احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۶۱ مطلب با موضوع «فیش منبر :: اهل البیت» ثبت شده است

۲۱
بهمن
۰۲

امام کاظم (ع) می فرماید:

وَجَدْتُ عِلْمَ اَلنَّاسِ کُلِّهِمْ فِی أَرْبَعٍ:

 أَوَّلُهَا أَنْ تَعْرِفَ رَبَّکَ  ... نخست این که پروردگارت را بشناسى

وَ اَلثَّانِی أَنْ تَعْرِفَ مَا صَنَعَ بِکَ ... دوم این که بدانى با تو چه کرده است

وَ اَلثَّالِثُ أَنْ تَعْرِفَ مَا أَرَادَ مِنْکَ ... سوم این که بدانى از تو چه خواسته

وَ اَلرَّابِعُ أَنْ تَعْرِفَ مَا یُخْرِجُکَ مِنْ دِینِکَ ... چه چیز تو را از دینت بیرون مى برد

الخصال، ترجمه فهری، ج، ص ۲۶۴

منظور ایشان از عالم به معنای علم مدرکی و دانشگاهی نیست بلکه همان معرفت و آگاهی است.

پیر مرد با معرفت بی سواد ... کربلایی کاظم

چهار گام معرفت و دانش :

اولین گام خداشناسی است، سپس نعمت شناسی، آن گاه وظیفه شناسی، و در مرتبه چهارم، آسیب شناسی و آنچه موجب گمراهی انسان می شود و انحراف اعتقادی پدید می آورد. تفکّر در هر یک از اینها، آثار مهمّی را در پی دارد.

۱ـ خداشناسی

آیا برای شما بت پرستی عجیب نیست؟؟؟ آخه چوب و سنگ و گاو؟؟؟

امروز هنوز انسانها بت پرست هستند ... بت های روزگار ... گاهی پزشکی ، گاهی سلبریتی گاهی علم و دانشگاه.

  1. خدا شناسی ... ولی شناسی ... کسانی که خدا برای هدایت ما فرستاده
  2. خدا کیست ؟؟؟
    1. موجود مغرور که اعا می کنه رحمان و رحیم هست
  3. امام کاظم علیه السّلام فرمودند:
  4. اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ العَبدُ اِلَی اللهِ بَعدَ المَعرِفَهِ بِهِ، اَلصَّلاهُ وَ بِرَّ الوالِدَینِ وَ تَرکَ الحَسَدِ وَ العُجبِ وَ الفَخرِ؛
    پس از خداشناسی، برترین کاری که بنده، به وسیله آن به خداوند نزدیک می شود عبارت است از: نماز، نیکی به پدر و مادر، ترکِ حسد و خودپسندی و فخرفروشی.
    تحف العقول، ص391
    1. گناه کنی میفرسته جهنم
    2. کارهای سخت میده
  5. پدر و مادر سخت میگیرد
  6. معلم سخت می گیرد
  7. دکتر سخت میگیرد

رشد کردن ، سر بالایی هست سختی دارد

سختی های ملایم فطرت نه مخالف فطرت

نگاه حرام چون ...

غیبت حرام چون ...

دورغ چون دروازه بی اعتمادی :

امام کاظم علیه السلام :
إنَّ العاقِلَ لایَکذِبُ و إن کانَ فیهِ هَواهُ ؛ 
خردمند دروغ نمى گوید ، اگرچه میل او در آن باشد .

 

داستان لویی پاستور : (شیمی‌دانان و زیست‌شناسان مشهور فرانسوی است مقدمات کشف واکسن)

 وقتی به کشف های ریز رسیده اعتقادش به خدا بیشتر شده و متوجه شده که همه چیز در دنیا از روی نظم و ترتیب است از مسائل ریز گرفته تا درشت و تغییر فصول و روزها و شب ها. حال هر فردی از راه خود می تواند خداوند را بشناسد یک دانشمند از راه علم خود و یک کشاورز از کشاورزی نخستین آگاهی و معرفت که خداوند در قرآن کریم هم می فرماید که نیاز به فهم و یادگیری دارد وجود خداست تا به هر چیزی برای رفع نیازهای روحیمان متوسل نشویم.

۲ـ خودشناسی

نکته دوم از حدیث امام کاظم (ع) خودشناسی است اینکه بدانیم چه کسی هستیم و از این طریق استعدادهایمان را بشناسیم و تقویت کنیم این هم جز از راه خداشناسی محقق نمی شود.

امام على علیه السلام :

لا تَجهَلْ نَفسَکَ ؛ فإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَةَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء .
 به خویشتن ناآگاه مباش؛ زیرا کسى که خود را نشناسد، هیچ چیز را نمى شناسد.

امام على علیه السلام :

عَجِبتُ لِمَن یَنشُدُ ضالَّتَهُ و قَد أضَلَّ نَفسَهُ فلا یَطلُبُها !
در شگفتم از کسى که گمشده خود را مى جوید، امّا خویشتن را گم کرده و آن را نمى جوید!

خودم رو نشناسم ... اصلا نمی دانم دنبال چی باید بگردم؟؟؟؟

چرا عمل زیبایی زیاد شده؟

 

۳ـ وظیفه شناسی

خدا بیکار نبوده ...

خلقت ما و همه چیز در عالم دیلیل داره
چه کسی دلیل خلقت رو تعلیم میده ؟؟؟

از امام کاظم(ع) پرسیدند آن‌جا که خدا می‌گوید: «قل انما حرّم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن»، مراد چیست؟، گفت: إنٓ القرآنَ لهُ ظهرٌ و بطنٌ، فجمیعُ ما حرّمَ اللهُ فی‌القرآنِ هوالظاهرُ و الباطنُ من ذلک أئمةُ الجور. و جمیعُ ما أحلَّ اللهُ تعالی فی‌الکتابِ هو الظاهرُ و الباطنُ من ذلک أئمةُ الحق.(میزان الحکمة، ج ۱ ص ۱۴۲، به نقل از اصول کافی).

۴ـ آسیب شناسی

کسی که مراحل بالا را طی کرد دیگه به این راحتیا گم نمیشه

قالَ مُوسَى بنُ جَعفَر علیهماالسلام: یا هِشامُ! لَوْ کانَ فى یَدِکَ جَوْزَةٌ وَ قالَ النّاسُ اِنَّها لُؤْلُؤَةٌ ما کانَ یَنْفَعُکَ وَ اَنْتَ تَعْلَمُ اَنَّها جَوْزَةٌ، وَ لَوْ کانَ فى یَدِکَ لُؤْلُؤةٌ وَ قالَ النّاسُ اِنّها جَوْزَةٌ ما ضَرَّکَ وَ اَنْتَ تَعْلَمُ اَنَّها لُؤْلُؤَةٌ. 

 امام کاظم علیه السلام به هشام بن حکم فرمود: اى هشام! اگر در دست تو گردویى باشد، ولى مردم بگویند که گوهر است، حرف مردم سودى براى تو ندارد، وقتى خودت مى دانى که گِردوست. و اگر در دست تو یک لؤلؤ و گوهر باشد، ولى مردم بگویند که گِردوست، وقتى خودت مى دانى که گوهر است، سخن مردم تو را زیان نمى رساند!
روایت امام کاظم کافی شریف :

لقمان به فرزندش:

یَا بُنَیَّ إِنَّ اَلدُّنْیَا بَحْرٌ عَمِیقٌ ... پسرم دنیا دریاى ژرفى است که گروه زیادى در آن غرق شده‌اند

قَدْ غَرِقَ فِیهِ عَالَمٌ کَثِیرٌ

 فَلْتَکُنْ سَفِینَتُکَ فِیهَا تَقْوَى اَللَّهِ ... باید کشتى نجات تو در دریاى دنیا تقوى باشد

وَ حَشْوُهَا اَلْإِیمَانَ ... و لوازم داخل کشتى ایمان

وَ شِرَاعُهَا اَلتَّوَکُّلَ ... و بادبان‌هایش توکل

وَ قَیِّمُهَا اَلْعَقْلَ ... و پایه‌هاى آن عقل

وَ دَلِیلُهَا اَلْعِلْمَ ... و راهنمایش علم

وَ سُکَّانُهَا اَلصَّبْرَ ... سکان کشتى صبر باشد

در نگاه امام کاظم (علیه السلام) داشتن تقوی، ایمان، توکل بر خدا، استفاده از عقل و علم به همراه صبر، کلید سالم عبور کردن از دنیاست. دنیایی که بسیاری را غرق کرده است. این ابزارهایی که از آن نام برده شد حکم یک کشتی کار آمد را پیدا می‌کنند که سوار شدن بر آن تضمین دهنده‌ غرق نشدن در دنیاست.

 

  • M.M.HKH
۲۵
شهریور
۰۲

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِکْرِهِ وَ سَبَباً لِلْمَزِیدِ مِنْ فَضْلِهِ وَ دَلِیلًا عَلَى آلَائِهِ وَ عَظَمَتِهِ

ثُمَّ الصَّلوه و السَّلام علی حَبیبه و خِیَرتهِ سَیِّدِنا و نَبیَّنا اباالقاسم محمد صلی الله علیه

و علی اهلبیته الطّیبین الطّاهرین المُنْتَجَبین الهداة المهدیین و لعنة الدائمة علی أعدائهم أجمعین الی یوم الدین.

انشالله در این ایام که ایام حزن اهل بیت است تمام دلهای آرزو مند دیدگانشون به مرقت با صفای علی ابن موسی الرضا ع منوره بشه به همین نیت صلوات دیگر...

مقدمه
1. معمولا ما از حضرات معصومین درخواست ، طلب و دعا می کنیم.

2. اصل این درخواست کردن خوب و البته توصیه شده هست ...

3. حتی نمک سفره رو هم از ما بخواهید

(یَا مُوسَى سَلْنِی کُلَّ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ حَتَّى عَلَفَ شَاتِکَ وَ مِلْحَ عَجِینِکَ

درخواست از اهل بیت در طول درخواست از خداست)

4. اما چه بسا همون مقدار که ما خواسته داریم ...

اهل بیت  هم از ما مطالبه هایی دارند

6. فرقش اینه مطالبه معصومین ع به نفع شخص ما ؛ جامعه ما ؛ دین ماست

چند خواسته های اهل بیت ، امام رضا ع از ما رو در امروز مرور می کنیم

  1. خواسته اول اهل بیت ؛ عقل ورزی است :
  • امام ضا ع : لاَ یُعْبَأُ بِأَهْلِ اَلدِّینِ مِمَّنْ لاَ عَقْلَ لَهُ

 دینداری که عقل نداشته باشد به درد نمی‌خورد.

تعصب و کله خری در دین داری = خوارج

  • فرمود: بهترین دوست انسان عقل اوست و دشمن او جهل اوست.

داستان معاویه و دستور به ذبح کدو در شام

پس از آنکه معاویه به مخالفت با امیرالمؤ منین علیه السلام پرداخت، تصمیم گرفت عقل و مراتب اطاعت مردم شام را آزمایش کند، لذا با عمروعاص مشورت کرد. عمروعاص گفت: به مردم شام دستور بده کدو را مانند گوسفند ذبح کنند و پس از تذکیه آنرا بخورند، اگر فرمانت را اجراء نمودند آن‌ها یار تو هستند وگرنه اطاعت نکنند.معاویه دستور داد از فردا کدو را مانند گوسفند ذبح کنند، و مردم شام بدون کوچترین اعتراض اجراء نمودند و این بدعت در سراسر شام معمول گردید.طولی نکشید که خبر این بدعت به گوش مردم عراق رسید، بعضی از آنان از امیرالمؤ منین علیه السلام در این باره پرسش کردند.حضرت در جواب فرمود: خوردن کدو، ذبح لازم ندارد ، مراقب باشید که شیطان عقلتان را نبرد و افکار شیطانی حیرت زده و سرگردانتان ننماید.

  1. دعوا در خانواده ها ، عدم عقل ورزی ... زندگی احساساتی
  2. عقل و خرد نجمه مادر امام رضا: در روایت داریم نجمه خاتون «من افضل النساء فی عقلها و دینها» روایت می فرماید برترین زن در زمان خودش از نظر خرد و دینداری بود ... مادر امام مشهور به نماز نیست مشهور به عقل ست، ایشان کنیز بود. هرکسی نمی‌تواند مادر امام باشد.

امام کاظم بچه‌هایش را جمع کرد. حضرت اولاد بسیاری داشتند. فرمود: «سمعتُ من ابی جعفر بن محمد» بچه‌های من! از پدرم امام صادق شنیدم «غیر مرة» مکرر شنیدم که پدرم می‌فرمود: پسرم عالم آل محمد در صُلب توست. «ان عالم آل محمدٍ فی صُلبه» ای کاش من او را ببینم! «لیتنی ادرکته»

  1. عقل حجت باطنی ... ابزار کمال و ارتقای زندگی
  2. عقل ناقص = دشمنی با خود(سیگار و شاب و اعتیاد و ... )
  3. عقل ناقص = دشمنی با خدا و با ولی خدا ( حجاب ، دشمنی با امامان و خیر خواهان)

 

  1. انتظار دوم؛ رفق و مدارا

و گره گشایی از کار مردم است

 

  • پیغمبر«أَمَرَنِی‏ رَبِّی‏ بِمُدَارَاةِ النَّاسِ کَمَا أَمَرَنِی بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ‏» (کافی، ج 2، ص 117 همانطور که خدا به من دستور داد نماز بخوانم، دستور داد با مردم مدارا کنم.
  1. مدارا غیر از سستی و بی تفاوتی هست ...نباید بگوییم بی حجاب عیب ندارد بی نماز یب ندارد و ضد دین را بی تفاوت باشیم...این می شود مداهنه و سستی.
  2. به اسم مدارا نباید ترک امر به معروف کرد... داستان عذاب قوم شعیب

 امام باقر (ع) فرمود: «خداوند به حضرت شعیب پیامبر فرمود: صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم نمود، چهل هزار نفر از بدها و شصت هزار نفر از خوبان. حضرت شعیب عرض کرد: خدایا! عذاب بدها معلوم است اما خوبان را چرا عذاب خواهی کرد؟ خداوند به او وحی نمود: چون آنها با گناهکاران سازش کردند و به خاطر خشم و غضب من، به گناهکاران خشم نکردند

امام رضا؛ امام رفق و مدارا و گره گشایی است

داستان ضامن آهو

(نه فقط نسبت به انسان ها بلکه نسبت به کل نظام آفرینش...)

داستان شرکت در تشییع یک مومن در توس

موسی بن سیار می‌گوید: آقا را که به سمت ایران می‌آوردیم، نزدیکی طوس با جنازه‌ای برخورد کردیم. چطور بچه بره در بغل مادرش می‌رود. اینطور امام رضا این جنازه را در آغوش گرفتند و بعد داخل قبر رفتند و فرمودند: «لا تَخَف» نترس! «ابشر بالجنة» بهشت بر تو گوارا باد. گفتم: مگر شما این جنازه را می‌شناسی؟ فرمود: اعمال همه شما صبح و شام بر ما ائمه نازل می‌شود. ما از اعمال شما خبر داریم.

 

  1. ما همیشه فرافکنی می کنیم و رفع مشکلات را گردن دیگران می اندازیم: دولت باید بکند. کمیته امداد باید بکند.
  2.  نه! گره‌گشایی و انفاق وظیفه همه هست.
  3. هرکس به اندازه توانی که دارد.
  4. دستگیری از خانواده خد ، همسایه و نزدیکان ولو به اندازه یک سلام

 

  1. انتظار سوم؛ عمل گرایی
  1. دین دار فصلی نباشیم
  2. دین بخاری وکولر نیست که یک زمانی باشد یک زمانی نباشد
  3. خدا در زمان غیبت کردن و دشمنی کردن همان خدا در زمان صلح و دوستی است
  • امام زمان (عج) إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ اَحَد قَرابَهٌ، وَ مَنْ انْکَرَنی فَلَیْسَ مِنّی، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح

بین خداوند و هیچ یک از بندگانش، خویشاوندی وجود ندارد - و برای هرکس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده می شود

داستان سفر امام رضا به مرو و نپذیرفتن شیعیان

گروهی به دیدن امام رضا آمدند. مدتی امام رضا اینها را نپذیرفت. خیلی ناراحت شدند که چرا آقا اینها را به حضور نمی‌پذیرد.

الإمامُ الرِّضا علیه السلام ـ فی جَوابِ قَومٍ سَألُوهُ عَن سَبَبِ عَدَمِ إذنِهِ لَهُم فی الدُّخولِ یَومَینِ ـ : لِدَعواکُم أنَّکُم شِیعَةُ أمیرِ المُؤمنینَ علیِّ بنِ أبی طالبٍ علیه السلام . وَیحَکُم! ... الّذینَ لَم یُخالِفوا شَیئا مِن أوامِرِهِ ، وَ لَم یَرتَکِبوا شَیئا مِن فُنونِ زَواجِرِهِ
فَأمّا أنتُم إذا قُلتُم إنّکُم شِیعَتُهُ ، و أنتُم فی أکثَرِ أعمالِکُم لَهُ مُخالِفونَ ، مُقَصِّرونَ فی کَثیرٍ مِنَ الفَرائضِ و مُتَهاوِنونَ بِعَظـیمِ حُقوق إخوانِکُم فِی اللّه ِ ، و تَتَّقونَ حَیثُ لا تَجِبُ التَّقِیَّةُ ، و تَترُکونَ التَّقِیَّةَ حَیثُ لا بُدَّ مِنَ التَّقِیَّةِ.

امام رضا علیه السلام ـ در پاسخ به گروهى که پرسیدند چرا دو روز اجازه ملاقات به ایشان نداد ـ فرمود : چون شما ادعا مى کنید که شیعه امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام هستید . واى بر شما ، شیعه او ، در حقیقت ، حسن و حسین علیهما السلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار و محمّد بن ابى بکرند که با هیچ یک از دستورهاى آن حضرت مخالفت نکردند ، و هیچ یک از نواهى وى را مرتکب نشدند
اما شما که مى گویید شیعه او هستید ،

  • بیشتر اعمالتان برخلاف خواست اوست ،
  •  گوش ما ؛ چشم ما ؛ زبان ما ... به خواست و سلیقه اهل بیت کار می کنه؟؟؟
  • اصلا ما هم سلیقه حضرت زهرا هستیم؟
  • عروسی ، مهمانی ، روضه ، تربیت کردن ، رفتن و نرفتن و خرج کردن ما به سلیقه حضرت زهرا است؟؟
  • مگر اسراف نکردن جزئی از اسلام نیست؟

رئیس جمهور چینِ کمونیست برنامه ملی ریشه کن کردن اسراف گذاشتند با یک میلیارد جمعیت ، ما مسلمانیم و شدیدا اسراف کار... روزی 5 تا برنج

  • و در بسیارى از واجبات کوتاهى مى ورزید ،
  • خمس واجب است
  • صله رحم واجب است
  • محرم نامحرم
  • نجاست و طهارت
  • و...
  • به حقوق بزرگ برادران دینى خود بى اعتنایى مى کنید ،
  • و در جایى که تقیّه واجب نیست تقیّه در پیش مى گیرید ، و در جایى که باید تقیّه کنید، تقیّه نمى کنید

آنجایی که نباید تقیه کنید، تقیه می‌کنید. غدیر را باید گفت، غدیر را باید فریاد زد. پیامبر فرمود: به پدرها بگویید به بچه‌هایشان بگویند. به شاهدها بگویید به غایب‌ها بگویند. غدیر برای اسلام است. غدیر برای شیعه نیست. غدیر فعل پیغمبر است. فعل پیغمبر سنت می‌شود. برادران اهل سنت بدانند که آیا غدیر را پیغمبر فرمود: «من کنت مولاه» یا نه؟ اگر فرمود پس فعل و سخن پیغمبر می‌شود. بعد هم فرمود: آنجایی که باید تقیه را رعایت کنید، رعایت نمی‌کنید.

  1. باز هم انتظاراتی را می شود بر شمرد که مجال این جلسه نیست
  2. اما شیعیان علی همینقدر براتون بگم
  3. هر سختی و گرفتاری بر اهل بیت و شیعیان و مسلمانان گذشت از فراموشی غدیر بود
  4. از رها کردن دست امام زمان بود و هر قومی که به امام زمانشون بی مهری کردن مبتلا به گرفتاری های شدید دنیایی و البته آخرتی شدند.

 

  • M.M.HKH
۰۵
تیر
۰۲

بسم الله الرحمن الرحیم

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ باقِرِ الْعِلْمِ، وَ إِمامِ الْهُدىٰ، وَقائِدِ أَهْلِ التَّقْوىٰ، وَالْمُنْتَجَبِ مِنْ عِبادِکَ. اللّٰهُمَّ وَکَما جَعَلْتَهُ عَلَماً لِعِبادِکَ، وَمَناراً لِبِلادِکَ، وَمُسْتَوْدَعاً لِحِکْمَتِکَ، وَمُتَرْجِماً لِوَحْیِکَ، وَأَمَرْتَ بِطاعَتِهِ، وَحَذَّرْتَ مِنْ مَعْصِیَتِهِ، فَصَلِّ عَلَیْهِ یَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّةِ أَنْبِیائِکَ وَأَصْفِیائِکَ وَرُسُلِکَ وَأُمَنائِکَ یَا رَبَّ الْعالَمِینَ.

  • قال مولانا باقر علیه اسلام

بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ

وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‌ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ.

  1. نزدیک ایام غدیر... میتوان وارد بحث ولایت و امامت مولی متقیان علی علیه اسلام شد.
  2. شیطنت این طلبه جوان ...
  3. به یک صاحت دیگر از ولایت می پردازیم:
  4. حالا این ولایت چیست؟ و ولایت مداری چه لوازمی دارد؟ چگونه می شود ولایت مدار بود؟

انسان ولایت مدار چه خصوصیاتی دارد؟

چطور باشیم ولایت مداریم؟

  1. عَنْ بُرَیْدٍ اَلْعِجْلِیِّ قَالَ:

قِیلَ لِأَبِی جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ :

إِنَّ أَصْحَابَنَا بِالْکُوفَةِ جَمَاعَةٌ کَثِیرَةٌ

فَلَوْ أَمَرْتَهُمْ لَأَطَاعُوکَ وَ اِتَّبَعُوکَ

فَقَالَ یَجِیءُ أَحَدُهُمْ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ

فَیَأْخُذُ مِنْهُ حَاجَتَهُ

فَقَالَ لاَ

قَالَ فَهُمْ بِدِمَائِهِمْ أَبْخَلُ (وسایل الشیعه)

  1. خیلی رفت و برگشت عجیبی در این روایت مطرح شده است:
  2. شما حاضر نیستید در درون دستگاه گفتمانی و برادرانه خودتان
    1. از خود گذشتگی
    2. همدلی
    3. فهم مشکل برادر
    4. و...
  3. شما با این خصوصیات در بذل خون برای ما هم بخل خواهید داشت
  4. اینکه ولایت چیست بسیار مهم
    اما اینکه ما اگر ولایت مداریم باید چگه باشیم هم خیلی خیلی مهمه
  5. جلسه پیش عرض کردم: در آینده هم عرض خواهم کرد..
  • انسان ولایت مدار نسبت به خدا :
  • امام باقر علیه‌السلام جابر جُعفی گوید: هجده سال در خدمت سرورمان #امام_باقر صلوات‌الله‌علیه بودم؛ چون خواستم از خدمت حضرت (به وطنم کوفه) بازگردم، با ایشان وداع کردم و گفتم: مرا مطلبی بفرمائید تا استفاده کنم؟

حضرت فرمودند: ای جابر! پس از هجده سال (که در خدمت ما بوده‌ای)؟!

 عرض کردم: آری، شما دریای بیکرانی هستید که هرگز به انتها و عمق آن نمی‌توان رسید؛

 سپس امام علیه‌السلام فرمودند:

ای جابر، به شیعیانم از جانب من سلام برسان و به آنان بگو که بین ما و خدای تعالی، پیوند خویشاوندی نیست و هیچ راهی برای تقرّب به پروردگار وجود ندارد، مگر اطاعت (از اوامر و نواهی‌) او؛ ای جابر، کسی که خدای تعالی را اطاعت کند و ما را دوست بدارد، او اهل ولای ماست و هر که خدا را معصیت و نافرمانی کند، دوست داشتن ما فایده‌ای برایش نخواهد داشت.   الأمالی (شیخ‌طوسی)، ص۲۹۶

  • وظایف ولایت مدار نسبت به امام زمان:
  1. من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتت جاهلیه
  • ولایت مدار نسبت به برادران دینی خودش:
  1. وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ؛ (توبه،۷۱)
  1. امام باقر ع در یک کلام کوتاه ولی پر مغز و پر معنا،

 گلایه بزرگی از پیروان خودشان را رسما بیان می کنند و می فرمایند:

«شما در راه ولایت ما اهل بیت ع برادری نکردید بلکه به همین اندازه که همدیگر را به عنوان شیعه می شناسید با هم ارتباط دارید و بس؛

لَمْ تَتَوَاخَوْا عَلَى هَذَا الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا تَعَارَفْتُمْ عَلَیْهِ»

(کافی، ج۲، ص۱۶۸)

  1. روایت مشهور: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا
  2. از امام رضا : محاسن کلام
  3. از امام باقر این روایت :
  4. دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع

روای می گوید خدمت امام باقر ع رسیدم تا با حضرت خداحافظی کنم.

فَقَالَ یَا خَیْثَمَهُ أَبْلِغْ مَنْ تَرَى مِنْ مَوَالِینَا السَّلَامَ

فرمود: اى خَیثَمَه هر کس از دوستان ما را می بینى سلام مرا برسان

وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِیمِ

و آنها را بتقواى خداى بزرگ سفارش کن

وَ أَنْ یَعُودَ غَنِیُّهُمْ عَلَى فَقِیرِهِمْ

بلافاصله بعد فرمودند و اینکه ثروت مندان بر فقیران توجه کنند

وَ قَوِیُّهُمْ عَلَى ضَعِیفِهِمْ

و قدرت مندان بر ضعیفان دیدار کنند

وَ أَنْ یَشْهَدَ حَیُّهُمْ جِنَازَهَ مَیِّتِهِمْ

و زنده آنها بر جنازه میتشان حاضر شوند

وَ أَنْ یَتَلَاقَوْا فِی بُیُوتِهِمْ

و در منازل بملاقات یکدیگر روند،

فَإِنَّ لُقِیَّا بَعْضِهِمْ بَعْضاً حَیَاهٌ لِأَمْرِنَا

زیرا ملاقات آنها با یک دیگر موجب زنده ساختن امر ماست،

رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا

خدا رحمت کند بنده‏اى را که امر ما را زنده دارد.؛ 

(کافی، ج۲، ص۱۷۵)

  1. این جلسات نوش داروآخر الزمنی هست.
  2. کاملا با نگاه تمدنی در پازل ایجاد جامعه آرمانی شیعی
  3. جلسات مقدمه تشکیل حکومت جانی امام زمان هست
  4. بر خی فکر میکنن که ما باید با هم باشیم تا ولایت رو حفظ کنیم
  5. برعکس
    ولایت مداری ما رو به هم ربط میده
  1. اصلا کار ولایت شبکه سازی در جامعه ایمانی است.
  2. حضرت زهرا ع فرمودند :
  3. اطاعت از ما اهل بیت شما را مثل نخ تسبیح به یکدیگر متصل می کند و امامت ما اهل بیت شما از تفرقه و جزیره شدن در امان نگه می دارد
  4. ، طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّهِ وَ إِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلْفُرْقَه
  5. الاحتجاج، ج۱، ص۹۹
  1. روایت؛ حضرت علی ع : خطبه214 نهج البلاغه؛

وَ اعْلَمُوا أَنَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُسْتَحْفَظِینَ عِلْمَهُ،  یَصُونُونَ مَصُونَهُ

بدانید آن بندگان خدا که حفظ علم حق به آنان سپرده شده آنچه را که باید حفظ کنند حفظ مى کنند،

وَ یُفَجِّرُونَ عُیُونَهُ،

و چشمه هاى آن علم را مى گشایند،

 یَتَوَاصَلُونَ بِالْوِلَایَةِ

با هم پیوند ولایت دارند،

وَ یَتَلَاقَوْنَ بِالْمَحَبَّةِ

و یکدیگر را عاشقانه ملاقات مى نمایند،

وَ یَتَسَاقَوْنَ بِکَأْسٍ رَوِیَّةٍ

از جام سیراب کننده حکمت به هم مى نوشانند،

وَ یَصْدُرُونَ بِرِیَّةٍ،

و سیراب شده باز مى گردند،

لَا تَشُوبُهُمُ الرِّیبَةُ

در آنها تهمت و بدگمانى راه نمى یابد،

وَ لَا تُسْرِعُ فِیهِمُ الْغِیبَةُ،

و غیبت و بدگویى نزد اینان نمى شتابد.

عَلَى ذَلِکَ عَقَدَ خَلْقَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ،

خداوند خلقتشان و اخلاقشان را بر این اوصاف بسته است،

 فَعَلَیْهِ یَتَحَابُّونَ وَ بِهِ یَتَوَاصَلُونَ،

بر این حال با یکدیگر دوستى نموده و به هم پیوند دارند.

فَکَانُوا کَتَفَاضُلِ الْبَذْرِ یُنْتَقَى فَیُؤْخَذُ مِنْهُ وَ یُلْقَى،

اینان نسبت به سایر مردم همچون دانه هاى برگزیده بذراند که آن را تمیز کنند.

قَدْ مَیَّزَهُ التَّخْلِیصُ وَ هَذَّبَهُ التَّمْحِیصُ.

و خالص و پاکش را گرفته در زمین مى پاشند، پاکسازى خداوند آنان را متمایز و آزمایش و امتحان آنان را پاک نموده است.

روضه و ذکر توسل

یَا أَبا جَعْفَرٍ، یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ، أَیُّهَا الْباقِرُ، یَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، یَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ،

یَا سَیِّدَنا وَمَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکَ إِلَى اللّٰهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حَاجَاتِنا، یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛

عاقبت آه کشیـدم نفس آخر را
نفس سوخته از خاطره ای پرپر را
 
آخرین حلقه ی شبهای محرّم هستم
شکر، ای زهر ندیدم سحـری دیگر را
 
باورم نیست هنوز آنچه دو چشمم دیده است
باورم نیست تماشای تنی بی سر را
 
باورم نیست غروب و حرم و آتش و دود
دیدن سوختن چارقد دختر را
 
غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک
غارت پیرهـن و غـارت انگشتر را
 
ذوالجناحی که ز یالش به زمین خون می ریخت
نیـزه هایی که ربـودند سر اصـغر را
 
آه در گوشه ی ویرانه که دق مرگ شدیم
تا که همبازی من زد نفس آخر را
 

 

 

سینه  زنی

 

یا باقر ِ آل عبا ، ای یادگار کربلا
جان علی و فاطمه ، دلبند زین العابدین
جانها فدای راهت ای ، فرزند زین العابدین
ای جان من،جانان من ، ای ذکر تو درمان من
می باشد ای وجه خدا ، خاک تو بر چشمان من

یا باقر ِ آل عبا ، ای یادگار کربلا
بر قلب ما یا سیدی ، آتش زده سوز غمت
مسموم کینه گشته ای ، گِریَم به یاد ماتمت
فرمانروای عالمین ، ای بر نبی نور دوعین
ای مُحرم ِ حجّ عزا ، ای شاهد داغ حسین
یا باقر ِ آل عبا ، ای یادگار کربلا

در گلشن سرخ وفا ، دیدی گلی پرپر شده
در مقتل خون ِ خدا ، دیدی تنی بی سر شده
در قتلگه افتاده بود ، روح و روان مصطفی
سوز دل جن و مَلَک ، داغ ذبیحاً بلقفا

یا باقر ِ آل عبا ، ای یادگار کربلا
رنج مُداوم دیده ای ، هر جا و در هر مرحله
دور و بر تو بوده انده ، شمر و سَنان و حرمله

یا باقر ِ آل عبا ، ای یادگار کربلا
 

 

  • M.M.HKH
۳۱
فروردين
۰۲

وصف نماز را باید از کسی شنید که خود به راستی اقامه کننده آن بود. کسی که نماز با تک تک سلولهای مبارکش عجین شده و آن را با تمام وجود برپا می نمود.

ذره ذره خاک مدینه، مکه، کوفه هر جایی که ایشان قدم نهاده است، گواه راز و نیازها و نمازهای حقیقی آن بزرگوار است. هنوز پژواک نوای دلنشین مناجات امام علی (ع) در جان هستی طنین انداز است. پس گوش جان به فرموده های آن امام همام می سپاریم، تا آداب قیام به نماز را که ستون دین است، فرا گرفته و عامل به آن باشیم.

"اهمیت و فضیلت نماز "

-شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش می کنم، زیرا نماز برترین عمل و ستون و اساس دین شما است. (1)

-وقتی که بنده ای سجده می کند، ابلیس فریاد می زند: وای برمن! او اطاعت کرد، ولی من معصیت کردم، او سجده کرد و من از این عمل سرباز زدم.(2)

-گناهی که پس از آن مهلت یافتم تا دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن گناه را بخواهم، مرا اندوهگین نکرد.(3)

-نماز ستون دین است و اولین عمل انسان است که خدا بدان نظر می کند، اگر صحیح بود، به سایر اعمال نیز نظر می فرماید و اگر صحیح نباشد در هیچ عمل دیگر نمی نگرد و کسی که تارک نماز باشد بهره ای از اسلام ندارد. (4)

" نماز امام علی (ع)"

-بارخدایا! من نخستین کسی هستم که به حق رسیدم، آن را شنیدم و پذیرفتم. هیچ کس مگر رسول خدا (ص) درنماز بر من پیشی نگرفت. ( 5)

-بار خدایا! این نماز را که در پیشگاه تو به جای آوردم، نه به جهت نیازی است که به آن داری و نه به خاطر میل و رغبتی است که در آن داری، بلکه برای بزرگداشت و پذیرش فرمان تو است که مرا به انجام آن فرمان داده ای. خدایا! اگر در نماز من عیبی است، یا رکوع و سجود آن ناقص است، مرا باز خواست مکن و با پذیرش و آمرزش خود، بر من تفضل و عنایت فرما.(6)

-چون وقت نماز فرا می رسید، علی (ع ) بر خود می لرزید. به او می گفتند: یا امیر المؤمنین! ترا چه شده است؟ می فرمود: وقت ادای امانتی رسیده است که خداوند آن را بر آسمان ها، زمین و کوه ها عرضه کرد، آنها از قبول آن ابا کردند و از آن بیمناک شدند. (7)

-امیر المؤمنین (ع) رکوع نماز را آن قدر طولانی می کرد که عرق از ساق پای وی جاری و زیر قدم های مبارکش تر می شد. (8)

-هنگامی که برای حضرت علی (ع) مشکلی پیش می آمد، به نماز پناه می برد و آیه « واستعینوا بالصبر و الصلوة» (از صبر و نماز یاری جویید) را تلاوت می کرد. (9)

 

"اعمال و ذکرهای نماز"

-سوره فاتحه را خداوند به محمد(ص) و امت او عطا کرد و با حمد و سپاس برخود آن را آغاز کرد. سپس با دعا و ثنای خداوند عزوجل ادامه یافت. من از پیامبر خدا(ص) شنیدم که فرمود:« خداوند می فرماید: سوره حمد را میان خود و بنده ام تقسیم کرده ام، پس نیمی از آن من و نیمی از آن بنده من است. و بنده ام هر چه (در آن) بخواهد به او می دهم.

