احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۵ مطلب با موضوع «فیش منبر :: اجتماعی» ثبت شده است

۱۵
آذر
۰۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول ولا قوة الا بالله و الحمدلله و صل علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله و سلم لعنت الله علی اعدام اجمعین من الان قیام یوم الدین.

هدیه به پیشگاه امام زمان ارواحنا له الفدا هر چقدر ارادت دارید بلند صلوات ختم بفرمایید.

 

مجلس به جهت یادبود از مرحوم مغفوره *** منعقد گردیده است.

امیدواریم که خدای متعال روح این عزیز سفر کرده را  قریق بهار رحمت خودش بگرداند و انشاالله که بازماندگان تسلی خاطر داشته باشند.

 تصلی دل بازماندگان دوم صلوات بلند تر ...

 

تقدیر و تشکر می‌کنم از طرف بازماندگان از جمع حضار از امام جماعت مسجد، هیئت امنا و کسانی زحمت کشیدن در این مجلس و محفل حضور به هم رسوندند. هدیه کنید باز هم به روح مرحوم مغفوره  ***  صلواتی قرا ختم بفرمایید.

 

مجلس چون مجلس ختم هست اونچه که خیلی سزاوار هست اینه که در رابطه با مرگ آدم یه مقدار بحث کنه صحبت بکنه که یاد مرگ بهترین یادهاست .

 

 

یاد مرگ بهترین موعظه‌هاست.
امام علی ع فرمود :الموت باب الاخره،

مرگ درب ورود به آخرته ؛ مرحله جدید

همه خواهند مرد ...

کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ  ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ

معنی ذَائِقَةُ ...  مرگ، امرى وجودى است، نه عدمى/ مرگ، پایان کار نیست، بازگشت به مبدأ است. «إِلَیْنا تُرْجَعُونَ»

خطبه نهج البلاغه علی ع:

نَفَسُ المَرْءِ خُطَاهُ إلى أجَلِه:  هر نفس انسان، گامى بسوى مرگ است،

زیارت اربعین هر قدم و هر نفس نزدیک تر می شوی

وصیت حضرت علی به امام حسن در نهج البلاغه :

وَاعْلَمْ یَا بُنَیَّ

 أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْیَا،

وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ،

وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَیَاةِ؛

...

 فَکُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ ، أَنْ یُدْرِکَکَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَیِّئَةٍ قَدْ کُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَکَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ،

 فَیَحُولَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ ذَلِکَ ...

 

داستان عطار در منطق الطیر: صاحب دلی در مسجد ... چه کسی ادعا داره تا شب زنده است؟
چند نفر خودشون رو اماده کردن؟

پس گفت تعجبه از کسی که به ماندن یقین نداره و برا رفتنم خودش رو آماده نکرده

بحار الأنوار عن سلمان الفارِسیّعَجِبتُ بِسِتٍّ : ثلاثةٌ أضحَکَتنِی و ثلاثةٌ أبکَتنی ، فأمّا التی أبکَتنی : فَفِراقُ الأحِبَّةِ محمّدٍ صلى الله علیه و آله ، و هَولُ المُطَّلَعِ ، و الوُقوفُ بینَ یَدَی اللّه ِ عَزَّ و جلَّ

سلمان فارسى : از شش چیز در شگفتم: سه چیز آن مرا مى خنداند و سه چیز دیگر به گریه ام مى اندازد.

آن سه چیز که مرا به گریه مى اندازد:

  1. جدایى از دوستان، یعنى محمّد صلى الله علیه و آله است
  2. و هراس و وحشت قیامت
  3. و ایستادن در پیشگاه خداوند عزّ و جلّ

و اما آن سه چیزى که مرا به خنده وا مى دارد: و أمَّا التی أضحَکَتنِی

  1. یکى آن کسى است که در پى دنیاست، حال آن که مرگ در پى او مى باشد، فطالِبُ الدنیا و المَوتُ یَطلُبُهُ
  2. دیگرى کسى که در غفلت به سر مى برد حال آن که از او غافل نیستند و غافِلٌ و لیسَ بمَغفولٍ عَنهُ
  3. و سوم کسى که دهانش به خنده باز مى شود در صورتى که نمى داند آیا از او خشنودند یا ناخشنود. و ضاحِکٌ مِل ءَ فِیهِ و لا یَدرِی أ رُضِیَ لَهُ أم سُخِطَ

وارد مغازه یا محیطی میشی که دوربین مداربسته داره ... تحت مراقبت هست ... هیچ کاری نمیخوای بکنی ولی باز مراقبی ... آسانسور و ...

داستان بهلول و قبرستان (یه وقتی وزیر هارون الرشید بعضی‌ها هم نقل کردن خود هارون الرشید بود، داشت از این قبرستان عبور می‌کرد از کنار قبرستان چشمش افتاد به بهلول، بهلول یه آدم فهمیده‌ای بود که علی الظاهر خودش رو دیوونه جلوه می‌داد، نگاه کرد دید بهلول یه استخون‌ها رو ریخته جلو خودش داره این استخون‌ها رو نگاه می‌کنه.این استخون رو برمی‌داره می‌ذاره اینور، این یکی رو می‌ذاره اونور، از اونجا داد زد گفت: دیوانه چیکار می‌کنی؟ گفت این استخون‌ها سیل اومده، طوفان اومده، این قبرا رفتن کنار استخون مرده‌ها اومده بیرون. اینا رو گذاشتم دارم وزیر رو جدا می‌کنم، دکتر رو جدا می‌کنم، نجار رو جدا می‌کنم، کاسب رو جدا می‌کنم، فقیر رو جدا می‌کنم، امام جماعت رو جدا می‌کنم، می‌خوام اینا جدا باشه.اما هرچی نگاه می‌کنم یدونه فرق بین وزیر و گدا پیدا نمی‌شه .)

در دنیا مشغول چی بودی ؟ ملکات نفس ما چی هستن؟

داستان آیت الله همدانی انصاری

 تو بغداد من داشتم از کنار قبرستان بغداد عبور می‌کردم دیدم یه جنازه‌ای رو می برند برای تشییع، من اون میت رو ،اون کالبد برزخی رو دیدم خود میت رو من دیدم، نه اون جنازه رو ها، اون مثال برزخی شو من دیدم. دیدم که مردم میگن لا اله الا الله او نمی‌تونه بگه لا اله الا الله چرا ؟

چون تو این دنیا زبونش به لا اله الا الله نمی‌چرخید ،می‌گفتن لا اله الا الله نمی‌تونست بگه. بعد التماس می‌کرد به مردم، مردم دارن می‌برن منو چال کنن نذارید.

 *** طوری زندگی کنیم که بتونیم آخر خط بتونیم نام اهل بیت رو ببریم ***

داستان مجسم شدن مثل آدم یا حیوان؟ ...

یه آقایی بوده اینو مرحوم ارباب از استاد خودشون جهانگیرخان قشقایی نقل می‌کردند می‌فرمودند که با یه واسطه‌ای از آقایی بوده به نام بدیع.

این آقا میاد پیش آیت الله میرزا حسن نایینی عرضم به خدمتتون ، میگه من می‌خوام عالم برزخ رو ببینم، اونورو ببینم، ایشون می‌فرماید که من بلدم بهت بگم اونور رو ببینی منتها اینا یه پیامدهایی داره کسی که اونورو می‌بینه یه اتفاقای بدی هم براش میفته من دارویی ندارم ،ذکری ندارم از اون پیامدها نجاتت بدم.ایشون می‌فرماید که من هرچی مشکلی شد، بدبختی بود مال خودم شما بگو اونور ذکری به من بگید اونور رو بتونم ببینم. میگه به گردن خودت؟ میگه به گردن خودم. یه ذکری بهش یاد میده که .می‌فرماید من تو هیچ کتابی ندیدم این ذکر رو، توی جایی ندیده بودم، یه به زبان خاصی. به من فرمود تو پنجشنبه برو قبرستون تخت فولاد این اذکار رو بگو تو برزخ رو خواهی دید. میگه من اومدم اونجا.برزخم همین الان هست ،ما همین الان تو برزخیم به یه معنا میگه من اومدم تو قبرستان تخت فولاد یه عصر پنجشنبه بود وایسادم اونجا ،رو به قبرها کردم شروع کردم اون اذکاری که مرحوم نایینی فرموده بودند به زبان آوردم. یک دفعه دیدم پرده از جلو چشمام رفت کنار ،دیدم بالای هر قبری یک حیوان نشسته دیدم که بعضی از این حیوون‌ها خرسن . خرس مثل بی‌دینیه، اونی که تو دنیا نسبت به دین خیلی اهمیت نمیده، لاابالیه ،خیلی مهم نیست براش دین، نسبت به دین مهم نیست براش این خرس محشور می‌شه.این خرس محشور میشه، میگه دیدم بعضی هاشون سگن، بعضی‌هاشون خوکن، بعضی‌هاشون.جالب‌تر این بود که دیدم بعضی از اینا ترکیبی‌اند ،گردن ،گردن گرگ. سر، سر خرسه، بدن ،بدن مثلاً چیه؟ تو این وسط دیدم تک و توک آدمم هست، حیوونا بالای قبرها نشسته بودند هر کدوم این طرف، اون طرف رو نگاه می‌کردن، هیچی ،اما دو سه تا آدم بودن اونا رو دیدم یکیشون حمله کرد سمت من سمت سینه من، نزدیک شد فریادی زد بر سرم که آقای بدیع با ما چیکار کردی؟ ما رو کشوندی اینجا؟ میگه این وقتی اون طور گفت من غش کردم افتادم زمین به هوش که اومده بودم دیدم هوا تاریک اومدم سمت استاد خودمون، استادم وقتی منو دید فرمود آقای بدیع دیدی گفتم بله فرمود یه جوری زندگی کن مثل اون آدما بمیری یه جوری زندگی نکن که حیوان محشور.

