احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

احسن الکلام

متن و فیش منبر،سخنرانی و کلاسداری

متن و فیش منبر ، سخنرانی و کلاسداری

۸ مطلب در مهر ۱۴۰۰ ثبت شده است

۰۹
مهر
۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم

 

داستان : درخواست عرب بیابان‌نشین از امام حسین(ع) برای پرداخت دیه (اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه)

  1. روزی عربی بیابان نشین به حضور حضرت اباعبدالله الحسین(ع) رسید و عرض کرد:

«ای فرزند رسول خدا! من باید یک دیه کامل بپردازم و از پرداخت آن درمانده‌ام. پیش خود گفتم از بخشنده ترین مردم درخواست کمک کنم و کریم‌تر از اهل بیت رسول خدا(ص) نیافتم»؛ لذا اکنون به نزد شما آمده‌ام.

  1. امام حسین(ع) به او فرمود:

«ای برادر عرب، از تو سه سوال می‌پرسم. اگر یکی را پاسخ گفتی یک سوم از دیه را به تو می‌بخشم، اگر دو سوال را جواب دادی دو سوم و اگر همه را پاسخ دادی تمام دیه را به تو می‌بخشم».

 

  1. مرد عرب گفت:« ای فرزند رسول خدا، آیا کسی مثل شما از کسی مثل من می‌پرسد؛ در حالی که شما خود اهل علم و شرف هستید؟!»

 

  1. امام(ع) فرمود:« آری! از جدم رسول خدا(ص) شنیدم که می‌فرمود: «اَلمَعرُوف بِقَدرِ الْمَعرِفَه» نیکی و احسان به اندازه معرفت است» و به نقل دیگر آن حضرت فرمود: «یا اَعرابی نَحنُ قَومٌ لانُعطیِ المَعرُوفُ اِلّا عَلی قَدرِ المَعرِفَه»[1] ای اعرابی! ما خاندانی هستیم که بخشش نمی‌کنیم مگر به اندازه معرفت اشخاص.
  2. اعرابی گفت:«هر چه می‌خواهید بپرسید؛ اگر دانستم، پاسخ خواهم داد و اگر ندانستم، از شما فرا خواهم گرفت و در همه‌ی احوال، نیرو و توان از جانب خداوند بزرگ است»

 

  • امام(ع) پرسید: «کدام یک از اعمال، بالاتر و برتر است؟»
  • اعرابی گفت:«ایمان به خدا»
  1. یک «باور قلبی» است.
  2. باوری که به زندگی انسان «جهت» می‌دهد و در «چگونه زیستن» او نقشی مهمّ دارد و محور ارزش‌گذاری برای اندیشه‌ها و عملکردهای مردم است.
  3. پس گام اولِ ورود به مسیر بندگی و مسلمانی، «ایمان» است و کسی که این باور مقدّس را داشته باشد، «مؤمن» نامیده می‌شود.
  4. ایمان متعلقاتی دارد. خدا ، قیامت ، نبوت ، امامت و...

 

  • حضرت فرمود:«چه راهی برای نجات از هلاکت وجود دارد؟»
    • اعرابی پاسخ گفت:«اعتماد به خدا.»

 

  1. بالاترین مرتبه توکل این است که انسان همه امور خود را به خدا واگذار کند و در برابر خدا اراده‌ای برای خود قائل نباشد و چیزی را بپسندد که خدا برای او رقم می‌زند. درجه توکل هر فردی به درجه ایمان و توحیدباوری او بستگی دارد.

 

  1. به گفته علمای اخلاق، در دین اسلام، توکل با کار و تلاش و توحید افعالی منافاتی ندارد؛ زیرا اسباب و علل ظاهری، تأثیر مستقل ندارند و تأثیر آنها بسته به مشیت الهی و در طول قدرت خدا است. برای توکل آثاری همچون کفایت رزق، آسان‌شدن کارها و عزت در برابر غیرخدا بیان شده است.[1]

 

  • امام(ع) سوال کرد:«زینت مرد در چیست؟»
    • اعرابی گفت:«علمِ همراه با حلم.»
  1. امام علی : یمزج الحلم بالعلم و القول بالعمل» پرهیزگار و متقى بردبارى و دانش را به هم آمیخته و گفتار را با کردار هماهنگ ساخته است.
  2. امام صادق (علیه السلام) در روایتى در کافى فرمودند:

«اُطلبُوا العِلْم وَ تَزَیَّنُوا مَعَه بِالحِلم و الوَقار و تواضَعوا لِمَنْ تُعَلّمُونَه العلم و تواضَعُوا لِمنْ طلبتمُ منه العلم و لا تَکُونُوا عُلَماء جبّارین فَیَذْهبَ باطلُکم بِحِقِّکم» : «علم را طلب کنید و خود را با توجه به علمتان به حلم و وقار زینت دهید و براى کسانى که به آنها علم مى‌آموزید، متواضع باشید، و نیز براى کسانى که از آنها علم مى‌گیرید، خاضع باشید، و همچون دانشمندان جبار و اشراف‌منش نباشید که باطل شما حق شما از میان مى‌برد»

  1. و در روایتى دیگر «معاویة بن وهب» از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‌کند که فرمودند: «کانَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) یقول یا طالب العلم انّ للعالم ثلاث علامات: العلم و الحلم والصمت و للمتکلّفِ ثلاث علامات: یُنازع مَنْ فَوقَه بالمعصیة و یظلم مَن دونَه بالغلبة و یُظاهِرُ الظلّمة»
    امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: دانشمند (واقعى) داراى سه علامت است: دانش و بینش، حلم و بردبارى، سکوت و آرامش و وقار، و براى عالم‌نماها و دانشمندانى که با تکلف، جامه علم را بر قامت نارساى خود پوشاندند، سه نشانه وجود دارد: با دانشمندانِ برتر و والاتر از خویش با کردارهاى آلوده به گناه، درگیر شوند و با آنان بستیزند و نسبت به دانشمندان فرومایه‌تر از طریق قهر و غلبهف ستمگرانه عمل کنند و دیگر آنکه از ستمگران و جفاپیشگان، حمایت و پشتیبانى نمایند» .
  • حضرت پرسید:«اگر شخص این را نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«مالِ همراه با جوانمردی.»
  1. حضرت علی : مردانگی و جوانمردی با بُخل جمع نمی شود. «میزان الحکمه
  • جوانمردی چهار گونه است: فروتنی هنگام فرمانروایی و حکومت، گذشت هنگام قدرت، خیرخواهی هنگام دشمنی و بخشش بدون منت گذاری. «السعادة الابدّیة»
  • *جوانمردی، نامی است جامع همه فضیلت ها و خوبی ها. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمرد اگر به دولت برسد، خصال نیک اش آشکار گردد، و فرومایه اگر به دولت رسد، بدی ها و عیوبش آشکار گردد. «تصنیف غرر الحکم»
  • * جوانمرد با گذشت کسی است که مال را فدای آبروی خود می کند و فرومایه آبروی خود را فدای مال کند. «تصنیف غرر الحکم»
  • * نهایت جوانمردی، آن است که در پنهان، کاری نکنی که آشکارا از انجام آن پروا داری. «میزان الحکمه»
  • * آئین جوانمردی به تحمل کردن لغزش های برادران و رسیدگی خوب به همسایگان است. «تصنیف غرر الحکم»
  • *جوانمردی هر کس، به قدر عقل و اندیشه اوست. «تصنیف غرر الحکم»
  • جوانمردی آدمی کامل نمی شود مگر هنگامی که: 1) در دین خود تفقه و کوشش کند، 2) در زندگی خود، میانه روی پیشه کند، 3) اگر مصیبتی بر وی وارد آمد، صبر کند، 4) و اگر برادرانش را در سختی ببیند، عذاب بکشد. «بحار الانوار»

 

  • امام(ع) سوال کرد:«اگر شخص این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«فقرِ همراه با صبر.»
  1. حضرت فرمودند: « در بهشت ساختمانی است از یاقوت سرخ که اهل بهشت همه آن را نگاه می کنند، همانطور که ما ستاره های درخشان را نگاه می کنیم. در این ساختمان کسی داخل نمی شود مگر پیغمبر فقیر یا شهید فقیر یا مؤمن فقیر. »
  2. خداوند متعال «اصحاب صُفّة» را به این خصلت مدح کرده است: «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً»(2)؛ (از فرط عفاف چنان احوالشان بر مردم مشتبه شود که هر کس از حال آنها آگاه نباشد آنها را غنى و بى نیاز مى پندارد؛ اما آنها را از سیمایشان مى شناسى، هرگز با اصرار چیزى از مردم نمى خواهند).
  3. این هم توصیه هست و هم آموزش

 

  • حضرت فرمود:«اگر این را نیز نداشت چه؟»
    • اعرابی گفت:«صاعقه‌ای از آسمان فرود آید و او را به آتش بکشد که حقیقتا سزاوار آن است.»
  1. ولقد کرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلاً» (إسراء، 70)
  2. انسان موجودی نیست که دارای جایگاه ثابتی در خلقت باشد و می‌تواند از مرتبه‌ی وجود خود حرکت کرده، بالا یا پایین برود. انسان می‌تواند از حیوان پایین‌تر باشد: «أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل» و نیز می‌تواند از ملک پران شود: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‏ِ أَوْ أَدْنى».