پس هنگامی که بنده بگوید: " بسم الله الرحمن الرحیم" خداوند می فرماید: بنده ام به نام من شروع کرده، پس بر من لازم شد که امورش را کامل کنم و اموالش را بر او مبارک گردانم.

و هنگامی می گوید: " الحمدلله رب العالمین" خداوند می فرماید: بنده ام مرا ستایش کرد و فهمید نعمتهایی که دارد از من است و بلاهایی که از او دفع شده با نیروی من است، شما را گواه می گیرم، چند برابر نعمتهای دنیاییش در آخرت به او بدهم و بلای آخرت را از او برگردانم، به همان گونه ای که بلای دنیا را از او بر می گرداندم. و وقتی بگوید:"الرحمن الرحیم" خداوند می فرماید: شهادت داد، من بخشنده و مهربانم، شما را گواه می گیرم از رحمتم بهره او را فراوان گردانم و از عطایم سهم وی را بسیار دهم.

پس وقتی بنده می گوید: " مالک یوم الدین" خداوند می فرماید: شما را به شهادت می گیرم، همان گونه که اعتراف نمود، من مالک روز رستاخیز هستم، درروز حساب، حسابش را بر او آسان گردانم، حسناتش را بپذیرم و ازگناهش در گذرم.

وقتی بگوید: " ایاک نعبد" خداوند می فرماید: بنده ام درست گفت، او مرا عبادت می کند، من نیز به او پاداشی در قبال عبادتش بدهم که هر کسی در عبادتش برای من با او مخالفت کرده رشک برد.

پس وقتی بگوید: " ایاک نستعین" خداوند می فرماید: از من کمک خواست و به من پناه آورد، شما را گواه می گیرم، او را در کارش یاری کنم، در گرفتاری کمکش کنم و در روز رستاخیز در هنگام سختی ها دستش را بگیرم ( تا این فراز حمد، از آن خداوند است.)

هنگامی که بنده بگوید: " اهدنا الصراط المستقیم" تا آخر سوره، خداوند بزرگ می فرماید: این برای بنده ام و هر چه که بخواهد به او می دهم، خواسته او را اجابت کردم و هر چه آرزو نمود به او دادم و از هر چه می ترسید ایمنی اش بخشیدم. (28)

-از امام علی (ع) پرسیدند: معنای رکوع چسیت؟ فرمود: یعنی به تو ایمان آوردم، اگر چه گردنم را بزنی.

-معنای «سبحان ربی العظیم و بحمده» این است که: خدا منزه است، بزرگی از آن خداوند است و پروردگارم، همان خالق من است. فقط او بزرگ است و عظیم.(29)

-سجده را طولانی کنید، هیچ کاری برابلیس سنگین تر از این نیست که فرزند آدم را در حال سجده ببیند، چون به او دستور سجده داده شد، ولی عصیان ورزید، در حالی که فرزند آدم مأمور به سجده شد واطاعت کرد و نجات یافت. (30)

-از امیرالمؤمنین (ع) معنی و تفسیر سجود را پرسیدند، حضرت فرمود: سجود یعنی خدایا مرا از خاک آفریدی، و چون سر از سجده بردای، بدین معنا است که مرا از آن برانگیختی. و چون مجدداً سر به سجده نهی، یعنی این که دوباره مرا به زمین بازخواهی گرداند و سر برداشتن از سجده دوم، یعنی این که مرا مجدداً از زمین بر می انگیزی.

معنای «سبحان ربی الاعلی» چنین است: " سبحان" یعنی خالق و پروردگار من منزه است از صفات ناپسند و " اعلی" یعنی: او در ملکوت خود علو و رفعت دارد، تا جایی که بندگان همگی تحت امر و مقهور عزت اویند و اوست که تدبیر امور بندگان، آسمان و زمین می کند و همه به سوی او عروج می کنند. (31)

-قنوت و سجده طولانی در نماز، نماز گزار را از عذاب آتش نجات می دهد. (32)

-معنای تشهد تجدید و تکرار شهادتین است که تجدید ایمان و اسلام و اعتراف به مبعوث شدن بعد از مرگ است.

معنای " السلام علیکم و رحمة الله و برکاته": از خداوند ترحم خواستن برای خود و همه بندگان است که خود سبب ایمن شدن از عذاب قیامت است. (33)

سهل انگاری در نماز

-دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد. ( کم بگذارد)( 34)

"آثار و اسرار نماز "

-هنگامی که انسان در حال نماز است، اندام، لباسش و هر چه پیرامون اوست، خدا را تسبیح می گویند. (10)

-نماز، قلعه و دژ محکمی است که نماز گزار را از حملات شیطان نگاه می دارد. (11)

-نماز، گناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو می ریزد. (12)

-اگر نمازگزار بداند که چقدر از رحمت خداوند را فرا گرفته است، سرش را از سجده بر نمی دارد. (13)

-پیامبر خدا (ص) نماز را به چشمه آب گرمی که در خانه است وشخص شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، تشبیه کرده است. بدون تردید چرک و آلودگی در بدن چنین کسی باقی نخواهد ماند. (14)

-( بندگان مؤمن) هنگامی که نماز می خوانند، به نشان تواضع، گونه ها را به خاک می سایند و برای اظهار کوچکی و خاکساری، اعضای خود را بر زمین می گذارند. (15)

" آمادگی قبل از نماز "

-امیرالمؤمنین (ع) فرمود: پیغمبر خدا (ص) فرموده است: روز قیامت خداوند امت مرا در میان سایر امت ها در حالی محشور می کند که آثار نورانی وضو در ایشان پیداست. (16)

-روزی حضرت علی (ع) به فرزندش محمد حنیفه فرمود: ظرفی آب بیاور. محمد آب آورد، حضرت دست های خود را شست و فرمود: به نام خدا تبرک می جویم، از او کمک می خواهم، حمد و سپاس مخصوص خدایی است که آب را پاک و پاک کننده ساخت. سپس آب در دهان گردانید و عرض کرد: خداوندا روزی که ترا ملاقات می کنم، حجتم را به من تلقین کن و زبانم را برای ذکرت بگشای. آنگاه با آب، بینی خود را شسته و عرض کرد: خدایا بوی بهشت را بر من حرام مکن و من را از کسانی قرار ده که بوی نسیم و عطر بهشت را حس می کنند. سپس صورتش را شست و عرض کرد: خداوندا روزی که تبهکاران روسیاهند، مرا روسپید گردان و روزی که صالحان روسفیدند، روسیاهم مکن. آنگاه دست راستش را شست و عرض کرد: خدایا کارنامه ام را به دست راستم و برگه اقامت ابدی در بهشت را به دست چپم بده و حساب مرا آسان گیر.

پس از آن، دست چپش را شست و عرض کرد: خدایا کارنامه را به دست چپم مده، آن را بر گردنم مینداز و من از پاره های آتش به تو پناه می برم. آن گاه سرش را مسح کرد و عرض نمود: خداوندا جامه های رحمت، برکت و عفوت را برمن بپوشان. سپس دوپای خود را مسح کرد و عرض نمود: خدایا روزی که قدم ها در آن می لغزند، گام های مرا بر صراط، ثابت و استوار فرما و سعی و تلاشم را در چیزی قرار ده که تو از من راضی باشی. (17)

-زمانی بر مردم بگذرد که کارهای ناشایست بسیار گردد، هر یک ازشما که آن زمان را درک کند، نباید شبها بدون وضو بخوابد. (18)

-مراقب اول وقت بودن نمازهای پنجگانه باشید، زیرا این نمازها در پیشگاه خداوند عزوجل دارای موقعیتی خاص هستند. (19)

-هر که بانگ( اذان ) را بشنود و بدون علت به آن پاسخ ندهد، پس نمازی برای او نیست. (20)

-هر کسی که نماز خود رابا اذان و اقامه بخواند، صفی از فرشتگان پشت سر او به نماز می ایستند که دو طرف آن صف دیده نمی شود و هر کس نماز خود را با اقامه تنها بخواند، یک فرشته پشت سر او نماز می گزارد. (21)

-در چهار زمان دعا را غنمیت شمارید: 1- هنگام قرائت قرآن،2- هنگام اذان3- هنگام نزول باران4- هنگام روبرو شدن دو لشگر مؤمنین و کفار برای جنگ.(22)

-«قد قامت الصلوة» بدین معنا است که هنگام دیدار، راز و نیاز، برآورده شدن خواسته ها، دریافت آرزوها و همچنین زمان رسیدن به خداوند، کرامت، آمرزش، بخشش و خشنودی او فرا رسیده است. (23)

"حضور قلب"

-ای کمیل! شأن و مقام تو به خواندن نماز، گرفتن روزه و دادن صدقه نیست. همانا شأن و قدر آدمی آن است که نماز با قلبی پاک انجام پذیرد، مورد قبول خداوند باشد و با خضوع و خاکساری ادا شود. (24)

-هر که نماز به جای آورد در حالیکه حق نماز را بشناسد آمرزیده شده است. (25)

-در حال کسالت و چرت زدن نماز نخوانید و در حال نماز به فکر خودتان نباشد، زیرا در محضر خدا ایستاده اید به درستی که آن مقدار از نماز بنده قبول می شود که قلباً به خدا توجه داشته باشد. (26)

-نماز، تنها قیام و قعود(برخاستن و نشستن) نیست، همانا نماز اخلاص تو است که جز خدا، اراده دیگری نکنی.(27)

 

آثار ترک نماز

-آیا به پاسخ اهل دوزخ گوش فرا نمی دهید، وقتی از آنها سوال می شود: " چه چیز شما را گرفتار دوزخ ساخت؟ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم". (35)

قبولی نماز

-علی (ع) خطاب به کمیل فرمود: ای کمیل! نگاه کن، ببین که در کجا نماز می گزاری و بر روی چه چیز به نماز ایستاده ای. اگر آن چیزی را که برای نمازت استفاده می کنی حلال و مباح نباشد، نمازت قبول نیست. ( 36)

تعقیبات نماز

-رسول اکرم (ص) به من فرمود: یا علی! در تعقیب هر نمازی آیة الکرسی را بخوان، زیرا کسی آن را پاس نمی دارد، مگر پیامبر باشد یا به مقام صدیق و شهید رسیده باشد. ( 37)

پی نوشت ها

1-بحار الانوار، ج 82، ص 209

2-همان، ص 233

3-نهج البلاغه، حکمت 291

4-دعائم الاسلام، ج ا، ص 132

5-نهج البلاغه، خطبه 131

6-بحار الانوار، ج 83، ص 038

7-محجة البیضاء، ج ا، ص 378

8-بحار الانوار، ج 85، ص 110

9-وسایل الشیعه، ج 5، ص 263

10-بحار الانوار، ج 82، ص 213

11-غرر الحکم، ص 56

12-نهج البلاغه، خطبه190

13-غرر الحکم، ص 261

14-نهج البلاغه، خطبه 199

15-نهج البلاغه، خطبه 234

16-جامع احادیث الشیعه، ج 2، ص 237

17-وسائل الشیعه، ج ا، ص 201

18-جامع احادیث الشیعه، ج 2، ص 222

19-بحار الانوار، ج 77، ص 392

20-وسایل الشیعه، ج 55، ص 375

21-ثواب الاعمال، ص 58

22-وسایل الشیعه، ج 4، ص 114

23-بحار الانوار، ج 84، ص 266

24-بحار الانوار، ج 79، ص 207

25-بحار الانوار، ج 79، ص 207

26-بحار الانوار، ج، 84، ص 239

27-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، خطبه23، ص 325

28-بحار الانوار، ج 85، ص 59

29-نهج البلاغه، خطبه234

30-بحارالانوار، ج 85، ص 161

31-بحار الانوار، ج 85، صص 133 و 139

32-تصنیف غرر الحکم، ص 175

33-میزان الحکمة، ج 5 ص 395

34-بحار الانوار، ج 82، ص 222

35-نهج البلاغه، خطبه190

36-تحف العقول، ص 187

37-دعائم الاسلام، ج 1

 

  • M.M.HKH
۲۴
فروردين
۰۲

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. امام رضا (علیه‌السلام):
     الدعاءُ سِلاحُ المُؤمِنِ وَ‌ عمودُ الدّینِ وَ نُورُالسموات وَ الأَرضِ.
     دعا اسلحة مؤمن و ستون دین و نور آسمان‌ها و زمین است

(صحیفة‌الرضا علیه‌السلام، ص ١٩)

 

  1. با هم دعا بخونیم:
  2. یَا عَلِىُّ یَا عَظِیمُ،
  • ای خدایی که بالاترین و برترین هستی و با عظمت ترین هستی
  1. یَا غَفُورُ یَا رَحِیمُ،
  • ای خدایی که در عین علو و بزرگی ؛ اهل ندیدن هستی و اهل بخشیدن
  1. أَنْتَ الرَّبُّ الْعَظِیمُ
  • تو بهترین مربی و هدایتگر انسانی ( بهترین برنامه خوشبختی رو داری)
  1. الَّذِى لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ
  • ربی که هیچ شریک و مثلی حتی نزدیک به تو انسان نمی تونه پیدا کند
  1. وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ،
  • می بینی و میشنوی ، حوال ما رو و دست و پاهات هم بسته نیست
  1. وَهذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَکَرَّمْتَهُ
  • و ما الان در موقعیت زمانی هستیم که تو این زمان رو عظمت دادی و کرامت
  1. وَشَرَّفْتَهُ وَفَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ،
  • و شرافت دادی و فضیلت براش قائل شدی نیست به همه ماه ها و زمان های دیگر
  1. وَهُوَ الشَّهْرُ الَّذِى فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَىَّ،
  • و این ماهی هست که خود نگهداری و روزه رو در اون واجب کردی
  1.  وَهُوَ شَهْرُ رَمَضانَ
  • و این ماه رمضان است: ماه گداخته شدن روح و جسم انسان ( شمشیر و کوره ، نان در تنور قوام میابد)
  1.  الَّذِى أَنْزَلْتَ فِیهِ الْقُرْآنَ
  • ماهی قران در اون نازل شد
  1. هُدىً لِلنَّاسِ
  • قرآنی که برای تمام ناس هدایتگری داره
  1. وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى
  • و هم برای هدایت شده ها بینات و راههای روشن هدایت رو دارد
  1. وَالْفُرْقانِ
  • و وسیله جدایی حق از باطله
  1. وَجَعَلْتَ فِیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ
  • و شب قدر را هم در این ماه قرار دادی
  1. وَجَعَلْتَها خَیْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ،
  • و به اندازه رشد 1000 ماه ظرفیت برای این شب قرار دادی
  1.  فَیا ذَا الْمَنِّ وَلَا یُمَنُّ عَلَیْکَ
  • پس ای کسی که گران مایه هستی و به واسطه این چیزهایی که دادی منت سر ما داری و  هیچ کسی بابت کارهاش منتی بر تو نداره
  1. مُنَّ عَلَىَّ بِفَکاکِ رَقَبَتِى مِنَ النَّارِ فِى مَنْ تَمُنُّ عَلَیْهِ
  • قاطی اونهایی که در این ماه بهشون منت میزاری و از آتش جهنم نجاتشون میدی ، منم نجات بده از آتشی که دست و پام رو گرفته
  1. وَ أَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ
  • و من رو در اون بهشت آسایش خودت قرار بده
  1. بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
  • «سید بن طاووس» از امام صادق و امام کاظم علیهما السلام روایت کرده است که فرمودند: از اول ماه تا آخر ماه مبارک بعد از هر نماز فریضه‏ ای، آن دعای شریف زمزمه شود.

 

  1. سومین و آخرین (مهم ترین) شب قدر هستیم:
  2. قال‌الصادق‏(ع):
  •  التَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ  ... مقدّرات در شب نوزدهم تعیین
  • و الإبرامُ فی لَیلَةِ إحدی و عِشرینَ ... در شب بیست و یکم تأیید
  • و الإمضاءُ فی لَیلَةِ ثلاثَ و عِشرینَ ... شب بیست و سوم امضا می‏‌شود

 

  1. پس امشب رو باید خیلی قدر دانست.
  2. یه سوال مهم: در این شرایط

چی باید از خدا بخواهیم؟

إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکشَفَ الْغِطَاءُ

وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ

وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیک الْمُشْتَکی وَ عَلَیک الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد

بهترین دعا ؛ دعای فرج

  1. سوال مهم دیگه ؛ ما با امام زمان چیکار داریم؟
  2. مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةً جاهِلِیَّةً

کمال الدین صدوق/ج۲-ص ۴۰۹.

  1. داستان چله نشینی برای دیدار حضرت ... دیدار کرد و حرفی نداشت.
  2. چی به امام زمان بگیم؟
  3. اقاجان ؛ تو کاری بکن.  نه!
  4.  من میکنم تو راضی بشی؛ تو دستم رو بگیر تا در خودمان آمادگی ایجاد کنیم.
  5. یوقت امام زمان نیاد و ما باهاش به اختلاف بخوریم.
  6. باید امام بیاد ما خوب بشیم؟
  7. مگر الان نیست؟ الان خوب باشیم ، الان مطلوب بشیم.
  8. امام میاد وظایف جهانیش رو انجام بده ، فردی الان.
  9. داستان خودم و آقا بهجت :

من دستور العمل میخواستم ، آقا بهجت میخواست کاری که الان دارم رو درست انجام بدم.

