منبر شب قدر : یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿١﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ﴿٢﴾ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿٣﴾ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ﴿٤﴾ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿٥﴾
- چرا این قدر مهمه:
- به پیامبر میفرماید و تو چه میدانی: وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ
شب قدر همه کارها برنامه ریزی میشه
- برنامه یک سال تنظیم میشه = پس خیلی مهمه
- مثل زمانی که برنامه و بودجه یک سال در مجلس تصویب میشه... وزیر و رییس جمهور به مجلس میرن چرا چون مهمه.
- برنامه یه کاغذه تنها هم میتونه بره ... با پیک موتوری هم میشه ... با کامپیوتر.
- چون مهمه همراهش وزیر رو هم میفرستند.
- ما هم امشب تنها درب خونه خدا نمی ریم
- همراه آبرو داران الهی درب خونه خدا میریم
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا
الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ
یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا
کهف 103-104
- خسران عمر === داستان یخ فروش
- خسران = راس المال را از دست میدهد = عمر
- ضل سعیهم
- تلاش می کنه ولی مسیر اشتباه – مشهد ، ترکیه
- یحسبون
- فرق است بین یعلمون (واقعگرایی) و بین یحْسَبُونَ (ایده آل گرا)
- اگر حرف گوش نکردیم چی میشه؟
زمر 15
صفحه 460(قول بدید)
فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ ۗ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۗ أَلَا ذَلِکَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ
- یکبار زندگی دنیا ؛ خود+خانوادش (همسر+فرزندان«ترس بزرگ») ؛ آخرت و قیامت.
- معراج السعاده ؛ ملا احمد نراقی:
- آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند - آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند - آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند - آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند - آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند - آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند
- کل بحث = سر عمرتون قمار نکنین
- گاهی دانش ناقص = نتیجه ناقص
( مثال: غذا به سگ ولگرد ؛ مثال گیاه خواری )
- گاهی غرض باطل = دنبال منفعت
(مثال: جنگ نرم + جنگ با خانواده 8 میلیارد نفر زمین+ استعمار نوین = جهاد کبیر) + ایلان ماسک توییتر
****************************
فَلَا تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا (52 فرقان)
برخورد ما با کفّار چند مرحله دارد:
اوّل: عدم اطاعت از آنان. «فَلا تُطِعِ» دوّم: مبارزه و جهاد. «وَ جاهِدْهُمْ»
انواع جهاد: جهاد اصغر با شمشیر، جهاد علمى با منطق قرآن و پاسخ دادن به شبهات دشمنان که جهاد کبیر است. جهاد اکبر جهاد با نفس.
*****************************
- مسیر زمینی انسان زمین گیر می کند
- مسیر آسمانی راه آسمان را نشون میده
- دین یعنی برنامه جامع زندگی(همه شئون حیات)
- کتاب درس قرآن
فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
- معصومین معلم
- نکته
- دین رو درختواره ای یاد بگیرد ؛ دین تک گزاره و شبه ای کار پیش نمیبره
- (آیت الله مصباح ، شهید مطهری ، سیر مطالعاتی ... داشتن منظومه فکری)
- چی بخونیم؟ کتب شهید یا مصباح ، طرح ولایت ، مفاتیح الحیات ؛ اخلاق جنسی در اسلام و غرب (کتاب صوتی، راسل) نظام حقوق زن در اسلام * آزادی معنوی *اسلام و مقتضیات زمان
شما حق داری بگی:
این یک ادعاست می تونی اثبات کنی؟
- نوامیس اللهی (معنی حجت ضرورت اتمام حجت عمومی)
إنَّ للّه عَلَى النّاسِ حُجَّتَینِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ (دستگاه دین) و الأنبِیاءُ و الأئمَّةُ علیهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ .
- الف : جایگاه عقل تحریم دشمنان عقل
- نقش خانواده و جامعه در عقل ورزی
- تقابل عقل و شهوت و غضب
-
پاسخ به 6 شبهه بصورت ساختاری:
- برای کنترل شهوت = همه امور جنسی در بافت نکاح و خانواده
- جایگاه زن در خانواده = نظام اخلاقی و حقوقی
- نقش های زنانه = دختر،خواهر،همسر،مادر
- حجاب = حضور انسانی در جامعه انسانی نه حضور جنسیتی در جامعه
- قطع رحم = خانواده ضعیف
- طلاق = ان خفتم شقاق بینهما
گاهی حکمت بعید است و نیاز به تعبد داره
- اقتصاد برکت محور = صدقه قرض
- نماز مسافر = المسافر کالمجنون
روزه = در دستگاه فکری خدا
- ب: حجت ظاهری (دستگاه شریعت اللهی)
- انبیا و امامان = حافظان دین و شریعت
از خود می گذرد برای بقای دین
- امام حسین و شهادت
-
حضرت علی سکوت
- دیدم صبر برهمین حالت طاقت فرسا, عاقلانه تر است. پس صبر کردم در حالى که خارى در چشم و استخوانى در گلویم بود
- استاد شهید مطهرى سیری در نهج البلاغه:
(روزى فاطمه(س) على(ع) را دعوت به قیام مى کرد. در همین حال فریاد موذن بلند شد که: (اشهد ان محمدا رسول الله) على به زهرا فرمود: آیا دوست دارى این فریاد خاموش شود؟ فرمود: نه. فرمود: سخن من جز این نیست.)
- تفرقه و استضعاف امت ( داستان موسی و هارون )
- قَالَ یَا هَارُونُ مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا (92) أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی(93) قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی ؛ إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ( طه94)
- ضرورت وحدت ؛ جنگ حجاب
چه کنیم حالا؟ وضعیت مطلوب چیه؟
- وَ قَالَ (علیه السلام): کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ، وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ، وَ کَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً، فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ، لَا یُدْلِی بِحُجَّةٍ حَتَّى یَأْتِیَ قَاضِیاً، وَ کَانَ لَا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّى یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ، وَ کَانَ لَا یَشْکُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ، وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ، وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ، وَ کَانَ عَلَى مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَتَکَلَّمَ، وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى، [فَخَالَفَهُ] فَیُخَالِفُهُ. فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا، فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیر.
- مام علیه السّلام (در ترغیب به خوهاى نیکو) فرموده است:
-
1- در روزگار گذشته براى من برادر و همکیشى در راه خدا (ابوذر غفّارى یا عثمان ابن مضعون) بود که کوچک بودن دنیا در نظرش او را در چشم من بزرگ مى نمود،
2- و شکمش بر او تسلّط نداشت پس چیزى را که نمى یافت آرزو نمى کرد و اگر مى یافت بسیار بکار نمى برد،
3- و بیشتر روزگارش خاموش بود (سخن نمى گفت) و اگر مى گفت بر گویندگان غلبه مى نمود (براى دیگرى جاى سخن باقى نمى گذاشت) و تشنگى پرسندگان را (به موعظه و اندرز از آب دانش) فرو مى نشاند،
4- و (بر اثر طاعت و بندگى خدا و بردبارى با مردم) ناتوان و افتاده بود و هم او را ناتوان مى پنداشتند، و هرگاه زمان کوشش (در کارى) پیش مى آمد (چون) شیر خشمگین و مار پر زهر بیابان بود (حتما کار را انجام مى داد یا در کارزار دشمن را مغلوب مى نمود، و اگر با کسى نزاع داشت بى صبرى نمى کرد و پیش از وقت)
5- برهان و دلیل نمى آورد تا اینکه نزد قاضى مى آمد (و دلیل خود را بیان مى نمود، و این دلیل بر درستى رأى و اندیشه شخص است)
6- و کسیرا سرزنش نمى کرد به کارى که در مانند آن بهانه اى مى یافت تا اینکه عذر او را مى شنید (و این روش از لوازم عدل و انصاف است)
7- و از دردى (که مبتلى مى گشت نزد کسى) شکایت نمى نمود مگر وقتى که بهبودى مى یافت (آنهم از روى اخبار و سرگذشت نه از راه شکایت)
8- و آنچه مى گفت بجا مى آورد و آنچه نمى کرد نمى گفت (چون درستى و راستى را شعار خویش قرار داده بود)
9- و اگر بر سخن بر او غلبه مى کردند در خاموشى غلبه نمى یافتند (هنگام گفتگوهاى بیجا خاموش بود)
10- و در شنیدن حریصتر بود بر گفتن (استفاده را بر افاده ترجیح مى داد)
11- و اگر ناگهان (بى اندیشه) دو کار باو رو مى آورد مى نگریست که کدام یک از آن دو به خواهش نفس نزدیکتر است با آن مخالفت مى نمود،
12- پس بر شما باد که این صفات و خوها را فرا گیرید و بآنها رغبت داشته باشید، و اگر به همه آنها توانائى ندارید بدانید که فرا گرفتن اندک بهتر است از فرو گذارى بسیار (پس به برخى از آن اخلاق متّصف شوید).
اما ؛ تنهایی علی و صبر علی بالاترین روضه عالمه
- کدام علی؟
- باب علم
- امیر بیان
- عارف بالله
- اسد الله الغالب
- حجت الله الاکبر
روضه حضرت همینه ... این علی مامور به سکوت میشه
این علی باید ، استخان در گلو و خار در چشم ، تحمل کنه
اما امروز علی دیگه راحت میشه :
علی ، علی
جانم علی جانم علی، ای جان جانانم علی
جانم علی روحم علی، سرّم علی کویم علی
این دل به قربان علی، ای لا فتی الاّ علی
نورم علی، سورم علی، شمع شب تارم علی
فکرم علی، ذکرم علی، دارم به لب نامش جَلی
عشقم علی، شورم علی، مهرم علی، جودم علی
لفظم علی، حرفم علی، نور دوچشمانم علی
ای ماه تابانم علی، ای عشق سوزانم علی
ای شمع بستانم علی، ای نور چشمانم علی
نجوای نخلستان علی، غوغای دشتستان علی
آوای مظلومان علی، ماه غریبستان علی
پیمان علی، میزان علی، نور علی، ایمان علی
داماد پیغمبر علی، آن ساقی کوثر علی
- شب شهادت امیر المومنین
- قَالَ مُوسَى:
إِلَهِی أُرِیدُ قُرْبَکَ ... قَالَ قُرْبِی لِمَنِ اِسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ اَلْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رَحْمَتَکَ ... قَالَ رَحْمَتِی لِمَنْ رَحِمَ اَلْمَسَاکِینَ لَیْلَةَ اَلْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ اَلْجَوَازَ عَلَى اَلصِّرَاطِ ... قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فِی اَللَّیْلَةِ اَلْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ مِنْ أَشْجَارِ اَلْجَنَّةِ وَ ثِمَارِهَا ... قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَةً فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ اَلنَّجَاةَ مِنَ اَلنَّارِ ... قَالَ ذَلِکَ لِمَنِ اِسْتَغْفَرَ فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ
قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رِضَاکَ ... قَالَ رِضَایَ لِمَنْ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ .