احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۳ مطلب در آذر ۱۴۰۱ ثبت شده است

۲۳
آذر
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

در ایام بروز فتنه ها و اغتشاشات چگونه مناظره کنیم و چه بگوییم؟؟؟

آدرس اینترنتی مطالب

در این ایام نیاز است در دو حوزه توانمندی کسب گردد.

حوزه اول، حیطه دانش و اطلاعات است، به این معنا که مباحثه کننده به لحاظ محتوا و داده دارای اطلاعاتی دقیق و به روز باشد.

حوزه دوم که در این ایام معمولاً مغفول مانده است اما از نظر اهمیت کمتر از از مورد قبل اثر گذار نیست، حوزه مهارت مباحثه و مناظره می باشد با این بیان که اگر فرد دارای عمیق ترین و وسیع ترین سطح محتوایی باشد لکن در حوزه مهارت سخنوری از سطح مطلوب بیان و گفت و گو برخوردار نباشد بشدت از میزان اثرگذاری وی کاسته خواهد شد.

بنابراین دانش افزایی در هر دو حوزه امری بدیهی و ضروری می باشد.

در غالب موارد محتوای مورد نیاز برای بحث و گفت و گو در فضای مجازی و در بولتن های خبری قابل اصطیاد میباشد لکن مباحث مهارتی به شدت مغفول مانده و چه بسا باحثی بر حقی که با کوهی از اطلاعات به دلیل عدم آشنایی با مهارت سخنوری در مواجهه با فرد متخاصم نتواند عملکرد مطلوبی را  به منصه ظهور برساند و چه بسا خصم کم دانشی که به دلیل سخنوری بتواند عالمی را در میدان بحث بر زمین بزند.

قبل از ورود به بحث و مناظره نیاز است انسان میدان بازی را برای خود تشریح کند.

باید توجه داشت که مخاطب چه کسی است. آیا ناظر بیرونی حضور دارد؟

فضا چگونه است؟ در یک تاکسی گفت و گو صورت می پذیرد یا در یک میتینگ دانشگاهی یا در یک مغازه ابزار فروشی؟

گاهی ممکن  است بحث در درون یک خانه و سر سفره شام صورت گیرد.

باید توجه داشت رابطه مناظره کنندگان با هم چگونه است ؟

آیا از یک قوم و ریشه و فامیل هستند یا اینکه رهگذرانی ناآشنا یا همکلاس هایی نا همگون؟

همه اینها در نوع ورود و خروج به بحث ها موثر خواهد بود.

بنابر این گام اول مباحثه و مناظره مخاطب شناسی می باشد.

و گام دوم ، درک درست میدان بحث و مناظره است.

 قبل از ورود به بحث مخاطب شناسی باید یک نکته مهم در رابطه با میدان بحث را متذکر شد.

شما باید میدان بحث را ایجاد کنید؛ در میدان بحث دیگران بازی نکنید. یکی از بزرگترین مشکلات مباحثات ما این است که در میدان بازی دیگران دست و پا میزنیم. میدانی که قواعد را آنها نوشته اند و هنجارها را آنها تعریف کردند.

قبل از ورود به بحث یک الگوی محتوایی را در ذهن خود داشته باشید الگوی که قبلا در مورد جوانب ان مطالعه کرده اید و بعد از چند جمله و چند عبارت سعی کنید بحث را به زمین بازی از پیش تعریف شده خود سوق دهید، توجه داشته باشید که مخاطبان شما امروزه مخاطبانی هستند که توسط رسانه های معاند در یک زمین بازی از پیش تعیین شده با سوال ها و جواب های مشخص در حال زندگی هستند.

پس لازم است شما نیز یک سیر محتوایی مشخص و از پیش تعیین شده داشته باشید که به تمام جوانب آن مسلط اید و بعد از ورود به بحث و کمی کلنجار با مخاطبان آنها را به میدان مطالب خود سوق دهید آنگاه شما میدان‌دار هستید و شما در موضع قدرت هستید و خصم شما در موضع ضعف. 

 از موضع انفعال وارد بحث نشوید، فعالانه بحث کنید، پرسشگری را شما شروع کنید، حتی اگر با پرسش طرف مقابل روبرو شدید تلاش کنید با سوالات خود سوال او را جواب بدهیم تا او در موضع جواب و ضعف قرار بگیرد.

یکی از مشکلات اصلی در مباحثات ما این است که معمولاً ما در مقام پاسخگویی به شبهات هستیم.

پاسخگویی بسیار سخت تر از شبهه سازی است، گاهی یک شبهه پنج کلمه ای جوابی ۵ صفحه ای می خواهد. بنابراین شما سوال کنید، چالش را شما ایجاد کنید، میدان بازی را شما تعریف کنید و دیگران را در مقام پاسخگویی و دفاع قرار دهید.

سوال های پی در پی در جوانب جوابهای خصم خود ایجاد کنید، یکی از اصلی ترین ارکان مناظره این است که زمین بازی را شما تعریف کنید.

بدانید برای برخی شبهات هرگز جوابی وجود ندارد، مثلا شبهه معروف «کار خودشونه» هرگز قابل پاسخگویی نیست، چون در حماقت انسانها هرگز انتهایی وجود ندارد و هر آن چیزی که در جواب این شبهه گفته شود میتوان بعد از آن یک «کار خودشونه» گفت و روز از نو و روزی از نو.

بنابر این بجای پاسخگویی سوال بپرسید. مثلا چه کسی منابع مالی جنبش حاضر را تامین میکند؟ چرا به انسان های فرهیخته اجازه میدان داری در اغتشاشات اخیر را نمی دهند؟ چه تضمینی وجود دارد که اگر حرکت به نتیجه رسید کسانی که امروز اجازه به فرهیختگان ندادند بعد از پیروزی به آنها اجازه بدهند؟ چه کسی هزینه سرسام آور شبکه های خارجی را تامین میکند؟ کدام کشور از تحریم نفت ایران ثمره میبیند؟ عربستان! اینستاگرام چه سودی از نرم افزار خود می برد وقتی یک ریال از ما نمیگیرد؟ چه چیز میفروشد؟ اطلاعات ما را؟ و... شما سوال کننده باشید و میدان دار.

مخاطب شناسی:

اگر شما با مخاطب خود  رابطه و حلقه عاطفی دارید هرگز از مجادله و روش اسکات خصم (خفه کردن دشمن) در مباحثات استفاده نکنید زیرا حتی اگر در این بحث کوتاه مدت به پیروزی هم برسید باز هم به دلیل از بین رفتن رابطه عاطفی ، پیروزی واقعی را از دست داده اید . اگر جایگاه شما حق است دور شدن خصم از شما به معنای دور شدن یک فرد از حرف حق خواهد بود، بنابراین با جدال و درگیری افراد را از حق دور نکنید ، بدون تعصب بحث کنید و بگذارید مخاطب طعم حق طلبی شما را بچشد و سپس او را از جام شیرین حقایق بهرمند کنید.

نیاز نیست همه جا بحث کنید ، گاهی خوش اخلاق باشید و به آرامی از کنار یک مناظره عبور کنید، اگر جراحی بلد نیستید کالبد فکری یک انسان دیگر را نشکافید.

پیامبر اسلام دینی ازجنس عقل و معجزه ای از جنس کتاب و برهان آوردند اما همواره در طول حیات با برکت خویش مشهور به حسن خلق و مهربانی بودند و جذابیت خلقی پیامبر توده ها را بیشتر به خود جذب مینمود و استدلال و برهان قدرتمند ایشان کمر اندیشه های تاریک را خرد می نمود.

توجه داشته باشید نیاز نیست در همه مناظرات فرد قانع شود گاهی همین که به سکوت فرو برودکافیست. مثلاً در یک مغازه که چهار نفر حضور دارند اگر یک نفر درگیر بحث با شما میشود اما سه ناظر بیرونی در حال رویت این بحث هستند ضرورتاً نیازی نیست همه انها اعتراف به حقانیت شما کنند. گاهی یک بیان جدلی می تواند بحث را به مسیر درست تری هدایت کند زیرا فرق است میان جلسه برهان و میدان جدل.

در علم منطق با توجه به مواد استفاده شده در گفتار 5 صنعت برای بیان مقصود معرفی می گردد:

  1. جَدَل یا مُجادِلِه، استدلالی است که از قضیه‌های مشهور یا مورد قبول مخاطب تشکیل می‌شود، و برای قانع‌سازی طرف مقابل به کار می‌رود.

ساده ترین نوع جدل این است که دیگری را با پرسش‌های پی‌درپی و متعدد روبه‌رو کنیم، به‌طوری‌که سرانجام او به تناقض‌گویی بیافتد و محکوم شود. در این مبارزه کسی که بتواند از پذیرفته‌های طرف مقابل بهره گیرد و او را به بن‌بست بکشاند، پیروز می‌شود.

بهترین روش در غالب موارد همین روش جدلی می باشد با سوالاتی کوتاه و مکرر مخاطب را در موضع ضعف قرار داده و او را مجبور به پاسخ گویی می نماییم و از آنجا که مخاطب ما حق نیست در ناحق گویی به تناقض خواهد افتاد.

توجه به این نکته بسیار اهمیت دارد که در بیان جدلی هدف فقط اعتراف و تسلیم مخاطب است که در اغلب موارد که مباحثه شما ناظر بیرونی دارد همین مقدار از ورود به بحث کفایت می کند.

نیاز نیست در یک فروشگاه که 6 نفر مخاطب بیرونی حضور دارند و نهایت 10 دقیقه زمان برای گفت و شنود وجود دارد برای مخاطب خود برهان های عمیق فلسفی بیان نمایید، همین مقدار که یک همدلی و اعتراف و تسلیم از مخاطب مستقیم دریافت شود، خود فرد و ناظران آرام گرفته و از هیجاناتشان کاسته خواهد شد، پر واضح است که در ده دقیقه مباحثه سرپایی نمی توان کسی را به هدایت محض یا ظلالت آشکار سوق داد.