امام(ع) تبسمی فرمود و کیسه‌ای که در آن هزار دینار بود به او داد و انگشتر خود را نیز که نگینش ارزشی معادل دو هزار درهم داشت، به او بخشید و فرمود:

  • «ای اعرابی، طلا را به طلبکارانت بده و انگشتر را برای زندگی خودت مصرف کن.»

اعرابی آن را گرفت و گفت: « اللهُ اَعلَمُ حَیثُ یَجعَلُ رِسالَتَه»؛ به راستی که خداوند بهتر می‌داند رسالت خود را در کجا قرار دهد[2].

موسوعه کلمات الامام الحسین،شریفی. محمود، ص۷۶۵

جامع الاخبار،شعیری، ص 138؛ بحار الانوار، ج 44، ص 96

 

 

[1] درجه نخست: در این درجه فرد به‌گونه‌ای به خدا اعتماد دارد که به یک وکیل اعتماد می‌کند.[۲۶] ملا محمدمهدی نراقی این مرتبه را ضعیف‌ترین درجه توکل دانسته است.[۲۷]

درجه دوم: در این درجه حال متوکل نسبت به خدا مانند حال کودک نسبت به مادرش است که جز او را نمی‌شناسد و به غیر او پناه نمی‌برد و جز او به کسی اعتماد نمی‌کند. تفاوت این مرحله از توکل با مرحله اول این است که اینجا متوکل فقط به کسی که بر او توکل کرده، توجه می‌کند و حتی به خودِ توکل نیز توجه ندارد.[۲۸] علمای اخلاق دست‌یابی به این مرتبه از توکل را مخصوص خواص می‌دانند.[۲۹]

درجه سوم: به گفته علمای اخلاق در این درجه، متوکل خود را مرده‌ای در دست‌های مرده‌شوی می‌بیند که از خود اختیاری ندارد و تنها به اختیار او حرکت می‌کند.[۳۰] تفاوت این مرحله با مرحله دوم توکل در این است که در آن مرحله متوکل، دعا و تضرع را ترک نمی‌کند؛ اما در اینجا ممکن است متوکل به سبب اعتماد به عنایت پروردگار، دعا و تضرع به درگاه او را نیز ترک نماید.[۳۱] نراقی این درجه از توکل را بالاترین درجه آن شمرده و دست‌یابی به آن را بسیار نادر دانسته است. به باور وی توکل حضرت ابراهیم در ماجرای پرتاب او به سوی آتش از این نوع بوده است.[۳۲][یادداشت ۱]

به گفته نراقی در جامع السعادات، توکل انسان‌ها با هم تفاوت دارد و به مرتبه یقین و توحید آنها وابسته است. هراندازه ایمان قوی‌تر باشد، درجه توکل انسان هم بالاتر است.[۳۳]

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

بنازم آنکه دائم گفتگوی کربلا دارد                            دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

بیاد کاروان اربعین با گریه می گوید                           به هر جا هست زینب رو بسوی کربلا دارد

بیاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته                   به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد

اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش              همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد

اگر خاک رهش بنشست بر روی گنه کاری                 گرامی می شود چون آبروی کربلا دارد


آن قافله دل شکسته ای که روز اربعین آمد کربلا ،

شما دیدید اربعین شهدا ،
با چه عظمتی ، پدر و مادر و خانواده شهدا را کنار مزار می برند

مراقب شان بودند ، دلداری می داند  

اما
دلها بسوزد برای این قافله ،

تا چشم این زن و بچه به قبرها افتاد خودشان را
از بالای شترها به زمین انداختند

هر کسی قبری را بغل گرفت ،

عمه سادات هم آمد کنار برادر ،

 

باز آمدم ای همسفر ، ای تشنه کامم       من زینبم پیروز بر گشته ز شامم

با کودکان خسته ات باز آمدم من             با یک دل پر غصه و زار آمدم من

خواهم عزای روز عاشورا بگیرم                شاید خدا لطفی کند اینجا بمیرم

اینجا تنت را استخوان بشکسته دیدم        بر سینه ات شمر لعین بنشسته دیدم

دیدم نهاده خنجرش زیر گلویت                 آن لحظه دیدی من آمدم روبرویت

یادش میاد خاطرات روز عاشورا ،

یادش میاد آن روزی که وارد کربلا شد

با چه عزت و احترامی علی اکبر ، قاسم ، عباس زینب را پیاده کردند

، حالا هر چه نگاه می کند نه قاسمی دارد  ، نه عباس ، نه علی اکبری دارد

حسین جان من زینبم ، برادر یادتِ آن روزی که آمدم گودی قتلگاه

خیره خیره ، به بدنت نگاه می کردم و نمی شناختم

از روی تعجب گفتم آیا تو حسین منی ؟

حسین جان امروز تو زینب را نمی شناسی ،

برادر اگر این جا نا محرم نبود اثر تازیانه را روی بدنم نشانت می دادم .

برادر
همه عزیزانت را آوردم اما سراغ رقیه ات را از خواهر نگیر ،

که در خرابه شام جان داد .

 

منبع : https://rozekhani.ir/?p=1039

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

باز آمدم ای همسفر ، ای تشنه کامم من زینبم پیروز بر گشته ز شامم

با کودکان خسته ات باز آمدم من          با یک دل پر غصه و زار آمدم من

خواهم عزای روز عاشورا بگیرم             شاید خدا لطفی کند اینجا بمیرم

اینجا تنت را استخوان بشکسته دیدم       بر سینه ات شمر لعین بنشسته دیدم

دیدم نهاده خنجرش زیر گلویت             آن لحظه دیدی من آمدم روبرویت

 

وقتی اهل بیت وارد کربلا شدند ، مثل برگ خزان زده ، از بالای شترها روی
زمین افتادند ، یکی می گوید: حسینم ، یکی می گوید: برادرم ، یکی می گوید :
پسرم ، عمه سادات زینب روضه می خواند گفت :

 

هُنا ذُ بِحَ الحسینَ بِسَیفِ شمرٍ           هُنا قَد تَرَّبُوا مِنُهُ الجَبینا

گفت : اینجا همان جائی است که شمر سر حسینم را جدا کرد ، اینجا همان جایی بود که پیشانی او را بر خاک زمین نهادند .

هُنا العَباسُ فی یومٍ عَبوسٍ         حِیالَ الماءِ قَد اَمسی رَهِینا ً

(آمد کنار نهر علقمه ، زنها بیایید ، بنی اسد بیایید ، اینجا همان جایی است که
روز عاشورا عباسم را جدا کردند )اینجا همان جایی است که روز عاشورا عباس را
کنار فرات نگه داشته شد نگذاشتند به خیمه بیاید .

 

هُنا ذَبَحوا لرَّضِیعَ بِسَهمٍ حِقد     فَما رَحِمُوا الصّغارَ المُرضَعِینا

همین جا بود با تیر کینه ، سر علی اصغر شیر خوار را بریدند ، حتی به کودکان شیر خوار رحم نکردند .

گوش کنین از یه گوشه میدان داره صدای یه مادری میاد ؛ زیر لب داره با علی اضغرش صحبت می کنه : 

تو خواب دیدم تو رو علی ، که داری راه میری ...

میخندیدی دیدم دو سِ ، تا دندون شیری ...

نه نه بزار یه شعر دیگه برات بخونم ::::

مثلا تو رو تاب میدم؛ مثلا به تو آب میدم!
مثلا تو صدام کردی؛ من با خنده جواب میدم
مثلا عمو برگشته؛ شدم آره خیالاتی
مثلا همه جمعیم و توی آغوش باباتی!
یه مادر وقتی لالایی نخونه!

میمیره گوشه ی خونه درد منو کی میدونه؟
یه مادر که زیر سایه نمیره؛ همش بهونه میگیره
لالایی گلم؛ تشنه ی یه جرعه آب علی
لالایی گلم؛ بیا بغلم بخواب علی!

 

هُنا مَزَقوا الخِیامَ و حَرِّ قُوها    و َ قُسِّمَ فَیثُنا فِی الخائِنِینا

همین جا بود که خیمه ها را آتش زدند ،اموال ما را به غارت بردند۱

 

۱. مقتل الحسین ابو مخنف ، ص ۲۰۱ ، سوگنامه آل محمد ، ص ۵۰۰ .

 

بر گرفته از : https://rozekhani.ir/?p=1038

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿١ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿٢ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿٣

  1. شاهنامه... رستم بر بالین سهراب... نوش دارو
  • ازان نوشدارو که در گنج تست

کجا خستگان را کند تن درست

  1. گودرز فرستاد ... کیکاووس آنقدر درنگ ...
  • چون تبه گشت مرا حال بدین‌سان، چه کند

نوشدارو که پس از مرگ ، به سهراب دهند؟

 

  1. زندگی روزگار ما زندگی درد های جدید...
  2. نوشدارو هایی هست.
  3. امام حسین در عرصه قیام :نوشدارو هایی رو معرفی میکند.
  4. حضرت علی :
  1. سخت ترین اشیاء عالم الماسه... صبر بر سختی، نتیجه خودش مستحکم شد.

 

  1. پیاده روی اربعین کلاس درسه
  2. خود امام حسین تو ایام ما اونو بر پا کرده
  3. تمرین تحمل سختی ...
  4. اما سختی که لذت وصال رو به همراه داره
  5. سختی در راه خدا نوش داروی گوارای نجاته
  • چه بسا:   امام حسین میخواد تو این جهان وانفسا به ما لذت سختی کشیدن و صبر در راه خدا رو بچشاند.

 

  1. پیامبر اسلام صبر سه دسته است:(اصول کافى، جلد 2، صفحه 91)
  • اَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ، صَبْرٌ عَلَى الْمُصیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الْمَعْصِیَةِ،
  1. صبر بر اطاعت; یعنى شکیبایى در برابر مشکلاتى که در راه اطاعت وجود دارد.
  2. صبر بر معصیت; یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى نیرومند و محرک گناه.
  3. صبر بر مصیبت; یعنى پایدارى در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالى و ترک جزع و فزع

موسی و خضر است.[WU1] 

  • قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً
  • خضر : از چیزی سوال نکن 1. سوار کشتی ، سوراخ،چرا؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً. 2. جوان رسیدن، کشت، چرا بیگناه کشتی؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْرا.ً 3.دیوار خرابه، ترمیم کرد، چرا دستمزد؟ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً... قالَ هذا فِراقُ بَیْنی‏ وَ بَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْویلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً ...1. کشتی مال فقرا، سلطان ظالم، مصادره نشود 2. جوان، پدر مادر مومن، جوان کافر، جای اون ظالم کافر جوان بهتری روزی پدر مادر 3. دیوار، کنج،بچه یتیم،حفظ بشود.  وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْری ذلِکَ تَأْویلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

 

  • خدا حکیم، ما باید یاد بگیریم عبد بشویم،
  •  صبر بر آنچه حکمت خدا اقتضا می کند داشته باشیم
  • صبر کلید واژه این داستان.
  • ولو در ظاهر امر عجیب باشد...

 

  1. روایت امیر المومنین: عَلَیْکُم بِالصَّبْرِ فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمَانِ کَالرَّأسِ مِنَ الْجَسَدِ
  • جایگاه سر در بین اعضای بدن...
  1. بیش از 900 روایت در مورد صبر.
  • ‏‏در ‏‏کافی ‏‏شریف، امام صادق: «چون روز قیامت شود، دسته‏‏ ای‏‏ از مردم برخیزند و‏ ‏بیایند به درِ بهشت. به آنها گفته شود که: شما چه اشخاصی‏ ‏هستید؟ می گویند: ما اهل صبر هستیم. گفته شود: شماها بر چه‏ ‏چیز صبر کردید؟ می گویند: ما بر طاعت خدا صبر کردیم، و از‏ ‏معصیت خدا صبر کردیم. پس خدای عزّ و جلّ فرماید: راست‏ ‏گفتند، داخل بهشت شوید. و این است مفاد قول خدای تعالی: ‏إنَّمَا‏ ‏یُوَفَّی الصَّابِروُنَ أجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَاب.
  • از حضرت مسیح «انکم لا تدرکون ما تحبون الا بصبرکم علی ما تکرهون; براستی شما به آنچه دوست دارید نمی رسید مگر با صبر و بردباری بر آنچه بد می دارید.

 

  1. اصل بحث :

امام حسین امام صبر و سیره حسینی کلاس صبر است.

 

  1. صبر در مقابل ستمگری معاویه:

 

  1. صبر بر اهانت به پیکر امام حسن در مقابل عایشه:

 

  1. فقط صابران بیایند:
  • امام حسین یاران معدودی داشت، ولی هر بی صبر و تحملی را نپذیرفت.
  • با صراحت اعلام کرد فقط صابران بیایند و بمانند:
  • «ایها الناس فمن کان منکم یصبر علی حد السیف وطعن الاسنة فلیقم معنا و الا فلینصرف عنا

ای مردم! هر کدام از شما که می تواند بر تیزی شمشیر و ضربات نیزه ها صبر کند با ما قیام کند [و بماند] وگرنه از میان ما بیرون رود [و خود را نجات دهد].

  • گفت ای گروه هر که ندارد هوای ما

سرگیرد و بیرون رود از کربلای ما

 

  1. می خواهی امام زمانی باشی؟
  • باید تمرین صبر کنیم.
  1. هر سه قسم صبر را باید تمرین کنیم.
  2. اسباب گناه فراوان ، شیطان زینت می کند
  3. تکالیف اللهی سخت ، مثال سیم خاردار از رشت تا قم اما نماز نمی خونم ... چون تموم نمیشه.
  4. مصائب و گرفتاری ها زیاد... صبر رو یا بگیریم
  5. مشکلا ما بخاطر عجله ... پل عجله ، جوانان عجله ، راه صد ساله یک شبه ...
  6. کل اعمال البر بالصبر یرحمک الله.
  7. تا کجا باید صبر کنیم؟؟
  8. صبر تا مرز تنهایی:

 

  1. روز عاشورا و صبر بی پایان:
  • روز عاشورا ، فشار نظامی، تشنگی و مشکلات دیگر...
  • یاران اطراف حسین ع و نگاه به چهره او تا ببینند چه رهنمودی می دهد. امام حسین ع صحنه بسیار زیبایی از صبر را به نمایش گذاشت:
  1. خطاب به یاران با چهره ای گشاده و با نفس آرام فرمود:

 صَبرًا بَنِی الکِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ.

ای فرزندان کرامت و شرف! شکیبا باشید، مرگ پلی بیش نیست که ما را از مشکلات و سختیها به سوی بهشت وسیع و نعمتهای جاویدان عبور می دهد.

