آموزش نماز در نگاه حضرت علی علیه السلام
این روایت شریف بیان کننده و تاویل کننده هر کدام از افعال نماز می باشد که امیر المومنین به یکی از اصحاب آموزش داده اند ، توجه به این معنا از نماز لذت این عبادت را بسیار بیشتر می کند.
اگر کسی از شما سوال کند نماز یعنی چه ، چگونه آن را معرفی می کنید؟
نماز در فقه و رساله های عملیه : عمل عبادی که با تکبیر شروع می شود و با سلام به اتمام می رسد،
مقدماتی دارد
مقارناتی
و مبطلاتی
در مدارس ما و برای دانش آموزان ، نماز به عنوان یک عمل واحد آموزش داده می شود و نسبت به بیان تک تک حرکات معولا بی توجه هستیم
حال آنکه حضرت امیر ع توجه به تک تک ارکان نماز می دهند و
تایل زیبا از اجزای نماز بیان می دارند.
حضرت سوال می کنند که آیا می دانی تاویل آنچه هر روز انجا می دهی چیست؟
در آخر هم می فرمایند اگر بدون توجه به این معانی نماز خواندی ، بدان نمازت ناقص است.
نکته مهم این روایت در تغییر نگاه به نماز هست:
شاید بهتر است گاهی نماز را به تفکیک اجزایش هم معرفی کنیم.
تجربه شخصی بنده در چندین سال کار دانش آموزی این نکته را برایم به اثبات رسانده که بیان تک تک اجزای نماز برای دانش آموزان و آموزش نماز بسیار بسیار جذابتر و موثرتر خواهد بود.
وَ وَجَدْتُ بِخَطِّ، الشَّیْخِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجُبَعِیِّ نَقْلًا مِنْ خَطِّ الشَّیْخِ الشَّهِیدِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُمَا
قَالَ رَوَى جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ قَالَ:
کُنْتُ مَعَ مَوْلَانَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَرَأَى رَجُلًا قَائِماً یُصَلِّی فَقَالَ لَهُ یَا هَذَا أَ تَعْرِفُ تَأْوِیلَ الصَّلَاةِ ?
فَقَالَ یَا مَوْلَایَ وَ هَلْ لِلصَّلَاةِ تَأْوِیلٌ غَیْرُ الْعِبَادَةِ
فَقَالَ إِی وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ بِأَمْرٍ مِنَ الْأُمُورِ إِلَّا وَ لَهُ تَشَابُهٌ وَ تَأْوِیلٌ وَ تَنْزِیلٌ وَ کُلُّ ذَلِکَ یَدُلُّ عَلَى التَّعَبُّدِ
فَقَالَ لَهُ عَلِّمْنِی مَا هُوَ یَا مَوْلَایَ
بحار الأنوار ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ : من با امیر المؤمنین علیه السلام بودم که دیدم حضرت به مردى که نماز مى خواند فرمود:
اى مرد ! آیا تأویل (معناى) نماز را مى دانى؟
عرض کرد : سَرورم! آیا نماز تأویلى جز عبادت دارد؟
حضرت فرمود : سوگند به آن که محمّد را به پیامبرى فرستاد، آرى [تأویل ]دارد···
تاویل تکبیر:
فَقَالَ ع تَأْوِیلُ تَکْبِیرَتِکَ الْأُولَى إِلَى إِحْرَامِکَ أَنْ تُخْطِرَ فِی نَفْسِکَ
إِذَا قُلْتَ اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَنْ یُوصَفَ بِقِیَامٍ أَوْ قُعُودٍ
وَ فِی الثَّانِیَةِ أَنْ یُوصَفَ بِحَرَکَةٍ أَوْ جُمُودٍ
وَ فِی الثَّالِثَةِ أَنْ یُوصَفَ بِجِسْمٍ أَوْ یُشَبَّهَ بِشِبْهٍ أَوْ یُقَاسَ بِقِیَاسٍ وَ تُخْطِرَ
فِی الرَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْأَعْرَاضُ أَوْ تُولِمَهُ الْأَمْرَاضُ وَ تُخْطِرَ
فِی الْخَامِسَةِ أَنْ یُوصَفَ بِجَوْهَرٍ أَوْ بِعَرَضٍ أَوْ یَحُلَّ شَیْئاً أَوْ یُحَلَّ فِیهِ شَیْءٌ وَ تُخْطِرَ
فِی السَّادِسَةِ أَنْ یَجُوزَ عَلَیْهِ مَا یَجُوزُ عَلَى الْمُحْدَثِینَ مِنَ الزَّوَالِ وَ الِانْتِقَالِ وَ التَّغَیُّرِ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ وَ تُخْطِرَ
فِی السَّابِعَةِ أَنْ تَحُلَّهُ الْحَوَاسُّ الْخَمْسُ
تأویل نخستین تکبیر [از شش تکبیر پیش از تکبیرة الاحرام] .
تا تکبیرة الاحرام چنین است که وقتى گفتى : اللّه اکبر ، در قلب و جان خود بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به قیام یا قعودى وصف شود
و در تکبیر دوم در قلبت چنین بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به حرکت یا سکونى وصف شود
و در تکبیر سوم او را بزرگتر از آن بدانى که به جسمیّت وصف شود، یا به چیزى مانند باشد، یا به چیزى قیاس شود
و در تکبیر چهارم او را بزرگتر از آن بدانى که به عارضه اى دچار شود، یا بیماریها دردمندش کند
و در تکبیر پنجم او را بزرگتر از آن بدانى که به جوهرى یا عرضى وصف شود، یا در چیزى حلول کند و یا چیزى در او حلول کند
و در تکبیر ششم چنین از دلت بگذرانى که او بالاتر از آن است که زوال و جا به جایى و دگرگونى حالات ، که در موجودات حادث رواست ، در او جایز باشد
و در تکبیر هفتم او را برتر از آن بدانى که محلّ حواس پنجگانه باشد.
تاویل رکوع:
ثُمَّ تَأْوِیلُ مَدِّ عُنُقِکَ فِی الرُّکُوعِ تُخْطِرُ فِی نَفْسِکَ آمَنْتُ بِکَ وَ لَوْ ضُرِبَتْ عُنُقِی
تأویل کشیدن گردنت در رکوع نیز این است که با خود گویى : اگر گردنم را بزنى باز به تو ایمان دارم.
سمع الله:
ثُمَّ تَأْوِیلُ رَفْعِ رَأْسِکَ مِنَ الرُّکُوعِ إِذَا قُلْتَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ
تَأْوِیلُهُ الَّذِی أَخْرَجَنِی مِنَ الْعَدَمِ إِلَى الْوُجُودِ
سر برداشتنت از رکوع و گفتن جمله «سمع اللّه لمن حمده» تأویلش این است : کسى که مرا از نیستى به صحنه هستى آورد.
تاویل سجده:
وَ تَأْوِیلُ السَّجْدَةِ الْأُولَى أَنْ تُخْطِرَ فِی نَفْسِکَ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ مِنْهَا خَلَقْتَنِی
وَ رَفْعُ رَأْسِکَ تَأْوِیلُهُ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِی
وَ السَّجْدَةُ الثَّانِیَةُ وَ فِیهَا تُعِیدُنِی
وَ رَفْعُ رَأْسِکَ تُخْطِرُ بِقَلْبِکَ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِی تَارَةً أُخْرَى
تأویل سجده اول این است که در حال سجده از ذهن و دلت بگذرانى که : مرا از این [خاک ]آفریدى
سر برداشتنت از سجده اول، تأویلش این است : مرا از خاک بیرون آوردى
و سجده دوم به معناى این است که : مرا به خاک برمى گردانى
و در سر برداشتنت از سجده دوم از قلبت بگذرانى : بار دیگر مرا از خاک بیرون مى آورى.
وَ تَأْوِیلُ قُعُودِکَ عَلَى جَانِبِکَ الْأَیْسَرِ وَ رَفْعُ رِجْلِکَ الْیُمْنَى وَ طَرْحُکَ عَلَى الْیُسْرَى تُخْطِرُ بِقَلْبِکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَقَمْتُ الْحَقَّ وَ أَمَتُّ الْبَاطِلَ
نشستن [در تشهّد] به طرف چپ و گذاشتن پاى راستت روى پاى چپ تأویلش این است که در دلت بگذرانى : خدایا! من حق را بر پاى داشتم و باطل را میراندم.
تاویل تشهد:
وَ تَأْوِیلُ تَشَهُّدِکَ تَجْدِیدُ الْإِیمَانِ وَ مُعَاوَدَةُ الْإِسْلَامِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ
تأویل تشهّدت عبارت است از : تجدید ایمان و تکرار اسلام و اقرار به برانگیخته شدنِ پس از مرگ.
تاویل تسبیحات اربعه:
وَ تَأْوِیلُ قِرَاءَةِ التَّحِیَّاتِ تَمْجِیدُ الرَّبِّ سُبْحَانَهُ وَ تَعْظِیمُهُ عَمَّا قَالَ الظَّالِمُونَ وَ نَعَتَهُ الْمُلْحِدُونَ
تاویل سلام نماز:
وَ تَأْوِیلُ قَوْلِکَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ تَرَحُّمٌ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَمَعْنَاهَا هَذِهِ أَمَانٌ لَکُمْ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ
تأویل سلام دادنها عبارت است از : تمجید پروردگار سبحان و برتر دانستن او از آنچه ستمگران در حقّش گفته اند و ملحدان وصفش کرده اند
تأویل جمله «السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» طلب رحمت و مِهر خداى سبحان است و این به معناى در امان ماندن شما از عذاب روز قیامت است
ثُمَّ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَنْ لَمْ یَعْلَمْ تَأْوِیلَ صَلَاتِهِ هَکَذَا فَهِیَ خِدَاجٌ أَیْ نَاقِصَةٌ.
امیر المؤمنین علیه السلام سپس فرمود : کسى که تأویل نماز خود را بدین صورت نداند ، نمازش خِداج است، یعنى ناقص است.
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج81، ص: 255
- ۰ نظر
- ۳۱ شهریور ۹۹ ، ۱۳:۵۴