهاز آن از مرجان است، آن ناقه را میخواباند و فاطمه سوار بر آن خواهد شد.آنگاه خداى رؤف تعداد صد هزار ملک میفرستد تا طرف راست آن بانو باشند و صد هزار ملک دیگر میفرستد که طرف چپ وى قرار بگیرند و صد هزار ملک دیگر خواهد فرستاد که فاطمه را بر فراز پر و بال خود بسوى بهشت حرکت دهند.موقعى که بدر بهشت رسیدند فاطمه زهرا متوجه عقب خویشتن خواهد شد، خطاب میرسد اى دختر حبیب من! براى چه متوجه عقب خود میشوى، در صورتى که من دستور داده‏ام: داخل بهشت شوى؟ فاطمه میگوید: پروردگارا! دوست داشتم در یک چنین روزى قدر و قابلیت من شناخته شود.خدا میفرماید: اى دختر حبیب من! برگرد و بنگر هر کسى که محبت تو یا یکى از فرزندان ترا در قلب دارد دست او را بگیر و داخل بهشت نما.امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: اى جابر بخدا قسم که فاطمه در آن روز شیعیان خود را بنحوى از میان اهل محشر جدا میکند و نجات میدهد که پرنده دانه‏هاى‏نیکو را از میان دانه‏هاى بى‏ارزش بر مى‏چیند.موقعى که او با شیعیانش بر در بهشت میرسند خدا بدل شیعیان فاطمه مى‏اندازد که متوجه عقب سر خویشتن شوند، وقتى متوجه عقب سر شدند خداى رؤف میفرماید:اى دوستان من! براى چه متوجه عقب سر خود میشوید، در صورتى که من شفاعت فاطمه دختر حبیب خود را در باره شما پذیرفتم؟

میگویند: پروردگارا ما دوست داریم در یک چنین روزى قدر و اهمیت ما شناخته شود، خدا میفرماید: اى دوستان من برگردید و هر کسى که شما را براى دوستى فاطمه دوست داشته هر کسى که براى محبت فاطمه بشما غذا داده، هر کسى که بدن شما را براى دوستى فاطمه پوشانیده، هر کسى که یک جرعه آب براى محبت فاطمه بشما داده، هر کسى که براى دوستى فاطمه در غیاب از شما دفاع کرده، دست آنان را بگیرید و داخل بهشت نمائید.حضرت باقر علیه السّلام میفرماید: بخدا قسم که از آن مردم غیر از افراد شکاک و کافر و منافق کسى باقى نخواهد ماند.

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

السلام علیک یافاطمه الزهرا یابنت رسول الله یاقره عین الرسول ورحمه الله وبرکاته

 

زهرا که نخل شرم حیا را جوانه بود

مجموعه صفات خدای یگانه بود

 

امّ ابش رسول خدا خواند زانکه او

 در یتیم را به حقیقت خزانه بود

 

اگر او نبود عالمی به پا نبود

 هستی برای خلقت زهرا بهانه بود

 

اما دوست داران اهل بیت ، محبان فاطمه زهرا سلام الله علیها یک زمانی از تاریخ یک مردمی آمدند که قدراین بانو را نمی دانستند نه تنها قدرش نمی فهمیدند بلکه آزارش هم دادند نوشته‏اند:

 «ما زالَتْ بَعْدَ ابیها مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ، ناحِلَةَ الْجِسْمِ، باکِیَةَ الْعَیْنِ، مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ».

زهرا سلام الله علیها را بعد از پدر ندیدند که هیچ وقت عصابه‏اى را که به سر بسته بود از سر باز کند.

روز به روز زهرا سلام الله علیها لاغرتر و ناتوانتر مى‏شد. بعد از پدر همیشه زهرا را  با چشمى گریان دیدند.

 «مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ» این جمله معنى عجیبى دارد.

«رکن» یعنى پایه، مثل یک ساختمان که پایه‏هایى دارد و روى آن پایه‏ها ایستاده است.

از نظر جسمانى، پا و ستون فقرات رکن انسان است، یعنى انسان که مى‏ایستد روى این بناى استخوانى مى‏ایستد. گاهى از نظر جسمى، این رکن خراب مى‏شود، مثل کسى که فرض کنید پاهایش را بریده باشند یا ستون فقراتش درهم شکسته باشد. ولى گاهى انسان از نظر روحى آنچنان درهم کوبیده مى‏شود که گویى آن پایه‏هاى روحى که روى آن ایستاده است خراب شده است. زهرا را بعد از پدر اینچنین توصیف کرده‏اند.

