احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سخنرانی پیاده روی اربعین» ثبت شده است

۰۴
مهر
۰۰

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. شاهنامه... رستم بر بالین سهراب... نوش دارو
  • ازان نوشدارو که در گنج تست

کجا خستگان را کند تن درست

  1. گودرز فرستاد ... کیکاووس آنقدر درنگ ...
  • چون تبه گشت مرا حال بدین‌سان، چه کند

نوشدارو که پس از مرگ ، به سهراب دهند؟

 

  1. زندگی روزگار ما زندگی درد های جدید...
  2. نوشدارو هایی هست.
  3. امام حسین در عرصه قیام :نوشدارو هایی رو معرفی میکند.
  4. حضرت علی :
  1. سخت ترین اشیاء عالم الماسه... صبر بر سختی، نتیجه خودش مستحکم شد.

 

  1. پیاده روی اربعین کلاس درسه
  2. خود امام حسین تو ایام ما اونو بر پا کرده
  3. تمرین تحمل سختی ...
  4. اما سختی که لذت وصال رو به همراه داره
  5. سختی در راه خدا نوش داروی گوارای نجاته
  • چه بسا:   امام حسین میخواد تو این جهان وانفسا به ما لذت سختی کشیدن و صبر در راه خدا رو بچشاند.

 

  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع

موسی و خضر است.[WU1] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • ‏‏در ‏‏کافی ‏‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏‏ ای‏‏ از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 


 [WU1]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU2]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU3]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

  • M.M.HKH