  1. خطابه: روشی است که به وسیله آن می‌توان مردم را نسبت به چیزی ‌که انتظار تصدیق آن می‌رود در حد امکان قانع ساخت. گاهی نیاز است افزون بر الزام دیگران به پذیرش یک مطلب، به لحاظ درونی نیز اقناع‌شان ساخت. روشی‌که متکفل این امر خطیر است، نزد منطق‌دانان به خطابه مشهور است.

گرچه غرض در جدل و خطابه هر دو غلبه بر دیگران است، لیکن با این تفاوت که در خطابه غلبه صرف مراد نیست، بلکه افزون بر آن گفته‌های گوینده باید در عمق جان مخاطب نیز نفوذ کرده و او را قانع سازد.

برای ایراد یک خطبه قرا شما نیاز دارید که مخاطبان هم گن و گوش های شنوایی را در مقابل داشته باشید و در اکثر موارد شما در گفت و شنود های سیاسی و اجتماعی چنین مخاطبی ندارید و مخاطبان شما در مقام خصم قرار گرفته و مباحثه از آرامشکافی برخوردار نیست.

پس اگر در جمع فامیل از اعتبار کافی برخوردار هستید می توانید خطبه خوانی و سخنوری را پیش بگیرید ، اما بدانید در غالب موارد چنین مجالی را نخواهید یافت.

  1. شعر در علم منطق، سخنی که سبب تأثّر روحی دل‌خواه در مخاطب می‌شود البته کمی با تعریف شعر در ادبیات تفاوت دارد.

غالب استفاده این صنعت در جمع های مذهبی و هییات دینی می باشد ، استفاده درست و بهنگام از این روش در یک هییت مذهبی می تواند اثری معادل صد برهان بر مخاطب داشته باشد.

بنابراین با توجه به کیفیت مخاطب می‌تواند هر یک از این صنایع را بکار برد.

گاهی بکار گیری یک بند ادبی در یک گفت شنود با مخاطب مذهبی یا در یک هیئت می تواند قلب ها را بیشتر از چند برهان فلسفی به حقایق نزدیک بنماید زیرا معمولاً مخاطبان تخصصی برهان های مخفی در نهان و فطرت خود دارند که با یک حس آمیزی مطلوب می توان این برهان ها را از درون مخاطب به جوشش افکند.

  1. مُغالِطِه، سَفسَطه یا مَغلَطِه ؛ که جزئی از برهان است که به طور قابل اثباتی در آن ایراد وجود دارد.مثلا: در باز است و باز هم نام پرنده ایست پس در پرواز میکند!

این نوع قیاس فاسد است و به نتیجه صحیح نمیرسد و فساد آن یا از جهت ماده است یا صورت و یا هر دو.

شناخت مغالطه و انواع آن به شدت مهم تر است ، گاهی در یک مباحثه خصم شما با مغالطه های ظریف دام هایی را برای شما می گستراند که رها شدن از آنها غیر ممکن است.

و گاهی شما نیاز است با ایجاد مغالطه ظریف خصم بی ادب را خاموش کنید تا دیگر مخاطبان شما از گفتار حق شما بهرمند گردند.

در یک فرمول کلی و جامع برای رهایی از دام مغالطات لازم است سه دستورالعمل را در مباحثات خود مد نظر قرار دهید.

 1. اگر مباحثه عمیق شد حتماً معنا و مفهوم و مراد مخاطب را به طور شفاف و درست از او مطالبه کنید، نگذارید با مبهم گویی میدان بحث را در اختیار بگیرد اگر از کلمه ای مثل آزادی استفاده کرد از او بخواهید به طور شفاف آزادی را معنا کرده و چند مثال از آن را بگوید کلمه آزادی شامل حق آزادانه در کشتار افراد بی گناه می شود و همچنین شامل حق همجنس بازی می شود و همچنین شامل حق آزادی اندیشه و حق طلبی نیز می شود ، کدام آزادی مراد است و چه کسی حدود آن را مشخص می کند؟ سازمان ملل یا خداوندگار عالم؟؟؟ اگر سازمان ملل حکم فرماست آیا مخاطب شما حق آزادی جنسی را به فرزند 18 ساله خود می دهد که مهمانی از جنس مخالف را در اتاق خواب خود میزبانی جنسی کند؟

2. به شدت از ورود عناصر خارجی به محیط بحث جلوگیری کنید مثلا اگر در گفتار گوینده علاوه‌بر سخن ، پوزخند یا فریاد یا توبیخ دیده شد به او تذکر بدهید که در بیان مباحث خود فقط صحبت کند ، اصطلاحا ادا و نمایش بازی نکند و همچنین توجه بسیار به یک مخاطب پر جنجال و نادیده گرفتن شما و یار گیری بیرونی و هرگونه خروج از جریان بحث دو نفره از شایع ترین نوع مغالطات بیرونی می باشد.

بنابراین از ورود هر عنصر بیرونی که می‌تواند در جریان بحث شما اثر منفی بگذارد جلوگیری کنید و فوراً تذکر بدهیم.

3. شفاف و کوتاه سخن بگویید و شفاف و کوتاه پاسخ بخواهید هرگز اجازه اطاله کلام و خروج از موضوع را ندهید.

پا فشاری کنید تا در زمین شما و در موضوع شما پاسخ داده شود و به زمین و میدان بازی خصم نروید زیرا در دام مغالطات اسیر می شوید.مثلا: اگر سوالی پرسید بگویید فعلا جواب سوالم را بده بعد ادامه بحث ...و از این امر کوتاه نیایید تا بحث شاخه شاخه نشود.

با توجه به اینکه اقسام مغالطه بسیار زیاد است با توجه به همین سه موضوع می‌توانید از غالب مغالطات در امان بمانید و مباحث را در جریان درست خود پیش ببرید. و حتی اگر خودتان نیز در دام گروهی افتادید که نیاز به مغالطه دارد می توانید از همین سه روش استفاده کنید.

 

  1. بُرهان، قیاسی‌است که مقدمات آن منحصراً از قضایای یقینی یا یقینیات(محسوسات، تجربیات، اوّلیّات و متواترات) یا از قضایایی که در تحلیل منتهی به یقینیات شود، تألیف شده باشد. بنابراین قیاس برهانی، قیاسی است که هم صورت و هم مادّه آن هر دو در نهایت اتقان است، بنابراین نتیجه‌اش کاملاً قابل اعتماد است و در آن مجال تشکیک نیست. و دونوع دارد :اِنی. و لِمّی.

برای استفاده از برهان ابتدا شما نیاز به مخاطبی برهان پذیر دارید. در مباحثات خیابانی اکثر مخاطبان در جریان مباحثات برهان پذیر نیستند یعنی به دنبال مطلب حق نیستند، استفاده از برهان قلب سلیم می خواهد و محیط آرام.

در محیط پر تنش نمی توان از برهان و استدلال استفاده نمود بنابر این بهتر است بعد از کمی بیان جدلی و در دست گرفتن مسیر بحث و مناظره و کلاس کم کم شروع به بیان برهانی کنید زیرا دلها و قلب ها همراه شما شده اند و اینک میتوانید براهین فطری و فلسفی و براهین حقانیت خود را با آرامش بیان کنید.

استفاده از برهان و روش برهانی در آغاز کلام در مقابل مخاطب کم صبر و کم دانش شما را به ذلت می کشاند.

مثال مشهور داستان عالمی است که به روستای پدری خود بازگشت،  ملای محلی آن دیار که جای خودش را تنگ میدید برای به ذلت کشاندن آن عالم حقیقی در جمع روستاییان از او پرسید می توانی یک «مار» بنویسی و آن عالم یک کلمه «مار» نوشت. سپس آن ملای محلی نقاشی مار را کشید و بعد از مردم عوام و کم دانش روستا پرسید کدام یک مار است و همه نقاشی مار را تصدیق نمودند، در واقع آن ملای محلی انسان آگاهی بود و میدانست مخاطب او سواد و دانش ندارد پس یک زمین بازی در حد توان و دانش آنها درست کرد و در این میدان عالمی را به ذلت کشاند.

در اکثر مباحثات ما ناظر بیرونی اسیر مغالطات کلامی می شود و به دنبال برهان نمی گردد پس دقت نظر داشته باشید.

 

  • M.M.HKH
۲۳
آذر
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

لینک مطلب

نکات ضروری برای ورود به به مدارس در ایام فتنه 1401:

نکات و مطالب ذیل ثمره تجربه نگاری از  ده ها ساعت حضور مبلغینِ کارکُشته در مدارس متوسطه دوره دوم در ایام فتنه ۱۴۰1 می باشد.

به اذعان اکثر مبلغین ، دانش آموزان در ایام فتنه و اغتشاشات اخیر به شدت حالت تهاجمی و مضطربانه ای پیدا کرده اند، از این رو برگزاری دوره های آموزشی بر مدار آرامش، صبر و اخلاق نیکو ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

  1. در صورتی که معمم هستید و میخواهید با لباس روحانیت وارد مدارس بشوید لازم است در ساعات غیر از زنگ های تفریح و صبحگاه که انبوه دانش آموزان در حیات مدرسه هستند ، وارد محیط آموزشی شوید. زیرا دانش آموزان در ساعات تفریح و ساعت صبحگاه پر از هیجان هستند و با دیدن یک روحانی معمم در مدرسه ممکن است شروع به شعار دادن نمایند.

بنابراین اگردر زمان زنگ تفریح به مدرسه رسیدید صبر کنید تا دانش آموزان به کلاس بروند و بعد وارد مدرسه شوید.