زهرا سلام الله علیها و  پیغمبر صلی الله علیه واله  عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند به فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهما السلام که نگاه مى‏کرد، بى اختیار اشک ازچشمان خانم سرازیر می شد می فرمود:  فرزندان من! کجا رفت آن پدر مهربان شما که شما را به دوش مى‏گرفت، شما را به دامن مى‏گذاشت و دست نوازش به سر شما مى‏کشید آن قدر در فراق پدرگریه می کرد که عده ایی از اهل مدینه آمدند خدمت امیرالمومنین (ع)؛ علی جان به فاطمت بگو  یا شب گریه کنه یا روز امیر المومنین علی(ع) پیغام اینها را به حضرت فاطمه(س) رساند ( به زودی از دنیا خواهم رفت) اما به خدا سوگند نه روز از گریه آرام         می گیرم و نه شب تا آنکه به پدرم ملحق شوم امیرالمونین علیه السلام بیرون ازمدینه آنگاه حضرت علی(ع) در بقیع در مکانی دور از مدینه مکانی بنام بیت الاحزان برای حضرت ساخت.  فاطمه (س) صبحگاهان در حالی که حسن و حسین(ع) پیشاپیش او حرکت می کردند گریه کنان به بقیع می آمد و همواره تا شب کنار قبرها گریه می کرد و چون شب می شد امیر المومنین(ع) به نزد آن حضرت می آمد و با هم به خانه بر می گشتند.

اما به همین هم راضی نشدند یک روز امیرالمومنین  دیدند حسن و حسین علیهما السلام صورتشان از شدت نور آفتاب سوخته علت را پرسیدند ، بچه ها گفتند بابا جان یک عده نامرد اومدند بیت الاحزان خراب کردند برای این که صورت مادر نسوزه  ما در مقابل آفتاب ایستادیم.3

  همه صدابزنید یازهرا سلام الله علیها......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

ولا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرین‏

 

 

پایان

(فرود)

 

2 .    مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏16    58     -1.بحارالانوارج 43ص65

3.بحارالانوار ج43 ص175 - عوالم محدث بحرانی ج11ص 257 تا 260

 

منبع

 

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

حضرت زهرا سلام الله علیها

السّلامُ علیکِ ایتها المَظلومَة المَغصُوبة ، السَّلام علیکِ ایَّتها المُضطَهَدة المَقهورة ، السّلام علیکِ یا فاطمة بنت رسول الله1

 

منم که در ره دین ، دِین خود ادا کردم 

چنانکه خالق خود را زخود رضا کردم

 

زبس به شوق شهادت، علی علی گفتم

به پای عشق علی جان خود فداکردم

 

در آستانه­ی در راه بر عدو بستم 

حمایت از حرم وحی کبریا کردم

 

عدو شکست در و در شکست پهلویم                    به جرم آنکه حمایت ز مرتضی کردم2

 

مقدمه

(گریز)

آن ملعونی که در خانه ی امیر المومنین (علیه السلام) را آتش زد  در نامه ای به معاویه می نویسد:

وقتی در خانه ی علی (علیه السلام) رفتم و فاطمه (سلام الله علیها) آمد و گفت چه می خواهید؟ گفتم باید علی برای بیعت به مسجد بیاید. اگر علی از خانه بیرون نیاید دستور می دهم هیزم بیاورند و خانه و اهلش را می سوزانم و وارد خانه می شوم. همین کار را کردم وقتی می خواستیم وارد خانه بشیم فاطمه نمی گذاشت، با تازیانه بر دستهایش زدم تا در را رها کند چنان ناله ای زد و گریه اش چنان جانسوز بود که نزدیک بود ترحم کنم؛ اما یادم آمد چقدر شجاعان عرب را علی کشته ، آن کینه ای که نسبت به علی داشتم نگذاشت دلم نرم بشه، اینجا بود که با پای خود چنان لگد به در زدم.

 

اجازه بِدید اینجا را از زبان فاطمه (سلام الله علیها) بگم:

 

چنان به سینه به میخ در اصابت کردم

که زیر لب طلب مرگ از خدا کردم

 

چنان زسقط جنین طاقتم برفت از کف

که از برای کمک فضه را صدا کردم

 

فاطمه­ی زهرا (سلام الله علیها) دو تا ناله زد.

تو ناله اول صدا زد:

یَا ابَتاه یَا رَسولَ الله هکَذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک

باباجان ببین با دخترت چه کردند؟!

 

اما یه ناله ی دیگری زد که این ناله جانسوزتر بود فریاد زد:

 آه یا فضه فخذینی فقد والله قتل ما فی أحشائی من حمل

فضه مرا دریاب، به خدا محسنم را کشتند 3-4یازهرا یا زهرا ...

 اما بگذارید یک جمله ای هم به بی بی بگیم.

 

بی بی جان! اینجا بین در و دیوار پهلوی شما را شکستند اما کربلا،

 ده نفر نعل تازه به اسبهایشان زدند ، لجام به دهنهای اسبهایشان ، آنقدر بر بدن حسینت تاختند که دیگر جای سالمی به بدنش نماند.  هر کجا نشسته ای سه مرتبه صدا بزن یا حسین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم                                                             

پایان(فرود)

1 - مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

2 دلا بسوز... ژولیده ص223.

3 - بیت الاحزان محدث قمی ص96.

4 - رنجها و فریادهای فاطمه(سلام الله علیها) محمدی اشتهاردی ص 148

 

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

حضرت زهرا سلام الله علیها

السَّلامُ علیکِ یا مُمتحنة امتحنکِ الّذی خلقکِ قَبل اَن یَخلُقکِ ..

سلام ای ذکر خاص حق ثنایت             

درود ای گفته احمد من فدایت

 

تو فرقانی تو یاسینی تو طاها                

تو زهرائی تو زهرائی تو زهرا

 

زهرا جان(3)

بی بی جانم:

 

آتش عشق را زبانه توئی                     

نخل توحید را جوانه توئی

 

خانه کوچکت مطاف ملک            

همه پروانه ، شمع خانه توئی

 

بر سر سجده در دل محراب           

با مناجات عارفانه توئی

 

زهرا جان(3)

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

قربان مظلومیتت بی بی جانم! بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یک لحظه آرامش نداشت. گریه کنندگان عالم رو چند نفر گفتن یکی از اونها فاطمه (سلام الله علیها) است. هر کجا یادگاری از پیغمبر می دید بی تاب می شد، اشکش جاری می شد (آخی ) دلهای مدینه ای! شما هم با بی بی زیر گنبد خضرای نبوی هم ناله بشید ؛ مریضها رو فراموش نکنید ، اونهائی که به شما التماس دعا گفتن ، اونهائی که سالهای قبل بین شما بودن الان اسیر خاکند معمولا وقتی کسی از دنیا می ره هر چی ایام می گذره، گریه بازماندگان کمتر می شه؛ اما بمیرم برای اون خانمی که هر چی از رحلت پدر می گذشت گریه اش بیشتر می شد.

 

به جانم ریخته چندان غم و درد و مصیبتها

که گر بر روزها ریزند، گردد تیره چون شبها

 

محدث قمی در بیت الاحزان می فرماید: روزی بی بی دو عالم فرمودند خیلی دوست دارم صدای اذان بلال رو بشنوم. موذن پیغمبر بود. بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای اینکه تایید غاصبین نشه، دیگه اذان نگفت ، اما وقتی از خواسته بی بی با خبر شد به مأذنه رفت  صدای خود رو به اذان بلند کرد.

 

الله اکبر الله اکبر (4) اشهد ان لا اله الا الله (2)

با بلند شدن صدای اذان بلال، بی بی آنچنان بی تاب شدند که نتونستند از گریه خود داری کنند ، هر چی اذان ادامه پیدا می کرد گریه هم بیشتر می شد تا اینکه بلال صداش به این جمله بلند شد:

 

اشهد انّ محمداً رسول الله (صلی الله علیه و آله)

اطرافیان دیدند بی بی ضجه ای زد که دل عالم رو سوزوند. بی هوش رو زمین افتاد، بچه ها دویدند طرف مأذنه ، بلال! ادامه نده ، مادر ما از دنیا رفت.