  1. کرارا از علما خواسته شده دستور العمل بدهند :
  • انجام واجب و ترک حرام

 

  1. قرار بود شب سوم چی بگیم؟
  2. چطور به وضعیت مطلوب برسیم:

 

ایجاد مقتضی :

  • یک معرفت (همین که الان آخر زمانیم)
  • انجام واجب و ترک حرام

رفع موانع:

  1. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ مائده: 54
  2. کم نیارید : محکم باشید ؛ آخر زمان همینه :
  3. دینداری : أصعب من خرط القتاد
  4. دوست بد ؛
  5.  حاج آقا مرکز مشاوره ماوا قم:
  •  اغلب خطاهای مرگبار بعد از:
  •  سوسول شدی ؟
  • بچه ننه نباش.
  • آخوند بازی رو بزار کنار.
  1. رفاقت با کسانی که راحت از خط رمز ها عبور می کنند
  • زن آرایشگاه؛ روی شوهر کم کنه ؛ مهر اجرا گذاشت؛ شوهرش طلاق ؛ حالا پشیمان ، چه کنم؟
  • ألمَرءُ عَلَی دین خَلیلِهِ فَلیَنظُر أحَدُکُم مَن یُخالِلُ.
  • مُجالَسَةُ أهْلِ الدِّناءَةِ (رذل) شَرٌّ، وَ مُجالَسَةُ أهْلِ الْفِسْقِ ریبَة(شکّ و بدبینی).
  • پیامبر خدا صلى الله علیه و آلهمَثَل همنشین خوب، مَثَل عطر فروش است که اگر از عطرش به تو ندهد از بوى خوشش به تو مى رسد و حکایت همنشین بد، حکایت آهنگر است که اگر لباس تو را نسوزاند بوى بدش تو را مى گیرد.
  • امام علی : نتیجه دوستی با اشرار جذب بدی و شر است، مانند باد که وقتی از گذرگاه متعفن می گذرد با خود بوی تعفن می آورد و نتیجه دوستی با نیکان، جذب خیر و نیکی است، همچون باد که از محل خوشبو که می گذرد با خود بوی خوش می آورد
  1. این چرخه دائما در حال تکرار در طول تاریخ
  2. دست در دستان امام زمان ، با حضرت خلوت کنین
  3. من بدم ولی تو خوبی ؛ ته قلبم دوستتان دارم
  4. چند لحظه واقعا متوجه حضرت بشید
  5. بهترین عمل ؛ قول به امام زمان ، نماز اول وقت بخاطر حضرت
  6. بد کردیم رومون نمیشه بریم درب خونه امام زمان:
  7. سوار کشتی امام حسین ( اشک )
  8. رفقای خودتون... گفت.

داستان حر : سر حر را در دامن گرفت.

سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی
چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی

که گفته کشتی نوحی، تو مهربان تر از اویی
که حرِّ بد شده را هم تو در پناه گرفتی

چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود
حسین فاطمه! میگفتم اشتباه گرفتی

نه نه! بزار برای امام زمان بخونم:

شکسته بال و پرم، وا نمی شود بالم

از این خراب تر آقا نمی شود حالم

هنوز هم که هنوز است در مسیر جنون

به پختگی نرسیدم، چو میوه ای کالم

مرا ببخش که کمتر به یادتان بودم

ببخش، رنگ شما نیست رنگ اعمالم

فدای تار عبایت، بگیر دستم را

بگیر دست دلم را، مریض احوالم

یا ابن الحسن ... یاابن الحسن

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

دعای پیامبر هر روز رمضان

اللّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ،

 اللّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ

اللّهُمَّ أَشْبِعْ کُلَّ جائِعٍ،

 اللّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیانٍ،

 اللّهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدِینٍ،

 اللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ،

 اللّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَرِیبٍ،

 اللّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أَسِیرٍ،

اللّهُمَّ أَصْلِحْ کُلَّ فاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِینَ،

 اللّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَرِیضٍ،

 اللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناکَ،

 اللّهُمَّ غَیِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِکَ،

اللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَأَغْنِنا مِنَ الْفَقْرِ،

 إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ.

 

 

  • M.M.HKH
۲۳
فروردين
۰۲

شب قدر است قدر بدانیم و قدر بخوانیم

و همه حق داران رو میهمان کنیم در این مجلس پر ذکر و توسل به اهل بیت

 به برکت قرائت دسته جمعی سوره مبارکه قدر بعد از صلوات:

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ

وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ

سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

 

 

* مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری

حضرت علی می فرمایند روزی مردی نزد پیامبر اومد عرض کرد آقا جان؛ عملی به من یاد بده که با انجام آن:

  •  خدا دوستم داشته باشه و محبوب خدا باشم
  • مردم مرا دوست بدارند،
  • پول و مالم زیاد بشه
  • و بدنم سالم،
  • و عمرم طولانی شود
  • و در روز قیامت نیز با خودت [ای رسول خدا] محشور شوم.

       ***  فَقَالَ: سِتُّ خِصَالٍ مُحْتَاجٌ إِلَی سِتِّ خِصَال ***

  •  شش خصلت است که نیاز به شش خصلت [دیگر] دارد:

 

  1. اِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ اللَّهُ فَخَفْهُ وَ اتَّقِهِ
  • هرگاه خواستی خدا تو را دوست بدارد، پس از او بترس و تقوای الهی داشته باش؛
  • عامل قلدری حد خود رو ندانستن (مثال درشتی فرزند.کی ضرر میکنه) * چرا خدا یوسف رو بزرگ کرد.چون ز خدا ترسید و کوچیک خدا بود
  • کسی که بدونه محدوده واسه بقیه شاخ نمیشه.

 

  1. إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ الْمَخْلُوقُونَ فَأَحْسِنْ إِلَیْهِمْ وَ ارْفُضْ مَا فِی أَیْدِیهِمْ
  • هرگاه خواستی مردم تو را دوست بدارند، پس به آنها احسان کن و به آنچه در دست آنهاست، چشم طمع نداشته باش.
  • شعر با هم بخونیم : هر چه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند.
  • طمع و حرص: داستان گروه 99 ، داستان عمربن سعد

 

  1. وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُثْرِیَ اللَّهُ مَالَکَ فَزَکِّهِ و
  • اگر خواستی خداوند، مالت را افزایش دهد، زکات [و خمس] مالت را بپرداز
  • مال مون رو پاک کنیم ... هم از حق الله
  • هم از حق ناس ... حق لسائل و المحروم ( هر کس یک فقیر)

 

  1. إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُصِحَّ اللَّهُ بَدَنَکَ فَأَکْثِرْ مِنَ الصَّدَقَةِ
  • و اگر خواستی خدا بدنت را سالم کند [علاوه بر مراعات مسائل بهداشتی]، [در راه خدا] زیاد صدقه بده
  • داستان صدقه جوان در شب زفاف و مرگ یکی
  • معامله با خدا بی جواب نمیمونه
  • علی علیه السلام می فرماند:
  • إِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ(فقر) وَ أَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ(مریضی جسمی)وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ‏ الْقَلْب‏

 

  1.  وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُطِیلَ اللَّهُ عُمُرَکَ فَصِلْ ذَوِی أَرْحَامِکَ
  • اگر عمر طولانی می خواهی صلة ارحام انجام بده)
  • امام صادق ، صله رحم افزایش عمر و قطع رحم عمر کم میشود
    داستان رسیدن عجل ، صله رحم و افزایش عمر

 

  1. وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یَحْشُرَکَ اللَّهُ مَعِی فَأَطِلِ السُّجُودَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار
  • اگر می خواهی [در روز قیامت] خدا تو را با منِ [پیغمبر] محشور کند، سجده [های نمازت] را در پیشگاه خدای یکتای غالب، طولانی کن.

 

  • M.M.HKH
۲۳
فروردين
۰۲

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿١ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ﴿٢ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿٣ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ﴿٤ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿٥

  1. چرا این قدر مهمه:
  2. به پیامبر میفرماید و تو چه میدانی: وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ

شب قدر همه کارها برنامه ریزی می‌شه

  • برنامه یک سال تنظیم میشه = پس خیلی مهمه
  • مثل زمانی که برنامه و بودجه یک سال در مجلس تصویب میشه... وزیر و رییس جمهور به مجلس میرن چرا چون مهمه.

 

  1. برنامه یه کاغذه تنها هم میتونه بره ... با پیک موتوری هم میشه ... با کامپیوتر.
  • چون مهمه همراهش وزیر رو هم میفرستند.
  • ما هم امشب تنها درب خونه خدا نمی ریم
  1. همراه آبرو داران الهی درب خونه خدا میریم

 

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا

الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ

یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا

کهف 103-104

  1. خسران عمر === داستان یخ فروش
  • خسران = راس المال را از دست میدهد = عمر
  1. ضل سعیهم
  • تلاش می کنه ولی مسیر اشتباه مشهد ، ترکیه
  1. یحسبون
  • فرق است بین یعلمون (واقع‌گرایی) و بین یحْسَبُونَ (ایده آل گرا)
  1. اگر حرف گوش نکردیم چی میشه؟

زمر 15

صفحه 460(قول بدید)

فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ ۗ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۗ أَلَا ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ

  1. یکبار زندگی دنیا ؛ خود+خانوادش (همسر+فرزندان«ترس بزرگ») ؛ آخرت و قیامت.
  • معراج السعاده ؛ ملا احمد نراقی:
  • آنکس که بداند و بخواهد که بداند
    خود را به بلندای سعادت برساند
  • آنکس که بداند و بداند که بداند
    اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
  • آنکس که نداند و بداند که نداند
    لنگان خرک خویش به مقصد برساند
  • آنکس که نداند و بخواهد که بداند
    جان و تن خود را ز جهالت برهاند
  • آنکس که نداند و نداند که نداند
    در جهل مرکب ابدالدهر بماند
  • آنکس که نداند و نخواهد که بداند
    حیف است چنین جانوری زنده بماند
  1. کل بحث = سر عمرتون قمار نکنین
  • گاهی دانش ناقص = نتیجه ناقص

( مثال: غذا به سگ ولگرد ؛ مثال گیاه خواری )

  • گاهی غرض باطل = دنبال منفعت

(مثال: جنگ نرم + جنگ با خانواده 8 میلیارد نفر زمین+  استعمار نوین = جهاد کبیر) + ایلان ماسک توییتر

****************************

فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا (52 فرقان)

برخورد ما با کفّار چند مرحله دارد:

اوّل: عدم اطاعت از آنان. «فَلا تُطِعِ» دوّم: مبارزه و جهاد. «وَ جاهِدْهُمْ»

انواع جهاد: جهاد اصغر با شمشیر، جهاد علمى با منطق قرآن و پاسخ دادن به شبهات دشمنان که جهاد کبیر است. جهاد اکبر جهاد با نفس.

*****************************

  1. مسیر زمینی انسان زمین گیر می کند
  2. مسیر آسمانی راه آسمان را نشون میده
  3. دین یعنی برنامه جامع زندگی(همه شئون حیات)
  • کتاب درس قرآن

فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

  • معصومین معلم

 

  1. نکته
  2. دین رو درختواره ای یاد بگیرد ؛ دین تک گزاره و شبه ای کار پیش نمیبره
  3.  (آیت الله مصباح ، شهید مطهری ، سیر مطالعاتی ... داشتن منظومه فکری)
  4. چی بخونیم؟ کتب شهید یا مصباح ، طرح ولایت ، مفاتیح الحیات ؛ اخلاق جنسی در اسلام و غرب (کتاب صوتی، راسل) نظام حقوق زن در اسلام * آزادی معنوی *اسلام و مقتضیات زمان

 

 

شما حق داری بگی: 

این یک ادعاست می تونی اثبات کنی؟

  1. نوامیس اللهی (معنی حجت ضرورت اتمام حجت عمومی)

إنَّ للّه عَلَى النّاسِ حُجَّتَینِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ (دستگاه دین) و الأنبِیاءُ و الأئمَّةُ علیهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ .

  1. الف : جایگاه عقل تحریم دشمنان عقل
  2.  نقش خانواده و جامعه در عقل ورزی
  3. تقابل عقل و شهوت و غضب
  4. پاسخ به 6 شبهه بصورت ساختاری:
    • برای کنترل شهوت = همه امور جنسی در بافت نکاح و خانواده
    • جایگاه زن در خانواده = نظام اخلاقی و حقوقی
    • نقش های زنانه = دختر،خواهر،همسر،مادر
    • حجاب = حضور انسانی در جامعه انسانی نه حضور جنسیتی در جامعه
    • قطع رحم = خانواده ضعیف
    • طلاق = ان خفتم شقاق بینهما

گاهی حکمت بعید است و نیاز به تعبد داره

    • اقتصاد برکت محور = صدقه قرض
    • نماز مسافر = المسافر کالمجنون

روزه = در دستگاه فکری خدا

  • ب: حجت ظاهری (دستگاه شریعت اللهی)
  • انبیا  و امامان = حافظان دین و شریعت

از خود می گذرد برای بقای دین

  • امام حسین و شهادت
  • حضرت علی سکوت
    • دیدم صبر برهمین حالت طاقت فرسا, عاقلانه تر است. پس صبر کردم در حالى که خارى در چشم و استخوانى در گلویم بود
    • استاد شهید مطهرى سیری در نهج البلاغه:

(روزى فاطمه(س) على(ع) را دعوت به قیام مى کرد. در همین حال فریاد موذن بلند شد که: (اشهد ان محمدا رسول الله) على به زهرا فرمود: آیا دوست دارى این فریاد خاموش شود؟ فرمود: نه. فرمود: سخن من جز این نیست.)

  • تفرقه و استضعاف امت ( داستان موسی و هارون )
  • قَالَ یَا هَارُونُ مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا (92) أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی(93) قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی ؛ إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ( طه94)
  • ضرورت وحدت ؛ جنگ حجاب

چه کنیم حالا؟ وضعیت مطلوب چیه؟

  • وَ قَالَ (علیه السلام): کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ، وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ، وَ کَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً، فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ، لَا یُدْلِی بِحُجَّةٍ حَتَّى یَأْتِیَ قَاضِیاً، وَ کَانَ لَا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّى یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ، وَ کَانَ لَا یَشْکُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ، وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ، وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ، وَ کَانَ عَلَى مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَتَکَلَّمَ، وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى، [فَخَالَفَهُ] فَیُخَالِفُهُ. فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا، فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیر.
  • مام علیه السّلام (در ترغیب به خوهاى نیکو) فرموده است:
  • 1- در روزگار گذشته براى من برادر و همکیشى در راه خدا (ابوذر غفّارى یا عثمان ابن مضعون) بود که کوچک بودن دنیا در نظرش او را در چشم من بزرگ مى نمود،

    2- و شکمش بر او تسلّط نداشت پس چیزى را که نمى یافت آرزو نمى کرد و اگر مى یافت بسیار بکار نمى برد،

    3- و بیشتر روزگارش خاموش بود (سخن نمى گفت) و اگر مى گفت بر گویندگان غلبه مى نمود (براى دیگرى جاى سخن باقى نمى گذاشت) و تشنگى پرسندگان را (به موعظه و اندرز از آب دانش) فرو مى نشاند،

    4- و (بر اثر طاعت و بندگى خدا و بردبارى با مردم) ناتوان و افتاده بود و هم او را ناتوان مى پنداشتند، و هرگاه زمان کوشش (در کارى) پیش مى آمد (چون) شیر خشمگین و مار پر زهر بیابان بود (حتما کار را انجام مى داد یا در کارزار دشمن را مغلوب مى نمود، و اگر با کسى نزاع داشت بى صبرى نمى کرد و پیش از وقت)

    5- برهان و دلیل نمى آورد تا اینکه نزد قاضى مى آمد (و دلیل خود را بیان مى نمود، و این دلیل بر درستى رأى و اندیشه شخص است)

    6- و کسیرا سرزنش نمى کرد به کارى که در مانند آن بهانه اى مى یافت تا اینکه عذر او را مى شنید (و این روش از لوازم عدل و انصاف است)

    7- و از دردى (که مبتلى مى گشت نزد کسى) شکایت نمى نمود مگر وقتى که بهبودى مى یافت (آنهم از روى اخبار و سرگذشت نه از راه شکایت)

    8- و آنچه مى گفت بجا مى آورد و آنچه نمى کرد نمى گفت (چون درستى و راستى را شعار خویش قرار داده بود)

    9- و اگر بر سخن بر او غلبه مى کردند در خاموشى غلبه نمى یافتند (هنگام گفتگوهاى بیجا خاموش بود)

    10- و در شنیدن حریصتر بود بر گفتن (استفاده را بر افاده ترجیح مى داد)

    11- و اگر ناگهان (بى اندیشه) دو کار باو رو مى آورد مى نگریست که کدام یک از آن دو به خواهش نفس نزدیکتر است با آن مخالفت مى نمود،

    12- پس بر شما باد که این صفات و خوها را فرا گیرید و بآنها رغبت داشته باشید، و اگر به همه آنها توانائى ندارید بدانید که فرا گرفتن اندک بهتر است از فرو گذارى بسیار (پس به برخى از آن اخلاق متّصف شوید).