  1. در صورتی که می خواهید در ساعات تفریح در محیط حیاط و یا راه رو قدم بزنید، حتما بعد از حضور در چند کلاس این کار را انجام دهید زیرا بعد از حضور در چند کلاس تعدادی از دانش آموزان با شما احساس راحتی کرده و همین حس مثبت به سایر دانش آموزان منتقل می شود اما در صورت ناآشنایی ممکن است دانش آموزان نسبت به شما نگاهی بدبینانه پیدا کند.
  2. سعی کنید زنگ های تفریح یا زنگ های ورزش دانش آموزان را اشغال نکنید.
  3. اگر تجربه کافی در برگزاری کلاس ندارید هرگز کلاس ها را تجمیع نکنید، برگزاری جلسات در سالن همایش و نمازخانه مدارس را حتماً با حضور مدیر، ناظم یا یکی از معلمانی که دانش آموزان با آنها علقه و رابطه عاطفی دارند پیگیری کنید.
  4. حتماً قبل از ورود به هر کلاس بخواهید مدیر یا یکی از کادر مدرسه شما را به کلاس معرفی کند، بدون معرفی وارد کلاس ها نشوید زیرا برقراری ارتباط با دانش آموزان برای شما سخت خواهد شد.
  5. اگر در کلاس داری مبتدی هستید، حتماً سوال و جواب را به صورت کتبی انجام دهید، از برگزاری سوال و جواب به صورت شفاهی جداً خودداری کنید زیرا اثر گذاری کم شده و هیجانات باعث برهم خوردن جلسات می شود. اگر دانش آموزی سوال شفاهی پرسید او را دعوت کنید که سوال خود را به صورت مکتوب نوشته و به شما تحویل دهد با این روش تعداد زیادی از سوالات اصلاً پرسیده نمی شود.
  6. حتماً با طرح نامه و سیر محتوایی وارد کلاس بشویم ، از ورود بی برنامه به کلاس جداً خودداری کنید.
  7. با دانش آموزان بحث سیاسی نکنید، به اعتراف اکثر مبلغین کارکشته بحث های سیاسی در کلاس های دانش آموزی معمولاً پُرتنش و کم ثمر هستند، با یک سیر محتوایی فرهنگی یا نگاه کلان و تمدنی ، آرمان های ذهنی دانش آموزان را واکاوی کنید، آنها را نسبت به واقعیت های تاریخی و دشمنان فرهنگی و دشمنی های فرهنگی آشنا نمایید. از بحث ها وگفت و شنود های دو جانبه با لیدر های فکری کلاس ها اجتناب کنید و آنها را دعوت کنید بعد از کلاس گفتگو را ادامه دهند(عموما انجام نمیشود). شما باید برای همه کلاس برنامه داشته باشد نه فقط برای دو نفر.
  8. اگر به مدارس دخترانه میروید از دیدن دانش آموزانی که در کلاس شما کشف حجاب کرده اند شوکه نشوید، روش برخورد با این دانش آموزان تغافل است، باید وجود و عدم آنها را در کلاس لحاظ نکنید، با گذشت کمی از کلاسِ مهیج شما آنها حجاب را رعایت می کنند تا وارد بحث بشوند ، به محض مراعات حجاب آنها را مورد خطاب و توجه قرار دهید. با این کار ، کم کم اکثر دانش آموزانِ کشف حجاب کرده برای شرکت در جریان کلاس مراعات خواهند کرد.
  9. از بیان موضوع حجاب در جلسات اول جداً خودداری کنید، حجاب در حال حاضر موضوع مورد اختلاف بین شما و اکثر مخاطبان شماست، بهتر است از همدلی و نقاط اشتراک شروع کنید.   ابتدا محل اختلاف خود و دانش آموزان را نشانه نروید. با آرامش ابتدا یک پل به قلب دانش آموزان ایجاد کنید و سپس از منظر دلسوزی موضوعات مهم را با بیانی دلسورانه و محکم یادآوری کنید. شروع با موضوع حجاب باعث جانبداری دانش آموزان شده و نفوذ کلام شما را کم و کلاستان را کم رونق می کند.
  10. داده های دانش آموزان معمولا سطحی و سوالات آنها معمولاً مشابه است، اکثر دانش آموزانی که حضور فعال در اینستاگرام دارند به شدت مهاجم و عصبی هستند، اگر اصرار بر بحث سیاسی داشتند ، از این کلمه زیاد استفاده کنید: «من با شما بحث سیاسی ندارم، آمدم مطالبی را بیان کنم که معمولاً با شما دانش آموزان کمتر مطرح می شود». سعی کنید بذر امید در دل دانش آموزان بکارید، سعی کنید سیاهی ها را از ذهن آنها بزدایید.
  11. خواهشا اگر توان اداره کلاسی را نداشتید، حتماً کلاس را زودتر تمام کنید، میتوانید از کلماتی مثل این استفاده کنید: «خوب بچه ها برای امروز بسه، من الان خیلی حالم خوب نیست، آروم و بی صدا به حیاط بروید». خواهشاً به اصطلاح «کلاس ها را زخمی نکنید».

اداره ضعیف و ناقص یک کلاس پل های ارتباطی دیگران را نیز خراب میکند، به لیدرها مدال افتخارِ «خوب حالش رو گرفتیم» می دهد. معمولاً سخت ترین کلاس ها برای مبلغین کلاس هایی هستند که توسط مبلغین قبلی زخمی و خراب شده اند، اگر توان اداره یک کلاس را ندارید بسیار بهتر است که از ادامه آن کلاس انصراف دهید و با آرامش کلاس را تمام کنید و بر اداره نابهنجار کلاس پافشاری نکنید.

  1. در مدارس دخترانه حتماً صدای خود را ضبط کنید، نیاز نیست این مطلب را به کسی بگویید. توجه داشته باشید اولیای دانش آموزان را باید دشمن خود فرض نمایید.

یکی از مبلغین بسیار متخصص در امر مشاوره و کلاسداری دانش آموزی خاطره ای را نقل می کردند، در دفترمدیریت مدرسه تعدادی از دانش آموزان دختر گرد مدیر و این مبلغ جمع شده بودند و اصرار داشتند که زنگ بعدی نیز مبلغ به کلاس آنها بیاید، در همین حین مادر یکی از دانش آموزان وارد دفتر شده و به ناظم مدرسه می گوید: ببین بچه بسیجی داره با دخترای دانش آموز حال میکنه ، معلومه میخواد کسایی که شعار میدن رو شناسایی کنه و ...

این واقعیتی از ذهنیت اکثر اولیا نسبت به حضور شما در مدارس است، خاطرات مشابه این مورد ایام اخیر زیاد دیده و شنیده شده است. 

  1. در صورت بروز هر مشکلی بدانید دانش آموزان  و کادر مدرسه کاملا غیر صادقانه نسبت به شما رفتار می کنند، لطفاً صدای جلسات خود را ضبط کنید تا در صورت بروز مشکل بتوانید به آنها استناد کنید.
  2. یک طرحنامه محتوایی داشته باشید تا در صورت بروز هرگونه مشکلی محتوای شما قابل ارائه به ناظران بیرونی باشد.
  3. اگر هیجانات یک کلاس یا مدرسه بالا رفت کنترل خود را از دست ندهید هرگز عصبانی نشوید، نهایتا سکوت و نگاه معنادار داشته باشید. عصبانیت شما در مقابل یک دانش آموز دال بر ضعف در مقابل اوست.
  4. سعی کنید به مدارسی بروید که دانش‌آموزانِ بهتری دارند، امروزه دانش آموزان مذهبی در فشار و مضیقه هستند و معمولاً توسط سایر دانش آموزان مورد زخم زبان قرار میگیرند، تقریباً همه مبلغینی که به مدارس دخترانه رفتند، اعتراف دارند دانش آموزان دختر مذهبی توسط سایر دانش آموزان مورد طعنه قرار دارند، پس بدانید شما می توانید باعث قوت قلب دانش آموزان مذهبی شوید.
  5. اگر جلسات محدودی را با یک مجموعه دارید حتماً مدارس همفکر و مذهبی تر را انتخاب کنید. اگر قرار است فقط یکبار سر یک کلاس بروید، کلاسی را انتخاب کنید که دانش آموزان مذهبی بیشتری دارند تا بتوانید از حلقات نزدیک فکری پشتیبانی کنید.

ولی اگر برنامه تربیتی دارید و هر کلاس را حداقل سه مرتبه شرکت میکنید ، بهتر است کلاسهایی بروید که افراد همفکر کمتری دارند،

  1. فعالیت تبلیغیِ حداقلیِ شما اثرِ حداقلی خواهد داشت؛ در حالی که اکثر دانش آموزان تقریبا نیمی از ساعات بیداری خود را درگیر فضای مجازی هستند و شما تنها یک ساعت درسی با آنها ارتباط دارید، پس در این یک ساعت سعی کنید بهترین مطلب را با نگاه همدلی و برادری به آنها انتقال دهید تا اگر هدایت نشدند حداقل دشمن هم نشوند.
  2. برای هماهنگی مدارس از بالا هماهنگ کنید، معمولا مدیران مدارس با شما همکاری لازم را نخواهند داشت. البته مدیران دغدغه‌مند و انقلابی نیز هستند که همراه شما باشند اما بهتر است برای هماهنگی حضور در مدارس از آموزش و پرورش نامه حضور داشته باشیم تا در صورت بروز مشکل حامی داشته باشد.
  • M.M.HKH
۲۳
آذر
۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم

طرح نامه پیش رو نگاره ای است از تجربیات برگزاری ده ها ساعت برنامه در محیط های آموزشی اعم از مدارس و دانشگاه ها در ایام فتنه ۱۴۰1 که بعد از ارزیابی و پایش پایانی از داده های ارائه شده به جامعه هدف گردآوری گردیده است.