 

حالا در این ایام چه کنیم که زندگی خیر داشته باشیم و مرگ خوب؟

کارهای بعضا ساده اما مهم :

رعایت حقوق متقابل انسان‌ها

حقوق فرزندان: مهربانی و رعایت عدالت.

پیامبرفرمود پدری تو خونه اگه با بچه هاش مهربونی بکنه؛  خدا در قیامت با او مهربونی می‌کنه.

رعایت حقوق والدین ؛ در زمان حیات و مرگ
رسولالله؛  لَمّا سُئلَ عن بِرِّ الوالِدَینِ بَعدَ مَوتِهِما: نَعَم ، الصَّلاةُ عَلَیهِما ، و الاستِغفارُ لَهُما ، و إنفاذُ عَهدِهِما مِن بَعدِهِما ، و صِلَةُ الرَّحِمِ الّتی لا تُوصَلُ إلاّ بِهِما ، و إکرامُ صَدیقِهِما .حدیث

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در پاسخ به سؤال از نیکى کردن به پدر و مادر بعد از فوت آنان ـ فرمود :

دعا کردن براى آنها،

آمرزش خواستن برایشان

و اجرا کردن وصیت هایشان بعد از مرگ آنها

صله رحم کردن با خویشان آنها،

احترام گذاشتن به دوستان آنان.

... روایت دیگر ادای دیون آنها

... زیارت رفتن به نیابت

(داستان پسر بزرگ قبول نداشت حافظ بخوان روضه ؛ امروز مراسم دوباره هفته بعد مراسم همه رو رعایت ؛ چرا چون در خواب دیدم ... اذیت هستند)

خدای متعال به آبروی محمد و آل محمد همه رو آگاه به انجام وظایفمون بگرداند،

 

شهید هاشمی‌نژاد ایشون میگه تو  لحظات جان دادن آقای کوهستانی همینجوری اشک جاری می شد ، بعد گفتیم آقا چرا گریه می‌کنی؟ شما که کارتو کردی ؟

می گفت نه آقا اینطوری نیست دستم خالیه دارم میرم دستم خالیه، سلام منو به امام رضا برسونید بگید شیخ محمد داره میاد ،دستش چیه؟ خالیه برید بگید تو اون لحظاتی که جان کندن هست لحظات دفن تو اون لحظات شب اول قبر

 به مولا علی گفتن چی سخته؟ چی سخت تره؟

 فرمود سخت شب اول قبره،گفتن چی سخت تره؟

آقا فرمود سخت‌تر اینه که شب اول قبر دستت خالی باشه،

 

 فقط دلمون به یه چیز خوشه .

حب علی و اولاد علی
 

  1. خب امشب به جهت یاد بود این ... مکرم و ارجمند و شیعه حضرت زهرا و علی جمع شدیم
  2. جمع شدیم این جا تعزیت بگیم،
  3. تسلیت بگیم به بچه های این عزیز از دست رفته

 

متن روضه : حضرت زهرا ... فدای مادر

من عرضم کنم که فدای مادری بشم که ۱۸ تا بهار بیشتر از زندگیش نگذشت

فدای اون مادری بشم که جلو چشمش شوهر مظلومش رو زدن

دست شوهر مظلومش رو بستن

فدای اون مادری بشم که جلو چشم بچه‌هاش او رو زدن

برا فاطمه زهرا امشب ناله بزنیم

حتماً خدا هیچ خونه‌ای رو،  بی مادر نکنه

مادرم/ پدرم خواست فقط نوکر زهرا باشم

نوکر خوبترین مادر دنیا باشم

 

چشم او چشمه ی الطاف کثیر عشق است

تا که من تشنه لب کوثر اعلی باشم

 

چادر خاکی او حق شفاعت دارد

پس روا نیست که دلواپس فردا باشم

 

انتخاب همه ی ما به خدا با خود اوست

او خودش خواسته امروز من اینجا باشم

 

باید از غربت یک مادر هجده ساله

دم به دم همنفس ماتم عظمی باشم

 

چقدَر زود گل یاس علی پرپر شد

آمدم گریه کن ام ابیها باشم

 

من شنیدم وسط کوچه زمین افتاده

حق بده مضطرب کوچه ی غم ها باشم

 

پیش چشمان حسن دست علی را بستند

آمدم یاور تنهایی مولا باشم

 

ولی اینبار "خلیله" وسط آتش سوخت

خاک بر چشمم اگر اهل تماشا باشم

 

فاطمه گفت که باید همه جا گریه کن  ِ

کشته ی بی کفن و بی سر صحرا باشم

 

کار از کوچه به گودال کشیده... باید

دلپریشان غم زینب کبری باشم

 

جامه ی ماه دریدند به پیش مادر

سر ارباب بریدند به پیش مادر

  • M.M.HKH
۲۳
آذر
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

لینک مطلب

نکات ضروری برای ورود به به مدارس در ایام فتنه 1401:

نکات و مطالب ذیل ثمره تجربه نگاری از  ده ها ساعت حضور مبلغینِ کارکُشته در مدارس متوسطه دوره دوم در ایام فتنه ۱۴۰1 می باشد.

به اذعان اکثر مبلغین ، دانش آموزان در ایام فتنه و اغتشاشات اخیر به شدت حالت تهاجمی و مضطربانه ای پیدا کرده اند، از این رو برگزاری دوره های آموزشی بر مدار آرامش، صبر و اخلاق نیکو ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

  1. در صورتی که معمم هستید و میخواهید با لباس روحانیت وارد مدارس بشوید لازم است در ساعات غیر از زنگ های تفریح و صبحگاه که انبوه دانش آموزان در حیات مدرسه هستند ، وارد محیط آموزشی شوید. زیرا دانش آموزان در ساعات تفریح و ساعت صبحگاه پر از هیجان هستند و با دیدن یک روحانی معمم در مدرسه ممکن است شروع به شعار دادن نمایند.

بنابراین اگردر زمان زنگ تفریح به مدرسه رسیدید صبر کنید تا دانش آموزان به کلاس بروند و بعد وارد مدرسه شوید.

  1. در صورتی که می خواهید در ساعات تفریح در محیط حیاط و یا راه رو قدم بزنید، حتما بعد از حضور در چند کلاس این کار را انجام دهید زیرا بعد از حضور در چند کلاس تعدادی از دانش آموزان با شما احساس راحتی کرده و همین حس مثبت به سایر دانش آموزان منتقل می شود اما در صورت ناآشنایی ممکن است دانش آموزان نسبت به شما نگاهی بدبینانه پیدا کند.
  2. سعی کنید زنگ های تفریح یا زنگ های ورزش دانش آموزان را اشغال نکنید.
  3. اگر تجربه کافی در برگزاری کلاس ندارید هرگز کلاس ها را تجمیع نکنید، برگزاری جلسات در سالن همایش و نمازخانه مدارس را حتماً با حضور مدیر، ناظم یا یکی از معلمانی که دانش آموزان با آنها علقه و رابطه عاطفی دارند پیگیری کنید.
  4. حتماً قبل از ورود به هر کلاس بخواهید مدیر یا یکی از کادر مدرسه شما را به کلاس معرفی کند، بدون معرفی وارد کلاس ها نشوید زیرا برقراری ارتباط با دانش آموزان برای شما سخت خواهد شد.
  5. اگر در کلاس داری مبتدی هستید، حتماً سوال و جواب را به صورت کتبی انجام دهید، از برگزاری سوال و جواب به صورت شفاهی جداً خودداری کنید زیرا اثر گذاری کم شده و هیجانات باعث برهم خوردن جلسات می شود. اگر دانش آموزی سوال شفاهی پرسید او را دعوت کنید که سوال خود را به صورت مکتوب نوشته و به شما تحویل دهد با این روش تعداد زیادی از سوالات اصلاً پرسیده نمی شود.
  6. حتماً با طرح نامه و سیر محتوایی وارد کلاس بشویم ، از ورود بی برنامه به کلاس جداً خودداری کنید.
  7. با دانش آموزان بحث سیاسی نکنید، به اعتراف اکثر مبلغین کارکشته بحث های سیاسی در کلاس های دانش آموزی معمولاً پُرتنش و کم ثمر هستند، با یک سیر محتوایی فرهنگی یا نگاه کلان و تمدنی ، آرمان های ذهنی دانش آموزان را واکاوی کنید، آنها را نسبت به واقعیت های تاریخی و دشمنان فرهنگی و دشمنی های فرهنگی آشنا نمایید. از بحث ها وگفت و شنود های دو جانبه با لیدر های فکری کلاس ها اجتناب کنید و آنها را دعوت کنید بعد از کلاس گفتگو را ادامه دهند(عموما انجام نمیشود). شما باید برای همه کلاس برنامه داشته باشد نه فقط برای دو نفر.
  8. اگر به مدارس دخترانه میروید از دیدن دانش آموزانی که در کلاس شما کشف حجاب کرده اند شوکه نشوید، روش برخورد با این دانش آموزان تغافل است، باید وجود و عدم آنها را در کلاس لحاظ نکنید، با گذشت کمی از کلاسِ مهیج شما آنها حجاب را رعایت می کنند تا وارد بحث بشوند ، به محض مراعات حجاب آنها را مورد خطاب و توجه قرار دهید. با این کار ، کم کم اکثر دانش آموزانِ کشف حجاب کرده برای شرکت در جریان کلاس مراعات خواهند کرد.
  9. از بیان موضوع حجاب در جلسات اول جداً خودداری کنید، حجاب در حال حاضر موضوع مورد اختلاف بین شما و اکثر مخاطبان شماست، بهتر است از همدلی و نقاط اشتراک شروع کنید.   ابتدا محل اختلاف خود و دانش آموزان را نشانه نروید. با آرامش ابتدا یک پل به قلب دانش آموزان ایجاد کنید و سپس از منظر دلسوزی موضوعات مهم را با بیانی دلسورانه و محکم یادآوری کنید. شروع با موضوع حجاب باعث جانبداری دانش آموزان شده و نفوذ کلام شما را کم و کلاستان را کم رونق می کند.
  10. داده های دانش آموزان معمولا سطحی و سوالات آنها معمولاً مشابه است، اکثر دانش آموزانی که حضور فعال در اینستاگرام دارند به شدت مهاجم و عصبی هستند، اگر اصرار بر بحث سیاسی داشتند ، از این کلمه زیاد استفاده کنید: «من با شما بحث سیاسی ندارم، آمدم مطالبی را بیان کنم که معمولاً با شما دانش آموزان کمتر مطرح می شود». سعی کنید بذر امید در دل دانش آموزان بکارید، سعی کنید سیاهی ها را از ذهن آنها بزدایید.
  11. خواهشا اگر توان اداره کلاسی را نداشتید، حتماً کلاس را زودتر تمام کنید، میتوانید از کلماتی مثل این استفاده کنید: «خوب بچه ها برای امروز بسه، من الان خیلی حالم خوب نیست، آروم و بی صدا به حیاط بروید». خواهشاً به اصطلاح «کلاس ها را زخمی نکنید».