  1. وداع با اهل خیمه:
  • آن گاه که به درب خیمه زنها آمده و فریاد کشید: سکینه، فاطمه، زینب، ام کلثوم، خداحافظ من هم رفتم، زنها و بچه ها شروع به گریه کردند، حضرت خطاب به سکینه فرمودند:

یا نور عینی... فاصبری علی قضاء الله ولا تشکی فان الدنیا فانیهًْ والآخرهً باقیهً

ای نور چشمم! ... پس باید بر تقدیرات الهی صبر کنی و شکوه نکنی; چرا که دنیا ناپایدار و آخرت ماندگار است

 

  1. پرده آخر کلاس صبر در کربلا ...
  • حمید بن مسلم می گوید: حسین علیه السلام را در سخت ترین لحظه های عاشورا و جنگ دیدم . به خدا سوگند هرگز مرد گرفتار [و مصیبت زده ای] را ندیدم که فرزندان و خاندان و یارانش کشته شده باشند در عین حال دلدار و استوارتر و قوی دل تر از آن بزرگوار باشد . چون پیادگان به او حمله می کردند، او با شمشیر بر آنها حمله می کرد و آنها از راست و چپ می گریختند; چنان که گله روباه از شیری فرار کند .
  •  آن گاه که حضرت به زمین افتاده بود و لحظات آخر عمر خویش را سپری می کرد، آخرین پرده از شکوه و صبر خویش را با این جملات به عرصه نمایش گذاشت
  • صَبراً عَلی قَضائِکَ یا رَبِّ، لا إلهَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثین، ما لی رَبُّ سِواکَ وَ لا مَعبُودُ غَیرَکَ، صَبراً عَلی حِلمِکَ، یا غیاثَ مَن لا غیاثَ لَهُ، یا دائماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیِیَ المُوتی، یا قائماً عَلی کُل نَفسِ بِما کَسَبَت، اُحکَم بَینی وَ بَینَهُم وَ اَنتَ خَیرُ الحاکمین.

 


 [WU1]فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (65)

قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً (66)

قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً (67)

 

تا بنده‏اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم. (65)

موسى به او گفت: «آیا تو را- به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‏اى به من یاد دهى- پیروى کنم؟» (66)

گفت: «تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر کنى. (67)

 

 [WU2]گروهی از کوفیان و دیگر شهرها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و تقاضای قیام کردند . امام در جواب آنها فرمود: «همانا نظر برادرم - که خدا او را رحمت فرماید - وفاداری به پیمان صلح بود، و نظر من مبارزه و جهاد با ستم کاران است که رستگاری و پیروزی به همراه دارد، پس تا معاویه زنده است، در جای خود باشید [و صبر پیشه کنید،] پنهان کاری نمایید، اهداف خود را مخفی کنید تا مورد سوء ظن قرار نگیرید، پس هرگاه معاویه از دنیا برود و من زنده باشم، نظر نهایی خود را به شما اعلام می کند، ان شاء الله .»

 

در جای دیگر فرمود: «قد کان صلح وکانت بیعة کنت لها کارها فانتظروا مادام هذا الرجل حیا فان یهلک نظرنا ونظرتم; (41) قرارداد صلح و بیعتی [بین ما] وجود دارد که خوشایند من نیست [ولی با این حال صبر و تحمل می کنم ]. شما هم تا معاویه زنده است منتظر باشید، پس آنگاه که بمیرد ما و شما تجدید نظر می کنیم .»

 

 [WU3]صبر در مقابل اهانت به جنازه امام حسن علیه السلام: وقتی مراسم غسل و تکفین امام حسن علیه السلام تمام شد، امام حسین علیه السلام بر آن نماز گذارد و قصد داشت برادر را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کند . مروان، داماد عثمان، سوار بر قاطری شد و خود را به عایشه رساند و او را تحریک کرد که جلو این کار را بگیرد . اندکی بعد تعدادی از مخالفان به رهبری عایشه صف کشیدند و خطاب به امام حسین علیه السلام گفتند: سوگند به خدا نمی گذاریم حسن را در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله دفن کنید . امام حسین علیه السلام فرمودند: «اینجا خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله است و تو ای عایشه یکی از همسران نه گانه آن حضرت هستی، که اگر حق تو محاسبه شود به اندازه جایگاه قدمهای خود از این خانه سهم داری . »

 

در اینجا بنی هاشم دست به شمشیر بردند و نزدیک بود جنگی پدید آید; اما امام حسین علیه السلام به خاطر عمل کردن به وصیت برادرشان مبنی بر اینکه خون ریزی صورت نگیرد، صبر کردند و فرمودند: «الله الله ان تفعلوا وتضیعوا وصیة اخی وقال لعائشة: والله لولا ان ابا محمد اوصی الی ان لا اهریق محجمة دم لدفنته ولو رغم انفک; (42) خدا را، خدا را [پروا کنید]، مبادا کاری انجام دهید که وصیت برادرم ضایع گردد .» و خطاب به عایشه فرمود: «سوگند به خدا! اگر برادرم وصیت نکرده بود که مبادا قطره ای خون ریخته شود، او را [در کنار پیامبر] دفن می کردم ولو اینکه بینی تو به خاک می مالیده شود .» ولی عایشه و طرفداران او دست برنداشتند، و با برخورد مسلحانه جنازه را تیرباران کردند .

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰
  • قال رسول الله صل الله علیه و آله و سلم:مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْمٍ أُشْرِکَ فِی عَمَلِهِمْ [1]
  1. مهر تو را به عـالـم امـکان نمی دهم

این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم/

  1. ای خـاک کربلای تو، مهر نماز من

این مـهر را به ملک سلیمان نمی دهم/

  1. جـان مـی دهـم بـه شـوق لـقـای تـو

تا بـر سـرم  نـنـهـی، جـان نـمی دهم/

  1. یارب دلم از غم حسین محزون کن

در سـیـنـه مـا محـبـتش افـزون کـن/

  1. جزمهرحسین هر آنچه باشد به دلم

خون ساز و ز راه  دیده ام بیرون کن/

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی‏

محضر امام عسکری(ع) والدة ماجدة امام عصر(ع) صلواتی هدیه بفرمائید.

  1. با عنات به زیارت اربعین شیخ الأئمه امام صادق(ع) مطالبی بیان می کنم.
  2. دستور عمل عرفا استمرار چهل روزه اعمال آثار خاص داره. چهل زیارت عاشورا ؛ چهل دعای عهد ؛ چهل روز اجتناب اموری خدا حکمت را از قلب به زبان جاری می کند
  3. یک اربعین تمام نفسانیات را ترک کنه و اجازة معصیت نده [WU1] به کمال بندگی دست پیدا می کنه
  4. این آثار و برکاتی که در اربعین اذکار اوراد ختومات آیات قرآن صور زیارات بیان شده
  5. اما یک اربعین برا ابی عبدالله(ع) گریه کردن انسان را به کجا میرسونه أقلاً چهل شب پنجاه شب برا ابی عبدالله(ع) جامة عزا به تن کردیم
  6.  اومد محضر امام صادق(ع) ، آقا اگر کسی از از دنیا بره چند روزی براش عزا می کنیم چرا شما برا برای حسین روزهای متعدد عزاداری می کنید؟

ملائکه شب اول محرم تو عرش لباس ابی عبدالله(ع) که چاک و چاک و خونی آویزان می کنند ما و شیعیانمون با بصیرتمون اونو می بینیم نه با بصرمون با بصیرتمون می بینیم و برا حسین(ع) گریه می کنیم.

  1. پس از اربعین نشینی برا ابی عبدالله(ع) انسان باید به کمال برسه ؛ چرا؟
  2. این دو تا روایت را عنایت کنید بعد چراش را بگم.
  3. امام حسین در سن کودکی پیامبراکرم فرمودند: یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَا زَیْنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِین‏ : ای زینت آسمان ها ای زینت زمین ها ؛ عبیدبن کعب تعجب و عرض کرد یا رسول الله فَکَیْفَ یَکُونُ ذلِک‏؛ (کافی) چطوره حسین زینت آسمان ها و زمین ها با بودن شما است ؟ مگه شما نیستید؟ -

-یا عبید بدان الحسین فی السماء أکبر من الأرض... در ادامه.

-فرمودند: شب معراج در قسمتی از عرشنوشته الهی : إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَةُ النَّجاةِ؛

*  این حسین نور هدایت است نه چراغ هدایت نور هدایت این حسین کشتی نجات.