 

نام گل بردی و بلبل گشت خاموش ای بلال

مادر مظلومه ی ما رفت از هوش ای بلال

 

دیر اگر خاموش گردی زودتر گردد زتو

 مادر ما را چراغ عمر ، خاموش ای بلال

 

با اذان تو اگر پایان بگیرد عمر او

 بعد از این ما را که می گیرد در آغوش ای بلال

 

بلال اذانش را نا تمام گذاشت ، بی بی به هوش آمد، فرمود بلال اذان رو تمام کن. عرض کرد بی بی می ترسم به شما آسیبی برسد .

عرض کنیم بلال شما از صحابه پیغمبر بودی، نتونستی ببینی زهرا (سلام الله علیها) آزرده بشه؛ اما نمی دونم بعضی از صحابه چطور تونستند ببینند فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار ... صدای ناله اش بلند شد:

 یا ابتاه یا رسول الله هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک ، آه یا فضَّة فَخُذینی فَقد والله قُتِلَ ما فی احشائی مِن حملٍ

 

پدر جان یا رسول الله! ببین با حبیبه و دختر تو چه می کنند آه ای فضه مرا دریاب به خدا محسنم رو کشتند ... یا زهرا ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

          الَا لعنَه الله عَلی القومِ الظّالمین

پایان(فرود)

1 - بیت الاحزان محدث قمی ( ترجمه محمدی اشتهاردی ) ص 226 و 227

2 اشعار از نخل میثم ج 2 و شعله های سوزان محسن حافظی

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

مرثیه حضرت زهرا سلام الله علیها

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: در آخرین روزهای عمر پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) ، دخترشان زهرا (سلام الله علیها) کنار بستر پدر آمد. وقتی لحظات احتضار پدر را دید

فَانکَبَّت علیه تبکی

خودش را روی بدن پدر انداخت و گریه می کرد. پیغمبر چشمانشون را باز کردند و فرمودند:

یا بنیّه انت المظلومه بعدی

دخترم بعد از من به تو ظلم می شود هر که تو را اذیت کند مرا اذیت کرده ، هر که تو را ناراحت کند مرا ناراحت کرده، هر که تو را خوشحال کند مرا خوشحال کرده می دانی چرا؟

لانّک منّی و انا منک

چون تو از منی و من از تو هستم پاره تن منی ، تو روح منی که در میان دو پهلوی من است.1

 

 

مقدمه

(گریز)

اللهم صل علی البتول الطاهره المغصوبه حقها ، الممنوعه ارثها ، المکسوره ضلعها ، المظلوم بعلها ، المقتول ولدها2

سینه اش بوئید پیغمبر که مینوی من است

          فاطمه هم فکر و هم سیما وهم خوی من است

یاد از بشکستن پهلوی او چون کرد گفت:

          بضعه من ، روح مابین دو پهلوی من است.3

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به مسجد رفته ، با دلیل سند فدک را گرفته ، داره به خانه اش برمی گردد. ناگهان خلیفه دوم حضرت را تو کوچه دید ،  فهمید حضرت داره از مسجد بر می گردد. وقتی سؤال کرد: برای چه مسجد بودی؟ گویا فرمود: سند فدکم را گرفتم. به حضرت گفت سند را به من برگردان. اما بی بی دو عالم امتناع کرد ، به زور سند را از دست دختر پیغمبر(صلی الله علیه و آله) گرفت ، آب دهان به آن انداخت و سند را پاره پاره کرد.4

اما یک کار دیگری هم کرد ، یا صاحب الزمان! آقا جان معذرت می خواهم. ای عاشقان مدینه! ای شیفتگان فاطمیه! آیا طاقت دارید براتون بگم؟

برای آنکه بگیرد قباله فدکم         

میان کوچه به من خصمِ خیره راه گرفت     

 چنان به گوشه چشمم زکینه زد سیلی  

که بعد از آن به علی هم ره نگاه گرفت

چو دید صورت ماه مرا منادی گفت:       

نماز خوف بخوان یا علی که ماه گرفت.5

بعد از آنکه سند را  پاره کرد،

فَرَفَسَها بِرِجلِه

چنان با لگد به سینه ی مبارک دختر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) زد. یا الله! اما بمیرم به این هم بسنده نکرد، نوشته اند:

ثُمَّ لَطَمَها

یعنی چنان سیلی به صورت شفیعه محشر زد ، که امام صادق (علیه السلام) فرموده: گوئی گوشواره ی شکسته شده را در گوش فاطمه (سلام الله علیها) می بینم.6

یا زهرا..

اما می خواهم بگم بی بی جان! آیا این صحنه برای شما سخت تر بود یا صحنه ای که عصر عاشورا دیدید و شنیدید ،

فاطمه بنت الحسین (علیهما السلام) می گوید: عصر عاشورا یکی از دشمنان را دیدم ، به طرف من می آمد، چنان با کعب نیزه به دو کتفم زد بر زمین افتادم ، گوشواره از گوشم کشید، غرقه به خون، خودم را به عمه ام رساندم چشمم افتاد دیدم بدن عمه ام آثار تازیانه دارد.7 حسین! حسین!...

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

اهکذا یصنع بابنة النبی              

حرصاً علی الملک فیا للعجب8

پایان(فرود)

1 - مقتل معصومین(علیهم السلام) ج1 ص 304 تا 307 به نقل از کشف الغمه ج1 ص497.

2 مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

3 ای اشکها بریزید ص924

4 مقتل وفات فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) مقرم ص785

5– دلا بسوز... ژولیده ص2226

6 الاختصاص شیخ مفید ص 1837

7– بحارالانوار ج45ص608

8 الانوار القدسیه اصفهانی ص37

 

منبع

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

 

مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

السَّلامُ علیکِ یا بنتَ رسولِ الله یا فاطمه الزهرا ء یا بنتَ محمّد یا قُرَّه عین الرّسول یا سیِّدتَنا و مَولاتنا انّا توجَّهنا واستشفَعنا و توسَّلنا بکِ الی الله و قدَّمناکِ بین یدی حاجاتنا یا وجیهَه عند اله اشفَعی لنا عند الله ...

              نسیم روحبخش بوی زهرا                   سحرگاهان وزید از کوی زهرا

              نسیمی چون دم عیسی روانبخش          روان را تازه کرد از بوی زهرا

             خوشا آنکو که شد از روی اخلاص        زجان و دل مدیحت گوی زهرا

   به دامانش بزن دست توسل                 که چشم خلق باشد سوی زهرا

زمزمه : یا فاطمه الزهرا ...

خدایا ممنونتیم چنین ایامی روزیمون کردی تو مجلس فاطمه (سلام الله علیها) بیاییم و با امیرالمومنین (علیه السلام) و بچه های فاطمه (سلام الله علیها) هم ناله بشیم. شاید زبان حال همه ما  اینه: بی بی جان اگر نبودیم تو مدینه، علی (علیه السلام) رو یاری کنیم، اگر نبودیم برای شما مجلس عزا بپا کنیم، این ایام با امام زمان(عج) هم ناله ایم و سیه پوش.

 دلهای مدینه ای! امشب کجای این مجلس نشسته اید. زبان حال امیرالمومنین (علیه السلام) تو این شبها اینه:

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

قد چون سروم از بار غمت یا فاطمه خم شد                ز اشک دیده ام دامان صحرا غرق شبنم شد

نه تنها شد مدینه غم فزا از داغ جانسوز شما           که  قلب عالم  امکان  سرا پا  غرق ماتمه 

محدث قمی می فرماید : همین که شب به نیمه رسید، مولا جنازه بی بی را غسل داد. اسماء می گه من آب می ریختم و امیرالمومنین (علیه السلام) هم از زیر لباس، بدن بی بی را غسل می داد، آزردگی های بدن بی بی پیدا نبود.

مدینه ، روز محشر پیش پیغمبر گواهی ده           

     علی شب در کفن پیچید جسم همسر خود را

بعد از غسل و کفن 1آقا به امام مجتبی (علیه السلام) فرمودند ابوذر را خبر کن بیاید ، ابوذر آمد جنازه رو تا محل نماز حمل کردند حسن وحسین(علیهما السلام)  همراه پدر بر جنازه مادر نماز خواندند.

عرض کنیم یا امیر المومنین! شما جنازه زهرا (سلام الله علیها) را غسل دادید کفن کردید نماز خواندید به خاک سپردید اگر چه غریبانه ولی محترمانه. اما آقاجان! جای شما خالی بود کربلا. آیا جنازه حسینت رو غسل دادند؟ نه والله آیا کفن کردند؟ نه به خدا ؛ چه کردند؟ دستور داد اسبها رو نعل تازه زدند آنقدر بر جنازه ها تاختند ... حالا از سویدای دلت صدا بزن حسین ...

