احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۲۲ مطلب با موضوع «فیش منبر :: اهل البیت :: امام حسین (ع)» ثبت شده است

۰۹
مهر
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

داستان : درخواست عرب بیابان‌نشین از امام حسین(ع) برای پرداخت دیه (اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه)

  1. روزی عربی بیابان نشین به حضور حضرت اباعبدالله الحسین(ع) رسید و عرض کرد:

«ای فرزند رسول خدا! من باید یک دیه کامل بپردازم و از پرداخت آن درمانده‌ام. پیش خود گفتم از بخشنده ترین مردم درخواست کمک کنم و کریم‌تر از اهل بیت رسول خدا(ص) نیافتم»؛ لذا اکنون به نزد شما آمده‌ام.

  1. امام حسین(ع) به او فرمود:

«ای برادر عرب، از تو سه سوال می‌پرسم. اگر یکی را پاسخ گفتی یک سوم از دیه را به تو می‌بخشم، اگر دو سوال را جواب دادی دو سوم و اگر همه را پاسخ دادی تمام دیه را به تو می‌بخشم».

 

  1. مرد عرب گفت:« ای فرزند رسول خدا، آیا کسی مثل شما از کسی مثل من می‌پرسد؛ در حالی که شما خود اهل علم و شرف هستید؟!»

 

  1. امام(ع) فرمود:« آری! از جدم رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: «اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه» نیکی و احسان به اندازه معرفت است» و به نقل دیگر آن حضرت فرمود: «یا اَعرابی نَحنُ قَومٌ لانُعطیِ المَعرُوفُ اِلّا عَلی قَدرِ المَعرِفَه»[1] ای اعرابی! ما خاندانی هستیم که بخشش نمی‌کنیم مگر به اندازه معرفت اشخاص.
  2. اعرابی گفت:«هر چه می‌خواهید بپرسید؛ اگر دانستم، پاسخ خواهم داد و اگر ندانستم، از شما فرا خواهم گرفت و در همه‌ی احوال، نیرو و توان از جانب خداوند بزرگ است»

 

  • امام(ع) پرسید: «کدام یک از اعمال، بالاتر و برتر است؟»
  • اعرابی گفت:«ایمان به خدا»
  1. یک «باور قلبی» است.
  2. باوری که به زندگی انسان «جهت» می‌دهد و در «چگونه زیستن» او نقشی مهمّ دارد و محور ارزش‌گذاری برای اندیشه‌ها و عملکردهای مردم است.
  3. پس گام اولِ ورود به مسیر بندگی و مسلمانی، «ایمان» است و کسی که این باور مقدّس را داشته باشد، «مؤمن» نامیده می‌شود.
  4. ایمان متعلقاتی دارد. خدا ، قیامت ، نبوت ، امامت و...

 

  • حضرت فرمود:«چه راهی برای نجات از هلاکت وجود دارد؟»
    • اعرابی پاسخ گفت:«اعتماد به خدا.»

 

  1. بالاترین مرتبه توکل این است که انسان همه امور خود را به خدا واگذار کند و در برابر خدا اراده‌ای برای خود قائل نباشد و چیزی را بپسندد که خدا برای او رقم می‌زند. درجه توکل هر فردی به درجه ایمان و توحیدباوری او بستگی دارد.

 

  1. به گفته علمای اخلاق، در دین اسلام، توکل با کار و تلاش و توحید افعالی منافاتی ندارد؛ زیرا اسباب و علل ظاهری، تأثیر مستقل ندارند و تأثیر آنها بسته به مشیت الهی و در طول قدرت خدا است. برای توکل آثاری همچون کفایت رزق، آسان‌شدن کارها و عزت در برابر غیرخدا بیان شده است.[1]

 

  • امام(ع) سوال کرد:«زینت مرد در چیست؟»
    • اعرابی گفت:«علمِ همراه با حلم.»
  1. امام علی : یمزج الحلم بالعلم و القول بالعمل» پرهیزگار و متقى بردبارى و دانش را به هم آمیخته و گفتار را با کردار هماهنگ ساخته است.
  2. امام صادق (علیه السلام) در روایتى در کافى فرمودند:

«اُطلبُوا العِلْم وَ تَزَیَّنُوا مَعَه بِالحِلم و الوَقار و تواضَعوا لِمَنْ تُعَلّمُونَه العلم و تواضَعُوا لِمنْ طلبتمُ منه العلم و لا تَکُونُوا عُلَماء جبّارین فَیَذْهبَ باطلُکم بِحِقِّکم» : «علم را طلب کنید و خود را با توجه به علمتان به حلم و وقار زینت دهید و براى کسانى که به آنها علم مى‌آموزید، متواضع باشید، و نیز براى کسانى که از آنها علم مى‌گیرید، خاضع باشید، و همچون دانشمندان جبار و اشراف‌منش نباشید که باطل شما حق شما از میان مى‌برد»

  1. و در روایتى دیگر «معاویة بن وهب» از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‌کند که فرمودند: «کانَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) یقول یا طالب العلم انّ للعالم ثلاث علامات: العلم و الحلم والصمت و للمتکلّفِ ثلاث علامات: یُنازع مَنْ فَوقَه بالمعصیة و یظلم مَن دونَه بالغلبة و یُظاهِرُ الظلّمة»
    امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: دانشمند (واقعى) داراى سه علامت است: دانش و بینش، حلم و بردبارى، سکوت و آرامش و وقار، و براى عالم‌نماها و دانشمندانى که با تکلف، جامه علم را بر قامت نارساى خود پوشاندند، سه نشانه وجود دارد: با دانشمندانِ برتر و والاتر از خویش با کردارهاى آلوده به گناه، درگیر شوند و با آنان بستیزند و نسبت به دانشمندان فرومایه‌تر از طریق قهر و غلبهف ستمگرانه عمل کنند و دیگر آنکه از ستمگران و جفاپیشگان، حمایت و پشتیبانى نمایند» .
  • حضرت پرسید:«اگر شخص این را نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«مالِ همراه با جوانمردی.»
  1. حضرت علی : مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه
  • جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
  • *جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
  • * جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
  • * نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
  • * آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
  • *جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»

 

  • امام(ع) سوال کرد:«اگر شخص این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«فقرِ همراه با صبر.»
  1. حضرت فرمودند: « در بهشت ساختمانی است از یاقوت سرخ که اهل بهشت همه آن را نگاه می کنند، همانطور که ما ستاره های درخشان را نگاه می کنیم. در این ساختمان کسی داخل نمی شود مگر پیغمبر فقیر یا شهید فقیر یا مؤمن فقیر. »
  2. خداوند متعال «اصحاب صُفّة» را به این خصلت مدح کرده است: «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً»(2)؛ (از فرط عفاف چنان احوالشان بر مردم مشتبه شود که هر کس از حال آنها آگاه نباشد آنها را غنى و بى نیاز مى پندارد؛ اما آنها را از سیمایشان مى شناسى، هرگز با اصرار چیزى از مردم نمى خواهند).
  3. این هم توصیه هست و هم آموزش

 

  • حضرت فرمود:«اگر این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«صاعقه‌ای از آسمان فرود آید و او را به آتش بکشد که حقیقتا سزاوار آن است.»
  1. ولقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلاً» (إسراء، 70)
  2. انسان موجودی نیست که دارای جایگاه ثابتی در خلقت باشد و می‌تواند از مرتبه‌ی وجود خود حرکت کرده، بالا یا پایین برود. انسان می‌تواند از حیوان پایین‌تر باشد: «أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل» و نیز می‌تواند از ملک پران شود: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‏ِ أَوْ أَدْنى».

امام(ع) تبسمی فرمود و کیسه‌ای که در آن هزار دینار بود به او داد و انگشتر خود را نیز که نگینش ارزشی معادل دو هزار درهم داشت، به او بخشید و فرمود:

  • «ای اعرابی، طلا را به طلبکارانت بده و انگشتر را برای زندگی خودت مصرف کن.»

اعرابی آن را گرفت و گفت: « اللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه»؛ به راستی که خداوند بهتر می‌داند رسالت خود را در کجا قرار دهد[2].

موسوعه کلمات الامام الحسین،شریفی. محمود، ص۷۶۵

جامع الاخبار،شعیری، ص 138؛ بحار الانوار، ج 44، ص 96

 

 

[1] درجه نخست: در این درجه فرد به‌گونه‌ای به خدا اعتماد دارد که به یک وکیل اعتماد می‌کند.[۲۶] ملا محمدمهدی نراقی این مرتبه را ضعیف‌ترین درجه توکل دانسته است.[۲۷]

درجه دوم: در این درجه حال متوکل نسبت به خدا مانند حال کودک نسبت به مادرش است که جز او را نمی‌شناسد و به غیر او پناه نمی‌برد و جز او به کسی اعتماد نمی‌کند. تفاوت این مرحله از توکل با مرحله اول این است که اینجا متوکل فقط به کسی که بر او توکل کرده، توجه می‌کند و حتی به خودِ توکل نیز توجه ندارد.[۲۸] علمای اخلاق دست‌یابی به این مرتبه از توکل را مخصوص خواص می‌دانند.[۲۹]

درجه سوم: به گفته علمای اخلاق در این درجه، متوکل خود را مرده‌ای در دست‌های مرده‌شوی می‌بیند که از خود اختیاری ندارد و تنها به اختیار او حرکت می‌کند.[۳۰] تفاوت این مرحله با مرحله دوم توکل در این است که در آن مرحله متوکل، دعا و تضرع را ترک نمی‌کند؛ اما در اینجا ممکن است متوکل به سبب اعتماد به عنایت پروردگار، دعا و تضرع به درگاه او را نیز ترک نماید.[۳۱] نراقی این درجه از توکل را بالاترین درجه آن شمرده و دست‌یابی به آن را بسیار نادر دانسته است. به باور وی توکل حضرت ابراهیم در ماجرای پرتاب او به سوی آتش از این نوع بوده است.[۳۲][یادداشت ۱]

به گفته نراقی در جامع السعادات، توکل انسان‌ها با هم تفاوت دارد و به مرتبه یقین و توحید آنها وابسته است. هراندازه ایمان قوی‌تر باشد، درجه توکل انسان هم بالاتر است.[۳۳]

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. شاهنامه... رستم بر بالین سهراب... نوش دارو
  • ازان نوشدارو که در گنج تست

کجا خستگان را کند تن درست

  1. گودرز فرستاد ... کیکاووس آنقدر درنگ ...
  • چون تبه گشت مرا حال بدین‌سان، چه کند

نوشدارو که پس از مرگ ، به سهراب دهند؟

 

  1. زندگی روزگار ما زندگی درد های جدید...
  2. نوشدارو هایی هست.
  3. امام حسین در عرصه قیام :نوشدارو هایی رو معرفی میکند.
  4. حضرت علی :
  1. سخت ترین اشیاء عالم الماسه... صبر بر سختی، نتیجه خودش مستحکم شد.

 

  1. پیاده روی اربعین کلاس درسه
  2. خود امام حسین تو ایام ما اونو بر پا کرده
  3. تمرین تحمل سختی ...
  4. اما سختی که لذت وصال رو به همراه داره
  5. سختی در راه خدا نوش داروی گوارای نجاته
  • چه بسا:   امام حسین میخواد تو این جهان وانفسا به ما لذت سختی کشیدن و صبر در راه خدا رو بچشاند.

 

  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع

موسی و خضر است.[WU1] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • ‏‏در ‏‏کافی ‏‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏‏ ای‏‏ از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 


 [WU1]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU2]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU3]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰
  • قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم:مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِکَ فِی عَمَلِهِمْ [1]
  1. مهر تو را به عـالـم امـکان نمی دهم

این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم/

  1. ای خـاک کربلای تو، مهر نماز من

این مـهر را به ملک سلیمان نمی دهم/

  1. جـان مـی دهـم بـه شـوق لـقـای تـو

تا بـر سـرم  نـنـهـی، جـان نـمی دهم/

  1. یارب دلم از غم حسین محزون کن

در سـیـنـه مـا محـبـتش افـزون کـن/

  1. جزمهرحسین هر آنچه باشد به دلم

خون ساز و ز راه  دیده ام بیرون کن/

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی‏

محضر امام عسکری(ع) والدة ماجدة امام عصر(ع) صلواتی هدیه بفرمائید.

  1. با عنات به زیارت اربعین شیخ الأئمه امام صادق(ع) مطالبی بیان می کنم.
  2. دستور عمل عرفا استمرار چهل روزه اعمال آثار خاص داره. چهل زیارت عاشورا ؛ چهل دعای عهد ؛ چهل روز اجتناب اموری خدا حکمت را از قلب به زبان جاری می کند
  3. یک اربعین تمام نفسانیات را ترک کنه و اجازة معصیت نده [WU1] به کمال بندگی دست پیدا می کنه
  4. این آثار و برکاتی که در اربعین اذکار اوراد ختومات آیات قرآن صور زیارات بیان شده
  5. اما یک اربعین برا ابی عبدالله(ع) گریه کردن انسان را به کجا میرسونه أقلاً چهل شب پنجاه شب برا ابی عبدالله(ع) جامة عزا به تن کردیم
  6.  اومد محضر امام صادق(ع) ، آقا اگر کسی از از دنیا بره چند روزی براش عزا می کنیم چرا شما برا برای حسین روزهای متعدد عزاداری می کنید؟

ملائکه شب اول محرم تو عرش لباس ابی عبدالله(ع) که چاک و چاک و خونی آویزان می کنند ما و شیعیانمون با بصیرتمون اونو می بینیم نه با بصرمون با بصیرتمون می بینیم و برا حسین(ع) گریه می کنیم.

  1. پس از اربعین نشینی برا ابی عبدالله(ع) انسان باید به کمال برسه ؛ چرا؟
  2. این دو تا روایت را عنایت کنید بعد چراش را بگم.
  3. امام حسین در سن کودکی پیامبراکرم فرمودند: یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَا زَیْنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِین‏ : ای زینت آسمان ها ای زینت زمین ها ؛ عبیدبن کعب تعجب و عرض کرد یا رسول الله فَکَیْفَ یَکُونُ ذلِک‏؛ (کافی) چطوره حسین زینت آسمان ها و زمین ها با بودن شما است ؟ مگه شما نیستید؟ -

-یا عبید بدان الحسین فی السماء أکبر من الأرض... در ادامه.

-فرمودند: شب معراج در قسمتی از عرشنوشته الهی : إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَةُ النَّجاةِ؛

*  این حسین نور هدایت است نه چراغ هدایت نور هدایت این حسین کشتی نجات.

مصباح الهدی

چرا حسین ع فقط مصباح الهدی؟

  1. همة معصومین مصباح الهدی ، نور هدایت( ائمة الهدی)؛ زیارت جامعة کبیره ائمة هدی
  2. چندسال قبل تلویزیون شبکة سه؛ جوان ... سال دوممه اما اولین سال هست که مسلمون دارم میام،چطور؟ پارسال برا عکاسی .تو کربلا قلبم جوششی؛مسلمان شدم پارسال مسیحی نور حسین،کشتی نجات

12.روایت دوم :همه بلدین پیامبر حسین رو میبوسید و می فرمود:

 حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛ (کامل الزیارات، النص)

أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا

* مطلب ما چی بود؟برکت چهلنشینی در عزای حسین

13.  انسان به کجا باید برسه .... به کمال

14. زیارت نیمه شعبان امام حسین : أَشْهَدُ أَنَّکَ قُتِلْتَ وَ لَمْ تَمُتْ؛ اوناییکه می گوئید قلبمون مُرده بَلْ بِرَجَاءِ حَیَاتِکَ حَیِیَتْ قُلُوبُ شِیعَتِکَ

15. روز اربعین زیارتشه وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَة

برای اینکه بندگان خدا از جهل خارج بشن، سراغ غیر خدا نرن 16.  نور حسین(ع) به قلبش بخوره میره تو وادی بندگی خدا میشه عبد

18.  آیت الله خوانساری [WU2] : برادرم نا اهله،ببرش کربلا،اگه اشک ریخت بیارش پیش من ... آتش عشق حسین هنوز روشنه

19. حالا اگر کسی چهل روز برا ابی عبدالله(ع) گریه کنه بندة خدا نمیشه

20. قلبی که با حسین باشه زنگار نمیزنه ... چرا؟ چون تو زیارت عرض می کنیم أَشْهَدُ أَنَّکَ نُورُ اللَّه‏؛ حسین جان تو نور خدائی

 الَّذِی لَمْ یُطْفَأْ وَ لَا یُطْفَأُ أَبَدا؛ خاموش نمیشه و نمیتونن خاموشش کنن.

21.  داستان رسول ترک ها

22. بحث حجاب برا دختر اگه بدونن چادر هدیه فاطمه است

23. حضرت زینب تو مجلس یزید با آستین صورتش رو پوشاند

24. داستان دختری که دانشجو شد بی حجاب، روضه شنید دل مایل شد برگشت

25.  یک لحظه قلب مایل بشه به سمت ابی عبدالله(ع) وجود آدم عوض میشه وجود انسان عوض میشه بَلْ بِرَجَاءِ حَیَاتِکَ حَیِیَتْ قُلُوبُ شِیعَتِکَ؛

26. با عزای ابی عبدالله(ع) انسان به کمال میرسه اونم کمال بندگی.


 [WU1]به این چشم به این گوش به این زبان به شهوت به شکم به اعضاء و جوارح بدن اگر کسی بتونه یک اربعین این کار را انجام بده موانع رشد و ترقی و کمال او برطرف میشه

 [WU2]پدر و مادرآ گوش بدن اوناییکه میگید برا جوان هامون نگرانیم گوش بدید حرم امام رضا(ع) حرم سیدالشهدا(ع) است اومد خدمت این مرجع بزرگوار گفت آقا برادر من خیلی ناأهله چیکارش کنم این بزرگوار یه تأملی فرمودند فرمودند از من کاری برنمیاد بعید حرف من رو برادرت اثر بگذاره ولی یه راهکار میتونم بهت بدم عرض کرد بفرمائید آقا فرمود دست برادرت را بگیر ببرش کربلا نگاه کن وقتی نگاهش به ضریح امام حسین(ع) افتاد چه حالی داره اگر دیدی اشکش سرازیر شد آوردیش ایران بیارش من باهاش حرف بزنم نگاه به ضریح کرد اشکش جاری شد معلومه میشه باهاش صحبت کرد این آقا میگه به زور برادرم را آوردم کربلا دیدم رفت کنار ضریح بدن داره میلرزه میخواد یه جوری گریه اشو کسی نبینه جلو گریه اشو می گیره بدن داره میلرزه بغض تو گلو یه وقت دیدم نزدیک ضریح که رسید بغضش ترکید هق هق شروع کرد گریه کردن خوشحال شدم گفتم معلومه میشه کار کرد میشه ناامید نباشید میشه میشه برگشتیم ایران به برادرم گفتم بریم دیدن این مرجع بزرگوار داداشم به من گفت میخوای بری بریم اما کاری که باید انجام بگیره با دل من حسین تو کربلا انجام داد

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  • امشب با یک چالش
  • وقتی اسم نهج البلاغه رو میشنویم؟
  • قرآن؟
  • اصول کافی؟
  • حالا وقتی مفاتیح؟
  • هدف از ادعیه چیه؟ چرا برای ادعیه ثواب نوشتند؟
  • مثال : والدین به فرزند : اگه مودب باشی برات فلان جایزه رو میخریم... هدف بچه از رعایت ادب کسب منافع جایزه ... هدف والدین مودب شدن و هادینه کردن اداب.
  • ذکر ثواب برای ادعیه و زیارات همینه ... هدف معارف ادعیه و چاشنی ثواب است.
  • ما باید به دنبال این افق ها در ادعیه باشیم ... بخوانیم تا بشویم. تکلف.

