احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۲۶ مطلب با موضوع «روضه مکتوب» ثبت شده است

۱۱
دی
۹۹

 

مرثیه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

السَّلامُ علیکِ اَیَّتُها الصِّدِّیقَه الشَّهِیدَه ، السَّلامُ علیکِ ایّتها المَظلُومَه المَغصُوبَه ، السّلامُ علیکِ یَا فَاطِمَه(سلام الله علیها)1

زلطف پدید آور ممکنات

هدایت شدم سوی باب النجات

 

به یک خانه اما به چشم سلیم 

به اندازه ی ما سوی الله، عظیم

 

به درگاه آن خانه سر می زنم 

سر خود چو سنگی به در می زنم

 

در اینجا فتد عقل در واهمه

که اینجا بود خانه ی فاطمه

 

ورای درآمد بتول از سرا 

 که دشمن کند از حضورش حیا 2

 

امشب شب گریه وناله است، مبادا  امشب ساکت باشی، می خواهیم روضه مادر رو بخونیم  

 

 

 

 

 

 

مقدمه (گریز)

عده ای اراذل و اوباش مدینه ریختند پشت در خانه ی امیرالمومنین (علیه السلام) ، مگه چه خبر شده؟ آمده اند  علی (علیه السلام) را به مسجد ببرند ، می خواهند بیعت بگیرند . همینکه در زدند ،

فاطمه (سلام الله علیها) پشت در آمد صدا زد:

آی مردم! بدتر از شما سراغ ندارم جنازه پیامبر(صلی الله علیه و آله) را رها کردید، خلافت را غصب کردید، حالا هم آمده اید از علی (علیه السلام) بیعت بگیرید؟!

 اجازه بِدید یک سوال را جواب بِدم، غیرت دارها می دانند ، وقتی یک مرد نامحرمی در خانه کسی میاد، تا وقتی مردی در خانه باشد هیچ موقع زن جوان پشت در نمی ره، آنهم خانه ای مثل خانه امیرالمومنین (علیه السلام) آنهم زنی مثل فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) اما سؤال این است ، وقتی ریختند در خانه امیرالمومنین (علیه السلام) ، با اینکه علی (علیه السلام)  داخل خانه نشسته ، حسن و حسین (علیهما السلام) در خانه هستند ، چرا فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) پشت در می ره؟

 

ورای درآمد بتول ازسرا

که دشمن کند از حضورش حیا 2

 

گفتند شاید صدای فاطمه (سلام الله علیها)  را بشنوند و حیا کنند و برگردند.

آیا حیا کردند؟ آیا شرم کردند؟ آیا برگشتند؟

 نه والله!

نه تنها برنگشتند؛

 بلکه حرمت فاطمه (سلام الله علیها) را شکستند.

 دَعیَ بالنّارِ فَاضرَمَها فی الباب فَاَحرَقَ الباب3

گفت آتش بیاورید، درِ خانه را آتش زد ، آتش شعله کشید، آقاجان یا صاحب الزمان معذرت می خوام. چه کرد؟

 

لگد زد چنان بر در آن بت پرست  

 کز آن ضربه پهلوی زهرا شکست     

     

فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار صدا زد بابا جان! ببین با دخترت چگونه رفتار می کنند؟! ....

 یا زهرا ...

اما آی شیفتگان اهل بیت!

اگر در مدینه در خانه دختر پیغمبر خدا را آتش نمی زدند، کی جرات می کردند کربلا خیمه ها را آتش بزنند؟ اگر در مدینه به فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها)بی حرمتی نمی کردند چگونه جرات می کردند در کربلا حرمت زینب کبری (سلام الله علیها) را بشکنند؟

 هر کجا نشسته ای سه مرتبه صدا بزن یا حسین (علیه السلام) ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ، اوج مرثیه ،

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

و سیعلمُ الّذین ظَلموا ایَّ مُنقلَبٍ یَنقلبُون.

 

پایان (فرود)

1 - مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا( سلام الله علیها )

2 سفینه عشق صادق خوش بین ص 73

3 - رنجها و فریادهای فاطمه(سلام الله علیها) محمدی اشتهاردی ص 136 - بیت الاحزان ص 90 - 91

 

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۰
شهریور
۹۹

من‌ از غم‌ تو خاطره دارم

با پرچم تو خاطره دارم

من بیشتراز تمام عمرم با

محرم تو خاطره دارم ..