اما ؛ تنهایی علی و صبر علی بالاترین روضه عالمه

  1. کدام علی؟
  • باب علم
  • امیر بیان
  • عارف بالله
  • اسد الله الغالب
  • حجت الله الاکبر

روضه حضرت همینه ... این علی مامور به سکوت میشه

این علی باید ، استخان در گلو و خار در چشم ، تحمل کنه

اما امروز علی دیگه راحت میشه :

علی ، علی

جانم علی جانم علی، ای جان جانانم علی

جانم علی روحم علی، سرّم علی کویم علی

این دل به قربان علی، ای لا فتی الاّ علی

نورم علی، سورم علی، شمع شب تارم علی

فکرم علی، ذکرم علی، دارم به لب نامش جَلی

عشقم علی، شورم علی، مهرم علی، جودم علی

لفظم علی، حرفم علی، نور دوچشمانم علی

ای ماه تابانم علی، ای عشق سوزانم علی

ای شمع بستانم علی، ای نور چشمانم علی

نجوای نخلستان علی، غوغای دشتستان علی

آوای مظلومان علی، ماه غریبستان علی

پیمان علی، میزان علی، نور علی، ایمان علی

داماد پیغمبر علی، آن ساقی کوثر علی

  1. شب شهادت امیر المومنین

 

  1.  قَالَ مُوسَى:

 إِلَهِی أُرِیدُ قُرْبَکَ ... قَالَ قُرْبِی لِمَنِ اِسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ اَلْقَدْرِ

قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رَحْمَتَکَ ... قَالَ رَحْمَتِی لِمَنْ رَحِمَ اَلْمَسَاکِینَ لَیْلَةَ اَلْقَدْرِ

قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ اَلْجَوَازَ عَلَى اَلصِّرَاطِ ... قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فِی اَللَّیْلَةِ اَلْقَدْرِ

قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ مِنْ أَشْجَارِ اَلْجَنَّةِ وَ ثِمَارِهَا ... قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَةً فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ

قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ اَلنَّجَاةَ مِنَ اَلنَّارِ ... قَالَ ذَلِکَ لِمَنِ اِسْتَغْفَرَ فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ

قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رِضَاکَ ... قَالَ رِضَایَ لِمَنْ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ .

 

  • M.M.HKH
۲۳
فروردين
۰۲

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»؛ (زمر، 53)

ای بندگان من که [با ارتکاب گناهان] بر نفس خود زیاده روی کردید!(اسراف نفس داشتید) از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.

  1. امیرالمومنین: اَعْظَمُ الْبَلاءِ انْقِطاعُ الرَّجاءِ

قطع امید بزرگترین مصیبت است .

  1. امشب ، شب قدر است شبی با ظرفیت ایجاد کمال یک عمر( 80 سال، 1000 ماه )
  2. درب های رحمت اللهی گشوده است ... پس یا الوللاباب قدر بدانیم
  3. اما چه عملی امشب از همه اعمال بالاتره؟
  4. محدّث بزرگوار، شیخ صدوق، پس از بیان نوافل شب هاى ماه رمضان و صد رکعت نماز مى گوید: «هر کس این دو شب را با گفتگوى علمى احیا بدارد، بهتر است»
  5. برگرفته از سخن پیامبر خدا(ص) به ابوذر است که در آن، برترى علم را بر عبادت به تفصیل، بیان، و در پایان آن فرموده است: «اى ابو ذر! یک ساعت نشستن براى گفتگوى علمى براى تو، از عبادت یک سال که روزش را روزه بدارى و شبش را به نماز بِایستى بهتر است»
  6. انشالله در این 3 شب نقشه و فلوچارت گفت و شنود ما بر این منوال خواهد بود:
  7. شب اول : بیان وضعیت موجود ... جهان ؛ جامعه ما ؛ شخص خود ما
    • چرا؟ مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه ؛  اَلْعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوابِسُ ( گرفتار نمی شوید)
  8. شب دوم قدر : بیان وضعیت مطلوب از دیدگاه حضرت علی ... مدینه فاضله علوی ؛ خصوصیات تمدن اسلامی ؛ فرد مومن
  9. شب سوم : راه های عینی و عملی رسیدن از وضع موجود به مطلوب ...  چگونه فرد مطلوب بشویم ؛ جامعه مطلوب داشته باشیم ؛ جهان مطلوب.
  10. رویکرد ما : عینی و عملی ... با نگاه اثرگذاری بر الان و اینجا

************

  • ما در چه موقعیتی(زمانی و مکانی) هستیم؟
  • آخر الزمان.
    • اثبات آخر الزمان بر اساس روایات ؛ اثبات آخر الزمان بر اساس منابع اطلاعاتی جدید؟
    • بصورت تطبیقی بریم جلو :   .
  1. براساس روایات آخر زمانی : سیاتی علی الناس زمان ...
  2. جایگاه روایات ... علایم راهنمایی و رانندگی
  3. مراقب باشید این موارد محل خطر است
  4. روایت فقط برای ثواب نیست ... دعا دستور العمل واقعی زندگیست.

حکومت جهانی حضرت مهدی، آیت الله العظمى ناصر مکارم

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) اشاره به ده ها نوع از این مفاسد که قسمتى از آن جنبه اجتماعى و سیاسى و قسمتى جنبه اخلاقى دارد؛ شده است که مطالعه آن انسان را عمیقاً در فکر فرو مى برد.

ما ذیلا قسمتى از روایات مى آوریم:

امام صادق(علیه السلام) به یکى از یاران خود گفت:

1 . هنگامى که ببینى ظلم و ستم، همه جا فراگیر شده؛

2 . قرآن فرسوده و بدعت هایى از روى هوا و هوس در مفاهیم آن آمده؛

3 . آئین خدا(عملا) بى محتوا شده هماننـد ظرفى کـه آن را واژگون سازند؛

4 . هنگامى که ببینى اهل باطل بر اهل حق پیشى گرفته اند؛

5 . مردان به مردان و زنان به زنان قناعت کنند؛

6 . افراد با ایمان سکوت اختیار کرده اند؛

7 . کوچکترها احترام بزرگترها را رعایت نمى کنند؛

8 . پیوند خویشاوندى بریده شده؛

9 . مداحى و چاپلوسى فراوان شده؛

10 . آشکارا شراب نوشیده شود؛

11 . راه هاى خیر منقطع و راه هاى شر مورد توجّه قرار گرفته؛

12 . حلال تحریم شود؛ و حرام مجاز شمرده شود؛

13 . قوانین و فرمان هاى دینى طبق تمایلات اشخاص تفسیر گردد؛

14 . از افـراد بـا ایمان چنـان سلب آزادى شـود که جـز با دل نتوانند ابراز تنفّر کنند؛

15 . سرمایه هاى عظیم در راه خشم خـدا (و فساد و ابتـذال و ویرانى) صرف گردد؛

16 . رشوه خوارى در میان کارکنان دولت رایج گردد؛

17 . پست هاى حسّاس به مزایده گذارده شود؛

18 . (بعضى از) مردان از خود فروشى زنان خود، ارتزاق کنند؛

19 . قمار آشکار گردد (حتّى در پناه قانون)؛

20 . سرگرمی هاى ناسالـم چنان رواج پیـدا کند کـه هیچ کـس جرأت جلوگیرى از آن نداشته باشد؛

21 . شنیدن حقایق قرآن بر مردم گران آید امّا شنیدن باطل سهل و آسان؛

22 . هنگامى که ببینى همسایه، همسایه خود را از ترس زبانش احترام مى کند؛

23 . مساجد را به زیورها بیارایند؛

24 . براى غیر خدا به حجّ خانه خدا بشتابند؛

25 . مردم سنگدل شوند (و عواطف بمیرد)؛

26 . مردم طرفـدار کسى باشند کـه پیروز است (خـواه بـر حق باشد یا باطل)؛

27 . آنها که به دنبال حلال هستند نکوهش شوند و آنها که به دنبال حرامند مدح؛

28 .آلات لهو و لعب (حتّى) در مکّه و مدینه آشکار گردد؛

29 . اگر کسى اقدام به امر به معروف و نهى از منکر کند به او توصیه مى کنند که این کار وظیفه تو نیست؛

30 . مساجد پر از کسانى است که از خدا نمى ترسند؛

31 . تمام همّت مردم شکم و فرجشان است؛

32 . امکانات مادّى و دنیـوى فراوان مى گردد و دنیـا به مـردم روى مى کند؛

استعمار در قدیم... حکومت های دست‌نشانده ... الان زامبی های استعمار زده

آیا ایران رو میگم نه اصلا حرفام الان در مورد ایران نیست حالا تطبیق میشه ژاپن و کره

33. زنان خود را در اختیار افراد بى ایمان مى گذارند؛

34 . پرچم هاى حق پرستى فرسوده و کهنه مى گردد؛

35 . ویـرانگرى (بـه وسیله جنگها) بر عمران و آبـادى پیشى مى گیرد.

36 . در آمد زندگى بعضى تنها از طریق کم فروشى مى شود؛

37 . کسانى هستند با سرمایه فراوان در حالى که در عمرشان حتّى یک مرتبه هم زکات نپرداخته اند.

38 . مردم عصرها در حال نشئه و صبحگاهان مستند؛

39 . هنگامى که ببینى مردم همه به یکـدیگـر نگاه مى کنند و از فـاسدان شرور تقلید مى نمایند؛

حمله فرهنگی جنگ با خانواده ... جمعیت جهان 8 ملیارد نفر ... نبرد با خانواده

40 . هر سال فساد و بدعتى نو، پیدا مى شود؛

41 . مردم و محافل همه پیرو ثروتمندان خود خواه مى شوند؛

42 . در حضـور جمع، همـانند بهائـم مرتکـب اعمال جنسـى مى شوند؛

43 . اموال زیاد در غیر راه خدا صرف مى کنند امّا در راه خـدا از کم نیز مضایقه دارند؛

44. افرادى پیدا مى شوند که اگر یک روز گناه کبیره اى انجام ندهند غمگینند؛

45 . حکومت به دست زنان مى افتد؛

46 . نسیم هـا به سود منافقـان مى وزد و هیچ جریانى به سود افراد با ایمان نیست؛

47 . دادرسان بر خلاف فرمان خدا قضاوت مى کنند؛

48 . بر فـراز منابر دعوت به تقـوا مى شود ولى دعـوت کننـده خود به آن عمل نمى کند؛

49 . مردم نسبت به وقت نماز بى اعتنا مى شوند؛

50 . حتّى کمک به نیازمندان با توصیه و پارتى بـازى صورت مى گیرد، نه براى خدا؛

  • خوب با این توصیفات چه باید کرد؟

اوضاع خیلی خیطه... اوضاع خیلی خراب.

  • آیا واقعا اوضاع اینقدر خرابه؟

 

  • اما بشارت های آخر الزمانی هم هست که وضع شما اهل دین رو روشن می کند:

عَنْ اَبِی بَصِیرٍ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السّلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ اَصْحَابِهِ: ابوبصیر و او از امام محمد باقر (علیه‌السّلام) روایت نموده که پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روزی در جمعی از اصحاب خود دو بار فرمود:

 اللَّهُمَّ لَقِّنِی اِخْوَانِی مَرَّتَیْنِ خداوندا! برادران مرا به من بنمایان.

 فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ اَصْحَابِهِ ؛ امَا نَحْنُ اِخْوَانُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ  اصحاب عرض کردند: یا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نیستیم؟

فَقَالَ لَا اِنَّکُمْ اَصْحَابِی فرمود: نه! شما اصحاب من می‌باشید

وَ اِخْوَانِی قَوْمٌ فِی آخِرِ الزَّمَانِ برادران من مردمی در آخرالزمان هستند که به من ایمان می‌آورند

 آمَنُوا وَ لَمْ یَرَوْنِی ، با این که مرا ندیده‌اند.

لَقَدْ عَرَّفَنِیهِمُ اللَّهُ بِاَسْمَائِهِمْ وَ اَسْمَاءِ آبَائِهِمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ یُخْرِجَهُمْ مِنْ اَصْلَابِ آبَائِهِمْ وَ اَرْحَامِ اُمَّهَاتِهِمْ خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پیش از آن که از صلب پدران و رحم مادرانشان بیرون بیایند، به من شناسانده است

 لَاَحَدُهُمْ اَشَدُّ بَقِیَّةً عَلَی دِینِهِ مِنْ خَرْطِ الْقَتَادِ فِی اللَّیْلَةِ الظَّلْمَاءِ ثابت ماندن یکی از آنها بر دین خود، از صاف کردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانی، دشوارتر است.

اَوْ کَالْقَابِضِ عَلَی جَمْرِ «الْغَضَا» و یا مانند کسی است که پاره‌ای از آتش چوب درخت «غضا» را در دست نگاه دارد.

 اُولَئِکَ مَصَابِیحُ الدُّجَی آنها چراغ‌های شب تار می‌باشند،

 یُنْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَةٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَة؛  پروردگار آنان را از هر فتنه تیره و تاری نجات می‌دهد.

  • خدا چگونه نجات می دهد؟
  • چه کنیم اهل نجات باشیم؟
  • بعد از اینکه این مقدمات رو در مورد حال و احوال خودمون در آخر زمان دانستیم
  • الان وقت چاره جویی هست
  • خود شناسی *** دشمن شناسی
  • من چه کسی هستم؟(ضرورت شناخت مجموعه انسانی)
  •  اشرف مخلوقات
  • دارای توانایی کسب کمالات عالیه
  • برای کسب کمالات عالی جسمی و روحی
  • نیاز به نقشه راه داریم ...  دین نقشه راه و کمال انسان
  • ساختار دین = انسان به عنوان اشرف مخلوقات باید تمام کمالات زیستی و روحی خود را بروز دهد
  • بعد به لقاءالله بپیوندد
  • کمالات زیستی اعم از ارتقای جسمی و کمالات و خصائص انسانی می باشد
  • ابزار اصلی این ارتقا در وجود انسان عقل است
  • نوامیس خدا در راه کمال اشرف مخلوقات:
  • إنَّ للّه عَلَى النّاسِ حُجَّتَینِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ (دستگاه دین) و الأنبِیاءُ و الأئمَّةُ علیهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ .
    • عقل
    • شریعت و حافظان شریعت
  • کسی که ساختار خلقت رو نداند 2 اتفاق براش میوفته:
  •  
    • سوال و شبهات براش به وجود میاد
    • ساختار زیستیش معیوب میشه و به کمال نمیرسه
  • تشبیه انسان به یک موتور ماشین تلفیق سوخت روغن آب اکسیژن اکسیژنی که دیده نمیشه ؛ با سوخت تلفیق میشه ماشین برای تند تر رفتن نیاز به آب و روغن و بنزین نداره نیاز به ترکیبی از سوخت و اکسیژن دارد اکسیژنی که دیده نمیشه
  • برای کمال باید یک علیت لایه ای ایجاد بشه نه یک علیت خطی:

نقاشی اول کانسبت بعد اصل طرح لایه لایه

دین همین فرآیند پازلی با اجزای زیاد دارد.

  • مثال ازدواج در دین و غیر اسلام : خوشبختی و دین در گرو از خود گذشتگی ( خدامحور) نه خود بینی ( اومانیستی )

در این شب قدر این ضرورت رو درک کنیم:

ما باید معرفتمون به ساختار دین و خلقت رو بالا ببریم : تمام

 

  • ضعف معرفت عامل شهادت حضرت علی و تنهایی حضرت
  • ضعف معرفت هم ضرر شخصی و هم ضرر به جامعه ، تنهایی علی و شهادت و بحران معاویه و یزید و ...
  • M.M.HKH
۰۶
دی
۰۱

السلام علیکِ یا فاطمهُ الزهرا...

حبیبتِ رسول الله ...

السلام علیکِ ایتها الصدیقه الشهیده..

السلام علیک ایتها المظلومه المغضوبه... 

  1. گر نگاهی بما کند زهرا *** دردها را دوا کند زهرا

کم مخوان از عطا بسیارش *** آنچه خواهی عطا کند زهرا

همچون مرغی که دانه می چیند *** دوستان را جدا کند زهرا

  1. خداوند هم روضه زهراش رو می خواند.
  1. خدا در معراج روضه اهل بیت پیامبر رو برای حضرتش می خواند:

 

  1. ...  وَ أَمَّا ابْنَتُکَ (فاطمه)

 

  • فَتُظْلَمُ
  • وَ تُحْرَمُ
  • وَ یُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا

پیامبر من : بدان بعد تو ؛

  •  به دخترت؛ جگرگوشت؛ ظلم بسیار می کنند
  • اورا از حقش محروم می کنند.
  • فدک بزور غصب می کنن

 

  1. وَ یُدْخَلُ عَلَى حَرِیمِهَا

 

  • و حریم منزلش رو هتک می کنند
  • دربش رو به آتش می کشند
    • کدام خونه : پیامبر خدا دربش میرسید :
    • إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)
  1. اما : کاش به این میزان کفایت می کردند
  2. خدا روضه می خواند:
  • وَ یدخل علی مَنْزِلِهَا بِغَیْرِ إِذْنٍ
  • بدون اجازه وارد خونش میشن.

 

  1. آیا ؛ همنطور  از کنارش عبور میکنند؟
  • ثُمَّ یَمَسُّهَا (آزارش میدن)

 

  1. کیا؟
  • هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ( یه مشت ارازل اوباش )

 

  1. اما از حال زهرا هم برات بگم:
  • وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ
  • دختر تو می زنن در حالی که محسنش رو بار داره.

 

  1. این صدمات با فاطمه چه میکنه.
  • و تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ.
  • محسنش رو می کشند
  • وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِکَ الضَّرْبِ.
  • خود زهرات رو هم به شهادت می رسونن

 

لاله زار وحی را دودی سیه پوشیده بود

شعله جای لاله از بیت خدا روئیده بود

 

مرتضی خاموش و زینب بانگ «وا اُمّا» به لب

فاطمه افتاده زین زخم ها به خون قلطیده بود

 

باغبان در باغ تنها بود و پیش چشم او «مظلوم علی...»