مصباح الهدی

چرا حسین ع فقط مصباح الهدی؟

  1. همة معصومین مصباح الهدی ، نور هدایت( ائمة الهدی)؛ زیارت جامعة کبیره ائمة هدی
  2. چندسال قبل تلویزیون شبکة سه؛ جوان ... سال دوممه اما اولین سال هست که مسلمون دارم میام،چطور؟ پارسال برا عکاسی .تو کربلا قلبم جوششی؛مسلمان شدم پارسال مسیحی نور حسین،کشتی نجات

12.روایت دوم :همه بلدین پیامبر حسین رو میبوسید و می فرمود:

 حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛ (کامل الزیارات، النص)

أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا

* مطلب ما چی بود؟برکت چهلنشینی در عزای حسین

13.  انسان به کجا باید برسه .... به کمال

14. زیارت نیمه شعبان امام حسین : أَشْهَدُ أَنَّکَ قُتِلْتَ وَ لَمْ تَمُتْ؛ اوناییکه می گوئید قلبمون مُرده بَلْ بِرَجَاءِ حَیَاتِکَ حَیِیَتْ قُلُوبُ شِیعَتِکَ

15. روز اربعین زیارتشه وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَة

برای اینکه بندگان خدا از جهل خارج بشن، سراغ غیر خدا نرن 16.  نور حسین(ع) به قلبش بخوره میره تو وادی بندگی خدا میشه عبد

18.  آیت الله خوانساری [WU2] : برادرم نا اهله،ببرش کربلا،اگه اشک ریخت بیارش پیش من ... آتش عشق حسین هنوز روشنه

19. حالا اگر کسی چهل روز برا ابی عبدالله(ع) گریه کنه بندة خدا نمیشه

20. قلبی که با حسین باشه زنگار نمیزنه ... چرا؟ چون تو زیارت عرض می کنیم أَشْهَدُ أَنَّکَ نُورُ اللَّه‏؛ حسین جان تو نور خدائی

 الَّذِی لَمْ یُطْفَأْ وَ لَا یُطْفَأُ أَبَدا؛ خاموش نمیشه و نمیتونن خاموشش کنن.

21.  داستان رسول ترک ها

22. بحث حجاب برا دختر اگه بدونن چادر هدیه فاطمه است

23. حضرت زینب تو مجلس یزید با آستین صورتش رو پوشاند

24. داستان دختری که دانشجو شد بی حجاب، روضه شنید دل مایل شد برگشت

25.  یک لحظه قلب مایل بشه به سمت ابی عبدالله(ع) وجود آدم عوض میشه وجود انسان عوض میشه بَلْ بِرَجَاءِ حَیَاتِکَ حَیِیَتْ قُلُوبُ شِیعَتِکَ؛

26. با عزای ابی عبدالله(ع) انسان به کمال میرسه اونم کمال بندگی.


 [WU1]به این چشم به این گوش به این زبان به شهوت به شکم به اعضاء و جوارح بدن اگر کسی بتونه یک اربعین این کار را انجام بده موانع رشد و ترقی و کمال او برطرف میشه

 [WU2]پدر و مادرآ گوش بدن اوناییکه میگید برا جوان هامون نگرانیم گوش بدید حرم امام رضا(ع) حرم سیدالشهدا(ع) است اومد خدمت این مرجع بزرگوار گفت آقا برادر من خیلی ناأهله چیکارش کنم این بزرگوار یه تأملی فرمودند فرمودند از من کاری برنمیاد بعید حرف من رو برادرت اثر بگذاره ولی یه راهکار میتونم بهت بدم عرض کرد بفرمائید آقا فرمود دست برادرت را بگیر ببرش کربلا نگاه کن وقتی نگاهش به ضریح امام حسین(ع) افتاد چه حالی داره اگر دیدی اشکش سرازیر شد آوردیش ایران بیارش من باهاش حرف بزنم نگاه به ضریح کرد اشکش جاری شد معلومه میشه باهاش صحبت کرد این آقا میگه به زور برادرم را آوردم کربلا دیدم رفت کنار ضریح بدن داره میلرزه میخواد یه جوری گریه اشو کسی نبینه جلو گریه اشو می گیره بدن داره میلرزه بغض تو گلو یه وقت دیدم نزدیک ضریح که رسید بغضش ترکید هق هق شروع کرد گریه کردن خوشحال شدم گفتم معلومه میشه کار کرد میشه ناامید نباشید میشه میشه برگشتیم ایران به برادرم گفتم بریم دیدن این مرجع بزرگوار داداشم به من گفت میخوای بری بریم اما کاری که باید انجام بگیره با دل من حسین تو کربلا انجام داد

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  • امشب با یک چالش
  • وقتی اسم نهج البلاغه رو میشنویم؟
  • قرآن؟
  • اصول کافی؟
  • حالا وقتی مفاتیح؟
  • هدف از ادعیه چیه؟ چرا برای ادعیه ثواب نوشتند؟
  • مثال : والدین به فرزند : اگه مودب باشی برات فلان جایزه رو میخریم... هدف بچه از رعایت ادب کسب منافع جایزه ... هدف والدین مودب شدن و هادینه کردن اداب.
  • ذکر ثواب برای ادعیه و زیارات همینه ... هدف معارف ادعیه و چاشنی ثواب است.
  • ما باید به دنبال این افق ها در ادعیه باشیم ... بخوانیم تا بشویم. تکلف.

 

  • یکی از زیباترین تحلیل ها از قیام عاشورا را در فرازی زیارت اربعین که در مفاتیح الجنان هم آمده است.

 

  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  2. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  3.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  4. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  5. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  6.  

جاهلیت جدید بعد از پامبر

  1. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  2.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  3. طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )
  2. این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  3.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  4. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ
  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

    «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا وَ حَبِیبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِین ألمَعصومین سیَّما بقیة الله فِی الْاَرَضین ولعن علی اعدائهم أعدا الله أجمعین».

  •  صدها اندیشمند به تحلیل قیام کربلا پرداختند
  • هر کدام هم از یک منظری این جریان را مورد بررسی قرار دادند
  • سیاسیون غالباً هدف امام حسین را تشکیل حکومت دانستند
  • عرفا هدف اباعبدالله را جنبه های عرفانی و شهادت دانستند
  • عده ای تکلیف عده ای امر به معروف
  • هر کسی از یه منظری این قیام را تحلیل کردند
  • البته گاهی هم تو این تحلیل ها البته گیر کردند(البته اینجا جای بحث های علمیش نیست)
  • زیباترین تحلیل از قیام عاشورا را در این فراز زیارت اربعین
  1. مبارزه با جهل و نادانی

حسین بشهاد رسید  «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ برای اینکه جامعه را از جهل و نادانی و ضلالت انعاس کنه

  1. مثل غریق نجاتی وقتی جامعه در گرداب جهل و نادانی بود حسین راه زدودن این جهل را جزء در خون دادن ندید «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»
  2. خب سؤال چه جهلی تو جامعه بود
  3. سؤال دوم چگونه قیام امام حسین این جهل را از بین برد
  4. کمی به قرآن برگردیم
  5. قرآن ریشة بسیاری از گرفتاری ها را تو جامعه جهل میدانه
  6.  قوم موسی بعد غرق فرعون غرق + نجات + معجزات= گفتن «قَالُواْ یَا مُوسَی اجْعَل لَّنَا إِلَهًا» + «کمَا لَهُمْ آلِهَةٌ» = قرآن میفرماد «قَالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» شما آدم های نادانی هستید.
  • جهلشون چی بود؟ موسی که خودش بنده است: تجهلون بان موسی عبد و لا یستطع یخلق خالق

نمونه اول: جهل قوم موسی به بحث توحید و مقام عبودیت بود .

  1.  نمونة دوم قوم لوط + شهوت رانی + غرائز جنسی از راه حرام = لوط: «أَئِنَّکمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء»خدا غریزه ای به شما داده راهی هم گذاشته به نام ازدواج اینو گذاشتید کنار رفتید سراغ حرام «بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ»؛ شما آدمای نادانی هستید
  • نادانی اینا چی بود؟
    جهل به جایگاه ارضاء صحیح غرائز و اشتباه در برداشت از استفاده در غرائز

9. نمونة سوم: برادران یوسف و سختی هاش + یوسف گفت: «هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِیُوسُفَ وَأَخِیهِ» «إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ»

  • شما جاهلید چون حسودید، حسود جهل باعث حسادتت میشه
  • شهوت رانی؛ تَجْهَلُونَ؛ بت پرستی؛ تَجْهَلُونَ؛
  1. و بالأخره = در غرر روایتی هست:
  2. «الْجَهْلُ أَصْلُ کُلِّ شَر - الْجَهْلُ مَعْدِنُ الشَّر»
  3. درد سخت جامعه مدرن امروز جهله جهل
  4. اما جهل:  ما دو جور جهل داریم
  • یک جهل کهن، یک جهل نوین،
  •  یک جاهلیت اولی یک جاهلیت جدید

 