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه اوج مرثیه

          الَا لَعنه الله عَلی القَومِ الظّالمین  

               بِدَمِ المَظلومِ یَا الله...

پایان(فرود)

1 مقتل فلسفی ص41 روضه های مرحوم فلسفی- بیت الاحزان ص 252 253

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

 

مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

السَّلامُ علیکِ اَیَّتُها الصِّدِّیقَه الشَّهِیدَه ، السَّلامُ علیکِ ایّتها المَظلُومَه المَغصُوبَه ، السّلامُ علیکِ یَا فَاطِمَه(سلام الله علیها)1

زلطف پدید آور ممکنات

هدایت شدم سوی باب النجات

 

به یک خانه اما به چشم سلیم 

به اندازه ی ما سوی الله، عظیم

 

به درگاه آن خانه سر می زنم 

سر خود چو سنگی به در می زنم

 

در اینجا فتد عقل در واهمه

که اینجا بود خانه ی فاطمه

 

ورای درآمد بتول از سرا 

 که دشمن کند از حضورش حیا 2

 

امشب شب گریه وناله است، مبادا  امشب ساکت باشی، می خواهیم روضه مادر رو بخونیم  

 

 

 

 

 

 

مقدمه (گریز)

عده ای اراذل و اوباش مدینه ریختند پشت در خانه ی امیرالمومنین (علیه السلام) ، مگه چه خبر شده؟ آمده اند  علی (علیه السلام) را به مسجد ببرند ، می خواهند بیعت بگیرند . همینکه در زدند ،

فاطمه (سلام الله علیها) پشت در آمد صدا زد:

آی مردم! بدتر از شما سراغ ندارم جنازه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را رها کردید، خلافت را غصب کردید، حالا هم آمده اید از علی (علیه السلام) بیعت بگیرید؟!

 اجازه بِدید یک سوال را جواب بِدم، غیرت دارها می دانند ، وقتی یک مرد نامحرمی در خانه کسی میاد، تا وقتی مردی در خانه باشد هیچ موقع زن جوان پشت در نمی ره، آنهم خانه ای مثل خانه امیرالمومنین (علیه السلام) آنهم زنی مثل فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) اما سؤال این است ، وقتی ریختند در خانه امیرالمومنین (علیه السلام) ، با اینکه علی (علیه السلام)  داخل خانه نشسته ، حسن و حسین (علیهما السلام) در خانه هستند ، چرا فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) پشت در می ره؟

 

ورای درآمد بتول ازسرا

که دشمن کند از حضورش حیا 2

 

گفتند شاید صدای فاطمه (سلام الله علیها)  را بشنوند و حیا کنند و برگردند.

آیا حیا کردند؟ آیا شرم کردند؟ آیا برگشتند؟

 نه والله!

نه تنها برنگشتند؛

 بلکه حرمت فاطمه (سلام الله علیها) را شکستند.

 دَعیَ بالنّارِ فَاضرَمَها فی الباب فَاَحرَقَ الباب3

گفت آتش بیاورید، درِ خانه را آتش زد ، آتش شعله کشید، آقاجان یا صاحب الزمان معذرت می خوام. چه کرد؟

 

لگد زد چنان بر در آن بت پرست  

 کز آن ضربه پهلوی زهرا شکست     

     

فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار صدا زد بابا جان! ببین با دخترت چگونه رفتار می کنند؟! ....

 یا زهرا ...

اما آی شیفتگان اهل بیت!

اگر در مدینه در خانه دختر پیغمبر خدا را آتش نمی زدند، کی جرات می کردند کربلا خیمه ها را آتش بزنند؟ اگر در مدینه به فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)بی حرمتی نمی کردند چگونه جرات می کردند در کربلا حرمت زینب کبری (سلام الله علیها) را بشکنند؟

 هر کجا نشسته ای سه مرتبه صدا بزن یا حسین (علیه السلام) ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ، اوج مرثیه ،

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

و سیعلمُ الّذین ظَلموا ایَّ مُنقلَبٍ یَنقلبُون.

 

پایان (فرود)

1 - مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا( سلام الله علیها )

2 سفینه عشق صادق خوش بین ص 73

3 - رنجها و فریادهای فاطمه(سلام الله علیها) محمدی اشتهاردی ص 136 - بیت الاحزان ص 90 - 91

 

منبع

 

  • M.M.HKH