دست گلچین لاله ی او را به سیلی چیده بود

 

مثل بال صید، هم آزرده گشت و هم شکست

سینه و دستی که ختم الانبیا بوسیده بود

 

از فشار درد تاب یا علی گفتم نداشت

بس که آن مظلومه پشت در به خود پیچیده بود

 

شیر حق غیر از سپر انداختن راهی نداشت

در عوض زهرا برای او سپر گردیده بود

 

زخم سینه زخم پهلو زخم بازو بود و بس

کاش دیگر این همه زخم زبان نشنیده بود

الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علی ذلک

*****************سینه زنی ... زمینه ****************

در بین آن دیوار و در
یارب شده محشر به پا
بهر حمایت از علی
زهرا شده جانش فدا
یا فاطمه ، یا فاطمه ، یا فاطمه
******
آتش زبانه می‌کشد
از خانه ی خیرالنسا
پرپر شده در پشت در
ریحانه ی خیرالنسا
یا فاطمه ، یا فاطمه ، یا فاطمه
******
یکی بگوید بر عَدو
کو دین حق را کافر است
ای نانجیب بی‌حیا
این دختر پیغمبر است
یا فاطمه ، یا فاطمه ، یا فاطمه
****
ای کافران بی‌حیا
دست خدا را بسته‌اید
پهلوی زهرا را زِ کین
در پشت در بشکسته‌اید
یا فاطمه ، یا فاطمه ، یا فاطمه
****
با تازیانه و غلاف
دیگر مَزَن بر پیکرش
مگر نمی‌بینی لعین
اینجا سِتاده دخترش
یا فاطمه ، یا فاطمه ، یا فاطمه

******************* سینه زنی شور  ***********************

نور دو چشم مصطفی یا زهرا یا زهرا

یا حضرت خیرالنسا یا زهرا یا زهرا

مادر شاه شهدا یا زهرا

کن نظری به سوی ما یا زهرا

ای عرش حق را قائمه یا زهرا

یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا یا زهرا

****

مادر همیشه آروزم همینه

برات به سینه بزنم تو همیشه

دلم به یاد ماتمِت حزینه

مثل شهیدا می‌زنم به سینه

ای عرش حق را قائمه یا زهرا

یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا یا زهرا

****

دلم اسیر غمته همیشه

اگه فدای تو بَشَم چی می‌شه

دلم می‌خواد پیش تو رو سپید شم

مَنَم به راه عشق تو شهید شم

ای عرش حق را قائمه یا زهرا

یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا یا زهرا

 

 

کامل الزیارات نقل می کند به سند صحیحه:

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ ص إِلَى السَّمَاءِ

قِیلَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَخْتَبِرُکَ فِی ثَلَاثٍ لِیَنْظُرَ کَیْفَ صَبْرُکَ

قَالَ أُسَلِّمُ لِأَمْرِکَ یَا رَبِّ وَ لَا قُوَّةَ لِی عَلَى الصَّبْرِ إِلَّا بِکَ فَمَا هُنَّ ؟

قِیلَ لَهُ أَوَّلُهُنَّ الْجُوعُ وَ الْأَثَرَةُ عَلَى نَفْسِکَ وَ عَلَى أَهْلِکَ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ

قَالَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ

وَ أَمَّا الثَّانِیَةُ فَالتَّکْذِیبُ وَ الْخَوْفُ الشَّدِیدُ وَ بَذْلُکَ مُهْجَتَکَ فِی مُحَارَبَةِ أَهْلِ الْکُفْرِ بِمَالِکَ وَ نَفْسِکَ وَ الصَّبْرُ عَلَى مَا یُصِیبُکَ مِنْهُمْ مِنَ الْأَذَى وَ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ الْأَلَمِ فِی الْحَرْبِ وَ الْجِرَاحِ

قَالَ‏ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ رَضِیتُ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ وَ

أَمَّا الثَّالِثَةُ فَمَا یَلْقَى أَهْلُ بَیْتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مِنَ الْقَتْلِ

أَمَّا أَخُوکَ عَلِیٌّ : فَیَلْقَى مِنْ أُمَّتِکَ الشَّتْمَ وَ التَّعْنِیفَ وَ التَّوْبِیخَ وَ الْحِرْمَانَ وَ الْجَحْدَ [وَ الْجُهْدَ] وَ الظُّلْمَ وَ آخِرُ ذَلِکَ الْقَتْلُ

فَقَالَ یَا رَبِّ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ

 وَ أَمَّا ابْنَتُکَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ وَ یُدْخَلُ عَلَیْهَا وَ عَلَى حَرِیمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَیْرِ إِذْنٍ ثُمَّ یَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِکَ الضَّرْبِ

قُلْتُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ- قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ [لِلصَّبْرِ]

  • M.M.HKH
۰۵
دی
۰۱

السلام علیک یا فاطمهُ الزهرا ... حبیبتِ رسول الله ... السلام علیکِ ایتها الصدیقه الشهیده ... السلام علیک ایتها المظلومه المغضوبه ... و رحمه الله و برکاته ...

السَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، یا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ

گل، بر من و جوانی ِ من، گریه می کند

بلبل به هم زبانی ِ من، گریه می کند

من گریه مخفیانه نمودم، ولی علی

بر گریه ی نهانی ِ من گریه می کند

براتون بگم حال فاطمه این روزا چگونه است...

امام صادق (ع) فرمود :

" لَزمَتِ الفَراش"

مادر ما تو بستر افتاد،

دیگه نتونست بلند شه 

"وَ نَحِلَ جِسمُها و ذاب لَحمُها" 

روز به روز بدنش ضعیف و لاغرتر می شد 

"حَتی صارَت کالخَیال" 

از مادر ِ ما فقط یه شبهی باقی مانده بود

آماده ای یا نه؟

هم صدا با ناله زهرا :

از درد شانه، شانه نشد موی زینبم

دختر به ناتوانی ِ مادر ،گریه می کند

یه بند دیگه از این شعر رو برتون بخونم...

دیگر حسین را نتوانم بغل کنم

این گل به باغبانى ِ من گریه مى کند

الله اکبر،

چرا نمی تونست حسینشو بغل کنه

آخه این مادر سینش زخمیه ...

پهلوی مادر شکسته ...

این مادر بازوش با غلاف شمشیر کوبیده شده ...

همه هم ناله با بچه های فاطمه

یا زهرا ....

بزار یکم از زبان حال علی برات بخونم

اسما میگه یوقت سر بر دیار گذاشت بلند بلند شروع به گریه کرد

اقا جان شما فرمودید بچ ها آرام گریه کنن

دست بر دلم نزار اسمااااااا

دستم به پهلوی شکسه فاطمه رسید ....

شاید علی سر بر دیوار گذاشته دار آرام آرام زمزمه می کنه ...

به سمت زهرا از حجره دویدم من

عدو جلوتر بود دیر رسیدم من

فاطمه افتاد و ناله کشیدم من

لگد به پهلوش خورد دیر رسیدم من

صدایی از بین شعله شنیدم من

سینه ی زهرا سوخت دیر رسیدم من

دود فراگیر بود خوب ندیدم من

محسن من سقط شد دیر رسیدم من

صدای سیلی از کوچه شنیدم من

 چشم پر از خون شد دیر رسیدم من

******

نه نه حالا که این شعر رو خوندم بزار اصلش رو هم از زبان ینب تو عاشورا برات بخونم

به سمت گودال از خیمه دویدم من

شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من

سر تو رو بردند، دیر رسیدم من

به سمت گودال از خیمه دویدم من

شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من

سر تو رو بردند، دیر رسیدم من

عزیز خواهر   غریب مادر(3)

بزار سینه زنی رو هم از زبان حضرت زینب برات خونم:

*******

 همه مادر دارن من ندارم

سایۀ سر دارن؛ من ندارم

همه میگن زهرا سیلی خورده

همه باور دارن؛ من ندارم

 

مگه کسی/ دلش میاد/

دست روی مادرم بُلَن کنه

حالا بابام/ با چه دلی/

تنهایی عشقشو کفن کنه

 

رو سرِ این خونه بارونه

دل علی خونه بارونه

چشمای خیس ما مهمونِ بارونه

همه طاقت دارن؛ من ندارم

خواب راحت دارن؛ من ندارم

راحت از زخمای پهلو میگن

انگار عادت دارن؛ من ندارم

 

چجور دلم/ میاد بگم/

چشمای مادرم شده کبود

تُو کوچه‌ها/ داد می‌زدم/

کمک کنید ولی کسی نبود

 

بغض گلوی من پنهونه

کی حال و روزم رو می‌دونه

همه اینا یادم می‌مونه بارونه

خوشی دیدن مردم؛ ما ندیدیم

هرچی طعنه بودو ؛ ما شنیدیم

سرِحالن مردم، بیخیالن

همۀ دردا رو ما کشیدیم

 

چیکار کنم/ دلم پره/

هیچکی نگفت اینا گنا دارن

یکی نگفت/ حیا کنید/

یه بچۀ کوچیک/ تُو را دارن

 

بابام تُو این شبها حیرونه

محسنشو کشتن، گریونه

باگریه لالایی می‌خونه، بارونه

 

******

نور دو چشم مصطفی یا زهرا یا زهرا

یا حضرت خیرالنسا یا زهرا یا زهرا

مادر شاه شهدا یا زهرا

کن نظری به سوی ما یا زهرا

ای عرش حق را قائمه یا زهرا

یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا یا زهرا

****

مادر همیشه آروزم همینه

برات به سینه بزنم تو همیشه

دلم به یاد ماتمِت حزینه

مثل شهیدا می‌زنم به سینه

ای عرش حق را قائمه یا زهرا

یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا یا زهرا

****

دلم اسیر غمته همیشه

اگه فدای تو بَشَم چی می‌شه

دلم می‌خواد پیش تو رو سپید شم

مَنَم به راه عشق تو شهید شم

ای عرش حق را قائمه یا زهرا

یا فاطمه یا فاطمه یا زهرا یا زهرا

  • M.M.HKH
۰۵
دی
۰۱

اعوذ بالله

بسم الله الرحمن الرحیم

عظم الله اجورنا و اجورکم بمصیبته مولاتنا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

  • فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ
  • خداوند در آیه قبل می فرماید:

            اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ...

  1. [این نور] در خانه هایی است که خدا شأن و منزلت داده تا نامش در آنها ذکر شود، همواره در آن خانه ها صبح و شام او را تسبیح می گویند.
  2. «ثعلبى» در تفسیر خود نقل مى‌کند: روزى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مشغول تلاوت این آیه بود.
  • ابوبکر برخاست و پرسید: آیا خانه‌ى فاطمه علیها السلام و على علیه السلام از مصادیق این آیه است؟
  • فرمودند: آرى، از بهترین مصادیق این آیه است.
  1. چرا ابوبکر این سوال رو پرسید؟ (استخفاف علی؟)
  2. کینه علی در دل دشمنان خداست
  3. تاکید پیامبر پیامبر گرامى: مدت نه ماه به در خانه دخترش مى آمد، بر او و علی سلام مى کرد و این آیه تطیر می خواند:
  • إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً

 

  1. موضوع بحث :
    • اوصف «سیده النساء العالمین»
    • حضرت زهرا و خانه حضرت
    • چرا امام زمان ؟ «اِنَّ لی فی ابنة رسولِ الله اُسوةٌ حَسَنَةٌ»
  2. خانه ای که مادری مثل زهرا دارد :
  3. خانه تقوا و معنویت ... آموزش دین داری ( دین مهمه)
  • در مورد حضرت زهرا نقل شده: «مَا کَانَ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ أَعْبَدَ مِنْ فَاطِمَةَ کَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَوَرَّمَ قَدَمَاهَا؛  در بین امت اسلام، کسی عابدتر از فاطمه (س) نبود، آنقدر برای عبادت ایستاد که پاهایش ورم کرد
    1. سجاده مادر
    2. امام حسن می دیدم مادر نماز شب
    3. قرآن حین آسیب ( سلمان به پیامبر ... یَا سَلْمَانُ إِنَّ اِبْنَتِی فَاطِمَةَ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِیمَاناً إِلَى مُشَاشِهَا تَفَرَّغَتْ لِطَاعَةِ اللَّهِ)
    4. دعا هایی که نقل شده ... روز دوشنبه ... تسبیهات حضرت و ...
  1. رشد اجتماعی و شخصیت سازی :
    1. آرایش کردن حضرت زهرا... اوقات صلاه ... حلال است تمام
    2. زیارت قبر حمزه ... ضرورت ندارد نامحرم نبیند
  • رشد اجتماعی یعنی این...
    1. اول همسایه بعد اهل خانه
    2. برو صحبت ای پیامبر گوش کن بیا بهم بگو
    3. روایت های زیادی از رفتار مادرانه ایشان وجود دارد:
      1. در آغوش گرفتن فرزندان،
      2. آموزش دادن،
      3. قصه گفتن
      4. بازی کردن با آن ها
  • مادر امروزی فرا فکن ، همه مسئولیت مدرسه وجامعه ... لوس و فانتزی
  • وقت گذاشتن برای فرزندان
  1. خانه علم آموزی و دانایی :
    1. نقل روایت «مُصحَف فاطمة»
    2. پیامبر گاهی ارجاع به فاطمه
    3. سوالات زنان مسلمان
  2. انسان ساز : امام پرور ... زینب ساز و زنان اهل بیت
  3. آرامش و امنیت برای برای همه: (زنان خانه خراب کن)
    1. پدر : ام ابیها ... فداها ابوها ...
    2. خداوند : سوره کوثر ... خیر کثیر
    3. همسر : نعم العون علی طاعة اللَّه
  • درد دل آخر حضرت علی و فاطمه : فقال علی علیه السلام: معاذ اللَّه انت اعلم باللَّه وابرّ واتقی و اکرم و اشدّ خوفاً من اللَّه من مخالفتی، قد عزّ علیّ مفارقتک.
  1. خانه رشد سیاسی و شجاعت و حق طلبی ( آسایش طلبی)
    1.  ... خطبه می خواند ... زینب رو هم می برد ... زینب هم خطبه ی خواند در شام  و کوفه
    2. زنان به خانه ایشان می آمدن
    3. حتی شبانه غسل دادن هم حرکت سیاسی
      1. نشان از عمق درک سیاسی حضرت
  • M.M.HKH
۰۹
مهر
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

داستان : درخواست عرب بیابان‌نشین از امام حسین(ع) برای پرداخت دیه (اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه)

  1. روزی عربی بیابان نشین به حضور حضرت اباعبدالله الحسین(ع) رسید و عرض کرد:

«ای فرزند رسول خدا! من باید یک دیه کامل بپردازم و از پرداخت آن درمانده‌ام. پیش خود گفتم از بخشنده ترین مردم درخواست کمک کنم و کریم‌تر از اهل بیت رسول خدا(ص) نیافتم»؛ لذا اکنون به نزد شما آمده‌ام.

  1. امام حسین(ع) به او فرمود:

«ای برادر عرب، از تو سه سوال می‌پرسم. اگر یکی را پاسخ گفتی یک سوم از دیه را به تو می‌بخشم، اگر دو سوال را جواب دادی دو سوم و اگر همه را پاسخ دادی تمام دیه را به تو می‌بخشم».

 

  1. مرد عرب گفت:« ای فرزند رسول خدا، آیا کسی مثل شما از کسی مثل من می‌پرسد؛ در حالی که شما خود اهل علم و شرف هستید؟!»

 

  1. امام(ع) فرمود:« آری! از جدم رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: «اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه» نیکی و احسان به اندازه معرفت است» و به نقل دیگر آن حضرت فرمود: «یا اَعرابی نَحنُ قَومٌ لانُعطیِ المَعرُوفُ اِلّا عَلی قَدرِ المَعرِفَه»[1] ای اعرابی! ما خاندانی هستیم که بخشش نمی‌کنیم مگر به اندازه معرفت اشخاص.
  2. اعرابی گفت:«هر چه می‌خواهید بپرسید؛ اگر دانستم، پاسخ خواهم داد و اگر ندانستم، از شما فرا خواهم گرفت و در همه‌ی احوال، نیرو و توان از جانب خداوند بزرگ است»

 

  • امام(ع) پرسید: «کدام یک از اعمال، بالاتر و برتر است؟»
  • اعرابی گفت:«ایمان به خدا»
  1. یک «باور قلبی» است.
  2. باوری که به زندگی انسان «جهت» می‌دهد و در «چگونه زیستن» او نقشی مهمّ دارد و محور ارزش‌گذاری برای اندیشه‌ها و عملکردهای مردم است.
  3. پس گام اولِ ورود به مسیر بندگی و مسلمانی، «ایمان» است و کسی که این باور مقدّس را داشته باشد، «مؤمن» نامیده می‌شود.
  4. ایمان متعلقاتی دارد. خدا ، قیامت ، نبوت ، امامت و...

 

  • حضرت فرمود:«چه راهی برای نجات از هلاکت وجود دارد؟»
    • اعرابی پاسخ گفت:«اعتماد به خدا.»

 

  1. بالاترین مرتبه توکل این است که انسان همه امور خود را به خدا واگذار کند و در برابر خدا اراده‌ای برای خود قائل نباشد و چیزی را بپسندد که خدا برای او رقم می‌زند. درجه توکل هر فردی به درجه ایمان و توحیدباوری او بستگی دارد.