  1. جاهلیت اولی
  2. قرآن می فرماید:«وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»
  3. علاه در بیانی زیبا در المیزان میفرماید چرا خدا جاهلیت اولی فرمود؟
  4.  یعنی جاهلیت های دیگر هم می آید امروز هم تو قرن بیستم شاید جاهلیت هایی باشد
  • عرب جاهلی:  «أَلْهَاکمُ التَّکاثُرُ»
  •  به ثروت اندوختن
  • به افراد بالیدن جاهلیت
  • دختر زنده به گور کردن
  • جنگ ها و درگیری های بی مبنا بی اساس
  1. رسول خدا مبعوث شد جاهلیت اولی را از بین برد «کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ»؛  نجات داد «کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکمْ»؛
  2. اختلاف ها شد دوستی،
  • بت پرستی شد خداپرستی،
  • دختر زنده به گور کردن ریشه کن شد
  • جامعة عرب برا دختر و زن حساب باز کرد
  • تکاثر رفت بجاش زهد آمد
  • کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هاشون با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند
  • کار به جایی رسید شهید توی جبهه داشت جان می داد آب نمی آشامید میگه بده به اون یکی اون تشنه است
  • کار به جایی رسید که مردم تو مدینه خرماشون می چیدن تو ظرف می کردند شمشیرشون هم برمی داشتند دنبال پیغمبر تو جنگ تبوک، موته،
  • اینها تغییر جاهلیت اولی بود
  • که پیغمبرخدا این جاهلیت را عوض کرد البته گاهی بعضی ها می خواستند اینو دوباره دامن بزنند(که این طبیعت انسانیه.

 

  1. داستان پیرمرد اختلاف انداز [WU1] + خشم جوانان = پیامبر با سرعت آمد عبا بر زمین کشیده میشد = باریک الله
  2. امروزه پیرمدای زمان شاهی + خودم گفتم پیرمرد کی بهرین جداشد؟
  3. اما جاهلیت جدید بعد از پامبر
  4. آقایان رسول خدا از دنیا رفت نیم قرن بعد جاهلیت جدید اومد
  5.  این جاهلیت بت پرستی نبود
  6.  طاغوت پرستی بود
  • معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه + مردم قبول می کردند
  • میگفت سب امیرالمؤمنین ؛ مردم باشه
  •  دیگه بت و چوب و سنگ نبود چی بود؟
  • طاغوت پرستی سلطنت به جای امامت و خلافت
  • پیروی کورکورانة از حاکم
  1.  این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگه داره
  2.  لذا حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْن‏؛
  3. لذا اسلام با پیامبر شکل گرفت با امام حسین بقا
  • نبوی الحدوث و حسینی البقاء؛

 

  1. دو تا داستان براتون بگم ببیند جاهلیت دوم چه جور بود؟
  2. داستان جنگ هاشم مرقال [WU2] + جوان ناصبی + چرا صب؟ چون «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی» و «وَ إنَّهُ قَاتِلُ عُثمَان» + گفت یه دقه با من نجنگ + اصحاب سپا رو نشون داد +آثار نماز بر وجوهشون + تاریخ عمان رو گفت + البته نفس داشت ها + جوان منقلب شد + عمر عاص دید فریاد زد + خدعک العراقی + گفت نه : نصحنی

 

  1. داستان دو هم مال همین صفینه علی ع با یک کسی می جنگید + اون شخص قرآن می خوند + أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «عَمَّ یَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ * الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ * کلَّا سَیَعْلَمُونَ * ثُمَّ کلَّا سَیَعْلَمُونَ * أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا» + آقا متوقفش کرد + أتعرف نبأ العظیم؛ + نه + والله أنا النباء العظیم + تأویل آیه نه تفسیر ( تفسیر آیه به معنای معاد و قیامته باطنش علیه )

 

  1. امام حسین خون داد این جهل از جامعه بگیره

 

  • انقلاب مدینه *انقلاب توابین *انقلاب زید بن علی بن الحسین *انقلاب یحیی بن زید *انقلاب نفس زکیه *انقلاب حسین شهید فخ، پشت سر هم +
  • جریان  فریاد یالثارات الحسین
  • «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

 

  1. یه مطلبی هم + ارتباط این بحث باشه با زندگی امروز ما

            ... بیشتر مال جوون تر ها می گم ...

  1. این دستگاه های برق کنار خیابون هست نوشته خطر برق گرفتگی + مال کی نوشته؟ + رییس اداره برق؟

 

  • خودمون رو در معرض کتب ظاله قرار ندیم + اگه بلد نیستیم
  1. روایت پیامبر : جوان ها به عالمی که پنج ویژگی داره برین
  • لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ عَالِمٍ یَدْعُوکُمْ
  • إِلَّا عَالِمٌ یَدْعُوکُمْ مِنَ الْخَمْسِ إِلَى الْخَمْسِ

 

  1. مِنَ الشَّکِّ إِلَى الْیَقِینِ
  • شبه انداز بی سواده اگه مردشه حرف تازه بیاره
  • داستان هشام و داییش که آوردش خدت امام صادق (خدا رحمت کنه افرادی که دست جوونارو میگیرند)

 

  1. وَ مِنَ الْکِبْرِ إِلَى التَّوَاضُعِ
  • هفت آبان روز کوروش کبر قومتیتی (نژاد برتر)

 

  1. وَ مِنَ الرِّیَاءِ إِلَى الْإِخْلَاصِ

 

  1. وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَى النَّصِیحَةِ
  • دشمنی رو از بین ببره (توکانال ها عرب و عجم ، عراقی ایرانی )
  • یه سخنرانی کنه فتنه ای به پا کنه

 

  1. وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَى الزُّهْدِ»
  • مطلبی می خوندم از آثار و برکات فلان گناه سخن عالمانه می گفت
  • مسابقه در گناه می کشونه
  • برند بازی و لاکچری گری.

 

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ

حرکت حسین هنوز ادامه داره

 

  1. حرکت اربعین این مطلب رو اثبات می کنه هنوز شاهراه راه هدایت حسین ع پر قوته

 

  1. آیا حرکتی رو در عالم میشناسید با این همه اراده
  2. اربعین نماد اراده است
  3. مقایسه بین دیان بودا و هندو

 

 

  • اما ای جامانده ها این دل ها را امروز روانه کنید کنار قبر و بارگاه آسمانی اباعبدالله امروز ...
  • کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم

ستون های این جاده را ما، به شوق حرم می شماریم

  • شبیه رباب و سکینه، برای شما بی قراریم

ازین سختی و دوری راه، به شوق تو باکی نداریم

  • فدایی زینب، پر از شور و عشقیم

اگر که خدا خواست، بزودی دمشقیم

لبیک یا حسین

 

  • دو تا زائر داشت یقینی، عطیه و جابر بن عبدالله انصاری (نقل های دیگه اهل بیت رو هم گفتن اما این نقل که یقینا این دو تا بودن)
  • جابر بن عبدالله انصاری
  • عَطِیَّة بن سَعد بن عَوفی (مفسر قرآن شاگرد ابن عباس.پیرو علی)
  • عطیه میگه دوتایی از مدینه آمدیم
  •  نزدیکای کربلا که رسیدیم جابر کفش هاشو از پا در اُورد
  •  حافیا؛ پا برهنه شد
  • لباس عوض کرد  +  تو فرات غسل کرد + خودشو معطر کرد
  • عطیه میگه دستشو گرفتم دوتایی با همدیگه آمدیم

آی عاشقای حسین دلتون میخواد کربلا ان شاءالله یه اربعینی کنار قبر اباعبدالله

  • میگه آهسته آهسته آمدیم رسید کنار قبر حسین
  • سه مرتبه فریاد زد: الله اکبر الله اکبر الله اکبر
  • از هوش رفت میگه رفتم یه قدری آب به صورتش زدم تا چشماشو باز کرد
  • گفت قال: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ.
  • من جابرم پیر غلام شما هستم
  • آقاجون جواب حبیب نمیدی وأنّى لَکَ بِالجَوابِ
  • خودشو رو قبر انداخت ناله زد گریه کرد
  • عرض کنم جابر تو اومدی کنار قبر حسین در حالی که بدن دفن شده
  • کسی تو رو کعب نی نزده
  • کسی به تو تازیانه نزدی
  • تو به قبر رو دیدی غش کردی
  •  بمیرم برا اون خواهری
  • برای اون دختری
  • گودال قتلگاه
  •  گوالی پر از نیزه شکسته ها و شمشیر شکسته ها
  • تو گودال چیزی مشخص نبود
  • یکم گوش کنیم...
  • آخ گلی گم کرده ام می جویم او را ...هر گل می رسم می بویم او را ...
  • بدن بی سر بابا
  • اربا اربا رو دیدن
  • خودشون رو رو پیکر حسین انداختن
  • تازیانه خوردن
  • نانجیبا بهشون خندیدن
  • هر کجا نشستید سه مرتبه یا حسین...
  • دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت

آن جلوه که فانی نشود نور خداست

 

اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الاْعْظَمِ، اَلاْعَزِّ الاْجَلِّ الاْکْرَمِ، بحقِّ امامِ زمانِنا، بِدَمِ المظلوم ده مرتبه یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اللّهُ...

یا رحمن یا رحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک و علی مُحَبَهِ الحُسَین فِی الدُّنیا و الاَخِرَه

الهی یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ

یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ

یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَه

یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ

یا قدیم الاحسان بحق الحسین (ع)

 

 


  1.  [WU1]یه وقتی یه پیرمردی بین جوان ها نشسته بود تو مدینه اینو مجمع البیان نقل کرده جالبه این قصه یه پیرمرد متعصب لجوج ایناییکه هنوزم من گاهی برخورد می کنم باهاشون گاهی سفرهایی که میریم مخصوصاً خارج از کشور هنوز یاد طاغوت هنوز یاد شاه هنوز یاد مسائل قبل از انقلاب دنیات زیر و رو شده این هنوز فکرش توی سلطنته این پیرمرد لجوج متعصب جوان ها را دور هم جمع کرد گفت ها چی شده با هم صلح کردید اوس و خزرج کنار هم نشستید شما می دانید چقد باباهای شما را اینا کشتن چقدر باباهایی شمارو اونا کشتن تو می دونی پدر تورو اینا تو می دونی یکی یکی شروع کرد بین اینها ولوله انداختن و اختلاف انداختن و خدا لعنت کنه کسانی که با این نگاه می آیند کارشون را هم نهادینه می کنند گفت گفت یه مرتبه جوان ها اون حس جنگجویشون تحریک شد بلند شدند شمشیر دست گرفتند حرکت کردند برای درگیری و نزاع یه کسی دوید به پیغمبر خبر داد یا رسول الله چرا نشستید؟ تمام بافته های شما را کسی از بین برد دوباره اوس و خزرج شمشیر دست گرفتند اونقدر پیغمبر با سرعت آمد که یه طرف عباش به زمین کشیده می شد خودشو رسوند ایستاد جلو جمعیت فرمود: الله الله أبدَعوی الجاهلیة ترجعون؛(سیره ابن هشام) باریک الله سر خونه اولتون برگشتید دوباره یاد جاهلیت کردید بالأخره آرام کرد و داستان تمام شد.

 

 [WU2]

هاشم مرقال از اصحاب خاص امیرالمؤمنین خیلی علی رو دوست داشت تو جنگ صفین اومد خدمت آقا داشت می رفت میدان آقا بهش فرمودند: هاشم وصیتی سفارشی نداری گفت: چرا آقا یه وصیت دارم دوست ندارم تمام دنیا و ما فیها را به من بدهند دست تو دست دشمن شما بذارم من تا آخرین لحظه میخوام در برائت از دشمنان شما کوشا باشم آقا دعاش کرد جزاک الله؛ خداوند بهت جزای خیر بده امام دعاش کرد.

 

حالا عرضم اینجاست خوب دقت کنید رفت میدان هاشم مرقال همین طور که شروع کرد جنگیدن دید یه جوانی از سپاه معاویه درحالی که می جنگه با امیرالمؤمنین و با سپاهیان اون حضرت داره به امیرالمؤمنین ناسزا میگه، فحش میده، توهین می کنه، هاشم مرقال متوقفش کرد گفت جوان به کی ناسزا میگی گفت به علی بن ابی طالب گفت برا چی؟

 

گفت به دو دلیل: «بَلَغَنِی‏ أَنَّ صَاحِبَکُمْ لَا یُصَلِّی»؛ به ما گفتن صاحب شما علی نماز نمی خواند

به ما گفتن خلیفه سوم را امام شما به قتل رسونده هاشم مرقال فرمودند که جوان این دومیش که دروغ محضه هیچ دخالتی امیرالمؤمنین در جریانی که تو مدینه پیش اومد و منجر به قتل خلیفه سوم شد نداشت این دروغ محضه همینایی که پرچمشو عَلَم کردند همینایی که پیراهنشو بر سر نی و پرچم کردند همین ها این کار کردند این دروغ ولی یکیشو می تونم ثابت کنم دستشو گرفت اوردش بین اصحاب امیرالمؤمنین گفت اینارو می شناسی این عمار این اویس ببین پیشانیاشو این مالک تمام آثار سجده کی گفته علی لا یصلی اینا پیرو اویس قرن یه شب تا به صبح گاهی به سجده بوده علی امام ایناست اویس زیر عَلَم یه بی نماز سینه می زنه بابا تو آدمایی که از این آقا آقاش این امام را نمی شناسی ایناییکه دارند از حمایت می کنند ببین ببین کی داره حمایت می کنه اونطرف قضیه کیا هستند تو غرب حمایت از خط فتنه می کنند این طرف کیا حمایت از نظام و رهبری می کنند شما ببین افراد را بشناس اویس داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین عمار داره زیر عَلَمِ امیرالمؤمنین سینه می زنه جوان عذرخواهی کرد پیوست به سپاه حضرت امیر عمرعاص از اون عقب فریاد زد برگرد خدعک العراقی؛ این عراقی گولت زد گفت نه: نصحنی؛ نصیحتم کرد

 

 

  • M.M.HKH
۰۴
مهر
۰۰

شرح و تفسیر زیارت نامه اربعین

الف )حرکت مجاهدانه

 با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،

  1. تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
  2. با قصد خیر خواهی و  اخلاص
  1. (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
  2. اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ

ب) تلاش حداکثری

  1. وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
  2. فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
  3. با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند

و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.

سخنی بود که سید الشهدا «ع‏» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی‏مدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین‏ «ع‏» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله‏ و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی ‏رسول الله‏ «ص‏» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان‏».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون ‏یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی ‏را عیان می‏دید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم ‏سلام می‏دهد، رابطه سخن فوق روشن می‏گردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.

فرق است میان جهالت و ضلالت

اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.

جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.

با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.

اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت

نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.

د)ویژگی های امام

همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .

  • .  السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،

  • . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ 

أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای

  • وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا

و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند

ه)امام حسین شناسی

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،

و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی

  1. دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
  2. هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
  3. اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،

فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.

  1. نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است

فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

ی) وظایف ما نسبت به امام

  1. اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
  2. وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
  3.  بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا

  1. وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
  2.  وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
  3. وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
  4. وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
  5.  وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
  6. فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ

و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان

الف )حرکت مجاهدانه

 با دو شرط فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ ، وَمَنَحَ النُّصْحَ ،

  1. تمام تلاش را مصروف داشت :فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ (حجّت بر بندگانت قرار دادی و در دعوتش جای عذری باقی نگذاشت)
  2. با قصد خیر خواهی و  اخلاص
  1. (و از خیرخواهی دریغ نورزید وَمَنَحَ النُّصْحَ ،)
  2. اخلاص فَجاهَدَهُمْ فِیکَ

ب) تلاش حداکثری

  1. وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ و جانش را در راه تو بذل کرد (مهجه اخرین قطره خون داخل قلب)
  2. فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّیٰ سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً. پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد کرد تا در طاعت تو خونش ریخته شد و حریمش مباح گشت
  3. با تمام گرفتاری ها و در اوج مصیبت ها السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

ج ) هدف ( زدودن انحراف از جامعه )

لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ ، وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی برهاند

و بزرگترین انحراف نشناختن مقام امام و مخالفت کردن با امام در خلیفه مسلمانان دانستن یزید توسط مردم بود.

سخنی بود که سید الشهدا «ع‏» پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی‏مدینه فرمود.مروان، فردای آن شب، امام حسین‏ «ع‏» را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست.حضرت در پاسخ او چنین گفت: «انا لله‏ و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید و لقد سمعت جدی ‏رسول الله‏ «ص‏» یقول: الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان‏».[1] یعنی بر اسلام، سلام باد، باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خدا حافظی کرد، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون ‏یزید باشد.از پیامبر خدا شنیدم که می‏فرمود خلافت بر آل ابو سفیان حرام است.امام، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی ‏را عیان می‏دید.با توجه به اینکه رسم عرب بر این است که هنگام خدا حافظی و وداع هم ‏سلام می‏دهد، رابطه سخن فوق روشن می‏گردد.
[1] لهوف، ص 11، سوگنامه آل محمد، ص 116 (به نقل از مثیر الاحزان)، عوالم (امام حسین)، ص 175.

فرق است میان جهالت و ضلالت

اینجا باید به دو نوع جهل اشاره کنیم: یکی جهل کُهَن و دیگری جهل نوین. به عبارت دیگر جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید. قرآن می فرماید قبل از اسلام جاهلیتی بین مردم بود بنام جاهلیت اولی: وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی[۵] جاهلیت کهن و نخستین. یعنی یک جاهلیت اولیٰ بوده و بعدا جاهلیت های دیگر میاد.

جاهلیت اولی چه بود؟ بت پرستی، تکاثر (ثروت اندوختن و به کمیت ارزش دادن)، دختر زنده به گور کردن، جنگ ها و درگیری های بی دلیل.

با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جاهلیت اولی برطرف شد. قرآن می فرماید کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ با هم اختلاف داشتید اختلافات تبدیل به دوستی شد کُنتُمْ عَلَیٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا بر لبه پرتگاه آتش بودید که شما را از آن نجات داد.[۶] بت پرستی تبدیل شد به خدا پرستی؛ اختلافات تبدیل شد به دوستی؛ زنده به گور کردن ریشه کن شد؛ کار به جایی رسید مردم مدینه خانه هایشان را با مردم مهاجر مکه تقسیم کردند. اینها تغییر جاهلیت اولیٰ بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این جاهلیت را از بین برد.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و نیم قرن گذشت. سال ۶۱ هجری جاهلیتی جامعه را فرا گرفت. این جاهلیت بت پرستی نبود، طاغوت پرستی بود. در این جاهلیت معاویه می گفت نماز جمعه چهارشنبه برگزار شود، مردم می پذیرفتند. می گفتند افرادی حاکم باشند که به سادگی مرتکب گناه می شوند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینها را تَرد کردند، مردم می پذیرفتند. این جاهلیت نو بود. جاهلیت بت و چوب و سنگ نبود. طاغوت پرستی و پیروی کورکورانه از حاکم ظالم بود. لذا این جاهلیت نیاز به یک انقلاب دیگر داشت. امام حسین علیه السلام دین جدش و امت اسلام را در خطر دید لذا اقدام کرد. برای همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود «حسین منی و انا من حسین.» حسین از من است و من از حسین. لذا اسلام با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شکل گرفت و با امام حسین بقاء (نبوی الحدوث و حسینی البقاء) یافت.

اینها نمونه هایی از جهل بود، یعنی بی اطلاعی. خطرناک تر از این جهل اینست که کسی که نسبت به چیزی اطلاع و آگاهی و علم داشته باشد ولی آنرا کتمان کند و حق را بپوشاند و خودش را جاهل جلوه دهد. یا اینکه مطلبی را به غلطیاد گرفته باشد این یعنی ضلالت

نمونه های متعددی در تاریخ دیده می شود از کسانی که اطلاع داشتند و آگاهی داشتند ولی آنرا کتمان کردند. در قضیه غدیر حَسّان، طلحه و زبیر و ... در غدیر حضور داشتند و خبر داشتند ولی در مواقع حساس خودشان را به آن راه زدند.

د)ویژگی های امام

همراهی با امام در این مسیر لازم است لذا باید معرفت به امامان علیهم صلوا الله را بیشتر کنیم .

  • .  السَّلامُ عَلَی وَلِیِّ اللّهِ وَحَبِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی خَلِیلِ اللّهِ وَنَجِیبِهِ ، السَّلامُ عَلَی صَفِیِّ اللّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ ، السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ ، السَّلامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُباتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ.

سلام بر ولی خدا و حبیبش، سلام بر دوست خدا و نجیبش، سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش، سلام بر حسین مظلوم شهید، سلام بر آن دچار گرفتاری ها و کشته اشک ها،

  • . اللّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَ لِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ ، وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ ، وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ ، وَاجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ ، وَقَائِداً مِنَ الْقَادَةِ ، وَذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ ، وَأَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ 

أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ ، وَالْأَرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِأَنْجاسِها ، وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیابِها ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدِّینِ ، وَأَرْکانِ الْمُسْلِمِینَ ، وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ ،

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا، گواهی می دهم که تو در صلب های بلندمرتبه و رحم های پاک نوری بودی، جاهلیت با ناپاکی هایش تو را آلوده نکرد و از جامه های تیره و تارش به تو نپوشاند و گواهی می دهم که تو از ستون های دین و پایه های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می دهم که پیشوای نیکوکار، با تقوا، راضی به مقدرات حق، پاکیزه، هدایت کننده و هدایت شده ای

  • وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوی ، وَأَعْلامُ الْهُدی ، وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقی ، وَالْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا

و گواهی می دهم که امامان از فرزندانت، اصل تقوا و نشانه های هدایت و دستگیره محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند

ه)امام حسین شناسی

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللّهِ وَابْنُ أَمِینِهِ ، عِشْتَ سَعِیداً، وَمَضَیْتَ حَمِیداً ، وَمُتَّ فَقِیداً ، مَظْلُوماً شَهِیداً ، وَأَشْهَدُ أَنَّ اللّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ ، وَأَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللّهِ ، وَجاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتّی أَتَاکَ الْیَقِینُ ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان، شهادت می دهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی، خوشبخت زیستی و ستوده درگذشتی و از دنیا رفتی گم گشته و مظلوم و شهید، گواهی می دهم که خدا وفاکننده است آنچه را به تو وعده داده و نابودکننده کسانی را که از یاری ات دریغ ورزیدند و عذاب کننده کسانی را که تو را کشتند و گواهی می دهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راهش به جهاد برخاستی تا مرگت فرا رسید،

و) موانع حرکت به سمت رشد و تعالی

  1. دنیا پرستی وَقَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا ، وَبَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنی، وَشَرَی آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ ،
  2. هوا پرستی وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدَّی فِی هَوَاهُ ، وَأَسْخَطَکَ وَأَسْخَطَ نَبِیَّکَ
  3. اطاعت از ظالمین وَأَطَاعَ مِنْ عِبادِکَ أَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ ، وَحَمَلَةَ الْأَوْزارِ ، الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ ،

فَجاهَدَهُمْ فِیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ؛ اللّٰهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً ، وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً أَلِیماً.

  1. نه تنها دنیا پرستی و هواپرستی مانع است بلکه رضایت به فعل ظالمان هم مانع است

فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ قَتَلَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ مَنْ ظَلَمَکَ ، وَلَعَنَ اللّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ؛

ی) وظایف ما نسبت به امام

  1. اللّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ ،
  2. وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ ،
  3.  بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی یَا ابْنَ رَسُولِ اللّه

خدای من تو را شاهد می گیرم که من دوستم با آنان که او را دوست دارند و دشمنم با آنان که با او دشمن اند، پدر و مادرم فدایت ای فرزند رسول خدا

  1. وَأَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ ،
  2.  وَبِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرایِعِ دِینِی ، وَخَواتِیمِ عَمَلِی ،
  3. وَقَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ ،
  4. وَأَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ ،
  5.  وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّی یَأْذَنَ اللّهُ لَکُمْ ،
  6. فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَامَعَ عَدُّوِکُمْ ، صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکُمْ ، وَعَلَی أَرْواحِکُمْ وَأَجْسادِکُمْ، وَشاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ ، وَظَاهِرِکُمْ وَبَاطِنِکُمْ

و گواهی می دهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم، بر اساس قوانین دینم و عواقب عملم و قلبم با قلبتان در صلح و کارم پیرو کارتان و یاری ام برای شما آماده است تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان، درودهای خدا بر شما و بر ارواح و پیکرهایتان و بر حاضر و غایبتان و بر ظاهر و باطنتان، آمین ای پروردگار جهانیان

  • M.M.HKH