 

  • یکی از زیباترین تحلیل ها از قیام عاشورا را در فرازی زیارت اربعین که در مفاتیح الجنان هم آمده است.

 

  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  2. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  3.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  4. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  5. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  6.  

جاهلیت جدید بعد از پامبر

  1. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  2.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  3. طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )
  2. این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  3.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  4. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ
  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  •  صدها اندیشمند به تحلیل قیام کربلا پرداختند
  • هر کدام هم از یک منظری این جریان را مورد بررسی قرار دادند
  • سیاسیون غالباً هدف امام حسین را تشکیل حکومت دانستند
  • عرفا هدف اباعبدالله را جنبه های عرفانی و شهادت دانستند
  • عده ای تکلیف عده ای امر به معروف
  • هر کسی از یه منظری این قیام را تحلیل کردند
  • البته گاهی هم تو این تحلیل ها البته گیر کردند(البته اینجا جای بحث های علمیش نیست)
  • زیباترین تحلیل از قیام عاشورا را در این فراز زیارت اربعین
  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  2. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  3. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  4. اما جهل:  ما دو جور جهل داریم
  • یک جهل کهن، یک جهل نوین،
  •  یک جاهلیت اولی یک جاهلیت جدید

 

  1. جاهلیت اولی
  2. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  3. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  4.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. اما جاهلیت جدید بعد از پامبر
  4. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  5.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  6.  طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم
  1.  این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  2.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  3. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

 

  1. یه مطلبی هم + ارتباط این بحث باشه با زندگی امروز ما

            ... بیشتر مال جوون تر ها می گم ...

  1. این دستگاه های برق کنار خیابون هست نوشته خطر برق گرفتگی + مال کی نوشته؟ + رییس اداره برق؟

 

  • خودمون رو در معرض کتب ظاله قرار ندیم + اگه بلد نیستیم
  1. روایت پیامبر : جوان ها به عالمی که پنج ویژگی داره برین
  • لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ عَالِمٍ یَدْعُوکُمْ
  • إِلَّا عَالِمٌ یَدْعُوکُمْ مِنَ الْخَمْسِ إِلَى الْخَمْسِ

 

  1. مِنَ الشَّکِّ إِلَى الْیَقِینِ
  • شبه انداز بی سواده اگه مردشه حرف تازه بیاره
  • داستان هشام و داییش که آوردش خدت امام صادق (خدا رحمت کنه افرادی که دست جوونارو میگیرند)

 

  1. وَ مِنَ الْکِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ
  • هفت آبان روز کوروش کبر قومتیتی (نژاد برتر)

 

  1. وَ مِنَ الرِّیَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ

 

  1. وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِیحَةِ
  • دشمنی رو از بین ببره (توکانال ها عرب و عجم ، عراقی ایرانی )
  • یه سخنرانی کنه فتنه ای به پا کنه

 

  1. وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ»
  • مطلبی می خوندم از آثار و برکات فلان گناه سخن عالمانه می گفت
  • مسابقه در گناه می کشونه
  • برند بازی و لاکچری گری.

 

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

حرکت حسین هنوز ادامه داره

 

  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است
  3. مقایسه بین دیان بودا و هندو

 

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

شرح و تفسیر زیارت نامه اربعین

الف )حرکت مجاهدانه

 با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،

  1. تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
  2. با قصد خیر خواهی و  اخلاص
  1. (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
  2. اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ

ب) تلاش حداکثری

  1. وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
  2. فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
  3. با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند

و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.

سخنی بود که سید الشهدا «ع‏» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی‏مدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین‏ «ع‏» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله‏ و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی ‏رسول الله‏ «ص‏» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان‏».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون ‏یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی ‏را عیان می‏دید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم ‏سلام می‏دهد، رابطه سخن فوق روشن می‏گردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.

فرق است میان جهالت و ضلالت

اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.

جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.

با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.

اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت

نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.

د)ویژگی های امام

همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .

  • .  السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،

  • . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ 

أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای

  • وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا

و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند

ه)امام حسین شناسی

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،

و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی

  1. دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
  2. هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
  3. اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،

فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.

  1. نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است

فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

ی) وظایف ما نسبت به امام

  1. اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
  2. وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
  3.  بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا

  1. وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
  2.  وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
  3. وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
  4. وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
  5.  وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
  6. فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ

و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان

الف )حرکت مجاهدانه

 با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،

  1. تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
  2. با قصد خیر خواهی و  اخلاص
  1. (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
  2. اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ

ب) تلاش حداکثری

  1. وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
  2. فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
  3. با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند

و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.

سخنی بود که سید الشهدا «ع‏» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی‏مدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین‏ «ع‏» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله‏ و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی ‏رسول الله‏ «ص‏» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان‏».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون ‏یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی ‏را عیان می‏دید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم ‏سلام می‏دهد، رابطه سخن فوق روشن می‏گردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.

فرق است میان جهالت و ضلالت

اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.

جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.

با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.

اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت

نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.

د)ویژگی های امام

همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .

  • .  السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،

  • . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ 

أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای

  • وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا

و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند

ه)امام حسین شناسی

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،

و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی

  1. دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
  2. هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
  3. اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،

فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.

  1. نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است

فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

ی) وظایف ما نسبت به امام

  1. اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
  2. وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
  3.  بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا

  1. وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
  2.  وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
  3. وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
  4. وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
  5.  وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
  6. فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ

و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان

  • M.M.HKH
۲۷
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم،

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

در این دهه در مورد بحران های اجتماعی که باعث می شوند جامعه هدایت امام عادل را پس بزند بحث شد.

امشب مختصرا :

چرا باید جامعه امام داشته باشد؟

جامعه پیامبر بدون امام عادل به چه روزی افتاد؟

  1. بدن یک ابزار فوق العاده پیچیده (ابزار جسمی و فکری)
  • برای جلو گیری از خطای بدن = قوه عقل فرمانده شد
  1. جامعه یک ساختار پیچیده ( انسان ها و خواسته هایشان)
  • جامعه برای مدیریت خواسته ها معلم می خواهد
  1. مطلب بالا ادعای بلا دلیل است !
  • چر اینهمه دیدگاه های فلسفی را خود انسان ها ساختند؟
  • چرا لیبرالیسم
  • چرا کمونیسم
  • چرا فاشیسم
  • چرا فیمینیسم
  1. جامعه انسانی تشنه کمال--- کمال واقعی

کمال = کامل شدن

در همه زمینه ها.

  1. مثال ؛ رفتن به قله با راهپیمایی که تا بحال نرفته و از پایین داره نگاه می کنه و راهنمایی که از بالا آمده و راه رو بلده؟

(کدام قابل اعتماد؟)

  1. «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة، هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است»
  2. مرگ در  جهل ؛ ارمغان دنیای بدون امام
  3. کلاس بدون معلم = کلاس جهل
  4. امام و شکوفایی استعداد های عالم

عن أبی عبدالله قالالعلم سبعة وسبعة وعشرون حرفا فجمیع ماجاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتى الیوم غیر الحرفین ، فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة والعشرین حرفا فبثها فی الناس ، وضم إلیها الحرفین ، حتى یبثها سبعة وعشرین حرفا.

  1. امام صادق می‌فرماید: (علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آن چه پیامبران آورده‌اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف، با حرفهای دیگر آشنایی ندارند و هنگامی‌که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده، آن را بین مردم نشر و گسترش می‌دهد.) [۴]
  • پزشکی:
  1. امام باقر (علیه‌السّلام) در این باره می‌فرمایند: هر کس قائم اهل بیت مرا درک کند اگر به بیماری دچار باشد شفا یابد و چنانچه دچار ناتوانی باشد توانا و نیرومند می‌شود.[۱۵]
  • عدالت و اقتصاد:
  1.  فرمود: خرج رجل من امتی یعمل بسنّتی ینزل الله له البرکه من السماء و تخرج له الارض برکاتها)[۹] مردی از امت من ظهور می‌کند که به سنّت من عمل می‌کند خداوند برکت را از آسمان برای او فرو خواهد فرستاد و زمین برکات خود را برای او بیرون خواهد ریخت
  • تعادل طبیعت و گشایش های طبیعت:
  1. پیامبر فرمود: (ساکنین آسمان و زمین از او راضی و خشنودند آسمان تمام بارانش را فرو می‌ریزد و زمین تمام گیاهانش را خارج می‌سازد تا جایی که زنده‌ها آرزو می‌کند که کاش مرده‌ها زنده بودند و وضع ما را از فراوانی نعمت می‌دیدند.
  2. در روایت است که «و تکثر المواشی» یعنی دام‌ها زیاد می‌شوند
  3. انسان زمانی استعداد های به شکوفایی میرسه که خود را مرکز عالم نبیند
  4. در قیام امام حسین همین شد
  • یزید خودش رو دید
  • عمر سعد خود رو دید
  • حرمله خودش رو دید
  • اهل کوفه عافیت خودشان
  • اما ؛ حر یک لحظه حضرت زهرا رو دید ؛ اهل نجات شد

 

  1. با هم تعارف نکنیم ؛

ما هم خیلی وقتا خودمون رو می بینیم

  1. حتی وقتی امام زمان رو هم می خوایم ... باز خودمون رو میبینم.
  • یکی از علما در حرم سید الشهدا امام زمان میرسد؛ امام می‌فرماید:« ببین اینجا که دعا مستجاب است، مردم به فکر من نیستند و برای فرج من دعا نمی کنند.» سپس آن حضرت تصرف ولایی و اون اهل دل؛  خواسته‌های مردم را می شنود؛ هر کس برای حوایج خصوصی خود دعا می کنند. امام می‌فرمایند: «شنیدی؟ حتی یک نفر از زائرین نگفت:خدایا فرج مهدی را برسان.
  • امشب برای امام زمان خیلی باید دعا کرد ...

 

  • M.M.HKH
۲۶
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم،

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.

  • دلایل محبت امام زمان به حضرت عباس ع
  1. معرفت و بصیرت حضرت عباس

امام صادق: «عموی ما عباس(ع) بصیرتی دقیق و ایمانی محکم داشت و در کنار حضرت ابی عبدالله(ع) با دشمنان خدا نبرد کرد و امتحان خوبی پس داد و به مقام شهادت نایل گشت.

  1. بندگی و تسلیم [الهی] و ولایتمداری

زیارت نامه حضرت عباس از امام صادق :

السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَسَلَّمَ،

کوچکترین حرکتی خارج از مسیر بندگی خدا نداشته و تمام اعمال و رفتار و سخنان آن حضرت مطابق رضایت اهل بیت علیهم السلام بوده است.

  1. فدایی امام زمان خود شدن
  1. ابومنصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادی، زیارتنامه ای را برای شهیدان کربلا نوشتند که به «زیارت ناحیه مقدسه» ... املا شده توسط امام زمان می دانند.
  • قسمت سلام به حضرت عباس :

السَّلامُ عَلَی أبى الفَضلِ العَبّاسِ بنِ أمیرِ المُؤمِنینَ،

 المُواسى أخاهُ بِنَفسِهِ، که جان خویش را در راه برادرش داد 

 الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ،

 از دیروزش برای فردایش توشه برگرفت،

 الفادى لَهُ الواقى، فدایی او شد و از او حفاظت کرد

 السّاعى إلَیهِ بِمائِهِ، ساقی او شد

 المَقطوعَةِ یَداهُ، دست هایش قطع شد

 لَعَنَ اللّه ُ قاتِلَیهِ یَزیدَ بنَ الرُّقادِ الحیتى وحَکیمَ بنَ الطُّفیلِ الطّائِىَّ . خدا قاتلانش را لعنت کند

  1. ادب حضور در محضر امام زمان خویش

هیچ گاه در محضر امام حسین بدون اجازه نمی نشست

می‌خواست بنشیند در نهایت ادب، دو زانو

یکی از زیباترین خصوصیات آن از روی ادب برادر خویش را با عناوینی چون «سیدی و مولای» آقای من و... صدا می کرد.

  1. وفا داری:
  • در شب عاشورا در رأس کسانی بود که اعلام وفاداری کرد
  • در عصر تاسوعا، امان نامه شمر را که برای وی و برادرانش آورده بود رد کرد

امام صادق ؛ زیارت نامه حضرت عباس:

  • خداوند به او بهترین پاداش را عطا کند،
  • همان پاداشی که به اهل وفا می دهد،
  • به آن کسانی که به بیعت خویش با امام زمانشان وفا کردند
  • و ندای یاری خواهی او را اجابت نمودند
  • و از ولی امر خویش اطاعت نمودند
  1. این خصوصیات حضرت عباس باعث می شود امام زمان او را به عنوان الگو معرفی کند
  2. حضرت عباسی بشویم اهل نجاتیم

 

  1. تأکید امام زمان بر توسل به حضرت عباس

شیخ مهدی مازندرانی در کتاب «معالی السبطین» شاعر گرانقدر در مدح حضرت عباس شعری سروده :

یَوْمٌ أبی الْفَضْلِ اسْتَجارِ بِهِ الْهُدی

 (روزی که امام حسین (ع) به حضرت عباس پناه برد)

زمانی که در قصیده خود این مصرع را گفت: با خود گفت که شاید مقبول حضور امام حسین (ع) نباشد؛ لذا بیت را تمام نکرد شب در عالم رؤیا دید که حضرت امام حسین: آنچه گفته‌ای صحیح است، من به برادرم ابوالفضل العباس (ع) ملتجی شدم و آنگاه مصرع باقی را خودحضرت فرمود:

وَالشَّمْس مِنْ کَدِرِ الْعِجاجِ لِثامُه

(یعنی در آن روز خورشید از تیرگی غبارش نقابی پیدا کرده بود)

  • آیت الله العظمی مرعش نجفی ؛ امام زمان : «نه تنها زشت نیست و نه تنها ناراحت نمی شوم که به علمدار کربلا متوسّل شوی. چون خواستی از حضرت ابوالفضل (علیه السلام) حاجت بخواهی، این چنین بگو: «یا ابالغوث ادرکنی؛ ای آقا پناهم بده».

 

  • M.M.HKH
۲۵
مرداد
۰۰

اَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمیعِ الْعَلیمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطینِ وَ اَعُوذُ باللَّهِ اَنْ یَحْضُرُونِ اِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. داستان پیرمرد شهید کربلا

یکی از شهدای نازنین کربلا پیرمردی است که هرچند نام و شهرتی از اون تو تاریخ نقل نشده اما داستان عشق بازی زیبایی با اباعبدالله علیه السلام داره و یه وجه شبهاتی نیز بین اون شهید عزیز و شما عاشقان امام حسین علیه السلام که گرما بخش این مجلس شدید، وجود داره که این داستان رو شنیدنی تر میکنه: یکی از تجار کوفی نقل میکنه که من با پدرم برای تجارت از کوفه به شهرهای دیگه مسافرت می کردیم، هربار که به یکی از کاروانسراهای عراق می رسیدیم پیرمردی را می دیدیم که زیر سایه بانی در کنار کاروانسرا نشسته و هر کاروانی که از راه میرسه بلند میشه، میاد نزدیک و خوب کاروان رو بررسی میکنه و بعد ناامید برمیگرده زیر سایه استراحت میکنه. یک بار پدرم جلو رفت و پرسید: پدرجان اینجا تو بیابون بدون خونه و زندگی و کار دنبال چی میگردی؟گفت: من وقتی جوان بودم خدمت آقا رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بودم، امام حسین علیه السلام که اون زمان کودکی بود وارد شد. بلافاصله رسول خدا بلند شدند امام حسین علیه السلام  رو در بغل گرفتند و روی پاهای خودشان گرفتند و با حالت گریه فرمودند که این حسین من یه روزی در سرزمینی به نام کربلا تنها و غریب می مونه. هر کدوم از شماها اون روز به فریادش برسید و یاریش کنید، فردای قیامت با من رسول الله محشور خواهید شد. سالها از این قضیه گذشت تا اینکه من چند وقت پیش از اینجا رد میشدم، فهمیدم نام این سرزمین کربلا است، تا نام این سرزمین رو شنیدم یاد کلام آقا رسول الله افتادم، از ابی عبدالله علیه السلام سراغ گرفتم. گفتند از مکه به سمت کوفه حرکت کرده فهمیدم پیش بینی حضرت داره اتفاق می افته. اینجا موندم و به انتظار نشستم تا وقتی امام حسین علیه السلام وارد سرزمین کربلا شدند اولین کسی باشم که به یاری پسر رسول خدا می روم.

ما برگشتیم به کوفه، بعد از حادثه عاشورا پدرم گفت: بریم ببینیم برای این پیرمرد چه اتفاقی افتاد. رفتیم کربلا دیدیم کمی پایین تر از بدن ابی عبدالله علیه السلام بر زمین افتاده. [موسوعه الامام حسین جلد ۱۵ صفحه ۱۸۴]

  1. وجه شباهت این پیرمرد و شما و ما

هر دو منتظر امام زمانمونیم

  1. در قیامت و حساب کتاب مردم چند دسته اند؟
  • همه فکر دو دسته ؛ اما سه دسته:
    • وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً
      گروه اول: اهل شقاوت
      وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَهِ
      «مشئمه» از «شؤم» به معناى شقاوت است،‏ کسانی که به خاطر گناهانشون، خدا اونها را دوست ندارد.
    • گروه دوم: اهل سعادت
      فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَه
      «میمنه» از «یمن» به معناى برکت و سعادت‏ است کسانی که خدا آنها را دوست دارد.

ولی یه دسته سومی خدا عاشقشونه خیییلی دوستشون داره...

    • گروه سوم: اهل قرب الهی
      وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ
      اینها چیزی بالاتر از بهشت به دست میارند، اون هم مقام قرب الهیست.
  • فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیْراتِ
  • یک گروه، افراد ظالم و گنهکار
  • یک گروه، افراد متوسط و میانه
  • یک گروه، افراد عالى و ممتاز

 

  1. آدم های ممتاز چه خصوصیتی دارند:
  • داستان شهید عزیز محمدرضا فراهانی

 شش روز از جنگ گذشته بود که شهید شد. همرزمش میگه یه شب خوابش رو دیدم. بغلش کردم و گفتم: رفیق سراغ ما رو نمی گیری؟ چیزی نگفت. گفتم: تا نگی اون دنیا چه خبره ولت نمی کنم! گفت: ببین فقط یه مطلب میگم اونم اینکه ما شهدا، شب های جمعه میریم خدمت آقا ابا عبدالله علیه السلام

  1. یه عده توی بهشت:
    سالی یه بار امام حسین را میبینن!
    یه عده ماهی یه بار !
    یه عده هفته ای یه بار !
    یه عده روزی یه بار !

