احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «منبر محرم» ثبت شده است

۰۴
شهریور
۹۹

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ * بسم الله الرحمن الرحیم* لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ

وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ 92 عمران

  1. امام حسین مظهر دست گیری و کمک به دیگران.
  2. شخص انصاری برای حل مشکل خود نزد امام حسین. هنوز سخن نگفته بود، امام از چهره نا آرام او، درد و رنجور بودن او را دریافت و فرمود:

یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله

ای برادر انصاری، خواسته ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»

او نیز در نامه ای چنین نوشت:

«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»

امام نامه اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:

«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی ات سامان ده .»  

  • و در ادامه افزود...
  1. [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی]

مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:

«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک 

1 . افراد دیندار; 2 . جوانمرد; 3 . انسانهایی که شرافت خانوادگی دارند .

  • دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می رساند]
  • جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می کند [و به کارت رسیدگی می کند]
  • فرد اصیل و شریف نیز می داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته ای و برای انجام دادن خواسته ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می کند .
  • تحف العقول، ص 247
  1. از دیگر درس های امام حسین برای ما درس خدمتگزاری به مردم است
  2. روایت از امام حسین کم است / خفقان معاویه.
  3. قبل از واقعه کربلا خصوصیت سخاوت و مردم داری متجلی.
  4. خدمت گزاری راه میانبر کمال.
  5. حضرت محمد ص: خصلتان لیس فوقهما من البر شی: الایمان بالله و النفع لعبادالله
  6. نامه امام خمینی به آقا سید احمد آقا (از رو خوانده شود ): پسرم!... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَل (آویزان) بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار... پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست . صحیفه امام، ج 18، ص 511 26 تیر 1363
  7. آیت الله فاضل : من 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم واجباتت را انجام بده به جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس و کار مردم را راه بیانداز اگر قیامت کسی از تو سؤال کرد بگو فاضل گفته بود.
  8. مصادیق خدمت گزاری را در مسائلی همچون انفاق، احسان، امداد، حمایت از محرومان و مظلومان و قضای حاجت مردم ، قرض الحسنه و ...
  9. امام علی ع : السید من تحمل اثقال اخوانه

( آقا کسی است که بار مشکلات سنگین برادران دینی خود را به دوش کشد)

  1. امیرمؤمنان علی(ع) نخلستان می ساخت و چاه آب می کند و بر فقیران و بینوایان وقف می کرد
  2. خدمت گزاری در سیره حسین بن علی علیه السلام
  3. اندیشه سازی ( خدمات فرهنگی)
  • ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد، نگران نباشید. زیرا جزای او با خداوند است و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است .» بحارالانوار، ج 78، ص 121
  • آنگاه فرمودند: « اِعلَموا اَنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم، فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتُحَوَّلَ اِلی غَیرِکُم؛. بدانید نیازهای مردم به سوی شما، از نعمتهای پروردگار برای شما است، پس نعمتها را [پس نزنید و] از دست ندهید که دچار عذاب الهی می شوید .»
  1.  باید بدانیم امام بیش از کار نظامی کار فرهنگی کرده.

کل حرکت امام حسین نهایت 5-6 روز جنگ و قتال امام حد اقل چندین یک سال مبارزه فرهنگی.

  1. امام حسین ع: مَنْ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَکَأَنَّمَا عَبَدَ اللَّهَ تِسْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ صَائِماً نَهَارَهُ قَائِماً لَیْلَه
  2. خمتگزاری در عمل ( مرد میدان عمل)
  • یاد می گیریم فقط حرف زدن نباشه ... اهل عمل هم باشیم
  1. داستان ... عیادت از اسامه(خود عیادت، ادای دین مومن)[WU1] 
  2. عیادت بریم ... بعه فکر هم باشیم.
  3. نریم شیرینی که خودمون آوردیم رو بخوریم
  4. بریم اگه در توان داریم سختی بیماری رو کم کنیم
  5. قوت قلب باشیم برای هم.
  6. تاکید دین بر رسیدگی به نزدیکان
  7.  ( جامعه ای که محتاج کمیته امداده (نهادهای اجتماعی حمایتی ) باشد، مردمش کم تر به فکر هم هستند و کم اهل خیر هستند،
  8. جامعه حسینی کمیته امداد باید بیکار باشه یا کم کار باشه... همسایه، ارحام و...)

 

  1. داستان بخشش باغ به غلام.[WU2] 
  2. باید بسوی خدمات اجتماعی و توانمند سازی بریم...
  3. سیره معصومین گدا پروری نیستند، آقا پروری هست...
  4. خرده نمیده کلان میده ... یقین بر میگرده.
  5. هم سنت اقتصادی در دنیایی و هم سنت حقه اللهی.
  6. اشاره به داستان فقیر و سخاوت حسینی.[WU3] 

باسخاوت ترین مدینه، حسین ع، امام مسجد،شعری کمک خواست،قنبر از مال حجاز مانده،4000 دینار،این فقیر نیازمندتر، در عبا پیچید ، از لای درب، هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ...

 ورود به روضه ... به این فقیر بگیم تو کجا بودی آقای غریب ما رو در کربلا ...

انگشتر به ساربان...


 [WU1]روزی امام حسین علیه السلام برای عیادت «اسامة بن زید» به خانه او رفت که سخت بیمار بود، وقتی نگاه او به امام افتاد آهی کشید و از اندوه خود یاد کرد . حضرت فرمودند: «وما غمک یا اخی؟ ای برادر! چه اندوهی داری؟»
اسامه عرض کرد: اندوه من قرض فراوان است . من شصت هزار درهم بدهکارم . حضرت فرمودند: «ادای دین تو بر عهده من است . » اسامه گفت: می ترسم از دنیا بروم و قرض من پرداخت نگردد . حضرت فرمودند: «لن تموت حتی اقضیها عنک; پیش از آنکه مرگ تو فرا برسد من قرض تو را می پردازم .»

) بحارالانوار، ج 44، ص 189، حدیث 2 .
 

 [WU2]روزی امام حسین علیه السلام با جمعی از دوستان وارد باغ خود در مدینه شد . غلام آن حضرت به نام «صافی » نگهبان آن بود . امام به گونه ای وارد شد که غلام متوجه او نشد، حضرت دید او مشغول غذا خوردن است، روش غذا خوردن او امام را به خود جلب کرد; زیرا او هر قرص نانی که برمی داشت نصف آن را به سوی سگی که در پیش روی او بود می انداخت .
ناگهان غلام متوجه آمدن حضرت شد . حضرت پرسیدند: چرا در غذا خوردن هر قرص نانی که برمی داشتی نصف آن را به سگ باغ می دادی؟ غلام عرض کرد: من غلام شما و نگهبان این باغم و این سگ نیز نگهبان این باغ است . وقتی سفره انداختم، در مقابل من نشست و به من نگاه می کرد . من حیا کردم که او گرسنه باشد و من غذا بخورم، از این رو هر قرص نان را مساوی تقسیم کردم .
حضرت از پاسخ غلام به گریه افتاد و فرمود: «ان کان کذلک فانت عتیق لله تعالی ووهبت لک الفی دینار; اگر چنین است تو را در راه خدا آزاد کردم و دو هزار دینار نیز به تو بخشیدم .»
غلام گفت: اگر مرا آزاد کنی من دست از تو برنمی دارم و باغبان تو در این باغ باقی میمانم . وقتی امام وفاداری او را دید، همه باغ را به او بخشید و فرمود: «انسان بزرگوار باید عمل او گفتارش را تایید کند ... این باغ را با آنچه در آن است بتو بخشیدم، پس دوستان مرا میهمانان من به حساب آور و به آنان احترام بگذار، خدا تو را در روز قیامت کرامت ببخشد، و اخلاق نیکو و ادب تو را مبارک گرداند .»

 بحارالانوار، ج 44، ص 194، حدیث 4 .

 [WU3] [WU3]روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم ترین و سخی ترین فرد سؤال کرد .

به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود:

لم یخب الان من رجاک و من

حرک من دون بابک الحلقة 

تا به حال ناامید و مایوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است

انت جواد وانت معتمد

ابوک قد کان قاتل الفسقة 

تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده افراد فاسق و تبهکار بود

امام حسین علیه السلام بعد از شنیدن سخنان وی رو به قنبر کرد و فرمود:

آیا از مال حجاز چیزی بجای مانده است؟» قنبر گفت: «بلی، چهار هزار دینار داریم .» امام فرمود: «قنبر! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و نیازمندتر است

سپس امام به منزل رفت و ردای خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و اشعار او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود:

خذها فانی الیک معتذر

واعلم بانی علیک ذوشفقة 

اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم

لو کان فی سیرنا الغداة عصا

امست سمانا علیک مندفعظ

اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، مطمئنا آسمان جود و رحمت ما بر تو ریزش می کرد

لکن ریب الزمان ذوغیر

والکف منی قلیلة النفقة 

ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است .

مرد نیازمند هدایای امام را از لای در گرفت و گریست . امام پرسید: «آیا عطای ما را کم شمردی؟» گفت: «نه، هرگز بلکه به این نکته می اندیشم که این دستان پرمهر و با سخاوت چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد 

بحارالانوار، ج 44، ص 190 .

  • M.M.HKH
۰۴
شهریور
۹۹

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ﴿۲۸ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ﴿۲۹ وَادْخُلِی جَنَّتِی ﴿۳۰صدق الله العلی العظیم*

امام حسین و معنویت

قَالَ الصَّادِقُ ع:‏ الْعَارِفُ‏ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ عارف شخصیتش همراه خلق اما قلبش بسوی خداست.

  1. زمانی که از امام حسین و واقعه کربلا سخن گفته می شود... پرده از حکایتی عارفانه و عاشقانه برداشته میگردد.
  2. کربلا عرصه عشق بازی پاکبازانِ عارف و مومنان راستینی است که در راه وصال به معبود رقص در برابر شمشیر های بران را بر عافیت دنیای فانی برگزیدند.
  3. در بین تمامی اوصافی که در قرآن کریم ذکر گردیده، خداوند متعال تاج بندگی و (النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ) را بر حسین ابن علی ابن ابی طالب بر می گزیند.
  • قال أبو عبد الله (ع): «اقرءوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم، فإنها سورة الحسین بن علی، و ارغبوا فیها رحمکم الله، فقال له أبو أسامة و کان حاضر المجلس: کیف صارت هذه السورة للحسین (علیه السلام) خاصة؟

فقال: «ألا تسمع إلى قوله تعالى: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی؟ إنما یعنی الحسین بن علی (علیهما السلام)، فهو ذو النفس المطمئنة الراضیة المرضیة و أصحابه من آل محمد (صلوات الله علیهم) الراضون عن الله یوم القیامة و هو راض عنهم، و هذه السورة [نزلت‏] فی الحسین بن علی (علیهما السلام) و شیعته، و شیعة آل محمد خاصة، من أدمن قراءة الفجر کان مع الحسین (علیه السلام) فی درجته فی الجنة، إن الله عزیز حکیم».            البرهان فی تفسیر القرآن، ج 5، ص 657

 

  1. دعای عرفه تجلی معنویت حسینی:
  • ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ؟ وَ مَا الَّذى فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟ لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَکَ بَدَلاً وَلَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى عَنْکَ مُتَحَوِّلاً
  • پروردگارا! چه یافت آنکه تو را گم کرد؟ و آنکه تو را یافت دیگر چه گم کرده است؟ مطمئنا آن کسی که به دیگری به جای تو راضی شد زیانکار است و آنکه از تو روی گرداند در خسران خواهد بود.
  1. مهلت برای عبادت:
  • عصر تاسوعا عمرسعد فرمان حمله، امام حسین به عباس ع مهلت بگیر ، چرا؟
  • اِرْجِعْ اِلَیْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنّا الْعَشِیَّةَ لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنَا الْلَّیْلَةَ وَ نَدْعُوَهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّی قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ.
  • به طرف آنها برو، اگر توانستی آنرا تا فردا تأخیر بینداز و حمله آنها را امشب از ما دفع کن تا امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و دعا کنیم و استغفار کنیم، زیرا خـدا می داند که نماز برای او و تـلاوت قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم.
  1. حسینی ها : عابدان شب و شیرهای میدان نبرد
  • حدیث شریف علی ع اوصاف شیعیان راستین : رُهبانٌ باللَّیلِ اُسْدٌ بالنَّهارِ
  1. اگر کسی ادعای امام حسینی بودن دارد باید اهل ارتباط با خدا باشد.
  2. رنگ خدا در زندگی ما پر رنگ ترین رنگ باشد.
  • صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً
  •  رسول خدا بهترین همنشین: مَنْ ذَکَّرَکُمْ بِاللَّهِ رُۆیَتُهُ...
  1. درس کربلایی های واقعی این است.
  2. یارانی به رنگ خدا:
  3. حضرت عباس:
  • با تمام فضایلی که دارد ، قد و رشادت ، زیبایی و جمال ، نسب و همه خصوصیات...
  • در مقتل آمده یکی از قاتلین حضرت عباس می گفت:

وَ قَالَ أَبُو الْفَرَجِ فِی الْمَقَاتِلِ ...عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ أَصْبَغَ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ: رَأَیْتُ رَجُلًا مِنْ بَنِی أَبَانِ بْنِ دَارِمٍ أَسْوَدَ الْوَجْهِ وَ کُنْتُ أَعْرِفُهُ جَمِیلًا شَدِیدَ الْبَیَاضِ،  فَقُلْتُ لَهُ مَا کِدْتُ أَعْرِفُکَ، قَالَ إِنِّی قَتَلْتُ شَابّاً أَبیض مَعَ الْحُسَیْنِ بَیْنَ عَیْنَیْهِ أَثَرُ السُّجُودِ فَمَا نِمْتُ لَیْلَهً مُنْذُ قَتَلْتُهُ إِلَّا أَتَانِی فَیَأْخُذُ بِتَلَابِیبِی حَتَّی یَأْتِیَ جَهَنَّمَ فَیَدْفَعَنِی فِیهَا فَأَصِیحَ فَمَا یَبْقَی أَحَدٌ فِی الْحَیِّ إِلَّا سَمِعَ صِیَاحِی قَالَ وَ الْمَقْتُولُ الْعَبَّاسُ بْنُ عَلِیٍّ  (بحارالانوار)

  1. حضرت زینب کبری (س)
  • امام حسین، معصوم، امام...
  1. از خواهر می خواهد: یا اُختاهُ! لا تَنْسینِی فِی نافِلَهِ الْلَّیلِ.
  2. امام سجاد ع می فرمودند : عمه ام زینب بعد از حادثه عاشورا از کوفه تا شام و در اوج بحران روحی، نمازهای واجب و مستحب خود را به نحو زیبائی انجام می داد، اما در برخی موارد نمازهایش را نشسته ادا می کرد; چرا که غذای خود را به بچه های یتیم می داد و گاهی خود گرسنه می خوابید.
  3. امروزه ما ها تا تقی به توقی می خوره اول از نماز و خدا می زنیم.
  4. تا شب عید ، مهمون ، عروسی ، عزا ، بجای رفتن درب خونه خدا ، اول از ارتباط با منبع خیر بی نهایت خودشان را قطع می کنن.
  • «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (الرعد 28)
  1. حبیب بن مظاهر
  • اونها معصوم بودن یا معصوم زاده ... اینها چی ؟
  • امام حسین بر بالین حبیب :

للهِ دَرُّکَ یا حَبِیب لَقَدْ کُنْتَ فاضِلاً تَخْتِمُ الْقُرآنَ فِی لَیلَةِ واحِدَة».

ای حبیب! خدا به تو پاداش نیک عنایت کند، تو انسان باکمالی بودی و در یک شب قرآن را ختم می کردی.

  1. زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش شنوندگان می رسید.
  • قَالَ الرَّاوِی: بَاتَ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْکَ اللَّیْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِیٌّ کَدَوِیِّ النَّحْلِ مَا بَیْنَ رَاکِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ فَعَبَرَ إِلَیْهِمْ فِی تِلْکَ اللَّیْلَةِ مِنْ عَسْکَرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ اثْنَانِ وَ ثَلاثُونَ رَجُلا.[اللهوف، ص91].

امام باقر ع:

إنَّ أَصْحَابَ جَدِّی الْحُسَینْ لَمْ یجِدُوا ألَمَ مَسِّ الْحَدِیدِ

یاران فداکار جدم امام حسین ع در زیر ضربات شمشیر و نیزه دشمن احساس درد نمی کردند!

  • نه اینکه تیرها، شمشیرها و نیزه ها را نمی دیدند بلکه درد و رنج جسمی آنها در مقابل شوق شهادت و لقاء و رضایت پروردگار متعال رنگ باخته بود و خود را فراموش کرده و به دنیای دیگری می اندیشیدند .
  1. ظهر عاشورا و نماز عشق ...
  • ظهر عاشورا ابوثمامه صیداوی در اوج جنگ عرضه داشت: یااباعبدالله! فدایت شوم، گرچه این مردم با حملات و هجومهای پی درپی خود به تو نزدیک شده و می خواهند تو را به شهادت برسانند، اما به خدا سوگند! تا مرا نکشته اند نمی توانند به تو آسیبی برسانند . دوست دارم در حالی به ملاقات پروردگارم بشتابم که این آخرین نمازم را هم به امامت شما خوانده باشم .
  •  با شنیدن سخنان ابوثمامه، امام به آسمان نگاه کرده و فرمود: «ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین الذاکرین . نعم هذا اول وقتها;

 نماز را یاد کردی، خداوند متعال تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند قرار دهد . بلی الان اول وقت نماز است.

  • سپس امام فرمود: لحظاتی از دشمن آتش بس بخواهید!

ولی هنگامی که دشمن آتش بس موقتی را نپذیرفت سالار شهیدان در مقابل باران تیر دشمن به نماز ایستاد .

  • دو نفر از یاران امام حسین علیه السلام به نامهای زهیربن قین و سعیدبن عبدالله حنفی برای محافظت امام علیه السلام پیشاپیش ایستاده و سینه هایشان را در مقابل تیرهای دشمن سپر قرار دادند و حضرت به همراه یاران باقی مانده خود، نماز ظهر عاشورا را به پا داشت .
  • سعید که در مرکز خطر ایستاده بود، تیرهای دشمن را با دست و صورت و سینه اش دفع می کرد . هنگامی که نماز به پایان رسید، او با بدنی خونین به زمین افتاد. و در حالی که نفسهای آخر را می کشید چشمانش را گشوده و با تبسمی ملیح به سیمای امام حسین علیه السلام نگریست و در همان لحظه به امام عرض کرد: «اوفیت یابن رسول الله!

امام با لحنی رضایت آمیز فرمود: «نعم انت امامی فی الجنة;  بلی تو در بهشت پیشاپیش من خواهی بود.
سید بن طاووس نوشته است: هنگامی که تیرهای بدنش را شمردند، به غیر از جراحات نیزه و شمشیر، 13 تیر به دست و صورت و سینه سعید بن عبدالله حنفی اصابت کرده بود.

  1. تعداد یاران امام کم بود... چرا دو نفر را فدای نماز کرد؟
  2. اینجا کلاس درس کربلاست و معلم امام حسین ... شاگردان مکتب امام حسین درس بگیرید! در کربلا نماز اول از همچیز است.
  3. آخرین مناجات عارفانه و عاشقانه ... ته گودال خون
  • «اللهم متعالی المکان ... صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک یا غیاث المستغیثین مالی رب سواک ولا معبود غیرک صبرا علی حکمک یا غیاث من لا غیاث له ...
  •  ای خدایی که مقامت بس بلند است ... در مقابل قضای تو شکیبا هستم . ای پروردگاری که بجز تو خدایی نیست! ای فریادرس دادخواهان! مرا جز تو پروردگاری و معبودی نیست . بر حکم تو صابر و شکیبا هستم . ای فریادرس آنکه فریاد رسی ندارد
  • سجده آخر: آنگاه که صورت خونین به خاک گذاشت و آخرین سجده اش را بجا آورد، فرمود: «بسم الله وبالله وفی سبیل الله وعلی ملة رسول الله
  • M.M.HKH