فیش مرثیه | |
| |
السلام علیک یااهل البیت النبوه وموضع الرساله
شده زخم دل هرشیعه تازه بیا مهدی به تشییع جنازه
بیاحیدرتک وتنهاست امشب امیرعشق بی زهراست امشب
شب است دختری مادرندارد غریبی درجهان یاورندارد
آقابیاماروهم امشب ببربه تشیع جنازه مادرتون زهرا سلام الله علیهااین جمع دل سوخته اند این جمع آمده اندبرای مادرت گریه کنند.آی آرزو مندان شرکت درمراسم چشم سرتون روببندیدچشم دل تون واکنید بریم درخونه امیرالمونیین علیه السلام آقامون کمک کنیم آقاغریبه کسی نداره ..
|
مقدمه (گریز) |
وقتی زهرا سلام الله علیها از دنیا رفت خبر در گذشت ایشان در مدینه پیچید. مردم ریختند جلو خانه على علیه السلام و زهراسلام الله علیها ، آماده تشییع شدند یکى از اصحاب (ابوذر یا مقداد) بیرون آمد و گفت: ایهاالناس متفرق شوید، امروز زهرا سلام الله دفن علیها نمىشود. مردم متفرق شدند به خیال این که زهرا فردا دفن خواهد شد و فردا در تشییع جنازه زهرا شرکت خواهند کرد.. ولى همین که هوا تاریک شد و همه در خانهها رفتند و خوابیدند على مقدمات غسل و کَفَن و دفن کردن زهرا را فراهم کرد. به دست خودش زهرا را غسل داد.مطابق روایتى که در بحارالانوار هست اولاد زهرا (حسن، حسین، زینب و امّکلثوم) و خادمه خانه فضّه همه در آن دل شب بیدار بودند. على وقتى که جنازه زهرا را در اتاق برد، خودش به تنهایى زهرا را کفن کرد. بعد از کفن، فریاد على بلند شد، اطفال کوچک زهرا از هشت ساله تا سه چهار ساله و فضّه را صدا زد: یا حسن، یا حسین، یا زینب، یا امّ کلثوم، یافضّه! هَلُمّوا تَزَوَّدوا مِنْ امِّکُمْ بیایید با مادر خودتان وداع کنید. آنها از ناحیه على اجازه یافتند. حسنین آمدند خود را به روى سینه زهراسلا م الله علیها انداختند. فریاد یا امّا یا امّا به آسمان بلند شد. زینب و ام کلثوم که کوچکتر از آنها بودند خودشان را روى پاهاى زهرا انداختند. على در کنارى ایستاده است، مثل ابر بهار اشک مىریزد و این منظره دلسوز را تماشا مىکند. على ولىّ خدا آنجا ایستاده است. بچههاى زهرا، حسنین، دو سبط پیغمبر، سَیِّدَىْ شَبابِ اهْلِ الْجَنَّة هستند. روح زهرا در این اتاق است. بنابراین اگر حادثه معجزهآمیز رخ مىدهد هیچ جاى تعجب نیست. على در اینجا شهادت مىدهد و قسم مىخورد که در آن حال وضع عجیبى را به چشم خود مشاهده کردم و به گوش خود شنیدم: اشْهِدُ اللَّهَ انَّها حَنَّتْ وَ انَّتْ وَ مَدَّتْ یَدَیْها. مىگوید من خدا را گواه مىگیرم که در همان حال صداى ناله زهرا را شنیدم، زهرا دستها را از کفن بیرون آورد و فرزندان خود را در بغل گرفت. صدایى آسمانى شنیدم که به من گفت: على! اولاد زهرا را از روى بدن زهرا بردار که ملکوتیان به فغان آمدهاند.همه صدابزنید یازهرا .... |
پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ، |
ولا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظیم و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّاهرین
|
پایان (فرود) |
1.کتاب اصول مداحی 2ص 73 2. کتاب روضه های شهید مطهری ( مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى ج27 ص 274 ) |
منبع |
- ۰ نظر
- ۲۲ دی ۹۹ ، ۱۶:۴۹