یک عده همنشین امام حسینن.

 

  1. چطور همنشین امام حسین بشویم؟
  2.   قدم اول : حر بشویم ؛ توبه
  • امام حسین قرآن مجسم و قرآن را : 

لا یَمَسُّهُ‏ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ

 

چطور توبه کنیم؟

  • از معصیتی که مرتکب شدیم شرمنده باشیم و احساس پشیمانی داشته باشیم.
  • تصمیم بگیرم و مصمم بشیم که دیگه این معصیت رو تکرار نکنیم.
  • سعی کنیم فعل اشتباه را جبران نمائیم.

اگه توبه شکستیم ؛ یادمون باشه ما آدمیم و معصوم نیستیم و شرمنده بشیم اما کم نیاریم

 

  1. قدم دوم ؛ سعی کنیم محبوب دل امام بشویم

 

از علی اکبر یاد بگیریم

  • جوری باشیم امام در فراق ما بگه بعد تو دنیا رو نمیخوام :
  • علی الدنیا بعدک العفاء، 

علی اکبر چه خصوصیاتی داشت :

اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ 

  1. چیزی بیش از پدر فرزندی ... علی اکبر شبیه پیامبر از هر جهت
  • این حرف احساسی نیست ؛ دلیل روایی داره
  •  
  1. امیرالمومنین : هر کس که شبیه پیامبر باشد محبوبترین افراد نزد خداست.
  2. أَحَبُ‏ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى الْمُتَأَسِّی‏ بِنَبِیِّه‏ 

 

 

  1. زندگی ما چقدر شبیه پیغمبر خداست؟ صحبت کردنمون ، غذا خوردنمون ، خوابیدنمون، نماز خوندنمون و...

 

  1. یک چیزمون مثل رسول خداست .. .. .. امام حسین رو دوست داریم
  • M.M.HKH
۲۳
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم،

 بسم الله الرحمن الرحیم

قال علی ع : إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ ، جز این نیست، که آغاز پیدایش فتنه ها پیروى از هواهاى نفسانى است

بحران اجتماعی مادر بحران سیاسی و بعد اقتصادی (سیاسیون فاسد که تسهیل فساد)

جامعه بحران زده هدایت امام عادل را پس میزند.

امام حسین ع :

اِتَّقُوا هذِهِ الأهواءَ الَّتی جِماعُهَا الضَّلالَةُ وَ میعادُهَا النّارُ؛
از هواهای نفس بپرهیزید، که مجموعه ی آنها گمراهی و قرارگاه آنها آتش است.

بحران هوا پرستی

سه عامل اصلی انحراف و سقوط انسان ها هستند

هوای نفس

حب به دنیا

و شیطان

هوای نفس، نقش محوری داشته، بزرگ تر و خطرناک تر از دو عامل دیگر است.

«أَعْدَی عَدُوِّک نَفْسُک الَّتِی بَینَ جَنْبَیک

  • سعدی:

تو با دشمن نفس هم خانه ای

چه در بند پیکار بیگانه ای؟

  1. معنی هوای نفس :

ریشه هوی، هویّ بوده، به معنای سقوط از بالا به پایین است. هوای نفس، یعنی تمایل نفس به سوی شهوات، بدون این که به واسطه عقل و شرع، تعدیل شده باشد. پیامد پاسخ مثبت به این تمایل در دنیا، سقوط در رذائل اخلاقی، و در آخرت، سرنگونی در جهنم است

  1. هوا پرست کیست:

هواپرستان کسانی هستند که به جای تبعیت از دستورات عقل و شرع، از هوای نفس و خواسته های آن پیروی می کنند

  1. عقل چیست = عقال کننده نفس
  2. دین چیست = برنامه و کاتالوگ
  • عقل = مصلحت واقعی و مزیت دئمی به مزیت گذرا
  • هوا = لذت آنی و زود گذر بون عاقبت اندیشی

مثال:

  • بچه ای که اینقدر می ورد تا دل درد بگیرد
  • اینقدر بازی می کند تا مریض شود

امیال نفسانی عامل سقوط

  1. انواع نفس
  • إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی
  • وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ (ملامت کننده)
  • یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلی رَبِّک

امام حسین احساساتی نشده و به مقتل نرفته ر کمال عقلانیت

 

نفسی که عنان عقل دین خورده

شعر سعدی :

هوی و هوس را نماند ستیز

چو بینند سر پنجه عقل تیز

  1. عقل سعادت و کمال واقعی را می بیند
  2. همراهی با امام زمان = کمال

از یاران حسین علیه السلام نگفتیم

امشب از یاران امام حسین مثال بزنیم

  •  
  • امام باقر ع : فضیلتی چون جهاد نیست و جهادی بالاتر از جهد با نفس نیست
  • کسی که در «جبهه درونی» و غلبه بر هوای نفس، پیروز باشد، در صحنه‌های مختلف بیرون نیز پیروز می‌‌شود 
  1. عباس بن علی و برادرانش، پیشنهاد «امان‌نامه» می‌دهند
  2. عباس بن علی علیهماالسلام روز عاشورا، وقتی تشنه‌لب وارد شریعه فرات شد
  3. نافع بن هلال، شهیدی دیگر از عاشوراییان بود. نامزد داشت و هنوز عروسی نکرده بود. در کربلا هنگامی که می‌خواست برای نبرد به میدان رود، همسرش دست به دامان او شد و گریست. این صحنه کافی بود که هر جوانی را متزلزل کند، و انگیزه جهاد را از او سلب کند. با آن که امام حسین علیه‌السلام نیز از او خواست که شادمانی همسرش را بر میدان رفتن ترجیح دهد، بر این محبت بشری غلبه یافت و گفت: ای پسر پیامبر! اگر امروز تو را یاری نکنم، فردا جواب پیامبر را چه بدهم؟ آنگاه به میدان رفت و جنگید تا شهید شد.

*روایت از وضعیت آخر الزمان

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله:

به زودی برامت من زمانی خواهد آمد که

 از روی حرص و طمع به دنیا (دنیا پرستی و هوا پرستی)

باطن‌هایشان پلید و ظاهرهایشان آراسته گردد؛

در حالی که آن چه را نزد پروردگارشان است طلب نمی‌کنند.

بدون هیچ خوفی دین‌شان سراسر ریا و ظاهرسازی است؛

هراسی از این که به عذاب و عقاب الهی مبتلا شوند، ندارند

قاتلان امام حسین ظاهرا دین دار

 والا توده مردم همراهی نمی کردن

 

  • M.M.HKH
۲۲
مرداد
۰۰

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ،

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، وَ الصَّلاةُ عَلَی سَیِّدِ الخَلائِقِ أجمَعینَ، مُحَمَّدٍ وَ عِترَتِهِ الأقدَسینَ.

  1. جامعه بحران زده هدایت امام عادل را پس میزند.
  2. بحران نفوذ فرهنگی وادادگی فرهنگی

«فلینظر الانسان إلی طعامه»

 پس آدمى به طعام خود بنگرد.

 امام علی:

چرا مردم موقع غذا خوردن در شب، چراغ روشن می کنند تا با چشم خود ببینند چه طعامی می خورند

ولی در تغذیه معنوی خود همت ندارند که چراغ عقل را با شعله علم روشن کنند تا از غذای آلوده مصون بمانند

و دچار عوارض نادانی و گناه در عقاید و اعمال خود نشوند .

امام باقر :

فَلْیَنْظُرِ الإنْسانُ إلى طَعامِهِ : عِلمِهِ الّذی یَأخُذُه مِمَّن یَأخُذُه

 

  1. آموزش زندگی وظیفه والدین

امام على:

إِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخالِیَةِ مآ أُلْقِىَ فیها مِنْ شَىْ ءٍ قَبِلَتْهُ

 

  1. اگر ما به کودکانمان یاد ندهیم چه می شود؟

امام على:

عَلِّمُوا صِبْیانَکُمْ ما یَنْفَعُهُمُ اللّه ُ بِهِ لاتَغْلِبَ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِـرَأْیِـها.

امام امیرمؤمنان على علیه السلامبه کودکان خود، آنچه را خداوند سودمندشان قرار داده است، بیاموزید تا مُرجِئه با اندیشه خویش بر آنان چیره نشوند.

 

  1. مُرجِئه  :
  • در واقعیت اون روزگار گروهی انحرافی بودند
  • برای ما هم مصداق هر گروه انحرافی

 

  1. امام حسین و اولادش خارجی هستند
  • نفوذ فرهنگی دستگاه اموی باعث می شود که جامعه قبول کند اولاد پیامبر خارجی هستند.
  • معلمان جامعه نبوی در تربیت نسل ها کم کاری می کنند

 

 

  1. مصداق تربیت خطا :
  • حفص ابن عمربن سعد از قاتلان کربلا ؛ فرزند عمر سعد ...
  • معلمان روزگار ما کیانند ؟
  • الگو ها نسلی کیانند؟
  • پسران ما سوپر من شناسند.
  • دختران ما باربی شناس.
  • فضای مجازی همبازی فرزندان
  • ماهواره ها رستوران های فکر سازی
  1. ثمره وادادگی فرهنگی ؟؟؟
  • بی هویتی ، در کنار شما هستند ، اما هم میهن شما نیستند، هم دین شما نیستند.

 

  • تابلوی های خطر وادادگی فرهنگی در آخر زمان ؛ فرزندان آخر الزمان

 

  • روایت اول

"رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و سلّم

اَنَّهُ نَظَرَ اِلَی بَعْضِ الْاَطْفَالِ

فَقَالَ وَیْلٌ لِاَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ

فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ

 فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ

لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ ، که چیزی از فرائض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند

وَ اِذَا تَعَلَّمُوا اَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ ، و اگر فرزندان، خود از پی فراگیری بروند منع‌شان می‌کنند

 وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا ، تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالی داشته باشند هر چند ناچیز باشد

فَاَنَا مِنْهُمْ بَرِی ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاءٌ؛

 

  • روایت دوم

پیامبراکرم (ص) در روایتی فرموده است:

روزگاری خواهد آمد که

دین خدا تکه تکه خواهد شد.

... مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد،

کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب

 و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند

 ... در آن هنگام خداوند، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آن ها ببارد.

 

یوقت امام زمان ما نسبت به فرهنگ زندگی فرزندان ما خارجی محسوب نشود.

مژده : جامعه ما هنوز قاسم سلیمانی ها رو در آغوش میگیرد.

اما باید مراقب بود

  • M.M.HKH
۲۱
مرداد
۰۰

                                                 یا حسین

تمسک به سید الشهدا علیه السلام بهترین راه نجات

 

وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنتُمْ تُتْلىَ

(خوانده می شود)‏

عَلَیْکُمْ ءَایَاتُ اللَّهِ وَ فِیکُمْ رَسُولُهُ  وَ مَن یَعْتَصِم

(تمسک جوید)

بِاللَّه

(توسط قرآن رسول خدا و اهل بیت)

 فَقَدْ هُدِىَ إِلىَ‏ صرِاطٍ مُّسْتَقِیم  (آل عمران 101)

 

  1. کَیْفَ تَکْفُرُونَ:
  • در اینجا با توجه به آیات قبل منظور کفر بعد از ایمان است. در رابطه با مسلمانانی که با شنیدن شبهه ها از دشمنان اسلام دینشان تبدیل به کفر ورزیدن می شود. مثل عصر حاضر که با تمام قوا به تمامی جزئیاتی از اسلام که به ضررشونه حمله می کنند. و انسان مسلمان با شنیدن آن شبهه بی آن که دنبال جواب برود، می پذیرد و دینش آسیب می بیند.
  •  شبهه در مورد ولایت امیرالمومنین، احکام اسلام، امام حسین ، زیارت، احکام اخلاقی و اجتماعی اسلام مثل محرم و نامحرم، حجاب، احکام مالی و اقتصادی، شبهه هایی در مورد شراب و شرابخواری، یا رفاقت با سگ که حیوان نجس العین است.
  1. هُدِىَ إِلىَ‏ صرِاطٍ مُّسْتَقِیم:
  • و مراد از" هدایت به سوى صراط مستقیم"، راه یافتن به ایمانى ثابت است. چون چنین ایمانى صراطى است که نه اختلاف مى‏پذیرد و نه تخلف، صراطى است که سالکان خود را در وسط خود جمع مى‏کند و نمى‏گذارد از راه منحرف شده و گمراه کردند.
  • و همچنین هدی به صورت مجهول آمده یعنی فاعل در هدایت دخالتی ندارد بلکه هادی خداست و پیغمبر خدا و امامان معصوم علیهم السلام یعنی اگر تمسک بجویی هدایت می شوی.
  • یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ

 (آن گونه که شایسته پرواى از اوست پروا کنید)

  • وَ لَا تمَوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُون

(نمیرید مگر در حالى که [در برابر او و فرمان‏ها و احکامش‏] تسلیم باشید) (آل عمران 102)

 

  1. اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ:
  • تقوا یعنی اطاعت خداوند و عدم معصیت خداوند.
  • اما حق التقوى عبارت خواهد شد از عبودیت خالص، عبودیتى که مخلوط با انانیت و غفلت نباشد.
  • اما از طرف دیگر آیه ای داریم: فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ (تغابن 16).

در نتیجه، از دو آیه فوق یعنى آیه:" اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ ..." و آیه:" فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ ..." چنین استفاده مى‏شود که

  • نخست خداى تعالى همه مردم را دعوت به حق التقوى نموده و سپس دستور داده که در این مسیر قرار بگیرند. و براى رسیدن به این مقصد تلاش کنند، و هر کس هر قدر توانایى دارد صرف بکند. مثل صراط مستقیم که همه باید برای رسیدن به آن تلاش کنند.
  • در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز هست: عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ، قَالَ یُطَاعُ فَلَا یُعْصَى وَ یُذْکَرُ فَلَا یُنْسَى وَ یُشْکَرُ فَلَا یُکْفَرُ.(معنی الاخبار: 240)
  • ابن شهر آشوب: عن (تفسیر وکیع)، قال: حدثنا سفیان بن مرة الهمدانی، عن عبد خیر، قال: سألت علی بن أبی طالب (علیه السلام) عن قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ.

قال: «و الله ما عمل بها غیر أهل بیت رسول الله، نحن ذکرنا الله فلا ننساه، و نحن شکرناه فلن نکفره، و نحن أطعناه فلم نعصه، فلما نزلت هذه الآیة، قالت الصحابة: لا نطیق ذلک. فأنزل الله تعالى: فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ»

  • حال باید دید که چجور باید به خداوند تمسک جست؟ از چه طریقی و چه راهی

وَ اعْتَصِمُواْ بحِبْلِ اللَّهِ  جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ  وَ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینْ‏ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَ کُنتُمْ عَلىَ‏ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنهْا  کَذَالِکَ یُبَیّنُ‏ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَاتِهِ لَعَلَّکمُ‏ تهَتَدُون. (آل عمران 103)

  • اینک در این آیه، اعتصام مذکور و سفارش شده در آن آیه را، مبدل کرد به اعتصام بحبل اللَّه. در نتیجه فهماند که اعتصام به خدا و رسولى که قبلا گفتیم، اعتصام بحبل اللَّه است. یعنى آن رابط و واسطه‏اى که بین عبد و رب را به هم وصل مى‏کند.

 

 

بیان مصادیق حبل الله:

اول قرآن، کتاب الله

امام باقر در باب معنای عصمت امام از امام سجاد علیهما السلام روایت می کنند که ایشان فرمودند:

 الْإِمَامُ مِنَّا لَا یَکُونُ إِلَّا مَعْصُوماً

 (جز معصوم از ما خاندان نمی تواند امام باشد)

وَ لَیْسَتِ الْعِصْمَةُ فِی ظَاهِرِ الْخِلْقَةِ فَیُعْرَفَ بِهَا

 (در ظاهر بدن باشد تا با چشم دیده شده و شناخته گردد)

وَ لِذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا مَنْصُوصاً.

( و به همین جهت امکان ندارد معصوم بودن کسى را بدست آورد مگر خدا به وسیله پیغمبرش آن را صریحاً فرموده باشد)

 فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا مَعْنَى الْمَعْصُومِ فَقَالَ هُوَ الْمُعْتَصِمُ بِحَبْلِ اللَّهِ

 (أی أن معصومیته بسبب اعتصامه بالقرآن و عدم مفارقته عنه‏)

 وَ حَبْلُ اللَّهِ هُوَ الْقُرْآنُ لَا یَفْتَرِقَانِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ الْإِمَامُ یَهْدِی إِلَى الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ یَهْدِی إِلَى الْإِمَامِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ

(بى‏تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت مى‏کند) (معانی الاخبار 132)

  • بیان درخواست سید الشهدا علیه السلام در عصر تاسوعا جهت به تاخیر انداختن جنگ برای قرائت قرآن و ...

 

دوم رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام

و در تفسیر  عیاشى از امام باقر ع روایت کرده که فرمود: حبل اللَّه که خداى تعالى مردم را امر فرموده که به آن تمسک کنند و فرموده:" وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا" آل محمد علیهم السلامند.(ت المیزان 586:3)

 

چرا خداوند متعال در این آیه و آیات دیگر اصرار دارند به اعتصام و تمسک جستن به خودش و قرآنش و رسولش و اهل بیت رسولش؟

اولا راه نجات همین است. ثانیا برای جلوگیری از گمراه شدن این تمسک لازم است.

  • فی روایة أبی الجارود عن أبی جعفر (امام باقر علیه السلام) فی قوله وَ لا تَفَرَّقُوا، قال إن الله تبارک و تعالى علم أنهم سیفترقون بعد نبیّهم و یختلفون، فنهاهم عن التفرّق کما نهى من کان قبلهم فأمرهم أن یجتمعوا على ولایة آل محمد ع و لا یتفرقوا.(تفسیر قمی 108)

 

 

  • عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ إِنَّ أُمَّةَ مُوسَى افْتَرَقَتْ بَعْدَهُ عَلَى إِحْدَى وَ سَبْعِینَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِیَةٌ وَ سَبْعُونَ فِی النَّارِ وَ افْتَرَقَتْ أُمَّةُ عِیسَى ع بَعْدَهُ عَلَى اثْنَتَیْنِ وَ سَبْعِینَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِیَةٌ وَ إِحْدَى وَ سَبْعُونَ فِی النَّارِ وَ إِنَّ أُمَّتِی سَتَفْتَرِقُ بَعْدِی عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِینَ فِرْقَةً، فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِیَةٌ وَ اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِی النَّارِ.(خصال 585:2)
  • صحیح بخارى  و صحیح مسلم  از ابى هریره روایت آمده که رسول خدا ص فرمود: روز قیامت جمعى از اصحاب من بر من وارد مى‏شوند- و یا فرمود جمعى از امتم- و از ناحیه خداى تعالى طرد مى‏شوند، من عرضه مى‏دارم: پروردگارا اینها اصحاب منند. خداى عز و جل مى‏فرماید: مگر اطلاع ندارى که بعد از رحلتت چه حادثه‏ها پدید آوردند، اینها بطور قهقرا به عقب برگشتند و همین باعث شد که امروز طرد شوند.
  • مؤلف قدس سره: این حدیث هم از احادیث مشهور است، و هر دو فریق یعنى شیعه و سنى آن را در صحاح و جوامع خود از عده‏اى از صحابه از قبیل ابن مسعود، و انس، و سهل بن ساعد و ابى هریره و ابى سعید خدرى و عایشه وام سلمه، و اسماء دختر ابى بکر و غیر ایشان نقل کرده‏اند. (ت المیزان 589:3)

 

خب اتفاقات بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله چی بوده؟

  • غصب خلافت امیرالمومنین علیه السلام و کتمان غدیر، شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها، مسموم کردن امام مجتبی علیه السلام و تیرباران کردن بدن ایشان، واقعه ی کربلا قطعه قطعه کردن فرزندان رسول خدا و به اسارت بردن اهل بیتش.
  • یک روایت دیگر در رابطه با حبل الله بودن امیرالمومنین از رسول خدا علیهم السلام

قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً فِی الْمَسْجِدِ وَ أَصْحَابُهُ حَوْلَهُ فَقَالَ لَهُمْ یَطْلُعُ عَلَیْکُمْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ یَسْأَلُ عَمَّا یَعْنِیهِ (آن چه برایش مهم است و بهش اهتمام دارد)

  •  قَال‏ فَطَلَعَ عَلَیْنَا رَجُلٌ شَبِیهٌ بِرِجَالِ مِصْرَ فَتَقَدَّمَ وَ سَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ جَلَسَ وَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ یَقُولُ- وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فَمَا هَذَا الْحَبْلُ الَّذِی أَمَرَنَا اللَّهُ تَعَالَى بِالاعْتِصَامِ بِهِ وَ أَنْ لَا نَتَفَرَّقَ عَنْهُ قَالَ فَأَطْرَقَ (أمال رأسَه إلى صدره وسکَت) النَّبِیُّ ص سَاعَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ أَشَارَ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ قَالَ هَذَا حَبْلُ اللَّهِ الَّذِی مَنْ تَمَسَّکَ بِهِ عُصِمَ فِی دُنْیَاهُ وَ لَمْ یَضِلَّ فِی آخِرَتِهِ قَالَ فَوَثَبَ (پرید و شیرجه رفت) الرَّجُلُ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ احْتَضَنَهُ (در آغوش گرفت) مِنْ وَرَاءِ ظَهْرِهِ وَ هُوَ یَقُولُ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ حَبْلِ رَسُولِهِ ثُمَّ قَالَ فَوَلَّى وَ خَرَجَ،

 فَقَامَ رَجُلٌ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَلْحِقُهُ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ یَسْتَغْفِرَ لِی فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذاً تَجِدُهُ مَرْفِقاً (او را می یابی در حالی که ازش بهره مند می شوی)،

قَالَ فَلَحِقَهُ الرَّجُلُ وَ هُوَ عُمَرُ وَ سَأَلَهُ أَنْ یَسْتَغْفِرَ لَهُ فَقَالَ هَلْ فَهِمْتَ مَا قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ وَ مَا قُلْتُ لَهُ؟ قَالَ الرَّجُلُ نَعَمْ، فَقَالَ لَهُ إِنْ کُنْتَ مُتَمَسِّکاً بِذَلِکَ الْحَبْلِ فَغَفَرَ اللَّهُ لَکَ وَ إِلَّا فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَکَ وَ تَرَکَه‏. (بحار 15:36)

یکی از موارد هدایت با تمسک به سید الشهدا وهب بن عبدالله است.

  • وهب بن عبداللّه کلبی ، جوان زیبا روی، نیک خوی،پرهیزکار، مؤمن و شجاع کوفی بود.

به گفته برخی از مورّخان، وهب و همسر و مادرش نصرانی بودند و در راه کربلا در ثعلبیه به دست امام حسین علیه السلام مسلمان شدند.

  • وی که در روز عاشورا بیست و پنج سال داشت و از دامادیش هفده روز می‌گذشت، سرانجام پس از آنکه هفتاد زخم بر وی وارد شد سرش را بریدند و نزد مادرش انداختند. مادر، خون از چهره‌اش پاک می‌کرد و می‌گفت: «ستایش مخصوص خدایی است که رویم را سفید و چشمانم را به شهادت فرزندم در رکاب امام علیه السلام روشن کرد ... گواهی می‌دهم که یهود و نصاری و مجوس در کلیسا و آتش خانه‌ های خود از شما بهترند.»

آنگاه سر را به سوی سپاه یزید انداخت که به یکی‌ از سپاهیان یزید اصابت کرد وبه هلاکت رسید. خوارزمی گوید: غلام شمر به فرمان او، مادر وهب را به شهادت رساند.(ویکی فقه)

 

 

  • عن علی بن أبی طالب علیه السلام، عن النبی صلی الله علیه و آله أنه قال لعلی : یا علی لو ان عبداً عبد الله عزوجل مثل ما قام نوح فی قومه وکان له مثل أحد ذهباً فانفقه فی سبیل الله ومد فی عمره حتى حج الف عام على قدمیه ثم قتل بین الصفا والمروة مظلوماً ثم لم یوالک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها (مناقب خوارزمی، 68:1)

 

گریه برا امام حسین علیه السلام چه مقامی به ابراهیم داد

عَنِ الْفَضْلِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ:  لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِیمَ أَنْ یَذْبَحَ مَکَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِیلَ الْکَبْشَ الَّذِی أَنْزَلَهُ عَلَیْهِ تَمَنَّى إِبْرَاهِیمُ أَنْ یَکُونَ قَدْ ذَبَحَ ابْنَهُ إِسْمَاعِیلَ بِیَدِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ یُؤْمَرْ بِذَبْحِ الْکَبْشِ مَکَانَهُ لِیَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا یَرْجِعُ إِلَى قَلْبِ الْوَالِدِ الَّذِی یَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ عَلَیْهِ بِیَدِهِ فَیَسْتَحِقَّ بِذَلِکَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا إِبْرَاهِیمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِی إِلَیْکَ فَقَالَ یَا رَبِّ مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُو أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حَبِیبِکَ مُحَمَّدٍ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَمْ نَفْسُکَ قَالَ بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَفْسِی قَالَ فَوَلَدُهُ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَمْ وَلَدُکَ قَالَ بَلْ وَلَدُهُ قَالَ فَذَبْحُ وَلَدِهِ ظُلْماً عَلَى أَیْدِی أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِکَ أَوْ ذَبْحُ وَلَدِکَ بِیَدِکَ فِی طَاعَتِی قَالَ یَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُهُ عَلَى أَیْدِی أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِی قَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ طَائِفَةً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَیْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ یَسْتَوْجِبُونَ (سزاوار خواهند بود) بِذَلِکَ سَخَطِی (نارضایتی) فَجَزِعَ إِبْرَاهِیمُ لِذَلِکَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ یَبْکِی فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَا إِبْرَاهِیمُ قَدْ فَدَیْتُ جَزَعَکَ عَلَى ابْنِکَ إِسْمَاعِیلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِیَدِکَ بِجَزَعِکَ «2» عَلَى الْحُسَیْنِ وَ قَتْلِهِ وَ أَوْجَبْتُ لَکَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ. (بحار، 124:12)

 

عبید الله بین حر جعفی

عبیدالله از عشیره بنی سعد و از یاران عثمان بن عفان بود و چون عثمان به قتل رسید، جانب معاویة بن ابی‌سفیان را گرفت و همراه وی در جنگ صفین شرکت نمود و تا زمان کشته شدن علی بن ابی‌طالب، نزد معاویه باقی ماند، آن‌گاه راهی کوفه گردید. (ویکی فقه)

پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری و تصمیم امام حسین(ع) برای آمدن به کوفه، عبیدالله از کوفه بیرون آمد تا با امام مواجه نشود. اما در نزدیکی کربلا با وی مواجه شد. نقل است که امام حسین(ع) وقتی به منزلگاهی به نام قصر بنی مقاتل یا به روایتی «قطقطانیه» در چند فرسخی کربلا رسید، خیمه‌ای دید و پرسید که آن از کیست؟ گفتند از آن عبیدالله بن حر جعفی. امام(ع) کسی را نزد او فرستاد (بیشتر کتب، نام این فرستاده را حجاج بن مسروق جعفی نوشته‌اند) تا او را به یاری اردوی امام(ع) دعوت کند، ولی او بهانه آورد و گفت: «من از کوفه بیرون نیامدم مگر از ترس اینکه حسین(ع) به آنجا آید و من نتوانم یاریش کنم.» فرستاده امام بازگشت و پاسخ عبیدالله را به امام(ع) رساند.

پس از آن امام حسین(ع) خود نیز به خیمه عبیدالله رفت و نشست و خدا را سپاس گفت و گفت: «ای مرد، در گذشته خطا بسیار کردی و خداوند تو را به اعمالت مؤاخذه می‌کند، آیا نمی‌خواهی در این ساعت سوی او بازگردی و مرا یاری کنی تا جد من روز قیامت، نزد خدا شفیع تو باشد؟» گفت: «یابن رسول الله، اگر به یاری تو آیم، همان اول کار، پیش روی تو کشته می‌شوم، و نفس من به مرگ راضی نیست، ولی این اسب مرا بگیر، به خدا قسم تاکنون هیچ سواری با آن در طلب چیزی نرفته مگر اینکه به آن رسیده و هیچکس در طلب من نیامده مگر اینکه از او سبقت گرفته و نجات یافته‌ام.» حسین(ع) از او روی برگرداند و فرمود: «نه حاجت به تو دارم و نه به اسب تو.» و سپس این آیه از سوره کهف را خواند:

  «(مَّا أَشهْدتهمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَا خَلْقَ أَنفُسِهِم)وَ مَا کُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا؛ ما گمراهان را به یاری خود نمی‌طلبیم.»(کهف 51)

«اما از اینجا بگریز و برو! نه با ما باش و نه بر ما! زیرا اگر کسی صدای استغاثه ما را بشنود و اجابت نکند، خداوند او را به رو در آتش جهنم می‌اندازد و هلاک می‌شود.» آنگاه امام(ع) به خیمه خود بازگشت.(الفتوح، 74:5)

عبیدالله پس از واقعه کربلا، به شدت از کوتاهی و قصور خویش پشیمان شد و دائما خود را ملامت می‌کرد. او در اشعاری این اندوه و حسرت را بیان می‌کند:

فیالک حسرة ما دمت حیا         تردد بین صدری و التراقی[۶]

آه از حسرتی که تا زنده‌ام در میان سینه و گلویم در جریان است.

 

 

زهیر بن قین بجلی

زهیر از هواداران عثمان به شمار می‌رفت. در سال ۶۰ قمری، او و همسرش به همراه برخی از خویشاوندان و اهل قبیله‌اش هنگام بازگشت از حج به کوفه، در یکی از منازل بین راه، با امام حسین(ع) و همراهانش که به سوی کوفه در حرکت بودند _هم منزل_ روبرو شدند. بنابر نقل دینوری، این ملاقات در منزلگاه زَرُود انجام گرفته است.[۱]

امام حسین(ع) شخصی را نزد زهیر فرستاد و خواستار ملاقات با او شد. زهیر در ابتدا تمایلی به این دیدار نشان نداد؛ اما به توصیه همسرش- دیلم یا دَلْهم دختر عَمرو[۲] به محضر امام حسین(ع) حاضر شد. این دیدار مسیر زندگانی زهیر را تغییر داد. او پس از این ملاقات، شادمان نزد خانواده و دوستانش بازگشت و فرمان داد تا خیمه و بار و بُنه او را به کنار خیمه امام حسین(ع) منتقل کنند.[۳]

زهیر با همسرش نیز وداع کرد و بنا به نقلی همسرش را طلاق داده و به او گفت: «نزد خانواده‌ات برگرد، زیرا نمی‌خواهم از سوی من چیزی جز خوبی به تو برسد.»[۴]

زهیر بعد از وداع با همسرش، به همراهانش گفت: «هر که دوستدار شهادت است، همراه من بیاید، و گرنه برود و این آخرین دیدار من با شماست.[۵]

زهیر خاطره‌ای برای آنان نقل کرد و گفت: زمانی که به جنگ بلنجر رفته بودیم، به پیروزی و غنایم فراوانی دست یافتیم و بسیار خوشحال شدیم. سلمان فارسی -در برخی منابع به جای سلمان فارسی، سلمان باهلی گفته شده است.-[۶] که همراه ما بود گفت: «آنگاه که سید جوانان آل محمّد(ص) را درک کردید، از پیکار و کشته شدن در کنار او بیش از دستیابی به این غنایم شادمان باشید.

پیشنهاد جنگ با حر و عدم قبول امام که من آغاز کننده ی جنگ نیستم

(ویکی شیعه)

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاهُ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ. (علل الشرایع 9:1)

زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَن لَّن یُبْعَثُواْ  قُلْ بَلىَ‏ وَ رَبىّ‏ لَتُبْعَثُنَّ ثم لَتُنَبَّؤُنَّ (خبر داده خواهید شد) بِمَا عَمِلْتُمْ  وَ ذَالِکَ عَلىَ اللَّهِ یَسِیرٌ(تغابن 7)

فَامِنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِى أَنزَلْنَا  وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ(تغابن 8)

 عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِهِ: فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا ، فَقَالَ یَا أَبَا خَالِدٍ. النُّورُ وَ اللَّهِ الْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ، وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ- وَ هُمْ وَ اللَّهِ نُورُ اللَّهِ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، یَا أَبَا خَالِدٍ! لَنُورُ الْإِمَامُ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ- أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِیئَةِ بِالنَّهَارِ- وَ هُمْ وَ اللَّهِ یُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ- وَ یَحْجُبُ اللَّهُ (خدا می پوشاند) نُورَهُمْ عَمَّنْ‏ یَشَاءُ  فَتُظْلِمُ قُلُوبُهُمْ، وَ اللَّهِ یَا أَبَا خَالِدٍ! لَا یُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ یَتَوَلَّانَا حَتَّى یُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا یُطَهِّرُ اللَّهُ قَلْبَ عَبْدٍ حَتَّى یُسَلِّمَ لَنَا وَ یَکُونَ سِلْماً لَنَا- فَإِذَا کَانَ سِلْماً لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ شَدِیدِ الْحِسَابِ- وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ الْأَکْبَرِ.

فراز آخر روایت اشاره به آیه ی بعد دارد:

یَوْمَ یجَمَعُکم لِیَوْمِ الجمْعِ  ذَالِکَ یَوْمُ التَّغَابُنِ (روز غبن و خسارت)  وَ مَن یُؤْمِن بِاللَّهِ وَ یَعْمَلْ صَالِحًا یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّاتِهِ وَ یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تجَرِى مِن تحَتهِا الْأَنْهَارُ خَلِدِینَ فِیهَا أَبَدًا  ذَالِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیم (تغابن 9)

جود و کرم امام حسین

قَدِمَ أَعْرَابِیٌّ الْمَدِینَةَ فَسَأَلَ عَنْ أَکْرَمِ النَّاسِ بِهَا فَدُلَّ عَلَى الْحُسَیْنِ ع فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ فَوَجَدَهُ مُصَلِّیاً فَوَقَفَ بِإِزَائِهِ وَ أَنْشَأَ

          لَمْ یَخِبِ الْآنَ مَنْ رَجَاکَ وَ مَنْ             حَرَّکَ مِنْ دُونِ بَابِکَ الْحَلَقَةَ

             أَنْتَ جَوَادٌ وَ أَنْتَ مُعْتَمَدٌ             أَبُوکَ قَدْ کَانَ قَاتِلَ الْفَسَقَةِ        

                  لَوْ لَا الَّذِی کَانَ مِنْ أَوَائِلِکُمْ             کَانَتْ عَلَیْنَا الْجَحِیمُ مُنْطَبِقَةً

 قَالَ فَسَلَّمَ الْحُسَیْنُ ع وَ قَالَ یَا قَنْبَرُ هَلْ بَقِیَ شَیْ‏ءٌ مِنْ مَالِ الْحِجَازِ قَالَ نَعَمْ أَرْبَعَةُ آلَافِ دِینَارٍ فَقَالَ هَاتِهَا قَدْ جَاءَ مِنْ هُوَ أَحَقُّ بِهَا مِنَّا ثُمَّ نَزَعَ بُرْدَیْهِ وَ لَفَّ الدَّنَانِیرِ فِیهِمَا وَ أَخْرَجَ یَدَهُ مِنْ شَقِّ الْبَابِ حَیَاءً مِنَ الْأَعْرَابِیِّ وَ أَنْشَأَ

          خُذْهَا فَإِنِّی إِلَیْکَ مُعْتَذِرٌ             وَ اعْلَمْ بِأَنِّی عَلَیْکَ ذُو شَفَقَةٍ

          لَوْ کَانَ فِی سَیْرِنَا الْغَدَاةَ عَصًا             أَمْسَتْ سَمَانَا عَلَیْکَ مُنْدَفِقَةً «1»

          لَکِنَّ رَیْبَ الزَّمَانِ ذُو غِیَرٍ             وَ الْکَفُّ مِنِّی قَلِیلَةُ النَّفَقَةِ

 قَالَ فَأَخَذَهَا الْأَعْرَابِیُّ وَ بَکَى فَقَالَ لَهُ لَعَلَّکَ اسْتَقْلَلْتَ مَا أَعْطَیْنَاکَ قَالَ لَا وَ لَکِنْ کَیْفَ یَأْکُلُ التُّرَابُ جُودَکَ وَ هُوَ الْمَرْوِیُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ع.( مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4، ص: 66)

بیان داستان مقبل

مرحوم حاج ملا اسماعیل سبزواری در کتاب عددالسنه کیفیت خواب مقبل را از حزن‌المومنین نقل نموده و فرموده که خود احقر در اصفهان در خانواده مقبل کیفیت خواب را به خط او نیز دیدم که خوابش را چنین نقل نموده است

 

در سالی که زوار بسیاری، از اصفهان به جهت زیارت عاشورا عازم کربلا شدند و من مرد تهی دستی بودم،به یکی از دوستان خود گفتم که می‌ترسم بمیرم و آرزوی زیارت سیدالشهداء روحی له الفداء در دلم بماند، پس او دلش بر من سوخت و بر حال من رقت نمود، لذا گفت: اگر جز فقر، عذری دیگر نداری، بیا و برویم و تا کربلا مهمان من باش، من هم به اتفاق همه و این رفیق شفیق، روانه شدیم ولی در نزدیکی گلپایگان جمعی از قطاع‌الریق، شبانه بر سر زوار ریختند و همه را غارت نمودند و ایشان برهنه و عریان وارد گلپایگان شدند.

بعضی قرض کردند و رفتند و من همان‌جا ماندم، نه اسباب رفتن داشتم و نه دل برگشتن، تا آنکه ماه محرم شد، حسینیه‌ای در آن‌جا بود که شب‌ها، شیعیان در آن مشغول عزاداری بودند، من هم در آنجا به سر بردم و شب و روز می‌گریستم. در اواخر شب خوابم ربود، و در عالم واقعه دیدم وارد کربلا شدم، و رفتم به جانب حرم که مشرف شوم و اذن دخول می‌خواستم.