 

  1. به گفته علمای اخلاق، در دین اسلام، توکل با کار و تلاش و توحید افعالی منافاتی ندارد؛ زیرا اسباب و علل ظاهری، تأثیر مستقل ندارند و تأثیر آنها بسته به مشیت الهی و در طول قدرت خدا است. برای توکل آثاری همچون کفایت رزق، آسان‌شدن کارها و عزت در برابر غیرخدا بیان شده است.[1]

 

  • امام(ع) سوال کرد:«زینت مرد در چیست؟»
    • اعرابی گفت:«علمِ همراه با حلم.»
  1. امام علی : یمزج الحلم بالعلم و القول بالعمل» پرهیزگار و متقى بردبارى و دانش را به هم آمیخته و گفتار را با کردار هماهنگ ساخته است.
  2. امام صادق (علیه السلام) در روایتى در کافى فرمودند:

«اُطلبُوا العِلْم وَ تَزَیَّنُوا مَعَه بِالحِلم و الوَقار و تواضَعوا لِمَنْ تُعَلّمُونَه العلم و تواضَعُوا لِمنْ طلبتمُ منه العلم و لا تَکُونُوا عُلَماء جبّارین فَیَذْهبَ باطلُکم بِحِقِّکم» : «علم را طلب کنید و خود را با توجه به علمتان به حلم و وقار زینت دهید و براى کسانى که به آنها علم مى‌آموزید، متواضع باشید، و نیز براى کسانى که از آنها علم مى‌گیرید، خاضع باشید، و همچون دانشمندان جبار و اشراف‌منش نباشید که باطل شما حق شما از میان مى‌برد»

  1. و در روایتى دیگر «معاویة بن وهب» از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‌کند که فرمودند: «کانَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) یقول یا طالب العلم انّ للعالم ثلاث علامات: العلم و الحلم والصمت و للمتکلّفِ ثلاث علامات: یُنازع مَنْ فَوقَه بالمعصیة و یظلم مَن دونَه بالغلبة و یُظاهِرُ الظلّمة»
    امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: دانشمند (واقعى) داراى سه علامت است: دانش و بینش، حلم و بردبارى، سکوت و آرامش و وقار، و براى عالم‌نماها و دانشمندانى که با تکلف، جامه علم را بر قامت نارساى خود پوشاندند، سه نشانه وجود دارد: با دانشمندانِ برتر و والاتر از خویش با کردارهاى آلوده به گناه، درگیر شوند و با آنان بستیزند و نسبت به دانشمندان فرومایه‌تر از طریق قهر و غلبهف ستمگرانه عمل کنند و دیگر آنکه از ستمگران و جفاپیشگان، حمایت و پشتیبانى نمایند» .
  • حضرت پرسید:«اگر شخص این را نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«مالِ همراه با جوانمردی.»
  1. حضرت علی : مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه
  • جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
  • *جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
  • * جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
  • * نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
  • * آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
  • *جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»

 

  • امام(ع) سوال کرد:«اگر شخص این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«فقرِ همراه با صبر.»
  1. حضرت فرمودند: « در بهشت ساختمانی است از یاقوت سرخ که اهل بهشت همه آن را نگاه می کنند، همانطور که ما ستاره های درخشان را نگاه می کنیم. در این ساختمان کسی داخل نمی شود مگر پیغمبر فقیر یا شهید فقیر یا مؤمن فقیر. »
  2. خداوند متعال «اصحاب صُفّة» را به این خصلت مدح کرده است: «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً»(2)؛ (از فرط عفاف چنان احوالشان بر مردم مشتبه شود که هر کس از حال آنها آگاه نباشد آنها را غنى و بى نیاز مى پندارد؛ اما آنها را از سیمایشان مى شناسى، هرگز با اصرار چیزى از مردم نمى خواهند).
  3. این هم توصیه هست و هم آموزش

 

  • حضرت فرمود:«اگر این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«صاعقه‌ای از آسمان فرود آید و او را به آتش بکشد که حقیقتا سزاوار آن است.»
  1. ولقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلاً» (إسراء، 70)
  2. انسان موجودی نیست که دارای جایگاه ثابتی در خلقت باشد و می‌تواند از مرتبه‌ی وجود خود حرکت کرده، بالا یا پایین برود. انسان می‌تواند از حیوان پایین‌تر باشد: «أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل» و نیز می‌تواند از ملک پران شود: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‏ِ أَوْ أَدْنى».

امام(ع) تبسمی فرمود و کیسه‌ای که در آن هزار دینار بود به او داد و انگشتر خود را نیز که نگینش ارزشی معادل دو هزار درهم داشت، به او بخشید و فرمود:

  • «ای اعرابی، طلا را به طلبکارانت بده و انگشتر را برای زندگی خودت مصرف کن.»

اعرابی آن را گرفت و گفت: « اللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه»؛ به راستی که خداوند بهتر می‌داند رسالت خود را در کجا قرار دهد[2].

موسوعه کلمات الامام الحسین،شریفی. محمود، ص۷۶۵

جامع الاخبار،شعیری، ص 138؛ بحار الانوار، ج 44، ص 96

 

 

[1] درجه نخست: در این درجه فرد به‌گونه‌ای به خدا اعتماد دارد که به یک وکیل اعتماد می‌کند.[۲۶] ملا محمدمهدی نراقی این مرتبه را ضعیف‌ترین درجه توکل دانسته است.[۲۷]

درجه دوم: در این درجه حال متوکل نسبت به خدا مانند حال کودک نسبت به مادرش است که جز او را نمی‌شناسد و به غیر او پناه نمی‌برد و جز او به کسی اعتماد نمی‌کند. تفاوت این مرحله از توکل با مرحله اول این است که اینجا متوکل فقط به کسی که بر او توکل کرده، توجه می‌کند و حتی به خودِ توکل نیز توجه ندارد.[۲۸] علمای اخلاق دست‌یابی به این مرتبه از توکل را مخصوص خواص می‌دانند.[۲۹]

درجه سوم: به گفته علمای اخلاق در این درجه، متوکل خود را مرده‌ای در دست‌های مرده‌شوی می‌بیند که از خود اختیاری ندارد و تنها به اختیار او حرکت می‌کند.[۳۰] تفاوت این مرحله با مرحله دوم توکل در این است که در آن مرحله متوکل، دعا و تضرع را ترک نمی‌کند؛ اما در اینجا ممکن است متوکل به سبب اعتماد به عنایت پروردگار، دعا و تضرع به درگاه او را نیز ترک نماید.[۳۱] نراقی این درجه از توکل را بالاترین درجه آن شمرده و دست‌یابی به آن را بسیار نادر دانسته است. به باور وی توکل حضرت ابراهیم در ماجرای پرتاب او به سوی آتش از این نوع بوده است.[۳۲][یادداشت ۱]

به گفته نراقی در جامع السعادات، توکل انسان‌ها با هم تفاوت دارد و به مرتبه یقین و توحید آنها وابسته است. هراندازه ایمان قوی‌تر باشد، درجه توکل انسان هم بالاتر است.[۳۳]

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. شاهنامه... رستم بر بالین سهراب... نوش دارو
  • ازان نوشدارو که در گنج تست

کجا خستگان را کند تن درست

  1. گودرز فرستاد ... کیکاووس آنقدر درنگ ...
  • چون تبه گشت مرا حال بدین‌سان، چه کند

نوشدارو که پس از مرگ ، به سهراب دهند؟

 

  1. زندگی روزگار ما زندگی درد های جدید...
  2. نوشدارو هایی هست.
  3. امام حسین در عرصه قیام :نوشدارو هایی رو معرفی میکند.
  4. حضرت علی :
  1. سخت ترین اشیاء عالم الماسه... صبر بر سختی، نتیجه خودش مستحکم شد.

 

  1. پیاده روی اربعین کلاس درسه
  2. خود امام حسین تو ایام ما اونو بر پا کرده
  3. تمرین تحمل سختی ...
  4. اما سختی که لذت وصال رو به همراه داره
  5. سختی در راه خدا نوش داروی گوارای نجاته
  • چه بسا:   امام حسین میخواد تو این جهان وانفسا به ما لذت سختی کشیدن و صبر در راه خدا رو بچشاند.

 

  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع

موسی و خضر است.[WU1] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • ‏‏در ‏‏کافی ‏‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏‏ ای‏‏ از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 


 [WU1]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU2]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU3]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰
  • قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم:مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِکَ فِی عَمَلِهِمْ [1]
  1. مهر تو را به عـالـم امـکان نمی دهم

این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم/

  1. ای خـاک کربلای تو، مهر نماز من

این مـهر را به ملک سلیمان نمی دهم/

  1. جـان مـی دهـم بـه شـوق لـقـای تـو

تا بـر سـرم  نـنـهـی، جـان نـمی دهم/

  1. یارب دلم از غم حسین محزون کن

در سـیـنـه مـا محـبـتش افـزون کـن/

  1. جزمهرحسین هر آنچه باشد به دلم

خون ساز و ز راه  دیده ام بیرون کن/

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی‏

محضر امام عسکری(ع) والدة ماجدة امام عصر(ع) صلواتی هدیه بفرمائید.

  1. با عنات به زیارت اربعین شیخ الأئمه امام صادق(ع) مطالبی بیان می کنم.
  2. دستور عمل عرفا استمرار چهل روزه اعمال آثار خاص داره. چهل زیارت عاشورا ؛ چهل دعای عهد ؛ چهل روز اجتناب اموری خدا حکمت را از قلب به زبان جاری می کند
  3. یک اربعین تمام نفسانیات را ترک کنه و اجازة معصیت نده [WU1] به کمال بندگی دست پیدا می کنه
  4. این آثار و برکاتی که در اربعین اذکار اوراد ختومات آیات قرآن صور زیارات بیان شده
  5. اما یک اربعین برا ابی عبدالله(ع) گریه کردن انسان را به کجا میرسونه أقلاً چهل شب پنجاه شب برا ابی عبدالله(ع) جامة عزا به تن کردیم
  6.  اومد محضر امام صادق(ع) ، آقا اگر کسی از از دنیا بره چند روزی براش عزا می کنیم چرا شما برا برای حسین روزهای متعدد عزاداری می کنید؟

ملائکه شب اول محرم تو عرش لباس ابی عبدالله(ع) که چاک و چاک و خونی آویزان می کنند ما و شیعیانمون با بصیرتمون اونو می بینیم نه با بصرمون با بصیرتمون می بینیم و برا حسین(ع) گریه می کنیم.

  1. پس از اربعین نشینی برا ابی عبدالله(ع) انسان باید به کمال برسه ؛ چرا؟
  2. این دو تا روایت را عنایت کنید بعد چراش را بگم.
  3. امام حسین در سن کودکی پیامبراکرم فرمودند: یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَا زَیْنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِین‏ : ای زینت آسمان ها ای زینت زمین ها ؛ عبیدبن کعب تعجب و عرض کرد یا رسول الله فَکَیْفَ یَکُونُ ذلِک‏؛ (کافی) چطوره حسین زینت آسمان ها و زمین ها با بودن شما است ؟ مگه شما نیستید؟ -

-یا عبید بدان الحسین فی السماء أکبر من الأرض... در ادامه.

-فرمودند: شب معراج در قسمتی از عرشنوشته الهی : إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَةُ النَّجاةِ؛

*  این حسین نور هدایت است نه چراغ هدایت نور هدایت این حسین کشتی نجات.

مصباح الهدی

چرا حسین ع فقط مصباح الهدی؟

  1. همة معصومین مصباح الهدی ، نور هدایت( ائمة الهدی)؛ زیارت جامعة کبیره ائمة هدی
  2. چندسال قبل تلویزیون شبکة سه؛ جوان ... سال دوممه اما اولین سال هست که مسلمون دارم میام،چطور؟ پارسال برا عکاسی .تو کربلا قلبم جوششی؛مسلمان شدم پارسال مسیحی نور حسین،کشتی نجات

12.روایت دوم :همه بلدین پیامبر حسین رو میبوسید و می فرمود:

 حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛ (کامل الزیارات، النص)

أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا

* مطلب ما چی بود؟برکت چهلنشینی در عزای حسین

13.  انسان به کجا باید برسه .... به کمال

14. زیارت نیمه شعبان امام حسین : أَشْهَدُ أَنَّکَ قُتِلْتَ وَ لَمْ تَمُتْ؛ اوناییکه می گوئید قلبمون مُرده بَلْ بِرَجَاءِ حَیَاتِکَ حَیِیَتْ قُلُوبُ شِیعَتِکَ

15. روز اربعین زیارتشه وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَة

برای اینکه بندگان خدا از جهل خارج بشن، سراغ غیر خدا نرن 16.  نور حسین(ع) به قلبش بخوره میره تو وادی بندگی خدا میشه عبد

18.  آیت الله خوانساری [WU2] : برادرم نا اهله،ببرش کربلا،اگه اشک ریخت بیارش پیش من ... آتش عشق حسین هنوز روشنه

19. حالا اگر کسی چهل روز برا ابی عبدالله(ع) گریه کنه بندة خدا نمیشه

20. قلبی که با حسین باشه زنگار نمیزنه ... چرا؟ چون تو زیارت عرض می کنیم أَشْهَدُ أَنَّکَ نُورُ اللَّه‏؛ حسین جان تو نور خدائی

 الَّذِی لَمْ یُطْفَأْ وَ لَا یُطْفَأُ أَبَدا؛ خاموش نمیشه و نمیتونن خاموشش کنن.

21.  داستان رسول ترک ها

22. بحث حجاب برا دختر اگه بدونن چادر هدیه فاطمه است

23. حضرت زینب تو مجلس یزید با آستین صورتش رو پوشاند

24. داستان دختری که دانشجو شد بی حجاب، روضه شنید دل مایل شد برگشت

25.  یک لحظه قلب مایل بشه به سمت ابی عبدالله(ع) وجود آدم عوض میشه وجود انسان عوض میشه بَلْ بِرَجَاءِ حَیَاتِکَ حَیِیَتْ قُلُوبُ شِیعَتِکَ؛

26. با عزای ابی عبدالله(ع) انسان به کمال میرسه اونم کمال بندگی.


 [WU1]به این چشم به این گوش به این زبان به شهوت به شکم به اعضاء و جوارح بدن اگر کسی بتونه یک اربعین این کار را انجام بده موانع رشد و ترقی و کمال او برطرف میشه

 [WU2]پدر و مادرآ گوش بدن اوناییکه میگید برا جوان هامون نگرانیم گوش بدید حرم امام رضا(ع) حرم سیدالشهدا(ع) است اومد خدمت این مرجع بزرگوار گفت آقا برادر من خیلی ناأهله چیکارش کنم این بزرگوار یه تأملی فرمودند فرمودند از من کاری برنمیاد بعید حرف من رو برادرت اثر بگذاره ولی یه راهکار میتونم بهت بدم عرض کرد بفرمائید آقا فرمود دست برادرت را بگیر ببرش کربلا نگاه کن وقتی نگاهش به ضریح امام حسین(ع) افتاد چه حالی داره اگر دیدی اشکش سرازیر شد آوردیش ایران بیارش من باهاش حرف بزنم نگاه به ضریح کرد اشکش جاری شد معلومه میشه باهاش صحبت کرد این آقا میگه به زور برادرم را آوردم کربلا دیدم رفت کنار ضریح بدن داره میلرزه میخواد یه جوری گریه اشو کسی نبینه جلو گریه اشو می گیره بدن داره میلرزه بغض تو گلو یه وقت دیدم نزدیک ضریح که رسید بغضش ترکید هق هق شروع کرد گریه کردن خوشحال شدم گفتم معلومه میشه کار کرد میشه ناامید نباشید میشه میشه برگشتیم ایران به برادرم گفتم بریم دیدن این مرجع بزرگوار داداشم به من گفت میخوای بری بریم اما کاری که باید انجام بگیره با دل من حسین تو کربلا انجام داد

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  • امشب با یک چالش
  • وقتی اسم نهج البلاغه رو میشنویم؟
  • قرآن؟
  • اصول کافی؟
  • حالا وقتی مفاتیح؟
  • هدف از ادعیه چیه؟ چرا برای ادعیه ثواب نوشتند؟
  • مثال : والدین به فرزند : اگه مودب باشی برات فلان جایزه رو میخریم... هدف بچه از رعایت ادب کسب منافع جایزه ... هدف والدین مودب شدن و هادینه کردن اداب.
  • ذکر ثواب برای ادعیه و زیارات همینه ... هدف معارف ادعیه و چاشنی ثواب است.
  • ما باید به دنبال این افق ها در ادعیه باشیم ... بخوانیم تا بشویم. تکلف.

 

  • یکی از زیباترین تحلیل ها از قیام عاشورا را در فرازی زیارت اربعین که در مفاتیح الجنان هم آمده است.

 

  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  2. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  3.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  4. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  5. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  6.  

جاهلیت جدید بعد از پامبر

  1. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  2.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  3. طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )
  2. این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  3.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  4. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ
  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  •  صدها اندیشمند به تحلیل قیام کربلا پرداختند
  • هر کدام هم از یک منظری این جریان را مورد بررسی قرار دادند
  • سیاسیون غالباً هدف امام حسین را تشکیل حکومت دانستند
  • عرفا هدف اباعبدالله را جنبه های عرفانی و شهادت دانستند
  • عده ای تکلیف عده ای امر به معروف
  • هر کسی از یه منظری این قیام را تحلیل کردند
  • البته گاهی هم تو این تحلیل ها البته گیر کردند(البته اینجا جای بحث های علمیش نیست)
  • زیباترین تحلیل از قیام عاشورا را در این فراز زیارت اربعین
  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  2. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  3. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  4. اما جهل:  ما دو جور جهل داریم
  • یک جهل کهن، یک جهل نوین،
  •  یک جاهلیت اولی یک جاهلیت جدید

 

  1. جاهلیت اولی
  2. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  3. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  4.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. اما جاهلیت جدید بعد از پامبر
  4. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  5.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  6.  طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم
  1.  این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  2.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  3. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

 

  1. یه مطلبی هم + ارتباط این بحث باشه با زندگی امروز ما

            ... بیشتر مال جوون تر ها می گم ...

  1. این دستگاه های برق کنار خیابون هست نوشته خطر برق گرفتگی + مال کی نوشته؟ + رییس اداره برق؟

 

  • خودمون رو در معرض کتب ظاله قرار ندیم + اگه بلد نیستیم
  1. روایت پیامبر : جوان ها به عالمی که پنج ویژگی داره برین
  • لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ عَالِمٍ یَدْعُوکُمْ
  • إِلَّا عَالِمٌ یَدْعُوکُمْ مِنَ الْخَمْسِ إِلَى الْخَمْسِ

 

  1. مِنَ الشَّکِّ إِلَى الْیَقِینِ
  • شبه انداز بی سواده اگه مردشه حرف تازه بیاره
  • داستان هشام و داییش که آوردش خدت امام صادق (خدا رحمت کنه افرادی که دست جوونارو میگیرند)

 

  1. وَ مِنَ الْکِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ
  • هفت آبان روز کوروش کبر قومتیتی (نژاد برتر)

 

  1. وَ مِنَ الرِّیَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ

 

  1. وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِیحَةِ
  • دشمنی رو از بین ببره (توکانال ها عرب و عجم ، عراقی ایرانی )
  • یه سخنرانی کنه فتنه ای به پا کنه

 

  1. وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ»
  • مطلبی می خوندم از آثار و برکات فلان گناه سخن عالمانه می گفت
  • مسابقه در گناه می کشونه
  • برند بازی و لاکچری گری.

 

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

حرکت حسین هنوز ادامه داره

 

  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است
  3. مقایسه بین دیان بودا و هندو

 

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

شرح و تفسیر زیارت نامه اربعین

الف )حرکت مجاهدانه

 با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،

  1. تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
  2. با قصد خیر خواهی و  اخلاص
  1. (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
  2. اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ

ب) تلاش حداکثری

  1. وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
  2. فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
  3. با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند

و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.

سخنی بود که سید الشهدا «ع‏» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی‏مدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین‏ «ع‏» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله‏ و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی ‏رسول الله‏ «ص‏» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان‏».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون ‏یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی ‏را عیان می‏دید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم ‏سلام می‏دهد، رابطه سخن فوق روشن می‏گردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.

فرق است میان جهالت و ضلالت

اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.

جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.

با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.

اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت

نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.

د)ویژگی های امام

همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .

  • .  السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،

  • . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ 

أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای

  • وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا

و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند

ه)امام حسین شناسی

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،

و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی

  1. دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
  2. هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
  3. اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،

فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.

  1. نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است

فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

ی) وظایف ما نسبت به امام

  1. اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
  2. وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
  3.  بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا

  1. وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
  2.  وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
  3. وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
  4. وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
  5.  وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
  6. فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ

و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان

الف )حرکت مجاهدانه

 با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،

  1. تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
  2. با قصد خیر خواهی و  اخلاص
  1. (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
  2. اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ

ب) تلاش حداکثری

  1. وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
  2. فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
  3. با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند

و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.

سخنی بود که سید الشهدا «ع‏» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی‏مدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین‏ «ع‏» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله‏ و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی ‏رسول الله‏ «ص‏» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان‏».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون ‏یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی ‏را عیان می‏دید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم ‏سلام می‏دهد، رابطه سخن فوق روشن می‏گردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.

فرق است میان جهالت و ضلالت

اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.

جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.

با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.

اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت

نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.

د)ویژگی های امام

همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .

  • .  السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،

  • . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ 

أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای

  • وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا

و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند

ه)امام حسین شناسی

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،

و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی

  1. دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
  2. هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
  3. اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،

فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.

  1. نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است

فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

ی) وظایف ما نسبت به امام

  1. اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
  2. وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
  3.  بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا

  1. وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
  2.  وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
  3. وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
  4. وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
  5.  وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
  6. فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ

و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان

  • M.M.HKH
۲۷
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم،

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

در این دهه در مورد بحران های اجتماعی که باعث می شوند جامعه هدایت امام عادل را پس بزند بحث شد.

امشب مختصرا :

چرا باید جامعه امام داشته باشد؟

جامعه پیامبر بدون امام عادل به چه روزی افتاد؟

  1. بدن یک ابزار فوق العاده پیچیده (ابزار جسمی و فکری)
  • برای جلو گیری از خطای بدن = قوه عقل فرمانده شد
  1. جامعه یک ساختار پیچیده ( انسان ها و خواسته هایشان)
  • جامعه برای مدیریت خواسته ها معلم می خواهد
  1. مطلب بالا ادعای بلا دلیل است !
  • چر اینهمه دیدگاه های فلسفی را خود انسان ها ساختند؟
  • چرا لیبرالیسم
  • چرا کمونیسم
  • چرا فاشیسم
  • چرا فیمینیسم
  1. جامعه انسانی تشنه کمال--- کمال واقعی

کمال = کامل شدن

در همه زمینه ها.

  1. مثال ؛ رفتن به قله با راهپیمایی که تا بحال نرفته و از پایین داره نگاه می کنه و راهنمایی که از بالا آمده و راه رو بلده؟

(کدام قابل اعتماد؟)

  1. «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة، هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است»
  2. مرگ در  جهل ؛ ارمغان دنیای بدون امام
  3. کلاس بدون معلم = کلاس جهل
  4. امام و شکوفایی استعداد های عالم

عن أبی عبدالله قالالعلم سبعة وسبعة وعشرون حرفا فجمیع ماجاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتى الیوم غیر الحرفین ، فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة والعشرین حرفا فبثها فی الناس ، وضم إلیها الحرفین ، حتى یبثها سبعة وعشرین حرفا.

  1. امام صادق می‌فرماید: (علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه آن چه پیامبران آورده‌اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف، با حرفهای دیگر آشنایی ندارند و هنگامی‌که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده، آن را بین مردم نشر و گسترش می‌دهد.) [۴]
  • پزشکی:
  1. امام باقر (علیه‌السّلام) در این باره می‌فرمایند: هر کس قائم اهل بیت مرا درک کند اگر به بیماری دچار باشد شفا یابد و چنانچه دچار ناتوانی باشد توانا و نیرومند می‌شود.[۱۵]
  • عدالت و اقتصاد:
  1.  فرمود: خرج رجل من امتی یعمل بسنّتی ینزل الله له البرکه من السماء و تخرج له الارض برکاتها)[۹] مردی از امت من ظهور می‌کند که به سنّت من عمل می‌کند خداوند برکت را از آسمان برای او فرو خواهد فرستاد و زمین برکات خود را برای او بیرون خواهد ریخت
  • تعادل طبیعت و گشایش های طبیعت:
  1. پیامبر فرمود: (ساکنین آسمان و زمین از او راضی و خشنودند آسمان تمام بارانش را فرو می‌ریزد و زمین تمام گیاهانش را خارج می‌سازد تا جایی که زنده‌ها آرزو می‌کند که کاش مرده‌ها زنده بودند و وضع ما را از فراوانی نعمت می‌دیدند.
  2. در روایت است که «و تکثر المواشی» یعنی دام‌ها زیاد می‌شوند
  3. انسان زمانی استعداد های به شکوفایی میرسه که خود را مرکز عالم نبیند
  4. در قیام امام حسین همین شد
  • یزید خودش رو دید
  • عمر سعد خود رو دید
  • حرمله خودش رو دید
  • اهل کوفه عافیت خودشان
  • اما ؛ حر یک لحظه حضرت زهرا رو دید ؛ اهل نجات شد

 

  1. با هم تعارف نکنیم ؛

ما هم خیلی وقتا خودمون رو می بینیم

  1. حتی وقتی امام زمان رو هم می خوایم ... باز خودمون رو میبینم.
  • یکی از علما در حرم سید الشهدا امام زمان میرسد؛ امام می‌فرماید:« ببین اینجا که دعا مستجاب است، مردم به فکر من نیستند و برای فرج من دعا نمی کنند.» سپس آن حضرت تصرف ولایی و اون اهل دل؛  خواسته‌های مردم را می شنود؛ هر کس برای حوایج خصوصی خود دعا می کنند. امام می‌فرمایند: «شنیدی؟ حتی یک نفر از زائرین نگفت:خدایا فرج مهدی را برسان.
  • امشب برای امام زمان خیلی باید دعا کرد ...

 

  • M.M.HKH
۲۶
مرداد
۰۰

اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم،

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین بارئ الخلائق أجمعین باعث الانبیاء و المرسلین، ثمّ الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالم أبی القاسم المصطفی محمد، و علی آله الطاهرین، لا سیما بقیة الله فی الارضین و اللعن الدائم علی أعدائهم اجمعین.

  • دلایل محبت امام زمان به حضرت عباس ع
  1. معرفت و بصیرت حضرت عباس

امام صادق: «عموی ما عباس(ع) بصیرتی دقیق و ایمانی محکم داشت و در کنار حضرت ابی عبدالله(ع) با دشمنان خدا نبرد کرد و امتحان خوبی پس داد و به مقام شهادت نایل گشت.

  1. بندگی و تسلیم [الهی] و ولایتمداری

زیارت نامه حضرت عباس از امام صادق :

السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِیعُ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَسَلَّمَ،

کوچکترین حرکتی خارج از مسیر بندگی خدا نداشته و تمام اعمال و رفتار و سخنان آن حضرت مطابق رضایت اهل بیت علیهم السلام بوده است.

  1. فدایی امام زمان خود شدن
  1. ابومنصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادی، زیارتنامه ای را برای شهیدان کربلا نوشتند که به «زیارت ناحیه مقدسه» ... املا شده توسط امام زمان می دانند.
  • قسمت سلام به حضرت عباس :

السَّلامُ عَلَی أبى الفَضلِ العَبّاسِ بنِ أمیرِ المُؤمِنینَ،

 المُواسى أخاهُ بِنَفسِهِ، که جان خویش را در راه برادرش داد 

 الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ،

 از دیروزش برای فردایش توشه برگرفت،

 الفادى لَهُ الواقى، فدایی او شد و از او حفاظت کرد

 السّاعى إلَیهِ بِمائِهِ، ساقی او شد

 المَقطوعَةِ یَداهُ، دست هایش قطع شد

 لَعَنَ اللّه ُ قاتِلَیهِ یَزیدَ بنَ الرُّقادِ الحیتى وحَکیمَ بنَ الطُّفیلِ الطّائِىَّ . خدا قاتلانش را لعنت کند

  1. ادب حضور در محضر امام زمان خویش

هیچ گاه در محضر امام حسین بدون اجازه نمی نشست

می‌خواست بنشیند در نهایت ادب، دو زانو

یکی از زیباترین خصوصیات آن از روی ادب برادر خویش را با عناوینی چون «سیدی و مولای» آقای من و... صدا می کرد.

  1. وفا داری:
  • در شب عاشورا در رأس کسانی بود که اعلام وفاداری کرد
  • در عصر تاسوعا، امان نامه شمر را که برای وی و برادرانش آورده بود رد کرد

امام صادق ؛ زیارت نامه حضرت عباس:

  • خداوند به او بهترین پاداش را عطا کند،
  • همان پاداشی که به اهل وفا می دهد،
  • به آن کسانی که به بیعت خویش با امام زمانشان وفا کردند
  • و ندای یاری خواهی او را اجابت نمودند
  • و از ولی امر خویش اطاعت نمودند
  1. این خصوصیات حضرت عباس باعث می شود امام زمان او را به عنوان الگو معرفی کند
  2. حضرت عباسی بشویم اهل نجاتیم

 

  1. تأکید امام زمان بر توسل به حضرت عباس

شیخ مهدی مازندرانی در کتاب «معالی السبطین» شاعر گرانقدر در مدح حضرت عباس شعری سروده :

یَوْمٌ أبی الْفَضْلِ اسْتَجارِ بِهِ الْهُدی

 (روزی که امام حسین (ع) به حضرت عباس پناه برد)

زمانی که در قصیده خود این مصرع را گفت: با خود گفت که شاید مقبول حضور امام حسین (ع) نباشد؛ لذا بیت را تمام نکرد شب در عالم رؤیا دید که حضرت امام حسین: آنچه گفته‌ای صحیح است، من به برادرم ابوالفضل العباس (ع) ملتجی شدم و آنگاه مصرع باقی را خودحضرت فرمود:

وَالشَّمْس مِنْ کَدِرِ الْعِجاجِ لِثامُه

(یعنی در آن روز خورشید از تیرگی غبارش نقابی پیدا کرده بود)

  • آیت الله العظمی مرعش نجفی ؛ امام زمان : «نه تنها زشت نیست و نه تنها ناراحت نمی شوم که به علمدار کربلا متوسّل شوی. چون خواستی از حضرت ابوالفضل (علیه السلام) حاجت بخواهی، این چنین بگو: «یا ابالغوث ادرکنی؛ ای آقا پناهم بده».

 

  • M.M.HKH
۲۶
مرداد
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن...

در دل پر غصۀ ما لشگر غم گم شده  

 لشگر غم نه خدا داند که دل هم گم شده

تا زغفلت کعبه روی تو را کردیم گم  

  پیش سیل اشک ما صد چاه زمزم گم شده

تا بجوید  آفتاب طلعتت را در زمین 

 برفراز آسمانها ماه مریم گم شده

ماه من بالله تو از خورشید هم پیدا تری  

 آنکه رویت را نجسته خود مسلم گم شده

یوسف گم گشته زهرا  به اقرار همه  

 تو در عالم گم نگشتی در تو عالم گم شده

  1. تشرف به محضر حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفداء:
  2. نماز خواندن آیت الله العظمی گلپایگانی با امام زمان در عالم رؤیا

حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی به عتبات مشرف شدند در حرم امام حسین علیه السلام به آقا عرض میکند آقا ، پدر شما حضرت امیر سلام الله علیه در عالم رؤیا  به من ظرف عسلی عنایت فرمودند شما به من عنایت نمیکنید؟

از حرم برمیگردند به حجره شیخ عبدالرحیم که از اوتاد و مقدسین بوده (حجره ای که مشهور است علی اکبر علیه السلام از بالای زین در آن مکان روی زمین افتاد)

شب در خواب میبیند که صف جماعتی تشکیل شده ، امام جماعت حضرت ولیعصر است صف اول ابتدا و انتهاء آن معلوم نیست صف دوم اولش معلوم نیست ولی انتهاء آن خود آقای گلپایگانی ایستاده بود و همگی از علماء بودند (شیفتگان حضرت مهدی)

  1. ذکر و یاد امام زمان علیه السلام درکلام معصومین علیهم السلام:
  • اول : برتری منتظران ظهور بر مردم دیگر:

اباخالد کابلی میگوید خدمت امام سجاد رفتم دیدم آقا امام سجاد علیه السلام نشسته اند از ایشان درخواست کردم امامان را برای من بشمارند حضرت شروع کردند به شمردن ائمه علیهم السلام. تا به امام زمان علیه السلام رسید . حضرت فرمود: یا اباخالد ، کسانی که دوره این امام را درک کنند یعنی در زمان غیبتش باشند از مردمان تمام زمانها بالاتر و فضیلت آنها بیشتر است (برای اینکه امام زمانشان را ندیده قبول دارند)

یا اباخالد ان اهل زمان غیبته و القائلین بامامته و المنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان (بحار ج36 ص 386)

  • دوم : اهمیت خدمت به امام زمان علیه السلام

شخصی از امام صادق سئوال کرد آیا امام زمان متولد شده است؟

فرمود : نه ؛ ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتی (بحار ج51 ص148)

اگر امام زمان را درک کنم خودم خدمت گذارش میشوم

عصر امام صادق تا امام زمان چندین نسل فاصله است یعنی هنوز امام زمان متولد نشده امام صادق میفرماید اگر من شما را درک کنم خودم خدمت گذارتان میشوم

  • سوم : عظمت نام امام زمان علیه السلام

دعبل خزاعی محضر امام رضا علیه السلام شعر میخواند یک مرتبه رسید به یک بیت از شعرش که:

خروج امام  لامحاله خارج یقوم علی اسم الله و البرکات

یک امامی روزی قیام میکند و با نام خدا هم قیام میکند

میگویند حضرت رضا علیه السلام فرمود: دعبل این شعر مال تو نبود این را روح القدس به زبان تو انداخت که شعر برای حضرت مهدی بگویی (بحار ج49ص237)

  • چهارم: مهدی علیه السلام از حضرت زهراست

ابوایوب انصاری میگوید:  پیامبر اکرم بیمار شد فاطمه به عیادت او آمد ناراحت بود پیامبر وقتی ناراحتی زهرا را دید فرمود زهرا جان تمام افتخار امت من به تو برمیگردد و تو محور هستی :

یکی از افتخارات امت من پیامبر آنهاست که بهترین پیامبر از آن آنهاست که میگویند:  نبینا خیر الانبیاء ؛ فاطمه جان این پیامبر پدر توست ؛  و هو ابوک ؛ بهترین وصی از این امت یعنی علی ابن ابیطالب وصی من است که شوهر توست ؛ وصینا خیر الأوصیاء و هو بعلک ؛ افتخار دیگر ما دو سبط و دو سید شباب اهل جنت است که حسن و حسین علیهما السلام هستند هر دو فرزندان تو هستند. و منا سبطا هذه الامه ؛ در آخر حضرت فرمود: منا مهدی هذاه الامه ؛ آخرین سفیر الهی هم فرزند توست 

(بحار ج36ص 369)

گل خوش رنگ و بوی من حسین است

بهشت آرزوی من حسین است

مزن دم پیش من از لاله رویان

 که یار لاله روی من حسین است

همه در گفتگوی این و آنند 

ولیکن گفتگوی من حسین است

از آن بر تربتش سایم جبین را 

 که عز و آبروی من حسین است

  1. توسل به امام حسین علیه السلام در زیارت ناحیه

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامی بِلا مُعین،

سلام بر آن مدافعِ بى یاور،

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ،

سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ،

سلام بر آن گونه خاک آلوده،

أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ،

سلام بر آن بدنِ جامه به غنیمت رفته ،

أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ،

 

  • M.M.HKH