احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روضه حضرت زهرا سلام الله علیها» ثبت شده است

۱۱
دی
۹۹

حضرت زهرا سلام الله علیها

السّلامُ علیکِ ایتها المَظلومَة المَغصُوبة ، السَّلام علیکِ ایَّتها المُضطَهَدة المَقهورة ، السّلام علیکِ یا فاطمة بنت رسول الله1

 

منم که در ره دین ، دِین خود ادا کردم 

چنانکه خالق خود را زخود رضا کردم

 

زبس به شوق شهادت، علی علی گفتم

به پای عشق علی جان خود فداکردم

 

در آستانه­ی در راه بر عدو بستم 

حمایت از حرم وحی کبریا کردم

 

عدو شکست در و در شکست پهلویم                    به جرم آنکه حمایت ز مرتضی کردم2

 

مقدمه

(گریز)

آن ملعونی که در خانه ی امیر المومنین (علیه السلام) را آتش زد  در نامه ای به معاویه می نویسد:

وقتی در خانه ی علی (علیه السلام) رفتم و فاطمه (سلام الله علیها) آمد و گفت چه می خواهید؟ گفتم باید علی برای بیعت به مسجد بیاید. اگر علی از خانه بیرون نیاید دستور می دهم هیزم بیاورند و خانه و اهلش را می سوزانم و وارد خانه می شوم. همین کار را کردم وقتی می خواستیم وارد خانه بشیم فاطمه نمی گذاشت، با تازیانه بر دستهایش زدم تا در را رها کند چنان ناله ای زد و گریه اش چنان جانسوز بود که نزدیک بود ترحم کنم؛ اما یادم آمد چقدر شجاعان عرب را علی کشته ، آن کینه ای که نسبت به علی داشتم نگذاشت دلم نرم بشه، اینجا بود که با پای خود چنان لگد به در زدم.

 

اجازه بِدید اینجا را از زبان فاطمه (سلام الله علیها) بگم:

 

چنان به سینه به میخ در اصابت کردم

که زیر لب طلب مرگ از خدا کردم

 

چنان زسقط جنین طاقتم برفت از کف

که از برای کمک فضه را صدا کردم

 

فاطمه­ی زهرا (سلام الله علیها) دو تا ناله زد.

تو ناله اول صدا زد:

یَا ابَتاه یَا رَسولَ الله هکَذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک

باباجان ببین با دخترت چه کردند؟!

 

اما یه ناله ی دیگری زد که این ناله جانسوزتر بود فریاد زد:

 آه یا فضه فخذینی فقد والله قتل ما فی أحشائی من حمل

فضه مرا دریاب، به خدا محسنم را کشتند 3-4یازهرا یا زهرا ...

 اما بگذارید یک جمله ای هم به بی بی بگیم.

 

بی بی جان! اینجا بین در و دیوار پهلوی شما را شکستند اما کربلا،

 ده نفر نعل تازه به اسبهایشان زدند ، لجام به دهنهای اسبهایشان ، آنقدر بر بدن حسینت تاختند که دیگر جای سالمی به بدنش نماند.  هر کجا نشسته ای سه مرتبه صدا بزن یا حسین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

الا لعنة الله علی القوم الظالمین

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم                                                             

پایان(فرود)

1 - مفاتیح الجنان زیارت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

2 دلا بسوز... ژولیده ص223.

3 - بیت الاحزان محدث قمی ص96.

4 - رنجها و فریادهای فاطمه(سلام الله علیها) محمدی اشتهاردی ص 148

 

منبع

 

  • M.M.HKH
۱۱
دی
۹۹

حضرت زهرا سلام الله علیها

السَّلامُ علیکِ یا مُمتحنة امتحنکِ الّذی خلقکِ قَبل اَن یَخلُقکِ ..

سلام ای ذکر خاص حق ثنایت             

درود ای گفته احمد من فدایت

 

تو فرقانی تو یاسینی تو طاها                

تو زهرائی تو زهرائی تو زهرا

 

زهرا جان(3)

بی بی جانم:

 

آتش عشق را زبانه توئی                     

نخل توحید را جوانه توئی

 

خانه کوچکت مطاف ملک            

همه پروانه ، شمع خانه توئی

 

بر سر سجده در دل محراب           

با مناجات عارفانه توئی

 

زهرا جان(3)

 

 

 

 

 

 

مقدمه

(گریز)

قربان مظلومیتت بی بی جانم! بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یک لحظه آرامش نداشت. گریه کنندگان عالم رو چند نفر گفتن یکی از اونها فاطمه (سلام الله علیها) است. هر کجا یادگاری از پیغمبر می دید بی تاب می شد، اشکش جاری می شد (آخی ) دلهای مدینه ای! شما هم با بی بی زیر گنبد خضرای نبوی هم ناله بشید ؛ مریضها رو فراموش نکنید ، اونهائی که به شما التماس دعا گفتن ، اونهائی که سالهای قبل بین شما بودن الان اسیر خاکند معمولا وقتی کسی از دنیا می ره هر چی ایام می گذره، گریه بازماندگان کمتر می شه؛ اما بمیرم برای اون خانمی که هر چی از رحلت پدر می گذشت گریه اش بیشتر می شد.

 

به جانم ریخته چندان غم و درد و مصیبتها

که گر بر روزها ریزند، گردد تیره چون شبها

 

محدث قمی در بیت الاحزان می فرماید: روزی بی بی دو عالم فرمودند خیلی دوست دارم صدای اذان بلال رو بشنوم. موذن پیغمبر بود. بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) برای اینکه تایید غاصبین نشه، دیگه اذان نگفت ، اما وقتی از خواسته بی بی با خبر شد به مأذنه رفت  صدای خود رو به اذان بلند کرد.

 

الله اکبر الله اکبر (4) اشهد ان لا اله الا الله (2)

با بلند شدن صدای اذان بلال، بی بی آنچنان بی تاب شدند که نتونستند از گریه خود داری کنند ، هر چی اذان ادامه پیدا می کرد گریه هم بیشتر می شد تا اینکه بلال صداش به این جمله بلند شد:

 

اشهد انّ محمداً رسول الله (صلی الله علیه و آله)

اطرافیان دیدند بی بی ضجه ای زد که دل عالم رو سوزوند. بی هوش رو زمین افتاد، بچه ها دویدند طرف مأذنه ، بلال! ادامه نده ، مادر ما از دنیا رفت.

 

نام گل بردی و بلبل گشت خاموش ای بلال

مادر مظلومه ی ما رفت از هوش ای بلال

 

دیر اگر خاموش گردی زودتر گردد زتو

 مادر ما را چراغ عمر ، خاموش ای بلال

 

با اذان تو اگر پایان بگیرد عمر او

 بعد از این ما را که می گیرد در آغوش ای بلال

 

بلال اذانش را نا تمام گذاشت ، بی بی به هوش آمد، فرمود بلال اذان رو تمام کن. عرض کرد بی بی می ترسم به شما آسیبی برسد .

عرض کنیم بلال شما از صحابه پیغمبر بودی، نتونستی ببینی زهرا (سلام الله علیها) آزرده بشه؛ اما نمی دونم بعضی از صحابه چطور تونستند ببینند فاطمه (سلام الله علیها) بین در و دیوار ... صدای ناله اش بلند شد:

 یا ابتاه یا رسول الله هکذا کان یفعل بحبیبتک و ابنتک ، آه یا فضَّة فَخُذینی فَقد والله قُتِلَ ما فی احشائی مِن حملٍ

 

پدر جان یا رسول الله! ببین با حبیبه و دختر تو چه می کنند آه ای فضه مرا دریاب به خدا محسنم رو کشتند ... یا زهرا ....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرورش مرثیه ،اوج مرثیه ،

سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود

کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود

          الَا لعنَه الله عَلی القومِ الظّالمین

پایان(فرود)

1 - بیت الاحزان محدث قمی ( ترجمه محمدی اشتهاردی ) ص 226 و 227

2 اشعار از نخل میثم ج 2 و شعله های سوزان محسن حافظی

منبع

 

  • M.M.HKH