شخصی مرا مانع شد و به دست اشاره کرد که برگرد، که الان وقت زیارت کردن تو نیست، گفتم بنا نبود حرم جناب ابی عبدالله‌الحسین (ع) حاجب و مانع داشته باشد.

 

هرکه خواهد گو بیا و گو برو

کبر و ناز و حاجب و دربان در این درگاه نیست

 

گفت ای مقبل در این لحظه، حضرت زهرا (س) و مادرش خدیجه کبری (س) و مریم و حوا و آسیه علیهن‌السلام و جمعی از حورالعین، با جمعی از انبیاء به زیارت آمده‌اند.

قدری تأمل کن، آن‌ها که فارغ شدند نوبت تو می‌شود، گفتم تو کیستی؟ گفت من ملکی هستم از جمله حافّین حول حرم مطهر، که دائم برای زوار استغفار می‌کنم.

پس در این لحظه دست مرا گرفت و در میان صحن گردش می‌داد، جمعی را در صحن مقدس می‌دیدم که شباهت به اهل دنیا نداشتند تا اینکه رسیدیم به موضعی که در آنجا محفلی بود آراسته، و جمعی موقر با خضوع و خشوع نشسته بودند، آن ملک پرسید آیا اینها را می‌شناسی؟ گفتم نه، گفت اینها حضرات انبیاء هستند، که به زیارت حضرت سید‌الشهداء صلوات‌الله علیه آمده‌اند.

آنکه بر همه مصدر (و مقدم) نشسته، حضرت آدم ابوالبشر صفّی‌الله (ع) است و آنکه در طرف راست او نشسته، حضرت نوح نجیّ‌الله است و در طرف چپش حضرت ابراهیم خلیل ا‌لله (ع) است و آن یکی شیث (ع) است و دیگری ادریس (ع) است و آن هود (ع) و آن صالح (ع) و آن اسماعیل (ع) و آن اسحاق (ع) و آن داوود (ع) و آن سلیمان (ع) و آن کلیم‌الله (ع) و آن روح‌الله (ع) است.

در این اثناء دیدم بزرگواری از حرم بیرون آمده، در حالتی که دو نفر زیر بغل‌های او را گرفته بودند، پس همه انبیاء برخاستند و تعظیم او نمودند و آن بزرگوار رفت و در صدر مجلس نشست و بعد از لحظه‌ای سربلند کرد و فرمود محتشم را بیاورید.

پرسیدم این بزرگوار کیست؟ گفت خاتم‌الانبیاء محمد مصطفی (ص) است.

لحظاتی نگذشت که محتشم را آوردند و او مردی خوش سیما و کوتاه قد بود و عمامه ژولیده‌ای بر سر داشت، و چون وارد شد تعظیم کرد و ایستاد. حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: ای محتشم امشب شب عاشوراء است، پیامبران برای زیارت فرزندم حسین (ع) آمده‌اند و می‌خواهند عزاداری کنند، برو بالای منبر و از اشعار دلسوز خود بخوان تا ما بگیرییم.

به امر پیامبر اکرم (ص) منبری گذاشتند، و محتشم رفت در پله اول آن ایستاد، پیامبر (ص) اشاره کرد بالاتر برو، و در پله دوم ایستاد فرمود بالاتر برو تا آنکه در پله نهم منبر ایستاد حضرت فرمودند بخوان.

مقبل می‌گوید حواسم را جمع نمودم ببینم محتشم کدام بند مرثیه را می‌خواند که از همه دلسوزتر است، شروع کرد به خواندن این بند:

 

کشتی شکست خورده طوفان کربلاء

در خاک و خون فتاده به میدان کربلاء

گر چشم روزگار بر او فاش می‌گریست

خوش داشتند حرمت مهمان کربلاء

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلاء

 

عرض کرد یا رسول‌الله

 

بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید

خاتم زقحط آب، سلیمان کربلاء

 

صدای پیامبر (ص) به ناله بلند شد و رو به انبیاء کرد و فرمودند: ببینید امت من با فرزند من چه کرده‌اند، آبی را که خدا بر کلاب و ذئاب و کفار مباح کرده، امت من، بر اولاد من حرام کرده‌اند. پس محتشم شروع کرد به این مرثیه:

 

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سربرهنه برآمد زکوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه

ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

 

چون محتشم به این شعر رسید پیامبران همه دست بر سر زدند، محتشم رو به پیامبران کرده و گفت:

 

جمعی که پاس محملشان بود جبرئیل

گشتند بی‌عماری و محمل، شترسوار

 

پیامبر (ص) فرمود بلی این جزای من بود، که دختران مرا در کوچه و بازار مثل اهل زنگبار بگردانند. محتشم سکوت کرد و ایستاد که پیامبر (ص) او را مرخص فرماید و از منبر به زیر آید.

حضرت پیامبر اکرم (ص) فرمودند: محتشم هنوز دل ما از گریه خالی نشده است بخوان، محتشم شوقی پیدا کرد و به هیجان آمد که پیامبر (ص) میل دارد از اشعار او بگرید عمامه را از سر برداشت و بر زمین زد و با دستش اشاره نمود، به طرف قبر سیدالشهداء و عرض کرد: یا رسول‌الله منتظری من بخوانم و بشنوی؟ اینجا نظر کن

 

این کشته فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده خون حسین توست

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

 

ملکی صدا زد، محتشم پیامبر غش کرد، لذا محتشم از منبر پایین آمد.

چون رسول خدا (ص) به هوش آمد، ردای مبارک خود را به عنوان خلعت به او عطا فرمود. مقبل می‌گوید با خود گفتم خاک بر سرت، ای بی‌قابلیت، این همه شعر و مرثیه گفته‌ای، حال معلوم شد که پسند نشده، تو حاضر بودی و پیامبر (ص) اعتنا نفرمود به تو، محتشم را احضار فرمود و اضعار خود را خواند و پیامبران گریستند و به خلعت مفتخر گردید.

پس خود را بسیار ملامت نمودم و راضی بودم که زمین شکافته شود و من بر زمین فرو روم و خواستم زودتر از صحن بیرون روم که مبادا آشنایی مرا ببیند و خجالت بکشم.

چون روانه شدم، و نزدیک درب صحن رسیدم، دیدم حوریه سیاه‌پوش، از حرم بیرون آمد و دوان‌دوان رفت خدمت پیامبر (ص) و عرض کرد یا رسول‌الله (ص) دخترت فاطمه (س) می‌گوید: چرا دل مقبل را شکستی او هم برای فرزندم حسین (ع) مرثیه گفته است.

در این هنگام فرمود مقبل بیا، دخترم فاطمه (س) میل دارد تو هم اشعار خود را بخوانی، مقبل می‌گوید بدین شعف چیزی نمانده بود، که جانم از بدنم برود، آمدم تعظیم کردم و رفتم بالای منبر، در پله اول ایستادم، حضرت نفرمود بالاتر برو فرمود بخوان.

پس دانستم که میان من و محتشم، چه‌قدر فرق است، با خود خیال می‌کردم که در مقابل آن مرثیه‌های دلسوز و پر گریه محتشم چه بخوانم، یادم آمد که واقعه شهادت را از همه بهتر به نظم آورده‌ام سه شعر خواندم و عرض کردم یا رسول‌الله

 

روایت است که چون تنگ شد بر او میدان

فتاده از حرکت ذوالجناح از جولان

نه ذوالجناح دگر تاب اسقامت داشت

نه سید الشهدا (ع) بر جدال طاقت داشت

هوا زباد مخالفت چه قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

 

چون این شعر را خواندم، صدای شیون بلند شد، و پیامبر اکرم (ص) بر سر می‌زد و می‌گفت واولداه، که یک مرتبه حوریه‌ای صدا زد، مقبل بس است. فاطمه زهرا (س) روی قبر حسین (ع) غش کرد.

مقبل می‌گوید از منبر فرود آمدم در دلم گذشت کاش مرا هم خلعتی مرحمت می‌کردند، که در نزد امثال و اقران، و نزد محتشم سرافراز می‌شدم.

که ناگاه دیدم از حرم مطهر، جوانی بی‌سر، و با بدن پاره‌پاره، بیرون آمد، و از حلقوم بریده فرمود: مقبل دلت نشکند، خلعت تو را هم خودم می‌دهم.

 

 

فضیلت امت اسلام بر دیگر امم

وَ فِی حَدِیثِ مُنَاجَاةِ مُوسَى ع وَ قَدْ قَالَ یَا رَبِّ لِمَ فَضَّلْتَ أُمَّةَ مُحَمَّدٍ ص عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ؟ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى: فَضَّلْتُهُمْ لِعَشْرِ خِصَالٍ. قَالَ مُوسَى: وَ مَا تِلْکَ الْخِصَالُ الَّتِی یَعْمَلُونَهَا حَتَّى آمُرَ بَنِی إِسْرَائِیلَ یَعْمَلُونَهَا؟ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: الصَّلَاةُ وَ الزَّکَاةُ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ وَ الْجِهَادُ وَ الْجُمُعَةُ وَ الْجَمَاعَةُ وَ الْقُرْآنُ وَ الْعِلْمُ وَ الْعَاشُورَاءُ قَالَ مُوسَى: یَا رَبِّ وَ مَا الْعَاشُورَاءُ؟ قَالَ: الْبُکَاءُ وَ التَّبَاکِی عَلَى سِبْطِ مُحَمَّدٍ ص وَ الْمَرْثِیَةُ وَ الْعَزَاءُ عَلَى مُصِیبَةِ وُلْدِ الْمُصْطَفَى، یَا مُوسَى مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِی فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بَکَى أَوْ تَبَاکَى وَ تَعَزَّى عَلَى وُلْدِ الْمُصْطَفَى إِلَّا وَ کَانَتْ لَهُ الْجَنَّةُ ثَابِتاً فِیهَا، وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْفَقَ مِنْ مَالِهِ فِی مَحَبَّةِ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّهِ طَعَاماً وَ غَیْرِ ذَلِکَ دِرْهَماً أَوْ دِینَاراً إِلَّا وَ بَارَکْتُ لَهُ فِی دَارِ الدُّنْیَا الدِّرْهَمَ بِسَبْعِینَ وَ کَانَ مُعَافاً فِی الْجَنَّةِ وَ غَفَرْتُ لَهُ ذُنُوبَهُ، وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا مِنْ رَجُلٍ أَوِ امْرَأَةٍ سَالَ دَمْعُ عَیْنَیْهِ فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ وَ غَیْرِهِ قَطْرَةً وَاحِدَةً إِلَّا وَ کَتَبْتُ لَهُ أَجْرَ مِائَةِ شَهِیدٍ. (مجمع البحرین 406:3)

بخشیده نشدن قاتل سید الشهدا علیه السلام

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ (الرضا علیه السلام) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ سَأَلَ رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنَّ أَخِی هَارُونَ مَاتَ فَاغْفِرْ لَهُ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَیْهِ یَا مُوسَى لَوْ سَأَلْتَنِی فِی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لَأَجَبْتُکَ مَا خَلَا قَاتِلَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَإِنِّی أَنْتَقِمُ لَهُ مِنْ قَاتِلِهِ. (عیون اخبار الرضا 47:2)

دیر راهب

أَنَا (ابو سعید شامى) أَحَدُ مَنْ کَانَ فِی الْعَسْکَرِ الْمَشْئُومِ عَسْکَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ حِینَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ وَ کُنْتُ أَحَدَ الْأَرْبَعِینَ الَّذِینَ حَمَلُوا الرَّأْسَ إِلَى یَزِیدَ مِنَ الْکُوفَةِ فَلَمَّا حَمَلْنَاهُ عَلَى طَرِیقِ الشَّامِ نَزَلْنَا عَلَى دَیْرٍ لِلنَّصَارَى وَ کَانَ الرَّأْسُ مَعَنَا مَرْکُوزاً عَلَى رُمْحٍ وَ مَعَهُ الْأَحْرَاسُ فَوَضَعْنَا الطَّعَامَ وَ جَلَسْنَا لِنَأْکُلَ فَإِذَا بِکَفٍّ فِی حَائِطِ الدَّیْرِ تَکْتُبُ‏:

 

       أَ تَرْجُو أُمَّةً قَتَلَتْ حُسَیْناً            شَفَاعَةَ جَدِّهِ یَوْمَ الْحِسَابِ‏

 

 قَالَ فَجَزِعْنَا مِنْ ذَلِکَ جَزَعاً شَدِیداً وَ أَهْوَى بَعْضُنَا إِلَى الْکَفِّ لِیَأْخُذَهَا فَغَابَتْ ثُمَّ عَادَ أَصْحَابِی إِلَى الطَّعَامِ فَإِذَا الْکَفُّ قَدْ عَادَتْ تَکْتُبُ مِثْلَ الْأَوَّلِ‏:

 

        فَلَا وَ اللَّهِ لَیْسَ لَهُمْ شَفِیعٌ           وَ هُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِی الْعَذَاب‏

 

فَقَامَ أَصْحَابُنَا إِلَیْهَا فَغَابَتْ ثُمَّ عَادُوا إِلَى الطَّعَامِ فَعَادَتْ تَکْتُبُ‏:

 

       وَ قَدْ قَتَلُوا الْحُسَیْنَ بِحُکْمِ جَوْرٍ        وَ خَالَفَ حُکْمُهُمْ حُکْمَ الْکِتَابِ‏

 

 فَامْتَنَعْتُ عَنِ الطَّعَامِ وَ مَا هَنَّأَنِی أَکْلُهُ ثُمَّ أَشْرَفَ عَلَیْنَا رَاهِبٌ مِنَ الدَّیْرِ فَرَأَى نُوراً سَاطِعاً مِنْ فَوْقِ الرَّأْس‏.( راوندی، الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 579-580)

از اینجا به بعد از ابن شهر آشوب

النَّطَنْزِیُّ فِی الْخَصَائِصِ‌ لَمَّا جَاءُوا بِرَأْسِ الْحُسَیْنِ وَ نَزَلُوا مَنْزِلًا یُقَالُ لَهُ قِنَّسْرِینُ اطَّلَعَ رَاهِبٌ مِنْ صَوْمَعَتِهِ إِلَى الرَّأْسِ فَرَأَى نُوراً سَاطِعاً یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ وَ یَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ فَأَتَاهُمْ بِعَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ أَخَذَ الرَّأْسَ وَ أَدْخَلَهُ صَوْمَعَتَهُ فَسَمِعَ صَوْتاً وَ لَمْ یَرَ شَخْصاً قَالَ طُوبَى لَکَ وَ طُوبَى لِمَنْ عَرَفَ حُرْمَتَهُ فَرَفَعَ الرَّاهِبُ رَأْسَهُ وَ قَالَ یَا رَبِّ بِحَقِّ عِیسَى تَأْمُرُ هَذَا الرَّأْسَ بِالتَّکَلُّمِ مَعِی فَتَکَلَّمَ الرَّأْسُ وَ قَالَ یَا رَاهِبُ أَیَّ شَیْ‌ءٍ تُرِیدُ قَالَ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا ابْنُ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ أَنَا ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى وَ أَنَا ابْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ أَنَا الْمَقْتُولُ بِکَرْبَلَاءَ أَنَا الْمَظْلُومُ أَنَا الْعَطْشَانُ فَسَکَتَ فَوَضَعَ الرَّاهِبُ وَجْهَهُ عَلَى وَجْهِهِ فَقَالَ لَا أَرْفَعُ وَجْهِی عَنْ وَجْهِکَ حَتَّى تَقُولَ أَنَا شَفِیعُکَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَتَکَلَّمَ الرَّأْسُ فَقَالَ ارْجِعْ إِلَى دِینِ جَدِّی مُحَمَّدٍ ص فَقَالَ الرَّاهِبُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ فَقَبِلَ لَهُ الشَّفَاعَةَ فَلَمَّا أَصْبَحُوا أَخَذُوا مِنْهُ الرَّأْسَ وَ الدَّرَاهِمَ فَلَمَّا بَلَغُوا الْوَادِیَ نَظَرُوا الدَّرَاهِمَ قَدْ صَارَتْ حِجَارَةً. (مناقب ابن شهر آشوب 60:4)

 

 

  • M.M.HKH
۲۱
مرداد
۰۰

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

  • با فرا رسیدن ماه محرم چند سوال برای انسان مطرح می شود:
  1. چه دلیلی وجود دارد که مردم شیعه و مردمان پیرو اسلام اهل بیتی و یا حتی پیروان برخی مذاهب دیگر و اهل تسنن که به اهل بیت محبت دارند، بساط عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام را با یک شور و حرارت خاصی برپا می کنند؟
  2. اگر بهتر به مساله نگاه بکنیم چه دلیلی وجود دارد که این اتفاق می افتد و به چه دلیل اصلا باید این بساط اقامه ی عزا را برپا بکنیم؟

 

در واقع دو سوال مطرح می شود .

  • چرا و چگونه برپا می شود؟
  • و ما چرا باید برپا بکنیم؟

 

  1. جواب سوال اول است عشق است.

 یعنی به دلیل رسوخ محبت سید الشهدا علیه السلام در دل های مردم با شور و حرارتی مثال زدنی و با وجود تمام مشکلات و مانع ها نمی گذارند این عزاداری که مصداق بارز تعظیم شعائر الهی است تعطیل بشود.

 

سال گذشته در روز عاشورا نیز عرض کردیم این عشق و این محبت، محبتی است که خداوند متعال به عنوان یک روزی و رزق در قلب مردم قرار داده است. این عشق خدادادیست.

امام صادق علیه السلام:

مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ ع وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ. (کامل الزیارات: 142)

 

چجور امسال دلمان برای زیارت اربعین شور می زند!

همانطور که برای خود محرم شور می زد. این یعنی همان عشق.

  1. اما جواب سوال دوم چرا باید این عزاداری را برپا کنیم؟
  • بیان اول: 
  • دانش آموز به مدرسه نیاز دارد یا مدرسه به دانش آموز؟
    مکتب امام حسین به ما نیاز ندارد
    ما به دانشگاه امام حسین نیاز داریم
    در طول تاریخ هواره خط هدایت اللهی بر قرار بوده گاهی کم رونق گاهی پر فروغ لکن خود خداونگار عالم تداوم آن را تضمین نموده است (ادله اثبات کننده در ادامه)
    از جهت دیگر امام حسین چه نوع معارفی را به ما می آموز ؟؟؟
    درس مرگ می دهد یا تعلیم حیات؟   مکتب ابی عبدالله دانشگاه زندگی با کرامت است.

    در طول تاریخ آنها که تمسک به امام حسین داشتند اهل نجات بودند و آنها که حسین را رها کردند نه به دنیا رسیدند و نه به آخرت ... مثال کوفیان و حجاج یوسف ؛ مدینه و واقعه حره ، مکه و آتش خانه خدا  و...
    در زمان معاصر : انقلاب اسلامی و رهایی از بند اسارت مستکبران ... در ادامه اگر مطیع مکتب حسین باشیم انقلاب و نظام اسلامی نجات بخش خواهد بود و الا مسیر بی حسین مسیر امنی نخواهد بود.
  • بیان دوم : این است که اقامه ی عزای سید الشهدا علیه السلام عبادت است.

در کتاب پر عظمت کافی اثر شیخ کلینی رحت الله علیه این روایت آمده است:

امام صادق علیه السلام:

نَفَسُ الْمَهْمُومِ  لَنَا (غم زده ی برای ما) الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا (برای ستم شدن به ما اندوهگین است) تَسْبِیحٌ وَ هَمُّهُ (اندوهش) لِأَمْرِنَا عِبَادَةٌ وَ کِتْمَانُهُ لِسِرِّنَا جِهَادٌ فِی سَبِیلِ اللَّهِ. (کافی 226:2)

  • بیان سوم: این است که اقامه ی عزا مشمول دعای اهل بیت علیهم السلام است.

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ قَالَ:

حَجَجْتُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ

فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَوْ نُبِشَ قَبْرُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع هَلْ کَانَ یُصَابُ فِی قَبْرِهِ شَیْ‏ءٌ فَقَالَ یَا ابْنَ بُکَیْرٍ مَا أَعْظَمَ مَسَائِلَکَ!

 إِنَّ الْحُسَیْنَ ع مَعَ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَخِیهِ فِی مَنْزِلِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَعَهُ یُرْزَقُونَ وَ یُحْبَرُونَ

 (در شادی هستند)

 وَ إِنَّهُ لَعَنْ یَمِینِ الْعَرْشِ مُتَعَلِّقٌ بِهِ

(متصل به سمت راست عرش)

یَقُولُ- یَا رَبِّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی

 (پروردگارا وفا کن به وعده ی خود که با من کرده ای)

 وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ إِنَّهُ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ مَا فِی رِحَالِهِمْ

 (آنچه در منزل هایشان دارند)

مِنْ أَحَدِهِمْ بِوُلْدِهِ

(بیش تر از شخصی که به فرزندش شناخت دارد)

 وَ إِنَّهُ لَیَنْظُرُ إِلَى مَنْ یَبْکِیهِ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ أَبَاهُ

 (از پدران خود درخواست می کند یعنی امیرالمومنین و رسول الله)

 الِاسْتِغْفَارَ لَهُ

 (که برای آنان استغفار کنند).

وَ یَقُولُ أَیُّهَا الْبَاکِی لَوْ عَلِمْتَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَکَ

(اگر بدانی خدا چی برایت آماده کرده است)

 لَفَرِحْتَ أَکْثَرَ مِمَّا حَزِنْتَ

وَ إِنَّهُ لَیَسْتَغْفِرُ لَهُ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطِیئَةٍ.

(و از خدا درخواست می کند که هر گناه و خطا که گریه کننده بر او کرده است بیامرزد) (کامل الزیارات: 103)

  • همچنین در روایت قبل بیان شد و در روایات بسیاری که کثرت آن به حدی است که کسی نمی تواند آن را نفی کنید که اقامه عزا بر سید الشهدا و زیارت حضرت موجب مغفرت می شود.
  • اقامه ی عزای سید الشهدا یاری رساندن به اهل بیت خصوصا فاطمه زهرا سلام الله علیها است
  • امام صادق علیه السلام در روایت مفصلی که گریه ی حضرت زهرا سلام الله علیها رو بر امام حسین علیه السلام شرح می دهند،
  •  در آخر به ابابصیر می فرمیاند: ای ابوبصیر! دوست نداری در زمره کسانی باشی که حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) را کمک می‌کنند؟ (کامل الزیارات: 83)

گریه بر سید الشهدا اقتدای به فاطمه ی زهراست سلام الله علیها

و همچنین موجب شفاعت اهل بیت علیهم السلام می شود

 

  • به طور خلاصه اتصال به ابی عبد الله علیه السلام موجب نجات است.

 

إنّ الحسین مصباح الهدى و سفینة النجاة.

  • و اما هرچه مشکل بیشتر باشد سختی بیشتر باشد مانع بیشتر باشد عمل و عبادت برتر است بالا تر است

رسو الله ص أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا (بحار 191:67)

 

  • یک نمونه ی هدایت و نجات تمسک به سید الشهدا حرّ بن یزید ریاحی است:

او از بزرگان اهل کوفه بود. ابن زیاد او را از قادسیه با هزار سواره به سمت امام حسین (علیه‌السلام) فرستاد تا مانع ورود او به شهر کوفه شود. عمر سعد نیز در روز عاشورا او را فرمانده قبایل «تمیم» و «همدان» قرار داد.(ویکی فقه)

 

شکل توبه: آن‌گاه اسب تاخت و آهنگ خدمت امام (علیه‌السلام) کرد، در حالی که دست بر سر نهاده بود می‌گفت:

 اللَّهُمَّ الَیْکَ انبْتُ فَتُبْ عَلَىَّ فَقَدْ ارْعَبْتُ قُلُوبَ اوْلِیائِکَ وَأوْلادِ بِنْتِ نبِیِّکَ

(بارخدایا به سوی تو بازگشته‌ام، توبه مرا بپذیر که من رعب و وحشت در دل دوستان تو و فرزندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) افکندم).

 چون خدمت امام (علیه‌السلام) رسید، سپرش را واژگون کرد.

  • M.M.HKH
۲۱
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.

 جامعه بحران زده هدایت امام عادل را پس میزند.

  • پیامبر اسلام روایت زیبا :  

لَوْ کانَ الْحِلْمُ رَجُلًا لَکانَ عَلِیاً

وَ لَوْ کانَ الْفَضْلُ شَخْصاً لَکانَ الْحَسَنَ

وَ لَوْ کانَ الْحَیاءُ صُورَةً لَکانَ الْحُسَینَ

وَ لَوْ کانَ الْحُسْنُ(هَیئَةً لَکانَتْ) فَاطِمَة

 

  • بحران بی حیایی و رواج بی عفتی

 

  • حیا: در لغت به مفهوم شرمساری و خجالت است که در مقابل آن «وقاحت» و بی شرمی قرار دارد.
  • حیا دارای سه رکن اصلی است: فاعل، ناظر و فعل.
  • فاعل، در حیا شخصی است برخوردارِ از کرامت و بزرگواری نفسانی.
  •  ناظر در حیا شخصی است که مقام و منزلت او در چشم فاعل عظیم و شایستة احترام باشد،
  •  و فعلی که رکن سوم برای تحقق حیا است، فعل ناپسند و زشت است.

حیا، شرم از انجام اعمال زشت در محضر ناظر محترم است.

 

قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ  وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ

الْمُؤْمِنُونَ = امام زمان

 

  • اسباب حیا:
  • 1 . عقل: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاسخ راهب مسیحی (شمعون بن لاوی بن یهودا) که از او در بارة ماهیت و آثار عقل پرسیده بود، فرمود:
  • عقل موجب پیدایش حلم است و از حلم، علم و از علم، رشد و از رشد، عفاف و از عفاف، خویشتن داری، و از خویشتن داری، حیا، و از حیا، وقار، و از وقار، مداومت بر عمل خیر و تنفّر از شرّ، و از تنفّر از شر، اطاعت نصیحت گوی، حاصل می گردد.[12]
  • 2 . ایمان: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.»

 

*** مردان بی حیا حریم خدا را می شکنند ، مردان بی حیا امام معصوم را به شهادت می رسانند ***

*** انسان بی حیا مزر بندی ندارد ***

*** حیا ترمز نفس انسان ***

 

امام علی می فرماید: ثمرة حیا، عفت و پاکدامنی است

عفت = خویشتن‌داری

(خود را ارزان نفروختن)

انواع عفت:

  • عفت جنسی:کنترل نفس اماره برای جلوگیری از افتادن در انحرافات جنسی
  •  
  • عفت در پوشش: به معنای پوشاندن اعضا بدن از دید نامحرمان و ستر عورت.
  • عفت اقتصادیبه معنای عدم کسب حرام، حفظ مناعت طبع و قناعت
  • عفت در گفتارزیبا سخن گفتن با دیگران، محکم و مطابق با واقع سخن گفتن و توهین و ناسزا نگفتن

 

 آثار عفت:

 

مردان بى‌عفّت، انسانهایى متجاوز:
۱. «وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ‌ فَمَنِ ابْتَغى‌ وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ؛

و آنها که دامان خود را حفظ مى‌کنند؛ و کسانى که جز این را طلب کنند، تجاوزگرند
۲. «وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ‌ إِلَّا عَلى‌ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ‌ فَمَنِ ابْتَغى‌ وَراءَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ العادُونَ؛

مخاطب قرآن در بی عفتی دو بار مردان هستند

*حیای و عفت چشم برای مردان

*حیا وعفت تن برای زنان

 

امام جعفر صادق (ع): اگر زن عفت داشته باشد به دنیا می ارزد و گرنه به خاک هم نمی ارزد

شبه : اسلام با حضور اجتماعی زن مشکل دارد؟

اسلام حضور اجتماعی زن را می پذیرد

حضور جنسی زن در جامعه را منع می کند

 

/// اسلام نقش پذیری جنسی را فقط در چارچوپ خانواده تعیین می کند و حیا در خانه را رد می کند ///

نمونه های زنان در خاندان اهل بیت:

  • نقش پذیری اجتماعی حضرت زینب در عرصه کربلا
  • پاسخ به شبهات توسط حضرت معصومه.
  • جایگاه علمی حکیمه خاتون عمه امام زمان

 

حجاب هم جنبه ایجابی دارد و یک جنبه سلبی

 

دام فیمینست و زنان آخر الزمان:

    1. پیامبر خدا(ص) در توصیف برخی از زنان آخرالزمان فرموده اند:

چگونه می شود حال آنها هنگامی که

زن ها فاسد شوند

و جوانانتان فاسق

و آنها نه امر به معروف می کنند و نه نهی از منکر. به پیامبر اکرم(ص) گفته شد که آیا این چنین خواهد شد؟!

آن حضرت فرمود:بله و بدتر از آن نیز خواهد شد.

 

    1. امام علی علیه السلام : در آخرالزمان و نزدیک شدن قیامت که بدترین زمان هاست

 زن هایی ظاهر می شوند که دچاربرهنگی و بی پوششی می باشند،

 زینت های خود را آشکار می سازند،

 به فتنه ها داخل می شوند

و به سوی شهوت ها می گرایند

و به سوی لذت ها می شتابند،

حرام های الهی را حلال می شمارند

و در جهنم جاودانه خواهند بود.

    1. پیامبراکرم (ص) در روایتی فرموده است:

روزگاری خواهد آمد که

دین خدا تکه تکه خواهد شد.

... مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد،

کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب

 و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند

 ... در آن هنگام خداوند، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آن ها ببارد.

 

اینها هشدار هست تا ما حواسمان را  جمع کنیم

               درس حیا بدهیم              ا   

       آموزش عفت بدهیم             ا              

  

حیای امام حسین در کربلا:

  • توصیه امام به مخدرات که معجر ها را محکم کنید...
  • امام (ع) از اهل‌بیت خود خواست جامه‌ای کهنه برای او بیاورند تا کسی به آن رغبت نکند و آن را در زیر جامه‌هایش قرار دهد تا کسی آن را به غارت نبرد، پس پیراهن تنگی برایش آوردند، ولی آن را نپسندید و فرمود: «آن جامه کسی است که به خواری رسیده باشد». آنگاه جامه‌ای را گرفت و آن را شکافت و در زیر جامه‌هایش قرارداد ولی هنگامی که به شهادت رسید، آن را نیز از او به تاراج بردند.
  • M.M.HKH
۲۰
مرداد
۰۰

لینک دریافت فایل

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.

 جامعه بحران زده هدایت امام عادل را پس میزند.

  • امام حسین علیه السلام:

وصیت‌نامه آن حضرت به برادرش محمد حنفیه آمده است:
«وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح فی أمَّةِ جَدِّی، أرِیدُ أَن آمُرَ بالمعروفِ و أنهی عن المنکر

من فقط برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم، می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.

 

بحران ترک امر به معرو و نهی از منکر

بی تفاوتی اجتماعی

 

ـ بی تفاوتی؛ یعنی نوعی بی قیدی در افراد نسبت به قوانین، هنجارها، حوادث و اتفاقات اجتماعی، سیاسی و غیره در جامعه است.

ـ بی تفاوتی اجتماعی یعنی اینکه برای ما مهم نیست چه بر سر دیگران می­ آید.

 

  • روایت عجیب :

حضرت علی: وَ ما اَعْمالُ الْبِرِّ کُلُّه وَ الْجِهادُ فی سَبیلِ اللّه عِنْدَ الاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ اِلاّ کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ

تمام کارهای نیک و (حتی) جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، جز به قطره ای در برابر دریای بی کران نمی مانند.

  1. امر به معروف یعنی به من چه! گفته نشود

 

  1. فواید امر به معروف:
  2. امام باقر (ع) می فرماید:
  • انَّ الاْمْرَ بِالْمَعرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبیل الاَْنْبِیاءِ وَ مِنْهاجُ الصُّلَحاءِ، فَریضَةٌ عَظیمَةٌ، بِها تُقامُ الْفَرائِضُ وَ تَأمَنُ الْمَذاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَکاسِبُ وَ تَرُدُّ الْمَظالِمُ و تُعمَرُ الاْرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الاْعْداءِ وَ یَسْتَقیمُ الاَْمْرُ...
  • همانا امر به معروف و نهی از منکر،
  • راه پیامبران و شیوه صالحان است فریضه بزرگی است که در پرتو آن واجبات دیگر، اقامه می شود،
  • راهها ایمن،
  • درآمدها حلال،
  • مظالم به صاحبان اصلی مسترد،
  •  زمین آباد،
  •  حق از دشمنان باز پس گرفته می شود
  • امر (حکومت) تحکیم می یابد.

1 ـ انجام واجبات: امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و روش صالحان است؛ واجب بزرگی است که به وسیله آن دیگر واجبات (الهی) بر پا می شود.

2 ـ عدالت اجتماعی: (امر به معروف و نهی از منکر) با برگرداندن مظالم و ستیز با ستمگر همراه است.

3 ـ سازندگی: به وسیله امر به معروف و نهی از منکر زمین (کشور) آباد می شود.

4 ـ استواری نظام: به وسیله امر به معروف و نهی از منکر، حکومت، استوار می گردد.

5 ـ امنیت: به وسیله آن، راهها امن می گردد... و از دشمنان، انتقام گرفته می شود.

اولین قدم :

  •  انزجار قلبی
  • نه چون مال من نیست ؛ بقیه هم نداشته باشن
  • امام حسین وداع با قبر پیامبر:

اللّهُمَ وَ انّی اُحِبُّ المعروفَ و اکرهُ المنکَر»

خدایا من معروف را دوست می دارم و منکر را بد می دانم.

 

مصادیق آخر الزمانی :

  • براساس روایات آخر زمانی : سیاتی علی الناس زمان ...
  • حکومت جهانی حضرت مهدی، آیت الله العظمى ناصر مکارم
  • در روایتى از امام صادق(علیه السلام) اشاره به ده ها نوع از این مفاسد که قسمتى از آن جنبه اجتماعى و سیاسى و قسمتى جنبه اخلاقى دارد؛ شده است که مطالعه آن انسان را عمیقاً در فکر فرو مى برد.
  •  اگر کسى اقدام به امر به معروف و نهى از منکر کند به او توصیه مى کنند که این کار وظیفه تو نیست؛

اولا باید به همه یاد داد که وظیفه همه هست

  •  هنگامى که ببینى ظلم و ستم، همه جا فراگیر شده؛

هر جا ظلمی بوقوع پیوست محل نهی از منکر هست

  •  قرآن فرسوده و بدعت هایى از روى هوا و هوس در مفاهیم آن آمده؛

هر جا قرآن زیر پا گذاشته شد و اشتباه معنی شد

  •  آئین خدا(عملا) بى محتوا شده هماننـد ظرفى کـه آن را واژگون سازند؛

هر جا دین خدا را غلط آموزش دادن و قواعدا هنجاری دین را کم رنگ کردن

  • هنگامى که ببینى اهل باطل بر اهل حق پیشى گرفته اند؛

اهل گناه دستشون باز شده و اهل طاعت دست بسته شدن

  • افراد با ایمان سکوت اختیار کرده اند؛

عذاب سکوت کنندگان کم تر از فاسدان نیست

یهودیان در ماجرای ماهیگیری روز شنبه، سه گونه واکنش نشان دادند:

گروهی متوسل به حیله ای شرعی شدند.

 برخی دیگر به موعظه گروه نخست و نهی آنها از این کار پرداختند.

گروه سوم نیز کسانی بودند که اهل مسامحه و سکوت بودند و می گفتند: «آنها را رها کنید، تا خداوند خود آنها را عذاب کند».

 درباره سرانجام این سه گروه باید گفت که تنها گروه دوم نجات یافت و مجرمان و سکوت کنندگان به عذاب الهی گرفتار شدند

  • پیوند خویشاوندى بریده شده؛

هر جا که دیدید قطع رحم شده محل امر به معروف

  • آشکارا شراب نوشیده شود؛
  • راه هاى خیر منقطع و راه هاى شر مورد توجّه قرار گرفته؛
  • حلال تحریم شود؛ و حرام مجاز شمرده شود؛

در قرآن کریم دربارة قوم شعیب

به حضرت شعیب(ع) خطاب شد،

 ای شعیب! صدهزار نفر از قوم تو باید هلاک شوند:«چهل هزار نفر از گناهکاران و شصت هزار نفر از نیکوکاران.» حضرت شعیب(ع) عرض کرد:«پروردگارا! انسانهای بدکار به سبب گناهشان باید هلاک شوند و مستوجب عذاب هم هستند، اما نیکوکارن به چه سبب باید نابود شوند؟»

 خطاب شد:«ای شعیب! به این سبب که آنان شاهد ارتکاب گناه بودند و سکوت کردند؛ یعنی به وظیفة امر به معروف و نهی از منکر عمل نکردند.

  • از افـراد بـا ایمان چنـان سلب آزادى شـود که جـز با دل نتوانند ابراز تنفّر کنند؛
  • سرمایه هاى عظیم در راه خشم خـدا (و فساد و ابتـذال و ویرانى) صرف گردد؛

برای کنسرت مختلط و فیلم های کثافت زده پول هست

برای سیاه پوشی و اقامه عذا نیست

  • رشوه خوارى در میان کارکنان دولت رایج گردد؛

در مقابل فساد اداری نباید سکوت کرد

  • M.M.HKH
۲۰
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.

ربّ اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

 

 ۲۱ قالَ عَلىٌ علیه السلاماَلاِسْرافُ یُفْنِى الْجَزیلَ

امیرمؤمنان فرموداسراف و زیاده روى فراوانى را نابود مى سازد.

 ۲۲ قالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ علیه السلاماِنَّ مَعَ اْلاِسْرافِ قِلَّةُ الْبَرَکَةِ

امام صادق علیه السلام فرمودهمانا اسراف با کمى برکت همراه است.

 

مسائل اجتماعی (بحران های اجتماعی بزرگتر از سیاسی)

مسئله شرعی:

  1. زیاده‌روی و تجاوز از حدّ اعتدال را اسراف گویند.
  • فراگیر حتی در نفس.
  1. تبذیر (بذر بر سنگلاخ) به صرف مال در مصارف غیر شرعی می گویند.
  • همیشه با نوعی پاشیدگی، بی‌نظمی و بی‌برنامگی همراه است
  1. اسراف در خیر مجاز.
  2. در فقه : آن‌چنان که از نظر عقلا، با صرف مال در موارد ناشایست، اسراف مصداق پیدا می‌کند.
  3. اسراف، به اعتبار اشخاص از جهت شان و شرف و صحت و مرض و جوانی و پیری و از جهت غنا و فقر و زیادی درآمد و کمی آن فرق می‌کند.
  4. مصادیق:
  • شیر آب وضو   
  • لباس خوب کار کند
  • آب ظرف شویی
  • لامپ بدون قرض عقلایی
  • میوه نیم خورده
  • نان زیاده دور ریز (مگر قصد عقلایی)
    • در زمان دانیال پغمبر به واسطه بی‌حرمتی به نان و‌ انداختن آن در زیر دست و پا به نفرین آن حضرت به قحطی مبتلا شدند
  • غذای برنج زیاد دور ریز
    • حضرت صادق (علیه‌السّلام) میوه نیم خورده‌ای را دیدند که از منزل ایشان بیرون‌ انداخته شده بود (مانند اناری که تمام دانه‌هایش را نخورند و دور‌ اندازند یا خربزه و هنداونه را که مقداری از مغزش باقیست دور‌ اندازند). پس آن حضرت خشمناک شد و فرمود: این چه کاری است که کردید اگر شما سیر شدید، بسیاری از مردم هستند که سیر نشدند پس به آنهایی که نیازمندند بدهید.
  • سالانه ۱۰۰‌میلیون تن محصولات کشاورزی مصرفی در ایران تولید می‌شود 65 درصد میخوریم.
  •  که از این رقم ۳۵‌میلیون تن در قالب غذا دور ریخته می‌شود.
  • ۳۵‌میلیون تن غذای دورریز
  •  ۳۰‌درصد مربوط به گندم و نان است
  • ۲۵‌درصد آن مربوط به میوه و سبزی
  • ۱۰‌درصد مربوط به برنج
  • ۱۵‌درصد آن مربوط به روغن است
  • معادل ٩ کشور اتحادیه اروپا اسراف ایران
  • غذای دور ریز ایران معادل وعده ١٨‌میلیون نفر

 

  1. مصرف عقلایی اسراف نیست.
  2. سؤال:

حضرتعالى بارها بر ساده زیستى و پرهیز از تجمّل گرایى تأکید نموده اید; ولى حتّى تجمّل گرها نیز خود را تجمّل گرا نمى دانند. وقتى از ایشان علّت را جویا مى شویم، بحث عرف و شأن را پیش مى کشند. لطفاً بفرمایید: ملاک اصلى و مشهود اسراف و تجمّل گرایى چیست؟

پاسخ:

هر گونه هزینه اى که زاید بر نیازهاى مشروع انسان باشد، نوعى اسراف و تجمّل گرایى است; البتّه شئون افراد، مختلف است و براى تشخیص مصداق، باید به عرف متعهّد و آگاه مراجعه کرد.

  1.  

 

  1.  قال َحُسَیْنِ بن علىّ(علیه السلام):
    1. إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ
    2. رَغْبَهً   :   فَتِلْکَ عِبادَهُ التُّجارِ
    3. وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ
    4. رَهْبَهً   :  فَتِلْکَ عِبادَهُ الْعَبْیدِ
    5. وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ
    6. شُکْراً   :   فَتِلْکَ عِبادَهٌ الْأحْرارِ
    7. وَ هِیَ أفْضَلُ الْعِبادَهِ

 

  1. حضرت امام حسین (علیه السلام)
    1. همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت
    2.  طمع و آرزوى بهشت عبادت مى کنند که
    3. آن یک معامله و تجارت خواهد بود
    4. و عدّه اى دیگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستایش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت
    5. نوکر از ارباب باشد
    6. و طائفه اى هم به عنوان شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند
    7. و این نوع، عبادت آزادگان است که بهترین عبادات مى باشد.

 

 

روضه :

بسم الله ..

نسیمی که از سمتِ پرچم رسیده

 داره میگه بوی محرم رسیده

بازم مادری با قد خم رسیده

بسم الله ..

سلام ای امیری که نعم الامیری

ندارم من از گریه و روضه سیری

یه وقت از ما این نوکری رو نگیری

یه شالِ عزا و یه پیرهن سیاهِ

که تنها پناهم تو شهر گناهِ

یه آهه بلندُ یه اشک روونه

که مارو یه روزی به تو میرسونه

حسین جان ، حسین جان ..

آقاجان ..

چی داره کسی که حسینُ نداره

اگر سر رویِ مهر تربت نزاره

چی میخواد برای قیامت بیاره

آقاجان ..

یه سرمایه دارم که بغضِ گلومه

نگیر اشک من رو همین آبرومه

ایشالله میبینم حرم روبرومه

توی چشمم اشکُ روی سینه دستم

سلام میدم اقا با قلبِ شکسته

سلام ای شهید به خون آرمیده

کی رو پای مادر سرت رو شکسته

حسین جان ، حسین جان ..

یک سالِ ..

درسته دل من سراپا گناهِ

همه دل خوشیم این لباس سیاهِ

دل من هنوزم توی قتلگاهِ

یک سالِ ..

دله من توی روضۀ سختی مونده

کی قلب سه ساله ت رو اقا سوزونده

کی بچه ت رو توی بیابون کشونده

کی مثل سه ساله مصیبت کشیده

کی خورده شبیه رقیه کشیده ...

کی هم دامنش سوخت کی هم معجرش سوخت

کی بین آتیش تویِ خیمه سرش سوخت ..

حسین جان ، حسین جان ..

 

 

  • M.M.HKH
۲۰
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.

ربّ اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

انواع بحران:

الف ) بحران طبیعی

ب ) بحران انسانی

  • بحران سیاسی

(کوتاه مدت و تغییر سیاست مدار تمام)

  • بحران اقتصادی

کوتاه مدت و تغییر رویکرد قابل جمع شدن

  • بحران اجتماعی

بلند مدت و گاهی باید یک نسل تغییر کند و دامنه گسترده دارد

بحران اجتماعی مادر بحران سیاسی و بعد اقتصادی (سیاسیون فاسد که تسهیل فساد)

اروپا و غرب همین الان

  1. جامعه بحران زده هدایت امام عادل را پس میزند.
  2. هشدارهای حسینی است نهیب‌ها و هشدارهای اباعبدالله
  • تابلوی هشدار پیچ خطرناک 500-400-300-200 یک تابلو چندین هشدار ، خطر مهلک
  • امام حسین می فرماید:

یا فَرَزْدَقُ إنَّ هوُلاءِ قومٌ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیطانِ، و تَرَکوُا طاعَةَ الرَّحْمانِ، و أظْهروُا الفسادَ فی الأرضِ، وَ أبْطِلُوا الحُدُودَ، وَ شَرِبُوا الخُمُورَ، وَ اسْتَأثَروُا فی‌أموالِ الْفُقَراءِ و المَساکینَ، وَ أنَا أولی مَنْ قام بِنُصرَةِ دین الله، وَإعزازِ شَرعِهِ، و الجَهادِ فی‌سَبیلِهِ لِتَکُونَ کَلِمَةُ اللهِ هِیَ العُلیا؛

ای فرزدق! اینان گروهی هستند که پیروی شیطان را پذیرفتند و اطاعت خدای رحمان را رها کردند و در زمین فساد را آشکارا ساختند، و حدود الهی را از میان بردند، و باده‌ها نوشیدند، و دارایی‌های فقیران و بیچارگان را ویژه خود ساختند، و من از هر کس به یاری دین خدا و سربلندی آیینش و جهاد در راهش سزاوارترم، تا آیین خدا پیروز و برتر باشد»

  • امام حسین علیه السلام:

آن حضرت در خطبه‌ای دیگر که در مسیر کربلا در جمع لشکریان حرّ ایراد کرد، فرمود:
«ألاتَرَوْنَ إلی الحَقِّ لا یُعْمَلُ به، و إلی الباطِلِ لا یُتَناهی عنه لِیَرْغَبَ المُؤمِنُ فی لِقاءِ رَبِّهِ حَقَّاً حَقّاً

آیا نمی‌بینید به حق عمل و از باطل جلوگیری نمی‌شود. در چنین شرایطی بر مؤمن لازم است که به دیدار پروردگارش راغب باشد

  • امام حسین علیه السلام:

وصیت‌نامه آن حضرت به برادرش محمد حنفیه آمده است:
«وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح فی أمَّةِ جَدِّی، أرِیدُ أَن آمُرَ بالمعروفِ و أنهی عن المنکر

من فقط برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم، می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.

 

 

  1. اگر جامعه ما هم بحران زده بشود ممکن است هدایت امام زمان را پس بزند.

 

  1. بر اساس کلام امام حسین و تطبیق با جامعه امروزی
  2. براساس روایات آخر زمانی : سیاتی علی الناس زمان ...

حکومت جهانی حضرت مهدی، آیت الله العظمى ناصر مکارم

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) اشاره به ده ها نوع از این مفاسد که قسمتى از آن جنبه اجتماعى و سیاسى و قسمتى جنبه اخلاقى دارد؛ شده است که مطالعه آن انسان را عمیقاً در فکر فرو مى برد.

ما ذیلا قسمتى از روایات مى آوریم:

امام صادق(علیه السلام) به یکى از یاران خود گفت:

1 . هنگامى که ببینى ظلم و ستم، همه جا فراگیر شده؛

2 . قرآن فرسوده و بدعت هایى از روى هوا و هوس در مفاهیم آن آمده؛

3 . آئین خدا(عملا) بى محتوا شده هماننـد ظرفى کـه آن را واژگون سازند؛

4 . هنگامى که ببینى اهل باطل بر اهل حق پیشى گرفته اند؛

5 . مردان به مردان و زنان به زنان قناعت کنند؛

6 . افراد با ایمان سکوت اختیار کرده اند؛

7 . کوچکترها احترام بزرگترها را رعایت نمى کنند؛

8 . پیوند خویشاوندى بریده شده؛

9 . مداحى و چاپلوسى فراوان شده؛

10 . آشکارا شراب نوشیده شود؛

11 . راه هاى خیر منقطع و راه هاى شر مورد توجّه قرار گرفته؛

12 . حلال تحریم شود؛ و حرام مجاز شمرده شود؛

13 . قوانین و فرمان هاى دینى طبق تمایلات اشخاص تفسیر گردد؛

14 . از افـراد بـا ایمان چنـان سلب آزادى شـود که جـز با دل نتوانند ابراز تنفّر کنند؛

15 . سرمایه هاى عظیم در راه خشم خـدا (و فساد و ابتـذال و ویرانى) صرف گردد؛

16 . رشوه خوارى در میان کارکنان دولت رایج گردد؛

17 . پست هاى حسّاس به مزایده گذارده شود؛

18 . (بعضى از) مردان از خود فروشى زنان خود، ارتزاق کنند؛

19 . قمار آشکار گردد (حتّى در پناه قانون)؛

20 . سرگرمی هاى ناسالـم چنان رواج پیـدا کند کـه هیچ کـس جرأت جلوگیرى از آن نداشته باشد؛

21 . شنیدن حقایق قرآن بر مردم گران آید امّا شنیدن باطل سهل و آسان؛

22 . هنگامى که ببینى همسایه، همسایه خود را از ترس زبانش احترام مى کند؛

23 . مساجد را به زیورها بیارایند؛

24 . براى غیر خدا به حجّ خانه خدا بشتابند؛

25 . مردم سنگدل شوند (و عواطف بمیرد)؛

26 . مردم طرفـدار کسى باشند کـه پیروز است (خـواه بـر حق باشد یا باطل)؛

27 . آنها که به دنبال حلال هستند نکوهش شوند و آنها که به دنبال حرامند مدح؛

28 .آلات لهو و لعب (حتّى) در مکّه و مدینه آشکار گردد؛

29 . اگر کسى اقدام به امر به معروف و نهى از منکر کند به او توصیه مى کنند که این کار وظیفه تو نیست؛

30 . مساجد پر از کسانى است که از خدا نمى ترسند؛

31 . تمام همّت مردم شکم و فرجشان است؛

32 . امکانات مادّى و دنیـوى فراوان مى گردد و دنیـا به مـردم روى مى کند؛

33. زنان خود را در اختیار افراد بى ایمان مى گذارند؛

34 . پرچم هاى حق پرستى فرسوده و کهنه مى گردد؛

35 . ویـرانگرى (بـه وسیله جنگها) بر عمران و آبـادى پیشى مى گیرد.

36 . در آمد زندگى بعضى تنها از طریق کم فروشى مى شود؛

37 . کسانى هستند با سرمایه فراوان در حالى که در عمرشان حتّى یک مرتبه هم زکات نپرداخته اند.

38 . مردم عصرها در حال نشئه و صبحگاهان مستند؛

39 . هنگامى که ببینى مردم همه به یکـدیگـر نگاه مى کنند و از فـاسدان شرور تقلید مى نمایند؛

40 . هر سال فساد و بدعتى نو، پیدا مى شود؛

41 . مردم و محافل همه پیرو ثروتمندان خود خواه مى شوند؛

42 . در حضـور جمع، همـانند بهائـم مرتکـب اعمال جنسـى مى شوند؛

43 . اموال زیاد در غیر راه خدا صرف مى کنند امّا در راه خـدا از کم نیز مضایقه دارند؛

44. افرادى پیدا مى شوند که اگر یک روز گناه کبیره اى انجام ندهند غمگینند؛

45 . حکومت به دست زنان مى افتد؛

46 . نسیم هـا به سود منافقـان مى وزد و هیچ جریانى به سود افراد با ایمان نیست؛

47 . دادرسان بر خلاف فرمان خدا قضاوت مى کنند؛

48 . بر فـراز منابر دعوت به تقـوا مى شود ولى دعـوت کننـده خود به آن عمل نمى کند؛

49 . مردم نسبت به وقت نماز بى اعتنا مى شوند؛

50 . حتّى کمک به نیازمندان با توصیه و پارتى بـازى صورت مى گیرد، نه براى خدا؛

 

  • اما بشارت های آخر الزمانی هم هست که وضع شما اهل دین رو روشن می کند:

"عَنْ اَبِی بَصِیرٍ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ اَصْحَابِهِ اللَّهُمَّ لَقِّنِی اِخْوَانِی مَرَّتَیْنِ فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ اَصْحَابِهِ امَا نَحْنُ اِخْوَانُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَا اِنَّکُمْ اَصْحَابِی وَ اِخْوَانِی قَوْمٌ فِی آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا وَ لَمْ یَرَوْنِی لَقَدْ عَرَّفَنِیهِمُ اللَّهُ بِاَسْمَائِهِمْ وَ اَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ یُخْرِجَهُمْ مِنْ اَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ اَرْحَامِ اُمَّهَاتِهِمْ لَاَحَدُهُمْ اَشَدُّ بَقِیَّةً عَلَی دِینِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاءِ اَوْ کَالْقَابِضِ عَلَی جَمْرِ الْغَضَا اُولَئِکَ مَصَابِیحُ الدُّجَی یُنْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَة؛ 

ابوبصیر و او از امام محمد باقر (علیه‌السّلام) روایت نموده که پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روزی در جمعی از اصحاب خود دو بار فرمود: خداوندا! برادران مرا به من بنمایان. اصحاب عرض کردند: یا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نیستیم؟ فرمود: نه! شما اصحاب من می‌باشید، برادران من مردمی در آخرالزمان هستند که به من ایمان می‌آورند، با این که مرا ندیده‌اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پیش از آن که از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون بیایند، به من شناسانده است. ثابت ماندن یکی از آنها بر دین خود، از صاف کردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانی، دشوارتر است. و یا مانند کسی است که پاره‌ای از آتش چوب درخت «غضا» را در دست نگاه دارد. آنها چراغ‌های شب تار می‌باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تیره و تاری نجات می‌دهد.

 

  • برادران پیامبر شناخت برخی از بحران های اجتماعی زمانه حاضر که اصطیاد شده از روایات می باشد:
  1. چند بحران اجتماعی دامن گیر جامعه امروز شیعه که در روایات به انها اشاره شده.
  1. بحران اسراف و تجمل گرایی
  2. بحران امر به معروف نکردن
  3. بحران نهی از منکر نکردن
  4. بحران بی حیایی و بی عفتی
  • مثال:
  • صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۰ 
    "رَوَی الْاَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ عَنْ اَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه‌السّلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْاَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلَاتٌ فِی الْفِتَنِ مَائِلَاتٌ اِلَی الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ اِلَی اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ؛ 
  • اصبغ بن نباته گوید: از امیر مؤمنان (علیه‌السّلام) شنیدم که می‌فرمود: در آخرالزّمان نزدیک به قیامت زنانی ظاهر شوند: بی‌حجاب و برهنگان هستند، خود آراستگان برای غیر شوهران، رها کردگان آئین، داخل شدگان در آشوب‌ها، قائلان به شهوات و مسائل جنسی، شتاب‌کنندگان به سوی لذّات و خوشگذرانی‌ها، حلال شمارندگان محرّمات الهی، و واردشوندگان در دوزخ".
  1. بحران نفوذ فرهنگی وادادگی فرهنگی
  • "رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و سلّم اَنَّهُ نَظَرَ اِلَی بَعْضِ الْاَطْفَالِ فَقَالَ وَیْلٌ لِاَوْلَادِ آخِرِ الزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ لَا مِنْ آبَائِهِمُ الْمُؤْمِنِینَ لَا یُعَلِّمُونَهُمْ شَیْئاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ اِذَا تَعَلَّمُوا اَوْلَادُهُمْ مَنَعُوهُمْ- وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ یَسِیرٍ مِنَ الدُّنْیَا فَاَنَا مِنْهُمْ بَرِی ءٌ وَ هُمْ مِنِّی بِرَاءٌ؛
  • رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به بعضی از کودکان نظر کرد و فرمود: وای بر فرزندان آخرالزمان از روش پدران‌شان. عرض شد یا رسول اللَّه از پدران مشرک آنها؟

 فرمود نه، از پدران مسلمان‌شان که چیزی از فرائض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند، و اگر فرزندان، خود از پی فراگیری بروند منع‌شان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالی داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران بری و بیزارم و آنان نیز از من بیزارند"

  1. بحران جمعیت و خانواده
  2. بحران هوا پرستی
  3. بحران دین گریزی و قانون گریزی

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ * بسم الله الرحمن الرحیم* لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ 92 عمران

  1. امام حسین مظهر دست گیری و کمک به دیگران.
  2. شخص انصاری برای حل مشکل خود نزد امام حسین. هنوز سخن نگفته بود، امام از چهره نا آرام او، درد و رنجور بودن او را دریافت و فرمود:

یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله

ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»

او نیز در نامه ای چنین نوشت:

«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»

امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:

«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»  

  • و در ادامه افزود...
  1. [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی]

مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:

«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک 

1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .

  • دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند]
  • جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند]
  • فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .
  • تحف العقول، ص 247
  1. از دیگر درس های امام حسین برای ما درس خدمتگزاری به مردم است
  2. روایت از امام حسین کم است / خفقان معاویه.
  3. قبل از واقعه کربلا خصوصیت سخاوت و مردم داری متجلی.
  4. خدمت گزاری راه میانبر کمال.
  5. حضرت محمد ص: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله
  6. نامه امام خمینی به آقا سید احمد آقا (از رو خوانده شود ): پسرم!... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَل (آویزان) بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار... پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست . صحیفه امام، ج 18، ص 511 26 تیر 1363
  7. آیت الله فاضل : من 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم واجباتت را انجام بده به جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس و کار مردم را راه بیانداز اگر قیامت کسی از تو سؤال کرد بگو فاضل گفته بود.
  8. مصادیق خدمت گزاری را در مسائلی همچون انفاق، احسان، امداد، حمایت از محرومان و مظلومان و قضای حاجت مردم ، قرض الحسنه و ...
  9. امام علی ع : السید من تحمل اثقال اخوانه

( آقا کسی است که بار مشکلات سنگین برادران دینی خود را به دوش کشد)

  1. امیرمؤمنان علی(ع) نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد
  2. خدمت گزاری در سیره حسین بن علی علیه السلام
  3. اندیشه سازی ( خدمات فرهنگی)
  • ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد، نگران نباشید. زیرا جزای او با خداوند است و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است .» بحارالانوار، ج 78، ص 121
  • آنگاه فرمودند: « اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم؛. بدانید نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتهای پروردگار برای شما است، پس نعمتها را [پس نزنید و] از دست ندهید که دچار عذاب الهی می شوید .»
  1.  باید بدانیم امام بیش از کار نظامی کار فرهنگی کرده.

کل حرکت امام حسین نهایت 5-6 روز جنگ و قتال امام حد اقل چندین یک سال مبارزه فرهنگی.

  1. امام حسین ع: مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَه
  2. خمتگزاری در عمل ( مرد میدان عمل)
  • یاد می گیریم فقط حرف زدن نباشه ... اهل عمل هم باشیم
  1. داستان ... عیادت از اسامه(خود عیادت، ادای دین مومن)[WU1] 
  2. عیادت بریم ... بعه فکر هم باشیم.
  3. نریم شیرینی که خودمون آوردیم رو بخوریم
  4. بریم اگه در توان داریم سختی بیماری رو کم کنیم
  5. قوت قلب باشیم برای هم.
  6. تاکید دین بر رسیدگی به نزدیکان
  7.  ( جامعه ای که محتاج کمیته امداده (نهادهای اجتماعی حمایتی ) باشد، مردمش کم تر به فکر هم هستند و کم اهل خیر هستند،
  8. جامعه حسینی کمیته امداد باید بیکار باشه یا کم کار باشه... همسایه، ارحام و...)

 

  1. داستان بخشش باغ به غلام.[WU2] 
  2. باید بسوی خدمات اجتماعی و توانمند سازی بریم...
  3. سیره معصومین گدا پروری نیستند، آقا پروری هست...
  4. خرده نمیده کلان میده ... یقین بر میگرده.
  5. هم سنت اقتصادی در دنیایی و هم سنت حقه اللهی.
  6. اشاره به داستان فقیر و سخاوت حسینی.[WU3] 

باسخاوت ترین مدینه، حسین ع، امام مسجد،شعری کمک خواست،قنبر از مال حجاز مانده،4000 دینار،این فقیر نیازمندتر، در عبا پیچید ، از لای درب، هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ...

 ورود به روضه ... به این فقیر بگیم تو کجا بودی آقای غریب ما رو در کربلا ...

انگشتر به ساربان...


 [WU1]روزی امام حسین علیه السلام برای عیادت «اسامة بن زید» به خانه او رفت که سخت بیمار بود، وقتی نگاه او به امام افتاد آهی کشید و از اندوه خود یاد کرد . حضرت فرمودند: «وما غمک یا اخی؟ ای برادر! چه اندوهی داری؟»
اسامه عرض کرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهکارم . حضرت فرمودند: «ادای دین تو بر عهده من است . » اسامه گفت: می ترسم از دنیا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: «لن تموت حتی اقضیها عنک; پیش از آنکه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را می پردازم .»

) بحارالانوار، ج 44، ص 189، حدیث 2 .
 

 [WU2]روزی امام حسین علیه السلام با جمعی از دوستان وارد باغ خود در مدینه شد . غلام آن حضرت به نام «صافی » نگهبان آن بود . امام به گونه ای وارد شد که غلام متوجه او نشد، حضرت دید او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب کرد; زیرا او هر قرص نانی که برمی داشت نصف آن را به سوی سگی که در پیش روی او بود می انداخت .
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسیدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانی که برمی داشتی نصف آن را به سگ باغ می دادی؟ غلام عرض کرد: من غلام شما و نگهبان این باغم و این سگ نیز نگهبان این باغ است . وقتی سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه می کرد . من حیا کردم که او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از این رو هر قرص نان را مساوی تقسیم کردم .
حضرت از پاسخ غلام به گریه افتاد و فرمود: «ان کان کذلک فانت عتیق لله تعالی ووهبت لک الفی دینار; اگر چنین است تو را در راه خدا آزاد کردم و دو هزار دینار نیز به تو بخشیدم .»
غلام گفت: اگر مرا آزاد کنی من دست از تو برنمی دارم و باغبان تو در این باغ باقی میمانم . وقتی امام وفاداری او را دید، همه باغ را به او بخشید و فرمود: «انسان بزرگوار باید عمل او گفتارش را تایید کند ... این باغ را با آنچه در آن است بتو بخشیدم، پس دوستان مرا میهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قیامت کرامت ببخشد، و اخلاق نیکو و ادب تو را مبارک گرداند .»

 بحارالانوار، ج 44، ص 194، حدیث 4 .

 [WU3] [WU3]روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد .

به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود:

لم یخب الان من رجاک و من

حرک من دون بابک الحلقة 

تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است

انت جواد وانت معتمد

ابوک قد کان قاتل الفسقة 

تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود

امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:

آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است

سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:

خذها فانی الیک معتذر

واعلم بانی علیک ذوشفقة 

اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم

لو کان فی سیرنا الغداة عصا

امست سمانا علیک مندفعظ

اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد

لکن ریب الزمان ذوغیر

والکف منی قلیلة النفقة 

ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .

مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد 

بحارالانوار، ج 44، ص 190 .

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ﴿۲۸ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿۲۹ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿۳۰صدق الله العلی العظیم*

امام حسین و معنویت

قَالَ الصَّادِقُ ع:‏ الْعَارِفُ‏ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ عارف شخصیتش همراه خلق اما قلبش بسوی خداست.

  1. زمانی که از امام حسین و واقعه کربلا سخن گفته می شود... پرده از حکایتی عارفانه و عاشقانه برداشته میگردد.
  2. کربلا عرصه عشق بازی پاکبازانِ عارف و مومنان راستینی است که در راه وصال به معبود رقص در برابر شمشیر های بران را بر عافیت دنیای فانی برگزیدند.
  3. در بین تمامی اوصافی که در قرآن کریم ذکر گردیده، خداوند متعال تاج بندگی و (النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ) را بر حسین ابن علی ابن ابی طالب بر می گزیند.
  • قال أبو عبد الله (ع): «اقرءوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم، فإنها سورة الحسین بن علی، و ارغبوا فیها رحمکم الله، فقال له أبو أسامة و کان حاضر المجلس: کیف صارت هذه السورة للحسین (علیه السلام) خاصة؟

فقال: «ألا تسمع إلى قوله تعالى: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی؟ إنما یعنی الحسین بن علی (علیهما السلام)، فهو ذو النفس المطمئنة الراضیة المرضیة و أصحابه من آل محمد (صلوات الله علیهم) الراضون عن الله یوم القیامة و هو راض عنهم، و هذه السورة [نزلت‏] فی الحسین بن علی (علیهما السلام) و شیعته، و شیعة آل محمد خاصة، من أدمن قراءة الفجر کان مع الحسین (علیه السلام) فی درجته فی الجنة، إن الله عزیز حکیم».            البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 657

 

  1. دعای عرفه تجلی معنویت حسینی:
  • ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ؟ وَ مَا الَّذى فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟ لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَکَ بَدَلاً وَلَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى عَنْکَ مُتَحَوِّلاً
  • پروردگارا! چه یافت آنکه تو را گم کرد؟ و آنکه تو را یافت دیگر چه گم کرده است؟ مطمئنا آن کسی که به دیگری به جای تو راضی شد زیانکار است و آنکه از تو روی گرداند در خسران خواهد بود.
  1. مهلت برای عبادت:
  • عصر تاسوعا عمرسعد فرمان حمله، امام حسین به عباس ع مهلت بگیر ، چرا؟
  • اِرْجِعْ اِلَیْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنّا الْعَشِیَّةَ لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنَا الْلَّیْلَةَ وَ نَدْعُوَهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّی قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ.
  • به طرف آنها برو، اگر توانستی آنرا تا فردا تأخیر بینداز و حمله آنها را امشب از ما دفع کن تا امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و دعا کنیم و استغفار کنیم، زیرا خـدا می داند که نماز برای او و تـلاوت قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم.
  1. حسینی ها : عابدان شب و شیرهای میدان نبرد
  • حدیث شریف علی ع اوصاف شیعیان راستین : رُهبانٌ باللَّیلِ اُسْدٌ بالنَّهارِ
  1. اگر کسی ادعای امام حسینی بودن دارد باید اهل ارتباط با خدا باشد.
  2. رنگ خدا در زندگی ما پر رنگ ترین رنگ باشد.
  • صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً
  •  رسول خدا بهترین همنشین: مَنْ ذَکَّرَکُمْ بِاللَّهِ رُۆیَتُهُ...
  1. درس کربلایی های واقعی این است.
  2. یارانی به رنگ خدا:
  3. حضرت عباس:
  • با تمام فضایلی که دارد ، قد و رشادت ، زیبایی و جمال ، نسب و همه خصوصیات...
  • در مقتل آمده یکی از قاتلین حضرت عباس می گفت:

وَ قَالَ أَبُو الْفَرَجِ فِی الْمَقَاتِلِ ...عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ أَصْبَغَ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ: رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ بَنِی أَبَانِ بْنِ دَارِمٍ أَسْوَدَ الْوَجْهِ وَ کُنْتُ أَعْرِفُهُ جَمِیلًا شَدِیدَ الْبَیَاضِ،  فَقُلْتُ لَهُ مَا کِدْتُ أَعْرِفُکَ، قَالَ إِنِّی قَتَلْتُ شَابّاً أَبیض مَعَ الْحُسَیْنِ بَیْنَ عَیْنَیْهِ أَثَرُ السُّجُودِ فَمَا نِمْتُ لَیْلَهً مُنْذُ قَتَلْتُهُ إِلَّا أَتَانِی فَیَأْخُذُ بِتَلَابِیبِی حَتَّی یَأْتِیَ جَهَنَّمَ فَیَدْفَعَنِی فِیهَا فَأَصِیحَ فَمَا یَبْقَی أَحَدٌ فِی الْحَیِّ إِلَّا سَمِعَ صِیَاحِی قَالَ وَ الْمَقْتُولُ الْعَبَّاسُ بْنُ عَلِیٍّ  (بحارالانوار)

  1. حضرت زینب کبری (س)
  • امام حسین، معصوم، امام...
  1. از خواهر می خواهد: یا اُختاهُ! لا تَنْسینِی فِی نافِلَهِ الْلَّیلِ.
  2. امام سجاد ع می فرمودند : عمه ام زینب بعد از حادثه عاشورا از کوفه تا شام و در اوج بحران روحی، نمازهای واجب و مستحب خود را به نحو زیبائی انجام می داد، اما در برخی موارد نمازهایش را نشسته ادا می کرد; چرا که غذای خود را به بچه های یتیم می داد و گاهی خود گرسنه می خوابید.
  3. امروزه ما ها تا تقی به توقی می خوره اول از نماز و خدا می زنیم.
  4. تا شب عید ، مهمون ، عروسی ، عزا ، بجای رفتن درب خونه خدا ، اول از ارتباط با منبع خیر بی نهایت خودشان را قطع می کنن.
  • «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (الرعد 28)
  1. حبیب بن مظاهر
  • اونها معصوم بودن یا معصوم زاده ... اینها چی ؟
  • امام حسین بر بالین حبیب :

للهِ دَرُّکَ یا حَبِیب لَقَدْ کُنْتَ فاضِلاً تَخْتِمُ الْقُرآنَ فِی لَیلَةِ واحِدَة».

ای حبیب! خدا به تو پاداش نیک عنایت کند، تو انسان باکمالی بودی و در یک شب قرآن را ختم می کردی.

  1. زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش شنوندگان می رسید.
  • قَالَ الرَّاوِی: بَاتَ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِیٌّ کَدَوِیِّ النَّحْلِ مَا بَیْنَ رَاکِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ فَعَبَرَ إِلَیْهِمْ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنْ عَسْکَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلاثُونَ رَجُلا.[اللهوف، ص91].

امام باقر ع:

إنَّ أَصْحَابَ جَدِّی الْحُسَینْ لَمْ یجِدُوا ألَمَ مَسِّ الْحَدِیدِ

یاران فداکار جدم امام حسین ع در زیر ضربات شمشیر و نیزه دشمن احساس درد نمی کردند!

  • نه اینکه تیرها، شمشیرها و نیزه ها را نمی دیدند بلکه درد و رنج جسمی آنها در مقابل شوق شهادت و لقاء و رضایت پروردگار متعال رنگ باخته بود و خود را فراموش کرده و به دنیای دیگری می اندیشیدند .
  1. ظهر عاشورا و نماز عشق ...
  • ظهر عاشورا ابوثمامه صیداوی در اوج جنگ عرضه داشت: یااباعبدالله! فدایت شوم، گرچه این مردم با حملات و هجومهای پی درپی خود به تو نزدیک شده و می خواهند تو را به شهادت برسانند، اما به خدا سوگند! تا مرا نکشته اند نمی توانند به تو آسیبی برسانند . دوست دارم در حالی به ملاقات پروردگارم بشتابم که این آخرین نمازم را هم به امامت شما خوانده باشم .
  •  با شنیدن سخنان ابوثمامه، امام به آسمان نگاه کرده و فرمود: «ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین الذاکرین . نعم هذا اول وقتها;

 نماز را یاد کردی، خداوند متعال تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند قرار دهد . بلی الان اول وقت نماز است.

  • سپس امام فرمود: لحظاتی از دشمن آتش بس بخواهید!

ولی هنگامی که دشمن آتش بس موقتی را نپذیرفت سالار شهیدان در مقابل باران تیر دشمن به نماز ایستاد .

  • دو نفر از یاران امام حسین علیه السلام به نامهای زهیربن قین و سعیدبن عبدالله حنفی برای محافظت امام علیه السلام پیشاپیش ایستاده و سینه هایشان را در مقابل تیرهای دشمن سپر قرار دادند و حضرت به همراه یاران باقی مانده خود، نماز ظهر عاشورا را به پا داشت .
  • سعید که در مرکز خطر ایستاده بود، تیرهای دشمن را با دست و صورت و سینه اش دفع می کرد . هنگامی که نماز به پایان رسید، او با بدنی خونین به زمین افتاد. و در حالی که نفسهای آخر را می کشید چشمانش را گشوده و با تبسمی ملیح به سیمای امام حسین علیه السلام نگریست و در همان لحظه به امام عرض کرد: «اوفیت یابن رسول الله!

امام با لحنی رضایت آمیز فرمود: «نعم انت امامی فی الجنة;  بلی تو در بهشت پیشاپیش من خواهی بود.
سید بن طاووس نوشته است: هنگامی که تیرهای بدنش را شمردند، به غیر از جراحات نیزه و شمشیر، 13 تیر به دست و صورت و سینه سعید بن عبدالله حنفی اصابت کرده بود.

  1. تعداد یاران امام کم بود... چرا دو نفر را فدای نماز کرد؟
  2. اینجا کلاس درس کربلاست و معلم امام حسین ... شاگردان مکتب امام حسین درس بگیرید! در کربلا نماز اول از همچیز است.
  3. آخرین مناجات عارفانه و عاشقانه ... ته گودال خون
  • «اللهم متعالی المکان ... صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک یا غیاث المستغیثین مالی رب سواک ولا معبود غیرک صبرا علی حکمک یا غیاث من لا غیاث له ...
  •  ای خدایی که مقامت بس بلند است ... در مقابل قضای تو شکیبا هستم . ای پروردگاری که بجز تو خدایی نیست! ای فریادرس دادخواهان! مرا جز تو پروردگاری و معبودی نیست . بر حکم تو صابر و شکیبا هستم . ای فریادرس آنکه فریاد رسی ندارد
  • سجده آخر: آنگاه که صورت خونین به خاک گذاشت و آخرین سجده اش را بجا آورد، فرمود: «بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. همه خسران می کنن مگر کسانی که
  •  عمل صالح انجام می دهند
  • تواصی به حق دارند
  • تواصی به صبر دارند
  1. حرکت امام حسین تجلی عینی سوره عصر است.
  2. ای اهل عالم ... حسین زهرا عبد صالح خداوند ...
  3. در راه اعتلای حق قیام نمود
  4. و در این مسیر جام صبر را پیاله پیاله نوشید و بر مشقت این مسیر استواری ورزید.

 

  1. امروز درس صبر را از کتاب کرب و بلا مرور می کنیم ان شا الله.
  2. اما معنی صبر[WU1] 
  • صبر در لغت : حبس و بازداشتن.
  • هر گاه کسى خود را از فعلى اختیاراً باز دارد صبر کرده است.
  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع.

 

  1. در قرآن برای هر سه قسم صبر مصادیقی بیان شده:
  • یَا ایُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطوا وَ اتَّقُواللّهَ لَعَلَّکُم تُفْلِحُونَ
  • سَلامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ
  • وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَىْء مِنَ الْخَوفِ وَالجُوعِ وَ نَقْص مِنَ الاَْمْوَالِ وَ الاَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ
  • اِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ اِنَّهُ اَوَّابٌ (صبر ایوب)
  •  وَ اِسْمَاعِیلَ وَ اِدْریسَ وَ ذَاالکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ (سوره انبیاء، آیه85) 
  • و ...
  1. یکی از قصص قرآنی که در رابطه با صبر بیان شده داستان

موسی و خضر است.[WU2] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • در ‏کافی ‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏ ای‏از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 

 


 [WU1]صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230)

 [WU2]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU3]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU4]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

(

فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67) **

***

 

صبر در معراج اسعات این گونه آمده: ثبات نفس و اطمینان آن،و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصائب، و مقاومت کردن با حوادث و شداید، به‏نحوى که: سینه او تنگ نشود.و خاطر او پریشان نگردد.و گشادگى و طمانینه که پیش‏از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد.پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد.واعضاى خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند.و این صبر در شداید است که ضد آن‏جزع است. ( معراج السعاده، 230) 

 

***

 

گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

****

 

صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند . )

 

  • M.M.HKH