فیش مراسم احیا شب 21 رمضان
- اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
- بسم الله الرحمن الرحیم
- اَستَغفُرِاللهَ ربی وَ اَتوبُ اِلَیهِ…( 70 مرتبه استغفار )
السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَوَّل مَظْلُومٍ
وَ یا أَوَّل مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ
سلام ما به اول مظلوم علم
سلام ما به آقایی که حقش رو غصب کردند..........
- امشب چه شبیه
- شب آقای مظلومه
- شب اقاییه که تو محراب عبادت
سلام ما به علی و نماز آخر او ...
به حال راز و نیاز و به دیده ی تر او ...
سلام ما به سجودش که رنگ خون دارد
سلام ما به رخ غرق خون و اطهر او
سلام ما به پریشانی حسین و حسن
سلام ما به دل پر ز آه دختر او
************
بدنشو گذاشتن تو گلیمی ، آوردن نزدیک خونه ...
* این بدن سالمه ، فقط فرقش ضربه خورده .... هنوز حیات در این بدن باقی ...
آقا تا سه روز هی از حال میره هی بهوش میاد
*** اما *** اما *** اما ***
*** گلیم کجا ؟ بوریا کجا ؟
*** این بدن هنوز زیر سم اسب نرفته ....
*** آخ یه وقت زینب دید یه ملک داره صدا می زنه ... زمین داره با این ناله میلرزه، حسنین هم که مسجدن ؛ دقت کرد ببینه هاتف چی می گه شنید داره میگه :
"تهدمت و الله ارکان الهدی قًتل علی المرتضی ..."
یه جا اینجا دلش خیلی به لرزه افتاد ...
*** بیست و یک سال بعد تو خیمه نشسته بود ، دید هوا تیره و تار شد .... زمین شروع کرد لرزیدن،
***یادش افتاد،
*** پا برهنه به سمت خیمه ی امام چهارم دوید ، عزیز برادرم چه خبره؟!!
*** کربلا داره میلرزه ؟!! فرمود :
***عمه جان کار بابامو یکسره کردن ....
آخ نگاه کن سرشو بالا نیزه زدن ....حسین ....
- دیدم به روی نیزه ها بال و پرت را
دیدم به صحرا اربا اربا پیکرت را
- دیدم به سرعت آمدند و دوره کردند
دیدم گرفتند اشقیا دور و برت را
- دیدم نشسته شمر روی سینه ی تو
دیدم تمام لحظه های آخرت را
- بالا سرت بودم - گریبان می دریدم
وقتی که با پا بر زمین میزد سرت را
- آقای من هرکار می کردم نمی شد
بیرون کشم از بین مقتل مادرت را
- قرآن روبروی صورتت بگشا
اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ وَفِیهِ اسْمُکَ الْأَکْبَرُ
وَأَسْماؤُکَ الْحُسْنىٰ وَمَا یُخافُ وَیُرْجىٰ أَنْ تَجْعَلَنِى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ؛
خدایا؛ از تو درخواست میکنم به حق کتاب نازلشدهات و آنچه در آن است و
در آن است نام بزرگترت و نامهای نیکوترت و آنچه بیمانگیز است و امیدبخش، این که مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهی.
الهی گواهی که شرمنده ام
به پیش تویا رب سر افکنده ام
ولی هر چه هستم ترا بنده ام
گدایم ، گدا یم تو بخشنده ای
به حق شهیدان پناهم بده
به اشک یتیمان جوابم بده
من از سوز دل شب صدا می کنم
چو مرغ شباهنگ نوا می کنم
ترا این دل شب صدا می کنم
تو خواهی اگر جان فدا می کنم
- اللهم عجل لولیک الفرج
- ای خدا گذشتگان ما رو ببخش بیامرز
- ای خدا رهبر عزیزمون و این انقلاب مقدس را حفظ فرما
- ای خدا امام و شهدا با شهدای کربلا محشور فرما
- مریض های مد نظر شفای عاجل عنایت فرما
- ما رو با قرآن و عترت مانوس تر فرما
- شر دشمنان انقلاب و اسلام به خودشون برگردان
- *** حالا هر کسی هر حاجتی داره من چند لحظه ساکت میشم از خدا بخواین...
... هرچی دوست داری از خدا بخواه
... خدا خیلی کریمه
... جوونا از خدا عاقبت بخیری بخواین
... مادرا برا جوونا دعاکنین
... فرج آقا یادتون نره
- قرآن رو روسرتون بگیرین
- اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فیهِ،
- وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ...
خدایا به حق این قرآن و به حق آنکس که او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى که در این قرآن مدحش کرده اى (علی علی علی ، آیه آیه قرآن مدح علیه)
و به حقى که تو بر ایشان دارى زیرا کسى نیست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد...
- بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله
- بِعَلىٍّ علیه السلام
- بِفاطِمَةَ
- بِالْحَسَنِ
حالا که من، از حرم دورم
درمونم صبر ِ، آخه مجبورم
یه سلام میدم با حسرت، طرف کربلا
آرزو اینه بمیرم محرم کربلا
غم کربلا،من و میکشه
دلم من فقط، تو حرم خوشه
لبیک یا حسین...
هر کی یک بار ،کربلا رفته
بطلب مارو، آقا هر هفته
مگه ما نوکر نبودیم،رزقمون رو بده
مگه ما گریه نکردیم،مادرت شاهده
گریه میکنم،بیا و ببین
مادرت میگه،به ما آفرین
لبیک یا حسین...
(ساقی دل رو ،بی قرارش کن
به حسین مارو،یه سفارش کن)3
سرو کار سینه زنها با ابوفاضل ِ
حتی ذکر ارمنی ها،یا ابوفاضل ِ
دستای قلم،دستم و بگیر
صاحب علم،دستم و بگیر
لبیک یا حسین.....
- بِالْحُسَیْنِ
- بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَیْنِ
- بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ
- بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ
- بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ
دلم جز به مهر تو سامان ندارد
دمی زندگی بی تو امکان ندارد
نباشد فقیر آن که بی مال و پول است
فقیر آن که مثل تو سلطان ندارد
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
- بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى
- بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ
- بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ
- بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ
سلام من به قرآن بر سر تو
سلام من به قبر مادر تو
اگر زائر شدی صحن نجف را
سلام من به بابا حیدر تو
اگر زائر شدی بین الحرم را
سلام من به جدّ اطهر تو
بگو از جانب من با حسینت
سلام من به خون پیکر تو
اگر رفتی کنار قبر عبّاس
سلام من به آن آب آور تو
شب احیا کند ناله سه ساله
پدر جان،کی بریده آن سر تو
اگر رفتی کنار قبر زینب
سلام من به آن چشم تر تو
به مشهد هم که رفتی یابن زهرا
بگو من هم بیایم در بر تو
خلاصه گویمت در بین سرداب
سلام من به سوز سحر تو
- بِالْحُجَّةِ
اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن.