شرح و تفسیر زیارت نامه اربعین
الف )حرکت مجاهدانه
با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،
- تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
- با قصد خیر خواهی و اخلاص
- (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
- اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ
ب) تلاش حداکثری
- وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
- فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
- با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.
ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )
لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند
و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.
سخنی بود که سید الشهدا «ع» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والیمدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین «ع» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی رسول الله «ص» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که میفرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی را عیان میدید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم سلام میدهد، رابطه سخن فوق روشن میگردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.
فرق است میان جهالت و ضلالت
اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.
جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.
با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.
اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت
نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.
د)ویژگی های امام
همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .
- . السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.
سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،
- . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ
أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،
خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای
- وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا
و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند
ه)امام حسین شناسی
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،
و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی
- دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
- هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
- اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،
فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.
- نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است
فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛
ی) وظایف ما نسبت به امام
- اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
- وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
- بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه
خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا
- وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
- وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
- وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
- وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
- وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
- فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ
و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان
الف )حرکت مجاهدانه
با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،
- تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
- با قصد خیر خواهی و اخلاص
- (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
- اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ
ب) تلاش حداکثری
- وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
- فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
- با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.
ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )
لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند
و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.
سخنی بود که سید الشهدا «ع» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والیمدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین «ع» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی رسول الله «ص» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که میفرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی را عیان میدید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم سلام میدهد، رابطه سخن فوق روشن میگردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.
فرق است میان جهالت و ضلالت
اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.
جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.
با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.
اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت
نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.
د)ویژگی های امام
همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .
- . السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.
سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،
- . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ
أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،
خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای
- وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا
و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند
ه)امام حسین شناسی
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،
و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی
- دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
- هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
- اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،
فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.
- نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است
فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛
ی) وظایف ما نسبت به امام
- اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
- وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
- بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه
خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا
- وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
- وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
- وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
- وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
- وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
- فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ
و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان