احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۵ مطلب با موضوع «فیش منبر :: اخلاقی» ثبت شده است

۱۵
آذر
۰۳

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول ولا قوة الا بالله و الحمدلله و صل علی سیدنا و نبینا و حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله و سلم لعنت الله علی اعدام اجمعین من الان قیام یوم الدین.

هدیه به پیشگاه امام زمان ارواحنا له الفدا هر چقدر ارادت دارید بلند صلوات ختم بفرمایید.

 

مجلس به جهت یادبود از مرحوم مغفوره *** منعقد گردیده است.

امیدواریم که خدای متعال روح این عزیز سفر کرده را  قریق بهار رحمت خودش بگرداند و انشاالله که بازماندگان تسلی خاطر داشته باشند.

 تصلی دل بازماندگان دوم صلوات بلند تر ...

 

تقدیر و تشکر می‌کنم از طرف بازماندگان از جمع حضار از امام جماعت مسجد، هیئت امنا و کسانی زحمت کشیدن در این مجلس و محفل حضور به هم رسوندند. هدیه کنید باز هم به روح مرحوم مغفوره  ***  صلواتی قرا ختم بفرمایید.

 

مجلس چون مجلس ختم هست اونچه که خیلی سزاوار هست اینه که در رابطه با مرگ آدم یه مقدار بحث کنه صحبت بکنه که یاد مرگ بهترین یادهاست .

 

 

یاد مرگ بهترین موعظه‌هاست.
امام علی ع فرمود :الموت باب الاخره،

مرگ درب ورود به آخرته ؛ مرحله جدید

همه خواهند مرد ...

کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ  ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ

معنی ذَائِقَةُ ...  مرگ، امرى وجودى است، نه عدمى/ مرگ، پایان کار نیست، بازگشت به مبدأ است. «إِلَیْنا تُرْجَعُونَ»

خطبه نهج البلاغه علی ع:

نَفَسُ المَرْءِ خُطَاهُ إلى أجَلِه:  هر نفس انسان، گامى بسوى مرگ است،

زیارت اربعین هر قدم و هر نفس نزدیک تر می شوی

وصیت حضرت علی به امام حسن در نهج البلاغه :

وَاعْلَمْ یَا بُنَیَّ

 أَنَّکَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْیَا،

وَ لِلْفَنَاءِ لَا لِلْبَقَاءِ،

وَ لِلْمَوْتِ لَا لِلْحَیَاةِ؛

...

 فَکُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ ، أَنْ یُدْرِکَکَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَیِّئَةٍ قَدْ کُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَکَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ،

 فَیَحُولَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ ذَلِکَ ...

 

داستان عطار در منطق الطیر: صاحب دلی در مسجد ... چه کسی ادعا داره تا شب زنده است؟
چند نفر خودشون رو اماده کردن؟

پس گفت تعجبه از کسی که به ماندن یقین نداره و برا رفتنم خودش رو آماده نکرده

بحار الأنوار عن سلمان الفارِسیّعَجِبتُ بِسِتٍّ : ثلاثةٌ أضحَکَتنِی و ثلاثةٌ أبکَتنی ، فأمّا التی أبکَتنی : فَفِراقُ الأحِبَّةِ محمّدٍ صلى الله علیه و آله ، و هَولُ المُطَّلَعِ ، و الوُقوفُ بینَ یَدَی اللّه ِ عَزَّ و جلَّ

سلمان فارسى : از شش چیز در شگفتم: سه چیز آن مرا مى خنداند و سه چیز دیگر به گریه ام مى اندازد.

آن سه چیز که مرا به گریه مى اندازد:

  1. جدایى از دوستان، یعنى محمّد صلى الله علیه و آله است
  2. و هراس و وحشت قیامت
  3. و ایستادن در پیشگاه خداوند عزّ و جلّ

و اما آن سه چیزى که مرا به خنده وا مى دارد: و أمَّا التی أضحَکَتنِی

  1. یکى آن کسى است که در پى دنیاست، حال آن که مرگ در پى او مى باشد، فطالِبُ الدنیا و المَوتُ یَطلُبُهُ
  2. دیگرى کسى که در غفلت به سر مى برد حال آن که از او غافل نیستند و غافِلٌ و لیسَ بمَغفولٍ عَنهُ
  3. و سوم کسى که دهانش به خنده باز مى شود در صورتى که نمى داند آیا از او خشنودند یا ناخشنود. و ضاحِکٌ مِل ءَ فِیهِ و لا یَدرِی أ رُضِیَ لَهُ أم سُخِطَ

وارد مغازه یا محیطی میشی که دوربین مداربسته داره ... تحت مراقبت هست ... هیچ کاری نمیخوای بکنی ولی باز مراقبی ... آسانسور و ...

داستان بهلول و قبرستان (یه وقتی وزیر هارون الرشید بعضی‌ها هم نقل کردن خود هارون الرشید بود، داشت از این قبرستان عبور می‌کرد از کنار قبرستان چشمش افتاد به بهلول، بهلول یه آدم فهمیده‌ای بود که علی الظاهر خودش رو دیوونه جلوه می‌داد، نگاه کرد دید بهلول یه استخون‌ها رو ریخته جلو خودش داره این استخون‌ها رو نگاه می‌کنه.این استخون رو برمی‌داره می‌ذاره اینور، این یکی رو می‌ذاره اونور، از اونجا داد زد گفت: دیوانه چیکار می‌کنی؟ گفت این استخون‌ها سیل اومده، طوفان اومده، این قبرا رفتن کنار استخون مرده‌ها اومده بیرون. اینا رو گذاشتم دارم وزیر رو جدا می‌کنم، دکتر رو جدا می‌کنم، نجار رو جدا می‌کنم، کاسب رو جدا می‌کنم، فقیر رو جدا می‌کنم، امام جماعت رو جدا می‌کنم، می‌خوام اینا جدا باشه.اما هرچی نگاه می‌کنم یدونه فرق بین وزیر و گدا پیدا نمی‌شه .)

در دنیا مشغول چی بودی ؟ ملکات نفس ما چی هستن؟

داستان آیت الله همدانی انصاری

 تو بغداد من داشتم از کنار قبرستان بغداد عبور می‌کردم دیدم یه جنازه‌ای رو می برند برای تشییع، من اون میت رو ،اون کالبد برزخی رو دیدم خود میت رو من دیدم، نه اون جنازه رو ها، اون مثال برزخی شو من دیدم. دیدم که مردم میگن لا اله الا الله او نمی‌تونه بگه لا اله الا الله چرا ؟

چون تو این دنیا زبونش به لا اله الا الله نمی‌چرخید ،می‌گفتن لا اله الا الله نمی‌تونست بگه. بعد التماس می‌کرد به مردم، مردم دارن می‌برن منو چال کنن نذارید.

 *** طوری زندگی کنیم که بتونیم آخر خط بتونیم نام اهل بیت رو ببریم ***

داستان مجسم شدن مثل آدم یا حیوان؟ ...

یه آقایی بوده اینو مرحوم ارباب از استاد خودشون جهانگیرخان قشقایی نقل می‌کردند می‌فرمودند که با یه واسطه‌ای از آقایی بوده به نام بدیع.

این آقا میاد پیش آیت الله میرزا حسن نایینی عرضم به خدمتتون ، میگه من می‌خوام عالم برزخ رو ببینم، اونورو ببینم، ایشون می‌فرماید که من بلدم بهت بگم اونور رو ببینی منتها اینا یه پیامدهایی داره کسی که اونورو می‌بینه یه اتفاقای بدی هم براش میفته من دارویی ندارم ،ذکری ندارم از اون پیامدها نجاتت بدم.ایشون می‌فرماید که من هرچی مشکلی شد، بدبختی بود مال خودم شما بگو اونور ذکری به من بگید اونور رو بتونم ببینم. میگه به گردن خودت؟ میگه به گردن خودم. یه ذکری بهش یاد میده که .می‌فرماید من تو هیچ کتابی ندیدم این ذکر رو، توی جایی ندیده بودم، یه به زبان خاصی. به من فرمود تو پنجشنبه برو قبرستون تخت فولاد این اذکار رو بگو تو برزخ رو خواهی دید. میگه من اومدم اونجا.برزخم همین الان هست ،ما همین الان تو برزخیم به یه معنا میگه من اومدم تو قبرستان تخت فولاد یه عصر پنجشنبه بود وایسادم اونجا ،رو به قبرها کردم شروع کردم اون اذکاری که مرحوم نایینی فرموده بودند به زبان آوردم. یک دفعه دیدم پرده از جلو چشمام رفت کنار ،دیدم بالای هر قبری یک حیوان نشسته دیدم که بعضی از این حیوون‌ها خرسن . خرس مثل بی‌دینیه، اونی که تو دنیا نسبت به دین خیلی اهمیت نمیده، لاابالیه ،خیلی مهم نیست براش دین، نسبت به دین مهم نیست براش این خرس محشور می‌شه.این خرس محشور میشه، میگه دیدم بعضی هاشون سگن، بعضی‌هاشون خوکن، بعضی‌هاشون.جالب‌تر این بود که دیدم بعضی از اینا ترکیبی‌اند ،گردن ،گردن گرگ. سر، سر خرسه، بدن ،بدن مثلاً چیه؟ تو این وسط دیدم تک و توک آدمم هست، حیوونا بالای قبرها نشسته بودند هر کدوم این طرف، اون طرف رو نگاه می‌کردن، هیچی ،اما دو سه تا آدم بودن اونا رو دیدم یکیشون حمله کرد سمت من سمت سینه من، نزدیک شد فریادی زد بر سرم که آقای بدیع با ما چیکار کردی؟ ما رو کشوندی اینجا؟ میگه این وقتی اون طور گفت من غش کردم افتادم زمین به هوش که اومده بودم دیدم هوا تاریک اومدم سمت استاد خودمون، استادم وقتی منو دید فرمود آقای بدیع دیدی گفتم بله فرمود یه جوری زندگی کن مثل اون آدما بمیری یه جوری زندگی نکن که حیوان محشور.

 

حالا در این ایام چه کنیم که زندگی خیر داشته باشیم و مرگ خوب؟

کارهای بعضا ساده اما مهم :

رعایت حقوق متقابل انسان‌ها

حقوق فرزندان: مهربانی و رعایت عدالت.

پیامبرفرمود پدری تو خونه اگه با بچه هاش مهربونی بکنه؛  خدا در قیامت با او مهربونی می‌کنه.

رعایت حقوق والدین ؛ در زمان حیات و مرگ
رسولالله؛  لَمّا سُئلَ عن بِرِّ الوالِدَینِ بَعدَ مَوتِهِما: نَعَم ، الصَّلاةُ عَلَیهِما ، و الاستِغفارُ لَهُما ، و إنفاذُ عَهدِهِما مِن بَعدِهِما ، و صِلَةُ الرَّحِمِ الّتی لا تُوصَلُ إلاّ بِهِما ، و إکرامُ صَدیقِهِما .حدیث

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ در پاسخ به سؤال از نیکى کردن به پدر و مادر بعد از فوت آنان ـ فرمود :

دعا کردن براى آنها،

آمرزش خواستن برایشان

و اجرا کردن وصیت هایشان بعد از مرگ آنها

صله رحم کردن با خویشان آنها،

احترام گذاشتن به دوستان آنان.

... روایت دیگر ادای دیون آنها

... زیارت رفتن به نیابت

(داستان پسر بزرگ قبول نداشت حافظ بخوان روضه ؛ امروز مراسم دوباره هفته بعد مراسم همه رو رعایت ؛ چرا چون در خواب دیدم ... اذیت هستند)

خدای متعال به آبروی محمد و آل محمد همه رو آگاه به انجام وظایفمون بگرداند،

 

شهید هاشمی‌نژاد ایشون میگه تو  لحظات جان دادن آقای کوهستانی همینجوری اشک جاری می شد ، بعد گفتیم آقا چرا گریه می‌کنی؟ شما که کارتو کردی ؟

می گفت نه آقا اینطوری نیست دستم خالیه دارم میرم دستم خالیه، سلام منو به امام رضا برسونید بگید شیخ محمد داره میاد ،دستش چیه؟ خالیه برید بگید تو اون لحظاتی که جان کندن هست لحظات دفن تو اون لحظات شب اول قبر

 به مولا علی گفتن چی سخته؟ چی سخت تره؟

 فرمود سخت شب اول قبره،گفتن چی سخت تره؟

آقا فرمود سخت‌تر اینه که شب اول قبر دستت خالی باشه،

 

 فقط دلمون به یه چیز خوشه .

حب علی و اولاد علی
 

  1. خب امشب به جهت یاد بود این ... مکرم و ارجمند و شیعه حضرت زهرا و علی جمع شدیم
  2. جمع شدیم این جا تعزیت بگیم،
  3. تسلیت بگیم به بچه های این عزیز از دست رفته

 

متن روضه : حضرت زهرا ... فدای مادر

من عرضم کنم که فدای مادری بشم که ۱۸ تا بهار بیشتر از زندگیش نگذشت

فدای اون مادری بشم که جلو چشمش شوهر مظلومش رو زدن

دست شوهر مظلومش رو بستن

فدای اون مادری بشم که جلو چشم بچه‌هاش او رو زدن

برا فاطمه زهرا امشب ناله بزنیم

حتماً خدا هیچ خونه‌ای رو،  بی مادر نکنه

مادرم/ پدرم خواست فقط نوکر زهرا باشم

نوکر خوبترین مادر دنیا باشم

 

چشم او چشمه ی الطاف کثیر عشق است

تا که من تشنه لب کوثر اعلی باشم

 

چادر خاکی او حق شفاعت دارد

پس روا نیست که دلواپس فردا باشم

 

انتخاب همه ی ما به خدا با خود اوست

او خودش خواسته امروز من اینجا باشم

 

باید از غربت یک مادر هجده ساله

دم به دم همنفس ماتم عظمی باشم

 

چقدَر زود گل یاس علی پرپر شد

آمدم گریه کن ام ابیها باشم

 

من شنیدم وسط کوچه زمین افتاده

حق بده مضطرب کوچه ی غم ها باشم

 

پیش چشمان حسن دست علی را بستند

آمدم یاور تنهایی مولا باشم

 

ولی اینبار "خلیله" وسط آتش سوخت

خاک بر چشمم اگر اهل تماشا باشم

 

فاطمه گفت که باید همه جا گریه کن  ِ

کشته ی بی کفن و بی سر صحرا باشم

 

کار از کوچه به گودال کشیده... باید

دلپریشان غم زینب کبری باشم

 

جامه ی ماه دریدند به پیش مادر

سر ارباب بریدند به پیش مادر

  • M.M.HKH
۲۶
اسفند
۰۰

* کودکان ما انچه ما هستیم و انجام می دهیم می شوند ، نه انچه دوست داریم

= همانگونه که اهل خانه برای ایام عید نوروز تکاپو می کنند ... برای نیمه شعبان هم عید بودن را در عمل نشان دهند ... هزینه کنند و برنامه داشته باشند... تربیت دینی باید در عمل باشد نه در کلام.

 

+ پدر خانه : رفتن به مسجد و مراسمات مذهبی و تشرف به مشاهد مشرفه و تشرف محضر علما و بزرگان وسادات و برنامه ریزی از قبل.
+ پدر خانه : در روز عید نیمه شعبان شیرینی بگیرد و بیرون رفتن از خانه به همراه اهل و عیال

+ پدر خانه : عیدی دادن به فرزندان ( ترجیحا نمادهای دینی همراه عیدی تهیه شود مثل مهر یا تسبیح البته همراه با وجه نقد)

+ تهیه هدیه برای مادر خانه و تشکر از او برای اهتمام به امر تربیت معنوی در مقابل دیدگان فرزندان.

+ مادر خانه : غذای خوبِ مخصوص میهمانی برای اهل خانه و تنظیم منزل و لباس نو و زیبا برای خودش و اهل خانه بپوشد.

+ مادر خانه : آزین بندی خانه ولو با یک پرچم ساده( بر افراشتن بیرق حب اهل بیت علیهم السلام در خانه برای اهل خانه)

 

= به گونه ای رفتار شود که بین این روز و سایر روزها در دیدگان اهل خانه تفاوت احساس شود همانگونه که در روز سال تحویل این اشتیاق در اهل خانه موجود است.

 

= مربی کسی است که متربی خود را در مسیر رشد و کمال همراهی می کند نه اینکه به او فرمان دهد بلکه پا به پای او همراهش هست ... اکثر والدین بجای مربی بودن پلیس هستند و دستور می دهند و همراهی نمی کنند و یکی از مصادیق همراهی کردن در امور دینی هزینه کردن از زمان و امکانات شخصی برای تعالی فرزندان است.

===========================================

 همانگونه که برای غذا و پوشاک جسمی کودکان خود را به زحمت می اندازیم باید برای رشد معنوی و فکری فرزندان نیز تلاش کنیم و اهمیت قایل باشیم


یاعلی

  • M.M.HKH
۲۹
تیر
۰۰

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم

و لا حول و لا قوة الا بالله العلیّ العظیم، حسبنا الله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر.

  • دُعا، طلب و درخواست بندگان از خدا 
  •  وَ تَسَبَّبَت بِلُطفِکَ الاَسباب‌؛ سبب‌ها را تو سبب میکنی.
  •  برترین عبادت‌ها تأکید و با تعابیری مانند سلاح مؤمن و نور آسمان و زمین توصیف شده است.
  1. استجابت دعا در آیات و روایات به رعایت شروطی از
  2. استجابت دعا در آیات و روایات  برخی از شروط و ایجاد اسباب آن شده است:
  •  همسویی دل و زبان،[
  • ] انقطاع از غیرخدا و رو کردن با تمام وجود به سوی خدا[
  • ]دعا همراه با شناخت خدا،[
  • ] خضوع و خشوع،[
  • ] دعا همراه با عمل صالح
  •  دعا همراه با استغفار،[
  • ] دعا در جمع مؤمنین[
  • ] و دعا همراه با توسل به اهل بیت (ع)
  1. گاه دعای انسان‌ها به دلائلی مانند 
  • گناه

اللَهُمَّ اغفِر لِیَ الذُّنوبَ الَّتی تَحبِسُ الدُّعاءَ اللَهُمَّ اغفِر لِیَ الذُّنوبَ الَّتی تُنزِلُ البَلاء.(2) 

عن مولانا الامام علی بن الحسین السجاد علیه‌السلام، أنه قال:

 أَلذُّنُوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ الکافی

 1⃣ سُوءُ النِّیَّةِ

2⃣ وَ خُبْثُ السَّریرَةِ

3⃣ وَ النِّفاقُ مَعَ الإِخْوانِ

4⃣ وَ تَرْکُ التَّصْدیقِ بِالاِْجابَةِ

5⃣ وَ تَأخیرُ الصَّلَواتِ المَفْرُوضَةِ حَتّى تَذْهَبَ أَوْقاتُ‌ها، 

6⃣ وَ تَرْکُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِّرِ وَ الصَّدَقَةِ، 

7⃣ وَ اسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَ الْفُحْشِ فِى الْقَوْل.

گناهانى که مانع اجابت دعا مى‌شوند عبارتند از

 1⃣   نیّت بد

2⃣   ناپاکى باطن

3⃣   نفاق با دیگران

4⃣   تردید در اجابت دعا

5⃣   تأخیر در نماز واجب

6⃣   ترک احسان و صدقه

7⃣   ناسزاگویى و بدزبانى

 

برای دعا در آیات و روایات آثار و فوائدی از جمله:

  •  تقرب به خداوند،
  • کسب معرفت و خداباوری،
  • جلب رحمت خداوند،
  • آرامش روح و روان و اطمینان قلب،
  • نجات از دوزخ،
  • تشویق به فعالیت،
  • قویت روحیه احساس مسئولیت نسبت به جامعه
  • و حفظ انسان از بلاها و دشمنان

 

 


دعا چیست؟
دعا یعنی صدا زدن و مدد خواستن در حل مشکلات از خالق خود .

  1. فرق اساسی انسان نیز با موجودات دیگر در سه چیز است .
    اول : تفکر متعالی و قدرتمند انسان است.
    دوم: اختیار و اراده او برای رسیدن به آرزوهای گوناگون و رفع نیازمندیهایش.
    سوم : عشقی همراه با معرفت به خداوند که یکی از تجلیات این عشق و شیفتگی دعا و مناجات و رازگوئی با خداوند است
  • قل ما یعبؤ بکم ربی لو لا دعائکم . ( سوره فرقان آیه77 ). اى رسول ما، به امت بگو که اگر دعاهاى شما نبود؛ خدا به شما توجه نمى کرد.
  • و قال ربکم ادعونى استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین : (سوره غافر آیه 60) و خداى شما فرمود که مرا با خلوص دل بخوانید تا دعاى شما را مستجاب کنم .
  1. و الذین اجتنبوا الطاغوت أن یعبدوها و أنابوا الى الله لهم البشرى . ( سوره زمر آیه 17) و آنان که از پرستش طاغوت دورى جستند و به درگاه خدا با توبه و انابه بازگشتند، آن ها را بشارت و مژده رحمت است .
    الف ) یکى حلول عذاب و وعیدهاى سخت در ترک دعا و دیگرى هدایت و رشد و عنایت فوق العاده در اثر مبادرت به آن در این زمینه ، روایات بسیارى آمده است که آن چنان به همه جوانب رسیده و تمام نکات را ذکر کرده اند که به راستى براى هیچ گرفتار و درمانده اى عذرى باقى نمى ماند..
  • از امام صادق علیه السلام نقل شده است که: ان عندالله منزلة لا تنال الا بمسألة : در نزد خداوند مقامى هست که فقط به واسطه دعا مى توان به آن رسید. (عدةالداعی ص29 )
  • امام على علیه السلام نیز نقل شده است که ادفعوا امواج البلاء بالدعاء : (وسائل الشیعه ج9 ص15) امواج بلاها را به وسیله دعا از خود دور کنید


شرایط اجابت دعا

  • عمر بیشتر ،
  • تندرستی ،
  •  فراخی در روزی
  •  ، مونس سازگار
  • ،ارامش
  •  ،(مکرر از خدا بخواهید ) پس هرگاه اراده کردی می توانی با دعا درهای نعمت خدا را بگشایی
  • ، تاباران رحمت الهی بر توببارد .
  • هرگز از تاخیر اجابت دعا ناامید مباش ،

زیرا بخشش الهی به اندازه نیت است ،

  • گاه در اجابت دعا تاخیر می شود تا پاداش در خواست کننده بیشتر وجزای آرزومند کامل تر شود
  • گاهی در خواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود
  • زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی با در وقت مشخص ،به تو خواهد بخشید ،
  • یا به جهت اعطا بهتر از آنچه خواستی ، دعا به اجابت نمی رسد.
  • هفته ای دو بار نامه اعمال ما به محضر امام زمان میرسه. خوب وقتی که گناه کرده باشیم دل حضرت به درد میاد و وقتی گناه نکرده باشیم امام زمان روحی فداه از ما خشنود می شوند.
  • ما در این دعا در واقع داریم از خدا می خواهیم که ما را به حال خودمون نذاره و کمکمون کنه که گناه نکنیم. و با آوردن نام مبارک امام زمان در این دعا تأکید بیشتری روی این خواسته خودمون می کنیم.

بعضی زمان ها و مکان ها و عبارات در استجابت سریع تر دعا تأثیر بسزایی دارند. مثلا اگه شما قبل و بعد از دعاتون ذکر صلوات ( اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمد و عجّل فرجهم ) که خودش دعای بزرگی است را بخونید احتمال استجابت دعای شما خیلی زیاد میشه و در بعضی روایات داریم که حتما دعای شما مستجاب میشه. این به خاطر دعاییه که در حق پیامبر و اهل بیت ایشون کردید.

  • M.M.HKH
۳۱
شهریور
۹۹

إِنِ اسْتَصْعَبَتْ‏ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فِیمَا تَکْرَهُ

لَمْ یُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِیمَا تُحِب‏[1]

 

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ (أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ )

ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ ؟

إِنَ‏ الِاسْتِغْفَارَ دَرَجَةُ الْعِلِّیِّینَ

وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ:

أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى

وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً

وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَةٌ

وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا

وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى یَلْصَقَ الْجِلْدُ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ

وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِیَةِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.[2]

 

[1] شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة (للصبحی صالح) - قم، چاپ: اول، 1414 ق.

[2] فتال نیشابورى، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط - القدیمة) - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1375 ش.

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ * بسم الله الرحمن الرحیم* لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ 92 عمران

  1. امام حسین مظهر دست گیری و کمک به دیگران.
  2. شخص انصاری برای حل مشکل خود نزد امام حسین. هنوز سخن نگفته بود، امام از چهره نا آرام او، درد و رنجور بودن او را دریافت و فرمود:

یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله

ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»

او نیز در نامه ای چنین نوشت:

«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»

امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:

«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»  

  • و در ادامه افزود...
  1. [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی]

مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:

«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک 

1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .

  • دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند]
  • جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند]
  • فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .
  • تحف العقول، ص 247
  1. از دیگر درس های امام حسین برای ما درس خدمتگزاری به مردم است
  2. روایت از امام حسین کم است / خفقان معاویه.
  3. قبل از واقعه کربلا خصوصیت سخاوت و مردم داری متجلی.
  4. خدمت گزاری راه میانبر کمال.
  5. حضرت محمد ص: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله
  6. نامه امام خمینی به آقا سید احمد آقا (از رو خوانده شود ): پسرم!... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَل (آویزان) بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار... پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست . صحیفه امام، ج 18، ص 511 26 تیر 1363
  7. آیت الله فاضل : من 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم واجباتت را انجام بده به جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس و کار مردم را راه بیانداز اگر قیامت کسی از تو سؤال کرد بگو فاضل گفته بود.
  8. مصادیق خدمت گزاری را در مسائلی همچون انفاق، احسان، امداد، حمایت از محرومان و مظلومان و قضای حاجت مردم ، قرض الحسنه و ...
  9. امام علی ع : السید من تحمل اثقال اخوانه

( آقا کسی است که بار مشکلات سنگین برادران دینی خود را به دوش کشد)

  1. امیرمؤمنان علی(ع) نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد
  2. خدمت گزاری در سیره حسین بن علی علیه السلام
  3. اندیشه سازی ( خدمات فرهنگی)
  • ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد، نگران نباشید. زیرا جزای او با خداوند است و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است .» بحارالانوار، ج 78، ص 121
  • آنگاه فرمودند: « اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم؛. بدانید نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتهای پروردگار برای شما است، پس نعمتها را [پس نزنید و] از دست ندهید که دچار عذاب الهی می شوید .»
  1.  باید بدانیم امام بیش از کار نظامی کار فرهنگی کرده.

کل حرکت امام حسین نهایت 5-6 روز جنگ و قتال امام حد اقل چندین یک سال مبارزه فرهنگی.

  1. امام حسین ع: مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَه
  2. خمتگزاری در عمل ( مرد میدان عمل)
  • یاد می گیریم فقط حرف زدن نباشه ... اهل عمل هم باشیم
  1. داستان ... عیادت از اسامه(خود عیادت، ادای دین مومن)[WU1] 
  2. عیادت بریم ... بعه فکر هم باشیم.
  3. نریم شیرینی که خودمون آوردیم رو بخوریم
  4. بریم اگه در توان داریم سختی بیماری رو کم کنیم
  5. قوت قلب باشیم برای هم.
  6. تاکید دین بر رسیدگی به نزدیکان
  7.  ( جامعه ای که محتاج کمیته امداده (نهادهای اجتماعی حمایتی ) باشد، مردمش کم تر به فکر هم هستند و کم اهل خیر هستند،
  8. جامعه حسینی کمیته امداد باید بیکار باشه یا کم کار باشه... همسایه، ارحام و...)

 

  1. داستان بخشش باغ به غلام.[WU2] 
  2. باید بسوی خدمات اجتماعی و توانمند سازی بریم...
  3. سیره معصومین گدا پروری نیستند، آقا پروری هست...
  4. خرده نمیده کلان میده ... یقین بر میگرده.
  5. هم سنت اقتصادی در دنیایی و هم سنت حقه اللهی.
  6. اشاره به داستان فقیر و سخاوت حسینی.[WU3] 

باسخاوت ترین مدینه، حسین ع، امام مسجد،شعری کمک خواست،قنبر از مال حجاز مانده،4000 دینار،این فقیر نیازمندتر، در عبا پیچید ، از لای درب، هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ...

 ورود به روضه ... به این فقیر بگیم تو کجا بودی آقای غریب ما رو در کربلا ...

انگشتر به ساربان...


 [WU1]روزی امام حسین علیه السلام برای عیادت «اسامة بن زید» به خانه او رفت که سخت بیمار بود، وقتی نگاه او به امام افتاد آهی کشید و از اندوه خود یاد کرد . حضرت فرمودند: «وما غمک یا اخی؟ ای برادر! چه اندوهی داری؟»
اسامه عرض کرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهکارم . حضرت فرمودند: «ادای دین تو بر عهده من است . » اسامه گفت: می ترسم از دنیا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: «لن تموت حتی اقضیها عنک; پیش از آنکه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را می پردازم .»

) بحارالانوار، ج 44، ص 189، حدیث 2 .
 

 [WU2]روزی امام حسین علیه السلام با جمعی از دوستان وارد باغ خود در مدینه شد . غلام آن حضرت به نام «صافی » نگهبان آن بود . امام به گونه ای وارد شد که غلام متوجه او نشد، حضرت دید او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب کرد; زیرا او هر قرص نانی که برمی داشت نصف آن را به سوی سگی که در پیش روی او بود می انداخت .
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسیدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانی که برمی داشتی نصف آن را به سگ باغ می دادی؟ غلام عرض کرد: من غلام شما و نگهبان این باغم و این سگ نیز نگهبان این باغ است . وقتی سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه می کرد . من حیا کردم که او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از این رو هر قرص نان را مساوی تقسیم کردم .
حضرت از پاسخ غلام به گریه افتاد و فرمود: «ان کان کذلک فانت عتیق لله تعالی ووهبت لک الفی دینار; اگر چنین است تو را در راه خدا آزاد کردم و دو هزار دینار نیز به تو بخشیدم .»
غلام گفت: اگر مرا آزاد کنی من دست از تو برنمی دارم و باغبان تو در این باغ باقی میمانم . وقتی امام وفاداری او را دید، همه باغ را به او بخشید و فرمود: «انسان بزرگوار باید عمل او گفتارش را تایید کند ... این باغ را با آنچه در آن است بتو بخشیدم، پس دوستان مرا میهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قیامت کرامت ببخشد، و اخلاق نیکو و ادب تو را مبارک گرداند .»

 بحارالانوار، ج 44، ص 194، حدیث 4 .

 [WU3] [WU3]روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد .

به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود:

لم یخب الان من رجاک و من

حرک من دون بابک الحلقة 

تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است

انت جواد وانت معتمد

ابوک قد کان قاتل الفسقة 

تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود

امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:

آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است

سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:

خذها فانی الیک معتذر

واعلم بانی علیک ذوشفقة 

اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم

لو کان فی سیرنا الغداة عصا

امست سمانا علیک مندفعظ

اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد

لکن ریب الزمان ذوغیر

والکف منی قلیلة النفقة 

ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .

مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد 

بحارالانوار، ج 44، ص 190 .

  • M.M.HKH