هر گونه انتشار و استفاده از این مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد

برای رفتن به سایت اصلی کلیک کنید

قبل از مطالعه طرح نامه بیان چند نکته مقدماتی ضروریست:

  • این نوشتار بصورت مبسوط برای حدود ۲ تا 3 ساعت جلسه دانشجویی و دانش آموزی تدارک دیده شده است، لکن مبلغین محترم با توجه به ظرفیت کلاس های خود می توانند محتوایی را به صورت گزیده تر برای یک یا چند جلسه ارائه کنند.
  • هدف این نوشتار پایمال کردن بذر یاس در نهان جوان و نوجوان و کاشتن بذر امید در قلب آن ها می باشد.
  • این طرح نامه در تلاش است با یک سیر محتوایی منسجم شعار «زن زندگی آزادی» را با نگاه تمدنی مورد ارزیابی قرار دهد و نتایج، ثمرات و ابعاد پنهان آن را به مخاطب گوشزد کند.
  • نکته و محور کلیدی این نوشتار نقدِ سبک زندگی غربی است که با طول عمری کمتر از 70 سال با ارائه مفهوم مبتذل و کم عمقی از زن زندگی آزادی ، جهان را به تسخیر خود در آورده. حال آنکه کم‌وبیش اثرات سوء تمدنی آن در خود جوامع غربی در حال هویدا شدن است و متاسفانه این نسخه ی معیوب زندگی در حال تبدیل شدن به الگوی زیستی جوان ایرانی شده است.
  • اغلب مبلغینی که در این ایام توفیق تبلیغ در محیط های آموزشی را پیدا کرده‌اند به این مهم اعتراف دارند که دانش آموزان و دانشجویان در این ایام به شدت تغییر کردند و روحیه تهاجمی بسیار بالایی پیدا نموده اند، از این رو لازم است مبلغین محترم از ورود بی برنامه به کلاس‌های درس و برگزاری بی برنامه جلساتِ پرسش و پاسخ اجتناب نمایند.
  • با توجه به نکات بیان شده ایجاد فضای متشنج و بحث های سیاسیِ جنجالی در کلاس با جوانانی که سرشار از هیجانات و عواطف و احتمالاً به شدت رسانه زده هستند می تواند آثار بسیار منفی را در پی داشته باشد(مکرر دیده شده دانش آموزان سر کلاس های پر تنش شروع به شعار دادن کرده اند). بنا بر همین ضرورت تاکید می شود از ورود بی برنامه به کلاس درس و ایراد مباحث سیاسی و جدال های لفظیِ طرفینی که موجب بی‌ثمر شدن جلسات می شود جدا اجتناب گردد.
  • فارغ از طرح نامه حاضر؛ از محضر دوستان عزیز خواهشمندیم برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب و مناسب حتما با یک سیر محتواییِ منسجم و ساختارمند وارد کلاس شوند و پرسش و پاسخ را در آخر جلسات به صورت مکتوب برگزار نمایند.
  • محتوای حاضر به صورت فیش نگاری کوتاه در متن اصلی و توضیحات مفصل هر بند با لینک دسترسی بیشتر، در انتهای نوشتار و پانویس ارائه گردیده است ، از این رو می‌توان هر بخش را به صورت خلاصه مطالعه نمود و برای ایجاد ساختار ذهنی مناسب به پانویس‌ها مراجعه کرد و برای مطالعه بیشتر لینک مطالب را در سُرس اصلی پیگیری نمود.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَیْبَةً ۚ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ (روم 54)[1]
  2. امید به زندگی در ایران حدود 75 تا 80 سال است .[2]
  3. علت بحران 40 سالگی چیست؟[3] (از چالش های پر تکرار روانشناسان)
  4. سن بازگشت به خود و خانه ...
  5. علت عدم احساس رضایت چیست؟
  6. خوشبختی یعنی چی ؟[4]
  7. دو مولفه اصلی خوشبختی= امنیت و آرامش[5]
  8. این مولفه ها در هر دوره از زندگی متفاوت خواهد بود.[6]
  9. همچنین نوع سبک زندگی مانند اختلاف سن در احساس خوشبختی افراد موثر است.
  10. سبک زندگی و لایف استایل هزاره جدید تا 40 سالگی برنامه دارد.
  11. از 40 سالگی به بعد نمیتواند متضمن خوشبختی باشد!!! چرا؟[7]
  12. این سبک زندگی توجه به نیازهای واقعی و فطری انسان ندارند و لذت محور است(در لحظه زندگی کن حتی به غلط!).[8]
  13. بطور کلی اندیشه های انسانگرا و انسان محور معمولا خانواده ستیز هستند.[9]
  14. انسان از 0-15 سالگی در خانواده کامل خوشبخت تراست یا ناقص؟[10]
  15. از 40 -60 سالگی یعنی سن اکثر پدر و مادر های دانش آموزان.(یک سوال از پدر یا مادرتون به پرسید اگر شما را نداشت خوشبخت تر بود یا با وجود شما؟=(خنده حُضار))
  16. از سن 60 تا 80 سالگی یعنی سن پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها . کُنج خانه سالمندان خوشحال تر یا در خانواده گسترده با تعداد زیادی نوه و بچه؟
  17. لایف استایل غربی فقط برای 25 سال یعنی از 15 تا 40 سالگی برنامه دارد. (بدلیل خانواده گریز بودن شعار های آن «ازدواجی نبودن»«اشتغال تا استقلال مالی تام»«حیوان خانگی بجای فرزندآوری» و. . .)
  18. حال چه اتفاقی می افتد؟؟؟ +++ سوال درست ؛ چه اتفاقی افتاده است؟
  19. الف ) وزارت تنهایی در ژاپن[11] و انگلستان[12] و بخش مراقبت های ویژه تنهایی در وزارت بهداشت و سلامتی بیش از 10 کشور پیشرفته دنیا. ( طرح 84)
  20. ب ) عدم تشکیل خانواده و ازدواج . کریستیانو رونالدو با 4 فرزند هنوز با پارتنر خود ادواج نکرده ؛ چرا؟[13]
  21. ج) افزایش نگران کننده آمار طلاق در ایران و جهان. میانگین حدود یک سوم طلاق ؛ علت ؟[14] کاهش محسوس طول زندگی مشترک در جهان.
  22. افزایش خودکشی + خانه های سالمندان + غریب در خانه خود و ...
  23. حالا دوباره شعار را باز تعریف میکنیم:
  24. زن زندگی آزادی
  25.  یعنی:  در 40 سالگی زنِ آزادِ مستقل در زندگی تنهای خود رها می شود. (کدام زن؟+ در کدام نوع از زندگی+ با چه نوع آزادی هایی؟   = چه نتیجه ای ؟
  26. باتوجه به شعار بالا یک روز از سن 55 سالگی چند نفر از مخاطبان را با دو رویکرد واقع گرایانه و ایده آل گرایانه سوال کنید.
  27. بدل های خوشبختی ، حیوان خانوادگی+ اشتغال تا سر حد مرگ برای زندگی بهتر و ...
  28. حالا یه سوال و شبهه اساسی: آیا غرب بد است؟ ... شما مسلمانان خوب هستید؟؟؟
  29. البته صورت درست شبهه این است : افسوس در زمانه ای که بشر قدم بر ماه گذارده است ... آخوند شیعه در فکر این است که مستراح رفتن با پای چپ درست است یا با پای راست!
  30. جواب : اولا ،چه کسی اولین قدم ها را بر ماه گذاشت ؟ نیل آرمسترانگ سال ۱۹۶۹... زندگی خصوصیش چطور ؟ دو ازدواج موفق و البته دو طلاق موفق ... آخر عمر افسردگی اعتیاد به الکل.
  31. در ثانی : اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر چه عیب است ز مسلمانی ماست.[15]
  32. ثالثا: فریب ویترین رسانهای غربی را نخورید ؛ پیشرفت های غرب ثمره کار کرن است نه بی دینی.[16]
  33. حتی اگر زن زندگی آزادی را هم قبول دارید ، باز هم باید کار کنید و تلاش کنید کشورتان را بسازید.[17]
  34. امروز زمان گذر از نسل اول انقلاب و شروع به کار نسل دوم و سوم و نسل شما است ( همه پدر ها بازنشسته شده اند یا در شرف بازنشستگی هستند(از جمع بپرسید))
  35. دشمان ایران میدانند فقط 5 سال زمان دارند تا بذر یاس را در دل شما بکارند زیرا دیگر هیچ ابزاری برای متوقف کردن شما در اختیار ندارند. [18]
  36. نه جنگ 8 ساله جواب داد ، نه تحریم های فلج کننده ، فقط مانده جنگ فرهنگی)[19]
  37. راه نجات ما اسلام و تمدن ایرانی اسلامی ماست.
  38. زندگی دینی عامل پیشرفت و خوشبختی فردی و اجتماعی است اما این یعنی عمل واقعی به دین نه نمایش دین داری.[20]
  39. دین بنیان های فطری نفس انسان را قوام میدهد ... آرامش عمیق و خوشبختی مداوم در تمام طول زندگی.[21]
  40. شبهه ! اینها ادعاست ، تمدن اسلامی و آموزه های دین اسلام تا الان چه دستاورد ملموسی داشته است؟ (یک دانشجو: تبعیض زنان ، هنجار های سخت اجتماعی و گشت ارشاد ثمره تمدن اسلامی شماست.)[22]
  41. فارغ از هر اتفاقی که در عالم به وقوع بپیوندد ، نهاد دین و خانواده همواره عامل آرامش و خوشبختی انسان می گردد و بدانید کم کم سر رسید فریبکاری 70 ساله غرب در معرفی سبک زندگی پر زرق و برق خود به عنوان بهترین لایف استایل در حال وصول است و همانگونه که دو جنگ جهانی فاکتور انقلاب های صنعتی غرب را تسویه نمود باید کم کم منتظر سر رسید انقلاب جنسی غرب نیز بود.
  42. فریب نخورید این پدیده ها در خود غرب هم نو ظهور است ، بنای زندگی خود را بر ساحلِ سست اما زیبای زندگی غربی نچینید که امروز روز جزر است ولی فردا هنگامه مد ؛ پشیمانی فردا ثمری ندارد.
  43. سبک زندگی فاطمی در تمام لحظات زندگی بهترین و زیبا ترین ها را به زن هدیه می دهد: (سبک زندگی غربی در همه جنبه ها ضعف عمده دارد)
  • بهترین و زیبا ترین لحظات دختر بودن.
  • بهترین و زیبا ترین لحظات خواهر بودن.

 (حضرت زینب و حضرت معصومه)

  • بهترین و زیبا ترین لحظات همسر بودن.
  • بهترین و زیبا ترین لحظات مادر بودن.

در سبک زندگی حضرت زهرا علیه السلام تجربه خواهد شد.

 

 

 

[1] خداست که شما را ناتوان بیافرید، و پس از ناتوانى نیرومند ساخت، آنگاه پس از نیرومندى ناتوانى و پیرى آورد. هر چه بخواهد مى‌آفریند و او دانا و تواناست.  سوره روم آیه 54

 

برای باز کردن لینک ها در نرم افزار word کلید ctrl را نگه داشته و روی لینک ها کلیک کنید.

 

[2] برآورد سازمان جهانی بهداشت از امید به زندگی در ایران حدود 78 سال می باشد .(List of countries by life expectancy )

البته آمارهای دیگری نیز وجود دارد که در خوش بینانه ترین حالت 82 سال و در بد بینانه ترین حالت 72 سال در نظر گرفته شده.

در حالی که در انتهای دوران پهلوی این آمار بنا بر اعتراف سازمان جهانی بهداشت 55 سال بوده و در این 40 سال به شدت رشد داشته است و در حد بالاترین سطح امید به زندگی در جهان قرار گرفته.

اختلاف این عدد بین کشوری مثل ایران و آمریکا حدود 3 تا 5 سال است ؛ یعنی بر خلاف تصویر سازی رسانه ای اختلاف میانگین امید به زندگی در ایران وبهشت آمریکایی! در بد بینانه ترین آمار به بیش از 5 سال نمیرسد. (شاخص « امید به زندگی» ایران ۷۶ سال و بالاتر از "نُرم" جهانی است)

 

جالب اینکه همه این آمار ها از سازمان های بین المللی و بعضا از دشمنان ایران می باشد مثلا یکی از منابع این آمار سایت سازمان امنیت ملی آمریکا می باشد.(سایت سازمان ciaکتاب the-world-factbook )

 

البته بیان این آمار ضرورتا ناظر به کمیت عمر و محاسبه عددی نمی باشد بلکه این آمارهای جهانی ناظر به کیفیت  سطح زندگی عدد نگاری میشوند. به این معنا که اگر کیفیت زندگی در یک کشوری پایین باشد سطح امید به زندگی مردم نیز کاهش می یابد. بنابر آنچه بیان شد یا کیفیت زندگی در ایران در نُرم جهانی مطلوب است که امید به زندگی چنین عددی را نشان می دهد یا  میانگین سطح کیفیت زندگی در جهان به طور کلی نزدیک به سطح زندگی در ایران است که شاخص امید به زندگی در آنها نزدیک به هم شده است. (Life Expectancy)

 

[3] مقابله با بحران میانسالی؛ دریک میلن؛ ترجمه حسین مسنن. تهران: پیدایش، 1389.

بحران میانسالی که در بازه سنی 40 -45 روی می دهد با دیگر بحران‌ها و تغییراتی که در زندگی رخ می‌دهند تفاوت دارد؛ چون قلب این بحران را نگاه به ناامیدی‌ها و شکست‌های گذشته تشکیل می‌دهد. (میلن، ۱۳۸۹: ۶۵)

«از نظر روان‌شناسان در این سنین افراد توجه زیادی به زمان از دست رفته خود می‌کنند- به آنچه می‌توانسته باشد و نیست. افق‌های آینده برای این افراد روزبه‌روز محدودتر و تاریک‌تر می‌شود. در کنار قدرتی که فرد از دست می‌دهد، دیدگاهی بسیار حساس هم در مورد مرگ وجود دارد؛ مرگی که چاره‌ای برای آن وجود ندارد. اینجاست که فوراً به‌دنبال معنایی برای وجود و زندگی می‌گردد» (میلن، ۱۳۸۹: ۹)   (مقاله همه‌چیز از ۴۰ سالگی شروع می‌شود)

[6] احساس امنیت و آرامش در هر دوره‌ای از زندگی با ادوار دیگر متفاوت است مثلا در بازه‌ی سنی هیجده تا 40 سال فرد به دنبال ترقی شغلی، کسب درآمد، کسب مهارت ، کسب شهرت است و در واقع حس آرامش را در این نوع امور خواهد دید. اما در بازه‌ی سنی 50 تا 70 سال احساس آرامش و امنیتِ عمیق را در بافت خانواده کسب خواهد کرد. مردی که ثروت سرشاری را تا سن 45 سالگی یا 50 سالگی کسب کرده است در دوره بعدی زندگی اگر خانواده‌ی آرام و ساختارمندی نداشته باشد نمی تواند عمیقا احساس امنیت و بقا داشته باشد. زنی که در سن 65 یا 60 سالگی فرزندان وفاداری را در اطراف خود نمی‌بیند حتی اگر یک استاد دانشگاه ثروتمند یا پزشک مستقل و بازیگری مشهور باشد از آنجایی که حس مادرانه‌ی او اغنا نشده است نمی‌تواند عمیقا احساس خوشبختی کند، حال آنکه ممکن است یک زن روستایی و خانه دار با شنیدن صدای قهقه نوه های خود عمیقا احساس خوشبختی و آرامش و البته امنیت داشته باشد.عادتا یک آغوشِ امن و مطمئن در سن 55 سالگی بیشتر از ثروت وشهرت جهانی در همان سن می تواند احساس امنیت و البته آرامش ایجاد نماید.  رجوع کنید به علت خودکشی و افسرگی در بازیگران هالیوودی : مرلین مونرو و رابین ویلیامز  ( آمار بالای افسردگی و خودکشی در بین ستارگان هالیوود + فیلم)

اغلب پدر و مادرها زمانی که امنیت فرزند خود را در خطر می‌بینند نمی‌توانند احساس خوشبختی داشته باشند مثلا زمانی که مادر می‌بیند  نوجوان دانش آموز 15 ساله درخواست رفتن به کافه را دارد، مادر احساس امنیت و آرامش خود را در خطر می‌بیند، از این رو اصطلاحا به نوجوان «گیر» می‌دهد. در همین لحظه نوجوان اگر بتواند با دوستان خود به کافه برود احساس آرامش به او دست خواهد داد و این اختلاف مبادی باعث درگیری می شودکه البته گاهی با چند کلمه صحبت وپیام رسانی شفاف قابل درمان است. ( یکی از دلایل و مشکلات پرتکراری که نوجوانان وجوانان ابراز می‌دارند و توسط خانواده درک نمی‌شوند )

 

[7] سبک زندگی که بتواند احساس خوشبختی را در سراسر طول حیات انسان از دوره کودکی اول تا زمان مرگ پوشش دهد یکی از مهم‌ترین مسائلیست که انسان باید در سنین نوجوانی و جوانی به آن دقت بنماید.

سبک زندگی شهروندان دیجیتال در دهکده جهانی (Global Village) نهایت تا سن ۴۰ سالگی برای احساس خوشبختی آنها برنامه زیستی مدون تعریف نموده است و غالب  انتخاب های این سبک زندگی در بازه سنی ۱۵ تا ۴۰ سال تعریف می شود و برای دوره میانسالی نمیتواند زندگی امن و آرامی را به وی هدیه دهد. برخی از انتخاب های اشتباه در دوره جوانی قابل جبران نیستند. مثلاً کسی که در جوانی اعتقاد به ازدواج ندارد یا دختری که معتقد است فرزندآوری را برای کسب استقلال مالی،شهرت یا اندام زیبا باید به تعویق بیاندازد، بعد از سن ۴۵ سالگی دیگر نمی تواند لذت مادر شدن را در دفعات تجربه کند و این انتخاب به راحتی قابل جبران نمی باشد.

پسری که در طول دوره جوانی خود به انواع و اقسام لذت گرایی های جنسی اشتغال داشته و دیر هنگام به فکر تاهل افتاده است به ندرت ممکن است در سن ۶۵ سالگی بتواند داشتن یک خانواده پر شور نشاط را تجربه کند.

[8] اگر در مخاطبان شما دختر نوجوان ِدانش آموز وجود دارد حتماً در مورد علت دوست داشتن موجودات کوچک مثل جوجه بزغاله کوچک، پاپی کوچک سوال بکنید. علت به اصطلاح غنج رفتن دل دختران در مواجهه با موجودات به اصطلاح «کیوت» و ناز حس فطریه مادر بودن و احساس ترحم مادرانه نسبت به آنها می باشد(نیاز واقعی و فطری در ذات زنان) یکی از دلایل گرایش دختران به عروسک بازی و حتی بازی هایی مثل «پو» و حتی گروه موسیقی بی تی اس همین موضوع می باشد زیرا گروه موسیقی بی تی اس شامل پسران کیوت است و دختران بر خلاف پسر ها نسبت به آنها گرایش جنسی ندارند بلکه احساس ترحم مادرانه دارند (به عنوان یکی از موضوعات پرتکرار دانش آموزان دختر می توانید در کلاس های دخترانه موضوع گرایش و علاقمندی به گروه موسیقی بی تی اس را مورد پرسش قرار دهید. حتما از دانش آموزان دختر بپرسید چند نفر «آرمی» یا «بی تی اس فن» هستند ؛(  این مقاله با سوگیری تکاملی به این موضوع پرداخته و سعی در عدم اعتراف به نیاز فطری دارد لکن مطالعه آن بسیار مفید است  :  (چرا دختران عروسک‌بازی می‌کنند و پسرها ماشین‌بازی را ترجیح می‌دهند؟ ) البته می توانی این سوال را از دانش آموزان پسر در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نیز بپرسید اما قطعا با جواب های جنسی از طرف آنها روبرو خواهید شد که پل خوبی برای ورود به تفاوت های ذاتی زن و مرد ، بحث ارث و دیه اسلامی ،فمینیست و زن سالاری مدرن غربی می باشد. (بررسی آرای یک روانشناس فمینیست )

 

[9] .

جدول پیش روی مبنای حقوق بشر امروزی و دیدگاه سازمان های بین المللی همچون سازمان ملل را به اختصار نشان می دهد و گرایش سمت راست لیبرالیسم و سمت چپ کومونیست می باشد. هر دو اومانیستی و انسان گرا هستند وبنا بر تفکرات هر دو دیدگاه در نهایت ثمره هر دو دیدگاه خانواده ستیز می شود ، مثلا همجنس بازی که یکی از موضوعات انسان قرن جدید است و جایز دانسته می شود چون همه انسان ها آزاد هستند و این عمل با آزادی دیگران تداخل ندارد و...

ثمره تفکر خانواده ستیز کمونیستی چه شد؟  کونیست ها معتقد بودند که خانواده بزرگترین عامل محدودیت انسان ها هست و باید جامعه خانواده زدایی بشود. بصورت پایلوت طرح را اجرایی نموده و مراکز رفع نیاز جنسی دایر کردند و کودکان متولد شده را به پرورشگاه ها واگذار نمودند زیرا معتقد بودند با از بین رفتن خانواده زن را هم که در خانواده اسیر و برده مرد است ، از اسارت رهایی و با اجازه کار در خارج از خانه با مردها برابر می شود. و مراقبت از فرزندان به عهده ی جامعه میباشد ( مهد کودک ها و...) ثمره این تفکر موج کودکان افسرده و زنان نیازمند عاطفه و مردان سرگردان بود. شوروی در سال 1949 قانون محدودیت طلاق و قوانین خانواده گرا را تصویب نمود.( مارکسیست و خانواده )

ثمره تفکر خانواده ستیز و آزادی لیبرالیستی این شده است که رشد جمعیت در اکثر کشور های ثروتمند غربی کم یا متوقف یا منفی شده است و اصطلاح جدیدی در جامه شناسی با عنوان انقراض فرهنگی متداول گردیده است. (بررسی اثرات نظریه لیبرالیسم در حوزه خانواده)

[10] مشکلات روانی کودکان طلاق

[13] قوانین فمینیستی و زن سالارانه که در ظاهر با هدف حمایت از زنان در غرب به تصویب رسیده است در عمل بعد از گذر زمان تبدیل به دامی برای خانواده و زنان شده است .مثلاً یکی از دلایلی که اکثر افراد ثروتمند در غرب ازدواج نمی کنند، چه زن و چه مرد این است که قانونی به نام تنصیف اموال در خیلی از کشورهای اروپایی لازم الاجراست، به این معنی که اگر مرد و زن بخواهند از هم جدا بشوند باید اموال را بین خود تقسیم کنند و این باعث می‌شود خیلی از نامداران و سرمایه داران غربی قید ازدواج با شریک زندگی خود را بزنند.

[14] عوامل موثر بر طلاق در چهار دسته کلی «همسرگزینی نادرست»، «نقص دانش و مهارت همسران»، «عملکرد نامطلوب همسران» و در آخر «شرایط نامطلوب اقتصادی» هستند.

ازدواج ناآگاهانه، نداشتن بلوغ لازم برای ازدواج، عدم برخورداری از سلامت روانی، شخصیتی و اخلاقی، تزلزل پایه‌های ایمانی و اعتقادی ، عدم واقع‌گرایی در معرفی خود و شناخت همسر و عدم تناسب فردی و خانوادگی همسران در زمینه‌های مختلف؛ در دسته همسرگزینی نادرست قرار می‌گیرند که بخش قابل توجهی از طلاق‌ها ریشه در این موارد دارد.(منبع)

[15] آبادی میخانه ز ویرانی ماست

جمعیت کفر از پریشانی ماست

اسلام به ذات خود ندارد عیبی

هر عیب که هست از مسلمانی ماست

در همین کلاس همه شما در یک محیط آموزشی از یک کتاب درسی و از یک معلم بهرمند هستید پس چرا نمرات شما با هم متفاوت است؟ یک قاعده کلی را فراموش نکنید انسان به اندازه کاری که میکند ثمره میبیند. اگر یک میخانه یا آتش کده درست و اصولی ساخته شود هزار سال عمر می کند و اگر یک مسجد سست و ضعیف ساخته شود به راحتی فرو خواهد ریخت. خدا مسئول ضعف ها و ناکارآمدی های ما نیست. (الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : أبَى اللّه ُ أن یُجرِیَ الأشیاءَ إلاّ بِأسبابٍ) 

[16]    به اعتراف همه کسانی که در غرب زندگی می کنند جامعه غربی یک جامعه تلاشگر و زحمتکش است و انسان ها به اندازه کاری که میکنند ثمره می بینند.چه کسی گفته تمام زندگی دانش آموزان غربی به رقص و مهمانی و کارهای بیهوده می گذرد؟ این همه پیشرفت تکنولوژی ثمره چیست؟ این همه دانشمندان بزرگ خروجی کدام جلسات است؟ رقص و شادی یا علم و تحقیق؟ میانگین معدل دانشگاه های ایران زیر 14 است ، میدانید میانگین معدل دنشگاههای آمریکا چند است؟ گول ویترین رسانه ای غربی را نخورید .در آمریکا اکثر دانش آموزان در اوقات فراغت به اشتغال پاره وقت مشغول اند. سند: شغل تابستانی دختر کوچک باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا؛ کار در یک رستوران غذاهای دریایی+ تصاویر

[17] حتی اگر شعار زن زندگی آزادی، مرد میهن آبادی ، را هم قبول داشته باشید باز هم باید برای ساختن کشورتان تلاش کنید و بدون تلاش و کار و امید به آینده هرگز به پیشرفت و آبادانی نمی رسید.

یک مطلب مهم: قوام و استقلال و قدرت جمهوری اسلامی مانع از تعرض و زیاده خواهی دیگران میشود. اگر هر اتفاقی برای جمهوری اسلامی بیفتد هرگز و هرگز و هرگز دشمنان سرزمین ایران نمی گذارند حکومت مستقل و قدرتمند دیگری در این نقطه از کره زمین تشکیل شود، زیرا آنها یکبار شاهد یک کشور مستقل و قدرتمند در این نقطه از جهان بودند و هرگز دشمنان ما نمی‌گذارند ملت ایران بعد از جمهوری اسلامی رنگ خوشبختی و استقلال را بچشد. اگر در این ادعا شک دارید رجوع کنید به انقلاب هایی که در طول ۲۰ سال گذشته به حمایت غرب شکل گرفته است؛ هیچ کشوری در ۲۰ سال گذشته انقلاب و تغییر نداشته مگر اینکه وضع زندگی مردم ضعیف تر شده باشد. زیرا غرب می داند کشورهای جهان سوم در حال رشد و ترقی هستند و رشد و ترقی کشورهای جهان سوم به معنای کم شدن نفوذ و قدرت کشورهای پیشرفته است؛ ظرفیت های کره زمین محدود است و نمی شود همه کشور ها پیشرفته باشند

رجوع کنید به تاریخ کشور لیبی ، کشور عراق، کشور افغانستان ،حتی اوکراینِ قبل از زلنسکی. یک کشور مستقل و صد البته بدون جنگ که با آمدن یک فرد غرب گرا کشورش را با حمایت غرب با شیب تند طی 4 سال کشورش را به سوی یک جنگ تمام عیار با سوق داد و در نهایت هر اتفاقی که در پایان این جنگ روی دهد قطعا پیروز میدان آمریکا خواهد بود ، چون اولا وابستگی اروپا را به امریکا افزایش داده و در ثانی کشور اوکراین به خرابه ای تبدیل شده که برای بازسازی آن باز هم وابستگی به آمریکا نیاز است و خسارت محض برای مردم واوکراین است که در سال 2019 از پیروزی یک دلقک شیفته آمریکا احساس خوشحالی کردند و با حمایت آمریکا این کمدین برای همسایه خود شاخ و شانه کشید و کشورش را به پرتگاه یک جنگ ویرانگر کشاند.(منبع)

[18] دشمن، این لحظه ی حساس از تمدن ایرانی شما را درک کرده است و می‌داند اگر بتواند سربازانی از بین نسل جوان ایران برای خود تربیت کند می تواند امید به آینده را در دل مردم ایران بخشکاند، فردا برای شماست، ناامید نباشید همیشه در طول تاریخ یک نوع قبض و بسط وجود داشته است.

همین تمدن غرب در طول تاریخ چند مرتبه تا مرز فروپاشی رفته ست، تاریخ را بخوانید:1918 میلادی (۱۲۹۷ شمسی)جنگ جهانی اول و فروپاشی تمدنی غرب در یک جنگ بزرگ جهانی و بعد ازحدود 25 سال در سال   ۱۹۴۵ میلادی (۱۳۲۲ شمسی)جنگ دوم جهانی و تمدن غربی که حتی به خود هم رحم نکرد تا سال ۱۹۶۵ وضع فلاکتبار و بسیار سخت اقتصادی در اکثر کشورهای جنگ زده اروپایی وجود داشت، تا جایی که در برخی از کشورها مثل آلمان مردم در بین باغچه های بین خیابان سبزیجات و سیب زمینی می‌کاشتند تا بتوانند غذای روزمره خود را تهیه کنند؛ انقلاب اسلامی در ۱۹۷9 به وقوع پیوست. یعنی زمانی که مردم ایران شروع به مستقل شدن کردند با زمانی که مردم غرب خود را از خرابی های جنگ جهانی دوم نجات دادند ۱۵ سال فاصله دارد. اما با پیروزی انقلاب اسلامی غرب می دانست که یک کشور مستقل مثل ایران میتواند چقدر قدرتمند باشد و با چه سرعتی می تواند پیشرفت کند، پس انواع و اقسام مشکلات اعم از تحریم ها و طولانی ترین جنگ قرن ۲۱ به مدت هشت سال را به مردم و انقلاب اسلامی ایران تحمیل کرد و از صدام  همه جانبه حمایت نمود. بعد از آن تحریم های فلج کننده تا جایی که کشور ایران از مبادله و تجارت با جهان محروم گشت، غرب می داند اگر جوان ایرانی شروع به کار کند فقط ۱۵ سال اختلاف تمدنی بین ما و آنها وجود دارد پس هرگز راضی به خودباوری امید و انگیزه در شما نمی شوند. امیدوار باشید آینده برای شماست.

[19]حال که از جنگ رسانه‌ای و فرهنگی صحبت به میان آمد بهتر است ابزارهای رسانه‌ای دشمن را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم، اکثر مخاطبان ما از شبکه اجتماعی اینستاگرام استفاده میکنند. اینستاگرام و واتساپ و فیسبوک برای شرکت متا می باشند. بطور بسیار خلاصه و ساده می توان گفت : اینستاگرام از دو نوع الگوریتم برای ارائه محتوا به مخاطبین خود استفاده میکند. یک الگوریتم فعال و یک الگوریتم منفعل. الگوریتم منفعلانه اینستاگرام به این صورت است که شما یا کسانی که فالو کرده اید محتوایی را لایک میکنند ، در این صورت این محتوا در صدر علاقه مندی های شما قرار میگیرد ، گاهی محتوایی را لایک نمیکنید فقط چند لحظه روی آن مکث می کنید، این نوع محتوا درجه دوم و گاهی محتوایی را فقط اسکرول میکنید که درجه سوم محتوای مورد علاقه شما را تشکیل می دهد.

بدین ترتیب شما و همفکرانتان در یک کلونی و گروه محتوایی قرار می گیرید و محتوای مورد علاقه شما در گروه هم فکر شما دست به دست می‌شود و گروه را نسبت به هم علاقه مند تر می کند.

اما یک سطح فعالانه نیز در فعالیت های شرکت اینستاگرام وجود دارد و آن مهندسی اجتماعی و دسته بندی مخاطبان و کلونی سازی آنها است، به این معنا که گاهی علاقه ای را در گروهی از مخاطبان شدت می دهد وگاهی محتوایی را از گرو های همفکر حذف می کند. مثلا نام کیان پیر فلک را گسترش می دهد ولی نام آرتین و آرشام را حذف می کند. به این شکل در ایام فتنه مدیریت افکار کرده و برخی را خشمگین می کند.

برای اثبات این ادعا می توانید افشاگری رئیس جدید شرکت توییتر را ببینید، مردم ایران بسیار کم از شبکه اجتماعی توییتر استفاده می‌کنند اما در اکثر کشورهای جهان توییتر یک پیام رسان بسیار عمومی و اثر گذار است. ایلان ماسک که در سال 2022 شرکت توییتر را خریداری کرده است ، او در یک افشاگری نحوه مدیریت اجتماعی این غول رسانه ای را در دوره مدیریت گذشته بیان می کند تا مدیران قبلی را رسوا کند اما در این بین ساختار مدیریت اجتماعی این شبکه را افشا می کند و نشان می‌دهد که شبکه اجتماعی بی‌طرف رویایی است که مخاطبان تخیل آن را دارند.(مطالعه این مطلب را در سایت اصلی از دست ندهید، با نحوه مدیریت محتوا در شبکه های اجتماعی آشنا خواهید شد: قسمت اول ، دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم  ، علت انتشار این اطلاعات).

البته بدون داشتن اطلاعات ویژه ای، هر وجدان آگاه  فقط با اندیشه در مورد منابع مالی این شبکه های اجتماعی نسبت به عملکرد آنها حساس می شود، وقتی لازم است برای ارسال یک پیامک هزینه پرداخت ‌گردد ، شبکه اجتماعی مانند تلگرام(مالک : پاول دوروف ثروت خالص 15 میلیارد دلار) و اینستاگرام (مارک زاکربرگ 42 میلیارد دلار )که ده ها گیگ فضای رایگان و امکانات را در اختیار مخاطبان خود قرار می دهند به راستی چه چیزی از مخاطبان دریافت می کنند که ارزش گذاری آن به این شکل زیاد است؟ در جواب باید گفت بیگ دیتا (اطلاعات عمده اجتماعی) که حاصل خرده اطلاعات مخاطبان است و بالاترین سرمایه برای مهندسی و مدیریت اجتماعی توسط این شبکه ها می باشد.

جالب است بدانید همه این شبکه ها وابستگی مستقیم به ایالات متحده آمریکا دارند ولی تنها شبکه اجتماعی فراگیر جهان که هم پای شبکه های اجتماعی آمریکایی در جهان رونق دارد شبکه تیک تاکِ چینی است.

سیاستمداران آمریکایی مکررا نسبت به حضور جوانان آمریکایی در شبکه تیک تاک چینی هشدار داده‌اند تا جایی که سنای آمریکا لایحه ای را برای ممنوعیت استفاده از تیک‌تاک در آمریکا ارائه کرده است (منبع) حال آنکه اینستاگرام جایگاهی بالاتر نسبت به تیک تاک  در بین جوانان جهان دارد. این رفتار آمریکا نسبت به رقبای جهانی قبلا در مورد شرکت هوآوی نیز تکرار شده بود ، گویا آمریکا میداند که این ابزار های قدرت چقدر توان اثرگذاری بر جوامع دیگر را دارد و نمی خواهد خودش مورد مدیریت قرار بگیرد.

[20] اگر شما یک مهندس ساختمانی باشید با بهترین مصالح ساختمانی و بهترین نقشه ساخت بنا در بهترین موقعیت جغرافیایی جهان تا مادامی که کار نکنید و زحمت نکشید بنایی ساخته نمی شود و محکوم به زندگی در یک چادر مسافرتی هستید: «إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»

 

[21] دین یعنی چه؟ (به روش بارش فکری سوال را بر تابلو کلاس بنویسید و بپرسید) با اینکه ما در یک جامعه دینی زندگی می کنیم اما هیچ چیز از دین اسلام نمی دانیم. تقریباً هیچ کدام از ما نمی توانیم به طور مدون و دقیق حتی معنای کلمه دین را بگوییم حتی نمی‌دانیم دین اسلام به چه معناست.

دین به معنی برنامه است اما چه برنامه‌ای؟ دین اسلام یعنی سبک زندگی که خداوند برای زندگی زیبا در این دنیا و نتیجه عالی در جهان دیگر تدوین کرده است.

اگر کسی دین را فقط به معنای برنامه ای برای مرگ و پس از آن معرفی کرد از او قبول نکنید بلکه دین برنامه زندگی است و باید تمام شئون زندگی شما را از قبیل لذت غذا خوردن و لذت جنسی و لذت معنوی و ... را در تمام طول حیات شما -نه فقط در برهه ای کوتاه مثل سبک زندگی غربی- تضمین کند. اگر یک برنامه بتواند برای تمام ابعاد وجودی انسان حتی دستشویی رفتن برنامه‌ریزی کند کامل و عالی است، نه مسخره! کارکرد دین در پاسخگویی به نیازهای انسان

[22]  چند مثال ساده از نگاه های تمدن ساز دین اسلام:

در ابتدای امر باید متذکر شد اسلام به عنوان یک دین جامع، دارای نگاهی درختواره ای و کلی نسبت به حیات انسان است و نباید تک گزاره ای دین را قضاوت نمود به عنوان مثال؛ نباید از دیدن برگ پژمرده یک درخت تنومند در فصل پاییز و زمستان به ناکارمد بودن و خراب بودن آن درخت را نتیجه گرفت بلکه یکی از بخشهای مهم زندگی آن گیاه همین خزان پاییزی است. بنابراین احکام دین اسلام را نیز نمی توان تک گزاره‌ای و تک محوری قضاوت نمود. (همان گونه که قضاوت یک برگ درخت در یک فرآیند تک محوری به انحراف کشیده خواهد شد، قضاوت یک دین از یک گزاره تنها قطعا نتیجه مطلوب نمی دهد)

اما مثالی روشن تر؛ ۱۴۰۰ سال پیش اسلام مفهومی را با عنوان نجاست معرفی نمود و برخی از اشیا را نجس اعلام کرد. حال یک سوال نجس به چه معناست؟ نجس به معنای کثیفی است؟ نجس در اسلام به اموری گفته می شود که باید نسبت به اختلاط آنها با زندگی اجتناب نمود و در ادبیات اسلامی عموما ناظر به کثیفی آنها سخنی به میان نیامده، پس نجاست در ادبیات دینی به معنای لزوم اجتناب است نه کثیف.

یکی از امور نجس خون است، حال آنکه امروزه میدانیم در خون مطلقاً عامل کثیفی وجود ندارد و در صورت وجود کثیفی در جریان خون فرد مبتلا به عفونت می گردد یا حتی ادرار به دلیل وجود آمونیاک خاصیت میکروب کشی و گندزدایی دارد _کشاوزران قدیمی زمانی که بدنشان مجروح میشد بر زخم ادرار می کردن _ البته مدفوع هم کثیف است و هم نجس.

بنابراین تفاوت جدی بین فهم ما از گزاره های دین و مراد خداوند از جعل یک حکم وجود دارد ؛ اما الحال جعل نجاست در دین اسلام چه ثمرات تمدنی داشته است؟ در زمان بروز جنگ های صلیبی یکی از خصوصیات بارز شهدای اسلام و کشته های جنگ های صلیبی این بود که شهدای اسلام معطر بودند و جنگاوران مسیحی عادتاً بوی ادرار می دادند. در تاریخ نگاری اسلامی و غربی  قید شده است که جنگجویان مسلمان معمولاً معطر بودند و کار بجایی میرسد که کلیسا حمام کردن را ممنوع اعلام میکند تا تشابه بین آنها و مسلمانان پیش نیاید؛ علت این پیشامد جعل حکم نجاست در احکام اسلامی و صد البته پافشاری دین بر طهارت و پاکیزگی بوده است. یعنی برای مسلمانان هم معطر بودن مستحب بود و از طرفی برای ادای فرایض طاهر بودن و نجس نبودن هم واجب بود و برای طاهر ماندن لاجرم باید آبریزگاه خود و دستشویی خود را به دور از محیط زیستشان قرار می دادند و همچنین باعث شد در طول هزار سال جامعه مسلمانان تمیز معطر باشند و بیماری های اپیدمی مثل طاعون و وبا در آن بشدت کمتر باشد؛ یکی از خصوصیات بارز خیابان های  لندن و آمستردام در اعصار گذشته  بوی ادرار بوده است و همچنین  کاخ ورسای فرانسه با صد ها اتاق و سالن مجلل، سرویس بهداشتی و آبریزگاه ندارد!( چکار میکردند؟ میریختند کف زمین ، خدمتکاران پاک می کردن)+(منبع) و این حرکت تمدنی هنوز هم ادامه دارد. با اولین حادثه و مشکل اجتماعی و قحطی که در جوامع غربی بروز می کند اولین قحطی برای دستمال توالت است، تمدن اسلامی با اطاعت از خدای آگاه به مصالح انسان فقط وفقط با یک جعل حکم ساده از تعداد زیادی از مشکلات بهداشتی و...  نجات پیدا کرد اما به همین ختم نمی شود، یکی دیگر از نجاسات سگ است (شبهه پر تکرار چرا سگ نجس است) در ادبیات اسلامی سگ موجودی نجس خوانده شده اما نجس به معنای کثیف نیست، پیامبر اسلام چوپان بودند و برای چوپانی داشتن سگ گَله ضروری است. از طرفی از معدود حیواناتی که توان واکنش عاطفی بالا دارد و نسبت به حالات روحی صاحب خود عکس العمل عاطفی بروز می دهد سگ است و همچنین گویا فقط دو حیوان خانگی هستند که در محیط زیست خود فضولات نمی کنند و در این زمینه تعلیم پذیر هستند (سگ و گربه) اما چرا با این همه خصوصیات عالی سگ نجس است؟ در بهشت آمریکایی نظرسنجی برای عدم گرایش به فرزند آوری صورت گرفت که بعد از معضل سهمگین زنانِ مستقل (زن در شعار زن زندگی آزادی) از اصلی ترین ادله عدم گرایش به فرزند آوری جایگزینی حیوان خانگی و در صدر حیوانات خانگی سگ به عنوان فرزند خوانده بوده است.(منبع)

به همین دلیل برخی از تولیدات رسانه ای درجه یک و جهانی در هالیوود متمرکز بر حل این مشکل شده است به عنوان مثال مجموعه انیمیشن های بچه رئیس برای پیگیری این محتوا تولید شده اند.(منبع)

اما اسلام با یک حکم ساده در ۱۴۰۰ سال پیش با شناختی که از ذات و فطرت انسان دارد، ورود تنها حیوانی که دو خصوصیت اساسی عشق ورزی و رفتار عاطفی و تعلیم پذیری نسبت به فضله را دارد به محیط زندگی مشترک با انسان تحریم کرده است و بعد از ۱۴۰۰ سال امروزه کشور کانادا به ساختار هالیوود سفارش برنامه تلویزیونی را می دهد تا بتواند معضل پاپی هایی که جای فرزند را در خانواده ها گرفت اند حل کند.

یا یکی دیگر از نجاسات شراب می باشد.(سوال پر تکرار دانش آموزی) الکل نیز یک ماده گندزدا است و در ایام کرونا به خواص ویروس کشی آن کاملاً آشنا شدیم، اما اسلام آن را نیز نجس اعلام کرده، چرا ؟ زیرا بالاترین حجتی که خداوند برای هدایت انسان قرار داده عقل است و هر آن چیزی که بتواند پرده و حجابی بر عقل باشد از جانب خداوند متعال محکوم به تحریم است و شراب یکی از اصلی ترین  مسائلی است که می تواند پرده بر ساختار عقل انسان بیاندازد، یکی از بالاترین نرخ های مصرف مواد الکلی در جهان مربوط به کشور روسیه می باشد. اگر قوانین مصرف مشروبات الکلی در روسیه را مشاهده کنید می‌بینید که سختگیرانه ترین و عجیب ترین جرم انگاری های قانون را برای این مسئله در نظر گرفته اند با همین حال اگر رجوع شود به بیشترین ارتکاب جرم و جنایت مشاهده می گردد هم در آمریکا و در فدراسیون روسیه(منبع) بیشترین ارتکاب جرم و تجاوز و قتل در زمان مستی صورت گرفته است (منبع) خداوند متعال ۱۴۰۰ سال پیش با شناختی که نسبت به مخلوق خود دارد شراب را تحریم می کند در قرآن اعتراف به داشتن منفعتی محدود برای آن دارد اما انسان را حتی از نزدیک شدن به آن هم منع می کند. زیرا خداوند در جعل احکام خود مصلحت نوعی را لحاظ می کند نه خصوصیات فردی مثل پلیس که تمام رانندگانی که کمربند ایمنی را نبندند جریمه می کند حتی اگر آرام حرکت کنند،زیرا مصلحت نوعی در بستن کمربند است حتی اگر شخصی خودش اهل مراعات باشد باز هم بر او واجب است اطاعت فرمان پلیس. حرمت نوعی شراب بدلیل همین آمار های عجیب در ارتکاب به جنایت در حال مستی است که در غرب می بینید.

یکی دیگر از مسایلی که توسط خداوند متعال تحریم شده است موسیقی است (سوال پر تکرار دانش آموزی)، موسیقی ابزاری قدرتمند است که توانایی پوشاندن توان عقلی انسان را دارد. یک سوال که باید از تمام مخاطبان پرسید، آیا شده است با شنیدن موسیقی ناگهان احساس وجد و هیجان به شما دست دهد یا با شنیدن یک موسیقی محزون ، ناگهان بدون دلیل به شدت اندوهناک شوید؟ بالاترین حجت خدا برای انسان عقل است و هر آن چیزی که بتواند پرده بر این عقل بگذارد از جانب خدا محکوم به تحریم است.

 

 این فقط چند نمونه از ساده ترین گزاره های تمدن اسلامی است که کمترین پیچیدگی و کمترین میزان هنجار سازی را در خود دارد با این حال ثمرات عظیم تمدنی را در همین چند گزاره ساده اسلامی مشاهده می کنیم.

نکته مهم این است که شکل گیری یک فرآیند تمدنی به زمانی بیش از ۵۰ یا ۶۰ سال نیاز دارد، آن چیزی که به عنوان تمدن غرب جدید از آن یاد می شود از دهه هفتاد و هشتاد میلادی و بعد از انقلاب جنسی به وقوع پیوسته است و هنوز برای قضاوت کردن ثمرات آن بشدت زود است، همانگونه که کمونیست نتوانست در مقابل نظام خانواده و فطرت انسانی قد علم کند، سیستم و نظام لیبرالیستی جدید نیز نخواهد توانست.

باید به همه مخاطبان توجه داده شود تفاوت فاحشی در سبک زندگی انسان غربی از سال 1970 به بعد بوقوع پیوسته است، در اکثر کشور های اروپایی تا 70 سال پیش پوشش اکثر زنان تماما پوشیده بوده، حتی برهنه بودن سر بدون دستار و کلاه امری ناپسند بوده است. (منبع) در ایالات متحده تا دهه 30 میلادی شرب خمر ممنوع بوده(منبع) و نهادی شبیه به گشت ارشاد تا دهه 50 میلادی مراقب پوشش زنان در این کشور حضور داشته (منبع)و آنچه به عنوان غرب جدید از آن یاد میشود عمری کمتر از 70 سال دارد)(حتما مستند اکسونامی را مشاهده نمایید)  (مستندهای انقلاب جنسی را هم می توانید بررسی کنید)

فرهنگ جدید و مهاجم غربی حدود ۵۰ یا ۶۰ سال است که به جنگ با نظام خانواده رفته است و این توهمِ غلطیست که برخی فکر می کنند رن هاست  زن آزاد غربی با این خصوصیات خانواده ستیز پا بر زمین گذارده است. هنوز اولین نسل از زنان عریان غربی در قید حیات هستند و در همین بازه زمانیِ بسیار کم، انقراض فرهنگی در اکثر کشورهای به ظاهر پیشرفته رخ نمایان کرده است، اما تاریخ تمدنی اسلامی و بطور کلی خط تمدن دینی فارغ از اسلام و غیرآن، هزاران سال است که متضمن بقا و کمال انسان های دیندار بوده است.

  • M.M.HKH