اداره ضعیف و ناقص یک کلاس پل های ارتباطی دیگران را نیز خراب میکند، به لیدرها مدال افتخارِ «خوب حالش رو گرفتیم» می دهد. معمولاً سخت ترین کلاس ها برای مبلغین کلاس هایی هستند که توسط مبلغین قبلی زخمی و خراب شده اند، اگر توان اداره یک کلاس را ندارید بسیار بهتر است که از ادامه آن کلاس انصراف دهید و با آرامش کلاس را تمام کنید و بر اداره نابهنجار کلاس پافشاری نکنید.

  1. در مدارس دخترانه حتماً صدای خود را ضبط کنید، نیاز نیست این مطلب را به کسی بگویید. توجه داشته باشید اولیای دانش آموزان را باید دشمن خود فرض نمایید.

یکی از مبلغین بسیار متخصص در امر مشاوره و کلاسداری دانش آموزی خاطره ای را نقل می کردند، در دفترمدیریت مدرسه تعدادی از دانش آموزان دختر گرد مدیر و این مبلغ جمع شده بودند و اصرار داشتند که زنگ بعدی نیز مبلغ به کلاس آنها بیاید، در همین حین مادر یکی از دانش آموزان وارد دفتر شده و به ناظم مدرسه می گوید: ببین بچه بسیجی داره با دخترای دانش آموز حال میکنه ، معلومه میخواد کسایی که شعار میدن رو شناسایی کنه و ...

این واقعیتی از ذهنیت اکثر اولیا نسبت به حضور شما در مدارس است، خاطرات مشابه این مورد ایام اخیر زیاد دیده و شنیده شده است. 

  1. در صورت بروز هر مشکلی بدانید دانش آموزان  و کادر مدرسه کاملا غیر صادقانه نسبت به شما رفتار می کنند، لطفاً صدای جلسات خود را ضبط کنید تا در صورت بروز مشکل بتوانید به آنها استناد کنید.
  2. یک طرحنامه محتوایی داشته باشید تا در صورت بروز هرگونه مشکلی محتوای شما قابل ارائه به ناظران بیرونی باشد.
  3. اگر هیجانات یک کلاس یا مدرسه بالا رفت کنترل خود را از دست ندهید هرگز عصبانی نشوید، نهایتا سکوت و نگاه معنادار داشته باشید. عصبانیت شما در مقابل یک دانش آموز دال بر ضعف در مقابل اوست.
  4. سعی کنید به مدارسی بروید که دانش‌آموزانِ بهتری دارند، امروزه دانش آموزان مذهبی در فشار و مضیقه هستند و معمولاً توسط سایر دانش آموزان مورد زخم زبان قرار میگیرند، تقریباً همه مبلغینی که به مدارس دخترانه رفتند، اعتراف دارند دانش آموزان دختر مذهبی توسط سایر دانش آموزان مورد طعنه قرار دارند، پس بدانید شما می توانید باعث قوت قلب دانش آموزان مذهبی شوید.
  5. اگر جلسات محدودی را با یک مجموعه دارید حتماً مدارس همفکر و مذهبی تر را انتخاب کنید. اگر قرار است فقط یکبار سر یک کلاس بروید، کلاسی را انتخاب کنید که دانش آموزان مذهبی بیشتری دارند تا بتوانید از حلقات نزدیک فکری پشتیبانی کنید.

ولی اگر برنامه تربیتی دارید و هر کلاس را حداقل سه مرتبه شرکت میکنید ، بهتر است کلاسهایی بروید که افراد همفکر کمتری دارند،

  1. فعالیت تبلیغیِ حداقلیِ شما اثرِ حداقلی خواهد داشت؛ در حالی که اکثر دانش آموزان تقریبا نیمی از ساعات بیداری خود را درگیر فضای مجازی هستند و شما تنها یک ساعت درسی با آنها ارتباط دارید، پس در این یک ساعت سعی کنید بهترین مطلب را با نگاه همدلی و برادری به آنها انتقال دهید تا اگر هدایت نشدند حداقل دشمن هم نشوند.
  2. برای هماهنگی مدارس از بالا هماهنگ کنید، معمولا مدیران مدارس با شما همکاری لازم را نخواهند داشت. البته مدیران دغدغه‌مند و انقلابی نیز هستند که همراه شما باشند اما بهتر است برای هماهنگی حضور در مدارس از آموزش و پرورش نامه حضور داشته باشیم تا در صورت بروز مشکل حامی داشته باشد.
  • M.M.HKH
۱۸
آبان
۰۱

آموزش «طرح‌نامه نویسی»

در فعالیت های فرهنگی و اجتماعی

دریافت فایل
عنوان: آموزش طرح نامه نویسی برای فعالیت های فرهنگی اجتماعی.pdf
حجم: 666 کیلوبایت

*************************************************************************************************

مقدمه:

قبل از انجام هر فعالیت فرهنگی و اجتماعی، لازم است ابتدا یک نقشه منطقی و عملیاتی طراحی شود. وجود پشتوانه فکری و نظری قوی در هر فعالیت فرهنگی و اجتماعی، ضامن بقا، استحکام و ارتقای آن فعالیت است.

امروزه یکی از بزرگترین مشکلاتِ کارهای فرهنگی عدم وجود پشتوانه فکریِ منسجم و نظام مند است و عموم این نوع فعالیت ها با رویکردی بشدت عملگرایانه صورت می پذیرد و اصطلاحاً از فرمول «راه بنداز ، جا بنداز» استفاده می کنند.

البته استفاده از این منطق کاری می تواند در کوتاه مدت ثمرات خوبی به همراه داشته باشد، اما بی توجهی به برنامه و نقشه راه منطقی و نظام‌مند باعث می شود نقاط کور زیادی در جوانب کار بوجود آید و در نهایت این عدم جامعیت موجب کوتاه شدن عمرِ اغلبِ فعالیت های فرهنگی و اجتماعی می شود. حرکت های کلان و عمده فرهنگی معمولا دارای یک پیشتوانه فکری و نقشه راه عملیاتی منسجم می باشند.

این نوشتار در سدد آموزش طرح نامه نویسی برای اتقان در کارهای فرهنگی و اجتماعی است.

بخش اول این نوشتار «الگوریتم فکری» را بررسی کرده و سپس به تبیین «گام های اجرایی» پرداخته خواهد شد.

*************************************************************************************************

فهرست مطالب

بخش اول : نگارش «الگوریتم فکری»_ 4

1. هدف شناسی: 5

o اهداف کلان : 5

o اهداف خرد : 6

o زمان سنجی : 6

o مانع سنجی: 7

2. محتوا یابی: 9

o محتوای مُدَوَّن و مکتوب: 9

o محتوای غیرمدون: 9

3. مخاطب شناسی: 10

o منطق «تور ماهیگیری» : 10

o مخاطب مستقیم: 11

o مخاطبان غیر مستقیم: 12

4. ابزار شناسی: 13

o نیروی انسانی_ 13

o منابع مالی_ 13

o منابع غیر مالی_ 13

5. نظامِ ارزیابی و آینده پژوهی: 15

بخش دوم : گام های اجرایی_ 16

چند نکته:

 

*************************************************************************************************

بخش اول : نگارش «الگوریتم فکری»

منظور از فعالیت فرهنگی چیست؟

کار فرهنگی یعنی: برای رسیدن به اهدافِ مد نظر ؛ محتوای فرهنگی توسط ابزارهای گوناگون به گروه های مخاطب منتقل شود.

 

در این بخش سختاری معرفی می شود که با ورود اطلاعات مورد نظر به آن میتوان یک درختواره و نقشه راه برای انجام فعالیت های فرهنگی و اجتماعی را اصطیاد نمود.

در این الگوریتم ساختاری پنج وجهی با منطق لایه ای حاکم است ، به این معنا که هر عنوان در لایه های مختلف از نزدیک ترین حلقه (مجریان) تا دورترین مخاطبان تعریف و تشریح می گردد.

 

این الگو شامل پنج ضلع زیر است :

  1. هدف شناسی:  برای پی ریزی هر حرکت اجتماعی و فرهنگی ، باید هدف شناسی و هدف گذاری مناسب مد نظر قرار گیرد.
  1.  محتوا یابی: کشف، رصد و پایش محتوای متناسب با اهداف می باشد.
  1.  مخاطب شناسی: رکنِ اصلی هر کار، مخاطب شناسی و مخاطب پژوهی می باشد. باید در سطوح مختلف، مخاطبان را با توجه به عمق اثرگذاری و وسعت اثرپذیری بررسی و مطالعه نمود و آنها را در دسته های مناسب گروه بندی کرد.
  1.  ابزار شناسی: برای پیشبرد هرگونه فعالیت فرهنگی اجتماعی شناخت و سنجش دقیق ابزارهای موجود و ممکن یکی از اساسی ترین مولفه ها می باشد. معمولا ریز بینی و موشکافی در بر شمردن ابزارهای در دسترس از مغفول مانده ترین موارد در یک فعالیت فرهنگی اجتماعی می باشد.
  1. نظامِ ارزیابی و آینده پژوهی: بعد از چینش چهار رکن قبل باید یک مکانیزم ارزیابی و بازخورد گیری از فعالیت ها نوشته شود، تاکید می شود باید در مرحله آغاز کار این مکانیزم ارزیابی برای کل طرح در نظر گرفته شود. نقطه شروع و نقطه صفر پروژه مشخص شود تا بتوان بعد از گذشت مدتی ارزیابی منطقی از میزان رشد مجموعه انجام شود و بعد از آن با توجه به نوع عملکرد ، آینده پژوهی صورت گیرد و افق های آینده مشخص شود.

الگوریتم کار فرهنگی

 

*************************************************************************************************

توضیح و تفصیل:

یک فعال فرهنگی میخواهد؛  برای رسیدن به اهدافِ مد نظر ؛ محتوای فرهنگی خود را توسط ابزارهای گوناگون به گروه های مخاطب منتقل کند.

 

1. هدف شناسی:

برای پی ریزی هر حرکت اجتماعی و فرهنگی ، باید هدف شناسی و هدف گزاری مناسب مد نظر قرار گیرد.

  • هدف نویسی باید شامل چند محور اساسی باشد: (اهداف کلان ؛ اهداف خرد ؛ مانع سنجی ؛ زمان بندی )
  • o اهداف کلان :
  • ضرورتا دستیابیِ تام و کامل به همه اهدافِ کلان ممکن نخواهد بود لکن باید شدیدا نسبت به انحراف از اهداف کلان حساس بود.
  • اهداف کلان ریل هایی هستند که حتی اگر به انتهای راه نرسیم تا بی نهایت طرح را برنامه ریزی می کنند، پس نسبت به انحراف از ریل های اصلی حساس باشید. 
  • o اهداف خرد :
  • این اهداف شامل تمامی ضرورت سنجی های ذهنی شما برای شکل دادن به یک فعالیت فرهنگی می باشد. از این روی باید ضرورت سنجی و دغدغه سنجی هایی منطقی و مناسب را در نظر بگیرید
  • در نگارش اهداف خُرد باید نسبت به سایر اضلاع الگوریتم نیز دقت داشت، در واقع علت نامگذاری این نوشتار به «الگوریتم فکری» این است که، هیچ یک از جوانب پنجگانه را نمی توان بدون در نظر گرفتن سایر اضلاع نوشت. بنابراین در نگارش اهداف خرد باید یکبار در مرحله مقدماتی اهداف را با توجه به دغدغه های ذهنی نوشت و سپس در مرحله دوم و بعد از نگارش بخش های دیگر -مخاطب شناسی، محتوا یابی و ابزار سنجی- دوباره اهداف خُرد را -با توجه به داده های منسجم شده از میدان فعالیت-بازنویسی نمود.
  • o زمان سنجی :
  • یکی از اصلی ترین فجایع و آفات فعالیت های فرهنگی ، عدم زمان بندی می باشد.
  • هر طرح نامه فرهنگی باید در یکی از 4 قالب زیر زمان بندی، برنامه ریزی شود:
  • یا کوتاه مدت (حدود یک تا 3 سال)
  • یا میان مدت (حدود 3 تا 5 سال)
  • یا بلند مدت (حدود 5 تا 10 سال)
  • یا طرح های کلان و راهبردی ( 10 تا 15 سال به بالا!)
  • عدم توجه به ظرفیت ها و زمانبندی طرح ها معمولا باعث سر خوردگی شدید فعالین فرهنگی می شود. (عمرم را پای فلان کار گذاشتم الان هیچ!)
  • باید هر طرح فرهنگی یک تقویم دقیق داشته باشد. باید آغاز و پایان فعالیتها مشخص باشد تا بتوان با یک نظام ارزیابیِ منطقی مقدار رشد افراد و یا تنزل افراد را در طول طرح پایش نمود.
  • قرار نیست یک طرحنامه ثابت تا پایان دنیا نقشه راه فعالیت فرهنگی ما باشد.
  • مثلا کانون فرهنگی یک مسجد باید اهداف طرح خود را نهایتا در یک زمانبندی 3 ساله تعریف کند و بعد از پایان سه سال اگر توان ادامه کار وجود داشت طرح را از اول باز نویسی کنند و ادامه دهند و اگر نتوانستند با پیروزی پایان این نقشه و عملیات فرهنگی را اعلام کنند. (نه اینکه آنقدر بی برنامه پیش بروند تا فرسایش زمانی کار شان را به شکست و پایان بکشاند.)

اکثر ظرفیت های یک کانون در مدت سه سال استفاده می شوند، اگر نقشه عملیات مناسب باشد در طول سه سال ظرفیت های جدیدی ایجاد خواهد شد، که البته بکار گیری آنها نیاز به برنامه ریزی دوباره دارد و گاهی نیز ظرفیت های جدید بدست نمی آید و با پایان طول مدتِ طرح نامه باید با یک اختتامیه دقیق طومار آن فعالیت را به طور مناسب و هدفمند پیچید تا سایه ی یک پایانِ پُر تلاطم (و یاس مجریان طرح)، کل خدمت را تحت الشعاع قرار ندهد.

کثیری از نیروهای جوانِ اجرایی در طول فعالیت متاهل یا شاغل می شوند ، گاهی طلبه یا دانشجو میشوند ، برخی از بانیان از طرح فاصله میگیرند و از همه مهم تر گروه های هدف و مخاطبان تخصصی رشد می کنند و از دایره مخاطبان طرح خارج میشوند ، قرار نیست فعالیت فرهنگی ما تا آخر عمر با یک الگو اداره شود گاهی لازم است تعدیل شود و گاهی نیز می تواند گسترش یابد ، در هر صورت باید ابتدا و انتهای هر نقشه عملیات فرهنگی مشخص باشد تا بتوان آن فعالیت را درست ارزیابی کرد.

  •  
  • o مانع سنجی:
  • آخرین رکنِ بخش هدف شناسی ، مانع سنجی است.
  • مانع سنجی در واقع حالت منفی شده ی اهداف خُرد است. به این معنا که برای رسیدن به اهداف کلان نیاز است از برخی موانع عبور کنید.
  • در نگارش مسائلی که ممکن است مانع تحقق اهدافتان شود ، شدیدا دست و دل باز باشید تا جایی که حتی از نوشتن کیفیت هوا در فصول سال و کم شدن جوهر خودکار تان هم چشم پوشی نکنید. - ! -

بنا بر این شما می خواهید؛ در راه رسیدن به اهداف کلان خود، برخی از اهداف خُرد را در یک دوره زمانی مشخص با در نظر گرفتن برخی موانع به منصه ظهور برسانید.

 

*************************************************************************************************

2. محتوا یابی:

یکی از  اساسی ترین ارکان هر فعالیت کشف، رصد و پایش محتوای متناسب با اهداف می باشد.

  • برای رسیدن به اهداف معین شده در قسمت قبل لازم است محتوایی متناسب را جستجو کنیم تا
  • اولا سطح معرفتی کار افزایش یابد
  • درثانی مهارت افراد و پروژه را برای رسیدن به اهداف افزایش دهد.
  • البته نیاز نیست از همان اول کار و زمان نگارش الگوی فکری در همه شاخه های زیر، اطلاعاتی جامع و کامل را جستجو و تدوین کنیم ، گاهی یک جزوه کاربردی می تواند اکثر نیازهای محتوایی یک فعالیت محدود فرهنگی را پشتیبانی کند.
  • در گام اول باید محتوای فکری و سطح معرفتی پروژه را افزایش داد و سپس در خلال اجرای طرح می توان بصورت جزیی و موردی به گنجینه های محتوایی زیر رجوع کرد و اطاعات مورد نیاز را جستجو نمود.
  • محتوای فکری را می توان در دو گروهِ تقسیم بندی نمود:
  • o محتوای مُدَوَّن و مکتوب:
  • دینی و معرفتی:
  • قرآن
  • روایات
  • کتب و سخنرانی اندیشمندان و دین شناسان (حضرت امام و آقا)
  • غیر دینی و مهارتی:
  • تجربیات مکتوب سایرین
  • علم روانشناسی
  • علوم تربیتی
  • علوم سیاسی
  • تربیت بدنی
  • و ...
  • o محتوای غیرمدون:
  • تجربه پژوهی از افراد با سابقه و کارهای انجام شده آنها
      •  
    • چرخ را از اول اختراع نکنید!
    • تجربه پژوهی و مطالعه سایر فعالیت های انجام شده یکی از مهمترین و موثرترین عوامل پیشرفت فعالیت شما خواهد بود با الگوگیری از فعالیتهای دیگران می توانید تا حد زیادی با چالشهای موجود در کار و راهکار های رفع آنها آشنا شوید.
    • ممکن است شما به لحاظ دانش و مهارت از مجموعه های همتراز خود قدرتمند تر باشید لکن کسب تجربیات میدانی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. گاهی جلسه ای یک ساعته با یک فعال فرهنگی با سابقه می تواند دروازه های جدید و افق های تازه ای را برای کارهای شما بگشاید.
    • غرور و تکبر یکی است اصلی ترین چالش های کار فرهنگی در جامعه ما می باشد  
  • نظر سنجی و بررسی و تحلیل میدانی

*************************************************************************************************

3. مخاطب شناسی:

یکی از اصلی ترین ارکان کار فرهنگی، مخاطب شناسی و مخاطب پژوهی می باشد که باید در سطوح مختلف و با توجه به عمق اثرگذاری و وسعت اثرپذیری مورد ارزیابی قرار گیرند و در دسته های مناسب گروه بندی شوند.

در ادبیات لجستیکی گاهی از منطق «تور ماهیگیری» استفاده می شود، یعنی بدلیل مجاورت و همگرایی بالای افراد در حلقه های اولیه، میزان اثر پذیری آنها از یکدیگر و اثر گذاری آنها بر لایه های پایین تر بسیار زیاد است و هر چه از حلقه های اولیه مخاطب دور تر برویم، میزان فشار و درگیری آنها با فعالیت های ما کم تر میشود، تا آخرین حلقه ها که گاها کمترین وابستگی و اثر پذیری را تجربه می کنند.

بنابراین حلقه های اولیه مخاطبان باید عمیق‌ترین، وسیع‌ترین و بیشترین تأثیر فکری را از فعالیت‌های فرهنگی دریافت کنند. پس می بایست متصدیان امور توان کاری خود را با این منطق توزیع کنند.

 

منطق تور ماهیگیری

به عنوان مثال، اگر 80 درصد از انرژی و توان گروه صرف برنامه ریزی و آموزش حلقه های پایین و آخر مخاطب شود، در مقایسه با زمانی که 40 درصد انرژی صرف آموزش حلقه های بالا می شود، نتایج بسیار ضعیف تر خواهد بود.

 

با منطق لایه ای باید مخاطبان دسته بندی بشوند و مناسب با نیازها و البته میزان وابستگی آنها به مجموعه برنامه مناسب برای آنها تدارک دیده شود.

  • یکی از نکات مهم و مغفول مانده در کارهای فرهنگی و اجتماعی، برنامه ریزی برای رشد خودِ مجریان و متصدیان امور است.

غالباً مجریان و متصدیان خود را در دایره مخاطبان قرار نمیدهند و برای رشد و ارتقای خود برنامه ریزی نمی کنند، حال آنکه با توجه به همگرایی و همدلی و دغدغه مندی بالا در این لایه مخاطب؛ باید ابتدا برای رشد همین افراد برنامه ریزی انجام شود.

در ادبیاتِ دینی نیز به این مهم اشاره شده است، آنجا که خداوند متعال به پیامبر خود می فرماید:« إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ». اگر خودِ فعالان فرهنگی در فرایند کاری به دنبال رشد و ارتقا نباشند و نتوانند در این مسیر در جنبه های مختلف فردی و اجتماعی خودسازی انجام دهند بزرگترین و بالاترین سرمایه سوزی را انجام داده اند.

  • انقلاب اسلامی امروز به «سرداران فرهنگی» نیاز دارد نه «کوتوله های فرهنگی».
  •  جز با برنامه ریزی دقیق و هدفمند شخصیتِ سردار و ژنرال فرهنگی شکل نخواهد گرفت.  این بسترهای خُردِ فرهنگی بهترین سنگر برای شکل گیری شخصیتِ دینی و مدیریتی در فعالان فرهنگی است و اگر افراد از این بسترهای مناسب برای رشد و ارتقاء معرفتی و مهارتی خود استفاده نکنند، حقا خسران عظیم کرده اند.
  • بنابراین اولین حلقه مخاطب در هر طرح و عملیات فرهنگی خود فعالان فرهنگی هستند.
  • برای دانش افزایی ، مهارت افزایی و به روز شدن اندیشه تیم خود برنامه ریزی کنید در کار های فرهنگی علاوه بر ابزار ، به افراد ماهرت نیز نیاز است.
  • سپس با منطق «تور ماهیگیری» و در نظر گرفتن همگرایی و شباهت های مخاطبان آنها را گروه بندی می کنیم.
  • معمولاً می توان مخاطب را در دو گروهِ مخاطبان مستقیم و مخاطبان غیر مستقیم تقسیم بندی کرد.
  • مثلاً در کانون فرهنگی مسجد:
  • o مخاطب مستقیم:
  • حلقه اول : فعالان و متصدیان مجموعه
  • ( مثلا: برنامه نماز اول وقت ؛ آموزش گزارش و تجربه نویسی ؛ درس اخلاق ؛ سیر مطالعاتی تخصصی و ... )
    •  
  • حلقه دوم: اصلی مخاطب
  • ( گروه اصلی مخاطب دانش آموزان هستند؛ با توجه به دو بُعد روح و جسم ، باید برنامه ریزی همه جانبه  صورت پذیرد، مثلا: فعالیتهای ورزشی ، معنوی ، مهارتی و...)
      •  
  • ابتدایی
  • راهنمایی
  • دبیرستان
  • o مخاطبان غیر مستقیم:
  • (معمولا از تولیدات حلقه دوم استفاده میکنند ، به عنوان مثال اهل مسجد از نمایشگاه دفاع مقدس که حلقه دوم اجرا کرده اند بازدید می کنند و از مکبر و موذن نوجوان استفاده می کنند. خانواده ها از ثمرات آموزش احترام به والدین بهره می گیرند. اهل محل از سیاه پوشی در ایام شهادت یا ایستگاه صلواتی بهره می برند.)
    •  
  • حلقه سوم : نمازگزاران مسجد و اهل مسجد
  • حلقه چهارم: خانواده ها
  • حلقه پنجم: اهل محل

*************************************************************************************************

4. ابزار شناسی:

یکی از اساسی ترین مولفه ها برای پیشبرد هرگونه فعالیت فرهنگی اجتماعی شناخت و سنجش دقیق ابزارهای موجود و ممکن می باشد.

  • ظرفیت سنجی دقیق و نگاهی جامع به امکانات در دسترس یکی از اصلی ترین مولفه های قوت برای یک مجموعه ی فرهنگی است که متاسفانه معمولا بسیار ساده از کنر ظرفیت های موجود و ممکن عبور می گردد.
  •  اگر مجموعه ای نتواند دارایی‌های خود را به درستی تبیین و شناسایی کند قطعا نمی‌تواند کارآمدی خود را به بالاترین سطح ممکن برساند.
  • در اکثر موارد برای پیشبرد اهداف فرهنگی نیاز به بودجه سرشار نیست بلکه نیاز به دقت بسیار در امکانات موجود و کشف و شناسایی استعداد های ممکن است.
  •  غالبا مجموعه‌های فرهنگی در تلاشند ناکارآمدی خود را با جذب بودجه‌های دولتی پوشش دهند در حالی که اگر ابزارهای موجود در اطراف خود را دقیق تر واکاوی و بررسی نمایند خواهند دید این امکانات برای پیشبرد اهداف و حتی تکامل طرح های آنها کافیست.
  • ابزار شناسی به چه معناست؟ هر شئی که بتواند در راه رسیدن به اهداف فرهنگی به ما کمک کند در زمره ابزارهای فرهنگی ما قرار خواهد گفت.
  • این ابزارها در چند شاخه دسته بندی می شود:
    • o نیروی انسانی
        • بالفعل ( چه مقدار و در چه زمینه هایی قابل استفاده هستند ؟ )
        • بالقوه  (چه راه کاری برای به فعلیت رساند آنها وجود دارد؟ )
    • o منابع مالی
        • بالفعل ( چه مقدار قابل استفاده هستند؟ )
        • بالقوه  ( چه راه کاری برای به فعلیت رساند آنها وجود دارد؟ )
          • توجه به نکاتی از قبیل : برآورد کلی از هزینه ها + تنظیم سند مالی + جدول هزینه کرد + راهکارهای تامین بودجه  و... در این مرحله صورت می گیرد
          • وجود انضباط مالی یکی از ضرورت های کار فرهنگی می باشد از آنجا که معمولاً محدودیت منابع مالی در همه پروژه های فرهنگی وجود دارد، تقسیم و توزیع مناسب سرمایه مالی امری اجتناب ناپذیر است و همچنین حسابرسی دقیق باعث صرفه جویی و حفظ منابع محدود کارهای فرهنگی می شود.
          • توصیه می شود در حسابرسی امورمالی مستبدانه عمل کنید و به هیچ عنوان زیر مجموعه خود را عادت به بی انضباطی مالی ندهید، هزینه ها را بر اساس برنامه یکی از ضرورت‌های دوام یک فعالیت فرهنگی است   .
          • سعی کنید برای جذب بودجه و منابع پایدار برنامه ریزی کنید ، یکی از مهمترین نیازهای هر مجموعه داشتن یک گزارش کار منسجم برای ارائه به ارگان های فرهنگی و جذب سرمایه از خیرین میباشد بنابراین گزارش نویسی و مستندسازی را جدی بگیرید  
          • شفافیت مالی یکی از ضرورتهای انجام پروژه های فرهنگی و اجتماعی است بسیار دیده شده فعالان فرهنگی متهم به بی انضباطی مالی و حیف و میل سرمایه ها شده اند برای اجتناب از این دام اقتصادی بهتر است تا آنجا که می توانید شفاف عمل کنید  

( اعم از بالفعل و بالقوه و هر آن چیز که قابل نوشتن باشد حتی خودکار در دست شما )

        • امکانات محیطی
        • امکانات و تجهیزات الکترونیکی
        • امکانات ورزشی
        • امکانات و توانمندی های دیجیتال و فجازی
        • و ...

ریز بینی و موشکافی در بر شمردن ابزارهای در دسترس یکی از اساسی ترین وظایف شما به عنوان فعال فرهنگی است.

به عنوان مثال امکانات محیطیِ بالفعل برای کانون فرهنگی یک مسجد:

  • امکانات محیطی:

صحن مسجد ، کلاس و پارتیشن هایی که در اختیار دارید، فضای ورزشی، سرویس بهداشتی، کفشداری آشپزخانه، انبار، حتی راهرو، تعداد و محل قرارگیری تابلوهای اعلانات و ... و هر فضایی که توانایی بهره مندی و به‌کارگیری آن را دارید ا می بایست لیست کنید؛ بعد از موشکافی دقیق این امکانات خواهید دید مثلا محیطِ کفشداری مسجد فضای مناسبی برای انتقال پیامِ نظم به مخاطبان است. آیا سجاده هایی که همواره در جلوی چشم مخاطبان است نمی تواند یک ظرفیت تبلیغی باشند؟ آیا نمی توان از محیط سرویس بهداشتی و وضو خانه برای انتقال یک مفهوم فرهنگی استفاده کرد؟ :)

  • امکانات و تجهیزات الکترونیکی:

نوع و توان برق مسجد؛ نوع و توان سیستم صوت ، توان و محل قرارگیری باند ها، کیفیت نورپردازی و امکانات ارتقاء آن و ...

*************************************************************************************************

5. نظامِ ارزیابی و آینده پژوهی:

بعد از چینش چهار  رکن قبل باید یک مکانیزم ارزیابی و بازخورد گیری از فعالیت ها نوشته شود

  •  موکدا توصیه می شود در مرحله آغاز کار مکانیزم ارزیابی برای کل طرح در نظر گرفته شود.
  • نقطه شروع و نقطه صفر پروژه مشخص شود تا بتوان بعد از گذشت مدتی ارزیابیِ منطقی از میزان رشد مجموعه و رصد و پایش فعالیت های انجام شده انجام داد و بعد از آن با توجه به نوع عملکرد ، آینده پژوهی و افق های آینده را مشخص نمود.
  • نظام ارزیابی را نیز مانند سایر بخشهای طرح نامه باید به منطق لایه ای به رشته تحریر در آورده. به این معنا که هر کار گروه و هر مجموعه باید برای خود و زیر مجموعه خود یک فایل ارزیابی تدوین کند و نیز به همین منوال مجموعه های بالادستی نیز بر کارها نظارت کنند.
  • جلساتِ هم اندیشی و ارزیابی باید به طور مستمر برگزار شود، در لایه های پایین که ارتباطات تنگاتنگ و روزمره است این جلسات می تواند کوتاه تر ولی دائمی باشد. اما در بالا دست می بایست به طور مشخص در بازه های زمانی از پیش تعیین شده مثلاً هر دو هفته یکبار یا ماهی یکبار جلساتی با موضوعِ ارزیابی و پیگیری ماموریت ها برگزار گردد و پیشرفت پروژه دائما بررسی شود تا از بروز انحرافات جلوگیری شده نقاط قوت شناسایی و نقاط ضعف ترمیم گردد.
  • همچنین می بایست این نظام ارزیابی برای خود مخاطبان نیز روشن و در دسترس باشد، به این معنا که مثلاً در طول پروژه مخاطبان درجه دوم، سوم، چهارم و... مثلاً توسط فرم های نظرسنجی مورد نظرخواهی قرار گیرند تا سازه های ذهنی آنها به مجریان منتقل شده و از طرفی دغدغه ها، ایده ها و راهکارهای آنها نیز شنیده شود.
  • یک ساختار ارزیاب و عیب جو میتواند همچون مشعلی فروزان در دل تاریکی شب راهنمای فعالیت فرهنگی و اجتماعی شما باشد؛ گاها نفس انسانی بعد از مشاهده پیروزیهایی مقطعی به خود غره شده و توان نقدِ منصفانه خود را تا حدودی از دست میدهد تا جایی که دیگر وجود نواقص یا طرح های مترقی تر را قبول نمیکند، به همین دلیل اگر ساختاری منطقی برای شناسایی عیوب کار توسط خود متولیان ایجاد شود، در پذیرش مشکلات و رفع و آینده سازی مجموعه بسیار اثرگذار خواهد بود.

 

*************************************************************************************************

بخش دوم : گام های اجرایی

بعد از ترسیم نقشه فکری فعالیت فرهنگی و اجتماعی خود اکنون به مرحله اجرا رسید اید.

گام اول: پیدا کردن افراد همفکر و همسو و تشکیل گروه.

قدم دوم: تقسیم کار و ایجاد کارگروه های اجرایی و فکری و تولید قطعات کوچک (پروژه های کوچک) برای پازل فرهنگی.

  • باید افراد با توجه به خصوصیات برتر شخصیتی گروهبند شوند، مثلا افرادی که در زمینه کارهای اجرایی توانایی بیشتری دارند کارگروه های اجرایی را بر عهده گرفته و کسانی که توانایی فکری بیشتری دارند در کارگروه های محتوایی قرار گیرند.
  • در صورتی که فعالیت شما یک فعالیت گسترده فرهنگی میباشد نیاز است کارگروه‌های متعدد و تقسیم کار بصورت جزئی صورت گیرد؛ اما اگر یک فعالیت فرهنگی محدود مثل یک هیئت خانوادگی را مد نظر دارید می توانید در سه شاخه کلی فعالیت ها را تقسیم بندی کنید:
    • کارگروه اجرایی و فعالیت های سخت افزاری
    • کارگروه فکری، محتوایی و نرم افزاری ( رسانه و فرهنگی و ...)
    • گار گروه ارزیابی و آینده پژوهی
  • ممکن است همه این فعالیت ها یا بخشی از آنها توسط یک فرد انجام پذیرد، با این حال تقسیم کار و گروه بندی حتی اگر متولی امور ک فرد باشد امری ضروری است و عدم تقسیم بندی حیطه های کاری موجب تفویت امور میشود و اصطلاحا کار های بهم میریزد.
  • برای تولید قطعات کوچک (برنامه های کوچک) باید ابتدا اهداف خود را لیست کرده، سپس ابزارهای فرهنگی را در نظر میگیریم و بعد شروع میکنیم برای هر گروه از مخاطب توسط ابزارهای موجود خُرده پروژه هایی را تعریف می کنیم.
  • مثال اول؛اگر برای دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی در یک کانون فرهنگی برنامه ریزی می کنیم، یکی از اهداف خُرد ما می تواند «سرگرم کردن کودکان» باشد و یکی دیگر از اهداف خرد «آموزش مهارت های زندگی» و هدف دیگر می تواند «آموزش حجاب» باشد و «تعلیم معارف و مفاهیم اسلامی» هدف دیگر ما است. پس میتوان کلاس نقاشی را به گونه ای برنامه ریزی کنیم که در طول ۱۲ جلسه با ۱۲ الگوی اسلامی ، مفاهیم اسلامی تعلیم داده شود و همچنین می توان برای مهارت های زندگی مداد رنگی ها و سایر ابزار های نقاشی را به طور اشتراکی در اختیار دانش آموزان قرار داد و همچنین می توان در اثنای آموزش نقاشی توضیحاتی را در مورد محتوای نقاشی ها ارائه داد و همچنین میتوان در بین مخاطبان افراد مستعد تر را برای حلقه های بالاتر استعداد یابی نمود. کل محتوای مورد نیاز را می توان از کتب رنگ آمیزی اسلامی که به وفور در بازار موجود است تهیه نمود و از همه مهم تر معلم نقاشی (مجری پروژه) باید قبل از ورود به کلاس در مورد محتوای معارفیِ نقاشی ها مطالعه کند که باعث ارتقای خود او میشود پس با یک خُرده پروژه ی کلاس نقاشی می توان چندین هدف فرهنگی را برای ارتقای مخاطبان در نظر گرفت.  
  • مثال ساده دوم ؛ در یک هیئت فرهنگی مذهبی برای توزیع غذا می توان بسته های کوچک نمک را همراه با یک روایت از امیرالمومنین که توصیه به خوردن نمک در اول و آخر غذا می کنند بین افراد توزیع نمود ، یعنی از ظرفیت اطعام هییت می توان برای رسیدن به چند هدف فرهنگی استفاده نمود.
  • توصیه می شود پروژه های فرهنگی را بصورت همپوشان برای حصول چند هدف برنامه ریزی کنید.

گام سوم : تقویم و زمانبندی امور محول شده به افراد.

  • وجود یک تقویم و زمان بندی مناسب برای انجام امور باعث می شود فعالیت به طور منظم پیش برود مثلاً اگر کسی مسئول پیگیری سیستم صوت یا جمع آوری محتوایی خاص می باشد و یک هفته به او زمان داده شده است، باید در زمان مقرر گزارش عملکرد خود را ارائه دهند در صورت عدم موفقیت علت گزارش داده شده و با همکاری دیگران دلایل عدم موفقیت در آن کار گروه بررسی و رفع میشود.

گام چهارم : اجرای پلکانی وظایف.

گام پنجم : پیگیری مستمر توسط تیم ارزیاب.

  • هدف کارگروه ارزیابی مچ گیری نیست بلکه تسهیلگری امور است، یعنی اگر یکی از کارگروه ها در انجام وظایف خود نتوانست به نتایج مطلوب دست یابد تیم ارزیاب باید شرایط را به گونه‌ای فراهم کند تا آن وظایف محول شده در بازه زمانی مشخص به نقاط مدنظر در تقویم برسد.

 

 

 

چند نکته:

  • نیاز نیست کارگروه های فکری در همان ابتدای مسیر تمام محتوای فکری را به طور منظم و منسجم فراهم آورند بلکه می توانند با همان منطقه الگوریتم فکری با تقسیم بندی: انواع مخاطب ، انواع هدف و انواع ابزار محتوای خود را دسته بندی کنند.
  • کارگروه فکری قرار است : با توجه به انواع مخاطبان، محتوایی را تولید کند که در یک جدول زمانی توسط ابزارهای مختلف ارائه شود.
  • نوشتن گزارش کار را به آخر پروژه موکول نکنید، گزارش کار مناسب باعث افزایش بُرد کار شما میشود و به فعالیت شما رونق می‌دهد. گزارش نویسی و مستند سازی را جدی بگیرید و از همان مراحل اولیه شروع کنید. 
  • به دلیل نوع مواجهه واحد ارزیابی با فعالیت های سایر کارگروه ها می توان وظیفه مستندسازی و تهیه گزارش را از همان ابتدا به این کارگروه محول نمود.

 

 

آدرس اینترنتی مطالب: 

https://ahsanolkalam.blog.ir/post/How%20to%20do%20cultural%20activities

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

قرآن کریم ناظر به 

  1. بینش و فکر انسان
  2. گرایش انسان (پذیرش یک مطلب حق غیر از گرویدن به آن است و برخی حق رو می دانند اما به آن گرایش نمی یابند)
  3. رفتار های انسان

 

گرایش هایی که قرآن بیان می کند

  1. پند دادن
  • مادیات و دنیا گاهی سد راه فطرت انسان می شموند انسان سنگدل می شه و گرایش شبه حقایق کم می شود
  • راه چار ه قرآن = پند دادن و موعظه کردن
  • «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُم ای مردم، شما را از سوی خداوندگارتان پندی آمد».

# پذیرش یک مطلب حق غیر از گرویدن به آن است و برخی حق رو می دانند اما به آن گرایش نمی یابند

  • رتری‌طلبی و ستمگری آنان سبب شده است که حاضر به پذیرش حقایق نشوند:

قرآن می فرمایند :  «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا؛ آیات الاهی را در عین آنکه بدان‌ها یقین داشتند، به دلیل ستمگری و برتری‌طلبی انکار کردند»

# موعظه =زمینه را برای پذیرش دل و تسلیم شدن در برابر حقایق فراهم سازد.

    1. روش موعظه گری قرآن:
  • مشهورات صرف نیست بلکه از مشهورات همراه با برهان و دلیل استفاده  از برهان عقلی و فطری استفاده می کند
  • مثل: قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا مَا بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ؛ بگو همانا شما را یک موعظه می‌کنم؛ برای خدا به‌ پا‌ خیزید و به تنهایی و یا با هم‌اندیشی درباره نبوّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) بیندیشید و ببینید که او جن‌زده نیست».
  1. انذار و تبشیر
  • انگیزه سازی برای انسان مختار
  • مثال قرآنی ابشار و تنذیر قرآن کریم در باب تأثیر بیم و امید در عبادت شبانه شب‌زنده‌داران، چنین می‌فرماید: «تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ؛(سجده، 16)؛ پهلوهاشان از بسترها (برای نماز شب) دور می‌شود، پروردگار خویش را با بیم و امید می‌خوانند و از آنچه روزی‌شان داده‌ایم انفاق می‌کنند».
  • معمول انسان ها به شوق بهشت و جهنم عبادت می کنند ( غیر از اوتاد = علی علی علی[1] )
  • هشتار های قرآن منحرفان را از مسیر انحراف باز می دارد
  • قرآن مجید یکی از اهداف خود را انذار و تبشیر معرفی می‌کند و می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ ... لِّیُنذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِن لَّدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ؛(کهف، 1 و 2)؛ ستایش‌ها ویژه خداوندی است که بر بندهٔ خویش کتاب را فرو فرستاد... تا از عذاب سخت پروردگار بیم دهد و مؤمنان را بشارت گوید».
  1. شفا بخشی
  • قرآن 1. هم دل رو پاک می کند و2. هم عامل تکامل انسان می شود
  • قرآن کریم یکی از اهداف خود را شفابخشی اعلام کرده و می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم ... شِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ؛ (یونس، 57)؛ ای مردم، از سوی خدا برایتان... بهبودبخش بیماری‌های روحی آمد».
  •  تعبیر «شِفَاءٌ لِمَا فِى الصُّدُور» عام است هر گونه بیماری روحی و روانی که مانع رشد است را شامل می شود
  •  تا ظرف دل از زنگار بیماری گناهان و کارهای ناشایست پاک نشود، بهترین معارف هم اگر در آن جای گیرد، آلوده به شرک و نفاق می‌شود و نه‌ تنها ثمربخشی خود را از دست می‌دهد، بلکه زیانبار می‌گردد. قرآن درصدد است که ظرف دل را پاک سازد و بیماری‌های آن را بهبود بخشد. تلاوت قرآن و دل سپردن به آن چنین اثری دارد که در روایات آمده است: «دل‌ها هم‌چون فلزات زنگار دارند. زنگار آنها را با استغفار و تلاوت قرآن بزدایید».(1[2])
  1. هدایت هدایت و پندپذیری

# . اگر عقل سیراب شود، دل رام گردد و ظرف دل از زنگارها و بیماری‌ها پالوده شود، آمادهٔ پذیرش هدایت قرآن و تسلیم در برابر موعظه آن می‌شود.

  • این هدف دیگری است که در آیات مطرح شده است. قرآن می‌فرماید
  • أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ ... بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّکَ ... لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ؛ یا آنکه می‌گویند: قرآن را به دروغ به خدا نسبت می‌دهد...، بلکه قرآن حق و از سوی خداوندگار تو است... تا شاید هدایت پذیرند».
  •  در آیه دیگری می‌فرماید: «کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ ... لِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَاب؛(ص، 29)؛ کتابی به سوی تو فرو فرستادیم... برای آنکه خردمندان از آن پند گیرند».  
  1. تقوا
  • یکی از اهداف قرآن ایجاد تقوا در انسان‌هاست
  • «قُرآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ؛(زمر، 28)؛ قرآن عربی را که در آن هیچ کژی نیست، فرو فرستادیم تا شاید تقوا پیشه کنند
  • «تقوا» یکی از عناصر مهم در بینش قرآنی و در اصل، به معنای «خودپایی» است.

#  مهم از رو خوانده شود : انسان همواره در برابر خطرها، خود را می‌پاید و مراقب خویش است. این خودپایی می‌تواند در برابر عذاب جهنم، خشم خدا و از دست دادن کمالاتی باشد که انسان می‌تواند به آنها برسد. به همین دلیل، به نحوی بر «ترس» هم دلالت دارد. و اینکه گاهی تقوای الاهی یا تقوای از جهنّم را به ترس از خدا یا جهنّم معنا می‌کنند، بر همین اساس است؛ وگرنه معنای اصلی آن «ترس» نیست.

  • در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که «ترس از خدا» به چه معناست؟
  • ترس از خدا» می‌تواند به دو صورت مطرح شود:
  1. نخست آنکه از معصیت خدا برحذر باشد؛ زیرا معصیت خدا منشأ همه عذاب‌های اخروی و عقوبت‌های دنیوی است؛
  2. دوم آنکه خطر، همواره جسمانی نیست، محرومیت از رحمت و دوری از محبوب برای انسان‌های برجسته، بالاترین رنج است. انسان‌هایی که مراحلی از کمال را طی کرده‌اند، بدین دلیل از معصیت خدا دوری می‌کنند که نگران دور ماندن از محبوب خود هستند. برجستگان از بندگان خدا اصولاً از توجه به غیر خدا بیمناکند و تقوا، آنان را همیشه در محضر خدا و خدا را حاضر و ناظر اعمالشان قرار می‌دهد و از غفلت از خدا ترسانند.
  • تقوا 1. هم در مرحله فکر و نظر مطرح است 2. و هم در مرحله عمل و رفتار
  • نخستین مرحله تقوا در بُعد نظری، «حقیقت‌طلبی» است تا انسان گرفتار باطل نشود. انسان حقیقت‌طلب هنگامی که با قرآن روبه رو گردد، بدان هدایت می‌شود و در مرحله بعد تسلیم می گردد و ایمان میاورد
  • حضرت سلمانرضی الله عنه؛ با آنکه در محیط کفر و شرک متولد شد و در آنجا رشد کرد، حقیقت‌طلبی و تقوایش سبب شد که در پی یافتن آیین حق برآید و سرانجام به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآلهبرسد و ایمان آورد. قبلاً گفتیم که قرآن می‌خواهد حقیقت‌طلبی را در انسان تقویت کرده و شکوفا سازد.
  • بالاترین مراحل تقوا، با برترین درجات کمال همراه است که انسان را شایسته آرامش‌یافتن در جوار رحمت حق می‌سازد: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَر *ٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِر؛(قمر، 54 و 55)؛ اهل بهشت در باغ‌ها و کنار نهرهای بهشت‌اند، در منزلگاه صدق و حقیقت، نزد خداوندگاری قدرتمند».
  • نخستین مرحله تقوا در بُعد عمل نیز ، آن است که متقی از آنچه که طبق فطرت خویش زشت می‌یابد، پرهیز می‌کند.
  • این نوع تقوا را می‌توان «تقوای فطری» نامید؛
  •  زیرا فطرت آن را به انسان الهام می‌کند؛ ولی این اولین مرحله تقو، در مقام عمل است. پس از اسلام آوردن نیز، تقوا مطرح است؛ اما کسانی از مراحل بالاتر هدایت قرآن برخوردار می‌شوند که مراتب دیگر تقوا را داشته باشند.
  • قرآن مجید، در موارد متعددی متعلق تقوا را بیان کرده است که از آن جمله تقوای از خداوند متعال، معاد، آتش دوزخ، فتنه‌ای که فقط ظالمان را در بر نمی‌گیرد و... است.
  • به هر روی، تقوا درجاتی دارد و همه موارد آن مد نظر قرآن است؛ ولی گویا در آنجا که تقوا هدف نزول قرآن است، مرحله اولیهٔ تقوا نباشد؛ زیرا اگر چنان خصلتی (حقیقت‌طلبی) در انسان نباشد، از ابتدا به قرآن گوش فرانمی‌دهد.
  •  
 

[1] گروهی خدای را به خاطر میل (به پاداش) پرستیدند که این عبادت تاجران است و گروهی خدای را به خاطر ترس (از عذاب) پرستیدند که این عبادت بردگان است و گروهی خدای را به خاطر سپاسگزاری از او پرستیدند که این عبادت آزادگان است». مجلسی، همان، ج41، ص14.

1. امیرالمؤمنین(علیه السلام) در وصف قرآن خواندن پرهیزکاران در عبادت شبانه خویش می‌فرمایند: فَاِذَا مَرُّوا بِآیه فِیها تَشْوِیقٌ رَکَنُوا اِلَیْها طَمَعاً وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهمْ اِلَیْها شَوْقاً وَ ظَنُّوا اَنَّها نُصْبَ اَعْیُنِهمْ وَ اِذَا مَرُّوا بِآیه فِیها تَخْوِیفٌ اَصْغَوْا اِلَیْها مَسَامِعَ قُلُوبِهمْ وَ ظَنُّوا اَنَّ زَفِیرَ جَهنَّمَ وَ شَهیقَها فِی اُصُولِ آذَانِهمْ؛ وقتی به آیه‌ای بگذرند که تشویقی در آن است، با چشمداشت و آرزو به آن اعتماد کنند و جان‌هاشان با شوق در آن خیره ‌شود و گمان ‌برند که (نعمت‌های بهشت) برابر دیدگانشان قرار دارد و هرگاه به آیه‌ای بگذرند که تهدیدی در آن باشد، گوش دل به آن ‌سپارند و پندارند که نهیب (شعله‌های آتش) جهنم در بن گوششان طنین‌افکن است. نهج البلاغه، خطبه 193.

 

[2] 1. قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): « اِنَّ لِلْقُلُوبِ صَدَأً کَصَدَأِ النُّحَاسِ فَاجْلُوها باِلاِسْتِغْفَارِ وَتِلاوَةِ اْلْقُرْآنِ؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 77، ص 174.

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. مطلع : اعوذ و بسم ... الحمد لله الذی ...

قال الله الحکیم فی محکم کتابه:

رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏

  1. داستان مرد تاجر و شیخ محل
  • جنس اصلیت نشانش ضمانت و کاتالوگش هست
  • سیره عقلای عالم اینه چیزی که کاراییش رو بلد نیستن می پرسن...اگه عاقل باشن
  • شبهه ما انسان ها بلدیم ؟  ... غرب 150 سال تمدنشه ... قدرت روح ... مرتاض هندی؟ کمال اجتماعی ... راهپیمایی عفاف 1970 در آمریکا.
  1. کتاب هدایت و برنامه هدایتی انسان بسوی دنیا و آخرتی خوب در قرآن اومده.
  2. برنامه دنیایی و هم آخرتی...
  3. برخی فکر می کنن دین فقط واسه مردن برنامه داره... قرآن فقط مال مراسم عذاست ... صوت عبد الباسط یاد مرگ .
  4. دنیایی؟؟؟ چطور در دنیا خوب زندگی کنیم در قرآن است مثلا
  5. لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضا: آی مردم برخی غیبت برخی دیگر رو نکنید
  6. أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزان‏: گران فروشی و کم فروشی نکنید
  7. أَوْفُوا بالعقود: عهد شکنی نکنید
  8. کلو من طیبات: غذای پاک و حلال بخورید
  9. انکحوا ایاما و الصالحین ...
  10. قد افلح المومنون الذن هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن الغو معرضون ... غفلت
  11. کار بد ... کار فرعی مانع اصلی ... کر درجه پنج ... اولین گام در سیر و سلک اعراض از لغو...
  12. سبک زندگی قرآنی ...اگه کمال در دنیا رو میخوای...
  13. شبهه ... افسوس در زمانه ای که جهان در حال قدم گذاردن بر ماه است وفضا را فتح می کنن ما هنوز این مانده ایم که با پای راست به دستشویی برویم یا پای چپ! ... هر حرف قشنگی درست نیست. فرق فلسفه غرب و اسلامی در تبیین عوامانه ... همه با   هم باید باشه.
  14. شبهه ... نگاه حرام لذتش بیشتره ... مال دزدی راحت تره ... زندگی بدون تعهد آسونتره (ازدواج سفید) ... جواب فقط نگاه حرام رو بگم ... جامعه ای که زیبا ترین مال من باشه چن تهنا ترین چیزی که دیده همینه.
  15. شکست کمونیست برای اینکه تک بعدی انسان رو می بینه...لیبرالیسم جای خود.اراده آزاد انسان.
  16. انقراض فرهنگی
  17. در برنامه دین همه ابعاد دیده شده . آخرت هم ختم به خیر می شه زندگی شما...
  18. شبهه چرا تا الان ما نتونستیم؟... کی گفته تمدن 1000 ساله اسلامی داشتیم ... بعد هر چقدر پول بدی آش میخوری ... سنت خدا ابا الله ان یجری الامور الا باسباب ها ...
  19. بچه خوبای مدرسه خدا.
  20. داستان دانش آموزی که به تکالیفش درست عمل کرده نتیجش چی میشه؟؟؟
  21. هم علمش میره بالا و هم سر کلاس نمراتش خوبه و آدم بدرد بخوری میشه و دانش اموز رستگاری میشه.
  22. اما قرآن معلمانی داره
  23. معلم اول نبی مکرم اسلام حضرت محمد ابن عبدالله (صلوات)  ... لتبین لناس ما نزل به
  24. معلم و هدایت گری برای اولیائ خداست
  25. اولیای خدا کیانند؟......ائمه ما
  26. حالا ما مستقیم به امام دسترسی نداریم ... باید بریم سبک و سیاقی که برا ما گفتن رو بینیم...
  27. بحثمون رو عملیاتی کنیم همین الان... نهج البلاغه ... صحیفه ... اینا عمیقن ... شناگری ، فقیهی غیر مصطلح ... بسم الله ... و الا در حد ما مفاتیح الحیاه ... حلیه المتقین ...
  28. دغدغه تربیت فرزند داریم همه مون ... استاد ما دکتری تربیت فرزند ... حرف مشهور همه شنیدیم بچه های ما اونچه ما هستیم میشن ، نع اونچه ما دوست داریم ...این مال سن پایین در سن بالا تر  بچه ما در بستری که براشون فراهم میشه رشد می کنن.
  29. مثل برخی بچه های یاران که در گروه دوستان رشد کردن.
  30. جمع بندی کنم.
  31. دین برای زندگیه نع برای مردن.
  32. مثال بچه مدرسه ای زرنگ.
  33. ائمه معلمند ... ما باید بریم سر کلاس درسشون ... کنار مطالب اخلاقی سیره رو هم ببینیم... مفاتیح الحیاه.
  34.  
  35. وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَ‏ مُنْقَلَبٍ‏ یَنْقَلِبُون‏
  • M.M.HKH