 

حسیییییییین حسیییییییین

 

غرقه آهم یارفیق من لارفیق له

بی پناهم یا شفیق من لاشفیق له

 

اشکِ روضه نمکِ زندگیِ سینه زناست

تو سر دادی که الان آقا سر ما بالاست

 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برایِ باغبان ما باقی نمانده

 

ساقی غریبُ میکده میسوزد امشب

یک غنچه یاسِ گمشده میسوزد امشب

 

گل بویِ زهرا میرسد از سوی مقتل

سوی بهشتم میبرد گل بوی مقتل

 

مستان همه افتاده و ساقی نمانده

یک گل برای باغبان باقی نمانده

 

آتش گرفته دامنِ طفلی سه ساله

سویِ شهیدان میرود با آه و ناله

 

در دست دژ خیمی افتاده گشواره

 

 آهُ واویلا

 

خون میچکد ازگوش هایِ پاره پاره

 

 آهُ واویلا

 

امشب شب بیقراریِ زینبِ .. اجازه بدید همه با هم شریک بشم ، همه بلدید :

 

طفلِ یتیمی زِحسین گمشده

واویلا واویلا

 

قامت زینب زِعلم خمشده

واویلا واویلا

 

یوقت زینب کبری رسید محضر زین العابدین : عزیزبرادرم چه کنیم ریختن خیمه هارو غارت کنن ..خیلی برای امام سجاد سخت بود اینو بگه ولی مجبور بود ناموسش توخطربود .. چه کنه فرمود عمه جان به بچه هابگو فرارکنن ..

 

زن وبچه تو این بیابون میدوییدن یا الله .. میگه دیدم یه دختری دامنش آتش گرفته داره میدوه .. تو تاریکی صحرا معلومه از دور آتش و مسیر دختر . میگه اسبم رو هی کردم دلم سوخت گفتم برم آتش دامنش و خاموش کنم تا رسیدم از اسب پیاده شدم دیدم دستاشو گذاشت رو سرش ، منو نزن من یتیمم ..

 

فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ

 

پیاده شدم آتش دامنش و خاموش کردم فهمید باهاش کاری ندارم دخترم آرام باش ، یه وقت یه نگاهی به من کرد صدا زد شیخ آب آزاد شده یا نه ؟! گفتم آری آب آزاد شده . طبیعیه سه روزه آب نخورده تشنه است یه ظرف آب براش آوردم گفتم الان آبُ ببینه آب و میخوره اما دیدم هی آبُ نگاه میکنه هی گریه میکنه …یه وقت صدا زد شیخ راه گودالِ کدوم سمته ؟!.. گودال چیکار داری ! آب نوش جان کن ، گفت وقتی بابام میدان میرفت لباش از تشنگی ترک خورده بود .. میخوام برای بابای غریبم آب ببرم

 

مظلوم حسین ...

  • M.M.HKH
۰۸
شهریور
۹۹

گودال سرخ

"باب الحرم"

 14 مجلس کامل برای  مداحان اهلبیت علیهم السلام در دهه ی اول ماه محرم

شامل:متن  روضه  اجرا شده توسط مداحان  مشهور کشور

با در دست داشتن این مجموعه می توانید مجالس عزاداری  و سوگواری اباعبدالله الحسین را پرشور برگزار نمایید. 
http://babolharam.net/
بابُ الحرم" پایگاه متن روضه و اشعارمذهبی"ویژه مداحان 

دانلود 

  • M.M.HKH
۰۸
شهریور
۹۹

السّلام علیک ایهاالعبدُالصّالح

،السّلام علیک یاابالفضلِ العباسَ ابنَ امیرِالمومنین

السلام علیک یابن سیدالوصیین

 

مه کاسه بگیرِ حُسن رویت

خورشید خجل ز ماهِ رویت

 

روزی که گِل مرا سرشتند

نامت به کتاب دل نوشتند

 

ای عطر گل یاس، یا حضرت عباس

ای معدن احساس، یا حضرت عباس

 

خورشید مدینه یا اباالفضل

امید سکینه یا اباالفضل

  1. امشب شب عباس
  2. شب سقای تشنگان حرمه
  3. امشب شب سردار سپاه حسینه
  4. شب ماه حسینه
  5. نمی دونم امشب برات از کجای روضه عباس بخونم.
  6. فقط برات بگم امام زمان فرمودند هر جا روضه عموجانم عباس باشه ... من مهدی فاطمه همونجا هستم

 

 آب از چه نگردیدی از خجالت آب

تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراست

 

قسم به فاطمه هرگز تو را نمی نوشم

که در تو عکس لب خشک سیدالشهداست

 

ز خون دیده ی من، روی موج خود بنویس

که از تمامی اطفال تشنه تر سقاست

 

  1. این دو دست مبارک رو زیر آب برد
  2. آب رو آورد مقابل صورتش
  3. فذکر عطش الحسین (یاد تشنگی حسین افتاد)
  4. نه نه بزار یطور دیگه بگم
  5. فذکر عطش علی الاصغر ... یاد لبای تشنه شیرخواره حسین...
  6. آب بر آب ریخت...
  7. مگه میشه عباس آب بخوره و بچه های حسین تو خیمه ها تشنه باشند.
  8. این مشک پر آب کرد.
  9. یگوشه چشمی به خیمه ها
  10. عباس دلاور پا به میدان گذاشت
  11. این نانجیبا پشت نخلستان کمین کردن
  12. کسی جرات چشم در چشم شدن با عباس بن علی رو نداره
  13. یوقت از پشت نامرد دست راست عباس رو قطع کرد
  14. وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا یَمینی، اِنّی اُحامی اَبَداً عَنْ دینی
  15. مشک به دست چپ گرفت
  16. دست از حسین بر نمیداره عبااس
  17. دست چپش رو هم زدن
  18. مشک به دندان گرفت
  19. اما هنوز عباس نا امید نشده
  20. کسی نمی تونه عباس متوقف کنه
  21. یوقت یه نانجیبی فریاد زد...
  22. من میدونم چطور عباس رو زمین گیر کنم
  23. یه تیر کمان
  24. تیر به مشک عباس
  25. تو مقاتل نوشتن
  26. یوقت دیدن عباس متحیر شد ( فوقف العباس متحیرا)
  27. یه نگاه به مشک
  28. یه نگاهی به خیمه ها
  29. صدای نازدانه های حسین
  30. تشنگی اصغر
  31. دیگه امید عباس ناامید شد.
  32. آب ریخت .. آبرو ریخت ..

امان که مشک تهی آبروی من را ریخت

من از خجالتِ لبهای تشنه آب شدم

  1. همین که مشک زدن سرعت عباس کم شد
  2. دیگه عباس تاب خیمه رفتن نداره
  3. در همین حین یه تیری به چشمش زدن
  4. عمو آهنین

 

 

یوقت همه دیدن قمر منیر بینی هاشم

علمدار حسین

سقای تشنگان حرم

از بالای اسب

بدون دست

تیر در چشم

از اسب بر زمین افتاااااااااد.

 

حسییییییییییین حسیییییییییییین

 


سقای دشت کربلا، اباالفضل

دستش شده از تن جدا، اباالفضل

 

پشت حسین بن علی تا شده واویلا

پای عدو به خیمه ها  وا شده واویلا

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

السّلام علیک یااوَّل قتیلٍ من نسل خیرسلیل

السّلام علی عَلِیٍّ الکبیر

 ای خداجلوه و نبی مرآت            مرتضی خصلت و حسین صفات نه

انبیاءدرجلال توشده محو             اولیاءبرجمال توهمه مات

خاتم الانبیاءزسرتاپا                     سیدالاوصیاءزپاتاسر

 ماه کنعان سیدالشهداء              یوسف کربلا علی اکبر

  1. ازامام صادق(ع)سوال شد بالاترین لذتهاچیست؟ فرمودند ... فرزندی رشید جلوی چشم پدرراه برودپدر به قدوبالای خیره نگاه کنه.دوباره سوال شدسخت ترین مصیبتهاچیست؟فرمودند همان جوان درمقابل دیدگان پدرازدست برود
  • امشب شب جوان ازدست داده هاست
  • باباهای شهداءکجانشسته اید
  • شماامشب برای حاجتمندادعاکنید
  • جانم حسین(2)  ای جان جانانم حسین
  • آقاجان چه گذشت به شما ...
  • آن موقعی که علی اکبرآمد ... اذن میدان خواست
  • نوشتند : فأذِنَ له،  ثم نَظَرالیهِ نظرآیِسٍ منه واَرخَی عینَهُ وبَکَی  ابی عبدالله ...
  • فورا اجازه داد
  • یک نگاه مأیوسانه ای به قد بالای جوونش
  • بی اختیار اشک ازچشمشان جاری شد
  • خدا تو شاهد باشد: اَشبَهُ الناسِ خَلقًا وخُلقًاومنطِقًابرسولک

گمان مدارکه گفتم برو،دل ازتوبریدم 

نفس شمرده زدم همرهت پیاده دویدم

دلم به پیش تو ،دیده به قامتت

خدای داند ودل شاهداست... من چه کشیدم ... مظلوم حسین...

  • علی به میدان رفت
  • جنگ نمایانی کرد
  • گرمای هوا و سنگینی زره و عطش امان علی رو بریده
  • اومد از باباش طلب آب کرد...
  • بابا جانم آیا جرعه آبی هست...
  • ... عزیزدلم برو که بزودی از دست رسول خدا سیراب میشی...
  • دوباره میدان رفت
  • یوقت ناله علی بلند شد
  • پدرجان علی تو دریاب
  • حسین خودشو به علی رسون
  • نوشتند از بالای اسب بر زمین افتاد
  • اومد جنازه اربا اربای علی رو بغل گرفت
  • دید دلش آرام نمیگیره
  • یوقت دیدند و وَضَعَ خَدَّهُ علی خَدِّهِ
  •  صورت به صورت جوانش گذاشت
  •  یا بُنیّ قَتَلَ اللهُ قومًا قتلُوک
  •  
  • علَی جانم... علی الدُّنیا بعدَکَ العَفا.
  • حالا حسین میخواد علشو به خیمه ببره
  • دیگه رمقی برا حسین نمونده
  • ناله دل حسین....

آی

جوانان بنی هاشم بیاید
علی را بر در خیمه رسانید

خدا وندا که من طاقت ندارم
علی را بر در خیمه رسانم

----
مدینه مادرش چشم انتظار است
به خیمه عمه اش دل بی قرار است

کجا رفتند و آن رعنا جوانان
کجا رفتند و آن پاکیزه جانان

----
نباشد مادرش لیلا بیاید
تماشای قد اکبر نماید

بگویید عمه اش زینب بیاید
علی بر در خیمه رساند

  • الا  لعنه الله علی القوم الظالمین
  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

"اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ"

امشب ما رو سوا کن،ما رو به کشتی نجات خودت برسون... حسین...

 کشتی نوح نشد منتظر هیچ کسی ۲

این حسین است که با خود همه را خواهد برد

حسین ...

*السلام علیک یا اباعبدالله*

شب عاشورا قرار بود حمله بشه،اصحاب اومدند اعلام وفاداری کردند،بیاید ماهم امشب کنار خیمه آقا یه جوری بهش سلام بدیم که دل زینب قرص بشه

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

لبها معطر است سلام علی الحسین

ساعات آخر است سلام علی الحسین)۲

این خاک، رستخیز تمام مصایب است

صحرای محشر است سلام علی الحسین

ظهر دهم رسیده و چشمان خواهری

سوی برادر است، سلام علی الحسین

*حسین ... آی ...*

ظهر دهم رسیده و از سیب سرخ عشق

عالم معطر است سلام علی الحسین

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب۲

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

*آخه اهل حرم  یه وقت دیدند آقا رفت پشت خیمه شروع کرد با غلاف شمشیر خاک رو کندن،علی اصغرم"*

این سوی، نعش اکبر و سوی دگر، رباب

دنبال اصغر است سلام علی الحسین

هم دست ها بریده و هم آب ریخته است

عباس، مضطر است سلام علی الحسین

*اون لحظه که آب روی زمین ریخت عباس مضطر شد،قربونت برم سقای حسین،علمدار عشق من یه مضطر دیگه هم میشناسم که روز یازدهم وقتی همه رو سوار کرد،کاروانش رو مرتب کرد،نمیدونم زینب با دختر بچه هایی که مرده بودند چه کرد؟! همه به دست و پا غل و زنجیر جامعه دارند،همه رو سوار ناقه های بی جهاز کرد،زین العابدین رو سوار کرد،سی هزار نامرد دارند نگاه میکنند"یا مجیب المضطر اَجب المضطر"زینب به داد برس،الان زین العابدین قالب تهی میکنه،صدا زد"یا حجة الباقین و یا ثمال الماضین" ای یادگار گذشتگان و ای امید آیندگان "مالی اراک تجود بنفسک؟! "چرا داری با جون خودت بازی میکنی؟  تو حجت خدایی! عمه مگر این بدن حجت خدا نیست؟

کفنی داشت ز خاک و کفنی داشت ز خون

تا نگویند حسین بن علی بی کفن است

حسین ....

امشب شهادتنامه عشاق امضا میشود

فردا زخون عاشقان این دشت دریامیشود

امشب باید خودمونو برسونیم وگرنه جا میمونیم...

امشب شبشه...

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

مکن ای صبح طلوع...

عصر فردا....

همون لحظه ای که آسمون تیره و تار شد،همون لحظه ای که صدای بانویی قدشکسته بلند شد...

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است...

زینب بچه ها رو جمع کن...

حسین حسین حسین...*

بر آن گلو که بوسه برآن زد پیامبر

امروز خنجر است،سلام علی الحسین

 

والعصر، عصر اگر برسد چشم زینبش

حیران یک سر است،سلام علی الحسین

*سری به نیزه بلند است...

 

حسین جان قراره سرت رو وارد کوفه کنند؛زینب معلم قرآن دختران اینا بوده، من بهشون یاد دادم اگر کسی قرآن خواند ماشاء الله بگید،بارک الله بگید ولی اینا سنگ میزنند،من بهشون یاد ندادم وقتی کسی قرآن میخونه هلهله کنند و کف بزنند...

حسین جان...*

این بوی سوختن ز خیامش رسیده است؟

یا بوی معجر است سلام علی الحسین

*بوی معجر سوخته میاد"صداتو برسون کربلا،اربعین همدیگه رو کربلا ببینیم،حسین جان ...*

  • M.M.HKH